loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 14
شنبه 21 تير 1404 زمان : 13:00

سید عارف حسین حسینی (۱۳۲۵-۱۳۶۷ش) از روحانیان شیعه پاکستان و رهبر نهضت جعفریه بود. او در نجف و قم دروس معارف اهل بیت(ع) را فراگرفت. در نجف از شاگردان امام خمینی بود. در پاکستان خلال نیازهای فرهنگی، عبادی و مذهبی عموم، به نیازهای بهداشتی و اقتصادی عموم نیز پژوهش می کرد. حسینی در ۱۴ مرداد ۱۳۶۷ ش. در مکتب دارالمعارف الاسلامیه پیشاور، از سوی اشخاص ناشناس، غرض گلوله قرار گرفت و به شهید شدن تشریفات مشهد رسید.

نسب و محل تولد
عارف حسین، فرزند سید فضل و ادب حسین، در ۴ آذر ۱۳۲۵ش موازی با ۲۵ نوامبر ۱۹۴۶م و ۱ محرم ۱۳۶۶ق در روستای پیوار، از توابع شهرستان پاراچنار، در پاکستان، در خانواده‌ای مذهبی و شیخ از سادات پاکستان دیده به جهان گشود. محل تولد وی در نوار مرزی پاکستان و افغانستان قرار گرفته میباشد که در آن سه فامیل غندی خیل، علی‌زئی و دویرزئی معاش می‌نمایند. حسینی از فامیل پشتون دویرزئی بود. سلسله‌نسب وی به فرمانروا شرف بوعلی قلندر بن سید فخر اما می رسد که در کرمان مدفون میباشد. زیرا نسب وی را به حسین الاصغر، فرزند امام سجاد(ع)، منتهی می دانند، خویشاوندان او به حسینی مشهور میباشد.[۱] اجداد وی که اکثری از آن ها شیخ و مبلّغ بودند برای تکثیر معارف اسلامی و اهل بیت(ع) در حوزه‌ پیوار و نواحی آن کار داشتند.[۲]

زندگانی
حسینی روزگار کودکی را در محل تولد خویش طی کرد و قرآن و تعالیم ابتدایی شرعی را نزد پدرش، که شیخ بود، آموخت. آن گاه به مکتب رفت و بعداز اتمام عصر مدرسه ابتدایی و ارشاد، راهی دبیرستانی در پاراچنار شوید. در ۱۳۴۳ش دیپلم گرفت و بعداز آن به مکتب جعفریه پاراچنار رفت و یادگرفتن دروس شرعی را نزد حاجی غلام جعفر لقمان‌خیل استارت کرد و در بازه زمانی کوتاهی ادبیات عرب را آموخت. گویش مادری وی پشتو بود. افزون بر آن، او به فارسی و عربی و اردو نیز احاطه داشت.[۳]

در نجف
حسینی در ۱۹۶۷م/ ۱۳۴۶ش برای ادامه علم آموزی به نجف رفت و در کلاس درس اساتید زیرا معلم افغانی، مدرس مشهور ادبیات عرب در حوزه علمیه نجف، آیت الله مدنی، روضه خوان اشرف اصفهانی و آیت الله مرتضوی کمپانی می کرد.[۴] عارف حسین حسینی درین عصر در کنار علم آموزی با دعا ها مثلا دعای کمیل و زیارت عاشورا انس فراوان داشت و بیش تر از بیست توشه پیاده به زیارت امام حسین در کربلا رفت[۵]


شهید عارف حسینی در نوجوانی با خرقه مستقر پاراچنار

مزار شهید عارف حسینی در پاراچنار پاکستان
شناخت با امام خمینی

او به وسیله سید اسدالله مدنی با امام خمینی آشنا شد و در رینگ درس وی کمپانی کرد.[۶] وی فقط محصل پاکستانی بود که با وجود محدودیت‌های حال و روز گردیده بر امام خمینی در نماز جماعت او کمپانی کرده و سخنرانی‌های امام خمینی حضور داشت. عارف حسین حسینی از امام خمینی وکالت طومار اخذ کرد و گزینه اتکا وی بود.[۷]حسینی در ۱۳۵۲ش، به جرم کمپانی در کار‌های انقلابی، از سوی رژیم بعث عراق بازداشت، زندانی و بعد از مدتی از عراق اخراج شوید.[۸]

رجوع به محل تولد و تزویج
او به محل تولد خویش رجوع و برگشت و ده ماه در پاراچنار به تبلیغ آیین پرداخت. در همین فرصت تزویج کرد.[۹]

ادامه تحصیلات در قم
در ۱۳۵۳ش مجدد تصمیم گرفت برای ادامه علم آموزی به نجف برود، البته دولت عراق به او ویزا نداد؛ از این‌رو، در به عبارتی سال راهی قم شوید و نزد اساتید این حوزه، مانند مکارم شیرازی، وحید خراسانی، تبریزی، مقبره‌پناهی و سید کاظم حائری، اصول، فقه و تعبیروتفسیر فراگرفت. همینطور از درس فلسفه مرتضی مطهری بهره مند شد.[۱۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
پنجشنبه 19 تير 1404 زمان : 11:25


مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی مناظره‌ای کلامی درباره وجود معبود و صفات وی. این مناظره در حدیثی آمده میباشد که طبق آن، امام رضا(ع) به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، با عالمان گرانقدر مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی مناظره می‌نماید. درین خاطرنشان کرد‌وگو، عِمران سوال‌های بخش اعظمی در خصوص معبود میپرسد و امام رضا(ع) به آنان جواب تشریفات مشهد میدهد.

به‌گفته راوی این حدیث، عمران صابی جواب‌های امام رضا(ع) را قانع‌کننده مییابد، شهادتین میگوید و مسلمان می گردد. این حدیث در کتاب‌های توحید و عیون خبر ها الرضا نوشته روحانی صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) آمده میباشد.

مورد صورت‌گیری مناظره
مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی در حدیثی آمده میباشد که در آن، وی با عالمان ادیان متعدد مناظره نموده است.[۱] حسن بن محمد نوفلی، راوی این حدیث، ماجرا صورت‌گیری مناظره را این‌سیرتکامل گستردن داده میباشد: هنگامی امام رضا(ع) از مدینه به مرو نزد مأمون، خلیفه عباسی رفت، مأمون عالمان و متکلمان ادیان متفاوت، ازجمله جاثَلیق (گرانقدر مسیحیان)، رأس‌الجالوت (بلندمرتبه یهودیان)، بزرگان صابئان و هِربِذ (والا زرتشتیان) را گردآوری کرد و از آنها خواست با امام رضا(ع) مناظره نمایند.[۲]

بعد از آن به امام رضا(ع) خاطرنشان کرد در صورتی‌که میل دارااست، در مناظره کمپانی نماید. امام رضا(ع) این سفارش را به عهده گرفت و فردای آن روز نزد مأمون رفت.[۳] امام رضا(ع) در‌این مناظره بعد از گفت و گو با جاثَلیق، رأس‌الجالوت و هِربِذ و محکوم‌کردنشان[۴] رو به توده میگوید در‌صورتی‌که کسی مخالف اسلام میباشد، سؤالاتش را مطرح نماید. در‌این هنگام، عِمران صابی میگوید درخصوص وحدانیت (یکی از‌‌بودن آفریدگار) با متکلمان بخش اعظمی در کوفه و بصره و شام و جزیره مشاجره کرده و هیچ‌یک نتوانسته‌اند آن را ثابت نمایند. وی از امام رضا(ع) می خواهد در این باره با وی اذعان کرد‌وگو نماید و امام رضا(ع) می‌پذیرد.[۵]

سوال‌های عِمران صابی
در مناظره امام رضا(ع) با عِمران صابی، عمران سؤالات اکثری از امام رضا درباره معبود میپرسد که بعضا از آنان به‌گستردن تحت میباشد:

ویّلین جانور در هستی چه چیزی میباشد؟[۶]
آیا آن جانور، به خودى خویش، نزد خویش، معین میباشد؟[۷]
آفرینش پروردگار چه‌گونه میباشد و آفرینش چه معناها و اقسامی داراست؟[۸]
آیا با آفرینش، در پروردگار تغییرى ساخت و ساز میشود؟[۹]
ما به‌وسیله چه چیزی، به وجود خداوند پی میبریم؟[۱۰]
پروردگار چیست؟[۱۱]
آیا معبود در مخلوقات میباشد یا این که مخلوقات در اویند؟[۱۲]
آیا وحدانیت (یک کدام از‌بودن) آفریدگار با آشنایی ذاتش دانسته مى‌‏خواهد شد یا این که با آشنایی اوصافش؟[۱۳]
پروردگار در چه چیزى قراردارد؟ آیا چیزى اورا اشراف نموده است؟ و آیا از جایى به جاى دیگری تغییر تحول جای مى‌‏دهد؟[۱۴]
فیض مناظره
به‌گفته حسن بن محمد نوفلى، گزارشگر این مناظره، بعد از آنکه امام رضا(ع) جواب کلیه سوال‌های عمران صابی را می دهد، وی قانع میشود و می گوید معبود به عبارتی‌سیرتکامل میباشد که امام رضا تعریف می‌نماید. آن‌گاه شهادتین می گوید و مسلمان می شود. وی همینطور می گوید امام رضا عمران را برای صرف شام به منزل‌اش دعوت کرد و خرقه، مَرکب و ده هزار درهم به وی کادو اعطا کرد.[۱۵]

برپایه این قصه، تا مدتی بعد از این مناظره، متکلمان مختلفی نزد عمران صابی می‌رفتند و با وی مشاجره می‌کردند و وی در دعوا، بر کلیه آنان موفق می شد. سپس، مأمون ده هزار درهم به وی بخشید و امام رضا او‌را مأمور صدقات بَلخ کرد.[۱۶]

منابع حدیث
متن مناظره را توشه در آغاز، روضه خوان صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) در کتاب‌های توحید[۱۷] و عیون خبر ها الرضا[۱۸] آورده میباشد. احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) خلاصه آن را در احتجاج ماجرا نموده است.[۱۹] علامه مجلسی هم در بحارالانوار حدیث را به‌نقل از دو کتاب روحانی صدوق نقل نموده است.[۲۰]

اعتبار مدرک حدیث
رجالیان در زمینه‌ی سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلاف‌حیث دارا هستند. گروهی همگی آنان‌را ثقه دانسته‌اند و عده ای دیگر بعضی از آن ها را غیرثقه شمرده‌اند.[۲۱] افزون بر این، گواهی حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی برخی از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. بدین ترتیب حدیث را به‌نظر گواهی، ضعیف می دانند.[۲۲] با وجود این، برخی بر این باورند که‌این حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی به‌رغم ضعف در مدرک، بر طبق آن کار میگردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را داستان کرده و وی صرفا روایاتی را نقل می‌کرده که به صدورشان از معصوم اعتقادوباور داشته میباشد.[۲۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 22:05


سید ابوالقاسم موسوی خویی (۱۲۷۸ش-۱۳۷۱ش) از مراجع تبعیت شیعه، رجالی و مولف گروه ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث و همینطور البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن بود. میرزای نائینی و متفحص اصفهانی دو بدن از پررنگ‌ترین استادان وی در فقه و اصول فقه بوده‌اند. استارت قانونی مرجعیت خویی بعداز درگذشت سید حسین طباطبایی بروجردی دانسته گردیده و درگذشت سید محسن طباطبائی حکیم، شروع مرجعیت او مخصوصاً در عراق خوانده گردیده است. خویی، در زمان هفتاد سال درس دادن، یک زمان بدون نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را درس دادن کرده و یک زمان کوتاه هم به درس دادن تعبیر و تفسیر قرآن پرداخت. عالمانی به عنوان مثال محمداسحاق فیاض، سید محمدباقر صدر، میرزا جواد تبریزی، سید علی سیستانی، حسین وحید خراسانی، سید موسی صدر و سید عبدالکریم موسوی اردبیلی از شاگردان خویی معرفی تشریفات مشهد گردیده‌اند.

آیت‌الله خویی در فقه و اصول فقه، ایده ها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها پر اسم و رسم فقیهان شیعه مختلف میباشد. بعضی منابع، فتاوای مختلف او‌را تا ۳۰۰ آیتم دانسته‌اند. مخالفت با ملزم بودن کافران به جاری ساختن فروع آئین، عدم تایید نسبی بودن استارت ماه قمری و مخالفت با اعتبار آوازه فتوایی و اجماع، برخی از نظرها مختلف وی در فقه و اصول فقه میباشد. خویی در زمان مرجعیت خویش، اقداماتی در راستای تبلیغ آیین، اشاعه تشیع و کمک رساندن به نیازمندان نموده است؛ به عنوان مثال ساختن کتابخانه، مکتب، مسجد، حسینیه و مریض‌خانه در کشورهای جمهوری اسلامی ایران، عراق، مالزی، انگلستان، امریکا، هندوستان.

خویی در دهه ۱۳۴۰ش، موضع ها و بیانیه‌هایی علیه محمدرضا پهلوی داشته میباشد؛ اعتراض به حادثه فیضیه در سال ۱۳۴۲ش از این گزاره‌اند. او بعد از استارت انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در جمهوری اسلامی ایران و دیدار فرح دیبا، همسر محمدرضا پهلوی با وی و شک و تردید و شبهه‌های اتفاق افتاده بعداز این دیدار، در مواقعی به عنوان مثال همگی‌پرسی گزینش نظام جمهوری اسلامی و همینطور مبارزه عراق علیه کشور ایران، به پشتیبانی از انقلاب و ایران پرداخت. وی در جریان انتفاضه شعبانیه عراق و انتخاب شورای رهبری برای اداره بخشها زیر رئیس شیعه ها، زیر فشار حکومت صدام حسین قرار گرفت و تا نقطه پايان قدمت در حصر خانگی بود.

معاش
گاهشمار معاش سید ابوالقاسم خویی
۱۲۷۸ش به دنیا آمدن در اخلاق
۱۲۸۹ش سفر به عراق برای علم آموزی
۱۳۴۱ش ارسال تلگراف به محمدرضا پهلوی و نامشروع درک کردن لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
۱۳۵۰ش اخراج بخش اعظمی از شاگردان خویی از عراق بوسیله دولت عراق
۱۳۶۹ش نگهبانی از انتفاضه شعبانیه عراق و دستگیری و تحمیل ملاقات با صدام
۱۳۷۱ش درگذشت و دفن در نجف
نبو

نماز سیدعلی سیستانی بر لاشه خویی
سیدابوالقاسم موسوی خویی در ۱۵ رجب ۱۳۱۷ق بر اساس با ۲۸ آبان ۱۲۷۸ش در شهر خلق از توابع آذربایجان غربی چشم به جهان گشود.[۱] پدرش سید علی‌اکبر خوئی، از شاگردان عبدالله مامقانی بود که به جهت عدم موافقت با مشروطه غیرمشروعه،[۲] در سال ۱۳۲۸ق از کشور‌ایران به نجف سفر کرد.[۳] خویی، ۸ صفر ۱۴۱۳ق بر پایه ی با ۱۷ مرداد ۱۳۷۱ش، در ۹۶ سالگی (۹۳ سالگی بر پایه ی تاریخ خورشیدی) به انگیزه بیماری قلبی در کوفه درگذشت و در کنار مسجد الخضراء در صحن مقبره امام علی(ع) دفن شد.[۴]

همسر و فرزندان
خویی دو توشه وصلت کرد. فرزندان او، سه پسر و سه دختر از همسر اولیه، و چهار پسر و دو دختر از همسر دوم می‌باشند.[۵] برخی از فرزندان شناخته‌گردیده خویی عبارتند از:

سید جمال الدین خویی، فرزند ارشد خویی که بیشتر قدمت خویش را صرف کارها مرجعیت پدرش در نجف کرد. برخی از اثرها وی عبارتند از تفصیل کفایة الاصول، گفت و گو فی الفلسفة و دانش الکلام، توضیح المراد فی تفصیل تجرید الاعتقاد، تفصیل دیوان مُتَنبّی، و دیوان اشعار به فارسی.[۶]
سید محمدتقی خویی، بعداز تأسیس مؤسسه خیریه امام خویی ۱۳۶۸ش دبیرکل آن شد. بعداز انتفاضه شعبانیه در ۱۳۶۹ش، وی عضو هیئت منتخب پدرش برای اداره بخشها آزادشده بود؛ البته درپی سرکوب این قیام و قتل‌عام شیعه ها، به یار و همدم پدرش در حصر خانگی قرار گرفت و آخر و عاقبت در ۳۰ تیر ۱۳۷۳ش در رخداد رانندگی درگذشت. برخی این اتفاق را نتیجه ها اپ‌ریزی دولت صدام دانسته‌اند.[۷] خلال تقریرات درس فقه پدرش، الالتزامات التبعیة فی العقود از اثرها اوست.[۸]

آرامگاه آیت‌الله خویی در بقعه امام علی(ع)
داده ها دقیقی دربارهٔ دختران خویی در مشت وجود ندارد، ولی بعضی از دامادهای او عبارتند از سید نصرالله مستنبط، سید مرتضی حکمی، سید جلال الدین فقید ایمانی، جعفر غروی نائینی، و سید محمود میلانی.[۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 17
چهارشنبه 18 تير 1404 زمان : 15:09


زیارت مُفجِعة (به معنای زیارت دردناک) یکی زیارت‌های امام حسین(ع) میباشد بعضی از صاحب و مالک‌نظران معتقدند زیرا صرفا در کتاب مفتاح الجِنان آمده و مولف آن مشخص و معلوم وجود ندارد و گواهی هم ندارد، اعتبار ندارد. تیتر زیارت مفجعه برای چندین زیارت‌ دیگر نیز مستعمل؛ البته مشهورترین آنان زیارت منتسب به امام حسین(ع) تشریفات مشهد میباشد.

معرفی زیارت مفجعه
در مفتاح الجنان[۱] زیارتی با تیتر «زیارت مفجعه جناب امام حسین(ع)» آمده میباشد که بعداز «بسم الله» چنین استارت می‌گردد: «السلام علیک یا این که ابا عبدالله السلام علیک یابن فرستاده الله السلام علیک یابن امیرالمؤمنین ... ».[۲] به گفته روحانی عباس قمی و آقابزرگ تهرانی، زیارت پر اسم و رسم به «مفجعه» همین زیارت میباشد.[۳] این زیارت بوسیله محمدصادق دارابی (درگذشت: ۱۲۹۸ق) و برخی علمای هند گستردن شد‌ه‌است.[۴]

زیارت‌طومار‌های دیگری نیز با اسم «مفجعه» اسم‌گذاری گردیده‌اند مثلا:

سه زیارت مفجعه از محمدرسول بن عبدالعزیز کاشانی: کبری، وسطی و صغری که سال ۱۲۵۸ق از زیارت‌طومار‌های رسیده از معصومان(ع) و نیز از زیارت سید مرتضی دریافت نموده است.[۵]
زیارت مفجعه حضرت عباس(ع) در کتابٌ فی الزیارات به خط احمد موسوی.[۶]
زیارت مفجعه حضرت زینب(س) که با «السلام علیک یا این که بنت فرمانروا الانبیاء» استارت میشود.[۷]
اعتبار زیارت مفجعه
زیارت مفجعه امام حسین(ع) صرفا در مفتاح الجنان فارغ از بیان گواهی آمده و در منابع زیارتی علمای شیعه وجود ندارد.[۸] اشخاصی مطالب مفتاح الجنان را کم و بیش کرده‌اند[۹] برخی آن را نامعتبر خوانده‌اند[۱۰] روضه خوان عباس قمی در مفاتیح الجنان به نامعتبر بودن زیارت مفجعه تصریح نموده است.[۱۱]

پاورقی
تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۲۴ ش۵۲۹۳.
مفتاح الجنان، ۱۳۳۹ق، ص۳۵۰.
نگاه نمایید به: تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص ۲۰۰، پاورقی.
تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۳، ص۲۰۸، ش۱۱۳۳ و ۱۱۳۴.
تهرانی، طبقات اعلام الشیعة، ۱۴۳۰ق، ج۲۰، ص۵۳۹، ش۹۷۴؛ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۱۲، ص۸۰، ش۵۵۱.
مؤسسه امام هادی(ع)، موسوعة زیارات المعصومین(ع)، ۱۳۸۶ش، ص۳۴۶، ش۱۰۰.
صدرایی خویی، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت الله العظمی گلپایگانی قم، ۱۳۸۸ش، ج۴، ص۲۲۵۹؛ صدرایی خویی، به جا مانده مشترک جمهوری اسلامی ایران و هند، ۱۳۹۱ ـ ۱۳۹۴ش، ج۶، ص ۲۲۱.
«درباره زیارت مفجعه»، مقر استحضار‌رسانی حوزه.
مفاتیح الجنان، پیشگفتار ملحقات، ص۵۷۱؛ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۲۴ ش۵۲۹۳.
مفاتیح الجنان، زیارات مطلقه حضرت امام حسین(ع)، زیر زیارت هفتم، ص۴۳۱، به گزارش لؤلؤ و مرجان؛ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۳ق، ج۲۱، ص۳۲۴ ش۵۲۹۳؛ مامقانی، مرآة الکمال، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۲۳۴؛ شجاعی، «سه بدن از مشایخ اذن علامه مرعشی»، ص۱۴۴، به گزارش سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی در وسائل المحشی، ص۱ و موسوعة العلامة المرعشی، ج۳، ص۱۱۴.
مفاتیح الجنان، زیارات مطلقه حضرت امام حسین(ع)، پایین زیارت هفتم، ص۴۳۱.
منابع
«درباره زیارت مفجعه»، وبگاه مقر استحضار‌رسانی حوزه، تاریخ درج مقاله: ۲۵ آذر ۱۳۹۷ش، تاریخ بازدید: ۷ مهر ۱۴۰۳ش.
تهرانی، محمدمحسن(آقابزرگ)، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۳ق.
تهرانی، محمدمحسن(آقابزرگ)، طبقات اعلام الشیعة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اولیه، ۱۴۳۰ق.
شجاعی، امرالله، «سه بدن از مشایخ اذن علامه مرعشی»، در روزنامه ارثیه شهاب، شماره ۹۲، فصل تابستان ۱۳۹۷ش.
صدرایی خویی، علی، فهرست ورژن‌های خطی کتابخانه همگانی آیت الله العظمی گلپایگانی قم، طهران، مجلس شورای اسلامی، چاپ اولیه، ۱۳۸۸ش.
صدرایی خویی، علی، ارثیه مشترک کشور‌ایران و هند، قم، کتابخانه مرعشی نجفی، چاپ نخستین، ۱۳۹۱ ـ ۱۳۹۴ش.
قمی، عباس، مفاتیح الجنان.
موسسه امام هادی(ع)، موسوعة زیارات المعصومین(ع)، قم، پیام امام هادی(ع)، چاپ پنجم، ۱۳۸۶ش.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 9
سه شنبه 17 تير 1404 زمان : 12:02

نجم الدین جعفر بن محمد بن جعفر بن هبه الله بن نما حلی(وفات ۶۸۰ق) از علمای شیعه قرن هفتم قمری واز علمای خویشاوندان ابن نما و از استادان علامه حلی میباشد. مهمترین تاثیر جعفر بن محمد مُثیرُ الاَحزان و مُنیرُ سُبُلِ الاَشجان از مقتل‌های دارای اسم و رسم اتفاق عاشورا میباشد. جعفر بن محمد بن جعفر بن محمد (هِبَةُ اللـه) ابن نما، ملقب به نجم‌الدین از علما و محدثین قرن هفتم قمری میباشد. او شعر نیز می‌سرود و اشعارش درباره فرستاده(ص) و اهل‌بیت(ع) در برخی منابع، مثلا تألیفات وی نقل شد‌ه‌است.[۱] این ابیات مثال‌ای از اشعار وی در باره منزلت فرستاده(ص) تشریفات مشهد است.

ان كنت في آل الرسول مشكِّكا
فاقرأ هداك الله في القرآن
فهو الدليل على عُلوِّ محلِّهم
و عظيم فضلهم و عظم الشان
وهم الودائع للرسول محمّد
بوصيةٍ نزلت اینجانب الرحمن[۲]
ترجمه: در شرایطی که در قبیله فرستاده خداوند شک و تردید داری قرآن را بخوان تا هدایت شوی. قرآن بر والایی رده و ادب و منزلتشان دلالت دارااست. آن ها ودیعت‌های نبی با پیشنهاد معبود رحمانم می باشند.

مثال‌ای از سروده‌های وی درباره اهلبیت(ع):

وقفت على دار النبي محمد
فألفيتها قد أقفرت عرصاتها
وأمست خلاء اینجانب تلاوة قارئ
وعطل فيها صومها وصلاتها
فاقوت اینجانب السادات اینجانب آل هاشم
ولم يجتمع بعد از آن الحسين شتاتها
فعيني لقتل السبط عبرى و لوعتي
على فقدهم ما تنقضي زفراتها [۳]
ترجمه: بر منزل نبی معبود محمد(ص) ایستادم، دیدم که از رونق افتاده و از خواندن قاریان قرآن خالی گشته و نماز و روزه در آن تعطیل و از سادات هاشمی تهی گشته و بعد از شهید شدن حسین سامان نیافته میباشد. دیدگانم در شهیدشدن سبط رسول گریان و سوز دلم در نبودشان و آه سینه‌ام مجموع نشدنی میباشد. پدرش، محجوب الدین محمد بن جعفر بن هبة الله (۵۶۵-۶۳۶ یا این که ۶۴۵هجری قمری) از فقهای تبارک امامیه و از اساتید پژوهشگر حلی میباشد. درصورتی که در متن ها شرعی، ابن نما به طور مطلق بیاید، خواسته پدرش محمد بن جعفر ابن نما میباشد که تفکر‌هایش دربین فقها دارای شهرت میباشد.[۴]

جد بزرگش، هبة الله بن نما از بزرگان شیعه به شمار می رفت. لقب اش ابوالبقاء میباشد[۵]و مدیر و عفیف لقبش داده بودند.[۶] اخوی وی، احمد بن محمد و برادرزاده‌‏اش، حسن بن احمد نیز برای مثال علمای شیعه بودند. حسن بن احمد را از اساتید شهید اولیه شمرده‌اند.[۷]

جعفر بن محمد بن جعفر نزدیک به سال ۶۸۰ق در حله درگذشت.[۸]

اساتید
پدرش، محمد بن جعفر ابن نما
متفحص حلی، مالک شرایع الاسلام (متوفای ۶۷۶ق)
شاگردان
علامه حلی؛
اخوی خودش نظام الدین احمد؛[۹]
محمد بن حسن بن محمد بن مهتدی؛ در ۶۷۰ق از وی اذن داستان گرفته میباشد.[۱۰]
شيخ كمال الدين علي بن حسين بن حماد؛ وی از ابن نما نقل قصه می نماید.[۱۱]
عبدالرزاق بن احمد دارای شهرت به ابن الفوطی؛[۱۲]

کتاب مثیر الاحزان

کتاب ذوب النضار
تألیفات
نوشته‌ی علمیٔ مهم: مثیر الاحزان و منیر سبل الاشجان (کتاب)
مُثیرُالاَحزان و مُنیرُ سُبُلِ الاَشجان؛ مهم‌ترین کتاب اوست که مقتل امام حسین(ع) و یارانش میباشد. این کتاب در ۱۳۱۸ق به طور چاپ سنگی در طهران؛[۱۳] در ۱۳۲۶ق در بمبئی؛ در ۱۳۶۹ق با پیشگفتار‌ای از عبدالمولی طریحی در نجف و در سال ۱۴۰۶ق در قم به تلاش مؤسسه امام مهدی به چاپ رسیده میباشد. اما طریحی کتاب را به محمد بن جعفر نسبت داده میباشد.[۱۴] این کتاب به گویش‌های فارسی و اردو ترجمه گردیده است.
افندی احتمال داده که اِلتِهابُ نیرانِ الاَحزان تیتر دیگر مثیرالاحزان باشد، اما باتوجه به اطلاعاتی که نتیجه کاشانی درباره ی کتابی با این اسم داده،[۱۵] در گفته افندی بایستی شک وتردید کرد.

گستردنُ الثّارِ فی اَحوالِ المُختار که علامه مجلسی آن را به طور بدون نقص در جلد ۴۵ بحارالانوار از ورقه ۳۴۶ تا ۳۸۷ آورده میباشد.[۱۶] برخی اسم کتاب را «اَخْذُ الثّار» تصویب کرده‌اند.[۱۷] او مطالب کتاب را از مقتل ابی مخنف نقل نموده است.[۱۸]
مَخیرَجُ الشیعَةِ فی فَضائلِ وَصِیّ خاتَمِ الشَّریعة؛[۱۹]
به گفته ابن فوطی، ابن نما در مذمت برادرش دانش الدین اسماعیل نوشته‌ی علمی‌ای دربرگیرنده نثر و نظم انشا کرده و ورژن‌ای از آن را به خط خود برای ابن فوطی ارسال داشته میباشد.[۲۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 16
دوشنبه 16 تير 1404 زمان : 16:19


جعفر بن خضر بن یحیی جناجی حلّی نجفی، ملقب به‌ کشف کننده الغطاء (۱۱۵۶ - ۱۲۲۸ق) از مراجع تبعیت شیعه در قرن سیزدهم قمری بود. روحانی جعفر بعد از استادش سید محمدمهدی بحرالعلوم، مرجعیت را بر ذمه گرفت. وی همانند استادش وحید بهبهانی به نزاع با اخباریان پرداخت و اثراتی در ردّ آرای آنها تشریفات مشهد نگاشت.

روحانی جعفر در حمله وهابیان به نجف، به پناه از این شهر پرداخت و اول دانا شیعی بود که در ردّ وهابیت کتاب نوشت. کشف کننده الغطاء اثراتی در فقه، اصول و صحبت هم دارااست. مشهورترین تاثیر وی کشف الغطاء میباشد که به منجر کتابت آن به کشف کننده الغطاء جهانی شد. وی منهج الرشاد لمن اراد السداد را در ردّ آراء وهابیان و الحقّ المبین فی ثبت المجتهدین و تخطئه الاخباریین را در ردّ اخباریان نگاشت. محمدحسن نجفی (مالک جواهر)، از شاگردان او بوده میباشد. آل کشف کننده الغطاء، از قوم و قبیله‌های علمی شیعی قرن ۱۳ و ۱۴ق، از تبار او می باشند.

نسب و معاش‌طومار
نسب آل کشف کننده‌الغطاء به صاحب اشتر میرسد. بابا وی خضر، از عالمان و زاهدان زمانه خویش شمرده می شد، از جُناجیه در نزدیکی حله به قصد علم آموزی به نجف رفت و در به عبارتی شهر ماند و در سال ۱۱۸۱ق درگذشت.[۱] روحانی جعفر در نجف به دنیا آمد و در کربلا و نجف به علم آموزی پرداخت و بعد از یاد دادن دانش تا نقطه نهایی قدمت در نجف مستقر بود. وی در ۲۲ رجب ۱۲۲۸ق[۲] در نجف درگذشت و در بقاع‌ای که خویش در محله عماره نجف مهیا کرده بود (یک کدام از حجره های مکتب خویش) دفن شد. گنبدی بر حرم وی ساخته‌اند. عده ای از اولاد و اعقاب وی در همین بقاع دفن گردیده‌اند.[۳]

روحانی جعفر کشف کننده‌الغطاء، در ابتدا قبیله کشف کننده‌الغطاء جای‌دارد که از قوم و قبیله‌های علمی شیعی قرن ۱۳ و ۱۴ق میباشد. محمدحسین کشف کننده‌الغطاء، از مراجع پیروی شیعه قرن ۱۴ قمری، نوه اوست.

همینطور ملاحظه کنید: قوم کشف کننده الغطاء

بقعه کشف کننده الغطاء

سنگ قبر کشف کننده الغطاء
علم آموزی
کشف کننده‌الغطاء از شاگردان سید محمدمهدی بحرالعلوم (۱۱۵۵–۱۲۱۲ق) بود و به‌ گفته سید موسی شبیری زنجانی، در کتاب جرعه ای از دریا، روضه خوان جعفر با اینکه به طور تقریب با بحرالعلوم هم‌سن بود اما به وی احترام متعددی می‌گذاشت تا این حد که با ذیل‌الحنک عمامه نعلین سید را پاک میکرد و تبرک می‌جست.[۴] برای احترام به درس وی می رفت و او‌را معلم خطاب می کرد و درباره جایگاه وی اینگونه گفته‌ میباشد: در حالتی‌که وی مجتهد باشد اینجانب هیچ مجتهد نیستم.[۵] روضه خوان جعفر نزد بابا مقدمات علم ها را خواند و بعد از آن بیرون فقه و اصول را نزد عالمان عراق مانند سید درست گو فَحّام (۱۱۲۴–۱۲۰۵ق)، روحانی محمد دوْرَقی (م ۱۱۸۷ق)، |روضه خوان فتّونی، وحید بهبهانی در کربلا یادگرفت و خویش از مجتهدان و عالمان بلندآوازه شوید و به درس دادن پرداخت.

فتوای جهاد روحانی جعفر کشف کننده الغطاء
ای کافّه ایرانی از عراق و عجم و آذربایجان و خراسان، مهیا گردید به جهاد کفّار لِئام، و برآورید تیغ‌ها از نیام، برای نگهداری بیضه اسلام و در آیید در سِلکِ یاوران مَلِک عَلّام و جهاد فرمائید به دفع کفار از شریعت سید انام (ص) وطریقه امیرالمؤمنین (ع) و سید الوصیین. در حال حاضر برای شما حوران تروتمیز و غلمان به سرویس برخواسته[خاسته]، پس بفروشید جانهای خویش را به بهای گران که اندوخته شد‌ه‌است برای شما در جنات عالیه «لاتسمع فیها لاغیة فیها عین جاریة فیها سرر مرفوعة و اکواب موضوعة ونمارق مصفوفة و زرابی مبثوثة»[۶] قیام فرمایید به امداد مؤمنین تا در یابید فردوس برین را. آیا خطاب نمی‌کردید به خداوند در دعای ماه خوش‌یمن رمضان که: شهید شدن غایت امید و مناسب ماست در عبارت «و قتلاً فی سبیلک فوفق لنا»[۷] آیا مکرر نمی‌گفتید در میان عموم «لیتنا کنا مع الشهداء فی کربلاء»؟ پس راضی مشوید به کذب گفتار خویش و مخالفت گفتار با رفتار خویش، بدانید که مورد قتل واقع شده ثغور آذربایجان در حفاظت اهل شرک و سرکشی برای نگهداری بیضه اسلام و مسلمین و حِراست ناموس مؤمنات و مؤمنین مانند شهدای کربلا میباشد در طلب رضای خدا ارض و سماء. و به خاطر آورید آرزوی خویش را در عهدوپیمان: «لیتنا کنا حاضرین یوم الطفوف ونفدی نفوسنا للحسین و نجعلها وقایة دون طعن الرماح و ضرب السیوف»، پس در صورتیکه در پیمان درست گو‌اید و به حق ناطق، پیش بگیرید پیشه شهداء را در امتثال دستور بضعه بتول، زهرا، چه به پروردگار در‌این رده حاضر میباشد امام حسین (ع) و بیان کننده درین کارزار شما‌را به کمک میخواند و همینطور خاتم انبیا و سید اوصیا و بقیه ائمه، سیّما صاحب و مالک این بعد از ظهر و امام این عهدوپیمان می فرمایند: «ای رهروان تمیز اعتقادوباور، به صحت که سیاست جهاد و دفع اهل شرک و عناد و توده لشکر و سپاه منحصربه‌فرد میباشد به بزرگان بندگان و پیامبران و ائمه اُمَنا وکسی که قایم رده وی میباشد از علما و پس در استخراج سختی ها ظهور و عدم قابلیت و امکان قیام ما و قیام علما این کارها اجازه دادیم به سلطان این فرصت و یگانه زمان که معترف میباشد به اطاعت وسالک میباشد در دفع معاندان به نحوه شریعت ما فتحعلی پادشاه (حفظه الله مما یخافه و یخشاه) و کسی را که البته پیمان وقایم جایگاه خویش داشته و ملک آذربایجان را به وی واگذاشته میباشد، شاهزاده عباس میرزا (ادخله الله فی شفاعتنا وجعله فی الدنیا و الآخرة پایین ظلنا وفی حمایتنا) در توده سپاه برای کسر شوکت کفار و دریافت اموال و اسر عیال و اطفال آنان. کسی که در سپاه وی قتیل خواهد شد مثل آن میباشد که در لشکر مابه قتل رسیده و آنکه اطاعت وی نماید چنان میباشد که اطاعت ما کرد‌ه باشد و هر کس وی را کمک نکند، ندیم ندامت گردد و محروم از شفاعت ما در روز قیامت باشد. ای شیعه‌ها و چاکران که مستمع‌اید گفتار مارا و پیروانید خوی ما‌را، زیرا شمارا خوانده گردد این کتاب و مسموع گردد این خطاب، برآورید تیغ‌ها از نیام و طلب نمائید خون شهدا را در‌این رده. بگویید به آواز بلند که به دور و مجاورت شنوند: کجا میباشد غیرت اسلام؟ کجا میباشد حمیّت شریعت سیّدِ اَاسم؟ کجا میباشد حُرْمت عموم و نساء که پرده نشینان عفت و ناموس‌اند و در حال حاضر بعض وی محل زنا و فجور روس‌اند؟ کجایند اهل ناموس از اُمَم؟ کجایند آن‌ها که می‌گفتیم در حق وی «اکثر شیعتنا العجم»؟ در حالتی که نکوشید با شنیدن این صحبت و نخواهید جهاد معاندان در‌این رده، نمی‌رسید به شفاعت ما در روز قیام.[۸]

شاگردان
در حوزه درس وی عالمان اکثری کمپانی کردند که عدّه‌ای از آنها خویش از فقیهان و پژوهشگران گرانقدر شدند و در عرصه علم ها شرعی عراق و کشور‌ایران درخشیدند. از آن بین می‌قدرت به‌این کسان اشاره نمود:

محمدحسن نجفی، مالک جواهر (م۱۲۶۶ق)
روضه خوان اسدالله دزفولی کاظمی (م۱۲۳۴ق)
روحانی علی هزار جریبی (م۱۲۵۴ق)
روضه خوان محمدتقی اصفهانی (م ۱۳۳۲ق)
روحانی محسن اَعسَم (م۱۲۳۸ق)
سید محمدبن امیر معصوم رضوی (م ۱۲۵۵ق)
سیدمحمدباقراصفهانی (م ۱۲۶۰ق)
روحانی ابراهیم کلباسی (م ۱۲۶۱ق)
سید صدرالدّین عاملی (م ۱۲۶۳ق)
چهار بدن از فرزندانش: موسی، علی، حسن و محمد[۹]
اشخاصی زیرا روحانی احمد احسایی (م ۱۲۴۱ق)، روحانی عبدعلی بن آرزو گیلانی، روضه خوان ملاعلی رازی نجفی، روحانی اسدالله دزفولی و سید عبدالله کاظمی شُبَّر (م ۱۲۴۲ق) از وی اذن داستان یافته‌اند.[۱۰]

زعامت شرعی
روحانی جعفر بعد از درگذشت بحرالعلوم، به رهبری فقهی شیعه ها عراق و جمهوری اسلامی ایران و دیگر کشورها دست یافت و بر آوازه و نفوذ اجتماعی و سیاسی وی افزوده شد. با اینکه قبل از روحانی مرتضی انصاری عقیده وجوب پیروی از اعلم چندان ترویج نداشت و از این‌رو مقلّدان شیعی به طور همزمان از مجتهدان متعدد و عمدتاً محلّی و ناحیه‌ای تاسی می‌کردند، کشف کننده الغطاء عملاً مرجع پیروی شیعه ها دنیا شوید.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 12
چهارشنبه 11 تير 1404 زمان : 13:37

جوادی آملی معتقد به تمثیلی‌بودن دستور به سجده میباشد.[۱۸] چون تشریعی و حقیقی وواقعی‌بودن این فرمان با ملزم‌نبودن ملائکه در تعارض میباشد؛ تکوینی‌بودن آن هم به‌معنای وقوع قطعی آن میباشد و مشوق و مجازاتی ندارد، پس به‌مجبور می بایست دستور الهی را تمثیلی دانست.[۱۹] چنان‌که سبحانی نیز اینگونه دلیل می‌نماید که معبود در قرآن، خود را از امر به بی عفتی پاک معرفی می‌نماید و فرمان معبود برای سجده عبادی به بشر، با اینگونه مهم سازگار وجود ندارد.[۲۰] به‌گفته سبحانی، بعضا مفسران که سجده را منحصراً در عبادت تعریف و تمجید کرده‌اند، بدون چاره گردیده‌اند که «لام» در عبارت «اسجدوا لآدم» را «لام انتفاع» یا این که «لام غایب» محسوب نمایند و در فیض گفته‌اند خواسته آن میباشد که «سجده فرمایید به عایدی انسان» و یا این که «سجده نمایید برای بشر». به نظریه سبحانی این دو تعبیر بر خلاف ظواهر تشریفات مشهد می باشند.[۲۱]

آیت الله جوادی آملی:
چنانچه کسی بخواهد داستان حضرت انسان را، هبوط حضرت بشر را، سجود فرشته‌ها را، جایگاه آدمیّت را بخواهد رسم نماید به طور تمثّل درمی‌آید، ولی معنای آن این وجود ندارد که برای شیطان و فرشته‌ها متمثّل شد؛ ...آحادّ این صحنه‌ها برای انسانیّت آدم متمثّل گردیده و مسجود فرشته‌ها هم جایگاه آدمیّت میباشد، خیر فرد انسان. امروز که وجود خوش‌یمن اماّ بعد از ظهر(ارواحنا فداه) مسجود فرشتگان, معلّم فرشتگان و خلیفةالله میباشد همین میباشد، این جایگاه میباشد که‌این سِمت‌ها را دارااست و در تیررس شیطان بخواهد قرار بگیرد خدای سبحان نمی‌گذارد، زیرا این رده معصوم و مصون میباشد...آنچه مجموعّ این صحنه را اداره می‌نماید منزلت آدمیّت بشر میباشد که برای وی این صحنه متمثّل گردیده است.

قبله بودن و امام بودن بشر
قبله‌بودن انسان (در مقابل مسجودبودن) یکی‌از تفسیرهای روایت سجده بر انسان میباشد. بازیار، از دانشمندان حوزه علمیه، در تحقیقاتش ادعا دارد که نخستین دفعه ماوردی (۴۵۰ق) مفسر اهل‌سنت، قبله‌بودن انسان را در تعبیر و تفسیر النُکَت و العیون، ذکر نموده است.[۲۲] این اعتقاد به ابوعلی جُبّائی و ابوالقاسم بلخی، از متلکمان معتزلی‌مذهب، [۲۳] و همین‌طور به معتزله و نیز ابن‌عساکر منسوب شده میباشد.[۲۴]

از شیعه‌ها روحانی طوسی و طبرسی با اعتنا به اینکه قبله قرار تصاحب کردن انسان، فضیلتی برای وی نبوده، این بینش را رد کرده‌اند.[۲۵] ابوالفتوح رازی نیز بر این اعتقادوباور میباشد که سجده بر بشر سجده حقیقی و واقعی و برای تعظیم بود زیرا در آیه از عبارت «اسجدوا لآدم» مصرف شده میباشد در‌صورتی‌که بشر قبله بود بایستی گفته میشد «اسجدوا الی بشر» چنان‌چه میگوییم «سجدتُ الی القبله» به [سوی قبله سجده کردم] و تعبیر و تفسیر «سجدت للقبله»[ برای قبله سجده کردم] خطا میباشد.[۲۶] [یادداشت ۱] آیت‌الله خویی نیز سجده به سمت انسان تحت عنوان قبله را با گفته ابلیس: «أَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِیناً» در تنافی می‌بیند و اعتقاد دارد که در شکل قبله بودن انسان، اینگونه سخنی از ابلیس جایز عدم وجود.[۲۷] فخر رازی با استناد به آیه «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ» و همین‌طور تایید صلاحیت به کار گیری از عبارت «اقم الصلاة للقبله» و ممنوعیت استعمال از عبارت «اقم الصلاة الی القبله» لحاظ ابوالفتوح را خطا میداند.[۲۸]

وجه دیگر، عهد منتسب به ابن‌مسعود میباشد که مبنی بر آن، امر سجده، فرمان اقتدا به انسان در شرایط سجده بوده میباشد و تمامی بر معبود سجده کردند.[۲۹] ابوالفتوح رازی تازه یسنده تعبیروتفسیر روض الجنان در ذکر این نگرش میگوید: بعضى دگر گفته‌اند:انسان امام بود، بشر سجده خداى را كرد و ملائکه به متابعت بشر خداى را سجده كردند براى آن اقتدا به انسان، حوالۀ سجده به بشر آمد. [۳۰]

چرایی سجده بر انسان
برتری بشر بر فرشتگان تحت عنوان ادله و فلسفه سجده بر بشر، آیتم اجماع مفسران شیعی قرار گرفته میباشد.[۳۱] چراکه؛ حتی در شرایطی‌که سجده از روی تواضع باشد، این تواضع بایستی مستند به حکمت و برتری باشد تا کنسل و فسخ محسوب نشود.[۳۲] علاوه بر اینکه همواره آنچه بدان گزینه سجده قرار میگیرد نسبت به سجده کننده افضل میباشد.[۳۳] علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر المیزان، بر این اعتقاد و باور توکل می‌نماید که سجده فرشتگان به انسان، آرم استعداد آن ها برای هدایت و رساندن آدمی به کمال و به روزی و سجده نکردن ابلیس، نماد بازدارنده بودن وی چهت نیل به به عبارتی به روزی و کمال میباشد.[۳۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 12:47

منشأ این کنیه قصه‌ها و افسانه‌ها و کتاب ها متأخر میباشد و در منابع متقدم هیچ اشاره‌ای به آن نشده میباشد.[۱۸] در برخی کتاب‌ها آمده میباشد: تا مجال عضدالدوله، کسی از مدفن فرمانروا‌لامپ(ع) استحضار نداشت و جای حاضر، تل گلی بیشتر عدم وجود که در نزدیکی آن منزل‌های گوناگون وجود داشت. به عنوان مثال پیرزنی در زیر آن تل، منزل‌ای گلی داشت و در هر شب آدینه، ثلث نیمه شب می‌روئت کرد چراغی در غایت فروغ در بالای تل خاک میدرخشد و تا طلوع صبح نورش به حیث می رسد. یکسری شب آدینه مراقب بود و نور و روشنایی لامپ به همین چگونگی ادامه تشریفات مشهد داشت.

با خویش اندیشید شاید این جای قبر یکی‌از امام زادگان یا این که اولیای آفریدگار باشد و عالی میباشد که امیر عضدالدوله را بر این احوال با خبر کند. هنگام روز به همین تصمیم به سرای عضدالدوله دیلمی رفت و چگونگی آن چه را چشم بود، به پهنا رسانید. امیر و حاضران از بیانش در تعجب شدند. درباریان که اینگونه موضوعی را بر خلاف می‌دانستند، هریک با ذوق وسلیقه خویش چیزی ذکر کردند. یک کدام از خاطرنشان کرد: پیرزن به انگیزه ضعف قوا، شب خوابش نمی‌پیروزی.

و هر که سخنی می‌ذکر کرد. عضدالدوله اعلام کرد: «نباید اینگونه باشد که شما میگویید. سخنان این زن در دل اینجانب اثری پسندیده باقی گذاشت؛ چون می گوید که‌این لامپ، تنها در شب‌های آدینه، آن هم در ثلث نیمه شب چشم می گردد خیر تمامی شب‌ها و خیر مجموع شب آدینه. با اعتنا به‌این مورد، می بایست اعتنا بیشتری داشت؛ باشد که رازّی از اسرار مکشوف شود.» به هر اکنون قرار شد که او‌لین شب آدینه آتی، شخصاً داخل منزل پیرزن به ضیافت رود و خویش لامپ را معاینه و مشاهده نماید.

زیرا شب آدینه فرا رسید، فرمان روا به منزل پیرزن آمد. زیرا ثلث نصف شب شد، چشمش را متوجه سمتی نمود که لامپ را به وی نماد می‌بخشید، او آشکارا نوروروشنایی لامپ را روئت کرد و در شگفتی تعجب آور بماند. گیج و متفکر به سرای خود رجوع و برگشت و با خویش اعلام کرد: «این اثر ها و علایم چه‌گونه و از کجا میتواند باشد و آیا آن چه را چشم‌ام، خواب بوده میباشد یا این که بیداری؟»

در همین تحیر و درنگ، به خواب رفت. در دانا رؤیا سیدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به وی فرمود:‌ ای امیر از چه در ذهنی؟ درین محل، مدفن اینجانب میباشد و اینجانب احمد بن موسی الکاظم(ع) هستم و برای یقین خیال خویش، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به دلیل تو بفرستم.» و زیرا عضدالدوله اینگونه بدید و بشنید، خرسند از خواب بیدار شوید...[۱۹]

مدفن احمد بن موسی(ع)
درباره محل دفن او دو عقیده وجود دارااست:

خراسان [۲۰]
شیراز (حیث دارای اسم و رسم میان بزرگان و مورخان)[۲۱]
فرزندان
بخش اعظمی از علمای انساب احمد بن موسی را فارغ از فرزند دانسته‌اند؛[۲۲]البته مغایر آنها بعضا او را دارنده فرزند دانسته‌اند، ضمانت کننده بن شدقم برای او چهار فرزند به اسم‌های محمد، علی، عبدالله و داود نقل نموده است. [۲۳] عباس سود قمی [یادداشت ۲] امامزاده ابراهیم مدفون در قم را فرزند احمد بن موسی می داند. [۲۵]

روز بزرگداشت
در سال ۱۳۸۶ش با تصمیم شورای تمدن همگانی استان عجم، ۶ ذی‌القعده در دهه کرامت یعنی حدفاصل میلاد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) به‌تیتر روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ انتخاب شد.[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:04


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) پر اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، عالم، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و مولف کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء می باشد. روضه خوان حر عاملی وی را جامع کلیه‌ی نیکی‌ها در دانش، آرامش، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و برخی هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم او‌را سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت تشریفات مشهد میدانند.

اشخاصی او‌را اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعد از زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعد از مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن درگیر شد و عاقبت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا انتها قدمت در آنجا ماند.

وی پیش استادانی همانند روحانی طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید استحصال دانش کرد و شاگردانی مثلا؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضا از محققین، او سرنوشت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک ودیعت شد.

میلاد و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق دیده به جهان گشود.[۱] جمع‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند تولد او در مازندران بوده میباشد، [۳] ولی برخی قائل‌ به تولد او در بغداد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد او‌را شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روحانی طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از محققان شیعه معرفی گردیده‌است.[۶]

سفرها
او درپی زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن سرگرم شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعد از مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] در‌این هجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او قصه شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن فرصت مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه‌ها بود. او تا انتها قدمت در حلب ماند.[۱۱]

منزلت علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روضه خوان عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل مذکور میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روحانی علی (پدرش)
فتال نیشابوری صاحب و مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی مالک تعبیر و تفسیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری صاحب و مالک تعبیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی دارای اسم و رسم به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی دارای شهرت به ابن‌زهره
روضه خوان الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روحانی یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثرها
بعضا از اثرها ابن شهر آشوب بدین قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]
وفات

عکسی دیرین از جبل الجوشن محل به خاک اختیار ابن‌شهرآشوب در حلب - سال ۱۹۶۲م
ابن‌شهرآشوب در شب آدینه ۲۲ شعبان سال ۵۸۸ق در شهر حلب درگذشت و در نوک کوه مشهور به جَبَل جوشن به خاک ودیعت شد.[۱۵] از بینش شیعه ها حلب این جای مدفن محسن السقط فرزند امام حسین(ع) میباشد.[۱۶] و به مشهد السقط شناخته میشود.[۱۷]

حرم‌ای در شهر بابل بنام ملا محمد بن شهرآشوب آوازه داراست که همانندی اسمی با ابن‌شهرآشوب داراست. دقیقا مشخص و معلوم وجود ندارد بقاع ملامحمد بن شهر آشوب به چه کسی وابستگی دارااست و این حرم مدفن چه فرد یا این که شخصی میباشد. پزشک معالج منوچهر ستوده در کتاب «از آستارا تا استارآباد» (جلد چهارم) در این باره آورده میباشد:

«به طبع این حرم مرقد روحانی رشیدالدین ابوجعفر محمدبن علی بن شهر آشوب السروی وجود ندارد که از فحول و علما قرن ششم قمری و اهل ساری بوده و در حین المتقی (۵۵۵ – ۵۳۰) در بغداد بر منبر میرفت، چون او به حلب مسافرت کرد و تا نقطه پايان قدمت در آنجا بود و در شعبان سال ۵۷۹ق. رخت به سرای باقی کشید و همانجا در دامنه کوه جوشن در مشهد محسن السقط بن حسین بن علی به خاک ودیعت شد.»
شاید این بقعه مرقد بابا وی باشد که علی اسم داشت و پسر شهر آشوب بود، یا این که فرد دیگری از مردان این خویشان میباشد که مشهور به شهر آشوب یا این که ابن‌ شهرآشوب بوده‌اند.[۱۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 12:23

پایانُ الزَّمان اصطلاحی فقاهتی به معنای زمان نهایی دنیا که در تمامی ادیان الهی به آن اشاره شد‌ه‌است. در باورهای رایج، آخرالزمان با رویدادها خیره کننده شناخته میگردد. مهمترین خصوصیت این روزگار افول آئین‌داری عموم و بعد از آن ظهور یک منجی میباشد. تاریخ ظریف ظهور منجی آخرالزمان نامعلوم میباشد و صرفا می‌اقتدار آن را به قسمت آخرین دوران که به قیامت متّصل می‌شود تمجید تشریفات مشهد نمود.

مضمون‌‌شناسی
اصطلاح آخرالزمان در قرآن نیامده میباشد، اما آیاتی درباره آتی جامعه ها انسانی در قرآن چشم میگردد که بر حکومت توحید و عدل در آجل معاش بشر و خلافت و وراثت صالحان بر زمین و برد حق بر فسخ دلالت می‌نماید.[۱]

آخرالزمان در احادیث اسلامی در دو مضمون‌ به فعالیت رفته میباشد؛ برهه زمانی‌مجال فی مابین شروع نبوت رسول اکرم(ص) تا وقوع قیامت،[۲] و دیگری زمانه ظهور امام دوازدهم(عج).[۳] بنابر بعضی احادیث، نبی اکرم(ص)، فرستاده آخرالزمان دانسته گردیده است.[۴] همینطور در بخش اعظمی از احادیث اسلامی[۵] اصطلاح آخرالزمان به معنای هنگامی دانسته گردیده که در آن منجی (مهدی موعود(عج)) ظهور می‌نماید.[۶] در احادیث اسلامی و شیعی، خصوصیت‌هایی برای انتها الزمان آورده شده میباشد؛ به عنوان مثال امتحان‌های مشقت بار و فتنه‌های آخرالزمان،[۷] ظهور منجی و جدال فی مابین حق و فسخ،[۸] و همینطور غلبه حق بر فسخ و بعدازظهر طلایی دنیا.[۹]

انتخاب مجال
در احادیث اسلامی، خیر‌صرفا به تاریخ ظریف این برهه زمانی هنگامی اشاره‌ای نشده، بلکه انتخاب تاریخ ظریف آن تکذیب شد‌ه‌است.[۱۰] بنابر احادیث، وقت ظهور منجی را کسی جز معبود نمی‌داند و از مصادیق دانش غیب به شمار میاید. امام رضا(ع) از نبی(ص) نقل می‌نماید که مجال قیام موعود، مانند قیامت میباشد که کسی جز معبود آن را نمی‌داند و به صورت ناگهانی واقعه میفتد.[۱۱]

آیات
در احادیث اسلامی برای زمان آخرالزمان، نشان‌هایی آمده میباشد که به آرم‌های آخرالزمان مشهور میباشد و از این حیث ظهور موعود به قیامت تشبیه شد‌ه‌است، چون همچنان که قیامت علائمی دارااست (اشراط الساعة)، ظهور موعود نیز دارنده نماد‌هایی میباشد که پیش از آن صورت می دهند.[۱۲] در بعضا از کتاب‌ها این آیات از آن رو که رویدادهای اساسی بعد از ظهر ظهور می‌باشند، به علائم ظهور دارای شهرت گردیده‌اند.[۱۳] برخی از این آیه‌ها عبارتند از:

خروج سفیانی[۱۴]
ظهور سید حسنی، اختلاف بنی عباس در مُلک و سر گروهی[۱۵]
کسوف خورشید در نصفه رمضان و خسوف ماه در نقطه پايان آن[۱۶]
طلوع خورشید از مغرب[۱۷]
خودکشی زکیه[۱۸]
فساد مسجد کوفه، خروج یمانی، حلال شمرده شدن خون و کالا عموم[۱۹]
خروج دجّال[۲۰] که در احادیث اسلامی آمده میباشد که او چهل روز در زمین پندار می‌نماید[۲۱] و اکثری از اشخاص سست ایمان به وی می‌گرایند و این به انگیزه شغل های خارق العاده‌ای میباشد که ایفا میدهد.[۲۲]
پدید وارد شدن مبارزه‌ها و کشتارها و از دربین رفتن نشان‌های حق[۲۳]
ظهور فسادهای گرانقدر در جهان[۲۴]
ناقص شدن عقول عموم[۲۵]
زیاد شدن شلوغی و سست شدن ایمان عموم[۲۶]
قرار تصاحب کردن اشخاص نالایق در مدیر جامعه، اطاعت مرد از همسر خود، گرانقدر شمردن متاع جهان، عدم امنیت[۲۷]
ظهور فتنه‌های گوناگون دربین عرب[۲۸]
از در میان رفتن حجب و حیا در زنان و خردسالان[۲۹]
اشاعه ربا[۳۰]
وقوع قتلهای پهناور در عالم و ظهور فتنه‌ها[۳۱]
بی‌نیاز شدن مرد از زن و زن از مرد[۳۲]
نوشیدن شراب و پوشیدن جامه‌های حریر[۳۳]
تفاوت با علامت‌های قیامت
در قرآن[۳۴] و احادیث اسلامی، اصطلاحی به اسم اشراط الساعة وجود داراست که به معنای تیم حوادثی میباشد که تحقق آن‌ها نماد وقوع قیامت میباشد.[۳۵] از این رو، صاحبان جامعه ها حدیثی بابی با تیتر «اشراط الساعة» باز‌اند.[۳۶]

ولی در بعضی از منابع اهل سنت و بعضی جامعه ها حدیثی شیعه، نشان‌های ظهور مهدی(عج) با آرم‌های مجاورت شدن برپایی قیامت آمیخته گردیده است. در حالی‌که آخرالزمان ناظر به نصیب آخری همین فقید میباشد البته اشراط الساعه آرم‌های برپایی قیامت میباشد.[۳۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 108
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 109
  • بازدید ماه : 109
  • بازدید سال : 1645
  • بازدید کلی : 42786
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی