امامت
امامت امام سجاد(ع) با شهیدشدن امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری استارت شد و تا فرصت شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا این که سال ۹۵ قمری ادامه داشت. زمان امامت اورا ۳۴ سال گفتهاند.[۲۶
عبدالله بن زبیر۶۴-۷۳ق تشریفات مشهد (در حجاز)
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴ق
حاکمان مجال امامت امام سجاد (ع)
بنابر روایاتی مصرح در منابع شیعی، امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) میباشد.[۲۷] در روایات گفته شده از نبی(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم اسم امام سجاد(ع) تحت عنوان سید العابدین و تعابیر دیگر دربین امامان آمده میباشد.[۲۸][یادداشت ۱] متکلمان شیعه مانند روحانی اثرگذار، برتری علمی و عملی او بر سایر افراد بعداز پدرش را اول عامل بر امامت او دانستهاند.[۳۰]
حاکمان زمان امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، معاویة بن یزید (تعدادی ماه از سال ۶۴ق)، مروان بن حکم (خیر ماه از سال ۶۵ق)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶ق) و ولید بن بنده الملک (۸۶- ۹۶ق).[۳۱]
حادثه کربلا و اسارت
نوشتهیعلمیٔ اساسی: رخداد کربلا
مورخان معتقدند امام سجاد(ع) در طی اتفاق کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهید شدن رسیدند، ۲۳ سال داشت.[۳۲] امام در آن روز به شدت مریض بود به سیرتکاملای که در مواقعی که میخواستند اورا به قتل برسانند،[۳۳] حمید بن مسلم با بیان کردن این گزاره که وی طفل میباشد و (اورا همین بیماری که دارااست کفایت مینماید.) بازدارنده کشتن امام به وسیله سپاهیان شمر بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) شد. براساس گزارش حمیدبن مسلم وی پیوسته در چادر از امام سجاد(ع) حفظ کرده تا بازدارنده کشتن وی گردیدهاست.فَلَم أزَل بِهِم حتّى دَفَعْتُهم عنه[۳۴]
کوفه
بعداز اتفاق کربلا، امام سجاد و اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غُل و جامعه [جامعه، طوق مانندی میباشد که دستها و گردن را با آن به هم میبندند] نهادند و زیرا مریض بود و نمیتوانست خویش را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای اورا بر شکم شتر بستند.[۳۵]
بنابر بعضی گزارشها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبهای نقص نموده است؛ البته اعتنا به وضعیت کوفه و سختگیری و بیرحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آن ها، پذیرفتن اینگونه گزارشی را سخت میسازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه وی در مسجد اموی دمشق بسیار مشابه میباشد. ازاینرو احتمال میرود که با سپری شد فرصت راویان واقعهها را با هم آمیخته باشند.[۳۶]
ابن زیاد، امام سجاد(ع) و بقیه اسیران کربلا را در زندان نگهداشت و طومارای به شام نوشت و از یزید دستیابی تکلیف کرد. یزید جواب اعطا کرد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غُل بر گردن بنیان و با اسیران همدم مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد.[۳۷]
امام سجاد(ع):
«حق هر که به تو بدی نماید اینست که بر وی ببخشی. و در حالتی که دانستی که بخشیدن وی بد میباشد، اعطا کرد خویش را از وی بگیری. خدای -بلندمرتبه و بلندمرتبه- گوید بر هر کس بدو ستم رسیده باشد و دادخواهی نماید گناهی وجود ندارد.»
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۷.
شام
نوشته ی علمیهای مهم: خطبه امام سجاد (ع) در شام و خطبه امام سجاد در شام (متن)
امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبهای خواند و خویش و بابا و جد خود را به عموم شناساند و به شامیان اذعان کرد که آنچه یزید و کارگزاران وی بر گویشها انداختهاند، صحیح وجود ندارد. بابا وی فرنگی وجود ندارد و نمیمنظور میباشد جمعیت مسلمان ها را بر هم بزند و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. وی برای حق و به دعوت مسلمانها به پاخاست تا آئین را از بدعتهایی که در آن پدید آمده، بزداید و به آسانی و عصمت و طهارت بعد از ظهر جدّ خویش برساند.[۳۸]
رجوع به مدینه
به نوشته روضه خوان موءثر، فامیل امام حسین (ع)، به امر یزید، از شام به سوی مدینه جنبش کردند.[۳۹] امام سجاد(ع) هنگام ورود به مدینه به بشیر امر کرد که به مدینه برود و با سرودن اشعاری عموم را مطلع سازد. بشیر مىگويد: بر اسبم سوار و با عجله وارد مدينه شدم. هنگامى كه به مسجد النبى(ص) رسيدم صدايم را به گريه بلند كردم و بعد چنين سرودم
يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها
قُتِلَ الْحُسَيْنُ فَأَدْمُعي مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاءَ مُضَرَّجٌ
وَالرَّأسُ مِنْهُ عَلَى الْقَناةِ يُدارُ}
(اى عموم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما وجود ندارد، چون حسین كشته شد که اشک اینجانب این سیرتکامل روان میباشد. پیکر وی در کربلا به خاک و خون غلطیده و رمز مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد).
امام سجاد(ع) هم در کنار دروازه شهر مدینه برای عموم خطبه خواند:
«ستایش و قدردانی منحصربهفرد خدایى میباشد که خداوند جهانیان، بخشنده و کریم ومهربان، صاحب و مالک روز جزا و تولید کننده همگی مخلوقات میباشد. به عبارتی خدایى که (از سویى آشنایی واقعیت وی) آن قدر از ما بدور میباشد که بیان کننده در اسمان هاى رفیع جاى گرفته و (از سوى دیگر با دانش و اشرافاش) آن قدر به ما مجاورت میباشد که گواه و شنواى سخنان درِ گوشى ما میباشد. اورا بر رویدادها تبارک، جراحتهاى زمان، فجایع دردناک، سختیهاى سوزان، بلاهاى هنگفت و مصیبتهاى گرانقدر، خشونت توشه، متراکم، آسیب پذیر و ویرانگر حمد مىکنم.
اى عموم! خداوندى ـ که ثنا منحصر اوست ـ مارا به مصیبتهاى گران قدر و خسارتى جبران ناپذیر در اسلام آزموده میباشد. (آرى) اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و خاندانش به شهید شدن رسیدند و زنان و کودکانش به اسارت در آمدند و راز مطهر آن حضرت را بالاى نیزهها در شهرها به گردش در آوردند و این مصیبتى میباشد که مانند ندارد!
اى عموم! پس از شهیدشدن وی، کدام یک از مردانتان مى تواند شادى نماید؟ یا این که کدام قلبى مىتواند براى وی محزون نباشد؟ یا این که کدام چشمى مىتواند فغان نکند و اشک نریزد؟ به باور عرشهاى هفت گانه با بناهاى محکمش، دریاها با امواجش، اسمانها با ارکانش، زمین با تمامی نواحى و جوانبش، درختان با شاخسارهایش، ماهیان و دریاهاى عمیق، و ملائکه پایگاهّب الهى و همگی آسمانیان، بر شهید شدن وی گریستند.
اى عموم! کدام قلب میباشد که در شهید شدن وی لرزان نشود؟ یا این که کدام جگرى را مىاقتدار یافت که براى وی نسوزد؟ یا این که کدام گوشى میباشد کهاین واقعه تعالی و جبران ناپذیر را بشنود و جراحت نبیند؟
اى عموم! ما طرد گردیده، آواره، رانده و بدور از شهرها شدیم; بیان کننده ما فرزندان اقوام غیر مسلمانیم ، سوای آنکه جرمى کرده و یا این که شغل ناپسندى مرتکب گردیده و یا این که ضربهاى به اسلام زده باشیم. هیچ وقت این ماجراهاى دردناک را درباره گذشتگانمان نشنیدیم «این صرفا یک فرمان نو و تازه میباشد».
به آفریدگار قسم! درصورتیکه فرستاده(صلى الله علیه وآله) بدین مجموعه پیشنهاد مىکرد که با ما بجنگند، آنسیرتکامل که درباره ما به آن ها توصیه (به محبت) کرد، هیچ زمان بیشتراز این نمىتوانستند جنایت نمایند; إنّالله وَ إنّا إلَیه راجِعُون ، از این مصیبتى که بسیار بلندمرتبه، ناراحتی انگیز، دردناک، انباشته، ناهنجار، ناراحت کننده و هنگفت میباشد. در قبال مصائبى که به ما رسیده از معبود محرک مىطلبیم. به باور پروردگار ناکامی ناپذیر و صاحب و مالک انتقام میباشد. [۴۰] امام سجاد(ع) که ۳۴ سال بعد از اتفاق کربلا زنده بود،[۴۱] همواره سعی میکرد حافظه و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارااست. امام هر گاه آب می نوشید به حافظه بابا بود و بر مصایب امام حسین(ع) فغان می کرد و اشک میجاری شد.[۴۲]
در روایتی از امام درستگو(ع) آمده میباشد: «امام زین العابدین وقتی که موقع افطار خدمتکار برایشان آب و طعام می برد، میفرمود: فرزند نبی خداوند(ص) گرسنه کشته شد! فرزند فرستاده آفریدگار تشنه، کشته شد! و پیوسته این حرف را تکرار میکرد و زاری میکرد به سیرتکاملای که اشکهای آن حضرت با آب و غذایش ترکیب میشد. پیوسته این سیرتکامل بود تا رحلت کرد.»[۴۳]