loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 35
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 13:54


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی دارای اسم و رسم به حکم دهنده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، دانا، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در قسم صفویه میباشد. شوشتری تالیفات اکثری مثلا احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب داراست. وی حکم دهنده القضاة هند بود و بر طبق مذهب‌ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌بخشید. وی آخر و عاقبت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مدفون تشریفات مشهد میباشد.

به دنیا آمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان چشم به جهان گشود. تبار او به امام سجاد(ع) میرسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حاکم نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر سفر کرد بازمی‌خواهد شد.[۱] حاکم نورالله همواره به لینک و پیوند خویش بدین سلسله افتخار می کرد و این موضوع در آثارش نمایان میباشد.

فرزندان
حکم دهنده نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هرکدام از آنها از نویسندگان، شاعران و علمای بعد از ظهر خویش به شمار میروند و دارنده تألیفاتی میباشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش فراگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین آموخت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به همپا اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد رفت.[۳]

حاکم نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین سود علمی خود را در قضیه‌های فقه، اصول، صحبت و حدیث و تعبیروتفسیر از وی دستیابی کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن کریم ومهربان را یادگرفت و در‌پی علم آموزی از بزرگانی اذن داستان حصول کرد. از آن فی مابین می‌اقتدار به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری اشاره نمود.[۴]

مهاجرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق بدون چاره به شکاف مشهد و مسافرت به هند شد. انگیزه این سفر، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به نحوی که در یک کدام از تهاجم هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در‌این فرصت پاد شاه عباس اولیه هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به سفر به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن فرصت یکی آهسته‌ترین زمان تاریخ خویش را سپری می کرد.[۵]

شاید این متانت هندوستان، به روحیه اکبر سلطان بازمی‌گشت که در آن وقتگیر آن مملکت حکمرانی میکرد. اکبر پادشاه، پسر همایون پادشاه، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و دانایی ازخود نماد اعطا کرد و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و مدرک را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی گران قدر ایجاد کرد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمان روا علی‌رغم عشق فراوان به عمران و آبادی، و التفات خاصی که به مسائل فلسفی داشت، ولی نظریه چندان محکمی نسبت به آئین خاصی نداشت. همین بینش اکبر سلطان به آئین، اورا به اندیشه ارائه فقاهتی برآمده از ادیان متفاوت انداخت.

حکم دهنده نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، نخستین به دیوان اکبر سلطان در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب کار کشته اهل ایران و شعر سرا گران قدر رفت. مسیح‌الدین گیلانی پس از یادگرفتن علم ها و فوت‌و‌فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال و خاطر امکان و آمادگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر فرمانروا معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به فرمان روا اهدا کرد. اکبر فرمانروا به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حاکم نوروروشنایی الله، او‌لین عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ایجاد کرد.[۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 39
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:33


حَجّاج بن یوسف ثقفی (م ۹۵ق) حکم دهنده عراق و حجاز در روزگار امویان و از معاندان شیعه ها بود. او در استقرار و تحکیم حکومت اموی مقام مهمی داشت. وفاداری حجاج به قوم و قبیله اموی و سرویس ها و سعی‌های او برای مراقبت خلافت امویان، سبب شد مقام والایی نزد آن ها بیابد. عبدالملک بن مروان هنگام مرگ، پیشنهاد اورا به فرزندش، ولید کرد و یکی‌از فرزندانش را نیز تشریفات مشهد حجاج نامید.

وی در تاریخ به خون ریزی و ستمگری دارای اسم و رسم میباشد و در کشتن معارضان چنان زیاده‌روی کرد که حتی عبدالملک بن مروان نیز این واحد سنجش خون ریزی را نپسندید. مورخان شمار اشخاصی را که به‌دست حجاج به قتل رسیده‌اند، ۱۲۰۰۰۰ و به قولی ۱۳۰۰۰۰ نفر تقریب زده‌اند.

حجاج بن یوسف، شهر واسط را احداث کرد و در آنجا از عالم رفت.

نسب، لقب و به دنیا آمدن
حجاج در روستای بنی‌صخر به‌جهان آمد. لقب وی ابومحمد بود.[۱] درباره تاریخ ولادت حجاج اختلاف وجود دارااست؛ سال ۳۹، ۴۰ یا این که ۴۱[۲] ۴۲[۳] و به روایتی منحصربه‌فرد، سال ۴۵ هجری قمری یا این که اندکی آن گاه[۴] از آن را تاریخ به دنیاآمدن او دانسته‌اند. بعضی گفته‌اند اسم او در کودکی کُلَیب بود و آن گاه حجاج نامیده شد. پاره‌ای نیز گفته‌اند کلیب لقبی بود که در کودکی به او داده بودند.[۵]

بابا حجاج، یوسف بن حکم ثقفی، از سران و تسلط خاندان ثقیف بود[۶] ودوستی محکمی با قوم مروان‌ بن حکم اموی داشت و در نبرد‌های مروان و نبرد‌های عصر عبدالملک بن مروان کمپانی کرد و در زمان خلافت عبدالملک، حکومت بعضا نواحی را ذمه ‌دار شد. او در زمانه ولایت پسرش حجاج بر حجاز (مدینه)، وفات یافت.[۷] مادرش، فارعه/ فریعه، دختر هَمّام‌بن عروة ثقفی بود.[۸]

معاش
بنی امیه
حاکمان
تیتر زمانٔ سلطنت
معاویه بن ابی سفیان ۴۱-۶۰
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴
معاویة بن یزید ۶۴-۶۴
مروان بن حکم ۶۴-۶۵
عبدالملک بن مروان ۶۵-۸۶
ولید بن عبدالملک ۸۶-۹۶
سلیمان بن عبدالملک ۹۶-۹۹
قدمت بن عبدالعزیز ۹۹-۱۰۱
یزید بن عبدالملک ۱۰۱-۱۰۵
هشام بن عبدالملک ۱۰۵-۱۲۵
ولید بن یزید ۱۲۵-۱۲۶
یزید بن ولید ۱۲۶-۱۲۶
ابراهیم بن الولید ۱۲۶-۱۲۷
مروان بن محمد ۱۲۷-۱۳۲
وزیر ها و امرای سرشناس
مغیرة بن شعبه ثقفی • زیاد بن ابیه • عمرو عاص • مسلم بن عقبه مری • عبیدالله بن زیاد • حجاج بن یوسف ثقفی
رویدادهای اساسی
صلح امام حسن • اتفاق عاشورا • حادثه حره • حریق‌زدن کعبه • قیام مختار
نبو
از استارت معاش و جوانی حجاج استحضار چندانی در چنگ وجود ندارد، صرفا از بعضا اشعار و گزارش‌های دور از هم تاریخی اینگونه برمی‌آید که وی، همچون نیاکانش، در طائف سنگ‌کشی و چاه‌کنی،[۹] چوپانی و دباغی[۱۰] می‌نموده است. بیان کننده حجاج در کودکی قرآن و علم ها فقاهتی مقدماتی را در مدرسه‌منزل پدرش در طائف فراگرفته[۱۱] و آن گاه از استادانی مانند عبدالله بن عباس و انس بن صاحب و سَمُرَةبن جُندَب و ابوبُرْدَة بن ابی‌موسی اشعری فایده گرفته میباشد.[۱۲]

حجاج در روستایی به اسم کوثر در اطراف طائف به معلمی خردسالان پرداخت.[۱۳] و ظاهراً مدتی نیز استاد فرزندان سلیمان بن عبدالملک و سلیمان‌بن نعیم حِمْیری (کاتب سلیمان بن عبدالملک) بود.[۱۴]

او تا سن بیست‌وچند سالگی در طائف بود، آن‌گاه یار پدرش راهی شام شد[۱۵] و همانجا رویش یافت.[۱۶]

مختصات
گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و خرد اندام بود.[۱۷] اورا اخفش مالک چشمی خرد و نادر سو وصف کرده اند. [۱۸] او فصیح و بلیغ و خطیبی قادر بود.[۱۹]

با مراجعه به منابع تاریخی درمی‌یابیم که او سیاستمدار و با دوراندیشی بود که از کارشکنی و نیرنگ نیز برای موفقیت در نزاع‌هایش به کارگیری می کرد. برخی مورخان، به او نسبت‌هایی مانند جبار، ظالم، کافر ، گناه کار[۲۰] و کذاب و خبیث داده‌اند.[۲۱]

حجاج در جواب به طومار عبدالملک، خویش را آدمی لجوج و حسود و بخیل و کینه‌توز وصف نموده است.[۲۲]

در بعدازظهر مروان‌بن حکم
نوشته‌علمیٔ اساسی: مروان بن حکم
در مصر و شام
حجاج و پدرش از سپاهیان مروان بن حکم بودند که در سال ۶۴ قمری عازم مصر شدند و آنجا را از دست عبدالرحمان‌بن جَحْدم فِهری، کارگزار عبدالله بن زبیر، بیرون ساختند و به این‌ترتیب مصر جزو قلمرو امویان شد.[۲۳] بعداز حدود دو ماه اقامت در شهر فسطاط، حجاج و پدرش به یار مروان به شام بازگشتند.[۲۴]

در حجاز
مروان بن حکم در شعبان یا این که رمضان سال ۶۵ قمری، سپاهی به فرماندهی حُبَیش‌بن دَلَجه (دُلجه) قَینی برای سرکوبی عبدالله بن زبیر راهی حجاز کرد. در‌این لشکرکشی حجاج و پدرش، که درفش‌دار مجموعه‌ای از سپاه بود، کمپانی داشتند. لشکریان در اطراف روستای رَبَذَه در نزدیکی مدینه از عبدالله بن زبیر باخت خوردند و گریختند. آنگاه‌ها حجاج از این فرارو گریز ننگین به پلیدی خاطر میکرد.[۲۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 35
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:51


آیین سکولار یا این که مذهب سکولار (به انگلیسی: Secular religion) ایده‌ها، عقیده‌ها و فلسفه‌هایی گفته می‌گردد که مشمول هیچ قسمت معنوی نیستند، اما در عین اکنون مشابهت‌هایی با بعضا خصوصیت‌های آئین دارا‌هستند. [مستلزم منبع] بعضا از این خصوصیت‌ها دربرگیرنده دگما، سیستم تلقین، پیچیدن ورژن یک کد مطلق رفتاری، داشتن یک ایدئولوژی ویژه برای اسطوره آفرینش و آخرالزمان، معاندان انتخاب‌گردیده، و پرستش بی‌زیرا و چرای قدرت فراتر. [مستلزم منبع] آئین سکولار در جامعه سکولار به لبریز کردن نقش کلیسا یا این که دیگر رده‌های فقاهتی تشریفات مشهد پرداخته‌میباشد. [مستلزم منبع]

کمونیسم و نازیسم
در سال ۱۹۳۶ یک کشیش پروتستان، کمونیسم را صراحتاً یک آئین سکولار نامید. تعدادی سال آن گاه، در شروع مبارزه جهانی دوم، اف. ای. ویجت، هر دوی مارکسیسم و سوسیالیسم ملی را از دید واحد سنجش بنیادگرایی و اقتدارگرایی به مذهبها سکولار تشبیه کرد،[۱] و همینطور بینش آخرزمانی آن ها دربارهٔ تاریخ را شبیه باورهای مسیحی دانست.[۲] از نگاه او، هر دوی این ایدئولوژی‌ها مبارزه مذهبی علیه ذهن پژوهنده و لیبرال ارثیه اروپایی به‌خط مش انداخته بودند.[۳]

بعداز نبرد، فیلسوف اجتماعی ریمون آرون بازشناسی کمونیسم تحت عنوان فقاهتی سکولار را پیشرفت اعطا کرد.[۴] درحالی‌که شخصی زیرا ای. جی. پی. تیلور آن را به‌این شکل تعریف نمود که «یک مذهب سکولار تبارک.... مانیفست حزب کمونیست باید کتاب مقدس، و هم‌اساس انجیل محسوب شود».[۵]

مشخصه‌های معاصر
اصطلاح آئین سکولار امروزه اکثر اوقات به سیستم‌های یقین جمعی گفته میشود؛ به عنوان مثال گاهی نگرش ما دربارهٔ عشق و علاقه تحت عنوان آئین سکولار پسامدرن تلقی شده است.[۶] پاول ویتز این اصطلاح را در جاری‌شناسی امروزی به‌شغل موفقیت، بدین شکل که چیزی که به رواج کالت (فرقه) خویشتن بپردازد و به صراحت آن را «خلق و خوی عقیده خویشتن… این آئین سکولار…» خواند.[۷] گاهی ورزش‌ها هم به طوری آیین سکولار امروزی دانسته گردیده‌اند، به ویژه راجع به المپیسم[۸] یا این که فوتبال.[۹] از حیث پیر دو کوبرتن، نهاد‌گذار بازی‌های المپیک امروزی، اطمینان آن ها به آن تحت عنوان یک آیین سکولار تازه، مصرح و مادام‌العمر میباشد.[۱۰]

جستارهای متعلق
آئین‌های خداناباور
خلق‌شناسی سکولار
طلاق آیین از سیاست

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:47


گردباد نوح عذاب الهی که قوم و قبیله نوح به سبب ساز بت‌پرستی گرفتار آن شد. نوح ۹۵۰ سال عموم را به خداپرستی دعوت کرد؛ البته به جز گردآوری پاره ای، کسی به وی ایمان نیاورد؛ بدین ترتیب نوح آنها‌را نفرین کرد و پروردگار گردباد را برای عذاب آن‌ها نازل کرد. درباره جهانی بودن، حیطه‌ای بودن و همینطور برهه زمانی فرصت گردباد نوح نظرها مختلفی وجود تشریفات مشهد دارااست.

قصه گردباد نوح برای مثال قصه‌هایی میباشد که دربین ملل و اقوام متفاوت دنیا اشاعه داشته و در منابع قدیمی نقل گردیده است. دیرین‌ترین منبع، روایت سومری میباشد. جزئیات این روایت درین منابع، با اختلاف آمده میباشد.

قصه گردباد نوح
مطابق قرآن، گردباد نوح، عذاب الهی برای از در بین بردن قبیله مشرک حضرت نوح بوده میباشد.[۱] قومی که مطابق گزارش آیه‌ها قرآن، بت‌هایی با اسم‌های «وُدّ»، «سُواع»، «یَغوث»، «یَعوق» و «نَسْر» را می‌پرستیدند.[۲] چنانکه در قرآن آمده، نوح برای هدایت آنها همت اکثری کرد، ولی در غایت پیروز به هدایت آنها نشده[۳] و بعداز مدتی زمان بر، فقط جمع معدودی به وی ایمان آورده‌اند.[۴] بر طبق آنچه در قرآن آمده، قوم و قبیله نوح او‌را دروغگو خطاب می‌کردند و برای نپذیرفتن پیامبری وی دلایلی می‌آورده‌اند؛ به عنوان مثال اینکه: تو جز بشری مثل ما نابودی، آن‌ها که دور و اطراف تو میباشند کمتر از ما میباشند و در غایت اینکه تو از دید خویشاوندی هیچ برتری‌ای نسبت به ما نداری.[۵] به نقل از قرآن، نوح(ع) ۹۵۰ سال فامیل خویش را به یکتاپرستی دعوت کرد.[۶]

بعد از آنکه خدا به نوح وحی کرد که عموم قومش هیچ زمان ایمان نخواهند آورد،[۷] حضرت نوح خویشاوندان خویش را نفرین کرد و اظهار‌کرد: «پروردگارا از کافران هیچ جنبده‌ای بر زمین بر مکان مگذار.»[۸] بنابر آنچه طبرسی در مجمع البیان آورده، بر تاثیر این نفرین، زنان و مردان عقیم شدند و چهل سال کودکی متولد نشد و کلیه‌جا را قحطی فرا گرفت، تا اینکه هر چه داشتند نابودشد و بیچاره و بدبخت شدند.[۹] در‌این هنگام نوح به آن ها اظهار‌کرد: از پروردگار طلب آمرزش فرمائید که وی آمرزنده میباشد.[۱۰] ولی خویشان نوح گشوده هم دعوت او‌را اجابت نکردند و به یکدیگر توصیه می‌کردند که خدایان خویش را فراموش نکنید.[۱۱] بعداز این، آفریدگار با گردباد تمامی مشرکان را از دربین پیروزی و درخواست نوح(ع) را اجابت کرد.[۱۲]

قرآن، ۱۲ توشه به گردباد نوح اشاره نموده است. خط مش قرآن درباره ماجرا گردباد نوح، در چارچوب هدف ها روایت‌های قرآنی دانسته گردیده است؛ به دلیل آنکه با وجود تکرار، جزئیات آن ذکر نشده میباشد.[۱۳] برخی پژوهشگران معتقدند در منابع تاریخی و روایی،‌ جزئیات متعدد و زیادی به روایت گردباد نوح اضافه گردیده که اکثری از آن احادیث خرافی‌اند.[۱۴]

گستره گردباد
برخی از مفسران معتقدند با وجود اینکه قرآن در ارتباط ناحیه‌ای بودن یا این که جهانی بودن گردباد نص صریحی ندارد البته از ظواهر اکثری از نشانه‌ها قرآن اینگونه فهمیده‌ میشود که گردباد نوح(ع) جنبه ناحیه‌ای نداشته میباشد، بلکه رخداد‌ای بوده میباشد که برای تمام زمین پیش آمده میباشد[۱۵] آنان معتقدند واژه و کلمه ارض (زمین) در آیاتی که به گردباد نوح اشاره شد‌ه‌است به صورت مطلق نام برده و تخصیص به منطقۀ خاصی ندارد.[۱۶] همینطور آن ها تیتر کرده‌اند که متد آیه‌ها مطابق این مقاله که نوح از حیوان ها روی زمین مثال‌هایی با خویش برداشت نیز مؤید جهانی بودن گردباد میباشد.[۱۷]

علامه طباطبایی برای ثابت جهانی بودن گردباد به آیه ها ۴۳ سوره هود، ۲۶ سوره نوح و ۷۷ سوره صافات استناد می‌نماید.[۱۸]وی همینطور تیتر کرده که پژوهش ها زمین‌شناسی نیز جهانی بودن گردباد نوح را ثابت می‌نماید.[۱۹] مکارم شیرازی نیز تیتر نموده است، در تاریخ طبیعی نیز دورانی بنام زمان باران‌های سیلابی چشم می شود که در صورتیکه آن را الزاما مرتبط با پیش از به دنیاآمدن موجودات زنده ندانیم قابل تطبیق بر گردباد نوح هست.[۲۰] برخی جهانی بودن گردباد را رد کرده‌اند و تیتر کرده‌اند؛ نظارت الواح دیرین برای مثال سومری، بابلی و یهودی عدم جهانی بودن گردباد نوح را علامت میدهد.[۲۱]

کعبه در گردباد نوح
در برخی از احادیث، آمده میباشد که در جریان گردباد نوح زمین کعبه صرفا جایی بود که ذیل آب نرفت و از سیل در حمایت ماند.[۲۲] بیان شده که اسم بیت‌العتیق برای کعبه به جهت در دفاع ماندن آن از گردباد نوح میباشد.[۲۳] در بعضا منابع نیز آمده میباشد که جبرئیل به فرمان خدا کعبه را به اسمان چهارم موفقیت تا در سیل زخم نبیند.[۲۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 61
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:59


درهای پردیس از مفاهیم قرآنی میباشد که برخی مفسران آن را به درجات فردوس تعبیر کرده‌اند. بر اساس داستان‌های زیادی از شیعه و سنی تعداد درهای پردیس، هشت درب میباشد؛ اگرچه بعضا از دانشمندان درهای مهم پردیس را هشت در دانسته و معتقدند پردیس درهای فرعی متعددی تشریفات مشهد دارااست.

درهای فردوس با اسم‌هایی زیرا ریّان، طاقت و جهاد اسم‌گذاری گردیده است و بهشتیان متناسب با انجام خویش، از آنها وارد می گردند. در داستان‌هایی، امام علی(ع) و اهل بیت(ع) تحت عنوان دری از درهای فردوس معرفی گردیده‌اند. در برخی از روایات نیز جای ‌ها (مانند رکن یمانی) و مجال‌هایی (مثل ماه رمضان) با در‌های پردیس مرتبط دانسته گردیده‌ میباشد.

در برخی از روایات، خصوصیت‌هایی ظاهری برای درهای پردیس نقل شده‌ میباشد؛ مثلا اینکه برای درهای پردیس کتیبه‌ای می‌باشد که بر آن عبارتِ «معبودی جز الله وجود ندارد؛ محمد پیامبر خداوند و علی اخوی نبی خداست» مندرج میباشد.

کتاب «ابواب الجنة فی الدنیا و الآخرة» اثری از هاشم موسوی جزائری در زمینه درهای پردیس میباشد.

معرفی
در آیه ها قرآن از درهایی برای پردیس خبر داده گردیده است.[۱] مفسران در توضیح واقعیت درهای فردوس، ذکر‌های مختلفی دارا هستند؛ محمد صادقی تهرانی نویسنده تعبیر الفرقان[۲] و سید کمال حیدری از مفسران شیعه، بابیان اینکه درب هر چیزی متناسب با به عبارتی میباشد، درهای فردوس را به درجات پردیس تعبیر و تفسیر کرده‌اند.[۳] به اطمینان ناصر مکارم شیرازی، مؤلف تعبیروتفسیر مثال، درهای پردیس در واقع به عبارتی عواملی میباشد که مشوق فردوس را برای افراد به ارمغان میاورد.[۴] ملا صدرا نهاد‌گذار مدرسه فلسفی حکمت متعالیه در باره درهای هفتگانه جهنم یک‌سری طریقه را نقل کرده به عنوان مثال این که از بعضی نقل کرده که درهای دوزخ وجهنم به عبارتی حواس هفتگانه میباشند که عبارتند از: شنوایی، بصیرت، بویایی، چشایی،لامسه( بساوایی)، خیال و خاطر و پندار. و از بر خی دیگر نقل کرده که در های دوزخ وجهنم به عبارتی اخلاق و رفتار مذموم و ناپسند میباشد مثل: نفاق، کبر، حسد، حرص، بلند آرزویی و بخل و بی‌شک این صفات اخلاقی مذموم باعث دوزخی شدن آدم هاست.[یادداشت ۱] او هم چنان در توجیه این که درهای فردوس هشت عدد و درهای دوزخ هفت تاست گفته که درهای دوزخ وجهنم به اندازه اعضای هفتگانه ای میباشد که آدمی با آن تکالیفش را جاری ساختن می دهد و درهای فردوس نیز همین تعداد میباشد به اضافه درِ قلب (باب القلب) که‌این در بر دوزخیان بسته میباشد وبه همین جهت حریق جهنم ورود به قلب نمی نماید چون درِقلب بر حریق دوزخ وجهنم بسته میباشد و این حریق از داخل بر آن نفوذ می نماید و به تفسیر قرآن استحضار می‌بابد چنان چه در آیه ۷ سوره همزه سوره گفته میباشد الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ[آتشى‌] كه به دل ها مى‌برسد. [۵]

تعداد
اگرچه تعداد درهای پردیس در قرآن بیان نشده،[۶] ولی مبتنی بر داستان‌های زیادی از شیعه و سنی، تعداد درهای پردیس، هشت در میباشد.[۷] بعضی از نویسندگان این تعداد از درها را بر طبق تعداد پردیس‌های مذکور در قرآن (۱. جنة النعیم[۸] ۲. بهشت[۹] ۳. جنة الخلد[۱۰] ۴. جنة المأوی[۱۱] ۵. جنات عدن[۱۲] ۶. دارالسلام[۱۳] ۷. دارالقرار[۱۴] ۸. بهشتی به حجم عرش‌ها و زمین[۱۵]) دانسته‌اند.[۱۶]

با این حالا در روایتی از امام علی‌(ع) تعداد درهای فردوس، ۷۲ در دانسته گردیده است.[۱۷] مکارم شیرازی، احتمال داده که کلیه عددهای مذکور برای ذکر تعداد درهای پردیس نبوده، بلکه بر کثرت درها دلالت داشته باشد.[۱۸] لکن سید کمال حیدری برای حل اختلاف احادیث در ذکر تعداد درهای فردوس، درهای اساسی پردیس را هشت در و درهای فرعی آن را بیشتر از آن تعداد دانسته میباشد.[۱۹]

مکارم شیرازی اعتقاد دارد بیشتر بودن درهای پردیس، نسبت به درهای دوزخ، بر پیشی به دست آوردن عفووبخشش الهی بر غضبش[۲۰] و بیشتر بودن اسباب و اثاث روشن بختی از اسباب و اثاث سیاه بختی دلالت دارااست.[۲۱] به گفته مطهری بر پایه ی روایات یکی درهای فردوس به عده ای تخصیص دارااست که هر یک سری مسلمان نیستند البته توحید را اعتقادوباور دارا هستند و دشمنی با اهل‌بیت(ع) ندارند.[۲۲]

جعفر شوشتری در کتاب الخصائص الحسینیه می گوید در حسین (ع) برای وسیله تقرب به آفریدگار بودن، خصوصیت‌ای دیدم که وی، به منجر آن خصوصیت میباشد که‌این‌سیرتکامل تعریف گردیده‌است: «دری از درهای فردوس، کشتی نجات و لامپ هدایت». شوشتری به دنبال رسول و امامان را درهای پردیس برشمرده میباشد و تصریح کرده که دری که برای امام حسین(ع) میباشد از سایر درها باز‌خیس و بزرگتر میباشد (فالنبی و الائمة (علیهم‌السّلام) تک تکّهم ابواب الجنان؛ لکنّ باب الحسین اوسع). [۲۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:39


علی‌ بن‌ محمد بن‌ موسی‌ بن فرات (۲۴۱-۳۱۲ق‌/۸۵۵-۹۲۴م‌)، وزیر شیعی مقتدر عباسی‌ و اولیه‌ شخص از بستگان فرات که‌ به‌ وزارت‌ رسید. او سه توشه به جایگاه وزارت رسیده میباشد. در هر سکو تغییراتی در کردار و طرز وی پدید می‌آمد که به کلی با یکدیگر متناقض می‌کند. وی در اولیه زمان وزارت چندان به خیر و خوبی و عدل و داد خلق کرد که موجب حمد عموم شد. البته در دومی و به ویژه در سومی دورۀ وزارتش که محسن بن فرات بر دیوان‌ها سر گروهی یافت، به خشونت و قتل و ستم و مصادرۀ اموال عموم و دیوانیان درگیر شد، تا آنجا که عموم چنان از وی کینه توزی یافتند که به دستاویز هجوم قرمطیان به حاجیان، اورا قرمطی خواندند و سنگبارانش کردند و سربازان به‌رنج توانستند وی و کارگزارانش را از چنگ تشریفات مشهد عموم برهانند.

شروع شغل در دستگاه خلافت
اخوی ابوالحسن علی، احمد در حکومت عباسیان، مدیر دیوان خراج و ضیاع بود و وی شغل دیوانی را ذیل لحاظ برادرش شروع کرد و بعد از مرگ احمد، به سر گروهی دیوان خراج منصوب شد.[۱] به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ق وی در دستگاه عباسیان شخص پرنفوذی بود چنانکه که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با وی دربارهٔ جانشینی مکتفی مشاوره کرد.[مستلزم منبع]

علی بن محمد با ابراز این حیث که نباید کسی را به خلافت نشانید که خویش مالک رأی باشد و فرمان و نهی نماید، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن معتضد خردسال پرداخت، در حالی که خویشاوندان ابن‌جراح به ابن‌معتز رغبت داشتند. عاقبت حیث ابن‌فرات موفق شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت گرد‌همایی، البته اندکی آنگاه هوا داران ابن‌معتز، مقتدر را از خلافت عزل کردند و ابن‌فرات و نزدیکان خلیفه مخفی شدند.[مستلزم منبع]

زمانه وزارت
علی بن فرات، ۳ توشه به جایگاه وزارت رسید. آراء متفاوتی از نویسندگان و مورّخان درباره وی ابراز کرده‌اند. در زمان وزارتش، گروهی از امیران و دیوانیان بغداد و خادمان خلیفه به دشمنی با وی برانگیخته شد؛ اگرچه به حیث می رسد که تشیع وی و میل به به کار گیری از عنصرها شیعی در کارها سیاسی نیز در‌این دشمنی‌ها بی‌تأثیر نبوده میباشد.[مستلزم منبع]

اول زمان وزارت وی از سال ۲۹۶ تا ۲۹۹ قمری زمان برد. بعداز اینکه ابن معتز از فعالیت عزل شد، خلیفه نو، مقتدر، به وی پیغامی ارسال کرد و او‌را برای برعهده به چنگ آوردن منصب وزارت فراخواند. وی در اول عصر وزارت چندان به خوبی و بخشید خوی کرد که موجب ثنا عموم شد.[۲] اکثری از هوا داران ابن معتز را از زندان شروع کرد و به عاملان خویش نوشت که از آن‌ها درگذرند؛ علاوه بر آن نزد خلیفه به هواخواهی از حسین بن حمدان و ابراهیم بن کیغلغ که به سال ۲۹۶ق به طرفداری از ابن معتز برخاسته و در خلع مقتدر کوشیده بودند، صحبت اعلام‌کرد.[۳] درین زمانه او معاندان متعددی در دربار خلافت داشت که در غایت توانستند لحاظ خلیفه را از وی برگردانند و به این ترتیب وی از عمل عزل شد و پس از مصادره شدن بخشی از اموالش به زندان دارالخلافه رسول شد.[۴]

چندی نگذشت که خلیفه اورا در شغل های دیوانی درگیر کرد و گزینه مشورت کردن قرار بخشید. و در سال ۳۰۴ قمری توشه دیگر به وزارت گماشت و به این ترتیب دو‌مین عصر وزارت او به بازه دو سال اغاز شد. در‌این زمان ابوالحسن به مصادره و بدرفتاری با کارگزاران وزیر دیرین پرداخت و پس از مدتی کشمکش‌ و رقابت و دشمنی کارداران دربار توشه دیگر موجب شد ابوالحسن گزینه اتهام مکر قرار گرفته و از سوی خلیفه عزل و بازداشت گردد.[مستلزم منبع]

چندین سال پس از سال ۳۱۱ وزارت برای توشه سوم به بازه زمانی 1سال به ابوالحسن علی بن محمد ابن فرات رسید. در‌این زمان او به بدرفتاری و سرکوب معارضان خویش پرداخت و دست پسرش محسن را در آزار آنها بازگذاشت. این راه و روش دشمنی‌ها با او را بیشتر کرد تا اینکه به وی اتهام شیعه‌گری زدند و از رابطه او با ابوطاهر جنابی قرمطی صحبت گفتند و به این‌ترتیب توشه دیگر حیث خلیفه درباره وی برگشت و ذیل تعقیب قرار گرفت و این توشه وی و پسرش محسن را گردن زدند.[مستلزم منبع]

خصوصیت‌های اخلاقی
چنان که گفته شد او در عصر‌های متعدد وزارت خویش رفتارهای متعدد و گاه متناقضی از خویش نماد بخشید. در زمان‌های دوم و سوم وزارت خویش با عموم و دشمنانش به بدی خلق و خوی کرد و به مصادره اموال آن ها پرداخت و گزینه کینه دوزی عموم بود چنان که یکبار او‌را به عذر و بهانه همیاری با قرمطیان سنگباران کردند.[۵] ولی وی در زمان در آغاز وزارت از خویش فیس وزیری کاردان و عادل را به اکران گذاشت. در‌این زمان او با معارضان خویش به خیر و خوبی خوی کرد و آنها‌را از دستگیر و تعقیب آزاد کرد و عاملان شهرها را به رعایت عدل و داد سفارش کرد.[مستلزم منبع]

در منابع تاریخی از سرویس ها همگانی او مانند اطعام عموم،‌[۶] امداد به علما،[۷] مقرری برای فقرا و نیامندان خبر داده‌اند.[۸] برای مثال نقل کرده‌اند که وی در عصر در آغاز وزارتش ۵ هزار بدن از اهل یک محل بغداد را مقرری می‌اعطا کرد.[۹] درباره عفووبخشش و کرم او به دوستان نیز روایت‌هایی نقل شد‌ه‌است.[۱۰] او همینطور در بغداد بیمارستانی ایجاد کرد و اوقافی برای آن مقرر کرد.[۱۱]

ابوالحسن علی بن فرات همینطور مردی فرهیخته به شمار میرفت. قبل از آنکه به علما و طالبان دانش ارج می‌بنیان خویش داده ها وسیعی در تاریخ و اتفاق ها تاریخی داشت[۱۲] وی شعر نیز می‌سرود و به شاعران صله‌های گران می‌اعطا کرد و اشخاصی مانند صولی و ابن بسام او‌را در اشعار خویش ستوده‌اند.[۱۳][۱۴] صولی همینطور کتابی به اسم مناقب علی بن فرات نوشت.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 34
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 14:52


منبع حدیث
حدیث لولاک با این عبارت «لولاک لما خلقت الافلاک» در هیچ‌کدام از منابع روایی متقدم شیعه به‌ویژه کتاب ها اربعه نیامده و فقط در کتاب الانوار فی مولد النبی تاثیر ابوالحسن بکری سوای گواهی از امام علی(ع) ماجرا گردیده و به تبع وی در بعضا دیگر از کتاب ها مثلا بحار الانوار نقل گردیده است.[۲۰] ولی در علل الشرائع تاثیر روحانی صدوق روایتی هم‌مضمون این حدیث نقل گردیده‌است: «يَا عَلِيُّ لَوْ لَا نَحْنُ مَا خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ وَ لَا حَوَّاءَ وَ لَا الْجَنَّةَ وَ لَا النَّارَ وَ لَا السَّمَاءَ وَ لَا الْأَرْض».‏[۲۱] با این حالا محمد تقی مجلسی، بابا علامه مجلسی و از علمای شیعه در قرن یازدهم قمری، عبارت ««لولاک لما خلقت الافلاک» را متوالی تشریفات مشهد دانسته میباشد.[۲۲]

برخی معتقدند وجود فراز «لولاک لما خلقت الافلاک» در کتاب ها متاخر روایی شیعه به جهت روند نقل به مفهوم (ذکر مضمون‌ و معنا ماجرا خیر نص آن)[۲۳][یادداشت ۴] بوده و بر طبق بعضی احادیث با همین دورن‌مایه در منابع متقدم، وارد در کتاب ها متاخر شد‌ه‌است.[۲۴]

حدیث لولا فاطمه
دربین روایات دارای اسم و رسم به لولاک، حدیث «یا این که احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» آوازه بیشتری میان شیعه پیدا نموده است.[۲۵] این حدیث در جامعه ها روایی متقدم و دارای اعتبار شیعه نیامده و برای نخسین بار سید محمدحسن میرجهانی، مولف کتاب جُنَّة العاصمة ادعا دارد که حدیث را در کتابی خطی به اسم کشف اللئالی نوشته پارسا بن عَرَندَس حلّی (م قرن ۹) چشم میباشد. سندی که میرجهانی به آن توکل کرده اینگونه میباشد:

«فی کتاب کشف اللئالی لصالح بن عبدالوهّاب بن العرندس، إنّه روی عن الشیخ إبراهیم بن الحسن الذرّاق،‌ عن الشیخ علیّ بن هلال الجزائری، عن الشیخ أحمد بن فهد الحلّی، عن الشیخ زین الدین علیّ بن الحسن الخازن الحائری، عن الشیخ أبی عبدالله محمّد بن مکّی الشهید، بطرقه المتصلة إلی أبی جعفر محمّد بن علیّ بن موسی بن بابویه القمّی، بطریقه إلی جابر بن یزید الجعفی، عن جابر بن عبدالله الأنصاری، عن فرستاده الله صلی الله علیه و آله، عن الله بلندمرتبه و گرانقدر، أنّه قال: یا این که احمد لولاک ... »[۲۶]
آیت‌الله شبیری زنجانی مدرک حدیث لولا فاطمه را دارنده گونه های [۲۷] و بلکه به طور کامل جعلی می داند زیرا ابن عرندس از کسی نقل می‌نماید که زمان‌ها پس از خودش به عالم آمده میباشد. [۲۸] با این هم اکنون وی مضمون حدیث را با توجیهی قابل هواخواهی تعریف می‌نماید. از نگاه وی زیرا مقصود از خلقت هدایت آدم‌هاست و معصومان نیز واسطه سود در هدایت می‌باشند، به این ترتیب می‌اقتدار اظهار‌کرد که در شرایطی که اهل‌بیت(ع) نبودند فقیه رفتار نمیشد.[۲۹] محمدعلی گرامی نیز یک‌سری نفر از راویان حدیث را مجهول معرفی می‌نماید؛ البته این نکته را ادله تکذیب حدیث نمی‌داند.[۳۰] به اعتقادوباور علامه طهرانی بر فرض درست بودن صدور حدیث آن را اشاره به واقعیت محمدیه[یادداشت ۵] دانسته و فاطمه زهرا (س) را تجلّی این واقعیت تک تک برشمرده میباشد.[۳۱]سید محمدحسن میرجهانی در کتاب کتاب جُنَّة العاصمة در توجیه ماجرا، منزلت رسول(ص) و امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه(س) را در نظام هستی مانند رده مغز و قلب و جگر دربدن آدم دانسته میباشد که هر یکسری (در سلسله مراتبی که دارا هستند) رده مغز تحت عنوان فرمانده فراتر از قلب میباشد اما قلب درصورتی که خون رسانی نکند مغز هم تلاش ندارد و هم اینگونه قلب هر یک‌سری با لاتر از جگر میباشد اما در حالتی که جگر نباشد قلب هم تأثیری ندارد و در سود در حالتی‌که فاطمه(س) تحت عنوان واسطه فی مابین منزلت نبوت و امامت وبه تیتر دختر نبی(ص) و همسر امیرالمؤمنین(ع) و مامان امامان(ع) عدم وجود اثری از نبوت و امامت خلا. [۳۲]

بینش‌ها درباره حدیث لولا فاطمه
بعضا با اعتنا به ضعف مدرک حدیث لولا فاطمه معتقدند نصیب دوم و سوم این حدیث «لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» به وسیله غالیان به حدیث لولاک ملحق گردیده و مخالف قرآن، احادیث و عقل میباشد؛ چون بر برتری علی(ع) بر رسول اسلام(ص) و همینطور برتری فاطمه(س) بر فرستاده و علی علیهما السلام اشاره دارااست؛ در حالی که طبق اعتقادات شیعه فرستاده اسلام(ص) برگزیدگان عبد و بنده پروردگار و وجود اهل بیت(ع) از فروغ آن حضرت میباشد.[۳۳]

در مقابل، به‌این نکته اشاره گردیده که درصورتی که امامت و ولایت خلا نبوت هم پدید نمی‌آمد؛[۳۴] چون نبوت ذکر ضابطه میباشد و ضابطه سوای اعمال هیچ سود‌ای ندارد و اجرای ضابطه نبوت با امامت قابلیت و امکان‌پذیر میباشد؛ به این ترتیب امامت از نبوت اساسی‌خیس میباشد. درپی این ارزیابی بدین نکته اشاره گردیده که طبق این نظارت نباید اظهار کرد حضرت علی(ع) از رسول والاتر میباشد؛ چون فرستاده اسلام(ص)‌ دو منصب نبوت و امامت را دارا بود و امام علی(ع) تنها منصب امامت را برعهده داشت. مبتنی بر این بررسی امامان حافظان آئین می باشند و در صورتیکه بعد از رحلت فرستاده امامت عدم وجود آیین به انحراف کشیده میشد؛ به این ترتیب آئین خاتم از روش امامت مراقبت میگردد و امامان به جز حضرت علی(ع) کلیه از فرزندان فاطمه(س) میباشند.[۳۵]

تک نگاری
کتاب «حدیث لولا فاطمه» تاثیر محمد علی گرامی، از مراجع تبعیت شیعه. در‌این کتاب ابتدا به ذکر معنی و معنا حدیث و آن گاه به تحقیق گواهی آن پرداخته میباشد. پیرو خلال ثابت عصمت و طهارت چهارده معصوم، مناقب حضرت زهرا(س) و خلافت بلافصل امام علی(ع) گفته شده میباشد.[۳۶] گرامی با فایده‌گیری از آیه‌ها و احادیث و مباحث فلسفی و کلامی به تبیین حدیث پرداخته میباشد.[۳۷]

پانویس
مجلسی، مرآةالعقول، ۱۴۰۴ق، ج۲، ۲۸۶؛ نتیجه کاشانی، الوافی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۵۲؛ قندوزی، ینابع المودة، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۴.
قمی، تعبیر و تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، پیشگفتار ج۱، ص۱۷.
خالدی، «پژوهش گواهی و متن حدیث لولاک لما خلقت الافلاک»، ص۳۱۳.
منتظری، کتاب الخمس و الانفال، ۱۳۶۳ش، ص۳۵۹-۳۶۱؛ مکارم شیرازی، انوار الفقاهه، ۱۴۲۵ق، ص۵۳۷.
حسینی میلانی، نفحات الازهار، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۵۰.
میبدی، کشف الاسرار، ۱۳۷۱ش، ج۷، ص۲۸۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۱۰، ص۱۵۲؛ صادقی تهرانی، الفرقان، ۱۳۶۵ش، ج۱۴، ص۲۱۴.
آملی، تعبیر و تفسیر المحیط الاعظم، ۱۴۲۲ق، ج۲، ص۴۲۳.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 64
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 11:08


انتقاد عقل‌گرایی فلسفی
علامه مجلسی مخالف عقل‌گرایی فلسفی بود و در اثرها خویش به بعضی از آرای فلاسفه اعتراض کرد. وی فلاسفه مسلمان را به جهت تاسی از یونانیان و آزاد کردن قرآن و احادیث اسلامی نکوهش می کرد. علامه مجلسی کاربرد عقل را فقط در صورتی‌که مجاز می‌دانست که دستاوردهای عقل با مبانی فقاهتی سازگار تشریفات مشهد باشند.[۳۶]

وی در آثارش آرای فلاسفه مسلمان را به انتقاد کشیده و بعضی از این آرا را مخالف ضروریات آیین دانسته میباشد. اطمینان به حدوث وقتی دانا، دنیوی بودن ملائکه، دنیوی بودن معراج و معاد جسمانی برای مثال آرای مجلسی میباشد که در آنان به مخالفت با فلاسفه پرداخته میباشد. علامه مجلسی درین آرا حیث خویش را مستند به احادیث کرده و مخالفت فکر فلاسفه با احادیث را نکوهیده میباشد.[۳۷] نظرها وی بعد ها گزینه اعتراض بعضا از متخصصان فلسفه اسلامی قرار گرفت؛ برای مثال علامه طباطبایی با اعتراض بر پندار‌های علامه مجلسی او‌را گرفتار تناقض می‌دانست و ورود علامه مجلسی به مباحث عمیق عقلانی را خطایی از سوی وی محاسبه میکرد.[۳۸]

با اینکه علامه مجلسی خویش در بعضا آثارش به دلیل‌های عقلانی و فلسفی پرداخته البته وقتی که شیوه وصال به معرفت در اصول آیین را رسیدگی می‌نماید، کاربرد ادله عقلی را انکار نموده است. به حیث علامه با اعتنا به ایرادات عقل استناد به آن در کارها آیین روا وجود ندارد. وی در جایی از اثر ها خویش استدلال نقلی را برای اخذ اصول آئین دارای اعتبار دانسته میباشد. این حیث مخالف لحاظ بیشتر علمای مسلمان میباشد که راه و روش اخذ اصول آئین را عقل میدانند.[۳۹]

مخالفت با صوفیه
علامه همچون برخی دیگر از فقیهان آن بعد از ظهر، در اثرها خویش به انتقاد طریق صوفیه پرداخت و پندار‌ها و عادات و آدابشان را خلاف با تعالیم امامان شیعه محاسبه نموده است.[۴۰] عدم پایبندی به احکام فقاهتی، اشاعه یافتن آداب و آئین‌های غیرشرعی از قبیل رینگ‌های بیان و سماع و تعبیروتفسیر درون گرایانه از آیین و متن‌ها فقهی برای مثال مسائل آیتم نقد علامه مجلسی در خلق و پندار صوفیان میباشد.[۴۱]

چنان‌که از بعضا نوشته‌های علامه مجلسی برمی‌آید و بعضا نویسندگان معاصر نیز بر آن تأکید کرده‌اند علامه با ریاضت و تهذیب نفس، در حالتی که همدم با رعایت آداب شرعی و عده در بین ظواهر و درون آئین باشد مخالفتی نداشته میباشد و مورد اساسی برای او پایبندی به احکام فقهی بوده میباشد. از همین روست که بعضا از علمای شیعه مانند روضه خوان صفی‌الدین اردبیلی، سید علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، شهید ثانی، روحانی بهائی و پدرش محمدتقی مجلسی را از صوفیه امامیه دانسته و آن‌ها را ستوده (و در میان صوفیه شیعه و صوفیه‌ای که از اهل سنت تبعیت کرده‌اند فرق گذاشته) و خویش در جاهایی از اثرها خویش به ارائه تفاسیری عرفانی از روایات امامان دست یازیده میباشد.[۴۲]

مجلسی در منصب روحانی الاسلامی
علامه مجلسی از سال ۱۰۹۸ در حین پادشاه سلیمان صفوی و در حالی که ۶۱ ساله بود به منصب روحانی الاسلامی رسید. پس از مرگ این سلطان و جانشینی فرمانروا حسین، مجلسی از سوی فرمانروا تازه بر منصب روحانی الاسلامی ابقا شد.[۴۳] روحانی الاسلام در روزگار صفویان ضمن اخذ وجوهات دینی به بررسی بر اجرای احکام فقهی و دستگاه قضاوت، اداره کارها مدرسه های و مساجد و زیارتگاه‌ها و گزینش ائمه آدینه و بقیه مسائل مذهبی سرزمین می‌پرداخت.[۴۴]

انتقادها از علامه
اقدامات علامه مجلسی در سمت روضه خوان الاسلام در زمانه سلطنت سلطان پادشاه حسین صفوی برخورد‌های متفاوت و متضادی را دربین دانشمندان و تاریخ نگاران در ادامه داشته میباشد. گروهی از تاریخ نگاران علاوه بر اشاره به اقتدار زیاد علامه مجلسی در سال‌های حکومت فرمانروا حسین، او‌را همانند فقیهی متعصب تصویر کرده‌اند که به آزار رسانی تیم‌های اقلیت مذهبی می‌پرداخت. درین زمان سلاطین صفوی بیش تر از پیش به فقهای شیعه مجاورت گردیده بودند و از بالا دریافت کردن توان آن ها در قبال بقیه تیم‌های فقهی مانند صوفیه یا این که حکما و فلاسفه مدد می‌کردند.[۴۵]

اتهام سختگیری و تعصب
علامه مجلسی در مراسم تاجگذاری فرمانروا حسین صفوی حضور داشت و از او خواست فرامینی در جهت شکستن بت هندیان بومی در اصفهان، بازداشتن شراب‌خواری، بازداشتن کبوتر بازی و توقف پیکار‌های طایفه‌ای، صادر نماید.[۴۶]سلطان نیز به عهده گرفت و میگساری را ممنوع و تمامی باده‌فروشی‌ها را مهندم کرد.[۴۷] این اقدامات معمولاً از سوی نویسندگان شیعه اقدماتی در جهت اصلاحات مذهبی و جنگ با مفاسد اجتماعی بررسی شد‌ه‌است[۴۸] ولی بعضی از محققان غربی پاره‌ای از این اقدامات مانند نهی کردن شراب‌خواری و کبوتربازی یا این که محصور کردن هندیان را نکوهیده و آن را مثال‌ای از سختگیری‌های بی‌بهره‌ای دانسته‌اند که به مخالفت‌های پهناور اجتماعی انجامید.[۴۹]

اتهام آزار اقلیت‌های فقاهتی
برخی از نویسندگان غربی همینطور علامه مجلسی را به آزار رسانی اقلیت‌های مذهبی مجرم کرده‌اند.[۵۰] برای مثال علامه مجلسی را جنایتکار به شیعه کردن اجباری سنی مذهبان و نیز فشار بر اقلیت‌های شرعی مانند زردشتیان، یهودیان و مسیحیان کرده‌اند.[۵۱] این در حالی میباشد که بنابر برخی رسیدگی‌ها، شواهد روشنی در منابع تاریخی در تأیید این سیرتکامل اتهامات، یافت نمیشود و بعضا از آن ها سود مشکلات فاحشی میباشد که در اثر ها تنی چند از خاورشناسان وارداتی و نشر یافته میباشد.[۵۲]

اتهام آزار صوفیان
برخی مستشرقان علامه مجلسی را جنایتکار به بی‌رحمی ناشی از تعصب فقهی در تعقیب و قتل صوفیان کرده‌اند.[۵۳] شاید مهم ترین استدلال در ارائه تصویر فقیهی متعصب و سختگیر از علامه مجلسی گزارش‌هایی میباشد که در بعضی از منابع تاریخی آمده و از جنگ وی با صوفیه و بستن اماکن تجمع صوفیه و اخراج آن ها از اصفهان خبر می دهد.[۵۴]

اعتنا و صحت این گزارش‌ها از سوی بقیه دانشمندان آیتم شک و تردید قرار گرفته میباشد[۵۵] هر چندین درباره ستیز حکومت صفوی و نیز فقها با صوفیه درین روزگار تردیدی نیست و پیکار علامه مجلسی با صوفیان نیز به کتابت اثراتی در نکوهش بینش آنها محصور بوده میباشد.[۵۶] بعضا گفته‌اند دامن زدن به آوازه علامه مجلسی تحت عنوان فقیهی متعصب و سختگیر، ریشه در اثرها خاورشناسان داراست و ناشی از دلبستگی آنها به جریان تصوف میباشد.[۵۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 31
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


سید محمدعلی آل‌هاشم (۱۳۴۱ش-۱۴۰۳ش)، امام آدینه شهر تبریز و نماینده اما عالم در استان آذربایجان شرقی بود. وی نمایندگی عموم آذربایجان شرقی در عصر ششم مجلس خبرگان رهبری را بر ذمه داشت و پیش از آن، در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش کشور ایران نیز مسئولیت‌هایی تشریفات مشهد داشت.

آل‌هاشم در ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۳ش، همدم با سید ابراهیم رئیسی و هفت بدن دیگر برای مثال حسین امیرعبداللهیان، وزیر کارها خارجه کشور ایران و صاحب رحمتی استاندار آذربایجان شرقی، در سانحه هوایی جان خویش را از دست بخشید.

معاش
سید محمدعلی آل‌هاشم، فرزند سید محمدتقی آل‌هاشم از روحانیان تبریز بود. وی تحصیلات مقدماتی را تا متوسطه در تبریز سپری کرد. آل‌هاشم علم آموزی علم ها شرعی را در حوزه علمیه تبریز- استارت کرد و بعد از آن برای ادامه به حوزه علمیه قم عزیمت نمود. وی در طهران، ۱۴ سال در درس بیرون سید علی خامنه‌ای کمپانی می کرد.[۱] وی همینطور در تبریز به درس دادن درس بیرون اشتغال داشت.[۲]

سمت‌های قانونی و سیاسی
آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۰ خرداد ماه ۱۳۹۶ش آل‌هاشم را به نمایندگی البته عالم در آذربایجان و امام آدینه شهر تبریز منصوب کرد.[۳] به درخواست وی در زمان امامت آدینه تبریز، نرده‌هایی که منزلت مسئولان را از صف عموم غیروابسته می کرد، برداشته شد.[۴] آل‌هاشم، از ۲۸ تیر ۱۳۸۸ش[۵] تا ۱۱ تیر ۱۳۹۶ش[۶] مسئولیت نمایندگی البته دانا و سر گروهی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش کشور‌ایران را بر ذمه داشت.[۷] او در‌این زمانه سه توشه غالب به دستیابی منزلت نخستین میان سازمان‌های عقیدتی سیاسی نیروهای دارای سلاح شد.[۸]


صندلی خالی سید محمدعلی آل‌هاشم در افتتاحیه عصر ششم مجلس خبرگان رهبری[۹]
آل‌هاشم در عصر ششم مجلس خبرگان رهبری به‌تیتر نماینده عموم آذربایجان شرقی تعیین شد. وی با دستیابی ۸۳۴ هزار و ۱۰۸ رأی، بیشترین رأی در ادوار متفاوت خبرگان رهبری در استان آذربایجان شرقی را استحصال کرد.[۱۰] اما پیش از برگزاری اول گردهمایی زمان ششم مجلس خبرگان درگذشت.[۱۱]

از سایر سمت‌های قانونی وی می‌اقتدار به مفاد ذیل اشاره نمود:[۱۲]

مسئول ستاد نماز آدینه تبریز؛
مسئول عقیدتی سیاسی راءس یادگرفتن پناه نیروهای زمینی ارتش؛
مدیر عقیدتی سیاسی لشکر ۲۱ حمزه آذربایجان؛
مدیریت اداره عقیدتی سیاسی حوزه‌‌ای آذربایجان؛
نائب رئیس تبلیغات و رابطه ها همگانی سازمان عقیدتی سیاسی ناحیه‌ای آذربایجان؛
جانشین اداره عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش؛
جانشین اداره عقیدتی سیاسی نیروی زمینی ارتش؛
نائب رئیس هماهنگ‌کننده سازمان عقیدتی سیاسی ارتش؛
جانشین سازمان عقیدتی سیاسی ارتش با ثبت فرماندهی معظم تک تک قوا؛
عضو میز آذربایجان در مجمع تشخیص مصلحت نظام؛
مدیر اداره عقیدتی سیاسی نیروی زمینی ارتش.
اثرها
آل‌هاشم دارنده تألیفات تخصصی برای نیروهای دارای سلاح و روحانیون و نیز تألیفات همگانی بود.[۱۳] مثلا اثر ها وی می‌قدرت به موردها ذیل اشاره نمود:

شمیم خوی و تربیت اسلامی؛[۱۴]
سیره اخلاقی و تربیتی؛[۱۵]
تحقیق شرعی نزاع خل وچل؛[۱۶]
پیام آدینه، در شش جلد (خطبه‌های نقص‌ گردیده در نماز آدینه تبریز).[۱۷]

تشییع سید محمدعلی آل‌هاشم در تبریز[۱۸]
درگذشت
۳۰ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، در جریان مهاجرت سید ابراهیم رئیسی (رییس جمهور) به آذربایجان شرقی، در مسیر رجوع از بهره‌برداری حایلّی در مرز کشور ایران و آذربایجان، سید محمدعلی آل‌هاشم او را ملازمت میکرد که بالگرد آن ها در محدوده بین وَرزَقان و جُلفا از توابع شهر تبریز مبتلا سانحه شد[۱۹] و جان خویش را از دست اعطا کرد.[۲۰]

مراسم تشییع سید ابراهیم رئیسی و جانباختگان یاور وی در ۱ خرداد ماه سال ۱۴۰۳ش در تبریز[۲۱] و قم برگزار شد. در ۲ خرداد ماه، آیت‌الله خامنه‌ای بر لاشه آنها در دانش گاه طهران نماز میت خواند[۲۲] و مراسم تشییع با حضور قشرها متعدد عموم در طهران برگزار شد.[۲۳] آن گاه لاشه آل‌هاشم به تبریز منتقل شوید و در ۳ خرداد ماه بعداز تشییع دوباره در گورستان وادی بخشش این شهر دفن شد.[۲۴]

پانویس
«معاش‌طومار»، وب سایت حضرت آیت‌الله سید محمدعلی آل‌هاشم.
«گرد هم آیی درس بیرون دستور به پر اسم و رسم و نهی از منکر نماینده اما عالم در آذربایجان شرقی در مسجد جامع تبریز»، خبرگزاری حوزه.
«انتصاب نماینده اما فقید در استان آذربایجان شرقی و امام آدینه تبریز»، خامنه‌ای دات آی آر.
«امام آدینه تبریز همچنان آذربایجانی‌ها را غافلگیر می‌نماید»، مشرق‌نیوز.
«انتصاب حجت‌الاسلام سیدمحمدعلی آل‌هاشم به سر گروهی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش»، خامنه‌ای دات آی آر.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
چهارشنبه 10 ارديبهشت 1404 زمان : 15:34


طواف نِساء از واجبات حج و عمره مفرده میباشد. این طواف مانند بقیه طواف‌ها با هفت توشه چرخیدن بدور کعبه ایفا میشود و صرفا نیت آن مختلف میباشد. هر که برای اجرا حج مُبقعه می‌گردد تا پیش از اعمال طواف نساء و نماز آن، استمتاع از همسر برایش حرام میباشد. طواف نساء از احکام منحصربه‌فرد شیعه بوده و در فقه اهل سنت، سخنی از آن به در بین نیامده تشریفات مشهد میباشد.

معنا‌شناسی
نوشته‌علمیٔ مهم: طواف
«طواف» در اصطلاح دینی به معنای چرخیدن دور کعبه میباشد.[۱] «نساء» هم به معنای زنان میباشد.[۲] درباره حکمت این اسم‌گذاری گفته می‌گردد، بعداز کار «تقصیر»، مجموع کارهایی که با اِحرام بر مُحرِم حرام گردیده بود حلال میشود به غیر از استعمال از بوی خوش که با تلاش صفا و مروه حلال گردیده[۳] و رابطه و لذت جنسی از همسر که با جاری ساختن طواف نساء و نماز آن روا می‌شود.[۴]

مفاد وجوب
این طواف در کلیه اقسام حج و عمره به غیر از عمره تمتع بر مردان، زنان، خردسال ها و حتی افرادی که قصد به وصلت ندارند، واجب میباشد. آمیزش با همسر پیش از ایفا طواف نساء، یک شتر کفاره داراست.[۵] در اینکه صرفا آمیزش حرام میباشد یا این که تمامی استمتاعات، در بین فقیهان اختلاف‌حیث وجود دارااست.[۶]

طواف نساء از عنصرها حج یا این که عمره وجود ندارد که سوای ایفا آن، حج یا این که عمره فسخ گردد، اما واجب میباشد فرد، خودش آن را اعمال دهد یا این که چنانچه نمی‌تواند کسی از طرف وی، آن را اجرا دهد.[۷]

کیفیت طواف نساء
طواف نساء مانند بقیه طواف‌ها با هفت توشه چرخیدن بدور کعبه جاری ساختن می شود و فقط در نیت، می بایست به نیت طواف نساء باشد.[۸] بعداز هفت توشه چرخیدن بدور منزل معبود، باید دو رکعت نماز طواف نساء در پشت منزلت ابراهیم خوانده خواهد شد.[۹]

طواف نساء و نماز آن، واپسین کار در عمره مفرده و واپسین فعالیت از ایفا پنج‌گانه مکه در حج میباشد.[۱۰] با اعتنا به اینکه طواف نساء بعد از تقصیر و خروج از احرام جاری ساختن می گیرد، می‌قدرت آن را با خرقه بی آلایش اجرا بخشید.[۱۱]

بینش شیعه
همگی فقیهان شیعه مبتنی بر احادیث گوناگون از اهل بیت(ع)،[۱۲] طواف نساء را واجب میدانند. روحانی طوسی خلال احادیث، اجماع فقیهان شیعه و احتیاط را عامل وجوب این طواف میداند؛ به این دلیل که همگی مسلمان ها معتقدند بعد از احرام بستن استمتاع از همسر حرام میشود و شک و تردید داریم که فارغ از طواف نساء این حرمت برداشته گردد.[۱۳]

بعضا احادیث شیعه، آیه ثُمَّ لْیقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْیطَّوَّفُوا بِالْبَیتِ الْعَتیقِ (ترجمه:آن گاه می بایست آلودگی خویش را بزدایند و به نذرهای خویش وفا نمایند و بر گِرد آن منزل دیرین [=کعبه] طواف به‌مکان آورند.)[حج–۲۹] را مرتبط با طواف نساء دانسته‌[۱۴] و بعضی دیگر به وجود طواف نساء در طی حضرت بشر(ع)[۱۵] و نوح(ع)[۱۶] تصریح نموده‌اند.

نگرش اهل سنت
در فقه اهل سنت، سخنی از طواف نساء به بین نیامده و در مقابل، از «طواف قُدوم»، «طواف افاضه» و «طواف وداع» مشاجره شد‌ه‌است.[۱۷][یادداشت ۱] ادله آنان روایاتی میباشد که ذکر می‌نماید رسول اکرم(ص) در حجة الوداع صرفا دو طواف ایفا دادند.[۱۸] فقیهان شیعه معتقدند در حج تمتع که با عمره تمتع هم پا میباشد سه طواف وجود دارااست (طواف زیارت عمره تمتع، طواف زیارت حج تمتع و طواف نساء حج تمتع)، اما مطابق روایات شیعه، حج نبی از نوع حج قِران یا این که اِفراد بود[۱۹] که در آنان عمره تمتع وجود نداشته و فقط دو طواف دارا‌هستند: طواف زیارت و طواف نساء. آیت الله صافی از مراجع تبعیت در جواب به استفتایی مبتنی بر این که تکليف زن شيعه که همسرش سنی مذهب میباشد و طواف نساء اجرا نمی‌دهد می گوید: شکاف طواف نساء ، به وسیله مرد سنی، مشکلی در تزویج و محرمیت زن شیعه و مرد سنی تولید نمی‌نماید و در صورتی مرد طبق مذهب خودش فعالیت نماید اشکالی از این جهت برای تزویج آنان وجود ندارد.[۲۰]

کفایت طواف وداع
طواف وداع که به هنگام رجوع و برگشت از مکه اجرا میشود نزد شیعه‌ها، مستحب میباشد. مذهبها فقاهتی حنفی و حنبلی از اهل سنت این طواف را واجب دانسته و مالکی آن را مستحب می داند. شافعی نیز در یکی‌از دو فتوای خویش آن را واجب می داند.[۲۱]

در بعضا احادیث شیعه، این طواف از اهل سنت، به‌منزله طواف نساء دانسته گردیده که بعداز آن، استمتاع از همسر نیز بر مُمقبره حلال میشود.[یادداشت ۲]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 213
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 163
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 378
  • بازدید ماه : 519
  • بازدید سال : 3394
  • بازدید کلی : 44535
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی