رجوع به کشورایران
بهشتی در ۱۳۴۹ش، از آلمان به کشور ایران آمد و ساواک بازدارنده رجوع او به آلمان شد. در مسافت سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ش، بهشتی در طهران و قم به شغلهای علمی و آموزشی و اداره جلسات آموزشی و تبلیغی برای طلاب و جوان ها دانشگاهی پرداخت و ذهن ها خویش را از این روش در جامعه اشاعه تشریفات مشهد کرد.[مستلزم منبع]
به عنوان مثال کارهای اصلی او دراین عصر، حضور مؤثر در نصیب نرمافزارریزی درس تعلیمات شرعی وزارت نظام آموزشی و شرکت کردن با روحانیون دیگر مانند شهید پزشک معالج محمد جواد باهنر، علی گلزاده غفوری و سید رضا برقعی در تألیف کتابهای درس فقاهتی و قرآن مدرسه های سراسر سرزمین بود. این کتابها در شناخت کلان جوان ها آن زمان با اسلام و ساخت و ساز موضوعهای اعتقادی برای انقلاب اسلامی در ذهن آن ها مؤثر بود. در ۱۳۵۴ش، ساواک اورا بازداشت و بازه کوتاهی زندانی کرد.[۱۰]
جامعه روحانیت اهل مبارزه طهران
با نقط ی اوج گیری مبارزات ملت جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۶ش، کارهای بهشتی رنگ سیاسی بیشتری گرفت و قدرت و تجارب او در سازماندهی، رئیس و جذب نیروهای وفادار به ظهور رسید. مثلا اول اقدامات او همیاری در ساخت و ساز تشکلی به اسم «جامعه روحانیت جنگ جو طهران» در فصل پاییز ۱۳۵۷ش بود که خویش نیز در هسته مرکزی آن عضویت داشت.[مستلزم منبع] جامعه روحانیت جنگجو با سفارش عبدالمجید معادیخواه و موافقت سید محمد حسینی بهشتی در روزهای قبل از موفقیت انقلاب اسلامی تحصنی در دانش کده طهران را برای سرعت بخشیدن به فرایند انقلاب و تحقق مطالبات رئیس کرد.[۱۱]
شورای انقلاب
از راست: شهید سید محمد بهشتی، سید عبدالحمید مولانا، مصطفی مسجد کاملی، سید روح الله خمینی، سید علی حسینی خامنه ای، حسن سعید تهرانی
اندکی آن گاه «شورای انقلاب» به فرمان امام خمینی تشکیل شد و بهشتی در شمار اولیه اشخاصی بود که امام خمینی اورا به عضویت این شورا تعیین کرد.[۱۲]
در فصلپاییز و فصل زمستان ۱۳۵۷ش بهشتی نقش بسیار مؤثری در هدایت و سازماندهی مبارزات اسلامی عموم کشورایران به رهبری امام خمینی داشت و عملها و ارتباط ها وی با دیگر افراد دراین روزها به شدت زیر حفظ ساواک بود.[۱۳] او در برگزاری راهپیمایی پر اسم و رسم تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ش در طهران و شهرستانها فعال بود.[۱۴] هم چنان در راهپیمایی ۱۶ شهریور که قبل از واقعه آدینه سیاه (۱۷ شهریور) بود حضور بدون شوخی داشت و نماز جماعت آن روز به امامت وی برگزار شد. [۱۵]
پس از برد انقلاب اسلامی
پس از موفقیت انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، بهشتی یاور با سید علی خامنهای، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» را اعلام داشت کهدرنگ آن از مدتی پیش در ذهن وی و یارانش جوانه زده بود.[۱۶] این حزب آیتم استقبال عوام مردم انقلابی و متدین قرار گرفت و بهشتی که دبیرکل حزب بود، آن را کانون کارهای سیاسی و انقلابی خویش قرار بخشید و به گفته آیت الله خامنهای «در لحظه لحظه قدمت پرماجرای این حزب از همگی اخلاص و حلم و حکمت و تدبیر و هوش خدادادی چهت نیل به آرمانهای حزب که به عبارتی مقصودهای انقلاب اسلامی میباشد فایده میگرفت».[۱۷]او هم چنان مدتی در سال ۱۳۵۹ش. یک روز در هفته با هماهنگی دفتر کار تبلیغات امام، دفتر کار تبلیغات اسلامی امروز در عده متعددی از طلاب و فضلای حوزه علیمه قم مالکیت در اسلام را درس دادن میکرد.[مستلزم منبع]
شرکت کردن در تدوین قانون اساسی ایران
بهشتی در برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و تدوین قانون اساسی کشور نقشی مؤثری داشت. وی که خویش در آن مجلس به نمایندگی از عموم طهران عضویت داشت، از سوی نمایندگان تحت عنوان نایب مدیریت آن مجلس تعیین شوید و عملاً اداره آن را بر ذمه گرفت و در تهیه قانون اساسی کشور کشور ایران و ثبت آن کارایی و تأثیر بسیار داشت.[۱۸]
مدیر دیوان بهتر مرزو بوم
دیدار سید محمد بهشتی و دیگر مسئولان قضایی کشور ایران با امام خمینی.[۱۹]
در ۱۳۵۸ش امام خمینی اورا به سر کردگی دیوانبهتر مملکت تعیین کرد؛ او وظیفه «ساخت و ساز تشکیلات نوین قضایی بر پایه ی تعالیم مقدس اسلام... و تدوین لوایح قضایی نو کشور ایران» را برعهده گرفت.[۲۰]
نقش مفید در صورتگیری نظام جمهوری اسلامی
بهشتی در زمان نسبتاً کوتاه در بین برد انقلاب اسلامی تا مجال شهیدشدن، با تفکر و سعی بیوقفه درصدد تهیه و تنظیم و تدوین حمایت کنندههای نظری و رسمی برای نظام کشور ایران و نیز تشکیل و تأسیس موادسازنده اساسی حکومت اسلامی بود. دراین زمان میمی بایست اورا از مشهورترین فیسهای معتقد و مدافع درنگهای امام خمینی دانست.
سید محمد حسینی بهشتی:
قرآنی كه سرتاسرش دعوت به تفكر و درنگ و ژرف اندیشی می كند و میگوید عقلت را به كار بیانداز تا بفهمی محمد(ص) بر حق میباشد. آیا میشود اذعان کرد قرآن آمده تا بر پیشانی عقل داغ فسخ بزند؟ ابداً می گردد این را تصور كرد؟ پس خیلی پرنور میباشد كه وحی برای از میدان به در كردن عقل و تامل وجود ندارد
منبع : پیامبری از نگاهی دیگر، ص۱۹۱
او تحقق اسلام را در جامعه در گرو تحقق مفاهیم بنیادینی از قبیل استقلال، عدل و داد، آزادی و شرکت کردن عموم در کارها سیاسی و شغلهای اقتصادی میدانست. داشتن اینگونه بینشی سبب ساز گردیده بود تا بر جدا احاطه بیگانگان از مملکت و بایستگی استقرار و استقلال قوه قضاییه و تعدیل گنج در جامعه از روش توسعه و گسترش مالکیتهای تعاونی و تقویت کمپانیهای تعاونی و مداقه عملهای سیاسی در پوسته احزاب و همفکری در پوسته شوراها تأکید بلیغ داشته باشد.[۲۱]
بهشتی در جذب نیروهای جوان به شغلهای سیاسی و اجتماعی و تشویق آنها به سازندگی مملکت بضاعت و توان قابل مراعاتای داشت و از این شیوه به «کادرسازی» برای ایران میپرداخت. «جهاد سازندگی» و سازمانهای شبیه آن، به همین جهت، از دفاع و رئیس او فایدهمند میشدند.[۲۲]
تشییع سید محمد بهشتی در طهران.[۲۳]
بهشتی در کنار دانایی از معارف اسلامی، با وجوهی از فکرهای غربی نیز شناخت داشت و سخنوری توانمند و تالیف کنندهای خوش مداد بود. وی صاحب و مالک رخای جالب و قامتی بلند و حسن خلقی آمیخته با رأفت و بخشندگی و دارنده سعه صدر و انصاف و بهره مند از شکیبایی و وقار بود. روحیهای با نشاط و امیدوار داشت و در نظم و انضباط و مدیر مثال بود و به برگزاری نماز در اولیه وقت تقید خاصی داشت.[۲۴]او اعتقادوباور داشت با لاف کسی به رویکرد راست هدایت نمیشود و همان طور که اسلام گفته بشر از مجرای لاف به مقصود راست نمیرسد. [۲۵] تیم این امتیازات، به عبارتیطور که اورا در راس اعتنا جمع عموم متدین و مردم نیروهای طرفدار انقلاب اسلامی قرار داده بود، او را آماج دشمنیها و افتراهای تمامی افراد و تیمهایی ایجاد کرد که اورا مانعی بر راز رویه خویش میدیدند. دامنه پهناور دشمنی و مخالفت با او و کثرت بهتانهایی که بر وی، مخصوصاً بعد از موفقیت انقلاب، وارد شد و طاقت و بی سروصدا او در قبال این دشمنیها حیرتآور میباشد.
شهید شدن
نوشتهعلمیٔ اساسی: انفجار دفتر کار حزب جمهوری اسلامی
بهشتی در ۷ تیر سال سال ۱۳۶۰ش، در محل کار حزب جمهوری اسلامی همپا با تودهای از همفکرانش بر تاثیر انفجار بمب به شهیدشدن رسید. مسئولیت این بمب گذاری را سازمان تروریستی موسوم به سازمان مجاهدین خلق و خوی کشورایران بر ذمه گرفت. پیکر او بعداز تشییع در طهران در فردوس زهرا به خاک ودیعه شد. در اعلامیه امام خمینی به مناسبت شهید شدن بهشتی و یاران وی آمده میباشد: «بهشتی... مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار دیده معاندان اسلام بود».[۲۶]
رجوع به کشورایران
بهشتی در ۱۳۴۹ش، از آلمان به کشور ایران آمد و ساواک بازدارنده رجوع او به آلمان شد. در مسافت سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ش، بهشتی در طهران و قم به شغلهای علمی و آموزشی و اداره جلسات آموزشی و تبلیغی برای طلاب و جوان ها دانشگاهی پرداخت و ذهن ها خویش را از این روش در جامعه اشاعه تشریفات مشهد کرد.[مستلزم منبع]
به عنوان مثال کارهای اصلی او دراین عصر، حضور مؤثر در نصیب نرمافزارریزی درس تعلیمات شرعی وزارت نظام آموزشی و شرکت کردن با روحانیون دیگر مانند شهید پزشک معالج محمد جواد باهنر، علی گلزاده غفوری و سید رضا برقعی در تألیف کتابهای درس فقاهتی و قرآن مدرسه های سراسر سرزمین بود. این کتابها در شناخت کلان جوان ها آن زمان با اسلام و ساخت و ساز موضوعهای اعتقادی برای انقلاب اسلامی در ذهن آن ها مؤثر بود. در ۱۳۵۴ش، ساواک اورا بازداشت و بازه کوتاهی زندانی کرد.[۱۰]
جامعه روحانیت اهل مبارزه طهران
با نقط ی اوج گیری مبارزات ملت جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در ۱۳۵۶ش، کارهای بهشتی رنگ سیاسی بیشتری گرفت و قدرت و تجارب او در سازماندهی، رئیس و جذب نیروهای وفادار به ظهور رسید. مثلا اول اقدامات او همیاری در ساخت و ساز تشکلی به اسم «جامعه روحانیت جنگ جو طهران» در فصل پاییز ۱۳۵۷ش بود که خویش نیز در هسته مرکزی آن عضویت داشت.[مستلزم منبع] جامعه روحانیت جنگجو با سفارش عبدالمجید معادیخواه و موافقت سید محمد حسینی بهشتی در روزهای قبل از موفقیت انقلاب اسلامی تحصنی در دانش کده طهران را برای سرعت بخشیدن به فرایند انقلاب و تحقق مطالبات رئیس کرد.[۱۱]
شورای انقلاب
از راست: شهید سید محمد بهشتی، سید عبدالحمید مولانا، مصطفی مسجد کاملی، سید روح الله خمینی، سید علی حسینی خامنه ای، حسن سعید تهرانی
اندکی آن گاه «شورای انقلاب» به فرمان امام خمینی تشکیل شد و بهشتی در شمار اولیه اشخاصی بود که امام خمینی اورا به عضویت این شورا تعیین کرد.[۱۲]
در فصلپاییز و فصل زمستان ۱۳۵۷ش بهشتی نقش بسیار مؤثری در هدایت و سازماندهی مبارزات اسلامی عموم کشورایران به رهبری امام خمینی داشت و عملها و ارتباط ها وی با دیگر افراد دراین روزها به شدت زیر حفظ ساواک بود.[۱۳] او در برگزاری راهپیمایی پر اسم و رسم تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ش در طهران و شهرستانها فعال بود.[۱۴] هم چنان در راهپیمایی ۱۶ شهریور که قبل از واقعه آدینه سیاه (۱۷ شهریور) بود حضور بدون شوخی داشت و نماز جماعت آن روز به امامت وی برگزار شد. [۱۵]
پس از برد انقلاب اسلامی
پس از موفقیت انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، بهشتی یاور با سید علی خامنهای، موسوی اردبیلی، هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» را اعلام داشت کهدرنگ آن از مدتی پیش در ذهن وی و یارانش جوانه زده بود.[۱۶] این حزب آیتم استقبال عوام مردم انقلابی و متدین قرار گرفت و بهشتی که دبیرکل حزب بود، آن را کانون کارهای سیاسی و انقلابی خویش قرار بخشید و به گفته آیت الله خامنهای «در لحظه لحظه قدمت پرماجرای این حزب از همگی اخلاص و حلم و حکمت و تدبیر و هوش خدادادی چهت نیل به آرمانهای حزب که به عبارتی مقصودهای انقلاب اسلامی میباشد فایده میگرفت».[۱۷]او هم چنان مدتی در سال ۱۳۵۹ش. یک روز در هفته با هماهنگی دفتر کار تبلیغات امام، دفتر کار تبلیغات اسلامی امروز در عده متعددی از طلاب و فضلای حوزه علیمه قم مالکیت در اسلام را درس دادن میکرد.[مستلزم منبع]
شرکت کردن در تدوین قانون اساسی ایران
بهشتی در برگزاری انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی کشور و تدوین قانون اساسی کشور نقشی مؤثری داشت. وی که خویش در آن مجلس به نمایندگی از عموم طهران عضویت داشت، از سوی نمایندگان تحت عنوان نایب مدیریت آن مجلس تعیین شوید و عملاً اداره آن را بر ذمه گرفت و در تهیه قانون اساسی کشور کشور ایران و ثبت آن کارایی و تأثیر بسیار داشت.[۱۸]
مدیر دیوان بهتر مرزو بوم
دیدار سید محمد بهشتی و دیگر مسئولان قضایی کشور ایران با امام خمینی.[۱۹]
در ۱۳۵۸ش امام خمینی اورا به سر کردگی دیوانبهتر مملکت تعیین کرد؛ او وظیفه «ساخت و ساز تشکیلات نوین قضایی بر پایه ی تعالیم مقدس اسلام... و تدوین لوایح قضایی نو کشور ایران» را برعهده گرفت.[۲۰]
نقش مفید در صورتگیری نظام جمهوری اسلامی
بهشتی در زمان نسبتاً کوتاه در بین برد انقلاب اسلامی تا مجال شهیدشدن، با تفکر و سعی بیوقفه درصدد تهیه و تنظیم و تدوین حمایت کنندههای نظری و رسمی برای نظام کشور ایران و نیز تشکیل و تأسیس موادسازنده اساسی حکومت اسلامی بود. دراین زمان میمی بایست اورا از مشهورترین فیسهای معتقد و مدافع درنگهای امام خمینی دانست.
سید محمد حسینی بهشتی:
قرآنی كه سرتاسرش دعوت به تفكر و درنگ و ژرف اندیشی می كند و میگوید عقلت را به كار بیانداز تا بفهمی محمد(ص) بر حق میباشد. آیا میشود اذعان کرد قرآن آمده تا بر پیشانی عقل داغ فسخ بزند؟ ابداً می گردد این را تصور كرد؟ پس خیلی پرنور میباشد كه وحی برای از میدان به در كردن عقل و تامل وجود ندارد
منبع : پیامبری از نگاهی دیگر، ص۱۹۱
او تحقق اسلام را در جامعه در گرو تحقق مفاهیم بنیادینی از قبیل استقلال، عدل و داد، آزادی و شرکت کردن عموم در کارها سیاسی و شغلهای اقتصادی میدانست. داشتن اینگونه بینشی سبب ساز گردیده بود تا بر جدا احاطه بیگانگان از مملکت و بایستگی استقرار و استقلال قوه قضاییه و تعدیل گنج در جامعه از روش توسعه و گسترش مالکیتهای تعاونی و تقویت کمپانیهای تعاونی و مداقه عملهای سیاسی در پوسته احزاب و همفکری در پوسته شوراها تأکید بلیغ داشته باشد.[۲۱]
بهشتی در جذب نیروهای جوان به شغلهای سیاسی و اجتماعی و تشویق آنها به سازندگی مملکت بضاعت و توان قابل مراعاتای داشت و از این شیوه به «کادرسازی» برای ایران میپرداخت. «جهاد سازندگی» و سازمانهای شبیه آن، به همین جهت، از دفاع و رئیس او فایدهمند میشدند.[۲۲]
تشییع سید محمد بهشتی در طهران.[۲۳]
بهشتی در کنار دانایی از معارف اسلامی، با وجوهی از فکرهای غربی نیز شناخت داشت و سخنوری توانمند و تالیف کنندهای خوش مداد بود. وی صاحب و مالک رخای جالب و قامتی بلند و حسن خلقی آمیخته با رأفت و بخشندگی و دارنده سعه صدر و انصاف و بهره مند از شکیبایی و وقار بود. روحیهای با نشاط و امیدوار داشت و در نظم و انضباط و مدیر مثال بود و به برگزاری نماز در اولیه وقت تقید خاصی داشت.[۲۴]او اعتقادوباور داشت با لاف کسی به رویکرد راست هدایت نمیشود و همان طور که اسلام گفته بشر از مجرای لاف به مقصود راست نمیرسد. [۲۵] تیم این امتیازات، به عبارتیطور که اورا در راس اعتنا جمع عموم متدین و مردم نیروهای طرفدار انقلاب اسلامی قرار داده بود، او را آماج دشمنیها و افتراهای تمامی افراد و تیمهایی ایجاد کرد که اورا مانعی بر راز رویه خویش میدیدند. دامنه پهناور دشمنی و مخالفت با او و کثرت بهتانهایی که بر وی، مخصوصاً بعد از موفقیت انقلاب، وارد شد و طاقت و بی سروصدا او در قبال این دشمنیها حیرتآور میباشد.
شهید شدن
نوشتهعلمیٔ اساسی: انفجار دفتر کار حزب جمهوری اسلامی
بهشتی در ۷ تیر سال سال ۱۳۶۰ش، در محل کار حزب جمهوری اسلامی همپا با تودهای از همفکرانش بر تاثیر انفجار بمب به شهیدشدن رسید. مسئولیت این بمب گذاری را سازمان تروریستی موسوم به سازمان مجاهدین خلق و خوی کشورایران بر ذمه گرفت. پیکر او بعداز تشییع در طهران در فردوس زهرا به خاک ودیعه شد. در اعلامیه امام خمینی به مناسبت شهید شدن بهشتی و یاران وی آمده میباشد: «بهشتی... مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار دیده معاندان اسلام بود».[۲۶]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟