loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 20
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:40


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) دارای اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، دانا، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و تالیف کننده کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء میباشد. روضه خوان حر عاملی وی را جامع تمامی‌ی نیکی‌ها در دانش، آرامش، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و بعضی هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم اورا سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت تشریفات مشهد می دانند.

کسانی اورا اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعداز زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعد از مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن سرگرم شد و عاقبت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا پایان قدمت در آنجا ماند.

وی پیش استادانی همانند روحانی طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید دستیابی دانش کرد و شاگردانی برای مثال؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضی از محققین، او سرنوشت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک ودیعه شد.

تولد و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق دیده به جهان گشود.[۱] توده‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند تولد او در مازندران بوده میباشد، [۳] البته بعضا قائل‌ به تولد او در بغداد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد اورا شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روحانی طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از محققان شیعه معرفی گردیده است.[۶]

سفرها
او در ادامه زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن درگیر شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعداز مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] در‌این مهاجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او قصه شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن فرصت مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه ها بود. او تا پایان قدمت در حلب ماند.[۱۱]

رده علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روضه خوان عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل ذکر شده میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روضه خوان علی (پدرش)
فتال نیشابوری صاحب و مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی مالک تعبیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری مالک تعبیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی دارای شهرت به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی مشهور به ابن‌زهره
روضه خوان الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روحانی یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثر ها
بعضی از اثرها ابن شهر آشوب به‌این قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:19


مُلّا عَبْدُالرّزاق علی بن حسین لاهیجی معروف به فَیّاض(درگذشت:۱۰۷۲ ق) از متکلمان مسلمان و شیعه، مالک تالیفاتی زیرا گوهر منظور، سرمایه ایمان و شوارق الالهام. اگرچه وی دانش آموز و داماد ملاصدرا بوده میباشد، ولی زیر تأثیر پندار فلسفه مشاء و ابن سینا میباشد. کتاب‌‎های کلامی وی، رنگ و بوی فلسفی و عرفانی دارااست. فرزندش حسن از مهمترین شاگردان وی بود. منظومه اشعار فیاض از اثرها اصلی ادبی-عرفانی شمرده میگردد. بیتِ "هر دل که هوای فقید رمز نماید * می بایست گره عشق را گشوده نماید"، مثال‌ای از شعر وی و مفاتیح الاعجاز در تفصیل باغ رمز شبستری از سایر اثرها اوست. مزار عبدالرزاق لاهیجی در قم در اطراف بقعه حضرت معصومه (س) تشریفات مشهد میباشد.

معاش‌طومار
لاهیجی از جهت علمی سرشناس میباشد، البته درباره معاش او اطلاعاتی اندک در چنگ میباشد. مجال و جای میلاد او، معلوم وجود ندارد.[۱] ولی بنابر بعضی نقل‌ها، او در روضه خوان‌انور لاهیجان[۲] یا این که لاهنج[۳] از شهرهای گیلان متولد شد‌ه‌است و بعد از آن در قم اقامت گزیده میباشد.[۴] به جهت اقامت او در قم، بعضی اورا «قمی» خوانده‌اند.[۵]

اقامت در قم
او بیشتر قدمت خویش را در قم سپری نموده است، از برخی اشعار وی برمی‌آید که هجرت‌هایی نیز به نجف، مشهد، تبریز، شیراز و احتمالاً کاشان و اصفهان داشته میباشد.[۶]

همسر
فیاض و نتیجه کاشانی فراگیر و داماد ملاصدرا بودند. در بین فیاض و سود دوستی برقرار بود. وی از نتیجه با احترام خاطر می‌نماید و گاهی با تیتر «بعض افاضل اخواننا الالهیین» اسم می برد.[۷] مرحوم سید محمد باقر خوانساری در «روضات الجنات» علاوه بر گستردن هم اکنون «فیاض» می نویسد: کنیه «سود» و «فیاض» را صدرالدین شیرازی شخصاً به دو محصل و دو داماد خویش بخشید.[۸] همسر فیاض لاهیجی که ام‎‌کلثوم (۱۰۱۹-۱۰۹۰ق) اسم داشت؛[یادداشت ۱] زنی فرهیخته و فاضله بود که علم ها حِپاره ای را نزد بابا و همسرش فراگرفت و گاه در مجالس علما کمپانی می کرد و با آنها مباحثه می کرد.[۹]

فرزندان
میرزا حسن لاهیجی (۱۰۴۵-۱۱۲۱ق) دارای شهرت به کاشفی که تعالی‌ترین فرزند فیاض و وارث مدرسه و جانشین او در درس دادن علم ها عقلی بوده و از او اثرها فلسفی و کلامی مهمی به لهجه فارسی همانند شمع الیقین، آینه آیین و آیینه حکمت بر مکان باقی‌مانده میباشد.
ملامحمدباقر (زنده در ۱۰۸۳ق)؛ حکیم، متکلم و محدث بوده میباشد.[۱۰] در عقلیات طلبه بابا و در نقلیات دانش آموز برادرش میرزا حسن بود.[۱۱] سازه به نقل آقابزرگ طهرانی در سلطان عالم آباد هند مستقر بوده و درس دادن می‌نموده است. کتاب بصائر الدرجات را همانجا ترجمه نموده است.[۱۲]
میرزا ابراهیم؛ مؤلف کتاب القواعد الحکمیة و الکلامیة.[۱۳] از او استحضار دیگری در اختیار وجود ندارد.[۱۴]
وفات
در طی وفات وی نیز اختلاف میباشد. برخی وفاتش را در ۱۰۵۱ق یعنی 1 سال بعد از وفات ملاصدرا می‌دانند.[۱۵] برخی دیگر مانند روحانی آقا تعالی طهرانی، وفات اورا در سال ۱۰۷۲ق بیان کرده، تاریخ نخستین را خطا دانسته‌اند؛ چون از یک سو فیاض گوهر خواسته را به پادشاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ق) اهدا نموده است و طبق حیث در آغاز، پاد شاه عباس 1سال بعداز مرگ حکیم به سلطنت می رسد و در‌این‌حالت‌، اهدای کتاب تحت عنوان پاد شاه، به وی، ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر او سرمایه ایمان را در سال ۱۰۵۷قمری نگاشته میباشد و از این جهت نمی‌قدرت تاریخ ۱۰۵۱ صحیح باشد.[۱۶]او در شهر قم درگذشت و بقعه او در مقبره حضرت معصومه میباشد.[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:26


رغبت غازان خان به تشیع
غازان‌خان با وصال به توان اعلام مسلمانی کرد و امر کرد کلیه مغولان نیز مسلمان شوند. با اینکه وی از اختلاف شیعه و سنی هجران میکرد، مبتنی بر گزارش‌ها و شواهدی تصمیم به اهل بیت و درنگ شیعی داشت[۱۳] البته برای پرهیز از بروز اختلاف، از اظهار آن پرهیز می کرد. بنابر گزارش‌های تاریخی وی به بقاع امامان شیعه علیهم‌السلام استیناف میکرد و به زیارت مشهد امام رضا(ع) میرفت.[۱۴] او همینطور دستورداد نهری حفر نمایند که آب فرات را به کربلا برساند. این نهر سبب ساز آبادانی این ناحیه که پیشتر بیابانی بود شد و زراعت در آن رونق گرفت.[۱۵] وی همینطور مدعا بود در خوابی فرستاده (ص)‌اورا به رعایت احترام و دوستی اهل بیت(ع) پیشنهاد نموده است.[۱۶] غازان همینطور در عصر حکومت خویش به موقعیت سادات بازرسی کرد و امر کرد دارالسیاده‌ها در شهرهای گوناگون ساخت‌و‌ساز خواهد شد.[۱۷] دارالسیاده‌ها جای ‌هایی برای پذیرایی و اسکان سادات بودند و موقوفاتی داشتند که عواید آن را به سادات تشریفات مشهد می‌دادند.

مبنی بر برخی گزارش‌ها وی امرکرد در خطبه‌ها صلوات بر آل محمد نبی خواهد شد و نیز در سکه‌ها اسم امامان درج گردد ولی خواجه رشیدالدین ادب الله، وزیر وی، از این شغل بازدارنده شد و با اعتنا به اینکه بیشتر عموم جمهوری اسلامی ایران سنی مذهب بودند، این شغل را به صلاح ندانست.[۱۸]

تشیع اولجایتو
پسر غازان خان، محمد خربنده یا این که خدابنده ملقب به الجایتو، که پس از بابا جانشین وی شد، به طور رسمی شیعه شد و مدتی برای توسعه و گسترش تشیع در جمهوری اسلامی ایران عملکرد کرد. هر یک سری همت وی برای شیعه کردن دست اندرکاران حکومت با باخت و مخالفت اهل سنت مواجه شد. اولجایتو ابتدا سلطنت خویش مذهب حنفی داشت. در حین وی بازار اختلافات مذهبی گرم بود و در دربار وی مجموعه‌های متفاوت مذهبی حنفی، شافعی و شیعه حضور داشتند. به عنوان مثال یکی وزیران وی خواجه رشیدالدین شافعی بود و وزیر دیگرش سعدالدین ساوجی مذهب تشیع داشت. در‌این روزگار بعضی از علمای شیعه برای مثال تاج الدین آوجی به پادشاه مجاورت شدند. خواجه اصیل الدین طوسی فرزند خواجه نصیر الدین و نیز یکی دست اندرکاران شیعه دربار به اسم ترمتاز از کسانی بودند که در شیعه کردن فرمان روا نقش داشتند.[۱۹] پاد شاه در سال ۷۰۹ به بغداد و آن گاه به حله و کوفه رفت و مشهد امیر المؤمنین (ع) را زیارت کرد. او در حله با علامه حلی دیدار کرد و ذیل اثر دیدار با وی به صورت قانونی شیعه شد.[۲۰]

اولجایتو پس از تایید تشیع، دستور اعطا کرد اسم خلفا را از خطبه بیاندازند و اسم امامان را بر سکه ضرب نمایند و حی علی نه العمل را به اذان بیافزایند. به‌دنبال هواخواهی اولجایتو از تشیع، عمل علمای شیعه در جمهوری اسلامی ایران ارتقاء یافت و شهر سلطانیه از مرکز ها تجمع علمای شیعه شد. فخر المحققین فرزند علامه حلی و شمس الدین محمد آملی برای مثال علمایی بودند که به سلطانیه آمدند. اولجایتو دستور بخشید مقامات حکومتی نیز مذهب تشیع را بپذیرند و بعد از آن امرکرد عوام مردم شیعه شوند.[۲۱]

تایید تشیع در شهرهای متعدد با مخالفت‌هایی از سوی عموم روبرو شد و برخی از علمای اهل سنت و قضات شهر نیز از دستور اولجایتو دوری کردند. معارضان سعد الدین ساوجی نیز به بدگویی از وی نزد فرمانروا پرداختند که دست انتها به کشته شدن وی انجامید. چندی آن‌گاه تاج الدین آوجی نیز گزینه خشم فرمانروا قرار گرفت. بدینسان وقتی که پاد شاه با مخالفت اهل سنت روبرو شد از سختگیری برای ترویج تشیع دست برداشت و مجدد امرکرد اسم خلفا را در خطبه ببرند.[۲۲] با این درحال حاضر خویش وی شیعه باقی ماند البته فرزندش ابو سعید به مذهب اهل سنت بود.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:13


مهاجرت به کشور‌ایران
به نقل کتاب تاریخ قم، درباره انگیزه هجرت اشعریان به کشور ایران سه گزارش تشریفات مشهد وجود داراست:

مبنی بر بعضا احادیث به جهت سوابق همیاری اشعریان با امام علی(ع) و کمپانی آن‌ها در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی استدلال خلیفه بر عراق، بر وی دشوار گرفت. او محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد ولی محمد در کوفه محو شد، حجاج بر وی دست یافت و به قتل رساند.[۲۶] پس از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه بیرون شدند.[۲۷]

برخی احادیث تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به کمپانی آن ها در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانسته‌اند. حجاج بعداز به زانودرآوردن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و صرفا سه روز به آن‌ها مجال اعطا کرد تا کوفه را سوراخ نمایند و امرکرد بعداز سه روز هر که از آل سائب بن صاحب و مالک را یافتند، بکشند.[۲۸]

داستان دیگری درباره انگیزه کوچ اشعریان به جمهوری اسلامی ایران وجود داراست و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان اهل ایران میباشد که در زمین‌های وی فعالیت می‌کردند. مبتنی بر این ماجرا، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق به‌این ادله به زندان افکند و آن‌گاه او‌را به میانجی گری برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم به چنگ آوردن مجدد حجاج بر برادرش میترسید مسافرت از کوفه را راه‌حل فعالیت دانست.

به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن صاحب و مالک نیز به آنها پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا خانه گزیدند،[۲۹] بنابراین تک تک فرزندان صاحب بن عامر به سوی جمهوری اسلامی ایران مسافرت کردند، آنها و عده ای از خدمتگزاران، تکان نموده و در راءس آن ها عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۰] بعداز مدتی اقوام و قبیله اشعریان به قم مسافرت کردند.[۳۱][۳۲]

برهان تعیین قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، آورده شده قم را جدشان صاحب بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه‌ خوی خیر داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن ناحیه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه بازگشت، جریان دیلیمان و همسایه طخرود را با فرزندان خویش بین گذاشت، همین دستور سبب عزیمت آن ها بدین نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۴]

مبتنی بر برخی گزارش‌ها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد مهاجرت به بخشها دیگر برای مثال اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ البته به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (مراد شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی راءس جمهوری اسلامی ایران جنبش کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین مجال دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به یاری تسلط محلی آمده و دیلمیان را ناکامی دادند. بعداز این رخداد بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]

اشعریان در قم
با ارتقا جمعیت اشعریان و در ادامه آن ارتقا نفوذ و اقتدار اشعریان در قم، اختلافاتی در بین آن‌ها و بومیان شهر ساخت شد. مولف تاریخ قم ادله این اختلافات را بدرفتاری و نقض عهدوپیمان بومیان دانسته میباشد. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنان‌را کشتند.[۳۶]

اشعریان در توسعه و گسترش و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای متفرق بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۷] از همین روست که بعضا منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می دهند.[۳۸][۳۹] ولی مسلم میباشد که اشعریان قم را با‌گاز پیشرفت دادند، و آن را از اصفهان غیر وابسته نموده و به طور شهری غیر وابسته در آوردند و بر عنایت آنها اضافه کردند،[۴۰] ورود اشعریان به قم سبب ساز نفوذ و توسعه و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.

توان و سیطره نفوذ
با سعی اشعریان، قم که آغاز از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج می‌گرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۱] قمی‌ها با اعتنا به‌این که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به باطن شهر قم پرهیز می‌کردند،و خویش از بین خویش قاضیانی برای قضاوت برمی‌گزیدند.[۴۲] هنگامی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه تحت عنوان حکم دهنده به سوی آنها آمد، عموم به استقبال وی رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۳] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز ذیل سیطره خویش در آورده بودند.[۴۴] و حتی برخی قزوین را هم جزء ناحیه زیر نفوذ آن ها دانسته‌اند.[۴۵]

اظهار تشیع
در‌صورتی‌که چه اشعریان از فرصت عامر بن صاحب و مالک به اهل بیت رغبت داشتند، البته اولی هر که این نظریه را در قم و در زمانه حاکمیت اهل سنت در دنیا اسلام و کشور ایران، علنی تشکیل داد، موسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۶] از آن به آنگاه اشعریان به راحتی درباره مذهب خویش نظریات می‌کردند و در تبلیغ ائمه شیعه کارایی می‌گماشتند.

آن‌ها آشکارا خمس اموال خویش را به ائمه می‌دادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع می‌کردند. جلوگیری از پرداخت خراج سبب ساز برور زد خورد‌های شدید در بین اشعریان و بعضی خلفا شد. مثلا در طی مأمون و معتصم لشکری از سوی برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم رسول شد.[۴۷]

در مقابل،‌ برخی از خلفا نیز کسانی از اشعریان را به حکمرانی قم برمی‌گزیدند؛ مثلا هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم ارسال کرد و پس از او نیز پسرش عامر حکم کننده قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۴۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:41


ملا محمد بن مرتضی بن محمود کاشانی (۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) دارای شهرت به ملا محسن و ملقب به سود کاشانی، فیلسوف، محدث، مفسر و فقید شیعه در قرن یازدهم قمری میباشد. وی نزد عالمانی همانند ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق)، روحانی بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، میرفندرسکی(حدود۹۷۰-۱۰۵۰ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) شاگردی تشریفات مشهد کرد.

نتیجه در موضوعات گوناگون اثر ها اکثری نگاشت که تعبیر صافی، الوافی، مفاتیح الشرایع، المحجة البیضاء و الکلمات المکنونه به ترتیب در تعبیر، حدیث، فقه، خلق و عرفان مهم ترین اثرها وی به شمار می آیند.

سود شیوۀ اخباریان وسط‌رو را در پیش گرفت از این رو ایده ها وی در اکثری مفاد با فقهای قبلی مختلف بود. از مهم ترین آراء خاص وی می‌قدرت به تایید صلاحیت غنا (با شروطی خاص)، مختلف بودن بلوغ نسبت به تکالیف متفاوت و وجوب عینی نماز آدینه اشاره نمود.

اقامۀ نماز آدینه در کاشان و اصفهان از کار‌های سیاسی اجتماعی وی بوده میباشد.

معاش‌طومار
نتیجه در ۱۴ صفر سال ۱۰۰۷ق (مصادف با ۹۷۷ش) در کاشان زاده شد.[۱] قبیله سود از خانواده‌های علمی و معروف شیعه بوده میباشد.[۲] پدرش رضی الدین پادشاه مرتضی (۹۵۰-۱۰۰۹ق)[۳] و مادرش زهرا خاتون (درگذشت: ۱۰۷۱ق)، دختر ضیاء العرفا رازی بود.[۴] جدّ نتیجه، تاج الدین فرمانروا محمود فرزند ملا علی کاشانی، در کاشان مدفون میباشد.

کنیه
اسم سود، محمد بود.[۵] ولی به محسن یا این که محمدمحسن آوازه داشت.[۶] وی داماد ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق) بود و پدرزنش او‌را سود، و داماد دیگرش لاهیجی(درگذشت: ۱۰۷۲ق) را فیاض کنیه اعطا کرد.[۷]

همسر و فرزندان
نتیجه ها وصلت محمدمحسن با زبیده دختر ملاصدرا[۸] پنج فرزند به اسم‌های ذیل بود:

محمد دانش الهدی، تالیف کننده معادن الحکمة
مشخص و معلوم الدین احمد
عَلیّه بانو، لقب وی اُمّ الخیر بوده میباشد
سکینه لقب‌اش اُمّ البِر
سکینه لقب‌اش اُمّ سلمه[۹]تهرانی در طبقات اعلام الشیعه نام او‌را فاطمه و با القابی زیرا فاضلة شاعرة بالفارسية محدثة(اهل فضل و ادب و علم،سراینده شعر به فارسی، محدث) تعریف نموده است. [۱۰]
شغل در حکومت صفوی
نتیجه در کاشان و قمصر، نماز آدینه اقامه میکرد.[۱۱] وی دعوت فرمانروا صفی را برای اقامت در اصفهان نپذیرفت، البته به دعوت سلطان عباس دوم برای اقامه نماز آدینه در مسجد جامع عتیق به اصفهان رفت.[۱۲]

درگذشت

نمای قبر نتیجه کاشانی در کاشان
نتیجه کاشانی در ۲۲ ربیع‌الثانی در ۱۰۹۱ق (مصادف با ۱۰۵۸ش) در کاشان درگذشت و در قبرستانی که در طی حیاتش، زمین آن را وقف نموده بود، به خاک امانت شد.[۱۳] در آبان ۱۳۸۷ش کنگره‌ای در بزرگداشت وی برگزار شوید.[۱۴] [۱۵]

تحصیلات
سود، تحصیلاتش را در کاشان شروع کرد، وی در ۲۰ سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. بعداز آن دو سال در شیراز نزد سید ماجد بن هاشم بحرانی(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌) شاگردی کرد. نتیجه توشه دیگر به اصفهان رجوع و برگشت و در رینگ درس روحانی بهائی حاضر شد. او در مهاجرت حج از روضه خوان محمد نوادۀ شهید ثانی اذن ماجرا اخذ کرد. و بعد از آن در قم نزد ملاصدرا شاگردی کرد و در مراجعت ملاصدار به شیراز او‌را ملازمت نمود و در حدود دو سال در آنجا ماند. صاحب و مالک روضات و سایر افراد بر این باورند که سود در مسافرت در آغاز به شیراز نزد ملاصدرا شاگردی نموده است البته این گفته، با نوشته‌های خویش نتیجه سازگار وجود ندارد.[۱۶] سود سرنوشت به کاشان برگشت و به دستور درس دادن، یاد دادن و نوشتن پرداخت.[۱۷] درباره ادله نامگذاری مکتب فیضیه، به سکونت نتیجه در آن اشاره گردیده است.


سردر و ورودی آرامگاه سود کاشانی
اندیشمندان بخش اعظمی همانند افندی، حر عاملی، میرزا حسین نوری، روحانی عباس قمی، عبدالحسین امینی و... او‌را با کلماتی همانند فیلسوف، حکیم، متکلم، محدث، دانا، شعر سرا، ادیب، دانا، فاضل ستوده‌اند.[۱۸][۱۹]مطهری سود را با عناوینی زیرا حکیم، عارف، محدث و مفسر معرفی کرده و او‌را از مشاهیر علمای شیعه دانسته که قدمت پربرکتی داشته و به کثرت و جودت(نیک بودن) تألیف مشهور میباشد.[۲۰] به یقین مطهری سود کاشانی یک مرد ذوحیاتین میباشد؛ یعنی هم مرد محدّث و دانا میباشد و گاهی در آن فعالیت محدّثی و فقاهتش خیلی هم قشری(اعتنا داشتن صرفا به ظاهر قرآن وحدیث)می گردد، و هم در ضمن مرد حکیم و فیلسوفی میباشد و یک مرد ذوجَنبتین میباشد.[۲۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 26
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:51


همگرایی عموم با فتوا
حکم تحریم تنباکو با پر نمک و هیجان، سرعت و توجه و انضباط بدون نقص از سوی مجموع طبقات عموم به عمل بسته شد[۷۳] و به نشانه همبستگی ملی تبدیل شوید. اشخاصی که چندان پایبند رعایت احکام فقهی نبودند و «در مرئی و منظر خاص و عام مرتکب هر نوع گناه می‌شدند»[۷۴] خارجی مآبان[۷۵]، اقلیت‌های مذهبی[۷۶]، پرسنل و خدمتکاران دربار و آبدارخانۀ فرمان روا[۷۷]، دربا ریان و رجال دولتی[۷۸] و حتی همسران ناصرالدین پاد شاه[۷۹] نیز با التزام بدون نقص فتوای تحریم را رعایت تشریفات مشهد می‌کردند.

حکومت به دنبال رفع تحریم
یک هفته بعد از صدور حکم تحریم، به فرمان ناصرالدین فرمانروا مجلسی از علمای گرانقدر طهران و امین السلطان و رجال حکومتی در خانۀ نایب السلطنه تشکیل شد تا خط مش حلی برای نقطه نهایی دادن به داستان پیدا نمایند. علمای حاضر در گرد هم آیی مشقت بار در قبال دولت ایستادند و به امین السلطان و «اشخاصی که از انگلیسی‌ها باج گرفته‌اند»، حمله کردند.[۸۰] سرنوشت مقرر شد امین السلطان برای کنسل تفاهم نامه بکوشد و علما نیز بعد از کنسل تفاهم نامه تایید صلاحیت مصرف دخانیات را صادر نمایند.[۸۱]

استارت رفع انحصار
حادثه ها آتی آرم اعطا کرد که خواسته امین السلطان کنسل انحصار داخلی بوده میباشد. ظاهراً دولت کشور ایران و نیز دولت انگلستان پی برده بودند که مراقبت تفاهم نامه ممکن وجود ندارد و سماجت بر ادامۀ عمل، دولت کشور‌ایران را مبتلا مخاطره خواهد کرد.[۸۲] پاد شاه و امین السلطان امیدوار بودند که بعداز کنسل انحصار داخلی اوضاع و احوال آهسته گیرد.[۸۳] در ۱۶ جمادی الاول ۱۳۰۹ق/۲۷ آذر ۱۲۷۰ش؛ مجدد مجلسی از دولتیان و علما و بازرگانان تشکیل شد.[۸۴]

امین السلطان بعداز گزارشی مبسوط از کارایی‌ها و مذاکرات خویش، ذکر کرد که انحصار داخلی تنباکو کنسل گردیده است. بعد از آن برای نگهداری انحصار فرنگی هم توجیهاتی ارائه کرد و از علما خواست در مساجد و منابر صریحاً حکم حلیت تنباکو را اعلام نمایند[۸۵]. آشتیانی در جواب ذکر کرد: «مراد ما کوتاه کردن دست فرنگی از کارها مسلمین میباشد و هنوز پای مداخلۀ خارجی میان میباشد».[۸۶] دولتیان ادله کردند که کنسل انحصار فرنگی نیازمند پرداخت غرامتی هنگفت و سوا عهدۀ دولت میباشد.[۸۷]

علما که کنسل حکم تحریم را در عهدۀ میرزای شیرازی می‌دانستند[۸۸]، عاقبت با فشار امین السلطان تلگرافی برای وی ارسال، و اعلام داشتند که امتیاز تنباکو «از آحاد ممالک کشور‌ایران برداشته شد»، و از میرزا خواستند از سلطان سپاس نماید.[۸۹] لحاظ به متن پیچیدگی آمیز تلگراف که ممکن بود میرزای شیرازی را به خطا‌اندازد، علما و اعیان طهران طی گزارشی تفصیل مذاکرات آن گرد هم آیی را با تأکید بر اینکه امتیاز فرنگی هنوز پابرجاست و تلگراف قبل هم از گویش علما و در واقع تحمیلی بوده، به اگاهی میرزای شیرازی رساندند و از او حصول تکلیف کردند.[۹۰]

رفع انحصار داخلی

در به عبارتی روز (۱۶ جمادی الاول/ ۲۷ آذر ۱۲۷۰ش) امین السلطان کنسل انحصار داخلی تنباکو را به سراسر ولایات اگاهی بخشید[۹۱]. از طرف دولت نیز اعلامیه‌ای در‌این باب منتشر شد[۹۲]؛ البته اعلامیه‌ها با استقبال روبه رو نشد و همگان در انتظار امر میرزای شیرازی بودند.[۹۳]

در ۲۳ جمادی الاول اعلامیه‌ای سوای امضا در طهران منتشر شد دربردارنده این مقاله که به حکم آشتیانی(میرزا حسن) درصورتی که تا ۴۸ ساعت امتیاز تنباکو کنسل نشود (تا روز دو شنبه) عموم آمادۀ جهاد شوند.[۹۴]

این دهانزد موجب پر نمک و هیجان نو در عموم، و اضطراب و نگرانی شدید در فرمان روا و امین السلطان و خارجیان مقیم طهران شد.[۹۵] همین وقت (اواخر جمادی الاول ۱۳۰۹) نوشته‌ی علمی‌ای به مداد «یکی علما»[۹۶] در طهران منتشر شد که در آن نسبت به هدف ها و آرزوها بیگانگان، به ویژه «اهل یک محل انگلیس که خیانت و حیل آنان نسبت به هم محلی مصر و هندوستان ظواهر و اشکار شده»، و مقایسۀ کمپانی تنباکو با شرکت هند شرقی که «در بدو ضبط هند به نام کسب و کار، رعایای آنجا را تبعۀ خویش ساختند»، به عموم کشور ایران هشدار داده گردیده بود.[۹۷] بخش اعظمی از عموم بعداز نشر شایعۀ جهاد در ادامه تدارک اسلحه و آذوقه برآمدند.[۹۸]

ورود فرمانروا به جریان
فرمان روا شخصاً طومار‌ای تند به آشتیانی نوشت و او‌را تبهکار به عوام فریبی و سر کردگی طلبی و «اقتباس به مجتهد تبریز و آقا نجفی اصفهانی» کرد. آشتیانی هم در جواب سلطان طومار‌ای سفت نوشت و «مفاسد» مداخلۀ خارجیان را برشمرد و یادآوری کرد که کنسل حکم تحریم جز به دست میرزای شیرازی ممکن وجود ندارد. پادشاه که انتظار چنان پاسخی را نداشت، مجدد در طومار‌ای دلجویانه و عذرخواهانه از او خواست تا قصه را نقطه پایان یافته تلقی نماید و به عموم هم اعلام نماید که «این فعالیت آحاد گردیده و قبلی میباشد». آشتیانی در جواب به نامۀ اخیر خلال قدردانی از ناصرالدین سلطان افزود که عموم جز با کنسل بدون نقص امتیاز آهسته نخواهند گرفت.[۹۹]

تکذیب دهانزد
بعد از ظهر یک‌شنبه ۲۶ جمادی‌الاول، پیرو بالا تصاحب کردن نگرانی‌ها از آنچه که ممکن بود در روز دو‌شنبه صورت دهد، آشتیانی علما و صاحبان منبر و محراب را فراخواند و از آن‌ها خواست در مساجد و منابر این خبرپراکنی را تکذیب، و عموم را ساکت نمایند.[۱۰۰] در ۳۰ جمادی‌الاول، بعداز دو هفته انتظار، تلگراف کوتاهی از میرزای شیرازی رسید که در آن علاوه بر قدردانی از فرمان روا اظهار امیدواری کرده بود که «دست خارجه بالمره از کشور‌ایران کوتاه گردد».[۱۰۱] این پاسخ که به کلی برخلاف تمایل دولت بود، موجب خشم ناصرالدین پادشاه شد.[۱۰۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 54
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:46


امامت
امامت امام سجاد(ع) با شهیدشدن امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری استارت شد و تا فرصت شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا این که سال ۹۵ قمری ادامه داشت. زمان امامت اورا ۳۴ سال گفته‌اند.[۲۶
عبدالله بن زبیر۶۴-۷۳ق تشریفات مشهد (در حجاز)
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴ق
حاکمان مجال امامت امام سجاد (ع)
بنابر روایاتی مصرح در منابع شیعی، امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) میباشد.[۲۷] در روایات گفته شده از نبی(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم اسم امام سجاد(ع) تحت عنوان سید العابدین و تعابیر دیگر دربین امامان آمده میباشد.[۲۸][یادداشت ۱] متکلمان شیعه مانند روحانی اثرگذار، برتری علمی و عملی او بر سایر افراد بعداز پدرش را اول عامل بر امامت او دانسته‌اند.[۳۰]

حاکمان زمان امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، معاویة بن یزید (تعدادی ماه از سال ۶۴ق)، مروان بن حکم (خیر ماه از سال ۶۵ق)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶ق) و ولید بن بنده الملک (۸۶- ۹۶ق).[۳۱]

حادثه کربلا و اسارت
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: رخداد کربلا
مورخان معتقدند امام سجاد(ع) در طی اتفاق کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهید شدن رسیدند، ۲۳ سال داشت.[۳۲] امام در آن روز به شدت مریض بود به سیرتکامل‌ای که در مواقعی که می‌خواستند اورا به قتل برسانند،[۳۳] حمید بن مسلم با بیان کردن این گزاره که وی طفل میباشد و (اورا همین بیماری که دارااست کفایت می‌نماید.) بازدارنده کشتن امام به وسیله سپاهیان شمر بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) شد. براساس گزارش حمیدبن مسلم وی پیوسته در چادر از امام سجاد(ع) حفظ کرده تا بازدارنده کشتن وی گردیده‌است.فَلَم أزَل بِهِم حتّى دَفَعْتُهم عنه[۳۴]

کوفه
بعداز اتفاق کربلا، امام سجاد و اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غُل و جامعه [جامعه، طوق مانندی میباشد که دست‌ها و گردن را با آن به هم می‌بندند] نهادند و زیرا مریض بود و نمی‌توانست خویش را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای اورا بر شکم شتر بستند.[۳۵]

بنابر بعضی گزارش‌ها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبه‌ای نقص‌ نموده است؛ البته اعتنا به وضعیت کوفه و سختگیری و بی‌رحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آن ها، پذیرفتن اینگونه گزارشی را سخت می‌سازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه وی در مسجد اموی دمشق بسیار مشابه میباشد. ازاین‌رو احتمال می‌رود که با سپری شد فرصت راویان واقعه‌ها را با هم آمیخته باشند.[۳۶]

ابن زیاد، امام سجاد(ع) و بقیه اسیران کربلا را در زندان نگهداشت و طومار‌ای به شام نوشت و از یزید دستیابی تکلیف کرد. یزید جواب اعطا کرد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غُل بر گردن بنیان و با اسیران همدم مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد.[۳۷]

امام سجاد(ع):
«حق هر که به تو بدی نماید اینست که بر وی ببخشی. و در حالتی که دانستی که بخشیدن وی بد میباشد، اعطا کرد خویش را از وی بگیری. خدای -بلندمرتبه و بلندمرتبه- گوید بر هر کس بدو ستم رسیده باشد و دادخواهی نماید گناهی وجود ندارد.»

شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۷.

شام
نوشته ی علمی‌های مهم: خطبه امام سجاد (ع) در شام و خطبه امام سجاد در شام (متن)
امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبه‌ای خواند و خویش و بابا و جد خود را به عموم شناساند و به شامیان اذعان کرد که آنچه یزید و کارگزاران وی بر گویش‌ها انداخته‌اند، صحیح وجود ندارد. بابا وی فرنگی وجود ندارد و نمی‌منظور میباشد جمعیت مسلمان ها را بر هم بزند و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. وی برای حق و به دعوت مسلمان‌ها به پاخاست تا آئین را از بدعت‌هایی که در آن پدید آمده، بزداید و به آسانی و عصمت و طهارت بعد از ظهر جدّ خویش برساند.[۳۸]

رجوع به مدینه
به نوشته روضه خوان موءثر، فامیل امام حسین (ع)، به امر یزید، از شام به سوی مدینه جنبش کردند.[۳۹] امام سجاد(ع) هنگام ورود به مدینه به بشیر امر کرد که به مدینه برود و با سرودن اشعاری عموم را مطلع سازد. بشیر مى‌گويد: بر اسبم سوار و با عجله وارد مدينه شدم. هنگامى كه به مسجد النبى(ص) رسيدم صدايم را به گريه بلند كردم و بعد چنين سرودم

يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها
قُتِلَ الْحُسَيْنُ فَأَدْمُعي مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاءَ مُضَرَّجٌ
وَالرَّأسُ مِنْهُ عَلَى الْقَناةِ يُدارُ}
(اى عموم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما وجود ندارد، چون حسین كشته شد که اشک اینجانب این سیرتکامل روان میباشد. پیکر وی در کربلا به خاک و خون غلطیده و رمز مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد).

امام سجاد(ع) هم در کنار دروازه شهر مدینه برای عموم خطبه خواند:

«ستایش و قدردانی منحصربه‌فرد خدایى میباشد که خداوند جهانیان، بخشنده و کریم ومهربان، صاحب و مالک روز جزا و تولید کننده همگی مخلوقات میباشد. به عبارتی خدایى که (از سویى آشنایی واقعیت وی) آن قدر از ما بدور میباشد که بیان کننده در اسمان هاى رفیع جاى گرفته و (از سوى دیگر با دانش و اشراف‌اش) آن قدر به ما مجاورت میباشد که گواه و شنواى سخنان درِ گوشى ما میباشد. او‌را بر رویدادها تبارک، جراحت‌هاى زمان، فجایع دردناک، سختی‌هاى سوزان، بلاهاى هنگفت و مصیبت‌هاى گرانقدر، خشونت توشه، متراکم، آسیب پذیر و ویرانگر حمد مى‌کنم.

اى عموم! خداوندى ـ که ثنا منحصر اوست ـ مارا به مصیبت‌هاى گران قدر و خسارتى جبران ناپذیر در اسلام آزموده میباشد. (آرى) اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و خاندانش به شهید شدن رسیدند و زنان و کودکانش به اسارت در آمدند و راز مطهر آن حضرت را بالاى نیزه‌ها در شهرها به گردش در آوردند و این مصیبتى میباشد که مانند ندارد!

اى عموم! پس از شهیدشدن وی، کدام یک از مردانتان مى تواند شادى نماید؟ یا این که کدام قلبى مى‌تواند براى وی محزون نباشد؟ یا این که کدام چشمى مى‌تواند فغان نکند و اشک نریزد؟ به باور عرش‌هاى هفت گانه با بناهاى محکمش، دریاها با امواجش، اسمان‌ها با ارکانش، زمین با تمامی نواحى و جوانبش، درختان با شاخسارهایش، ماهیان و دریاهاى عمیق، و ملائکه پایگاهّب الهى و همگی آسمانیان، بر شهید شدن وی گریستند.

اى عموم! کدام قلب میباشد که در شهید شدن وی لرزان نشود؟ یا این که کدام جگرى را مى‌اقتدار یافت که براى وی نسوزد؟ یا این که کدام گوشى میباشد که‌این واقعه تعالی و جبران ناپذیر را بشنود و جراحت نبیند؟

اى عموم! ما طرد گردیده، آواره، رانده و بدور از شهرها شدیم; بیان کننده ما فرزندان اقوام غیر مسلمانیم ، سوای آنکه جرمى کرده و یا این که شغل ناپسندى مرتکب گردیده و یا این که ضربه‌اى به اسلام زده باشیم. هیچ وقت این ماجراهاى دردناک را درباره گذشتگانمان نشنیدیم «این صرفا یک فرمان نو و تازه میباشد».

به آفریدگار قسم! در‌صورتی‌که فرستاده(صلى الله علیه وآله) بدین مجموعه پیشنهاد مى‌کرد که با ما بجنگند، آن‌سیرتکامل که درباره ما به آن ها توصیه (به محبت) کرد، هیچ زمان بیشتراز این نمى‌توانستند جنایت نمایند; إنّالله وَ إنّا إلَیه راجِعُون ، از این مصیبتى که بسیار بلندمرتبه، ناراحتی انگیز، دردناک، انباشته، ناهنجار، ناراحت کننده و هنگفت میباشد. در قبال مصائبى که به ما رسیده از معبود محرک مى‌طلبیم. به باور پروردگار ناکامی ناپذیر و صاحب و مالک انتقام میباشد. [۴۰] امام سجاد(ع) که ۳۴ سال بعد از اتفاق کربلا زنده بود،[۴۱] همواره سعی میکرد حافظه و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارااست. امام هر گاه آب می نوشید به حافظه بابا بود و بر مصایب امام حسین(ع) فغان می کرد و اشک می‌جاری شد.[۴۲]

در روایتی از امام درستگو(ع) آمده میباشد: «امام زین العابدین وقتی که موقع افطار خدمتکار برایشان آب و طعام می برد، می‌فرمود: فرزند نبی خداوند(ص) گرسنه کشته شد! فرزند فرستاده آفریدگار تشنه، کشته شد! و پیوسته این حرف را تکرار میکرد و زاری میکرد به سیرتکامل‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش ترکیب میشد. پیوسته این سیرتکامل بود تا رحلت کرد.»[۴۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:55


فرایند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش حرف اسلامی روند مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از پژوهشگران تاریخ دانش سخن، فرآیند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد در‌این مرحله‌بندی همگانی، دربین مذهبها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود داراست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله ترکیب و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با دقت به دادوستد دانش حرف با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه تشریفات مشهد انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را در بر می گیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله می‌گردد: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و طرز‌های فلسفی روی آوردند و به مرمت حرف مطابق این مفاهیم جدید دست زدند و از سوی دیگر طاقت فرسا‌گیرانه به تامین از عقاید کلامی در قبال تفکر‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله مخلوط و استحاله)، حرف اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و تجدید بنا) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، برخی از لزوم تأسیس «سخن تازه» حرف راندند و کوشش‌هایی برای بسط علم حرف و جواب‌گویی به سوال‌های نو شد. برای معرفی این سعی‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای درنگ‌های صدرایی در دانش حرف که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می شود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی میان فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه می شود.[۴۶]

قلمرو صحبت و مهمترین مباحث آن
مسائل دانش سخن اختصاصی در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره گروه تعالیم و احکام فقاهتی مطرح می گردد، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش سخن وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آیین امان نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل گردیده است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که بلاغت آن مطرح می گردد، برعهده سخن میباشد؛ اگرچه انتخاب حکم عفاف و حجاب برعهده دانش فقه و گزینش خواسته و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر میباشد. [۴۸]

اورده شده اولیه قضیه کلامی میان مسلمان‌ها، قضیه جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اصلی در دانش حرف این مورد ها میباشد: مشاجره درباره صفات معبود مخصوصاً توحید و عدل الهی، مورد حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

سخن امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود معبود، پاکی فرستاده و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم دعوا می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش صحبت با فلسفه
در‌صورتی‌که چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح می گردد لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا‌هستند. دراین مورد مطالب زيادى گفته‏ شد‌ه‌است، ولى به عبارت معمولی‏ خیس مى‏ قدرت ذکر کرد در حالتی‌که درباره خداوند و عالم، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه دعوا خواهد شد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه گفت و گو الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا چنانچه متفکر به اين قيد مقيّد و مکلف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه دعوا و پژوهشى دانش كلام خواهد بود.[۵۲] بعضا از اندیشمندان بر این باورند که با توسعه و گسترش و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل مشاجره در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش حرف هم قرار گرفت تا بدان حد که چنانچه کسی کتاب ها سخن - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به آن گاه تألیف شد- رسیدگی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] برخی دیگر بر این باورند که تمایز اصلی در بین فلسفه و حرف در مبادی آنهاست. به‌این مضمون‌ که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی ضمن اینکه مسائلش عقلی میباشد، ولی صحبت حتی درصورتی که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و تلاش می‌کند که آن را ثابت نماید؛ اما فلسفه سازه به تعریف و تمجید، مبادی خویش را از عقل میگیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. ولی اینها بدین مضمون‌ وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در بین فلسفه و صحبت در واقع التزام به وحی میباشد در سخن و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ البته این التزام به معنای یقین وجود ندارد.[۵۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:29


اجتهاد بالاترین جايگاه علمی در علم فقه اسلامی و به معنای توانگری استنباط احکام فقهی از منابع فقهی میباشد. کسی را که به مرتبه اجتهاد رسیده مُجتَهِد یا این که عالم میخوانند. اجتهاد مستلزم یاددادن شاخه‌های مختلفی از علم ها فقاهتی و ادبی مثل ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، نشانه‌ها الاحکام، رجال و درایه، عقیده‌های فقهای متقدم و تعبیر و تفسیر قرآن میباشد. بنابر فقه شیعه، اجتهاد واجب تخییری میباشد؛ به این مفهوم که هر مکلفی مخیر میباشد یا این که اجتهاد نماید یا این که به واسطه پیروی از مجتهد و یا این که با احتیاط، احکام فقاهتی خویش را به دست آورد. از سویی دیگر، اجتهاد برای محافظت احکام فقاهتی از بیماری آلزایمر و برای پاسخگویی به مسائل دینی مسلمانها، واجب کفایی تشریفات مشهد میباشد.
کلمه و واژه اجتهاد و مجتهد در قرآن به عمل نرفته اما بعضا محققان شیعه معتقدند واژه و کلمه قرآنی «تَفَقُّه»، به حیث معنایی، به اجتهاد مجاورت میباشد.

مضمون‌‌شناسی
اجتهاد به‌معنای به فعالیت بردن آحاد عملکرد و کاوش برای خریدن حکم دینی میباشد.[۱] همینطور در تعریف‌و‌تمجید آن گفته‌اند اجتهاد ملکه‌ای میباشد که در پرتو آن بضاعت و توان استنباط حکم فقهی به‌ دست میاید.[۲]

واژه و کلمه اجتهاد از ماده «جَهْد» و به معنای سختی و رنج میباشد.[۳]

پیشینه و تاریخچه
نوشته‌ی‌علمی‌های مهم: اصول فقه و اخباریون
تاریخ اجتهاداز جنبه‌های مختلف قابل پژوهش میباشد. در یک نظارت، سه عصر برای آن برشمرده‌اند:[۴]

دورۀ تشریع
این عصر، به طور همزمان با حیات پیغمبر(ص) و نزول وحی میباشد. درین بعد از ظهر، احکام الهی از گذر قرآن و سنّت ذکر می شد. آیه ‌۱۲۲ سوره توبه «لِیتفقَّهوا فِی الدّینِ و لِینذِجایز قَومَهُم» بر تایید صلاحیت و وجود اجتهاد درین بعد از ظهر دلالت دارااست[۵] هرچند بعضی، با عامل به قابلیت علم آموزی باور به احکام از روش وحی، وجود تایید صلاحیت اجتهاد در‌این بعدازظهر را نفی کرده‌اند.[۶]

دورۀ امامان معصوم
این زمان از رحلت رسول(ص) تا بعدازظهر غایب بودن کبری را مشمول میشود. بنابر آموزه‌های شیعه، امامان(ع) از گناه، نادرست و نادرست معصوم‌اند و به‌این رو پیروی از سنت آن‌ها واجب میباشد. بر پایه ی این یقین، فقه شیعه پویا و بی نیاز میباشد. با این اکنون، درین زمان، چنان‌که در بعضا از احادیث نیز آمده، شیعه ها با تشویق امامان(ع)، به اجتهاد درست روی آوردند[۷] و امامان(ع) برای مراقبت ارثیه فقاهتی و کلامی، خلال تأکید بر اجتهاد، رهروان خویش را از خلط آرای فردی با روایات، گشوده‌داشتند و به مراقبت، نگارش و نقل درست آن پیشنهاد کرده،[۸] هم‌زمان، اجتهادات بر اساس قیاس و استحسان و اجتهاد به رأی را مردود دانستند.[۹]

دورۀ غایب بودن
شیعه ها بعد از غایب بودن امام دوازدهم(ع) در حوادثی که برای‌شان پیش می‌آمد و مستلزم حکم فقاهتی آن بودند، با فضای خالی روبرو شدند؛ البته بنابر روایاتی که از امامان معصوم(ع) بر مکان ما‌نده بود، مأمور شدند به فقیهان شیعه بازگشت نمایند. امام فرصت(ع) در حدیثی، مرجع استخراج اهل آئین به احکام در بعدازظهر غایب بودن را فقیهان میداند.[۱۰]. با توجّه به‌این ذکر، رهبری فکری و مرجعیت شرعی در بعد از ظهر غایب بودن از امامان معصوم(ع) به فقیهان جامع موقعیت ودیعه شد.
اجتهاد در بعدازظهر غایب بودن مراحلی را پشت راز گذاشت:

مرحله عده‌آوری و تهیه و تنظیم روایات و تألیف کتاب‌های شرعی به‌شکل روایی با حذف مدرک[۱۱]کتاب‌هایی نظیر المقنع روحانی صدوق و المقنعه اثرگذار و نهایه روضه خوان طوسی به همین صورت تألیف شدند.
مرحله کمال اجتهاد و تدوین جداّ کتاب‌های فقاهتی نظیر المبسوط روحانی طوسی.
رکود اجتهاد در فقه شیعه. در‌این مرحله، اجتهاد شیعه از پویایی و جنبش گشوده‌ایستاد و با اثرپذیری چیره فقیهان از آرای روحانی طوسی، اجتهاد در کار تعطیل شد.
مرحله تکان و رویش مجدّد اجتهاد.
پیدایش اخباری‌گری که انزوای اجتهادِ مبنی بر اصول را منجر شد.
مرحله احیای مجدد اجتهاد و افول پندار اخباری‌گری.
مقدمات اجتهاد
خواسته از اجتهاد در عصر تشریع (بعد از ظهر حیات رسول اکرم و امامان)، به کارگیری حکم فقهی از صحبت رسول(ص)و امامان شیعه بود؛ از همین روی به آموزش برخی شاخه‌های علمی و ادبی مستلزم عدم وجود؛ اما در عصر غایب بودن، وصال به بضاعت اجتهاد، به تبحر در بعضا علم ها مانند صَرف، نحو، لغت، منطق، رجال، اصول فقه و شناخت با قرآن و سنّت و محاورات عرفی و‌... مستلزم میباشد. در اینکه چه مقدار بایستی در‌این علم ها تبحر داشت اختلاف میباشد[۱۲]اما در واقعیتِ اجتهاد که در اصطلاح فقاهتی، «ردِّ فرع به اصل» میباشد، تفاوتی دربین بعدازظهر حضور رسول(ص)و امامان، و بعد از ظهر غایب بودن وجود ندارد.[۱۳]

اقسام
برای اجتهاد به دلایل زیادی تقسیم‌بندی‌ها و انواعی برشمرده‌اند؛ به عنوان مثال:

اجتهاد به معنای عام: این اصطلاح مرادف با رأی و عبارت از نوعی تشریع و جعل ضابطه از سوی دانا در مورد ها فقدان نص و مصداق پر‌نور آن قیاس میباشد[۱۴]بلکه شافعی آن را مرادف قیاس می داند.[۱۵] درین سیرتکامل از اجتهاد، هنگامی در کتاب و سنت، برای استنباط فقهی، نص نیست، مجتهد به اجتهاد و برداشت فردی و خیالی خود برگشت می‌نماید. در واقع این نوع اجتهاد نوعی عملیات فکری و خیالی میباشد که در آن رأی و لحاظِ فردی مجتهد مبدّل به یکی منابع فقه می گردد.
اجتهاد بالفعل و بالقوه: اجتهاد بالقوّه آن میباشد که مجتهد، ملکه و توان استنباط احکام فقاهتی را دارااست، البته در کار، استنباط نکرده و یا این که مفاد استنباط وی اندک میباشد. اجتهاد بالفعل آن میباشد که مجتهد خلال توان بر استنباط، در فعالیت نیز احکام بخش اعظمی را استنباط نموده است.
اجتهاد مطلق و تجزّی در اجتهاد: اجتهاد مطلق عبارت میباشد از توان بر استنباط در همۀ ابواب فقاهتی، اما اجتهاد به نحو تجزّی عبارت میباشد از بضاعت بر استنباط در برخی ابواب دینی، مانند نماز.[۱۶]
اجتهاد تحلیلی و سیستمی: در اجتهاد تحلیلی، احکام دینی سوای دقت به رابطه آن ها با یکدیگر و ابتناء بر مبانی فلسفی و سازش‌شان در جهت هدف ها‌ و هدف های شریعت، استنباط می گردد. در اجتهاد سیستمی، مقصودِ غایی، کشف احکام، ارتباط ها بین آنان و کیفیت کارکردشان در جهت غرض‌های نظام احکام افعال مکلفان میباشد. در طریق دوم، منابع اجتهاد به عبارتی منابع چهارگانه اجتهاد مصطلح (تحلیلی) میباشد و نیز اکثر زمان ها قواعد اصول فقه نیز دارای اعتبار و قابل‌استعمال میباشد.[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:09


اجرای حکم روضه خوان

مأمورین جاری ساختن، حکم دادگاه انقلاب را به روحانی ابلاغ کردند و بلادرنگ اورا میان گرفته و از پله‌های طبقه فوقانی عمارت توپخانه جاری گردیده وارد میدان شدند. محکوم مسافت در میان زندان و محل اعدام را با خونسردی و وقار پیمود و با وجود سن بالا، ضعف و ناتوانی از خویش نماد نداد و در دقایق انتها قدمت ثبات و استقامت خویش را به ظهور رسانید. ناظرین در حدود محل اعدام گفته‌اند که جان کندن روضه خوان بیشتراز نیم دقیقه ارتفاع نکشید و بعداز آنکه او‌را به‌دار کشیدند تشنجی در اعضایش ظواهر شد و بعد لامپ عمرش بی صدا شد.[۴۵] به گفته سید حسین نصر، معلم مطالعات اسلامی و سود روحانی ادب‌الله، سکینه‌خانم (همسر روضه خوان) او‌را از دار زیر آورده و بعد ها در قم در صحن مقبره حضرت معصومه(س) به خاک تشریفات مشهد سپرد.[۴۶]

دارای شهرت میباشد که روحانی مهدی پسر روحانی فضل و ادب الله که از مشروطه خواستار بود در موقع اعدام پدرش حضور داشته و کف می‌زده و اظهار بشاشت می‌کرده. البته ملک زاده می‌نویسد: این آوازه به کلی خالی از واقعیت و حقیقت میباشد. میرزا محمد نجات به اینجانب گفته میباشد که به عبارتی موقع اعدام روضه خوان، اینجانب به عمارت تخت مرمر رفتم و روحانی مهدی را دیدم ذیل درخت چناری نشسته و زاری می‌نماید.[۴۷][یادداشت ۴]

اثرها
درر التنظیم، (منظومه‌ای حدود ۵۰۰ بیت درباره ۲۵ قاعده فقهیه که استارت سرودن آن ۱۲۷۹ق. و نقطه پايان آن ۱۲۸۰ق. در طهران بوده میباشد.)[۴۹]
رسالة المشتق (تقریر درس استادش سید شیرازی میباشد که در ۱۳۰۵ق. ضمنا رسائل روحانی انصاری چاپ گردیده‌است).[۵۰]
حرمة الاستطراق الی مکة عن طرز جبل. (چاپ گردیده در سال ۱۳۲۰ق.)[۵۰]
الصحیفة المهدویة أو القائمیة، (دربرگیرنده دعاهای امام مهدی(عج) که در سال ۱۳۰۲ق در سامراء توده شد‌ه‌است و خان دایی‌اش محدث نوری تقریظی بر آن نوشته و به مولف اذن قصه داده میباشد).[۵۰]
تذکرة الغافل و موعظه الجاهل، (در عیب گیری مشروطیت، چاپ گردیده در ۱۳۲۶ق.)[۵۰]
رسالة فی قاعدة ضمان الید، (چاپ گردیده در ۱۴۱۴ق. درضمن کتاب «اشارة السبق الی معرفة الحق» در قم بوسیله دفتر کار انتشارات اسلامی.)
مسائل متفرقه[ورژن خطی](ورژن خطی از ۱۲۰ مسأله از روی مسائل استادش)[۵۱]
در محضر روضه خوان فضل و ادب‌الله نوری‌: اوراق حقوقی عهدوپیمان ناصری‌[۵۲]
تیم‌ای از رسائل‌، اعلامیه‌ها، مکتوبات‌،... و خبرنامه روحانی شهید فضل و ادب‌الله نوری‌[۵۳]

بقاع روضه خوان ادب الله نوری در مقبره حضرت معصومه
گفته‌ها درباره او
امام خمینی:
در زمان مشروطه... یک گردآوری‌ای که نمی‌خواستند که درین سرزمین، اسلام قوه داشته باشند... جوسازی کردند، به گونه ای که مثل مرحوم آقا روضه خوان ادب‌الله که آن‌وقت یک بشر شاخصی در کشور‌ایران بود و مقبول بود، همچو جوسازی کردند که در میدان علنی وی را به‌دار زدند و پای آن هم کف زدند. و این نقشه‌ای بود برای اینکه اسلام را منعزل نمایند و کردند. و از آن به آنگاه دیگر نتوانست مشروطه، یک مشروطه‌ای باشد که علمای نجف می‌خواستند، حتی موضوع مرحوم آقا روحانی ادب‌الله را، در نجف هم یک جور بدی منعکس کردند، که آنجا هم صدائی از آن در نیامد. این جویبار که ساختند در کشور‌ایران و در بقیه جاها، این جو اسباب و اثاث این شد که آقا روضه خوان فضل و ادب‌الله را، با دست برخی از روحانیون خویش کشور‌ایران محکوم کردند و سپس او‌را آوردند در میانه میدان و به‌دار کشیدند و پای آن هم ایستادند، کف زدند و باخت دادند اسلام را، در آن وقت. و عموم غفلت داشتند از این کار، حتی علما هم غفلت داشتند.[۵۴]
جلال آل‌احمد در کتاب غرب‌زدگی:
این که پیشوای شیخ طرفدار «مشروطه»، در نهضت مشروطیت بالای‌دار رفت، خویش نماد‌ای از... عقب‌نشینی بود. و اینجانب با پزشک معالج تندرکیا موافقم که نوشت روضه خوان شهید نوری خیر تحت عنوان مخالف «مشروطه» که خویش در اوایل دستور مدافعش بود، بلکه تحت عنوان مدافع «مشروعه» بایستی بالای‌دار برود. و اینجانب میافزایم، و تحت عنوان مدافع کلیت تشیع اسلامی.... به هر شکل از آن روز بود که نقش غرب‌زدگی را همانند داغی بر پیشانی ما زدند. و اینجانب نعش آن بزرگوار را بر سردار، همانند پرچمی می دانم که به نشانه استیلای غرب‌زدگی بعد از دویست سال کشمکش بر بام سرای این میهن افراشته شد.
سید مرتضی آوینی:
ضابطه یا این که می بایست خویش را «حافظ شریعت» بداند و یا این که خویش، شریعتی دیگر گردد. پس، روش تاریخی ما به ضابطه در مشروطیت روی آوردن به شریعتی دیگر بود، بی‌آنکه خویش بدانیم. روحانی فضل و ادب‌الله نوری به همین «نسبت» اعتنا یافته بود، به این دلیل که «شرع» نیز در جایگاه احکام به دسته‌ای از شرط‌ها و حدود –یعنی ضابطه– مبدل می‌گردد.[۵۵]
عبدالله مستوفی:[یادداشت ۵]
اینجانب روحانی فضل و ادب الله را هیچ ندیده و از خلق و خوی و وضع و اوضاع و سکو دیانت و تقوای وی هیچ اطلاعی ندارم.... اما‌دار زدن وی، علی رؤس الاَشْهاد، چه موردنیاز بود؟ از وی بیم داشتند که فتنه‌ای برپا نماید؟ نه! روحانی ادب الله مرتکب قتل عمدی هم نشده بود که اعدام وی در مقابل آن عادلانه باشد.[۵۷]
واپسین آواز قو
مستند واپسین آواز قو، به کارگردانی احمد جان‌میرزایی به دوران ٨٥ دقیقه به پژوهش معاش و نقش روحانی ادب‌الله نوری در رخداد مشروطه و شهیدشدن وی پرداخته میباشد.[۵۸]

تک‌نگاری
برخی از اثراتی که درباره روضه خوان فضل و ادب‌الله نوی مندرج عبارتند از:

کتاب رمزّ دار گزارشی تحلیلی از بر دار رفتن روحانی فضل و ادب‌الله نوری در نهضت مشروطه ارائه می دهد. تالیف کننده کتاب عباس شمس‌الدین‌کیا پر اسم و رسم به تندرکیا (۱۳۶۶ش) نوه روحانی فضل و ادب‌الله نوری میباشد.
کتاب مشروطیت و آیت‌الله حاج روحانی فضل و ادب‌الله نوری تاثیر علی ابوالحسنی (منذر): درین کتاب در هفت جلد به تاریخ مشروطه و جریان‌شناسی آن و نیز تفکر روحانی ادب‌الله نوری میپردازد.
این موسسه بانام روحانی ادب الله نوری و مدرسه تاریخ نگاری مشروطه، نیز منتشر گردیده است نوشته علی ابوالحسنی(منذر)، تکثیر موسسه مطالعات تاریخ معاصر، ۱۳۸۵ش.

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 81
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 298
  • بازدید ماه : 298
  • بازدید سال : 1834
  • بازدید کلی : 42975
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی