محمد بن احمد بن جنید کاتب اسکافی مشهور به ابنجُنَید اسکافی از فقها و متکلمان امامیه قرن چهارم هجری قمری و از استادان روحانی موءثر میباشد. ابنجنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو فقید روزگار قدیم) مینامند. ابنجنید علاوه بر فقه و صحبت، در ادبیات، لغت، فهرست و شیوه نگارش نیز مهارت داشته هست. اورا به دلیل مهارتش در کتابت، کاتب لقب دادهاند. بارزترین جنبه علمی ابنجنید در فقه استدلالی اوست. اسکافی، مبنای اقوال دینی امامان را نه بر شالوده نقل که بر اساس رأی میپنداشته می باشد. عمل بر محور قیاس، فتوای به احوط در مورد ها تعارض دلیل، و فتوا بر طبق برهان ظنی از مختصات تمایل فقهی اوست که البته به فقه اهل تسنن نزدیک تشریفات مشهد می باشد.
معرفی
ابنجنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو عالم زمان قدیم) مینامند.[۱] درباره تاریخ تولد ابنجنید مطلبی گزارش نشده میباشد و احتمال دادهاند حدود سال ۲۹۰ق باشد. نسب او به بستگان بنی جُنَید میرسد که از بزرگان اسکاف (حوزهای در بغداد در کنار نهروان) بودند و در آن حوزه صدارت و سر گروهی داشتند.[۲]
ابوعلی، کنیه ابنجنید میباشد و هرگاه در کتب فقهی به صورت مطلق یاد می گردد مراد اوست. از القاب پر اسم و رسم او میتوان به ابنجنید، کاتب و إسکافی اشاره کرد.[۳]نجاشی از بعضا اساتید خودش نقل کرده که پاره ای مال و یک چاقو متعلق به امام زمان(عج) نزد ابن جنید بوده است.[۴] سید بحرالعلوم از این گزارش چنین بهره گرفته که او وکیل امام(ع) بوده میباشد.[۵]
مبانی فقهی ابنجنید
ابنجنید به عنوان یک یقین کلامی اقوال فقهی امامان را نه بر طبق نقل، بلکه مبتنی بر رأی میپنداشته و به همین جهت اختلاف در روایات شرعی را نیز ناشی از اختلاف امامان در رأی دانسته هست.[۶] از این رو طبیعی می باشد که برای ترجیح یک داستان بر دیگری، روشی به طور کاملً متعدد با طرز معمول دربین فقیهان امامی فرصت خود داشته باشد.
از دیگر خصوصیات بارز فقه ابنجنید این میباشد که او گاه بعضا قضایا را ثابت شده پذیرفته و آنهارا به عنوان مقدمهای در استنتاجات خود به کار بسته میباشد. از جملهً حدیث نبوی «المؤذن مؤتمن» را[۷] به عنوان اساسی پذیرفته و سود گرفته که چون شخص گناهکار نمیتواند گزینه ودیعه باشد، بنابر این به اذان مؤذن فاسق اثر فقاهتی مترتب نیست،[۸] یا اینکه با تکیه بر این گزینه که بنده با آزاد از نظر احکام مالی و حدود برابر نیست، شهیدشدن بنده علیه آزاد را حتی در شرایطیکه عادل باشد، نافذ ندانسته و آیات شهیدشدن در قرآن را با این عامل خود مخصص شمرده می باشد.[۹]
از دیگر گرایشهای ابنجنید، اصالت بخشیدن او به عنوان، در تحقق آیتم می باشد. قسم به تحقق موضوع به مجرد تحقق مسمی را میتوان در مباحث عبادات و معاملات از فقه ابنجنید روئت کرد.[۱۰]
وجود این گونه خصوصیات در فقه ابنجنید آن را از فقه رایج امامیه دور و به فقه اهل سنت نزدیک ساخته میباشد. اگرچه، همانطور که در بعضا منابع اورده شده میباشد، اظهار نظر او در میان فقهای اهل سنت به ابوحنیفه نزدیکتر بوده،[۱۱] ولی در برخی مسائل نیز از او دور و به صاحب و مالک نزدیک شده است (به عنوان نمونه در مسأله استدبار و استقبال قبله و مسأله «من تیقن الطهارة و شک و تردید فی الحدث»،[۱۲] و گاه از جمیع اقوال شیعه و اهل سنت به دور گردیده است.[۱۳] اینکه ابنجنید قهقهه را ناقض وضو دانسته و درین مسأله در کنار ابوحنیفه، اباضیه و برخی از اصحاب حدیث اهل سنت قرار گرفته، با حدس اینکه این مسأله در نیمه دوم سده ۴ق /۱۰م متروک بوده، جای تعجب دارد.[۱۴]
ملاکهای او در ترجیح روایات
در حالتی که چه موردها زیادی در دست است که ابنجنید روایتی را بر دیگری ترجیح داده، لیکن نقص میقدرت قاطعانه درباره ملاکهای ترجیح او سخن بیان کرد، با اینهمه در مسائل مربوط به عبادات بارها دیده شده که وی قصه احوط را برگزیده می باشد، بدین معنا کهگاه مبنی بر روایت احوط فتوا داده[۱۵] هر چند حدیث مورد استناد احتمالی که طوسی در تهذیب[۱۶] آورده، از لحاظ سند به شدت ضعیف میباشد و گاه تهذیب آن را به همان صورت احتیاط مطرح کرده است.[۱۷]
البته در مقابل در مشاجره احکام و سیاسات به عنوان مثالً دربین روایات مربوط به نصاب در قطع دست سارق، در بین یک چهارم و یک پنجم دینار، نصاب دوم را ترجیح داده و برخلاف تمام فتاوی پر اسم و رسم میان شیعه و اهل سنت حکم کرده که شاید علامت دهنده میل او به سختگیری باشد.[۱۸] از دیگر ترجیحات وی اینکهگاه معدودی روایات را بر انبوهی ترجیح داده و از حکم فقهای امامیه که وجه تمایز آنان با اهل سنت شمرده شده،[۱۹] به حکم مجموعه اخیر گرویده است.[۲۰] گاه نیز چنین مینماید که وی به جهت موافقت روایتی با قیاس و استحسان، آن را بر قصه مشهورتر ترجیح داده می باشد.[۲۱]
محمد بن احمد بن جنید کاتب اسکافی مشهور به ابنجُنَید اسکافی از فقها و متکلمان امامیه قرن چهارم هجری قمری و از استادان روحانی موءثر میباشد. ابنجنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو فقید روزگار قدیم) مینامند. ابنجنید علاوه بر فقه و صحبت، در ادبیات، لغت، فهرست و شیوه نگارش نیز مهارت داشته هست. اورا به دلیل مهارتش در کتابت، کاتب لقب دادهاند. بارزترین جنبه علمی ابنجنید در فقه استدلالی اوست. اسکافی، مبنای اقوال دینی امامان را نه بر شالوده نقل که بر اساس رأی میپنداشته می باشد. عمل بر محور قیاس، فتوای به احوط در مورد ها تعارض دلیل، و فتوا بر طبق برهان ظنی از مختصات تمایل فقهی اوست که البته به فقه اهل تسنن نزدیک تشریفات مشهد می باشد.
معرفی
ابنجنید و ابن ابی عقیل عمانی را «القَدیمَین» (دو عالم زمان قدیم) مینامند.[۱] درباره تاریخ تولد ابنجنید مطلبی گزارش نشده میباشد و احتمال دادهاند حدود سال ۲۹۰ق باشد. نسب او به بستگان بنی جُنَید میرسد که از بزرگان اسکاف (حوزهای در بغداد در کنار نهروان) بودند و در آن حوزه صدارت و سر گروهی داشتند.[۲]
ابوعلی، کنیه ابنجنید میباشد و هرگاه در کتب فقهی به صورت مطلق یاد می گردد مراد اوست. از القاب پر اسم و رسم او میتوان به ابنجنید، کاتب و إسکافی اشاره کرد.[۳]نجاشی از بعضا اساتید خودش نقل کرده که پاره ای مال و یک چاقو متعلق به امام زمان(عج) نزد ابن جنید بوده است.[۴] سید بحرالعلوم از این گزارش چنین بهره گرفته که او وکیل امام(ع) بوده میباشد.[۵]
مبانی فقهی ابنجنید
ابنجنید به عنوان یک یقین کلامی اقوال فقهی امامان را نه بر طبق نقل، بلکه مبتنی بر رأی میپنداشته و به همین جهت اختلاف در روایات شرعی را نیز ناشی از اختلاف امامان در رأی دانسته هست.[۶] از این رو طبیعی می باشد که برای ترجیح یک داستان بر دیگری، روشی به طور کاملً متعدد با طرز معمول دربین فقیهان امامی فرصت خود داشته باشد.
از دیگر خصوصیات بارز فقه ابنجنید این میباشد که او گاه بعضا قضایا را ثابت شده پذیرفته و آنهارا به عنوان مقدمهای در استنتاجات خود به کار بسته میباشد. از جملهً حدیث نبوی «المؤذن مؤتمن» را[۷] به عنوان اساسی پذیرفته و سود گرفته که چون شخص گناهکار نمیتواند گزینه ودیعه باشد، بنابر این به اذان مؤذن فاسق اثر فقاهتی مترتب نیست،[۸] یا اینکه با تکیه بر این گزینه که بنده با آزاد از نظر احکام مالی و حدود برابر نیست، شهیدشدن بنده علیه آزاد را حتی در شرایطیکه عادل باشد، نافذ ندانسته و آیات شهیدشدن در قرآن را با این عامل خود مخصص شمرده می باشد.[۹]
از دیگر گرایشهای ابنجنید، اصالت بخشیدن او به عنوان، در تحقق آیتم می باشد. قسم به تحقق موضوع به مجرد تحقق مسمی را میتوان در مباحث عبادات و معاملات از فقه ابنجنید روئت کرد.[۱۰]
وجود این گونه خصوصیات در فقه ابنجنید آن را از فقه رایج امامیه دور و به فقه اهل سنت نزدیک ساخته میباشد. اگرچه، همانطور که در بعضا منابع اورده شده میباشد، اظهار نظر او در میان فقهای اهل سنت به ابوحنیفه نزدیکتر بوده،[۱۱] ولی در برخی مسائل نیز از او دور و به صاحب و مالک نزدیک شده است (به عنوان نمونه در مسأله استدبار و استقبال قبله و مسأله «من تیقن الطهارة و شک و تردید فی الحدث»،[۱۲] و گاه از جمیع اقوال شیعه و اهل سنت به دور گردیده است.[۱۳] اینکه ابنجنید قهقهه را ناقض وضو دانسته و درین مسأله در کنار ابوحنیفه، اباضیه و برخی از اصحاب حدیث اهل سنت قرار گرفته، با حدس اینکه این مسأله در نیمه دوم سده ۴ق /۱۰م متروک بوده، جای تعجب دارد.[۱۴]
ملاکهای او در ترجیح روایات
در حالتی که چه موردها زیادی در دست است که ابنجنید روایتی را بر دیگری ترجیح داده، لیکن نقص میقدرت قاطعانه درباره ملاکهای ترجیح او سخن بیان کرد، با اینهمه در مسائل مربوط به عبادات بارها دیده شده که وی قصه احوط را برگزیده می باشد، بدین معنا کهگاه مبنی بر روایت احوط فتوا داده[۱۵] هر چند حدیث مورد استناد احتمالی که طوسی در تهذیب[۱۶] آورده، از لحاظ سند به شدت ضعیف میباشد و گاه تهذیب آن را به همان صورت احتیاط مطرح کرده است.[۱۷]
البته در مقابل در مشاجره احکام و سیاسات به عنوان مثالً دربین روایات مربوط به نصاب در قطع دست سارق، در بین یک چهارم و یک پنجم دینار، نصاب دوم را ترجیح داده و برخلاف تمام فتاوی پر اسم و رسم میان شیعه و اهل سنت حکم کرده که شاید علامت دهنده میل او به سختگیری باشد.[۱۸] از دیگر ترجیحات وی اینکهگاه معدودی روایات را بر انبوهی ترجیح داده و از حکم فقهای امامیه که وجه تمایز آنان با اهل سنت شمرده شده،[۱۹] به حکم مجموعه اخیر گرویده است.[۲۰] گاه نیز چنین مینماید که وی به جهت موافقت روایتی با قیاس و استحسان، آن را بر قصه مشهورتر ترجیح داده می باشد.[۲۱]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟