عملهای سیاسی
اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیتالله بروجردی
برگه دوم اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیتالله بروجردی
مخالفت با تغییر تحول خط
برخی نقل کردهاند که آیتالله بروجردی در پرهیز از تغییر و تحول خط در عصر رضاشاه نقش داشته میباشد. بنابر این نقل، رضاخان به تبعیت از آتاتورک قصد به تغییر تحول خط گرفت و آیتالله بروجردی با این قصد به شدت تشریفات مشهد مخالفت کرد:
«غرض اینان از تغییر تحول خط، دورکردن جامعه ما از فرهنگ و تمدن اسلامی میباشد، اینجانب تا زندهام، اذن نمیدهم این عمل را عملی نمایند، به هرجا که می خواهد منجر گردد.»[۶۶]
مجلس مؤسسان و منع از تغییر و تحول آیین قانونی
در اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ش پادشاه میخواست بوسیله مجلس مؤسسان و از روش برخی تغییرات در قانون اساسی کشور، اختیارات خویش را توسعه و گسترش دهد؛ اما این سیرتکامل شایع گردیده بود که پاد شاه می خواهد بدین عذر و بهانه، مذهب شیعه و دیانت اسلام را کنسل و رویکرد را برای رسمیت دادن به فرقة ضاله بهائی هموار نماید.[۶۷]
درین موقعیت دهانزد گردیده بود که آیتالله بروجردی با تشکیل مجلس مؤسسان موافق میباشد. در ادامه این مورد، آیتالله خمینی و آیتالله سید محمد پژوهشگر (داماد)، آیتالله روح الله کمالوند خرمآبادی و آیتالله مرتضی حائری، طومارای به آیتالله بروجردی نوشتند: «زیرا منتشر میباشد که راجعبه مجلس مؤسسان در میان حضرت مستطاب بهتر و بعضا اولیاء کارها مذاکراتی گردیده و بالنتیجه با تشکیل مجلس مؤسسان موافقت فرمودهاید… مستدعی میباشد واقعیت آن نشر را برای پرنور شدن تکلیف فقاهتی اعلام نمائید»؛ همینطور شایع گردیده بود که آیتالله بروجردی علاوه بر پاسخ کتبی نوشته بودند: از علماء اعلام انتظار میرود در مواردی کهاین عهد و پیمان انتشارات مخالف واقع می شود، خودشان نگهبانی نمایند. اما عشقمندی به مصالح کشور بر کلیه مشاهده میشود، غایت مقتضی وجود ندارد که هر اقدامی گوشزد عامه گردد. برای اینکه مبادا تغییراتی در مفاد مرتبط با کارها دینیه داده خواهد شد. تذکراتی مکرر دادهام، تا آنکه جدیداً ابلاغ نمودند که خیر فقط در خصوص مرتبط با دیانت تصرفی نخواهد شد، بلکه در تحکیم و تشیید آن اهتمام شود. معذالک در آحاد مجالسی که در حوالی این مسئله گفتگو گردیده که در بعضا از آن مجالس، تودهای از علماء اعلام حضور داشتند، واژهای که دلالت یا این که اشعار به موافقت درین قضیه داشته باشد، از حقیر صادر نشده. چه طور ممکن میباشد در اینگونه کارها مهمی نظرها نماییم با آنکه محیط آن پرنور وجود ندارد؟».
قائم منزلت رفیع، مشاور پادشاه و پزشک معالج اقبال، وزیر مملکت از طرف فرمان روا نزد آیتالله بروجردی آمدند، و صریحاً اعتقاد و باور دادند که آئین قانونی تغییر و تحول نخواهد کرد و نهایتاً نیز به به عبارتی به دست آوردن اختیارات بیشتر برای پاد شاه اکتفا شد.[۶۸]
نهی کردن از اعدام آیتالله کاشانی
درحالتی که چه در طی ملی شدن صنعت نفت، فی مابین آیتالله بروجردی و آیتالله کاشانی ارتباط حسنهای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیتالله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیتالله کاشانی شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیتالله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی سروصدا کرد؛ البته از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل گردیده است که:
اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و استارت و نقطه نهایی آن را ندانم و نتوانم پیشبینی کنم، وارد نمیشوم. این موضوع ملی شدن صنعت نفت را نمیدانم چیست، چه شود و آتی در مشت چه کسی خواهد بود. اما روحانیت ابدا نباید با این تکان مخالفت نماید که چنانچه با این تکان مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشورایران تصویب میشود که روحانیت منجر این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در یکسری روایت مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیتالله بروجردی علیه مصدق موضعگیری نمایند،[۷۲] البته آیتالله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی مبتنی بر امان او از دولت مصدق وجود داراست.[۷۳][۷۴]
مقابله و تعامل با فداییان اسلام
روش غیرمداخله جویانه آیتالله بروجردی با طریق نواب صفوی و آیتالله کاشانی همسان عدم وجود.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع می خواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این جایگاه را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیتالله بروجردی، روی خوش به فداییان نشانه نمیبخشید. در آغاز با پند سعی بر ممانعت آن ها داشت. رمز درس مکرر میبیان کرد:
«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی میباشند، اندوهگین و عصبانی، بایستی راهنمایی بشوند. اینجانب از آن ها می خواهم کهاین امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشمایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور به چه شکل آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرمآبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیتالله کاشانی را از دست اندرکاران اختلاف فدائیان با آیتالله بروجردی میدانند.[۷۸][۷۹] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیتالله بروجردی از او پناه و برای آزادیاش سعی کرد. وی همینطور از اشخاصی که با فرمانروا ارتباط داشتند، پیمان گرفته بود که از فرمان روا بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعد از شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از حزن حالا هیچ کاری را ندارم»[۸۰]
جنگ با بهاییت
آیتالله بروجردی بهائیت را ضد شیعه و استقلال کشورایران میدانست.[۸۱] وی خطر بهائیت را بدون شوخی میدانست و نقل شده پیکار با بهائیت به وسیله وی شروع شد. وی برای این مراد، بعضی از علما همانند آیت الله منتظری، ابراهیم امینی و احمدی شاهرودی را به شهرهای دیگر میارسال کرد.[۸۲] در حادثهای که مشکلاتی فی مابین بعضا مسلمان ها و بهائیان به وجود آمده بود، آیتالله بروجردی، امام خمینی را به ملاقات محمدرضا فرمانروا ارسال کرد تا از مبادرت علیه مسلمانها دوری نماید.[۸۳] اقدامات سید حسین بروجردی سبب شد به امر پاد شاه حظیرةالقدس، ساختمان راس اداری بهائیان در طهران، در سال ۱۳۳۴ش بسته خواهد شد،[۸۴] هر چندین راءس آنها، بعد از آهسته شدن اوضاع و احوال عمل خویش را مجدد شروع کرد.[۸۵]
قبل از مرجعیت آیتالله بروجردی نیز، در سال ۱۳۴۵ق مدیریت اداره تصویب حال و روز بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان لخت، در سطح شهر به شیوه افتاده بود. این خبرها به گوش آیتالله بروجردی رسید و او برای اعتراض؛ بروجرد را به مقصد عتبات عالیات شکاف کرد. فرماندار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره تصویب اوضاع و احوال و معاونش را عزل و تنبیه کردند و آیتالله بروجردی را به شهر برگرداندند؛ البته او پس از یک سری ماه، بر تاثیر دلتنگی و اجرا مغایر شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف سکنی گزید.
نگهبانی از فلسطین
موضع آیتالله بروجردی در عوض اشغال قدس، بوسیله متجاوزان صهیونیست، موضعی سفت بود.[۸۶] وی در سال ۱۳۲۷ش بیانیهای را در محکومیت صهیونیسم در میانالملل و غاصبان فلسطین صادر کرد و در آن از مجاهدان فلسطینی با احترام خاطر کرده و برای موفقیت آنان دعا کرد.[۸۷]
درخواست گنجاندن درس فقهی در عصر ابتدایی
پیرو اعلام دولت، برای اجرای لایحه تعلیمات اجباری در عصر ابتدایی، آیتالله بروجردی خواهان گنجاندن درس تعلیمات شرعی درین عصر شد و نماینده خویش، آقای فلسفی را مأمور مصاحبه با دولت کرد.[۸۸]
عملهای سیاسی
اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیتالله بروجردی
برگه دوم اذن اجتهاد آخوند خراسانی به آیتالله بروجردی
مخالفت با تغییر تحول خط
برخی نقل کردهاند که آیتالله بروجردی در پرهیز از تغییر و تحول خط در عصر رضاشاه نقش داشته میباشد. بنابر این نقل، رضاخان به تبعیت از آتاتورک قصد به تغییر تحول خط گرفت و آیتالله بروجردی با این قصد به شدت تشریفات مشهد مخالفت کرد:
«غرض اینان از تغییر تحول خط، دورکردن جامعه ما از فرهنگ و تمدن اسلامی میباشد، اینجانب تا زندهام، اذن نمیدهم این عمل را عملی نمایند، به هرجا که می خواهد منجر گردد.»[۶۶]
مجلس مؤسسان و منع از تغییر و تحول آیین قانونی
در اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ش پادشاه میخواست بوسیله مجلس مؤسسان و از روش برخی تغییرات در قانون اساسی کشور، اختیارات خویش را توسعه و گسترش دهد؛ اما این سیرتکامل شایع گردیده بود که پاد شاه می خواهد بدین عذر و بهانه، مذهب شیعه و دیانت اسلام را کنسل و رویکرد را برای رسمیت دادن به فرقة ضاله بهائی هموار نماید.[۶۷]
درین موقعیت دهانزد گردیده بود که آیتالله بروجردی با تشکیل مجلس مؤسسان موافق میباشد. در ادامه این مورد، آیتالله خمینی و آیتالله سید محمد پژوهشگر (داماد)، آیتالله روح الله کمالوند خرمآبادی و آیتالله مرتضی حائری، طومارای به آیتالله بروجردی نوشتند: «زیرا منتشر میباشد که راجعبه مجلس مؤسسان در میان حضرت مستطاب بهتر و بعضا اولیاء کارها مذاکراتی گردیده و بالنتیجه با تشکیل مجلس مؤسسان موافقت فرمودهاید… مستدعی میباشد واقعیت آن نشر را برای پرنور شدن تکلیف فقاهتی اعلام نمائید»؛ همینطور شایع گردیده بود که آیتالله بروجردی علاوه بر پاسخ کتبی نوشته بودند: از علماء اعلام انتظار میرود در مواردی کهاین عهد و پیمان انتشارات مخالف واقع می شود، خودشان نگهبانی نمایند. اما عشقمندی به مصالح کشور بر کلیه مشاهده میشود، غایت مقتضی وجود ندارد که هر اقدامی گوشزد عامه گردد. برای اینکه مبادا تغییراتی در مفاد مرتبط با کارها دینیه داده خواهد شد. تذکراتی مکرر دادهام، تا آنکه جدیداً ابلاغ نمودند که خیر فقط در خصوص مرتبط با دیانت تصرفی نخواهد شد، بلکه در تحکیم و تشیید آن اهتمام شود. معذالک در آحاد مجالسی که در حوالی این مسئله گفتگو گردیده که در بعضا از آن مجالس، تودهای از علماء اعلام حضور داشتند، واژهای که دلالت یا این که اشعار به موافقت درین قضیه داشته باشد، از حقیر صادر نشده. چه طور ممکن میباشد در اینگونه کارها مهمی نظرها نماییم با آنکه محیط آن پرنور وجود ندارد؟».
قائم منزلت رفیع، مشاور پادشاه و پزشک معالج اقبال، وزیر مملکت از طرف فرمان روا نزد آیتالله بروجردی آمدند، و صریحاً اعتقاد و باور دادند که آئین قانونی تغییر و تحول نخواهد کرد و نهایتاً نیز به به عبارتی به دست آوردن اختیارات بیشتر برای پاد شاه اکتفا شد.[۶۸]
نهی کردن از اعدام آیتالله کاشانی
درحالتی که چه در طی ملی شدن صنعت نفت، فی مابین آیتالله بروجردی و آیتالله کاشانی ارتباط حسنهای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیتالله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیتالله کاشانی شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیتالله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی سروصدا کرد؛ البته از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل گردیده است که:
اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و استارت و نقطه نهایی آن را ندانم و نتوانم پیشبینی کنم، وارد نمیشوم. این موضوع ملی شدن صنعت نفت را نمیدانم چیست، چه شود و آتی در مشت چه کسی خواهد بود. اما روحانیت ابدا نباید با این تکان مخالفت نماید که چنانچه با این تکان مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشورایران تصویب میشود که روحانیت منجر این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در یکسری روایت مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیتالله بروجردی علیه مصدق موضعگیری نمایند،[۷۲] البته آیتالله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی مبتنی بر امان او از دولت مصدق وجود داراست.[۷۳][۷۴]
مقابله و تعامل با فداییان اسلام
روش غیرمداخله جویانه آیتالله بروجردی با طریق نواب صفوی و آیتالله کاشانی همسان عدم وجود.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع می خواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این جایگاه را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیتالله بروجردی، روی خوش به فداییان نشانه نمیبخشید. در آغاز با پند سعی بر ممانعت آن ها داشت. رمز درس مکرر میبیان کرد:
«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی میباشند، اندوهگین و عصبانی، بایستی راهنمایی بشوند. اینجانب از آن ها می خواهم کهاین امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشمایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور به چه شکل آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرمآبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیتالله کاشانی را از دست اندرکاران اختلاف فدائیان با آیتالله بروجردی میدانند.[۷۸][۷۹] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیتالله بروجردی از او پناه و برای آزادیاش سعی کرد. وی همینطور از اشخاصی که با فرمانروا ارتباط داشتند، پیمان گرفته بود که از فرمان روا بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعد از شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از حزن حالا هیچ کاری را ندارم»[۸۰]
جنگ با بهاییت
آیتالله بروجردی بهائیت را ضد شیعه و استقلال کشورایران میدانست.[۸۱] وی خطر بهائیت را بدون شوخی میدانست و نقل شده پیکار با بهائیت به وسیله وی شروع شد. وی برای این مراد، بعضی از علما همانند آیت الله منتظری، ابراهیم امینی و احمدی شاهرودی را به شهرهای دیگر میارسال کرد.[۸۲] در حادثهای که مشکلاتی فی مابین بعضا مسلمان ها و بهائیان به وجود آمده بود، آیتالله بروجردی، امام خمینی را به ملاقات محمدرضا فرمانروا ارسال کرد تا از مبادرت علیه مسلمانها دوری نماید.[۸۳] اقدامات سید حسین بروجردی سبب شد به امر پاد شاه حظیرةالقدس، ساختمان راس اداری بهائیان در طهران، در سال ۱۳۳۴ش بسته خواهد شد،[۸۴] هر چندین راءس آنها، بعد از آهسته شدن اوضاع و احوال عمل خویش را مجدد شروع کرد.[۸۵]
قبل از مرجعیت آیتالله بروجردی نیز، در سال ۱۳۴۵ق مدیریت اداره تصویب حال و روز بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان لخت، در سطح شهر به شیوه افتاده بود. این خبرها به گوش آیتالله بروجردی رسید و او برای اعتراض؛ بروجرد را به مقصد عتبات عالیات شکاف کرد. فرماندار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره تصویب اوضاع و احوال و معاونش را عزل و تنبیه کردند و آیتالله بروجردی را به شهر برگرداندند؛ البته او پس از یک سری ماه، بر تاثیر دلتنگی و اجرا مغایر شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف سکنی گزید.
نگهبانی از فلسطین
موضع آیتالله بروجردی در عوض اشغال قدس، بوسیله متجاوزان صهیونیست، موضعی سفت بود.[۸۶] وی در سال ۱۳۲۷ش بیانیهای را در محکومیت صهیونیسم در میانالملل و غاصبان فلسطین صادر کرد و در آن از مجاهدان فلسطینی با احترام خاطر کرده و برای موفقیت آنان دعا کرد.[۸۷]
درخواست گنجاندن درس فقهی در عصر ابتدایی
پیرو اعلام دولت، برای اجرای لایحه تعلیمات اجباری در عصر ابتدایی، آیتالله بروجردی خواهان گنجاندن درس تعلیمات شرعی درین عصر شد و نماینده خویش، آقای فلسفی را مأمور مصاحبه با دولت کرد.[۸۸]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟