loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 24
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:55


فرایند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش حرف اسلامی روند مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از پژوهشگران تاریخ دانش سخن، فرآیند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد در‌این مرحله‌بندی همگانی، دربین مذهبها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود داراست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله ترکیب و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با دقت به دادوستد دانش حرف با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه تشریفات مشهد انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را در بر می گیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله می‌گردد: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و طرز‌های فلسفی روی آوردند و به مرمت حرف مطابق این مفاهیم جدید دست زدند و از سوی دیگر طاقت فرسا‌گیرانه به تامین از عقاید کلامی در قبال تفکر‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله مخلوط و استحاله)، حرف اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و تجدید بنا) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، برخی از لزوم تأسیس «سخن تازه» حرف راندند و کوشش‌هایی برای بسط علم حرف و جواب‌گویی به سوال‌های نو شد. برای معرفی این سعی‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای درنگ‌های صدرایی در دانش حرف که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می شود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی میان فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه می شود.[۴۶]

قلمرو صحبت و مهمترین مباحث آن
مسائل دانش سخن اختصاصی در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره گروه تعالیم و احکام فقاهتی مطرح می گردد، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش سخن وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آیین امان نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل گردیده است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که بلاغت آن مطرح می گردد، برعهده سخن میباشد؛ اگرچه انتخاب حکم عفاف و حجاب برعهده دانش فقه و گزینش خواسته و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر میباشد. [۴۸]

اورده شده اولیه قضیه کلامی میان مسلمان‌ها، قضیه جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اصلی در دانش حرف این مورد ها میباشد: مشاجره درباره صفات معبود مخصوصاً توحید و عدل الهی، مورد حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

سخن امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود معبود، پاکی فرستاده و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم دعوا می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش صحبت با فلسفه
در‌صورتی‌که چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح می گردد لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا‌هستند. دراین مورد مطالب زيادى گفته‏ شد‌ه‌است، ولى به عبارت معمولی‏ خیس مى‏ قدرت ذکر کرد در حالتی‌که درباره خداوند و عالم، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه دعوا خواهد شد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه گفت و گو الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا چنانچه متفکر به اين قيد مقيّد و مکلف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه دعوا و پژوهشى دانش كلام خواهد بود.[۵۲] بعضا از اندیشمندان بر این باورند که با توسعه و گسترش و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل مشاجره در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش حرف هم قرار گرفت تا بدان حد که چنانچه کسی کتاب ها سخن - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به آن گاه تألیف شد- رسیدگی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] برخی دیگر بر این باورند که تمایز اصلی در بین فلسفه و حرف در مبادی آنهاست. به‌این مضمون‌ که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی ضمن اینکه مسائلش عقلی میباشد، ولی صحبت حتی درصورتی که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و تلاش می‌کند که آن را ثابت نماید؛ اما فلسفه سازه به تعریف و تمجید، مبادی خویش را از عقل میگیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. ولی اینها بدین مضمون‌ وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در بین فلسفه و صحبت در واقع التزام به وحی میباشد در سخن و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ البته این التزام به معنای یقین وجود ندارد.[۵۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:29


اجتهاد بالاترین جايگاه علمی در علم فقه اسلامی و به معنای توانگری استنباط احکام فقهی از منابع فقهی میباشد. کسی را که به مرتبه اجتهاد رسیده مُجتَهِد یا این که عالم میخوانند. اجتهاد مستلزم یاددادن شاخه‌های مختلفی از علم ها فقاهتی و ادبی مثل ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، نشانه‌ها الاحکام، رجال و درایه، عقیده‌های فقهای متقدم و تعبیر و تفسیر قرآن میباشد. بنابر فقه شیعه، اجتهاد واجب تخییری میباشد؛ به این مفهوم که هر مکلفی مخیر میباشد یا این که اجتهاد نماید یا این که به واسطه پیروی از مجتهد و یا این که با احتیاط، احکام فقاهتی خویش را به دست آورد. از سویی دیگر، اجتهاد برای محافظت احکام فقاهتی از بیماری آلزایمر و برای پاسخگویی به مسائل دینی مسلمانها، واجب کفایی تشریفات مشهد میباشد.
کلمه و واژه اجتهاد و مجتهد در قرآن به عمل نرفته اما بعضا محققان شیعه معتقدند واژه و کلمه قرآنی «تَفَقُّه»، به حیث معنایی، به اجتهاد مجاورت میباشد.

مضمون‌‌شناسی
اجتهاد به‌معنای به فعالیت بردن آحاد عملکرد و کاوش برای خریدن حکم دینی میباشد.[۱] همینطور در تعریف‌و‌تمجید آن گفته‌اند اجتهاد ملکه‌ای میباشد که در پرتو آن بضاعت و توان استنباط حکم فقهی به‌ دست میاید.[۲]

واژه و کلمه اجتهاد از ماده «جَهْد» و به معنای سختی و رنج میباشد.[۳]

پیشینه و تاریخچه
نوشته‌ی‌علمی‌های مهم: اصول فقه و اخباریون
تاریخ اجتهاداز جنبه‌های مختلف قابل پژوهش میباشد. در یک نظارت، سه عصر برای آن برشمرده‌اند:[۴]

دورۀ تشریع
این عصر، به طور همزمان با حیات پیغمبر(ص) و نزول وحی میباشد. درین بعد از ظهر، احکام الهی از گذر قرآن و سنّت ذکر می شد. آیه ‌۱۲۲ سوره توبه «لِیتفقَّهوا فِی الدّینِ و لِینذِجایز قَومَهُم» بر تایید صلاحیت و وجود اجتهاد درین بعد از ظهر دلالت دارااست[۵] هرچند بعضی، با عامل به قابلیت علم آموزی باور به احکام از روش وحی، وجود تایید صلاحیت اجتهاد در‌این بعدازظهر را نفی کرده‌اند.[۶]

دورۀ امامان معصوم
این زمان از رحلت رسول(ص) تا بعدازظهر غایب بودن کبری را مشمول میشود. بنابر آموزه‌های شیعه، امامان(ع) از گناه، نادرست و نادرست معصوم‌اند و به‌این رو پیروی از سنت آن‌ها واجب میباشد. بر پایه ی این یقین، فقه شیعه پویا و بی نیاز میباشد. با این اکنون، درین زمان، چنان‌که در بعضا از احادیث نیز آمده، شیعه ها با تشویق امامان(ع)، به اجتهاد درست روی آوردند[۷] و امامان(ع) برای مراقبت ارثیه فقاهتی و کلامی، خلال تأکید بر اجتهاد، رهروان خویش را از خلط آرای فردی با روایات، گشوده‌داشتند و به مراقبت، نگارش و نقل درست آن پیشنهاد کرده،[۸] هم‌زمان، اجتهادات بر اساس قیاس و استحسان و اجتهاد به رأی را مردود دانستند.[۹]

دورۀ غایب بودن
شیعه ها بعد از غایب بودن امام دوازدهم(ع) در حوادثی که برای‌شان پیش می‌آمد و مستلزم حکم فقاهتی آن بودند، با فضای خالی روبرو شدند؛ البته بنابر روایاتی که از امامان معصوم(ع) بر مکان ما‌نده بود، مأمور شدند به فقیهان شیعه بازگشت نمایند. امام فرصت(ع) در حدیثی، مرجع استخراج اهل آئین به احکام در بعدازظهر غایب بودن را فقیهان میداند.[۱۰]. با توجّه به‌این ذکر، رهبری فکری و مرجعیت شرعی در بعد از ظهر غایب بودن از امامان معصوم(ع) به فقیهان جامع موقعیت ودیعه شد.
اجتهاد در بعدازظهر غایب بودن مراحلی را پشت راز گذاشت:

مرحله عده‌آوری و تهیه و تنظیم روایات و تألیف کتاب‌های شرعی به‌شکل روایی با حذف مدرک[۱۱]کتاب‌هایی نظیر المقنع روحانی صدوق و المقنعه اثرگذار و نهایه روضه خوان طوسی به همین صورت تألیف شدند.
مرحله کمال اجتهاد و تدوین جداّ کتاب‌های فقاهتی نظیر المبسوط روحانی طوسی.
رکود اجتهاد در فقه شیعه. در‌این مرحله، اجتهاد شیعه از پویایی و جنبش گشوده‌ایستاد و با اثرپذیری چیره فقیهان از آرای روحانی طوسی، اجتهاد در کار تعطیل شد.
مرحله تکان و رویش مجدّد اجتهاد.
پیدایش اخباری‌گری که انزوای اجتهادِ مبنی بر اصول را منجر شد.
مرحله احیای مجدد اجتهاد و افول پندار اخباری‌گری.
مقدمات اجتهاد
خواسته از اجتهاد در عصر تشریع (بعد از ظهر حیات رسول اکرم و امامان)، به کارگیری حکم فقهی از صحبت رسول(ص)و امامان شیعه بود؛ از همین روی به آموزش برخی شاخه‌های علمی و ادبی مستلزم عدم وجود؛ اما در عصر غایب بودن، وصال به بضاعت اجتهاد، به تبحر در بعضا علم ها مانند صَرف، نحو، لغت، منطق، رجال، اصول فقه و شناخت با قرآن و سنّت و محاورات عرفی و‌... مستلزم میباشد. در اینکه چه مقدار بایستی در‌این علم ها تبحر داشت اختلاف میباشد[۱۲]اما در واقعیتِ اجتهاد که در اصطلاح فقاهتی، «ردِّ فرع به اصل» میباشد، تفاوتی دربین بعدازظهر حضور رسول(ص)و امامان، و بعد از ظهر غایب بودن وجود ندارد.[۱۳]

اقسام
برای اجتهاد به دلایل زیادی تقسیم‌بندی‌ها و انواعی برشمرده‌اند؛ به عنوان مثال:

اجتهاد به معنای عام: این اصطلاح مرادف با رأی و عبارت از نوعی تشریع و جعل ضابطه از سوی دانا در مورد ها فقدان نص و مصداق پر‌نور آن قیاس میباشد[۱۴]بلکه شافعی آن را مرادف قیاس می داند.[۱۵] درین سیرتکامل از اجتهاد، هنگامی در کتاب و سنت، برای استنباط فقهی، نص نیست، مجتهد به اجتهاد و برداشت فردی و خیالی خود برگشت می‌نماید. در واقع این نوع اجتهاد نوعی عملیات فکری و خیالی میباشد که در آن رأی و لحاظِ فردی مجتهد مبدّل به یکی منابع فقه می گردد.
اجتهاد بالفعل و بالقوه: اجتهاد بالقوّه آن میباشد که مجتهد، ملکه و توان استنباط احکام فقاهتی را دارااست، البته در کار، استنباط نکرده و یا این که مفاد استنباط وی اندک میباشد. اجتهاد بالفعل آن میباشد که مجتهد خلال توان بر استنباط، در فعالیت نیز احکام بخش اعظمی را استنباط نموده است.
اجتهاد مطلق و تجزّی در اجتهاد: اجتهاد مطلق عبارت میباشد از توان بر استنباط در همۀ ابواب فقاهتی، اما اجتهاد به نحو تجزّی عبارت میباشد از بضاعت بر استنباط در برخی ابواب دینی، مانند نماز.[۱۶]
اجتهاد تحلیلی و سیستمی: در اجتهاد تحلیلی، احکام دینی سوای دقت به رابطه آن ها با یکدیگر و ابتناء بر مبانی فلسفی و سازش‌شان در جهت هدف ها‌ و هدف های شریعت، استنباط می گردد. در اجتهاد سیستمی، مقصودِ غایی، کشف احکام، ارتباط ها بین آنان و کیفیت کارکردشان در جهت غرض‌های نظام احکام افعال مکلفان میباشد. در طریق دوم، منابع اجتهاد به عبارتی منابع چهارگانه اجتهاد مصطلح (تحلیلی) میباشد و نیز اکثر زمان ها قواعد اصول فقه نیز دارای اعتبار و قابل‌استعمال میباشد.[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:09


اجرای حکم روضه خوان

مأمورین جاری ساختن، حکم دادگاه انقلاب را به روحانی ابلاغ کردند و بلادرنگ اورا میان گرفته و از پله‌های طبقه فوقانی عمارت توپخانه جاری گردیده وارد میدان شدند. محکوم مسافت در میان زندان و محل اعدام را با خونسردی و وقار پیمود و با وجود سن بالا، ضعف و ناتوانی از خویش نماد نداد و در دقایق انتها قدمت ثبات و استقامت خویش را به ظهور رسانید. ناظرین در حدود محل اعدام گفته‌اند که جان کندن روضه خوان بیشتراز نیم دقیقه ارتفاع نکشید و بعداز آنکه او‌را به‌دار کشیدند تشنجی در اعضایش ظواهر شد و بعد لامپ عمرش بی صدا شد.[۴۵] به گفته سید حسین نصر، معلم مطالعات اسلامی و سود روحانی ادب‌الله، سکینه‌خانم (همسر روضه خوان) او‌را از دار زیر آورده و بعد ها در قم در صحن مقبره حضرت معصومه(س) به خاک تشریفات مشهد سپرد.[۴۶]

دارای شهرت میباشد که روحانی مهدی پسر روحانی فضل و ادب الله که از مشروطه خواستار بود در موقع اعدام پدرش حضور داشته و کف می‌زده و اظهار بشاشت می‌کرده. البته ملک زاده می‌نویسد: این آوازه به کلی خالی از واقعیت و حقیقت میباشد. میرزا محمد نجات به اینجانب گفته میباشد که به عبارتی موقع اعدام روضه خوان، اینجانب به عمارت تخت مرمر رفتم و روحانی مهدی را دیدم ذیل درخت چناری نشسته و زاری می‌نماید.[۴۷][یادداشت ۴]

اثرها
درر التنظیم، (منظومه‌ای حدود ۵۰۰ بیت درباره ۲۵ قاعده فقهیه که استارت سرودن آن ۱۲۷۹ق. و نقطه پايان آن ۱۲۸۰ق. در طهران بوده میباشد.)[۴۹]
رسالة المشتق (تقریر درس استادش سید شیرازی میباشد که در ۱۳۰۵ق. ضمنا رسائل روحانی انصاری چاپ گردیده‌است).[۵۰]
حرمة الاستطراق الی مکة عن طرز جبل. (چاپ گردیده در سال ۱۳۲۰ق.)[۵۰]
الصحیفة المهدویة أو القائمیة، (دربرگیرنده دعاهای امام مهدی(عج) که در سال ۱۳۰۲ق در سامراء توده شد‌ه‌است و خان دایی‌اش محدث نوری تقریظی بر آن نوشته و به مولف اذن قصه داده میباشد).[۵۰]
تذکرة الغافل و موعظه الجاهل، (در عیب گیری مشروطیت، چاپ گردیده در ۱۳۲۶ق.)[۵۰]
رسالة فی قاعدة ضمان الید، (چاپ گردیده در ۱۴۱۴ق. درضمن کتاب «اشارة السبق الی معرفة الحق» در قم بوسیله دفتر کار انتشارات اسلامی.)
مسائل متفرقه[ورژن خطی](ورژن خطی از ۱۲۰ مسأله از روی مسائل استادش)[۵۱]
در محضر روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری‌: اوراق حقوقی عهدوپیمان ناصری‌[۵۲]
تیم‌ای از رسائل‌، اعلامیه‌ها، مکتوبات‌،... و خبرنامه روحانی شهید فضل و ادب‌الله نوری‌[۵۳]

بقاع روضه خوان ادب الله نوری در مقبره حضرت معصومه
گفته‌ها درباره او
امام خمینی:
در زمان مشروطه... یک گردآوری‌ای که نمی‌خواستند که درین سرزمین، اسلام قوه داشته باشند... جوسازی کردند، به گونه ای که مثل مرحوم آقا روضه خوان ادب‌الله که آن‌وقت یک بشر شاخصی در کشور‌ایران بود و مقبول بود، همچو جوسازی کردند که در میدان علنی وی را به‌دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه‌ای بود برای اینکه اسلام را منعزل نمایند و کردند. و از آن به آنگاه دیگر نتوانست مشروطه، یک مشروطه‌ای باشد که علمای نجف می‌خواستند، حتی موضوع مرحوم آقا روحانی ادب‌الله را، در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدائی از آن در نیامد. این جویبار که ساختند در کشور‌ایران و در بقیه جاها، این جو اسباب و اثاث این شد که آقا روضه خوان فضل و ادب‌الله را، با دست برخی از روحانیون خویش کشور‌ایران محکوم کردند و سپس او‌را آوردند در میانه میدان و به‌دار کشیدند و پای آن هم ایستادند، کف زدند و باخت دادند اسلام را، در آن وقت. و عموم غفلت داشتند از این کار، حتی علما هم غفلت داشتند.[۵۴]
جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی:
این که پیشوای شیخ طرفدار «مشروطه»، در نهضت مشروطیت بالای‌دار رفت، خویش نماد‌ای از... عقب‌نشینی بود. و اینجانب با پزشک معالج تندرکیا موافقم که نوشت روضه خوان شهید نوری خیر تحت عنوان مخالف «مشروطه» که خویش در اوایل دستور مدافعش بود، بلکه تحت عنوان مدافع «مشروعه» بایستی بالای‌دار برود. و اینجانب میافزایم، و تحت عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامی.... به هر شکل از آن روز بود که نقش غرب‌زدگی را همانند داغی بر پیشانی ما زدند. و اینجانب نعش آن بزرگوار را بر سردار، همانند پرچمی می دانم که به نشانه استیلای غرب‌زدگی بعد از دویست سال کشمکش بر بام سرای این میهن افراشته شد.
سید مرتضی آوینی:
ضابطه یا این که می بایست خویش را «حافظ شریعت» بداند و یا این که خویش، شریعتی دیگر گردد. پس، روش تاریخی ما به ضابطه در مشروطیت روی آوردن به شریعتی دیگر بود، بی‌آنکه خویش بدانیم. روحانی فضل و ادب‌الله نوری به همین «نسبت» اعتنا یافته بود، به این دلیل که «شرع» نیز در جایگاه احکام به دسته‌ای از شرط‌ها و حدود –یعنی ضابطه– مبدل می‌گردد.[۵۵]
عبدالله مستوفی:[یادداشت ۵]
اینجانب روحانی فضل و ادب الله را هیچ ندیده و از خلق و خوی و وضع و اوضاع و سکو دیانت و تقوای وی هیچ اطلاعی ندارم.... اما‌دار زدن وی، علی رؤس الاَشْهاد، چه موردنیاز بود؟ از وی بیم داشتند که فتنه‌ای برپا نماید؟ نه! روحانی ادب الله مرتکب قتل عمدی هم نشده بود که اعدام وی در مقابل آن عادلانه باشد.[۵۷]
واپسین آواز قو
مستند واپسین آواز قو، به کارگردانی احمد جان‌میرزایی به دوران ٨٥ دقیقه به پژوهش معاش و نقش روحانی ادب‌الله نوری در رخداد مشروطه و شهیدشدن وی پرداخته میباشد.[۵۸]

تک‌نگاری
برخی از اثراتی که درباره روضه خوان فضل و ادب‌الله نوی مندرج عبارتند از:

کتاب رمزّ دار گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن روحانی فضل و ادب‌الله نوری در نهضت مشروطه ارائه می دهد. تالیف کننده کتاب عباس شمس‌الدین‌کیا پر اسم و رسم به تندرکیا (۱۳۶۶ش) نوه روحانی فضل و ادب‌الله نوری میباشد.
کتاب مشروطیت و آیت‌الله حاج روحانی فضل و ادب‌الله نوری تاثیر علی ابوالحسنی (منذر): درین کتاب در هفت جلد به تاریخ مشروطه و جریان‌شناسی آن و نیز تفکر روحانی ادب‌الله نوری میپردازد.
این موسسه بانام روحانی ادب الله نوری و مدرسه تاریخ نگاری مشروطه، نیز منتشر گردیده است نوشته علی ابوالحسنی(منذر)، تکثیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر، ۱۳۸۵ش.

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 31
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:51


موسی بن مهدی بن منصور (۱۴۵-۱۷۰ق)، معروف به هادی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی میباشد که حدود ۱۴ ماه حکومت کرد. هادی عباسی در روزگار حکومت خویش، علویان را ذیل حیث گرفت و مقرری‌های آنان‌را انقطاع کرد. در حین حکومت او، قیام صاحب و مالک فخ در مدینه چهره اعطا کرد که از سوی خلیفه سرکوب شد. هادی عباسی، امام کاظم(ع) را ادله اساسی تحریک علویان در قیام فخ قلمداد میکرد و از این رو، چنانکه برخی از منابع گفته‌اند، پیرو قتل امام هفتم شیعه‌ها بود، ولی پیش از جاری ساختن آن، خویش درگذشت. وی سیاست پدرش مهدی عباسی را در عکس العمل با زنادقه دنبال کرد و بخش اعظمی از آنان‌را از دربین تشریفات مشهد موفقیت.

بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی، به دنبال آن بوده که جعفر، پسر خردسالش را به مکان هارون ولیعهد نماید، البته برنده نشد و بعداز وی برادرش هارون به خلافت رسید.

معاش‌طومار
موسی بن مهدی بن منصور، ملقب به هادی، بعد از سفاح، منصور دوانیقی و مهدی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی بود.[۱] لقب وی ابوجعفر[۲] یا این که ابو محمد[۳] بود. پدرش مهدی عباسی، و مامان وی، کنیزی به اسم خیزران بوده میباشد.[۴] در محرم سال ۱۶۹ق در ۲۵ سالگی به خلافت رسید.[۵] وی در اولِ خلافت، کمترین سن را نسبت به خلفای قبل از خویش داشته میباشد.[۶]

مهدی عباسی، بابا هادی، اعتنا بخش اعظمی به او داشت؛[۷] تا آنجا که در ۱۶ سالگی ولیعهد نخستین شد و به فرماندهی سپاه رسید.[۸] مهدی در اواخر قدمت خویش پیرو آن بود که فرزند دیگرش هارون را به مکان هادی ولیعهد نماید، ولی پیش از توفیق بدین فعالیت از جهان رفت.[۹]

هادی عباسی در حین مرگ پدرش، مهدی عباسی، در جرجان[۱۰] حضور داشت و با اهل طبرستان در پیکار بود[۱۱] و برادرش هارون در به عبارتی روز با وی بیعت کرد[۱۲] و از بزرگان بستگان عباسی و سران سپاه برای او بیعت گرفت.[۱۳]

چهارمی خلیفه عباسی، هادی، در‌پی آن بود که ولایتعهدی را از برادرش هارون به فرزند ۷ ساله‌اش،[۱۴] جعفر، جابجایی دهد.[۱۵] و در این‌شیوه سعی اکثری کرد.[۱۶] هادی کوشید که هارون را متقاعد نماید که خودش را از ولایت‌عهدی خلع نماید، ولی هارون برای واگذار نکردن ولایت‌عهدی گریخت و تا نقطه پایان قدمت برادرش به پایتخت برنگشت.[۱۷]

هادی، از لحاظ جسمانی، نیرومند بوده میباشد.[۱۸] او گرچه در شجاعت و مهارت راجع‌به مرز و بوم‌داری و همینطور عفو و بخشش، دارای شهرت میباشد، ولی در عین درحال حاضر، شخصی خشن، جسور و متعصب دانسته گردیده است.[۱۹] هادی به انگیزه نقصی که در لبان خویش داشت، دارای شهرت به «موسی اطبق» بود.[۲۰] وی به ادبیات عرب و تاریخ عشق و علاقه‌مند بوده و به آواز عشق و علاقه‌ای وافر داشته میباشد.[۲۱]

مرگ
او حدود ۱۴ ماه حکومت کرده و در سال ۱۷۰ق در بغداد[۲۲] در سن ۲۵[۲۳] یا این که ۲۶ سالگی درگذشت.[۲۴] عامل مرگ وی، به اطمینان برخی بیماری، و به حیث بعضا دیگر، کشته‌شدن در خواب به امر مادرش دانسته گردیده است.[۲۵] برادرش هارون بر وی نماز خواند و در حوزه‌ عیسی‌آباد بغداد به خاک ودیعه شد.[۲۶]

عکس العمل با علویان
بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی بر علویان طاقت فرسا می‌گرفت و با بی‌رحمی با آنها واکنش می کرد و مجموع مقرری‌هایی را که در طول مهدی عباسی برای آن‌ها در حیث گرفته گردیده بود، انقطاع کرد.[۲۷] ابوالفرج اصفهانی این اقدامات را به‌ادله هراس از قیام علویان بیان نموده است.[۲۸] هادی عباسی، همینطور به کارگزاران خویش امرکرد تا کل تحرکات علویان را پایین حیث گرفته و جاسوسانی در بین آن ها داشته باشند.[۲۹] در عصر وی، کل علویان وادار شدند تا هر شب به دارالاماره بروند و حضور خویش را تصویب نمایند.[۳۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 37
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:45


بِلال بن رَباح، دارای اسم و رسم به بلال حبشی (درگذشت ۱۷ تا ۲۱ق) صحابی و مؤذّن نبی اکرم(ص). از اولیه افرادی بود که اسلام آورد، بانک‌دار مال عموم در طول نبی(ص) بود و در همگی نبرد‌ها کمپانی کرد. بِلال یکسری سال بعد از رحلت رسول(ص) نیز زنده بود؛ البته درین مقطع، جز در چندین گزینه اذان نگفت. مبنی بر عهد و پیمان دارای شهرت، قبر وی در گورستان باب الصغیر تشریفات مشهد دمشق میباشد.

خانواده و خصوصیات ظاهری
قبیله بلال اصالتاً از نوبه، حیطه‌ای در شمال سودان و جنوب مصر می باشند.[۱] بابا بِلال از اسیران حبشه بود[۲] و خویش وی نیز در طایفه بنی جُمَح یا این که سَرویکرد (که بومی مکه بودند) در خانواده‌ای از بردگان زاده شد.[۳] بعضی سال به دنیاآمدن اورا سه سال بعد از عام الفیل دانسته‌اند.[۴]

بِلال را با قامتی بلند و لاغر، رنگ پوستی بسیار سیاه‌، پشتی خمیده، مویی بلند و خاکستری، و صورتی دقیق تعریف کرده‌اند.[۵]

تزویج و فرزندان

حرم بلال در خصوص الصغیر در دمشق
در باب وصلت بلال گزارش‌های مختلفی میباشد، بلاذری در گزارشی وصلت بلال با دختری از بنی زهره و در گزارش دیگر وصلت او با دختری از بنی کنانه را بیان نموده است.[۶] همینطور گفته‌اند بلال در سفری به یمن یار و همدم با برادرش( خالدبن رباح یا این که ابارویحه که رسول در میان و بلال عقد اخوت روان کرده بود)، برای وصلت تصمیم گرفت. هنگام خواستگاری، خویش را این‌سیرتکامل معرفی کرد: «اینجانب بلال و این مرد، برادرم، هر دو غلامانی از حبشه بودیم. منحرف بودیم که آفریدگار هدایتمان کرد. برده بودیم که خدا کریم و مهربان آزادمان کرد. در شرایطی که دخترانتان را به ما بدهید، الحمدلله و در صورتی ندهید،لا اله الا الله ». خانوادۀ دختر قبل از آنکه به بلال جواب قطعی بدهند، نزد پیامبر آفریدگار(ص) رفته، با اعلام کردن قصه، از آن حضرت حیث خواستند. حضرت سه توشه بلال را به آنها سفارش کرد و فرمود: «چه کس را میخواهید عالی از وی که اهل پردیس میباشد.[۷]

با آنکه برخی نویسندگان بلال را فاقد فرزند دانسته‌اند؛[۸] البته سخاوی در کتابش از پسر وی، قدمت، به‌تیتر یکی راویان وی حافظه نموده است.[۹] ابن اثیر نیز از فردی به اسم هلال بن عبدالرحمن خاطر می‌نماید که از نسل بلال بوده‌میباشد.[۱۰]

آزادی از بردگی
بلال بعد از ماه‌ها تحمل مشقت و سختی، خریداری و آزاد شد. گروهی بِلال را آزادشده ابوبکر میدانند، البته این دستور از جهت تاریخی غیرقابل قبول دانسته گردیده‌است. ابوجعفر اسکافی، معلم ابن ابی الحدید، از واقدی، ابن اسحاق و سایر افراد نقل نموده است که بلال را نبی(ص) آزاد کرد.[۱۱] روضه خوان طوسی[۱۲] و ابن شهر آشوب[۱۳] نیز بلال را آزادشده نبی(ص) معرفی کرده‌اند؛ و نقل این پاراگراف از نبی(ص) که «در‌حالتی که ثروتی داشتم، بلال را می‌خریدم و آزادش می‌ساختم»[۱۴] با حقیقت تاریخی سازگار وجود ندارد؛ برای اینکه خدیجه کلیه گنج خویش را در دست نبی(ص) گذارده بود تا در خط مش آفریدگار به فعالیت موفقیت؛ و به‌علاوه اقتدار اقتصادی ابوبکر چنان عدم وجود که بتواند بردگان ذیل شکنجه، به عنوان مثال بِلال، را خریداری و آزاد نماید.[۱۵]

همدم مجاورت فرستاده(ص)
بِلال بعد از آزادی به گردآوری مسلمانها پیوست و اولیه مؤذّن اسلام گشت و در مسافرت و حضر رسول(ص) را ملازمت و همراهی نمود.[۱۶] از وی در زمره «نجبا» و رفقای فرستاده اکرم(ص) حافظه شد‌ه‌است.[۱۷] بِلال بانک‌دار مال همه مردم نبی(ص) هم بود[۱۸] و در همگی پیکار‌ها فرستاده آفریدگار را ملازمت و همراهی کرد.[۱۹] در پیکار بدر، به اشاره بلال، اُمَیة بن خلف و فرزندش به دست مسلمان ها کشته شدند[۲۰] و به نقل برخی، اُمَیه را خویش بلال به قتل رسانید.[۲۱]

نبی اکرم(ص) در مدینه، دربین بلال و عبدالله بن عبدالرحمان خَثعَمی عقد اخوت بست.[۲۲] و به گفته ابن هشام (درگذشت ۲۱۸ق.) تا مجال او دیوان حبشه و خَثعَم یکی از بوده میباشد.[۲۳] بعضا نیز عهدوپیمان برادری اورا با عُبَیدة بن حارث[۲۴] و یا این که با ابوعُبَیدَة بن جَرّاح[۲۵] بیان کرده‌اند که شاید مرتبط با قسم اخوت پیش از مسافرت به مدینه باشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:37


اعتقادات
بکتاشیان خویش را مسلمان و شیعه می دانند آن ها به وحدانیت آفریدگار، نبوت محمد(ص) و ولایت امام علی(ع) معتقدند. البته این سه را در تثلیثی مشابه به تثلیث مسیحی می نگرند. در طریقه آن‌ها، خدای متعال واقعیت مطلقی میباشد که در وجود محمد(ص) و علی(ع) تجلی نموده است و این دو تجلی، خویش با یکدیگر و با آن واقعیت مطلق یک کدام از میباشند. محمد(ص) و علی(ع) در ظواهر دو فرد و در داخل حقیقتی واحدند.[۳۷] در نگاه از زاویه‌ای دیگر؛ بکتاشیه بر این باورند که ذات بی‌تعین احدیت، در آغاز در فروغ محمدی(ص) تعین یافت البته درین نور و روشنایی محمدی(ع)، علی(ع) نیز به به عبارتی اندازه محمد(ص) ظهور و حضور تشریفات مشهد دارااست.

به علاوه در طریقه آن ها گرچه خدا قرآن را بر فرستاده(ص) نازل کرد البته همان طور که فرستاده(ص)، علی(ع) را باب دانش دانسته میباشد، در واقع فارغ از علی(ع) فهم معارف و حقایق جانور در قرآن قابلیت و امکان ناپذیر میباشد و به خیال و خاطر همین، علی(ع) آشکار کننده آئین و مفسر آن به شمار می آید و در درجه‌ای حتی فراتر از نبی(ص) قرار می گیرد.[۳۸]
بکتاشیان در بزرگداشت علی(ع) از این هم بالاتر رفته‌اند و با استناد به کتابی منسوب به علی(ع) به اسم خطبة البیان که گفته میگردد مطابق یکی خطبه‌های آن حضرت درج شده و در بردارنده مضامینی بزرگنمایی آمیز درباره اوست مقام اختصاصی علی(ع) را در هستی توجیه و تبیین می‌نمایند.[۳۹]
بکتاشیان به دیگر امامان شیعه اثنی عشری نیز معتقدند و آنها را ائمه بر حق معصوم و جانشینان علی(ع) میدانند به ویژه برای امام جعفر درستگو(ع) احترام خاصی قائلند.
همینطور خلال دوازده امام، به چهارده معصوم نیز اعتقاددارند که با چهارده معصوم شیعه متعدد میباشد. اینان فرزندان صغیر ائمه دوازده گانه را که در کودکی درگذشته و مرتکب گناهی نشده‌اند معصوم می‎دانند به اعتقاد و باور آن‌ها، دوازده امام و چهارده معصوم همپا با فاطمه(س) و خدیجه(س) تمامی تجلیات متفاوت ذات الهی می‌باشند و مبنی بر عقاید حروفیان توده آن ها مساوی ۲۸ حروف الفبای عربی میباشد.[۴۰]
از بینش بکتاشیان؛ گناه با اعتنا به وحدت وجود توجیه می‌گردد که بر طبق آن کلیه دانا جزء تجلیات متعدد و رنگ به رنگ واقعیت الهی وجود ندارد. عالم و هرچه در آن میباشد فقط نمود آن واقعیت میباشد و سود‌ای از بود ندارند. از این رو در اینگونه گروه آمیخته‌ای از نمودهای بی‌واقعیت، بشر و آنچه غالبا گناه تصور می‎گردد، توهمی بیش وجود ندارد. توهمی که بر طبق آن شخص ظواهر در میان، فقید، خویش و ارتباط خویش با دانش و آفریدگار را حقیقتی فکرمیکند. هم اکنون آنکه در دیده اهل معرفت این فقط دریافتی بی‌واقعیت میباشد. گناه حقیقی و واقعی در حقیقتی پنداشتن نمود و غافل شدن از بود و در قائل شدن به دو وجود حقیقی و واقعی یعنی آفریدگار و فقیه میباشد؛ و فلاح حقیقی در از در بین برداشتن پرده این توهم و دریافتن حقیقت نمودین فقیه و واقعیت خدا میباشد.[۴۱]
به اعتقاد و باور بکتاشیان به ویژه عده‌های آن ها، روح]] بعداز مرگ با دقت به نحوه معاش، خلقیات و جاری ساختن فرد توشه دیگر با حلول در حیوان ها یا این که موجودات دیگر، زندگانی در‌این دانا را از راز میگیرد. این باور به تناسخ را شاید بتوان از بقایای عقاید بودایی و مانوی بازمانده دربین ترکمن‌های مهاجری دانست که از شرق به غرب آمدند و در آسیای صغیر سکنی گزیدند و قسمت عمده‌ای از آنهان به بکتاشیان پیوستند. با این تمامی گروهی از بکتاشیه که باورهای اسلامی عمیق تری دارا هستند، اعتقاد و باور به تناسخ را رد کرده، درباره آخر و عاقبت روح بعد از مرگ عقایدی همچون دیگر مسلمانها دارا هستند.[۴۲]
سلسله مراتب
رهروان دیدگاه بکتاشیه در ۵ تیم شیفته، محب، درویش، پدر و خلیفه مکان میگیرند. «‌شیدا‌» مرد یا این که زنی میباشد که متمایل بدین نگرش و علاقمند به ورود به آن باشد. «‌محب‌» کسی میباشد که در مراسم قانونی ورود به بینش کمپانی کرده و در آن پذیرفته گردیده‌است. محب میتواند در مراسم گوناگون این بینش کمپانی نماید و بعداز گذراندن فراگیری‌های موردنیاز و بسط در مراتب سلوک در مراسمی با تیتر «‌وقف وجود‌» به جايگاه «‌درویش‌» ارتقاء یابد. درویش‌ها اذن دارا هستند که کلاه منحصر دیدگاه یا این که «‌تاج‌» بر راز بگذارند. آن‌ها معمولا بیشتر وقت خویش را تحت حیث «‌پدر»‌ها و صرف بازرسی به کارها متفاوت توکل می‌نمایند. «‌خلیفه‌» پدر را از بین درویشان گزینش می‌نماید و هر پدر مسئولیت فراگیری و بررسی بر سلوک درویشان و محبان را دارااست؛ و ممکن میباشد مجرد یا این که دارنده همسر باشد. در اکثری از مفاد چنانچه که پدر، فرزند پسری داشته باشد منزلت بابایی به صورت ارثی به وی منتقل میگردد. باباها دستاری سپید (یا این که سبز ویژه سیدها) دور تاج خویش می‌پیچند[۴۳] در درجه‌ای به طور تقریب همسنگ درویشان «‌مجردان‌» قرار دارا‌هستند. اینان با کمپانی در مراسم خاصی، قسم و سوگند تجرد حافظه می‌نمایند و گوشواری به اسم «‌منقوش‌» به گوش می‌آویزند. گردآوری‌ای ترسیم تجرد در‌این بینش را متاثر از قلندریه و بعضی آن را برگرفته از تجرد، و رهبانیت مسیحی می دانند.[۴۴] بالاترین جایگاه میان بکتاشیان از آن خلیفه میباشد. در پیشین ۴ خلیفه در ۴ توکل معروف بکتاشی ـ توکل حاجی بکتاش در قیر شهر و توکل‌های دیمتوقه، کربلا و قاهره ـ بر کارها دیگر توکل‌ها تحقیق می‌کردند.[۴۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 34
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:30


رجوع توان
در سال ۹۹۶ق عباس نخستین به یاری مرشد قلی‌خان استاجلو در قزوین بر تخت سلطنت گردهمایی. درین زمانه غوغا و بی‌ثباتی سرتاپای سلطنت صفوی را از داخل و برون انذار می کرد. در داخل، در طبقه بالایی جامعه ادعا امراء قزلباش و تمایلات فراروگریز از راءس آنها، تجزیه امپراتوری صفوی را وعده می‌اعطا کرد و در طبقه پایینی جامعه تکان‌ها و قیام‌های متفاوت در دور و اطراف کشور موجودیت حکومت فرزندان صفی‌الدین اردبیلی را به معارضه می‌طلبید و عاقبت از خارج، تهاجمات و تهاجم ها معاندان غربی عثمانی و شرقی ازبکان، وحدت و یکپارچگی دولت را انذار تشریفات مشهد میکرد.

[۱۸] سرنوشت فرمان روا عباس اولیه توانست بر ایرادات فایق آید و خیر‌صرفا اغتشاشات داخلی را سرکوب کرد؛ بلکه توانست آغاز با صلح با عثمانی خیال و خاطر خویش را از جناح غربی شل کرد و به خارج راندن ازبکان از خراسان پرداخت و در مرحله آن گاه عثمانیان را نیز از بخشها متصرفی خویش در همدان و آذربایجان عقب راند.[۱۹] وی با تشکیل نیروی سوم از گرجیان و ساخت طبقه جدیدی در پهنا طبقات کهن قزلباش سلطنت را از آن چنان توان و تمرکزی منتفع ایجاد کرد که قبل از آن بی‌سوابق می‌نمود.[۲۰] تبدیل املاک ممالیک به املاک خاصه (شاهی) و محافظت شاهزادگان در حرمسرا به خواسته عدم دخالت‌شان در حکومت، دو مبادرت دیگر پاد شاه عباس بود که همین دو مبادرت در حین سال‌های آن‌گاه نیز ادامه یافت و تبدیل به یکی‌از علل ضعف و سقوط صفویه شد.[۲۱]

زمانه انحطاط و سقوط صفویه
با مرگ فرمان روا عباس نخستین و استارت عصر ۱۴ ساله فرمان روا صفی صفوی استارت انحطاط بود. با مرگ فرمانروا صفی، عباس دوم در ده سالگی به تخت گردهمایی و از این رو در اول سال‌های سلطنت تحت نفوذ حرمسرا و خواجگان و زنان بود؛ البته به‌تدریج شخصیت جداگانه و قوی خویش را بروز بخشید و توانست در طی ۲۵ سال سلطنت، ثبات، تمرکز دولت و اقتدار مطلقه سلطان را در عرصه حکومت و کشورداری به اکران گذارد. او قندهار را از تیموریان پس گرفت.[۲۲]

به سلطنت وصال فرمان روا سلیمان ادامه مجدد انحطاط صفویان بود. وی از صفات و جنبه‌های مثبت شاهان گذشته در کشورداری و استقرار نظم و توان متمرکز و دانایی و کاردانی نیز بی‌فایده بود. پاد شاه سلیمان بعداز هیجده سال معاش در حرمسرا و ذیل تربیت خواجگان، به ناگاه با کاردانی و نفوذ آغا میمون مدیریت خواجگان بقاع به سلطنت برداشته شد. علاقه به شراب، طلا جواهرات و زن با بی‌تدبیری، قساوت، حرص، خشم و شهوت یکجا در خویش گردآوری داشت. وی در سال نخستین سلطنت به بیماری مشقت در گیر گشت و به طور همزمان جامعه با قحطی شدید و طاعون مواجه بودند.[۲۳]

عصر فرمان روا شاه حسین صفوی در واقع ناقوس مرگ حکومت دویست و سی ساله صفویان بود که با حمله خیر چندان هنگفت قبایل افغان سقوط کرد. هرچند که همگی توشه گناه این سقوط را به ذمه فرمانروا حسین پرتاب کردن، واقع‌بینانه و منصفانه وجود ندارد و وی از پاره‌ای خصوصیت‌های مثبت نیز بهره مند بوده میباشد؛ ولی سلطنتی شخصی با ماهیت استبدادی، خصوصیت‌ها و اسباب و اثاث خاصی را می‌طلبد که واپسین پاد شاه صفوی فاقد آن بود..[۲۴]

در زمان نهایی صفویه، تدوین راهنما و امر‌العمل عام برای کلیه دستگاه‌های دولتی در شیوه نامه قرار گرفت و این به خیال این بود که شاهان اواخر صفوی کفایت اداره کارها را نداشتند، تصور می‌کردند که با تبعیت از روش‌های قانونی و دیوانی عصر‌های عظمت قبل، بشود راز و سامانی به حکومت آورد. به عنوان مثال سلطان پاد شاه حسین امر تایپ کردن رساله‌ای در مورد قواعد وضوابط مربوط اعطا کرد.[۲۵]

ضعف نفس پاد شاه، شرابخواری و شهوت‌رانی و عدم در اختیار گرفتن وی بر امرا و عمال رقابت و دو دستگی درباریان و امراء و تضادومغایرت و خرابی دربین آن ها و سپاهی رزم ندیده در صلح صد ساله وضع و اوضاع را چنان آشفته کرده بود که فرمانده سپاهیان کشور‌ایران، فتحعلی خان ترکمن، خویش بقاع امام رضا(ع) در مشهد را گزینه دستبرد قرار می‌بخشید.[۲۶] در حالی که محمود افغان مدیر بستگان غلجایی قندهار، جانشین پدرش میروِیْس در سال ۱۱۳۴ق مهیا تکان به‌سوی اصفهان بود، در پایتخت حکیم‌باشی و ملاباشی درگیر منازعه و جدال با فتعلی خان پشت گرمی الدوله بودند و وقتی که محمود، اصفهان را در محاصره گرفت، هیچ امیدی به نجات تاج و تخت پادشاه نماند و سرنوشت قدمت سلطنت صفویان در سال ۱۱۳۵ق به‌راز رسید.[۲۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 34
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:09


جریان انقلابی زیدیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حوثی های یمن
میان مراجع و علمای زیدیه جریانی بودند که به زیدیه جارودیه رغبت داشتند. جارودیه از منظر فقاهتی و کلامی قرابت بیشتری به امامیه داراست. این جریان بر اصل امامت تحت عنوان یکی اصول اصلی زیدیه پایبند بودند[۹۲] و روش انقلابی زیدیه را مراقبت کرده بودند. آنان علاوه بر التزام به اصل فرمان به دارای اسم و رسم و نهی از منکر معتقد بودند می بایست در قبال دستگاه ظالمانه و خرابی حکومتی قیام کرد. جریان انقلابی زیدیه، سیستم آموزشی سنتی علمای زیدیه را ناکارآمد می‎دانستند از این رو با تشکیل انجمنی با تیتر منتدی الشباب المؤمن به برگزاری عصر‎های آموزشی و تربیتی برای جوان ها زیدیه مبادرت تشریفات مشهد کردند.[۹۳]

انجمن شباب المؤمن بعد ها بسط یافته و به تهیه و تنظیم الشباب المؤمن (تشکیلات جوان ها مؤمن) تغییر‌و تحول اسم بخشید.[۹۴] رهبر معنوی این تشکیلات بدرالدین الحوثی و مؤسس و عقیده پرداز سیاسی آن حسین حوثی بود.[۹۵] جریان انقلابی زیدیه از دید فکری و سیاسی به انقلاب اسلامی کشور‌ایران مجاورت بود. برخی از بینش‎های حسین حوثی متأثر از درنگ‎های امام خمینی بود. وی در سخنرانی‎های خویش طریقه‌های امام خمینی را مطرح نموده و طرز حکومتی و منش استکبار ستیزی او را الگوی مطلوب حکومت اسلامی معرفی می‎کرد.[۹۶]

جریان انقلابی زیدیه از سال ۱۹۹۷ تا اوائل سال ۲۰۰۰م بیشتر در عرصه‎ های فکری و فرهنگی کار می‎کرد[۹۷] البته از سال ۲۰۰۲م به سپس با حمله ایالات متحده به افغانستان و عراق با ادعای نبرد با تروریسم، حضور نظامی ایالات متحده در یمن و همیاری دولت علی عبدالله با تقوا با دولت ایالات متحده عمل‎های سیاسی جریان انقلابی زیدیه پر رنگ خیس شد.[۹۸] در‌این در بین راءس ثقل سخنرانی‎های حسین حوثی نگرش‎های ضد آمریکایی و اسرائیلی او بود.

هم‎عهد شدن دولت وقت یمن با ائتلاف موسوم به ضد تروریسم به رهبری ایالات متحده، انتقادهای شدید حسین حوثی را پیرو داشت. استفاده کننده جلسات سخنرانی حسین حوثی جوان ها زیدی بودند. رفته رفته موج اعتراضات ضد آمریکایی و اسرائیلی جریان انقلابی زیدیه با شعارهای چهارگانه «مرگ بر ایالات متحده، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود و برد از آن اسلام میباشد» که در نمازهای آدینه شهرهای صنعا و صعده و دیگر تجمعات شرعی و راهپیمایی های سیاسی سرداده می‎شد به نقط ی اوج خویش رسید.[۹۹]

دولت علی عبدالله باتقوا، مدیر جمهور وقت یمن، که هشدارهای زیادی به شغل‎های سیاسی و بیانات سیاسی حسین حوثی داده بود بعداز دستگیر مختلف دوست داران جریان انقلابی در یمن[۱۰۰] سرنوشت در سال ۲۰۰۴م به سرکوب جریان انقلابی زیدیه و واکنش نظامی با آن پرداخت. جریان انقلابی زیدیه که با تیتر حوثی‎ها مشهور گردیده بود به جهت شناخت با مسائل نظامی و سوابق فراگیری نظامی جوان ها زیدی در مرکزها آموزشی جریان انقلابی زیدیه، به تامین از خویش پرداخت.

پیکار بین دولت یمن و جریان انقلابی زیدیه با کشته شدن حسین حوثی خاتمه نیافت بلکه نزاع در میان آن‌ها تا سال ۲۰۱۰م در شش مرحله در بخش ها شمالی یمن ادامه یافت. درین نزاع‎ها شمار متعددی از دو طرف کشته و بخش اعظمی نیز آواره شدند. بی‎رحمی ارتش یمن در تخریب اماکن مسکونی و کشتار غیر نظامیان به یاروهمدم استمرار سیاست تبعیض آمیز دولت یمن در ازای زیدیان، محبوبیت جریان انقلابی زیدیه رفته رفته بیشتر شد و جوان ها زیدی بخش اعظمی جذب این جریان شدند. حسین حوثی در نزاع نخستین با ارتش یمن کشته شد و بعداز آن برادرش عبدالملک حوثی رهبری این جریان را بعداز وفات بدرالدین حوثی عهده دار شد.[۱۰۱]

جریان حوثی‎ها از سال ۲۰۱۳م به آن گاه به تکان شاگرد انصارالله یمن تبدیل شد و از مقبولیت بیشتری فی مابین قبایل و جریان فعال در یمن منتفع گشت. تکان انصارالله در ۲۰۱۴م علیه دولت یمن به سر گروهی عبد و بنده ربه منصور هادی انقلاب کرد و با حمایت مردمی مشروعیت این دولت را به جهت متحقق نکردن مراد‎های عموم، استمرار خرابی حکومتی و ابقای انحصار اقتدار سیاسی و اقتصادی در دست برخی از قبایل و مجموعه‎ها پایین سؤال موفقیت.[۱۰۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 45
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:51


مقام
حسین بن علی(ع) سو‌مین امام شیعه‌ها، فرزند اول امام شیعه‌ها و نوه نبی اسلام(ص) میباشد.[۲۱] در منابع اسلامی احادیث فراوانی درباره فضائل وی وجود دارااست و شیعه ها برایش منزلت ویژه‌ای قائل‌اند. حسین بن علی در نزد اهل سنت نیز از احترام تشریفات مشهد برخوردار‌است.

در منابع حدیثی و تاریخی
بنابر احادیث شیعه و اهل سنت، حسین بن علی(ع) یکی اصحاب کساء میباشد،[۲۲] در ماجرای مباهله حضور داشته[۲۳] و به هم پا برادرش، مصداق واژه «ابناءَنا»( پسرانمان) در آیه مباهله میباشند.[۲۴] وی همینطور یک کدام از اهل بیت میباشد که آیه پاکسازی درباره آنها نازل گردیده‌است.[۲۵]

امام حسین(ع) بعداز شهیدشدن امام حسن(ع)، با وجود کسانی که از حیث سن بلندمرتبه‌خیس از او بودند، شریف‌ترین شخص از بنی هاشم به شمار می رفت. سازه بر نقل یعقوبی، معاویه بعداز شهیدشدن حسن بن علی به ابن عباس اعلام کرد: از این پس تو سرور فامیل خویش هستی. ابن عباس در جواب بیان کرد: تازمانیکه حسین میباشد، خیر.[۲۶] همینطور گزارش‌هایی از مشاوره بنی‌هاشم با حسین بن علی و ترجیح لحاظ وی بر دیگرافراد وجود دارااست.[۲۷] نقل گردیده‌است که عمرو بن عاص نیز او‌را دوست داستنی‌ترین شخص از زمینیان نزد اهل عرش می‌دانست.[۲۸]

در تمدن شیعه
امام درستگو(ع)
کسی وجود ندارد که آبی رنگ بنوشد و حسین و خاندانش را خاطر نماید و قاتلانش را لعن نماید مگر آنکه آفریدگار صد هزار حسنه برایش بنویسد و صد هزار گناهش را محو نماید و مقامش را صد هزار مرتبه بالا موفقیت و روز قیامت با قلبی مطمئن محشورش نماید.

کلینی، الکافی،‌ ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۳۹۱؛ ابن‌قولویه، بدون نقص الزیارات، ۱۳۵۶ش، ص۱۰۶.

شهید شدن حسین بن علی در حادثه عاشورای سال ۶۱ق باعث شد شخصیت او برای شیعه‌ها و حتی غیرشیعیان بیشتر در بُعد حق‌طلبی، شجاعت و شهیدشدن نمایان شود و دیگر صفات و خصوصیت‌هایی که در احادیث برای وی مذکور، تا اندازه‌ای زیر‌الشعاع قرار گیرد.[۲۹] این رخداد حداقل از آن جهت که اولیه بی‌حرمتی و گزند آشکار به فامیل فرستاده(ص) بود، اثر عمیقی بر تاریخ و تمدن شیعه گذاشت[۳۰] و قیام او را به نشانه ظلم‌ستیزی، موفقیت خون بر چاقو، دستور به دارای شهرت و نهی از منکر، ایثار و فداکاری تبدیل ایجاد کرد.[۳۱]

تاثیرگذاری شهیدشدن امام حسین (ع) تا بدانجا بود که گردآوری‌ای گمان کرده‌اند صورت‌گیری مذهب تشیع بعداز شهیدشدن او فیس داده میباشد.[۳۲] در زمان تاریخ اسلام قیام‌هایی با سر مشق دریافت کردن از قیام امام حسین(ع) صورت گرفته که با شعار یا این که لثارات الحسین بوده میباشد.[۳۳]

ماه‌های محرم و صفر در تمدن شیعه مقام ویژه‌ای داراست و به‌خصوص در روزهای تاسوعا و عاشورا و اربعین حسینی، دسته دین‌های گوناگونی در پاسداشت این مناسبت برپا میگردد.[۳۴] شیعه‌ها به تقلید از پیشوایان فقاهتی، هنگام نوشیدن آب، از تشنگی امام حسین حافظه می‌نمایند و بر وی درود می دهند.[۳۵]

در نگاه اهل سنت
منابع اهل‌سنت روایات فراوانی درباره رده و فضیلت ها حسین بن علی(ع) نقل کرده‌اند.[۳۶] قبلی از احادیث فضائل، جایگاه امام حسین(ع) در یقین مسلمان ها تا حد متعددی برخاسته از آن میباشد که او در منش آفریدگار از جان و فرآورده و نزدیکان خویش سپری شد.[۳۷]

دربین اهل‌سنت دو بینش درباره قیام امام حسین(ع) وجود دارااست: مجموعه‌ای آن را ملامت کرده و اکثری نیز آن را ستوده‌اند. برای مثال معارضان، ابوبکر بن عربی، دانا قرن ششم اهل‌سنت در اندلس میباشد که در صدد شماتت مبادرت حسین(ع) برآمده و گفته میباشد که عموم به سبب ساز شنیدن احادیثی از نبی (درباره نزاع با اشخاصی که بخواهند امت را دور از هم نمایند و نیز بر حذر داشتن از آمدن در فتنه‌ها)، با حسین جنگیدند.[۳۸] ابن‌تیمیه نیز این نظر را دارد مبادرت حسین بن علی(ع) خیر صرفا موجب اصلاح وضع نشد، بلکه به شر و فتنه انجامید.[۳۹]

اقبال لاهوری
تا قیامت انقطاع استبداد کرد
موج خون وی چمن تشکیل داد
مدعایش سلطنت بودی در‌حالتی که
خویش نکردی با اینگونه سامان مهاجرت
سر قرآن از حسین آموختیم
زآتش وی شعله‌ها افروختیم[۴۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:45


جایگاه شخصیتی و علمی
کتاب ها رجالی و تفصیل حالا‌نویسانی که به زندگانی کلینی پرداخته‌اند از او با عنا وین ابوجعفر، محمد بن یعقوب، ابن اسحاق، ثقة الاسلام، رازی، بغدادی، سِلسِلی[یادداشت ۳] مذکور‌اند.[۱۵] آن چه در ذکر رده شخصیتی و علمی کلینی در کتاب ها تراجم و تاریخ آمده میباشد همگان از موافق و مخالف، از فضل و ادب و عظمت رده او حافظه کرده‌اند.[۱۶] با دقت به آوازه و شهرت کلینی، شیعه و سنی در فتاوا به وی روی آوردند و او را به «ثقه الاسلام» ملقب ساختند.[۱۷] به سبب ساز زهد، دانش و فضیلت وی، عموم در رفع ایرادات فقاهتی و دریافت کردن فتوا به او مراجعه تشریفات مشهد می‌کردند.[۱۸]

روحانی طوسی با تفسیرِ دانشمندی جلیل القدر، فقیه به ماجرا[۱۹]، ثقه و فقید به خبر‌ها از کلینی حافظه می‌نماید.[۲۰] نجاشی دانشمند رجالی شیعه اورا روحانی و پیشوای شیعه در «ری» در حین خود و موثق‌ترین آنان در حدیث و ضبط آن معرفی می‌نماید.[۲۱] عالمان شیعی دیگر نظیر ابن شهرآشوب[۲۲]، علامه حلی[۲۳]، ابن داوود حلی[۲۴]، تفرشی[۲۵]، اردبیلی[۲۶] و سید ابوالقاسم خویی[۲۷] نیز تعابیر و کلمات روحانی طوسی و نجاشی را تأیید کرده‌اند. سید بن طاووس، وثاقت و ودیعت او‌را در نقل حدیث آیتم واقعه همگان میداند.[۲۸]

ابن اثیر از مورّخان اهل سنت، کلینی را در زمره بزرگان و علمای امامیه می‌شمارد.[۲۹] ذهبی، کلینی را روضه خوان شیعه، فقیه امامیه و مالک تألیفات معرفی می‌نماید.[۳۰] ابن حجر عسقلانی و ابن ماکولا، کلینی را از فقها و نویسندگان مذهب شیعه معرفی کرده‌اند.[۳۱] ابن عساکر هم در کتاب خود از او با بزرگی خاطر می‌نماید.[۳۲]

به دلیل عنایت وجایگاه کلینی در فرهنگ وتمدن شیعه به مناسبت یک هزار و صدمین سال وفات وی تمبر یابودی تکثیر یافت.[۳۳]


تمبر یادبود کلینی
اثر ها و تألیفات

کتاب الکافی
یک کدام از مهمترین اثر ها کلینی، کتاب کافی میباشد. به گفته‌ی روحانی اثرگذار و علامه مجلسی این کتاب، جامع‌ترین و برگزیدگان کتاب از کتاب ها اربعه میباشد.[۳۴] [۳۵] کتاب کافی در سه نصیب اصول، فروع و نوحه تألیف شد‌ه‌است. سعی کلینی بر آن بوده تا روایات الکافی را بر پایه ی عدم مخالفت با قرآن و موافقت با اجماع عده‌آوری نماید.[۳۶] از حیث سید بن طاووس، کلینی به باعث رابطه با اصحاب ائمه و دسترسی به اصول اربعمأة احادیث این کتاب را با کمترین واسطه نقل نموده است.[۳۷] گروهی از عالمان شیعه معتقد به درستی همگی احادیث آن بوده‌اند و در مقابل گروهی از عالمان شیعه وجود روایات ضعیف در کافی را قبول دارا‌هستند.[۳۸]
محمد بن یعقوب کلینی افزون بر «کافی» دارنده اثرها دیگری نیز بوده که مقام علمی او‌را در غیر از دانش حدیث آشکار می‌سازد. برخی از این کتاب ها عبارتند از:

الرد علی القرامطه که در رد عقاید التقاطی قرمطیان نگاشته شد.
رسائل الائمه(ع)
تعبیرالرؤیا
کتاب الرجال
ما قیل فی الائمه(ع) اینجانب الشعر
الزی و التجمل
الدواجن و الرواجن
الوسائل
ادب القرآن[۳۹] [۴۰] [۴۱]
شاگردان و راویان
در بین شاگردان و عده ای که از کلینی نقل ماجرا کرده‌اند نیز شماری از بزرگان شیعه قرار دارا هستند:

ابوعبدالله احمد بن ابراهیم دارای اسم و رسم به ابن ابی رافع صیمری
ابوالقاسم جعفر ابن قولویه صاحب و مالک کتاب «بدون نقص الزیارات»
ابومحمد هارون بن موسی تلعبکری
ابوغالب احمد بن محمد زراری
محمد بن علی ماجیلویه قمی
ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر
ابوعبدالله محمد بن احمد بن قضاعه صفوانی.[۴۲]
بزرگداشت
همایش بزرگداشت روضه خوان کلینی اردیبهشت ماه‌ سال ۱۳۸۸ش در ری برگزار شد. مقاله ها ارائه گردیده در‌این همایش در مقر قانونی موسسه دارالحدیث و برنامه «گروه اثرها ثقه الاسلام کلینی» ارائه گردیده‌است.[۴۳] همینطور راس کامپیوتری علم ها اسلامی، نرم افزار گروه اثرها ثقةالاسلام کلینی (سلسله بزرگداشت‌ها ۳) را به پیشنهاد مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث تهیه و تنظیم کرد. این موسسه متن بی نقص ۶۷ تیتر کتاب در ۱۹۱ جلد، مشمول: کتاب الکافی، گستردن‌ها، ترجمه‌ها، تعلیقه‌ها، لبه‌های کتاب الکافی، گروه اثرها نشر یافته بوسیله همایش بزرگداشت شخصیت ثقه‌الاسلام کلینی و نیز تصویر بدون نقص ۲۷ ورژن از مهم ترین ورژن‌های خطی کتاب الکافی آن میباشد.[۴۴]

پانویس
قمی، سفینة البحار، ج۲، ص۴۹۵
خوانساری، روضات الجنات، ج۶، ص۱۰۸
کلینی، کافی، پیشگفتار،۱۴۰۷ق، ص۸.
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۷۹
طوسی، تهذیب الاحکام، ۱۳۶۵ش، المشیخة ج۱۰، ص۵۴؛ رجال روحانی، ص ۴۴۳، قمی، الفوائد الرضویه،۱۳۸۵ش، ص ۱۴۹.
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۲۶۴ - ۲۶۷
معلم، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۸، ص۸۰.
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۸.
طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۰ و ۲۱۱.
پرده‌برداری از بارگاه روحانی کلینی
ذهبی، سیر أعلام النبلاء، بی تا، ج۵۱، ص۲۸۰.
ذهبی، سیر أعلام النبلاء، بی تا، ج۵۱، ص۲۸۰.
خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۱۹، ص۵۹
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۶۶ به بعد از آن.
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۲۴ و ۱۲۵
بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۳۲۵
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۲۶۴ - ۲۶۷
استاد، ریحانة الادب، ۱۳۶۹ش، ج۵، ص۷۹
طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۹
طوسی، الفهرست، ۱۴۱۷ق، ص۲۱۰
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۷
ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص۱۳۴
حلی، خلاصه الاقوال، ۱۴۱۷ق، ص۲۴۵
ابن داوود، رجال ابن داوود، ۱۳۹۲ق، ص۱۸۷
تفرشی، انتقاد الرجال، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۳۵۲
اردبیلی، جامع الرواه، ج۲، ص۲۱۸
خویی، معجم الرجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۱۹، ص۵۴
ابن طاووس، کشف المحجه، ۱۳۷۰ق، ص۱۵۹
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۸، ص۳۶۴
ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۱۳ق، ج۱۵، ص۲۸۰
عسقلانی، لسان المیزان، ۱۳۹۰ق، ج۵، ص۴۳۳؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۸۶.
ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۶، ص۲۹۷
رونمایی از تمبر یادبود «ثقة الاسلام کلینی(ره)» در روز بزرگداشت او
اثر گذار، تصحیح الاعتقادات الامامیه، ۱۴۱۴ق، ص۷۰.
مجلسی، مرآة العقول، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۳.
کلینی، الکافی، ۱۳۶۳ش، ج۱، ص۸۹.
سید بن طاووس، کشف المحجة، ۱۳۷۰ق، ص۱۵۹.
سبحانی، کافی کفایت نمیکند، کتاب ماه آئین، ش۱۳۰ و ۱۳۱، ص۶۱-۶۴، به گزارش مـستدرک الوسائل، ج۳، ص۵۳۲.
نجاشی، رجال نجاشی، ۱۴۱۶ق، ص۳۷۷.
طوسی، رجال طوسی، ۱۴۱۵ق، ص۴۲۹.
ابن شهراشوب، معالم العلماء، ص۱۳۴.
غفار، الکلینی و الکافی، ۱۴۱۶ق، ص۱۸۲ به آن‌گاه
منابع مربوط به کنگره ثقة الاسلام کلینی ، مقر آگهی حدیث شیعه.
گروه اثرها ثقه الاسلام کلینی رحمه الله (سلسله بزرگداشت ها 3)، فروشگاه آنلاین نورشاپ.
یادداشت
بحرالعلوم احتمال داده که کلینی بخشی از حیات امام حسن عسکری(ع) را فهم و شعور نموده است. ر.ک به: بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، ۱۳۶۳ش، ج۳، ص۳۳۶. اما آیت الله خویی این نظر را دارد میلاد وی بعد از شهید شدن امام عسکری(ع) و در طول امام فرصت(عج) بوده میباشد.خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۴۱۳ق، ج۱۹، ص۵۸
احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن ادریس قمی، عبدالله بن جعفر حمیری و علی بن ابراهیم قمی از مشایخ واساتید کلینی می‌باشند. [۵]
سلسلی را از آن جهت به او نسبت میدهند که او در «درب السلسله» بنا شده در باب کوفه شهر بغداد ساکن شد. مرتضی زبیدی، تاج العروس، ۱۴۱۴ق، ج۱۸، ص۴۸۲
منابع
منابع مربوط به کنگره ثقة الاسلام کلینی ، مقر آگهی حدیث شیعه.
دسته اثرها ثقه الاسلام کلینی رحمه الله (سلسله بزرگداشت ها 3)، فروشگاه آنلاین نورشاپ.
«رونمایی از تمبر یادبود ثقة الاسلام کلینی(ره) در روز بزرگداشت او»، تاریخ درج مقاله: ۲۶ فروددین ماه ۱۳۸۷ش، تاریخ بازدید: ۲۰ تیر ۱۴۰۲ش.
ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌ دار صادر، ۱۳۸۶ق.
ابن داود حلی، حسن بن علی، رجال ابن داود، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۹۲ق.
ابن شهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، قم، بی‌نا، بی‌تا.
ابن عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، بیروت، دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
ابن ماکولا، اکمال الکمال، بی‌جا،‌ دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
اردبیلی، محمدعلی، جامع الرواة، بی‌جا، مکتبة المحمدی، بی‌تا.
بحرالعلوم، سید محمدمهدی، الفوائد الرجالیة، رسیدگی محمد درستگو بحرالعلوم، طهران، مکتبة الصادق، ۱۳۶۳ش.
تفرشی، محمد بن حسین، انتقاد الرجال، قم، آل البیت، ۱۴۱۸ق.
حلی، حسن بن یوسف، خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال، استیناف جواد قیومی، بی‌جا، انتشار الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات فی اوضاع العلماء و السادات، قم، اسماعیلیان، بی‌تا.
خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، بی‌جا، بی‌نا، ۱۴۱۳ق.
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۳ق.
سید بن طاوس، علی بن موسی، کشف المحجة لثمرة المهجة، نجف، المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۰ق.
طوسی، محمد بن الحسن، رجال الطوسی، تفحص جواد قیومی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۵ق.
طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، رسیدگی جواد قیومی، بی‌جا، تکثیر الفقاهة، ۱۴۱۷ق.
عسقلانی، ابن حجر، لسان المیزان، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۳۹۰ق.
غفار، عبدالله الرسول، الکلینی و الکافی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
قمی، روضه خوان عباس، سفینة البحار، قم، اسوه، بی‌تا.
مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول فی تفصیل خبر ها آل الرسول، طهران،‌دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش.
معلم، محمدعلی، ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیة وی اللقب، طهران، خیام، ۱۳۶۹ش.
مرتضی زبیدی، محمد بن محمد، تاج العروس اینجانب جواهر القاموس، دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۴ق.
اثرگذار، محمد بن نعمان، تصحیح اعتقادات الامامیه، بیروت، دارالمفید، ۱۴۱۴ق.
نجاشی، احمد بن علی، رجال النجاشی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۶ق.
لینک و پیوند به خارج

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 166
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 163
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 331
  • بازدید ماه : 472
  • بازدید سال : 3347
  • بازدید کلی : 44488
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی