loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 29
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:47

منشأ این کنیه قصه‌ها و افسانه‌ها و کتاب ها متأخر میباشد و در منابع متقدم هیچ اشاره‌ای به آن نشده میباشد.[۱۸] در برخی کتاب‌ها آمده میباشد: تا مجال عضدالدوله، کسی از مدفن فرمانروا‌لامپ(ع) استحضار نداشت و جای حاضر، تل گلی بیشتر عدم وجود که در نزدیکی آن منزل‌های گوناگون وجود داشت. به عنوان مثال پیرزنی در زیر آن تل، منزل‌ای گلی داشت و در هر شب آدینه، ثلث نیمه شب می‌روئت کرد چراغی در غایت فروغ در بالای تل خاک میدرخشد و تا طلوع صبح نورش به حیث می رسد. یکسری شب آدینه مراقب بود و نور و روشنایی لامپ به همین چگونگی ادامه تشریفات مشهد داشت.

با خویش اندیشید شاید این جای قبر یکی‌از امام زادگان یا این که اولیای آفریدگار باشد و عالی میباشد که امیر عضدالدوله را بر این احوال با خبر کند. هنگام روز به همین تصمیم به سرای عضدالدوله دیلمی رفت و چگونگی آن چه را چشم بود، به پهنا رسانید. امیر و حاضران از بیانش در تعجب شدند. درباریان که اینگونه موضوعی را بر خلاف می‌دانستند، هریک با ذوق وسلیقه خویش چیزی ذکر کردند. یک کدام از خاطرنشان کرد: پیرزن به انگیزه ضعف قوا، شب خوابش نمی‌پیروزی.

و هر که سخنی می‌ذکر کرد. عضدالدوله اعلام کرد: «نباید اینگونه باشد که شما میگویید. سخنان این زن در دل اینجانب اثری پسندیده باقی گذاشت؛ چون می گوید که‌این لامپ، تنها در شب‌های آدینه، آن هم در ثلث نیمه شب چشم می گردد خیر تمامی شب‌ها و خیر مجموع شب آدینه. با اعتنا به‌این مورد، می بایست اعتنا بیشتری داشت؛ باشد که رازّی از اسرار مکشوف شود.» به هر اکنون قرار شد که او‌لین شب آدینه آتی، شخصاً داخل منزل پیرزن به ضیافت رود و خویش لامپ را معاینه و مشاهده نماید.

زیرا شب آدینه فرا رسید، فرمان روا به منزل پیرزن آمد. زیرا ثلث نصف شب شد، چشمش را متوجه سمتی نمود که لامپ را به وی نماد می‌بخشید، او آشکارا نوروروشنایی لامپ را روئت کرد و در شگفتی تعجب آور بماند. گیج و متفکر به سرای خود رجوع و برگشت و با خویش اعلام کرد: «این اثر ها و علایم چه‌گونه و از کجا میتواند باشد و آیا آن چه را چشم‌ام، خواب بوده میباشد یا این که بیداری؟»

در همین تحیر و درنگ، به خواب رفت. در دانا رؤیا سیدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به وی فرمود:‌ ای امیر از چه در ذهنی؟ درین محل، مدفن اینجانب میباشد و اینجانب احمد بن موسی الکاظم(ع) هستم و برای یقین خیال خویش، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به دلیل تو بفرستم.» و زیرا عضدالدوله اینگونه بدید و بشنید، خرسند از خواب بیدار شوید...[۱۹]

مدفن احمد بن موسی(ع)
درباره محل دفن او دو عقیده وجود دارااست:

خراسان [۲۰]
شیراز (حیث دارای اسم و رسم میان بزرگان و مورخان)[۲۱]
فرزندان
بخش اعظمی از علمای انساب احمد بن موسی را فارغ از فرزند دانسته‌اند؛[۲۲]البته مغایر آنها بعضا او را دارنده فرزند دانسته‌اند، ضمانت کننده بن شدقم برای او چهار فرزند به اسم‌های محمد، علی، عبدالله و داود نقل نموده است. [۲۳] عباس سود قمی [یادداشت ۲] امامزاده ابراهیم مدفون در قم را فرزند احمد بن موسی می داند. [۲۵]

روز بزرگداشت
در سال ۱۳۸۶ش با تصمیم شورای تمدن همگانی استان عجم، ۶ ذی‌القعده در دهه کرامت یعنی حدفاصل میلاد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) به‌تیتر روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ انتخاب شد.[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:04


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) پر اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، عالم، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و مولف کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء می باشد. روضه خوان حر عاملی وی را جامع کلیه‌ی نیکی‌ها در دانش، آرامش، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و برخی هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم او‌را سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت تشریفات مشهد میدانند.

اشخاصی او‌را اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعد از زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعد از مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن درگیر شد و عاقبت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا انتها قدمت در آنجا ماند.

وی پیش استادانی همانند روحانی طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید استحصال دانش کرد و شاگردانی مثلا؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضا از محققین، او سرنوشت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک ودیعت شد.

میلاد و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق دیده به جهان گشود.[۱] جمع‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند تولد او در مازندران بوده میباشد، [۳] ولی برخی قائل‌ به تولد او در بغداد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد او‌را شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روحانی طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از محققان شیعه معرفی گردیده‌است.[۶]

سفرها
او درپی زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن سرگرم شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعد از مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] در‌این هجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او قصه شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن فرصت مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه‌ها بود. او تا انتها قدمت در حلب ماند.[۱۱]

منزلت علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روضه خوان عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل مذکور میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روحانی علی (پدرش)
فتال نیشابوری صاحب و مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی مالک تعبیر و تفسیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری صاحب و مالک تعبیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی دارای اسم و رسم به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی دارای شهرت به ابن‌زهره
روضه خوان الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روحانی یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثرها
بعضا از اثرها ابن شهر آشوب بدین قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]
وفات

عکسی دیرین از جبل الجوشن محل به خاک اختیار ابن‌شهرآشوب در حلب - سال ۱۹۶۲م
ابن‌شهرآشوب در شب آدینه ۲۲ شعبان سال ۵۸۸ق در شهر حلب درگذشت و در نوک کوه مشهور به جَبَل جوشن به خاک ودیعت شد.[۱۵] از بینش شیعه ها حلب این جای مدفن محسن السقط فرزند امام حسین(ع) میباشد.[۱۶] و به مشهد السقط شناخته میشود.[۱۷]

حرم‌ای در شهر بابل بنام ملا محمد بن شهرآشوب آوازه داراست که همانندی اسمی با ابن‌شهرآشوب داراست. دقیقا مشخص و معلوم وجود ندارد بقاع ملامحمد بن شهر آشوب به چه کسی وابستگی دارااست و این حرم مدفن چه فرد یا این که شخصی میباشد. پزشک معالج منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استارآباد» (جلد چهارم) در این باره آورده میباشد:

«به طبع این حرم مرقد روحانی رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهر آشوب السروی وجود ندارد که از فحول و علما قرن ششم قمری و اهل ساری بوده و در حین المتقی (۵۵۵ – ۵۳۰) در بغداد بر منبر میرفت، چون او به حلب مسافرت کرد و تا نقطه پايان قدمت در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ق. رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک ودیعت شد.»
شاید این بقعه مرقد بابا وی باشد که علی اسم داشت و پسر شهر آشوب بود، یا این که فرد دیگری از مردان این خویشان میباشد که مشهور به شهر آشوب یا این که ابن‌ شهرآشوب بوده‌اند.[۱۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:23

پایانُ الزَّمان اصطلاحی فقاهتی به معنای زمان نهایی دنیا که در تمامی ادیان الهی به آن اشاره شد‌ه‌است. در باورهای رایج، آخرالزمان با رویدادها خیره کننده شناخته میگردد. مهمترین خصوصیت این روزگار افول آئین‌داری عموم و بعد از آن ظهور یک منجی میباشد. تاریخ ظریف ظهور منجی آخرالزمان نامعلوم میباشد و صرفا می‌اقتدار آن را به قسمت آخرین دوران که به قیامت متّصل می‌شود تمجید تشریفات مشهد نمود.

مضمون‌‌شناسی
اصطلاح آخرالزمان در قرآن نیامده میباشد، اما آیاتی درباره آتی جامعه ها انسانی در قرآن چشم میگردد که بر حکومت توحید و عدل در آجل معاش بشر و خلافت و وراثت صالحان بر زمین و برد حق بر فسخ دلالت می‌نماید.[۱]

آخرالزمان در احادیث اسلامی در دو مضمون‌ به فعالیت رفته میباشد؛ برهه زمانی‌مجال فی مابین شروع نبوت رسول اکرم(ص) تا وقوع قیامت،[۲] و دیگری زمانه ظهور امام دوازدهم(عج).[۳] بنابر بعضی احادیث، نبی اکرم(ص)، فرستاده آخرالزمان دانسته گردیده است.[۴] همینطور در بخش اعظمی از احادیث اسلامی[۵] اصطلاح آخرالزمان به معنای هنگامی دانسته گردیده که در آن منجی (مهدی موعود(عج)) ظهور می‌نماید.[۶] در احادیث اسلامی و شیعی، خصوصیت‌هایی برای انتها الزمان آورده شده میباشد؛ به عنوان مثال امتحان‌های مشقت بار و فتنه‌های آخرالزمان،[۷] ظهور منجی و جدال فی مابین حق و فسخ،[۸] و همینطور غلبه حق بر فسخ و بعدازظهر طلایی دنیا.[۹]

انتخاب مجال
در احادیث اسلامی، خیر‌صرفا به تاریخ ظریف این برهه زمانی هنگامی اشاره‌ای نشده، بلکه انتخاب تاریخ ظریف آن تکذیب شد‌ه‌است.[۱۰] بنابر احادیث، وقت ظهور منجی را کسی جز معبود نمی‌داند و از مصادیق دانش غیب به شمار میاید. امام رضا(ع) از نبی(ص) نقل می‌نماید که مجال قیام موعود، مانند قیامت میباشد که کسی جز معبود آن را نمی‌داند و به صورت ناگهانی واقعه میفتد.[۱۱]

آیات
در احادیث اسلامی برای زمان آخرالزمان، نشان‌هایی آمده میباشد که به آرم‌های آخرالزمان مشهور میباشد و از این حیث ظهور موعود به قیامت تشبیه شد‌ه‌است، چون همچنان که قیامت علائمی دارااست (اشراط الساعة)، ظهور موعود نیز دارنده نماد‌هایی میباشد که پیش از آن صورت می دهند.[۱۲] در بعضا از کتاب‌ها این آیات از آن رو که رویدادهای اساسی بعد از ظهر ظهور می‌باشند، به علائم ظهور دارای شهرت گردیده‌اند.[۱۳] برخی از این آیه‌ها عبارتند از:

خروج سفیانی[۱۴]
ظهور سید حسنی، اختلاف بنی عباس در مُلک و سر گروهی[۱۵]
کسوف خورشید در نصفه رمضان و خسوف ماه در نقطه پايان آن[۱۶]
طلوع خورشید از مغرب[۱۷]
خودکشی زکیه[۱۸]
فساد مسجد کوفه، خروج یمانی، حلال شمرده شدن خون و کالا عموم[۱۹]
خروج دجّال[۲۰] که در احادیث اسلامی آمده میباشد که او چهل روز در زمین پندار می‌نماید[۲۱] و اکثری از اشخاص سست ایمان به وی می‌گرایند و این به انگیزه شغل های خارق العاده‌ای میباشد که ایفا میدهد.[۲۲]
پدید وارد شدن مبارزه‌ها و کشتارها و از دربین رفتن نشان‌های حق[۲۳]
ظهور فسادهای گرانقدر در جهان[۲۴]
ناقص شدن عقول عموم[۲۵]
زیاد شدن شلوغی و سست شدن ایمان عموم[۲۶]
قرار تصاحب کردن اشخاص نالایق در مدیر جامعه، اطاعت مرد از همسر خود، گرانقدر شمردن متاع جهان، عدم امنیت[۲۷]
ظهور فتنه‌های گوناگون دربین عرب[۲۸]
از در میان رفتن حجب و حیا در زنان و خردسالان[۲۹]
اشاعه ربا[۳۰]
وقوع قتلهای پهناور در عالم و ظهور فتنه‌ها[۳۱]
بی‌نیاز شدن مرد از زن و زن از مرد[۳۲]
نوشیدن شراب و پوشیدن جامه‌های حریر[۳۳]
تفاوت با علامت‌های قیامت
در قرآن[۳۴] و احادیث اسلامی، اصطلاحی به اسم اشراط الساعة وجود داراست که به معنای تیم حوادثی میباشد که تحقق آن‌ها نماد وقوع قیامت میباشد.[۳۵] از این رو، صاحبان جامعه ها حدیثی بابی با تیتر «اشراط الساعة» باز‌اند.[۳۶]

ولی در بعضی از منابع اهل سنت و بعضی جامعه ها حدیثی شیعه، نشان‌های ظهور مهدی(عج) با آرم‌های مجاورت شدن برپایی قیامت آمیخته گردیده است. در حالی‌که آخرالزمان ناظر به نصیب آخری همین فقید میباشد البته اشراط الساعه آرم‌های برپایی قیامت میباشد.[۳۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
شنبه 7 تير 1404 زمان : 10:24

رَجَب یا این که رَجَب المُرَجَّب هفتمی ماه از ماه‌های قمری و اولیه ماه از ماه‌های حرام میباشد. بر جاری ساختن حج عمره، روزه‌ و عبادت تشریفات مشهد درین ماه تأکید گردیده‌است.

از نبی(ص) نقل میباشد: رجب ماه خداست، شعبان ماه اینجانب میباشد و رمضان ماه امت اینجانب میباشد. همینطور اجر روزه‌داری یک روز ماه رجب را اجر یک ماه روزه بیان نموده است." اولیه شب آدینه ماه رجب را لیلة الرغائب میگویند که برای آن انجام و آدابی خاصی بیان میباشد. در کشور‌ایران سنت اعتکاف در روزهای ۱۳ تا ۱۵ این ماه، که به روز ها البیض معروفند، اعمال میشود.

مهمترین اتفاق تاریخی ماه رجب بعثت نبی اکرم(ص) میباشد. به دنیاآمدن امام علی(ع)، امام باقر(ع) و امام جواد(ع) و نیز شهید شدن امام هادی(ع) و امام کاظم(ع) از سایر مناسبت‌های این ماه می‌باشند.

جاری ساختن زیارت معصومان به‌ویژه زیارت امام حسین(ع) در اولیه و اواسط ماه (که به باعث غفلت عموم از فضیلت آن غفیله اسم گرفته میباشد) و نیز زیارت امام رضا(ع) و قرائت دعای یا این که اینجانب ارجوه در ماه رجب پیشنهاد گردیده‌است.

وجه اسم‌گذاری
رجب به معنای والا داشتن و بزرگ شمردن میباشد.[۱] ماه رجب به معنای ماهی میباشد که گران قدر و با شخصیت شمرده می شود. به نقل منابع لغوی، عرب از روزگار نا‌آگاهی قبل از اسلام این ماه را بلندمرتبه می‌داشته و از مبارزه در آن جلوگیری می‌نموده است.[۲] مُرَجَّب هم به معنای بلندمرتبه داشته گردیده‌است.[۳] ماه رجب با اوصاف و اسم‌های دیگری نیز خوانده گردیده‌است. بدین ماه «رجب الفَرْد» گویند؛ بدین جهت که از سه ماه حرام دیگر که پیرو هم واقع گردیده‌اند، یعنی ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم جداگانه افتاده میباشد. بدین ماه «رجب المُضَر» نیز گویند، به‌این جهت که بستگان مُضَر برای این ماه احترام ویژه‌ای قائل بودند.[یادداشت ۱] رجبُ الاَصَمّ، رجبُ المُرَجَّب، رجبُ الحرام، [یادداشت ۲]مُنصَل الأَسِّخیر و مُنصَل الأَلّ از سایر اسم‌های این ماه میباشد در نا‌آگاهی و آن را به‌این جهت اینگونه نامیدند که در‌این ماه(به خیال این که از ماه‌های حرام بود) سِنان‌ها (نیزه و سرنیزه)را از خویش بدور می‌کردند و دست به مبارزه نمی‌بردند و به یکدیگر نمی‌تاختند. (از اقرب الموارد).[۴][یادداشت ۳]

در اسم‌گذاری این ماه به «رجب الاصَبّ» و «رجب الاصَمّ» از نبی اکرم (ص) نقل میباشد که فرمود:

«سُمِّيَ شَهرُ الرَّجبِ الاَصَبَّ ِلاَنَّ الرّحمةَ تُصَبُّ عَلَی اُمَّتی فیهِ صَبّاً وَ یُقالُ الاصَمُّ لِاَنَّهُ نُهِیَ فیهِ عَن قِتالِ المُشرکینَ وَ هُوَ مِنَ الشُّهورِ الحُرُم.»[۵] «ماه رجب را اَصَبّ نامیده‌اند زیرا درین ماه عفو وبخشش الهی بر امت اینجانب فرو می‌ریزد و ماه اَصَمّ میگویند زیرا درین ماه از پیکار با مشرکان نهی گردیده است و زیرا صدایی برای فرا تلاوت به نبرد (خیر فراخوانی برای پیکار و خیر شیهه اسب و خیر صدای کشیده شدن خنجر از نیام)درین ماه شنیده نمی شود بیان کننده این ماه از این لحاظ ناشنواست.»
ماه رجب قبل از اسلام
نوشته‌علمیٔ اساسی: ماه حرام
ماه رجب نزد اعراب جاهلی حرمت و بها والایی داشته میباشد به سیرتکامل‌ای که در‌این ماه نزاع، خونریزی، قتل، غارت و شبیخون ممنوع و حرام بوده میباشد.[۶] بعد از ظهور اسلام بر اعتبار و قیمت این ماه افزوده شد و جنبه‌های فقهی به‌این ماه قداست داد.[۷][یادداشت ۴]

فضیلت و رده ماه رجب
از عبدالله بن عباس نقل میباشد که زیرا ماه رجب فرا میرسید، مسلمان ها دور و بر نبی رینگ می‌زدند و فرستاده بعداز ثنای خدا و یادی از پیامبران قبل از خویش می‌فرمود:

«ای مسلمان‌ها! ماه تبارک و با برکتی بر شما سایه افکنده میباشد و آن ماه اَصَبّ میباشد که عفووبخشش الهی بر هر کس اورا پرستش می‌نماید فرو می‌ریزد مگر مشرک یا این که هر کس بدعتی را در اسلام اظهار و ساخت نموده است. به حقیقت که در ماه رجب شبی میباشد که هر که در آن بیدار باشد و نماز گزارد معبود جسدش را بر حریق حرام می‌نماید و هزار مَلِک با وی مصافحه می‌نمایند و هزار ملک تا همچون آن روز برای وی استغفار می‌نمایند. آنگاه فرمود: هر که روزی از ماه رجب را روزه بگیرد، از هراس روز قیامت در تامین میباشد و از حریق دوزخ و جهنم نجات مییابد».[۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:47


عمل‌های سیاسی

اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی

برگه دوم اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیت‌الله بروجردی
مخالفت با تغییر تحول خط
برخی نقل کرده‌اند که آیت‌الله بروجردی در پرهیز از تغییر و تحول خط در عصر رضاشاه نقش داشته میباشد. بنابر این نقل، رضاخان به تبعیت از آتاتورک قصد به تغییر تحول خط گرفت و آیت‌الله بروجردی با این قصد به شدت تشریفات مشهد مخالفت کرد:

«غرض اینان از تغییر تحول خط، دورکردن جامعه ما از فرهنگ و تمدن اسلامی میباشد، اینجانب تا زنده‌ام، اذن نمی‌دهم این عمل را عملی نمایند، به هر‌جا که می خواهد منجر گردد.»[۶۶]
مجلس مؤسسان و منع از تغییر و تحول آیین قانونی
در اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ش پادشاه می‌خواست بوسیله مجلس مؤسسان و از روش برخی تغییرات در قانون اساسی کشور، اختیارات خویش را توسعه و گسترش دهد؛ اما این سیرتکامل شایع گردیده بود که پاد شاه می خواهد بدین عذر و بهانه، مذهب شیعه و دیانت اسلام را کنسل و رویکرد را برای رسمیت دادن به فرقة ضاله بهائی هموار نماید.[۶۷]
درین موقعیت دهانزد گردیده بود که آیت‌الله بروجردی با تشکیل مجلس مؤسسان موافق میباشد. در ادامه این مورد، آیت‌الله خمینی و آیت‌الله سید محمد پژوهشگر (داماد)، آیت‌الله روح الله کمالوند خرم‌آبادی و آیت‌الله مرتضی حائری، طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی نوشتند: «زیرا منتشر میباشد که راجع‌به مجلس مؤسسان در میان حضرت مستطاب بهتر و بعضا اولیاء کارها مذاکراتی گردیده و بالنتیجه با تشکیل مجلس مؤسسان موافقت فرموده‌اید… مستدعی میباشد واقعیت آن نشر را برای پر‌نور شدن تکلیف فقاهتی اعلام نمائید»؛ همینطور شایع گردیده بود که آیت‌الله بروجردی علاوه بر پاسخ کتبی نوشته بودند: از علماء اعلام انتظار می‌رود در مواردی که‌این عهد و پیمان انتشارات مخالف واقع می شود، خودشان نگهبانی نمایند. اما عشق‌مندی به مصالح کشور بر کلیه مشاهده میشود، غایت مقتضی وجود ندارد که هر اقدامی گوشزد عامه گردد. برای اینکه مبادا تغییراتی در مفاد مرتبط با کارها دینیه داده خواهد شد. تذکراتی مکرر داده‌ام، تا آنکه جدیداً ابلاغ نمودند که خیر فقط در خصوص مرتبط با دیانت تصرفی نخواهد شد، بلکه در تحکیم و تشیید آن اهتمام شود. معذالک در آحاد مجالسی که در حوالی این مسئله گفتگو گردیده که در بعضا از آن مجالس، توده‌ای از علماء اعلام حضور داشتند، واژه‌ای که دلالت یا این که اشعار به موافقت درین قضیه داشته باشد، از حقیر صادر نشده. چه طور ممکن میباشد در اینگونه کارها مهمی نظرها نماییم با آنکه محیط آن پر‌نور وجود ندارد؟».
قائم منزلت رفیع، مشاور پادشاه و پزشک معالج اقبال، وزیر مملکت از طرف فرمان روا نزد آیت‌الله بروجردی آمدند، و صریحاً اعتقاد و باور دادند که آئین قانونی تغییر و تحول نخواهد کرد و نهایتاً نیز به به عبارتی به دست آوردن اختیارات بیشتر برای پاد شاه اکتفا شد.[۶۸]

نهی کردن از اعدام آیت‌الله کاشانی
در‌حالتی که چه در طی ملی شدن صنعت نفت، فی مابین آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی ارتباط حسنه‌ای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیت‌الله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیت‌الله کاشانی شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیت‌الله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی سروصدا کرد؛ البته از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل گردیده است که:

اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و استارت و نقطه نهایی آن را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمیشوم. این موضوع ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه شود و آتی در مشت چه کسی خواهد بود. اما روحانیت ابدا نباید با این تکان مخالفت نماید که چنانچه با این تکان مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشور‌ایران تصویب میشود که روحانیت منجر این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در یک‌سری روایت مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیت‌الله بروجردی علیه مصدق موضع‌گیری نمایند،[۷۲] البته آیت‌الله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی مبتنی بر امان او از دولت مصدق وجود داراست.[۷۳][۷۴]

مقابله و تعامل با فداییان اسلام
روش غیرمداخله جویانه آیت‌الله بروجردی با طریق نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی همسان عدم وجود.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع می خواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این جایگاه را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیت‌الله بروجردی، روی خوش به فداییان نشانه نمی‌بخشید. در آغاز با پند سعی بر ممانعت آن ها داشت. رمز درس مکرر می‌بیان کرد:

«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی می‌باشند، اندوهگین و عصبانی، بایستی راهنمایی بشوند. اینجانب از آن ها می خواهم که‌این امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشم‌ایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور به چه شکل آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرم‌آبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیت‌الله کاشانی را از دست اندرکاران اختلاف فدائیان با آیت‌الله بروجردی میدانند.[۷۸][۷۹] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیت‌الله بروجردی از او پناه و برای آزادی‌اش سعی کرد. وی همینطور از اشخاصی که با فرمانروا ارتباط داشتند، پیمان گرفته بود که از فرمان روا بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعد از شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از حزن حالا هیچ کاری را ندارم»[۸۰]

جنگ با بهاییت
آیت‌الله بروجردی بهائیت را ضد شیعه و استقلال کشور‌ایران می‌دانست.[۸۱] وی خطر بهائیت را بدون شوخی می‌دانست و نقل شده پیکار با بهائیت به وسیله وی شروع شد. وی برای این مراد، بعضی از علما همانند آیت الله منتظری، ابراهیم امینی و احمدی شاهرودی را به شهرهای دیگر می‌ارسال کرد.[۸۲] در حادثه‌ای که مشکلاتی فی مابین بعضا مسلمان ها و بهائیان به وجود آمده بود، آیت‌الله بروجردی، امام خمینی را به ملاقات محمدرضا فرمانروا ارسال کرد تا از مبادرت علیه مسلمان‌ها دوری نماید.[۸۳] اقدامات سید حسین بروجردی سبب شد به امر پاد شاه حظیرة‌القدس، ساختمان راس اداری بهائیان در طهران، در سال ۱۳۳۴ش بسته خواهد شد،[۸۴] هر چندین راءس آن‌ها، بعد از آهسته شدن اوضاع و احوال عمل خویش را مجدد شروع کرد.[۸۵]

قبل از مرجعیت آیت‌الله بروجردی نیز، در سال ۱۳۴۵ق مدیریت اداره تصویب حال و روز بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان لخت، در سطح شهر به شیوه افتاده بود. این خبرها به گوش آیت‌الله بروجردی رسید و او برای اعتراض؛ بروجرد را به مقصد عتبات عالیات شکاف کرد. فرمان‌دار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره تصویب اوضاع و احوال و معاونش را عزل و تنبیه کردند و آیت‌الله بروجردی را به شهر برگرداندند؛ البته او پس از یک سری ماه، بر تاثیر دلتنگی و اجرا مغایر شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف سکنی گزید.

نگهبانی از فلسطین
موضع آیت‌الله بروجردی در عوض اشغال قدس، بوسیله متجاوزان صهیونیست، موضعی سفت بود.[۸۶] وی در سال ۱۳۲۷ش بیانیه‌ای را در محکومیت صهیونیسم در میان‌الملل و غاصبان فلسطین صادر کرد و در آن از مجاهدان فلسطینی با احترام خاطر کرده و برای موفقیت آنان دعا کرد.[۸۷]

درخواست گنجاندن درس فقهی در عصر ابتدایی
پیرو اعلام دولت، برای اجرای لایحه تعلیمات اجباری در عصر ابتدایی، آیت‌الله بروجردی خواهان گنجاندن درس تعلیمات شرعی درین عصر شد و نماینده خویش، آقای فلسفی را مأمور مصاحبه با دولت کرد.[۸۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:46


رجوع به کشور‌ایران
بهشتی در ۱۳۴۹ش، از آلمان به کشور ایران آمد و ساواک بازدارنده رجوع او به آلمان شد. در مسافت سال‌های ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ش، بهشتی در طهران و قم به شغل‌های علمی و آموزشی و اداره جلسات آموزشی و تبلیغی برای طلاب و جوان ها دانشگاهی پرداخت و ذهن ها خویش را از این روش در جامعه اشاعه تشریفات مشهد کرد.[مستلزم منبع]
به عنوان مثال کار‌های اصلی او در‌این عصر، حضور مؤثر در نصیب نرم‌افزار‌ریزی درس تعلیمات شرعی وزارت نظام آموزشی و شرکت کردن با روحانیون دیگر مانند شهید پزشک معالج محمد جواد باهنر، علی گلزاده غفوری و سید رضا برقعی در تألیف کتاب‌های درس فقاهتی و قرآن مدرسه های سراسر سرزمین بود. این کتاب‌ها در شناخت کلان جوان ها آن زمان با اسلام و ساخت و ساز موضوع‌های اعتقادی برای انقلاب اسلامی در ذهن آن ها مؤثر بود. در ۱۳۵۴ش، ساواک او‌را بازداشت و بازه کوتاهی زندانی کرد.[۱۰]

جامعه روحانیت اهل مبارزه طهران
با نقط ی اوج گیری مبارزات ملت جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۶ش، کار‌های بهشتی رنگ سیاسی بیشتری گرفت و قدرت و تجارب او در سازماندهی، رئیس و جذب نیروهای وفادار به ظهور رسید. مثلا اول اقدامات او همیاری در ساخت و ساز تشکلی به اسم «جامعه روحانیت جنگ جو طهران» در فصل پاییز ۱۳۵۷ش بود که خویش نیز در هسته مرکزی آن عضویت داشت.[مستلزم منبع] جامعه روحانیت جنگجو با سفارش عبدالمجید معادیخواه و موافقت سید محمد حسینی بهشتی در روزهای قبل از موفقیت انقلاب اسلامی تحصنی در دانش کده طهران را برای سرعت بخشیدن به فرایند انقلاب و تحقق مطالبات رئیس کرد.[۱۱]

شورای انقلاب

از راست: شهید سید محمد بهشتی، سید عبدالحمید مولانا، مصطفی مسجد کاملی، سید روح الله خمینی، سید علی حسینی خامنه ای، حسن سعید تهرانی
اندکی آن گاه «شورای انقلاب» به فرمان امام خمینی تشکیل شد و بهشتی در شمار اولیه اشخاصی بود که امام خمینی او‌را به عضویت این شورا تعیین کرد.[۱۲]
در فصل‌پاییز و فصل زمستان ۱۳۵۷ش بهشتی نقش بسیار مؤثری در هدایت و سازماندهی مبارزات اسلامی عموم کشور‌ایران به رهبری امام خمینی داشت و عمل‌ها و ارتباط ها وی با دیگر افراد در‌این روزها به شدت زیر حفظ ساواک بود.[۱۳] او در برگزاری راهپیمایی پر اسم و رسم تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ش در طهران و شهرستان‌ها فعال بود.[۱۴] هم چنان در راهپیمایی ۱۶ شهریور که قبل از واقعه آدینه سیاه (۱۷ شهریور) بود حضور بدون شوخی داشت و نماز جماعت آن روز به امامت وی برگزار شد. [۱۵]

پس از برد انقلاب اسلامی
پس از موفقیت انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، بهشتی یاور با سید علی خامنه‌ای، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» را اعلام داشت که‌درنگ آن از مدتی پیش در ذهن وی و یارانش جوانه زده بود.[۱۶] این حزب آیتم استقبال عوام مردم انقلابی و متدین قرار گرفت و بهشتی که دبیرکل حزب بود، آن را کانون کار‌های سیاسی و انقلابی خویش قرار بخشید و به گفته آیت الله خامنه‌ای «در لحظه لحظه قدمت پرماجرای این حزب از همگی اخلاص و حلم و حکمت و تدبیر و هوش خدادادی چهت نیل به آرمان‌های حزب که به عبارتی مقصود‌های انقلاب اسلامی میباشد فایده می‌گرفت».[۱۷]او هم چنان مدتی در سال ۱۳۵۹ش. یک روز در هفته با هماهنگی دفتر کار تبلیغات امام، دفتر کار تبلیغات اسلامی امروز در عده متعددی از طلاب و فضلای حوزه علیمه قم مالکیت در اسلام را درس دادن میکرد.[مستلزم منبع]

شرکت کردن در تدوین قانون اساسی ایران
بهشتی در برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و تدوین قانون اساسی کشور نقشی مؤثری داشت. وی که خویش در آن مجلس به نمایندگی از عموم طهران عضویت داشت، از سوی نمایندگان تحت عنوان نایب مدیریت آن مجلس تعیین شوید و عملاً اداره آن را بر ذمه گرفت و در تهیه قانون اساسی کشور کشور ایران و ثبت آن کارایی و تأثیر بسیار داشت.[۱۸]

مدیر دیوان بهتر مرزو بوم

دیدار سید محمد بهشتی و دیگر مسئولان قضایی کشور ایران با امام خمینی.[۱۹]
در ۱۳۵۸ش امام خمینی او‌را به سر کردگی دیوان‌بهتر مملکت تعیین کرد؛ او وظیفه «ساخت و ساز تشکیلات نوین قضایی بر پایه ی تعالیم مقدس اسلام... و تدوین لوایح قضایی نو کشور ایران» را برعهده گرفت.[۲۰]

نقش مفید در صورت‌گیری نظام جمهوری اسلامی
بهشتی در زمان نسبتاً کوتاه در بین برد انقلاب اسلامی تا مجال شهیدشدن، با تفکر و سعی بی‌وقفه درصدد تهیه و تنظیم و تدوین حمایت کننده‌های نظری و رسمی برای نظام کشور ایران و نیز تشکیل و تأسیس موادسازنده اساسی حکومت اسلامی بود. در‌این زمان می‌می بایست اورا از مشهور‌ترین فیس‌های معتقد و مدافع درنگ‌های امام خمینی دانست.

سید محمد حسینی بهشتی:
قرآنی كه سرتاسرش دعوت به تفكر و درنگ و ژرف اندیشی می كند و می‌گوید عقلت را به كار بیانداز تا بفهمی محمد(ص) بر حق میباشد. آیا میشود اذعان کرد قرآن آمده تا بر پیشانی عقل داغ فسخ بزند؟ ابداً می گردد این را تصور كرد؟ پس خیلی پر‌نور میباشد كه وحی برای از میدان به در كردن عقل و تامل وجود ندارد

منبع : پیامبری از نگاهی دیگر، ص۱۹۱

او تحقق اسلام را در جامعه در گرو تحقق مفاهیم بنیادینی از قبیل استقلال، عدل و داد، آزادی و شرکت کردن عموم در کارها سیاسی و شغل‌های اقتصادی می‌دانست. داشتن اینگونه بینشی سبب ساز گردیده بود تا بر جدا احاطه بیگانگان از مملکت و بایستگی استقرار و استقلال قوه قضاییه و تعدیل گنج در جامعه از روش توسعه و گسترش مالکیت‌های تعاونی و تقویت کمپانی‌های تعاونی و مداقه عمل‌های سیاسی در پوسته احزاب و همفکری در پوسته شوراها تأکید بلیغ داشته باشد.[۲۱]
بهشتی در جذب نیروهای جوان به شغل‌های سیاسی و اجتماعی و تشویق آن‌ها به سازندگی مملکت بضاعت و توان قابل مراعات‌ای داشت و از این شیوه به «کادرسازی» برای ایران می‌پرداخت. «جهاد سازندگی» و سازمانهای شبیه آن، به همین جهت، از دفاع و رئیس او فایده‌مند می‌شدند.[۲۲]


تشییع سید محمد بهشتی در طهران.[۲۳]
بهشتی در کنار دانایی از معارف اسلامی، با وجوهی از فکر‌های غربی نیز شناخت داشت و سخنوری توانمند و تالیف کننده‌ای خوش مداد بود. وی صاحب و مالک رخ‌ای جالب و قامتی بلند و حسن خلقی آمیخته با رأفت و بخشندگی و دارنده سعه صدر و انصاف و بهره مند از شکیبایی و وقار بود. روحیه‌ای با نشاط و امیدوار داشت و در نظم و انضباط و مدیر مثال بود و به برگزاری نماز در اولیه وقت تقید خاصی داشت.[۲۴]او اعتقادوباور داشت با لاف کسی به رویکرد راست هدایت نمیشود و همان طور که اسلام گفته بشر از مجرای لاف به مقصود راست نمیرسد. [۲۵] تیم این امتیازات، به عبارتی‌طور که اورا در راس اعتنا جمع عموم متدین و مردم نیروهای طرفدار انقلاب اسلامی قرار داده بود، او را آماج دشمنی‌ها و افترا‌های تمامی افراد و تیم‌هایی ایجاد کرد که او‌را مانعی بر راز رویه خویش می‌دیدند. دامنه پهناور دشمنی و مخالفت با او و کثرت بهتان‌هایی که بر وی، مخصوصاً بعد از موفقیت انقلاب، وارد شد و طاقت و بی سروصدا او در قبال این دشمنی‌ها حیرت‌آور میباشد.

شهید شدن
نوشته‌علمیٔ اساسی: انفجار دفتر کار حزب جمهوری اسلامی
بهشتی در ۷ تیر سال سال ۱۳۶۰ش، در محل کار حزب جمهوری اسلامی همپا با توده‌ای از همفکرانش بر تاثیر انفجار بمب به شهیدشدن رسید. مسئولیت این بمب گذاری را سازمان تروریستی موسوم به سازمان مجاهدین خلق و خوی کشور‌ایران بر ذمه گرفت. پیکر او بعداز تشییع در طهران در فردوس زهرا به خاک ودیعه شد. در اعلامیه امام خمینی به مناسبت شهید شدن بهشتی و یاران وی آمده میباشد: «بهشتی... مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار دیده معاندان اسلام بود».[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 11
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:26


محمد بن احمد بن جنید کاتب اسکافی مشهور به ابن‌جُنَید اسکافی از فقها و متکلمان امامیه قرن چهارم هجری قمری و از استادان روحانی موءثر می‌باشد. ابن‌جنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو فقید روزگار قدیم) می‌نامند. ابن‌جنید علاوه بر فقه و صحبت، در ادبیات، لغت، فهرست و شیوه نگارش نیز مهارت داشته هست. اورا به دلیل مهارتش در کتابت، کاتب لقب داده‌اند. بارزترین جنبه علمی ابن‌جنید در فقه استدلالی اوست. اسکافی، مبنای اقوال دینی امامان را نه بر شالوده نقل که بر اساس رأی می‌پنداشته می باشد. عمل بر محور قیاس، فتوای به احوط در مورد ها تعارض دلیل، و فتوا بر طبق برهان ظنی از مختصات تمایل فقهی اوست که البته به فقه اهل تسنن نزدیک تشریفات مشهد می باشد.

معرفی
ابن‌جنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو عالم زمان قدیم) می‌نامند.[۱] درباره تاریخ تولد ابن‌جنید مطلبی گزارش نشده می‌باشد و احتمال داده‌اند حدود سال ۲۹۰ق باشد. نسب او به بستگان بنی جُنَید می‌رسد که از بزرگان اسکاف (حوزه‌‌ای در بغداد در کنار نهروان) بودند و در آن حوزه‌ صدارت و سر گروهی داشتند.[۲]

ابوعلی، کنیه ابن‌جنید می‌باشد و هر‌گاه در کتب فقهی به صورت مطلق یاد می گردد مراد اوست. از القاب پر اسم و رسم او می‌توان به ابن‌جنید، کاتب و إسکافی اشاره کرد.[۳]نجاشی‌ از بعضا اساتید خودش نقل کرده که‌ پاره ای‌ مال‌ و یک چاقو متعلق‌ به‌ امام‌ زمان(عج) نزد ابن‌ جنید بوده‌ است‌.[۴] سید بحرالعلوم از این‌ گزارش‌ چنین‌ بهره‌ گرفته‌ که‌ او وکیل‌ امام‌(ع‌) بوده‌ می‌باشد‌.[۵]

مبانی فقهی ابن‌جنید
ابن‌جنید به عنوان یک یقین کلامی اقوال فقهی امامان را نه بر طبق نقل، بلکه مبتنی بر رأی می‌پنداشته و به همین جهت اختلاف در روایات شرعی را نیز ناشی از اختلاف امامان در رأی دانسته هست.[۶] از این رو طبیعی می باشد که برای ترجیح یک داستان بر دیگری، روشی به طور کاملً متعدد با طرز معمول دربین فقیهان امامی فرصت خود داشته باشد.

از دیگر خصوصیات بارز فقه ابن‌جنید این می‌باشد که او ‌گاه بعضا قضایا را ثابت شده پذیرفته و آنها‌را به عنوان مقدمه‌ای در استنتاجات خود به کار بسته می‌باشد. از جملهً حدیث نبوی «المؤذن مؤتمن» را[۷] به عنوان اساسی پذیرفته و سود گرفته که چون شخص گناهکار نمی‌تواند گزینه ودیعه باشد، بنابر این به اذان مؤذن فاسق اثر فقاهتی مترتب نیست،[۸] یا اینکه با تکیه بر این گزینه که بنده با آزاد از نظر احکام مالی و حدود برابر نیست، شهیدشدن بنده علیه آزاد را حتی در شرایطی‌که عادل باشد، نافذ ندانسته و آیات شهیدشدن در قرآن را با این عامل خود مخصص شمرده می باشد.[۹]

از دیگر گرایشهای ابن‌جنید، اصالت بخشیدن او به عنوان، در تحقق آیتم می باشد. قسم به تحقق موضوع به مجرد تحقق مسمی را می‌توان در مباحث عبادات و معاملات از فقه ابن‌جنید روئت کرد.[۱۰]

وجود این گونه خصوصیات در فقه ابن‌جنید آن را از فقه رایج امامیه دور و به فقه اهل سنت نزدیک ساخته می‌باشد. اگرچه، همانطور که در بعضا منابع اورده شده می‌باشد، اظهار نظر او در میان فقهای اهل سنت به ابوحنیفه نزدیک‌تر بوده،[۱۱] ولی در برخی مسائل نیز از او دور و به صاحب و مالک نزدیک شده است (به عنوان نمونه در مسأله استدبار و استقبال قبله و مسأله «من تیقن الطهارة و شک و تردید فی الحدث»،[۱۲] و ‌گاه از جمیع اقوال شیعه و اهل سنت به دور گردیده است.[۱۳] اینکه ابن‌جنید قهقهه را ناقض وضو دانسته و درین مسأله در کنار ابوحنیفه، اباضیه و برخی از اصحاب حدیث اهل سنت قرار گرفته، با حدس اینکه این مسأله در نیمه دوم سده ۴ق /۱۰م متروک بوده، جای تعجب دارد.[۱۴]

ملاک‎های او در ترجیح روایات
در حالتی که چه موردها زیادی در دست است که ابن‌جنید روایتی را بر دیگری ترجیح داده، لیکن نقص‌ می‌قدرت قاطعانه درباره ملاکهای ترجیح او سخن بیان کرد، با اینهمه در مسائل مربوط به عبادات بارها دیده شده که وی قصه احوط را برگزیده می باشد، بدین معنا که‌گاه مبنی بر روایت احوط فتوا داده[۱۵] هر چند حدیث مورد استناد احتمالی که طوسی در تهذیب[۱۶] آورده، از لحاظ سند به شدت ضعیف می‌باشد و گاه تهذیب آن را به همان صورت احتیاط مطرح کرده است.[۱۷]

البته در مقابل در مشاجره احکام و سیاسات به عنوان مثالً دربین روایات مربوط به نصاب در قطع دست سارق، در بین یک چهارم و یک پنجم دینار، نصاب دوم را ترجیح داده و برخلاف تمام فتاوی پر اسم و رسم میان شیعه و اهل سنت حکم کرده که شاید علامت دهنده میل او به سختگیری باشد.[۱۸] از دیگر ترجیحات وی اینکه‌گاه معدودی روایات را بر انبوهی ترجیح داده و از حکم فقهای امامیه که وجه تمایز آنان با اهل سنت شمرده شده،[۱۹] به حکم مجموعه اخیر گرویده است.[۲۰] گاه نیز چنین می‌نماید که وی به جهت موافقت روایتی با قیاس و استحسان، آن را بر قصه مشهورتر ترجیح داده می باشد.[۲۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 28
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:50


برتری اهل بیت(ع) یا این که افضلیت اهل بیت(ع)، از آموزه‌های شیعی بدین مضمون‌ که اهل بیت نبی اکرم(ص) به جهت برخورداری از کمالات و خصوصیت‌های مخصوص به شخصی نظیر دانش، پاکی و... نسبت به دیگرافراد افضلیت و برتری دارا‌هستند و به این رو میباشد که شایسته تصدی منزلت امامت و سر گروهی عامه‌اند و با وجود آن ها، مقدم‌داشتن سایر افراد درین کارها، عقلاً قبیح و ناروا تشریفات مشهد میباشد.

ادله به رده امامت
بنابر دلیل‌های متکلمان شیعه امامت اهل بیت(ع) دلیلی بر افضلیت آن ها میباشد؛ چون امامت مفضول بر افضل قبیح میباشد.[۱]تقریر استلال به طور مختصر این میباشد که چنانچه امام زیر‌خیس از دیگر افراد باشد، در‌این‌حالت‌ به حکم عقل، ترجیح فرد زیر‌خیس بر فرد بلندتر قبیح میباشد. پس امام می بایست افضل از دیگر افراد باشد. [۲]فلسفه امامت اقتضا می‌نماید که امام به جهت رسالت سنگینی که در هدایت و رهبری فقهی و مادی عموم برعهده دارااست، از تمامی افضل و سزاوار‌خیس باشد تا عموم اورا در همگی کمالات سر مشق بدانند و از وی تقلید نمایند. لازمه اینگونه امری، عصمت و طهارت و آراستگی فرد امام به خوب‌ترین آداب و صفات انسانی میباشد. از این حیث هر یک از امامان دوازده‌گانه شیعه، بدون نقص‌ترین فرد فرصت خویش بوده‌اند، به سیرتکامل‌ای که عظمت شخصیت آن ها آیتم اعتراف همگان بوده و حتی افرادی مانند ابوحنیفه که با آن ها به مناظره و محاجّه می‌پرداختند نیز در مقابل عظمت علمی و معنوی آن ها، اظهار خشوع می‌کردند.[۳]

حرف ابوحنیفه درباره به کار گیری علمی از امام درستگو(ع):
هذا أبو حنيفة وهو اینجانب أهل السنة يفتخر ويقول بأفصح لسان: لولا السنتان لهلک النعمان، يعني السنتين اللتين جلس فيهما لأخذ العلم عن الإمام جعفر الصادق.» ابوحنیفه که از اهل‌سنت میباشد با افتخار و با رساترین لهجه‌ها گويد: چنانچه آن دو سال خلا مطلقا نعمان هلاک می شد؛ يعني آن دو سالی که نزد امام راست گو (ع) دانش می‌فراگرفت.

مختصر تحفة الاثناعشریه، آلوسی، ص ۸، مطبعة سلفیه، قاهره، سنه، ۱۳۷۸ق.

حدیث ثقلین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: حدیث ثقلین
حدیث ثقلین از دلیل نقلی متکلمان بر افضلیت اهل بیت فرستاده(ص) میباشد. بنابر این حدیث، نبی(ص) آنان‌را در کنار قرآن قرار داده میباشد، قرآن را ثقل اکبر و اهل بیت را ثقل اصغر نامیده میباشد، و شخص دیگری را در ستون قرآن قرار نداده میباشد. براین اساس همانگونه که قرآن مهربان بر مسلمانها برتری داراست، اهل بیت نیز از سایرافراد برترند.[مستلزم منبع]

سعدالدین تفتازانی در این مورد گفته میباشد: موردها آیه پاک سازی و حدیث ثقلین برتری اهل بیت بر سایر افراد میباشد، و ملاک برتری آن ها، صرف انتساب آنان به فرستاده وجود ندارد، چون بر طبق قرآن و سنت و اجماع، ملاک برتری دانش و تقواست، این ملاک در اهل بیت وجود دارااست، این مقاله از قرار تصاحب کردن آن‌ها در کنار قرآن و وجوب تمسک به آن ها به دست میاید، چون تمسک به قرآن جز کار به دانش و هدایت قرآن وجود ندارد، همین سیرتکامل میباشد تمسک به عترت.[۴]

آیه مباهله
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: آیه مباهله
آیه مباهله نیز بر برتری اهل کساء بر دیگر صحابه نبی دلالت می‌نماید، چون بر طبق این آیه، رسول(ص) از جانب آفریدگار مأموریت یافته میباشد تا از دربین خردسالان، مردان و زنان مسلمان عده ای را برای مباهله با نصرانی‌های نجران با خویش یار کند. و فرستاده(ص) از مردان، حضرت علی(ع) و از زنان، حضرت زهرا(س) و از کودک ها، حسن و حسین را برگزید.

بی شک برای مباهله عده ای برگزیده می گردند که از دید ایمان و قرب به معبود از رده بالایی منتفع باشند، و در مباهله‌ای که یکی‌از اشخاص آن رسول(ص) میباشد، بایستی عده ای با وی یاور شوند که یا این که در رتبه وی باشند، و یا این که از سایر افراد نسبت به رده وی مجاورت‌خیس باشند، و از طرفی در‌صورتی‌که غیر از اشخاص خاطر گردیده، شخص دیگری از مسلمان‌ها نیز از چنان منزلت بالای ایمانی و معنوی بهره مند بود رسول(ص) اورا نیز برمی‌گزید، چون در خصوص خوی نبی(ص) احتمال خرد‌ترین شغل بر خلاف عدل و حکمت نیست.[۵]

ابوریاح، سرویس عمل امّ سلمه از فرستاده(ص) قصه کرده که چنانچه در روی زمین اشخاصی گرامی‌خیس از علی، فاطمه، حسن و حسین وجود داشت خدا به اینجانب فرمان می‌بخشید که به واسطه آن ها مباهله کنم، البته معبود به اینجانب دستورداد که به امداد آن‌ها مباهله کنم، آن‌ها برگزیدگان افرادند.[۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:58


فرزندان
محمدحسن آشتیانی چهار پسر و یک دختر داشت:

مرتضی آشتیانی (متوفی ۱۳۶۵ق) که در بعد از ظهر خویش از فقها و مدرسان والا ناحیههای علمیه بود و در مورد خزانه روس و حوادثی که منتهی به کنسل امتیاز آن شد، نقش بسزایی داشت و در تکان مشروطیت نیز کمپانی داشت. او به عنوان مثال علمایی بود که در بقعه عبدالعظیم حسنی تشریفات مشهد متحصن شد.
مصطفی آشتیانی ملقب به «افتخارالعلماء» (مقتـول ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م) مُتَخلِّص به صَهْبا که در حرکت مخالفت با موسیو نوز بلژیکی نقش به‌سزایی داشت و در قیام مشروطیت در صف عموم قرار داشت و در تاریخ ۱۳۲۷ق در سن ۴۲ سالگی در منزلش بنا شده در جوار مقبره عبدالعظیم حسنی ترور شد.
میرزاهاشم آشتیانی (درگذشت: ۱۳۲۸ش.) که در عصر‌های سوم تا هشتم مجلس شورای ملی به نمایندگی گزینش شوید و نزدیک به سال ۱۳۷۸ق. در سن ۷۸ سالگی از جهان رفت.
میرزا احمد آشتیانی (۱۳۰۰ـ۱۳۵۹ق) متخلص به «واله» از حکماء و فقهای متبحر طهران بود که در فوت‌و‌فن گوناگون جمعاً ۶۲ نوشتن از وی باقی‌مانده‌میباشد. او هنگام وفات، متصدی مکتب علمیه مروی بود.
آقا زاده خانم که نامش فاطمه بود و به همسری عموزاده خویش میرزا جعفر، مشهور به میرزا خرد آشتیانی درآمد و میرزا مهدی آشتیانی فرزند اوست.
اثر ها
نوشته‌هایش که به طور کتاب، رساله و کناره بر کتاب‌های سایر افراد، به یادگار ما‌نده‌ میباشد، عبارتند از:[۱۳]

بحرالفوائدفی‌تفصیل‌الفرائد، که از شایسته ترین حاشیه ها بر رسائل روحانی انصاری به شمار می‌رود. (او این تاثیر را وقتی نوشت که در درس روحانی انصاری کمپانی میکرد. سازه به لحاظ روضه خوان آقا گرانقدر تهرانی، دربین ۴۰ لبه که بر «رسائل» روضه خوان انصاری نگاشته شده است، این تاثیر از همگی آن‌ها لبریز مایه‌خیس، خوب و مفیدتر میباشد).[۱۴]
رسالة فی الاِجزاء
مباحث الالفاظ (تقریر مباحث اصولی روضه خوان مرتضی انصاری)
رسالة فی قاعدة نفی العُراز و الحَرَج (رساله‌فی‌الحرج)
کتاب القضاء و الشهادات (برگرفته از دروس روحانی انصاری)
رسالة فی حکم اوانی الذّهب و الفضّة
ازاحة الشکوک عن حکم اللباس المشکوک
رسالة فی الجمع دربین تصدی القرآن و الدعاء
رسالة فی نکاح المریض
کتاب الاجارة (تقریر درس‌های روحانی انصاری)[۱۵]
کتاب‌الخِلَل‌فی‌الفقه (الخلل فی الصلاة) (تفصیل سوژه ایراد از کتاب شرایع الاسلام)
رسالة فی انه اذا سلّمت جماعة یکتفی بجواب واحد بصیغة الجمع ام لا
رساله سؤال و پاسخ (به فارسی)
کتاب الوقف (تقریر درس‌های روضه خوان انصاری)
کتاب الخمس
کتاب الزکاة
احیاء الموات و الاجارة
کتاب الرهن
کتاب الغصب
کتاب الصید و الذباحة
شاگردان
حسین قمی
سید عباس شاهرودی
سید نصرالله برادر
ابراهیم، فرزند ابوالفتح زنجانی
سید محمد بن محمد تقی حسینی تنکابنی
محمدعلی فرمانروا‌آبادی
میرزا محمد قزوینی
محمد سود قمی
فیاض
میرزا مسیح طالقانی
علی‌اکبر حکمی یزدی
سید ابوالقاسم حسینی
ملا بخشش‌الله کرمانی
سید اسماعیل مرعشی (ملقب به شریف‌الاسلام، در طب، شیمی و دانش حروف حرفه ای بوده‌میباشد)
ملا اسماعیل محلاتی
علی اکبر صدر الفضلاء
علی‌اکبر نهاوندی
ابوالقاسم عظیم قمی
محمد وسیع قمی
محمدعلی حائری قمی
محمدتقی نهاوندی
حسین مازندرانی کولائی
علی‌اکبر مازندرانی
ثنا محققان و تراجم‌نگاران
نحوه علمی، بلاغت کلام و یافته‌های نو علمی و تشریح تامل‌های روضه خوان انصاری بوسیله وی، شهرت‌اش را در سراسر کشور‌ایران طنین افکن کرد. یک کدام از شاگردانش می گوید: «اینجانب گمان می کنم که در‌صورتی‌که روحانی مرتضی انصاری زنده می‌بود، تصدیق میکرد که بیانی اوفی از بیانش و تقدیری اکمل از تقریرش نمی شود و فضلایی که به تدریسش حاضر بودند، در‌این باب تصدیق می‌نمایند و ادله به این دستور، ذکر اوست مطالب مصنف را در کناره کبیره... ».[۱۶]

شاگردش سید محمد تنکابنی می گوید: « العلامة افضل علماء المرکز، جناب المستطاب صاحب و مالک البیان الحسن و الاخلاق المرضیة المحقق المدقق البارع الحاج میرزا حسن الآشتیانی و اینجانب ظن می کنم که در صورتی مرحوم روضه خوان مرتضی الانصاری زنده می‌بود، تقدیر و تصدیق می کرد که بیانی اوفی از بیانش و تقریری اکمل از تقریرش نمی شود و فضلایی که به تدریسش حاضر بودند، درین باب تصدیق می‌نمایند و استدلال به‌این فرمان ذکر اوست مطالب مصنف را در کناره کبیره... ».[۱۷]

میرزا محمدعلی استاد تبریزی می‌نویسد: « حاج میرزا محمدحسن آشتیانی تهرانی، فقیه پژوهشگر و فاضل مدقق از اعیان علماء و مجتهدین اهل ایران که به ادب و دیانت و وثاقت پر اسم و رسم و از شاگردان روحانی مرتضی انصاری بود و جدیداً به طهران آمده و در حوزه درس وی مرجع به کارگیری بخش اعظمی از اجلاء بعدازظهر خویش شوید ».[۱۸]

درگذشت
او در ۲۸ جمادی‌الاول سال ۱۳۱۹ق (سپتامبر ۱۹۰۱م)، در سن ۷۱ سالگی، در طهران هنگام خواندن زیارت جامعه کبیره وفات یافت. پیکرش را در مجاورت ضریح عبدالعظیم حسنی به ودیعه سپردند تا بعداز مدتی به نجف جابجایی دهند. آخر و عاقبت پیکر او در آرامگاه جعفر شوشتری در نجف دفن شوید و بعداز وی فرزندش روضه خوان‌مرتضی آشتیانی که وی نیز فقید بود، مرجعیت روضه خوان یافت. فرزندش، مرتضی آشتیانی می گوید: « بعد از ۸ ماه که تصور می‌کردیم بدنش دیگر کم آب گردیده و مدل گشته، از امانتگاه درآوردیم که به عتبات ببریم. مشاهده کردیم بدنش هیچ تغییری نکرده و همانطور که ودیعه بودیم، است و حتی اینکه ران چپش ورم داشت و در موقع رحلت آن را چشم بودیم، به هیچ عنوانً نادر نشده بود. پیکرش را به نجف بردند و در کنار قبر روضه خوان جعفر شوشتری دفن کردند ».[۱۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 16
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:17


حضور در رخداد کربلا
علی‌اکبر در اتفاق کربلا یاروهمدم پدرش بود. به گفته عقبة بن سمعان، امام حسین(ع)، در حوالی منزلگاه ثعلبیه[۲۷] یا این که قصر بنی‌مقاتل[۲۸] بر زین اسب خوابش پیروزی. بعداز آنکه بیدار شد، آیه استرجاع را بر گویش روان کرد و مبتنی بر خوابی که چشم بود از کشته شدن خویش و همراهانش خبر اعطا کرد و با عکس العمل علی‌اکبر مواجه شد که «فَإِنَّنَا إِذاً لَا نُبَالِی أَنْ نَمُوتَ مُحِقِّین؛ وقتی که بر حق هستیم از مرگ هراسی نداریم».[۲۹]مطهری، حرف «ویَلَسْنا عَلَی الْحَقِّ؟ مگر خیر این میباشد که ما برحقّیم؟» علی‌اکبر را نظیر کلام اسماعیل در ماجرای ذبح خویش می داند[۳۰] که به ابراهیم اظهار‌کرد «یا این که ابَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی انْ شاءَ اللهُ مِنَ تشریفات مشهد الصّابِرینَ»[۳۱]

نسب مامان علی‌اکبر به بنی‌امیه میرسید.[۳۲] ازاین‌رو، در روز عاشورا به علی‌اکبر سفارش شد که به یزید بن معاویه بپیوندد؛ البته وی این توصیه را رد کرد و اعلام‌کرد: «اِنَّ قَرابَةَ رَسولِ اللهِ اَحَقُّ اَنْ تُرعیٰ (رعایت خویشاوندی پیامبر آفریدگار(ص) به واقعیت مجاورت‌خیس میباشد.).[۳۳] سازه به گفته منابع تاریخی، قدمت بن سعد با دیدن او در میدان مبارزه از وی خواست که صحنه نبرد را سوراخ نماید تا در تامین باشد. علی‌اکبر این توصیه را رد کرد و بیان کرد:

اَنا عَلِیُّ بْنُ الحُسَیْنِ بْنِ عَلی
نَحْنُ وَ بَیْتِ اللهِ اَاماٰ بِالنَّبِی
تَاللهِ لایَحْنادرُ فینا ابْنُ الدَّعِی
اَضْرِبُ بِالسَّیْفِ اُپشتیبان عَنْ اَبی
ضَرْبَ غُلامٍ هاشِمیٍّ قُرَشی[۳۴]
ترجمه: اینجانب علی فرزند حسین بن علی هستم، عهد به منزل پروردگار (کعبه)، ما به نبی(ص) سزاوارتریم؛ قسم و سوگند به معبود این حرام‌زاده نمی‌تواند بر ما حکم راند، اینجانب خنجر میزنم و از پدرم حفاظت میکنم؛ آن هم خنجر زدن نوجوانی از تبار هاشم و قریش.

کیفیت شهید شدن
پرونده:رزم حضرت علی اکبر در اتفاق عاشورا. تابلوی کاشیکاری در توکل نائب رئیس الملک.jpg
تابلوی کاشی‌کاری از جنگ علی‌اکبر در رخداد کربلا بر دیوار توکل نائب رئیس‌الملک.
یاران امام حسین(ع)، یکی‌از بعد از دیگری می‌جنگیدند و کُشته می‌شدند تا آن که جز خانواده‌اش، کسی با حسین(ع) نماند. درین هنگام علی اکبر(ع) گام به میدان بنیان.[۳۵] اورده شده بیشتر منابع دارای اعتبار، علی‌اکبر را او‌لین شهید از بنی‌هاشم بیان کرده‌اند.[۳۶] اما منابعی همانند الفتوح تاثیر ابن اعثم، مقتل الحسین خوارزمی و مناقب آل ابی‌طالب تاثیر ابن شهرآشوب، عبدالله بن مسلم را تحت عنوان او‌لین شهید از بنی‌هاشم بیان کرده‌اند.[۳۷]

علی‌اکبر بعداز اندکی مبارزه با سپاهیان ابن‌سعد نزد پدرش رجوع و برگشت و ذکر کرد سنگینی اسلحه منرا آزار می دهد و تشنگی منرا از پای درآورد. آیا جرعه آبی رنگ یافت می گردد؟ امام حسین زاری کرد و فرمود: «به زودی جدت را ملاقات میکنی و آن حضرت شمارا سیراب خواهد کرد که سپس هیچوقت تشنگی نباشد.»[۳۸][یادداشت ۲] علی‌اکبر به میدان رجوع، و مُرّةُ بن مُنقذ شمشیری بر فرق وی زد. آن گاه سایر افراد بر وی حمله‌ور شدند و اورا قطعه قطعه کردند.[۳۹] در برخی مقاتل اینگونه آمده: «فقطعوه بأسْیافهم إرْباً إرْباً؛ با شمشیرهایشان او‌را قطعه قطعه کردند».[۴۰] علی‌اکبر در لحظات پایان ذکر کرد: «ای بابا! درود بر تو باد، این جدم نبی خداست، وی به جامی مالامال من را سیراب کرد و میگوید: به سوی ما عجله کن».[۴۱]

در زیارت حوزه‌ غیرمشهور، مرة بن منقذ عبدی تحت عنوان قتل کننده حضرت علی‌اکبر و دیگر افرادی که در قتل وی نقش داشتند، لعن گردیده‌اند.[۴۲]

کشته‌شدگان از لشکر قدمت بن سعد بوسیله علی‌اکبر را تا دویست نفر نیز بیان کرده‌اند.[۴۳]

عکس العمل امام حسین(ع)
در روز عاشورا همگی بایستی با اجازه امام روانه میدان رزم می‌شدند و بنابر منابع تاریخی علی‌اکبر اولیه داوطلب از بنی‌هاشم بود که از امام اذن پیکار گرفت و برخلاف بعضا از مورد ها که امام حسین(ع) سریع اجازه نمی‌بخشید، درباره علی‌اکبر، امام فورا، اذن دادند؛ چنان‌که در مقاتل چنین گزارش گردیده که «فاستأذن اباه بالقتال فاذن له؛ از پدرش اجازه خواست و وی اجازه بخشید». [۴۴] خوشدل طهرانی، (۱۲۹۳-۱۳۶۵ش) از روحانیان و شاعران طهران، در شعرش پیشگام شدن علی‌اکبر برای شهید شدن را مصداق عدل و داد امام حسین(ع) دانسته میباشد:

اولیه ز جوان خویش گذشتن
مصداق عدل و داد حسین میباشد[۴۵]
امام حسین(ع) بعد از شهید شدن علی‌اکبر بر بالای لاشه وی آمد، شکل به طور وی گذاشت[۴۶] و کشندگان او‌را نفرین کرد: «قَتَلَ الله قَوْماً قَتَلوک»[۴۷] و فرمود: «عَلَی الدُّنیا بَعْدَک الْعَفا؛ بعداز تو افّ بر این عالم باد.»[۴۸] آنگاه از جوان ها اهل بیت خواست که لاشه علی‌اکبر را به کنار چادر‌ها منتقل نمایند.[۴۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 124
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 163
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 289
  • بازدید ماه : 430
  • بازدید سال : 3305
  • بازدید کلی : 44446
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی