loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 18
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 11:01


هانری کُربَن فیلسوف، شیعه‌شناس و کشور‌ایران‌شناس فرانسوی. وی پر رنگ‌ترین مفسر غربی حکمت معنوی کشور ایران و فلسفه شیعی این مرزو بوم خوانده گردیده است. کربن که تحصیلات خویش را در فلسفه‌های اروپایی و مسیحی شروع کرده بود، با شناخت با فلسفه اشراق به حکمت و فلسفه اسلامی، به خصوص فلسفه شیعی اهل ایران عشق‌مند شد. وی برای بسط مطالعات خویش دراین مورد، به‌بازه زمانی بیست سال، بخشی از سال را در کشور ایران مستقر بود و در دانش کده طهران درس دادن و با علامه طباطبایی و دیگر اندیشمندان مسلمان اهل ایران اظهار کرد‌وگو میکرد. وی به مقام امام و ولایت در آموزه‌های شیعی و خصوصا امام فرصت(عج) علاقمند بود. علامه طباطبایی و سید حسین نصر او‌را به نظر درونی، شیعه دانسته‌اند. کربن در معرفی اسلام شیعی در غرب تأثیر گذاشت و دقت مطالعات شرق‌شناسی را از اسلام سنی به اسلام شیعی جلب تشریفات مشهد کرد.

کتاب اسلام اهل ایران دربارهٔ دگرگونی تامل‌های فلسفی و معنوی در کشور ایران با محوریت تبیین نقشی خاص برای ایرانیان در تعبیر شیعی و باطنی از اسلام را کامل‌ترین و مهمترین کتاب کربن دانسته‌اند.

معاش‌طومار و تحصیلات
هانری کربن در ۱۴ آوریل سال ۱۹۰۳م در پاریس و در یک خانواده کاتولیک به‌عالم آمد. در کنار فراگیری‌های متداول، در یک مکتب خوب علم ها مسیحی فراگیری‌های مذهبی مشاهده کرد. در سال ۱۹۱۹م جهت ادامه علم آموزی در فن فلسفه وارد دانش گاه سوربُن گردیده و در سال ۱۹۲۵م مدرک کارشناسی و آن گاه در سال ۱۹۲۶م سند‌طومار خوب فلسفه را حصول کرد. کربن در طول همین سال‌ها توانست گویش‌های کلاسیک اروپایی، عربی و فارسی را بیاموزد.[۱] او در ۷ اکتبر سال ۱۹۷۸م از‌ عالم رفت.

چهار جریان تأثیرگذار بر فکر کربن
آراء و تامل‌های کربن زیر تأثیر چهار حوزه فکری قرار داشت:

اول حوزه، درنگ‌های اتین ژیلسون فیلسوف و متأله مسیحی کارشناس در فلسفه قرن ها وسطای اروپایی بود.[۲]
دومی و سومی منطقههای فکری که‌تامل‌های پروفسور کربن بسیار از آنان تأثیر به عهده گرفت، پدیدار‌شناسی ادموند هوسرل و اگزیستانسیالیسم مارتین هایدگر بود. از این‌رو، وی دهه ۱۹۳۰م را بیشتر در آلمان سپری کرد و از مجاورت با هایدگر آشنا شد.[۳]
سوابق شناخت کربن با آرای روحانی شهاب‌الدین سهروردی، تصوف، تشیع و به صورت مجموع، فلسفه اسلامی به کلاس‌های درس لویی ماسینیون در مکتب لهجه‌های شرقی بازمی‌شود. ماسینیون، اسلام‌شناس فرانسوی، روزی در کلاس درس یک ورژن از کتاب حکمة الاشراق سهروردی را برای تفحص به کربن اعطا کرد. پژوهش این کتاب چنان شوری در کربن تشکیل داد که حیات فکری آجل اورا ذیل تأثیر خویش قرار اعطا کرد و او‌را متوجه شرق کرد.[۴]
مهاجرت به اسلامبول
کربن در اوایل نبرد جهانی دوم (۱۹۴۰م) به‌تیتر مسئول انستیتوی فرانسه عازم اسلامبول شد. گسترش دامنه نزاع در اروپا، برگشت کربن به فرانسه را نا ممکن تشکیل داد و همین دستور سبب ساز شد که وی به بازه زمانی به طور تقریب شش سال (تا سال ۱۹۴۵م) در اسلامبول، که راءس کتاب‌های خطی بود، اقامت نماید. وی در‌این برهه زمانی با سود‌گیری از نسخه ها خطی، به مطالعه و استیناف درباره اثر ها چاپ‌ نشده سهروردی و حکمای اسلامی پرداخت. نتایج این عملکرد‌ها چاپ اولیه جلد از تیم اثرها سهروردی در سال ۱۹۴۵م بود. کربن در‌این کتاب، از طریق تصحیح نسخه ها عربی و فارسی «هلموت ریتر»، شرق‌شناس معروف آلمانی، تاسی کرده بود. نشر این کتاب سبب آوازه کربن شد و طولی نکشید که با سماجت و سماجت لویی ماسینیون کرسی درس اسلام‌شناسی مکتب تحقیق‌های بهتر دانش کده سوربن و جانشینی ماسینیون به وی واگذار شد.[۵]

هجرت به کشور‌ایران
با نقطه پایان یافتن مبارزه جهانی دوم، و درپی سفری که وی در (سپتامبر۱۹۴۵م) به کشور‌ایران داشت، وزارت کارها خارجه فرانسه سر کردگی نصیب کشور‌ایران‌شناسی مؤسسه کشور ایران و فرانسه را به وی واگذار کرد. موقعیت مهیا شد تا کربن سالی چند دفعه به جمهوری اسلامی ایران مسافرت نماید و با سید محمد کاظم عصار، علامه طباطبایی و سید جلال‌الدین آشتیانی به گفت و گو و مصاحبه بپردازد. از آن پس کربن به زمان بیست سال، نخستین هر فصل‌پاییز به کشور‌ایران مهاجرت میکرد و در دانش کده ادبیات و علم ها انسانی کالج طهران درس دادن می‌نمود. کربن در نقطه پایان فصل پاییز مجدداً به پاریس بازمی‌گشت و در کالج سوربن به درس دادن حکمت و عرفان اسلامی کشور ایران درگیر می شد.[۶]

اعلام‌کرد‌وگو با علامه طباطبایی
اولی دیدار علامه طباطبایی و هانری کربن در اواخر سال ۱۳۳۷ش و دومی دیدار در مهر سال ۱۳۳۸ش در طهران جاری ساختن شد. کربن به علامه طباطبایی گفته بود در ژنو، کنفرانسی درباره امام معطل از بینش شیعه داشته که با استقبال محققان غربی حاضر در گردهمایی مواجه گردیده است. وی ادامه داده بود که از لحاظ وی مذهب تشیع، یگانه مذهبی میباشد که ارتباط انسان با هدایت الهی و لینک و پیوند آدم باایمان را پایدار نگه داشته میباشد و با کانال «ولایت» این پیوستگی را استمرار میبخشد. آن‌گاه علامه طباطبائی هم گفته بود که قضیه وجود حق گرانقدر، در همگی ادیان مسأله مشترکی میباشد، اما در مسئله طریق معاش آدم، شرعی جاودانه خواهد بود که علاوه بر محافظت اعتقاد و باور به الوهیت و نبوت، و اعتقادوباور به دنیای دیگر معاد برای استمرار بخشیدن بدین واقعیت، وسیله ویژه‌ای برای ادامه لینک و رابطه از خویش به یادگار گذارده باشد و آن بی‌شک وتردید به عبارتی مسأله «ولایت» میباشد که در اسلام شیعی به آن دقت خاص کرده‌اند که توسل به آن، خوشبختی مادی و اخروی آدم را ضمانت می‌نماید.[۷]

این جلسات یک‌سری سال ادامه داشت و متاع این جلسات، دو کتاب «شیعه» و «رسالت تشیع در دنیای امروز» بود که خویش علامه طباطبائی تحریر کرده بود و توضیحات هر دو گرد هم آیی به خواست علامه طباطبائی، بوسیله علی احمدی میانجی و سید هادی خسروشاهی، تهیه گردیده و در ۷۰۰ کاغذ، توشه‌ها به چاپ رسیده میباشد. اندکی قبل از انقلاب، بعضا گفته بودند تشکیل این گردهمایی از اولیه فعالیت صدق خلا و مشخص و معلوم وجود ندارد هانری کربن چه کسی است و صلاح وجود ندارد ادامه پیدا نماید. ابراهیم دینانی این مقاله را به علامه طباطبایی رسانده بود، علامه اندوهگین گردیده و گفته بود تحت عنوان فردی که در کناره‌ای نشسته‌ام و چیز می‌نویسم فقط راه و روش اینجانب به دنیا و فکر عالم این گرد هم آیی میباشد، این را هم نمی‌توانند برای اینجانب ببینند.[۸] سپس‌ها عده ای از مأموریت هانری کربن و یارانش برای اشاعه تصوف سنتی در جامه امروزی حرف گفتند.[۹] در‌این جلسات، که گاهی شخصیت‌هایی زیرا شهید مرتضی مطهری و بدیع‌الزمان فروزانفر نیز در آن حضور داشتند، سید حسین نصر ترجمه مباحث را ذمه ‌دار بود.[۱۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 12:01


مسافرت به لبنان
صدر تا قبل از مسافرت به لبنان دو توشه بدین سرزمین مهاجرت کرده و با سید عبدالحسین شرف‌الدین دیدار نموده بود. سید شرف الدین به صراحت او‌را لایق رهبری شیعه ها لبنان خوانده و به فرزندانش در امر وی پیشنهاد کرده بود.[۱۰] در اواخر ۱۳۳۸ش و درپی پیشنهاد سید حسین طباطبایی بروجردی، سید محسن طباطبائی حکیم و سید مرتضی آل یاسین، وصیت شرف‌الدین را عهده دار شد و تحت عنوان جانشین او، جمهوری اسلامی ایران را به سوی لبنان رخنه‌ نمود و عمل خود را در شهر صور محلی که شرف الدین نیز در آن ساکن بود استارت تشریفات مشهد کرد..[۱۱]

عمل‌ها

بازدید صدر از ویرانه‌های حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
صدر با اعتنا به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در حیطه و دنیا، از به عبارتی بدو ورود شغل‌های خویش را در سه حوزه برابر سازماندهی نمود:

انسجام شیعه ها لبنان
یک کدام از نرم افزار‌های صدر جنبش به سوی مرمت نام و نشان و انسجام شیعه در لبنان بود. صدر در فصل‌زمستان ۱۳۳۹ش. و بعد از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البِرّ و الاحسان»، با تهیه و تنظیم نرم‌افزار‌ای ضربتی جهت تأمین نیازهای مالی خانواده‌های بی‌بضاعت و توان، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و دور و بر آن برانداخت.

او در مسافت سال‌های ۱۳۴۰ش. تا ۱۳۴۸ش. و در چارچوب نرم افزار‌ای بین مقطع، با طی هر ساله صد هزار کیلومتر در بین شهرها و روستاهای سراسر لبنان، ده‌ها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و فراگیری ماهر را فعال سازی نمود، که نتایج آن استخراج اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی‌توان، کاهش درصد بی‌سوادی، پرورش فرهنگ وتمدن همگانی، و به جاری ساختن درآمدن صدها پروژه خرد و تعالی عمرانی در بخشها محروم آن مرزوبوم بود.

سید موسی در فصل‌تابستان ۱۳۴۲ش. و طی سفری دوماهه به کشورهای شمال آفریقا، برنامه ای جدید جهت همفکری مرکز ها اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با ناحیههای علمیه شیعی لبنان درانداخت.

احداث مجلس اعلای شیعه‌ها لبنان
صدر در فصل‌تابستان ۱۳۴۵ش به طور رسمیً از حکومت لبنان درخواست نمود تا همچون دیگر طوائف آن مرزو بوم، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تأسیس خواهد شد. مجلس اعلای شیعه ها لبنان در اولیه خرداد ماه ۱۳۴۸ش تأسیس شد و خویش وی با اجماع آراء به سر گروهی آن تعیین شوید.

نقطه پايان دادن به پیکار داخلی
با استارت نبرد داخلی لبنان در فروددین ماه سال ۱۳۵۴ش، همه سعی‌های امام صدر مصروف نقطه نهایی دادن بدین چالش شوید. او در خرداد ماه آن سال در مسجد عاملیه بیروت به اعتصاب طعام گرد هم آیی و به پشتیبان مقبولیت عظیم خویش دربین همگی طوائف، وقار را به فصل‌تابستان لبنان بازگردانید. با شعله‌ور شدن دوباره حریق نبرد، امام صدر در اردیبهشت ماه ۱۳۵۵ حافظ اسد را بر آن داشت تا با اعزام نیروهای اهل سوریه به لبنان، موازنه قوا و وقار را بدین مرزو بوم بازگرداند. حل اختلافات مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس سران عرب در ریاض طی مهر ۱۳۵۵، آب سردی بود که به وسیله امام صدر بر حریق نزاع داخلی لبنان فرو ریخته شد. این متانت تا وقتی‌که امام صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پیدا کرد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 40
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 11:14


اثر ها اخروی
بر طبق روایتی از نبی(ص) فایده دوست‌داشتن وی و اهل‌بیت در هفت جا آشکار میشود: هنگام مرگ، در قبر، وقت قیامت، هنگام به دست آوردن طومار جاری ساختن، وقت به حساب آوردن ایفا، کنار معیار و در عبور از پُل صراط.[۳۴] بر پایه ی ماجرا دیگری که اهل‌سنت نقل کرده‌اند، هر کس با دوستی اهل‌بیت بمیرد، همچون شهید، آمرزیده‌ گردیده و با ایمان بی نقص می‌میرد و در هنگام مرگ، پردیس به وی بشارت داده گردیده، در قبرش دو در به سوی فردوس گشوده میشود و معبود، ملائکه را زائران قبر وی قرار میدهد.[۳۵] ابن‌حجر هیتمی از عالمان اهل‌سنت در قرن دهم، با نقل حدیث باب حِطّة اعتقاد دارد به عبارتی‌طور که خدا باطن‌شدن بنی‌اسرائیل از باب حِطّه را باعث آمرزش آن‌ها قرار اعطا کرد، در امت اسلامی هم مودّت اهل‌بیت را سبب ساز آمرزش آنها قرار تشریفات مشهد داده میباشد.[۳۶]

دست‌یابی به شفاعت،[۳۷]محشور شدن با اهل‌بیت،[۳۸]قبولی اجرا،[۳۹] ثبات گام بر پُل صراط[۴۰]و باقیات صالحات[۴۱] از سایر اثرها مودت اهل‌بیت میباشد.

اثر ها دنیایی
در روایتی از فرستاده(ص) نکات زیر از اثر ها دنیای محبت اهل‌بیت معرفی گردیده است: زهدو تقوا، اشتیاق به عمل کردن، پارسایی در آئین، شوق واشتیاق به عبادت، توبه قبل از مرگ، نشاط در شب‌زنده‌داری، طمع نداشتن به جنس عموم، مهربانی، مواظبت بر دستور و نهی خداوند و دوست نداشتن جهان.[۴۲] مبتنی بر روایتی از امام باقر(ع) پروردگار قلب دوست‌داران اهل‌بیت را منزه می‌نماید.[۴۳] در حدیثی از امام راست گو آمده میباشد هر که محبت اهل‌بیت را در قلب خویش اثبات نماید، حکمت بر زبانش روان می گردد.[۴۴]

آیه ها
مبنی بر روایتی از امام باقر(ع) محبت اهل‌بیت با محبت معاندان آن‌ها قابل عده وجود ندارد و در‌حالتی که فردی معاند اهل‌بیت را دوست بدارد، آرم نداشتن محبت حقیقی وی به اهل‌بیت میباشد.[۴۵] همینطور بر پایه ی روایتی از امام علی(ع) در صورتی‌که کسی دوست‌داران اهل‌بیت را دوست نداشته باشد، از محبّان حقیقی و واقعی اهل‌بیت به‌شمار نمی‌آید.[۴۶] طبق حدیث دیگری مردان بی‌غیرت، زنازادگان، کسانی که خویش را مشابه زنان می‌نمایند و اشخاصی که مادرشان در روزگار حیض آنها‌را آبستن گردیده، اهل‌بیت را دوست ندارند.[۴۷] در احادیث زیادی نیز محبت اهل‌بیت نشان عصمت به دنیاآمدن و حلال‌زادگی دانسته گردیده‌است.[۴۸] اطاعت عملی از اهل‌بیت را از مصادیق اساسی و آرم حقیقت فرد در اظهار محبتش به اهل‌بیت دانسته‌اند.[۴۹]

اباحه‌گری با توکل بر محبت اهل‌بیت
گروهی از آئین‌داران بر این باورند که هر گناهی با محبت اهل‌بیت از دربین می‌‌رود و گناه‌ کردنِ دوست‌داران اهل‌بیت، به خوشبختی اخروی آن‌ها آسیبی نمی‌زند.[۵۰] به گفته علی‌ نصیری از پژوهشگران حوزه علمیه، بیشتر اباحه‌گرها حمایت کننده عمیق علمی ندارند و به احادیثی مانند «محبت علی، حسنه‌ای میباشد که هیچ گناهی به آن ضربه نمی‌زند و بغض علی، گناهی میباشد که با بودن آن، هیچ حسنه‌ای منفعتی ندارد[۵۱]» استناد کرده‌اند.[۵۲] پژوهشگر بحرانی (۱۰۷۵-۱۱۲۱ق) این حدیث را مستفیضه دانسته میباشد،[۵۳] البته بعضی عالمان شیعه برای این حدیث معنای دیگری بیان کرده‌اند که با فکر اباحه‌گری هم‌خوانی ندارد؛[۵۴] از جملهً به گفته روحانی موءثر از متکلمان شیعه این احتمال وجود دارااست که اشخاص گناه‌کاری که به اهل‌بیت(ع) معرفت دارا هستند فقط در برزخ عذاب شوند، تا در روز قیامت از گناهان خویش منزه گردیده، از حریق دوزخ نجات یابند.[۵۵] به حیث بعضی از پژوهشگران نیز فقط گناهانی که از روی غفلت صورت گرفته باشد، با محبت اهل‌بیت(ع) بخشیده می‌گردد، خیر گناهانی که به طور عمدی صورت گرفته باشند.[۵۶]

به گفته علی نصیری نظریه اباحه‌گری دربین برخی عموم به جهت دقت نکردن آن ها به بینش و فتوای عالمان فقهی، صورت گرفته میباشد.[۵۷] جواد محدثی ادعای محبت داشتن به اهل‌بیت یاور با جاری ساختن دادن شغل های گناه را نوعی تناقض دانسته، این نظر را دارد محبتی صادقانه میباشد که به پیروی کردن آنان بیانجامد.[۵۸] در فقه الرضا(ع) (کتاب منسوب به امام رضا) ارتباط کار با تقوا و محبت اهل‌بیت، ارتباط‌ای دو طرفه دانسته شد‌ه‌است، بنابراین که هیچ‌کدام از آن دو سوای دیگری پذیرفته نمی شود.[۵۹] مبتنی بر روایتی از امام باقر، هر آنکه از آفریدگار اطاعت نماید، دوست‌دار اهل‌بیت و هر آنکه از اوامر معبود تخلف نماید، معاند اهل‌بیت میباشد.[۶۰]


کتاب «مودة اهل‌البیت و فضائلهم فی الکتاب و السنة» به خودکار محمدتقی السید یوسف الحکیم
تک‌نگاری‌ها
برخی از کتاب‌هایی که در قضیه محبت اهل‌بیت مندرج‌ عبارتند از:

«مودة اهل‌البیت و فضائلهم فی الکتاب و السنة» و «حبّ اهل البیت فی الکتاب و السنة» به خودکار محمدتقی السید یوسف الحکیم؛ مباحث این دو کتاب در پنج فصل اساسی تهیه گردیده‌است. کتاب در آغاز در سال ۱۴۱۹ق در ۱۴۰ برگه به همت انتشارات الرسالة[۶۱] و کتاب دیگر در ۱۴۲۴ق در ۲۷۸ کاغذ به سعی انتشارات مؤسسة الفکر الاسلامی چاپ گردیده‌است.[۶۲]
«قرآن و محبت اهل‌بیت(ع)» نوشته علیرضا عظیمی‌فر؛ تالیف کننده در‌این کتاب به پژوهش محبت اهل‌بیت در قرآن پرداخته و در قسمت نهایی آن به شک ها اهل‌تسنن در آیه مودت جواب داده میباشد.[۶۳] این کتاب را دانشگاه اصول آیین در سال ۱۳۹۴ش، در ۳۶۰ ورقه منتشر نموده است.[۶۴]
«مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌بیت(ع)»، تألیف اصغر طاهرزاده؛ این کتاب را که در واقع متن پیاده گردیده سخنرانی‌های تالیف کننده میباشد، انتشارات لب‌المیزان در سال ۱۳۸۸ش در ۳۳۳ شیت منتشر نموده است.[۶۵]
«محبت نجاتبخش» به مداد عبدالرضا جمالی؛ تالیف کننده درین تاثیر اثرها محبت اهل‌بیت(ع) را در عالم، برزخ و قیامت نظارت می‌نماید.[۶۶] این کتاب در سال ۱۳۹۳ش به عملکرد انتشارات زمزم هدایت منتشر گردیده‌است.[۶۷]
جستارهای متعلق
برتری اهل‌بیت(ع)

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 13:40


محمد بن علی بن شهرآشوب سَرَاو مازندرانی (۴۸۸ق-۵۸۸ق) دارای اسم و رسم به ابن‌شهرآشوب، دانا، مفسّر و محدّث شیعه در قرن ششم هجری قمری و تالیف کننده کتاب‌هایی همانند مناقب آل‌ابیطالب و معالم العلماء میباشد. روضه خوان حر عاملی وی را جامع تمامی‌ی نیکی‌ها در دانش، آرامش، ثقه، رجال، حدیث و شعر معرفی می‌نماید. و بعضی هم فخر شیعه دانسته‌اند. حتی علمای اهل سنت هم اورا سرآمد در دانش قرآن، حدیث، اصول و لغت تشریفات مشهد می دانند.

کسانی اورا اهل ساری و محل ولادتش را مازندران و یا این که بغداد دانسته‌اند. وی بعداز زد خورد با حکمران مازندران راهی بغداد شد او بعد از مدتی اقامت، در سال ۵۶۷ هجری قمری به حِلّه رفت و در آنجا به درس دادن سرگرم شد و عاقبت در سال ۵۷۳ قمری راهی حلب شد وتا پایان قدمت در آنجا ماند.

وی پیش استادانی همانند روحانی طبرسی، قطب‌الدین راوندی، ابوالحسن علی بیهقی و دیگر اساتید دستیابی دانش کرد و شاگردانی برای مثال؛ ابن زهره، علی بن شعره حِلّی و یحیی بن علی حَلَبی و دیگر شاگردانی را تربیت کرد. وبه گفته بعضی از محققین، او سرنوشت در سال ۵۸۸ قمری در شهر حلب در سپری شد و در بالای جبل جوشن به خاک ودیعه شد.

تولد و نسب
ابن‌شهرآشوب در سال ۴۸۸ق و سازه بر قولی در سال ۴۸۹ق دیده به جهان گشود.[۱] توده‌ای او را اصالتاً اهل ساری[۲] دانسته‌ و گفته‌اند تولد او در مازندران بوده میباشد، [۳] البته بعضا قائل‌ به تولد او در بغداد گردیده‌اند.[۴]

آقابزرگ تهرانی در کتاب مصفی المقال فی دانش الرجال، جد اورا شيخ شهرآشوب بن كياكی، از عموم ساری و از شاگردان نامی و ممتاز روحانی طوسی معرفی نموده است.[۵] پدرش شيخ علی فرزند شيخ شهرآشوب نيز از فقيهان و محدثان فاضل و از محققان شیعه معرفی گردیده است.[۶]

سفرها
او در ادامه زد خورد با حکمران مازندران، راهی بغداد شد[۷] و در آنجا به وعظ و درس دادن درگیر شد و چنان مقبولیت یافت که مقتفی عباسی خلیفه وقت به او خلعت پوشاند.[۸] او بعداز مدتی اقامت در بغداد، در سال ۵۶۷ق به حله رفت و در آنجا به درس دادن پرداخت.[۹] در‌این مهاجرت ابن‌ادریس حلی و ابن‌بطریق از او قصه شنیدند. [۱۰]

ابن‌شهرآشوب در سال ۵۷۳ق به حلب رفت که در آن فرصت مقر حمدانیان و پناهگاه شیعه ها بود. او تا پایان قدمت در حلب ماند.[۱۱]

رده علمی ابن‌شهرآشوب
اساتید
روضه خوان عباس قمی، استادان ابن‌شهرآشوب را این‌سیرتکامل ذکر شده میباشد:

روضه خوان شهر آشوب (جدش)
روضه خوان علی (پدرش)
فتال نیشابوری صاحب و مالک کتاب روضة الواعظین
روضه خوان طبرسی صاحب و مالک مجمع البیان
ابومنصور طبرسی مالک الاحتجاج
ابوالفتوح رازی مالک تعبیر روض الجنان
عبدالجلیل قزوینی رازی مالک کتاب النقض
ابوالفتح آمدی
قطب‌الدین راوندی مالک کتاب الخرائج و الجرائح
جارالله زمخشری مالک تعبیر کشاف
ابوالحسن علی بیهقی دارای شهرت به ابن‌فندق.[۱۲]
شاگردان
شاگردان ابن‌شهرآشوب از این قرار میباشد:

سید محمد بن زهره حلبی مشهور به ابن‌زهره
روضه خوان الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی
یحیی بن بطریق
تاج الدین دربی
روحانی یحیی سوراوی
یحیی بن ابی حلبی
سید کمال الدین حیدرحسینی.[۱۳]

مناقب آل ابی طالب
تألیفات و اثر ها
بعضی از اثرها ابن شهر آشوب به‌این قرار میباشد:

متشابه القرآن و مختلفه
مناقب آل ابی طالب
معالم العلماء
مثالب النواصب
مائدة الفائده
امثال فی الامثال
الاوصاف
المنهاج الجدیده
انساب آل ابی طالب
نُخَب الاخبار الخصائص الفاطمیه
ذکر التنزیل
الموالید
المخزون المکنون فی عیون الفنون
الطرائف فی الحدود و الحقائق
الحاوی
الفصول فی النحو.[۱۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 17:19


مُلّا عَبْدُالرّزاق علی بن حسین لاهیجی معروف به فَیّاض(درگذشت:۱۰۷۲ ق) از متکلمان مسلمان و شیعه، مالک تالیفاتی زیرا گوهر منظور، سرمایه ایمان و شوارق الالهام. اگرچه وی دانش آموز و داماد ملاصدرا بوده میباشد، ولی زیر تأثیر پندار فلسفه مشاء و ابن سینا میباشد. کتاب‌‎های کلامی وی، رنگ و بوی فلسفی و عرفانی دارااست. فرزندش حسن از مهمترین شاگردان وی بود. منظومه اشعار فیاض از اثرها اصلی ادبی-عرفانی شمرده میگردد. بیتِ "هر دل که هوای فقید رمز نماید * می بایست گره عشق را گشوده نماید"، مثال‌ای از شعر وی و مفاتیح الاعجاز در تفصیل باغ رمز شبستری از سایر اثرها اوست. مزار عبدالرزاق لاهیجی در قم در اطراف بقعه حضرت معصومه (س) تشریفات مشهد میباشد.

معاش‌طومار
لاهیجی از جهت علمی سرشناس میباشد، البته درباره معاش او اطلاعاتی اندک در چنگ میباشد. مجال و جای میلاد او، معلوم وجود ندارد.[۱] ولی بنابر بعضی نقل‌ها، او در روضه خوان‌انور لاهیجان[۲] یا این که لاهنج[۳] از شهرهای گیلان متولد شد‌ه‌است و بعد از آن در قم اقامت گزیده میباشد.[۴] به جهت اقامت او در قم، بعضی اورا «قمی» خوانده‌اند.[۵]

اقامت در قم
او بیشتر قدمت خویش را در قم سپری نموده است، از برخی اشعار وی برمی‌آید که هجرت‌هایی نیز به نجف، مشهد، تبریز، شیراز و احتمالاً کاشان و اصفهان داشته میباشد.[۶]

همسر
فیاض و نتیجه کاشانی فراگیر و داماد ملاصدرا بودند. در بین فیاض و سود دوستی برقرار بود. وی از نتیجه با احترام خاطر می‌نماید و گاهی با تیتر «بعض افاضل اخواننا الالهیین» اسم می برد.[۷] مرحوم سید محمد باقر خوانساری در «روضات الجنات» علاوه بر گستردن هم اکنون «فیاض» می نویسد: کنیه «سود» و «فیاض» را صدرالدین شیرازی شخصاً به دو محصل و دو داماد خویش بخشید.[۸] همسر فیاض لاهیجی که ام‎‌کلثوم (۱۰۱۹-۱۰۹۰ق) اسم داشت؛[یادداشت ۱] زنی فرهیخته و فاضله بود که علم ها حِپاره ای را نزد بابا و همسرش فراگرفت و گاه در مجالس علما کمپانی می کرد و با آنها مباحثه می کرد.[۹]

فرزندان
میرزا حسن لاهیجی (۱۰۴۵-۱۱۲۱ق) دارای شهرت به کاشفی که تعالی‌ترین فرزند فیاض و وارث مدرسه و جانشین او در درس دادن علم ها عقلی بوده و از او اثرها فلسفی و کلامی مهمی به لهجه فارسی همانند شمع الیقین، آینه آیین و آیینه حکمت بر مکان باقی‌مانده میباشد.
ملامحمدباقر (زنده در ۱۰۸۳ق)؛ حکیم، متکلم و محدث بوده میباشد.[۱۰] در عقلیات طلبه بابا و در نقلیات دانش آموز برادرش میرزا حسن بود.[۱۱] سازه به نقل آقابزرگ طهرانی در سلطان عالم آباد هند مستقر بوده و درس دادن می‌نموده است. کتاب بصائر الدرجات را همانجا ترجمه نموده است.[۱۲]
میرزا ابراهیم؛ مؤلف کتاب القواعد الحکمیة و الکلامیة.[۱۳] از او استحضار دیگری در اختیار وجود ندارد.[۱۴]
وفات
در طی وفات وی نیز اختلاف میباشد. برخی وفاتش را در ۱۰۵۱ق یعنی 1 سال بعد از وفات ملاصدرا می‌دانند.[۱۵] برخی دیگر مانند روحانی آقا تعالی طهرانی، وفات اورا در سال ۱۰۷۲ق بیان کرده، تاریخ نخستین را خطا دانسته‌اند؛ چون از یک سو فیاض گوهر خواسته را به پادشاه عباس دوم (۱۰۵۲-۱۰۷۷ق) اهدا نموده است و طبق حیث در آغاز، پاد شاه عباس 1سال بعداز مرگ حکیم به سلطنت می رسد و در‌این‌حالت‌، اهدای کتاب تحت عنوان پاد شاه، به وی، ممکن نخواهد بود. از سوی دیگر او سرمایه ایمان را در سال ۱۰۵۷قمری نگاشته میباشد و از این جهت نمی‌قدرت تاریخ ۱۰۵۱ صحیح باشد.[۱۶]او در شهر قم درگذشت و بقعه او در مقبره حضرت معصومه میباشد.[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:26


رغبت غازان خان به تشیع
غازان‌خان با وصال به توان اعلام مسلمانی کرد و امر کرد کلیه مغولان نیز مسلمان شوند. با اینکه وی از اختلاف شیعه و سنی هجران میکرد، مبتنی بر گزارش‌ها و شواهدی تصمیم به اهل بیت و درنگ شیعی داشت[۱۳] البته برای پرهیز از بروز اختلاف، از اظهار آن پرهیز می کرد. بنابر گزارش‌های تاریخی وی به بقاع امامان شیعه علیهم‌السلام استیناف میکرد و به زیارت مشهد امام رضا(ع) میرفت.[۱۴] او همینطور دستورداد نهری حفر نمایند که آب فرات را به کربلا برساند. این نهر سبب ساز آبادانی این ناحیه که پیشتر بیابانی بود شد و زراعت در آن رونق گرفت.[۱۵] وی همینطور مدعا بود در خوابی فرستاده (ص)‌اورا به رعایت احترام و دوستی اهل بیت(ع) پیشنهاد نموده است.[۱۶] غازان همینطور در عصر حکومت خویش به موقعیت سادات بازرسی کرد و امر کرد دارالسیاده‌ها در شهرهای گوناگون ساخت‌و‌ساز خواهد شد.[۱۷] دارالسیاده‌ها جای ‌هایی برای پذیرایی و اسکان سادات بودند و موقوفاتی داشتند که عواید آن را به سادات تشریفات مشهد می‌دادند.

مبنی بر برخی گزارش‌ها وی امرکرد در خطبه‌ها صلوات بر آل محمد نبی خواهد شد و نیز در سکه‌ها اسم امامان درج گردد ولی خواجه رشیدالدین ادب الله، وزیر وی، از این شغل بازدارنده شد و با اعتنا به اینکه بیشتر عموم جمهوری اسلامی ایران سنی مذهب بودند، این شغل را به صلاح ندانست.[۱۸]

تشیع اولجایتو
پسر غازان خان، محمد خربنده یا این که خدابنده ملقب به الجایتو، که پس از بابا جانشین وی شد، به طور رسمی شیعه شد و مدتی برای توسعه و گسترش تشیع در جمهوری اسلامی ایران عملکرد کرد. هر یک سری همت وی برای شیعه کردن دست اندرکاران حکومت با باخت و مخالفت اهل سنت مواجه شد. اولجایتو ابتدا سلطنت خویش مذهب حنفی داشت. در حین وی بازار اختلافات مذهبی گرم بود و در دربار وی مجموعه‌های متفاوت مذهبی حنفی، شافعی و شیعه حضور داشتند. به عنوان مثال یکی وزیران وی خواجه رشیدالدین شافعی بود و وزیر دیگرش سعدالدین ساوجی مذهب تشیع داشت. در‌این روزگار بعضی از علمای شیعه برای مثال تاج الدین آوجی به پادشاه مجاورت شدند. خواجه اصیل الدین طوسی فرزند خواجه نصیر الدین و نیز یکی دست اندرکاران شیعه دربار به اسم ترمتاز از کسانی بودند که در شیعه کردن فرمان روا نقش داشتند.[۱۹] پاد شاه در سال ۷۰۹ به بغداد و آن گاه به حله و کوفه رفت و مشهد امیر المؤمنین (ع) را زیارت کرد. او در حله با علامه حلی دیدار کرد و ذیل اثر دیدار با وی به صورت قانونی شیعه شد.[۲۰]

اولجایتو پس از تایید تشیع، دستور اعطا کرد اسم خلفا را از خطبه بیاندازند و اسم امامان را بر سکه ضرب نمایند و حی علی نه العمل را به اذان بیافزایند. به‌دنبال هواخواهی اولجایتو از تشیع، عمل علمای شیعه در جمهوری اسلامی ایران ارتقاء یافت و شهر سلطانیه از مرکز ها تجمع علمای شیعه شد. فخر المحققین فرزند علامه حلی و شمس الدین محمد آملی برای مثال علمایی بودند که به سلطانیه آمدند. اولجایتو دستور بخشید مقامات حکومتی نیز مذهب تشیع را بپذیرند و بعد از آن امرکرد عوام مردم شیعه شوند.[۲۱]

تایید تشیع در شهرهای متعدد با مخالفت‌هایی از سوی عموم روبرو شد و برخی از علمای اهل سنت و قضات شهر نیز از دستور اولجایتو دوری کردند. معارضان سعد الدین ساوجی نیز به بدگویی از وی نزد فرمانروا پرداختند که دست انتها به کشته شدن وی انجامید. چندی آن‌گاه تاج الدین آوجی نیز گزینه خشم فرمانروا قرار گرفت. بدینسان وقتی که پاد شاه با مخالفت اهل سنت روبرو شد از سختگیری برای ترویج تشیع دست برداشت و مجدد امرکرد اسم خلفا را در خطبه ببرند.[۲۲] با این درحال حاضر خویش وی شیعه باقی ماند البته فرزندش ابو سعید به مذهب اهل سنت بود.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:13


مهاجرت به کشور‌ایران
به نقل کتاب تاریخ قم، درباره انگیزه هجرت اشعریان به کشور ایران سه گزارش تشریفات مشهد وجود داراست:

مبنی بر بعضا احادیث به جهت سوابق همیاری اشعریان با امام علی(ع) و کمپانی آن‌ها در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی استدلال خلیفه بر عراق، بر وی دشوار گرفت. او محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد ولی محمد در کوفه محو شد، حجاج بر وی دست یافت و به قتل رساند.[۲۶] پس از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه بیرون شدند.[۲۷]

برخی احادیث تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به کمپانی آن ها در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانسته‌اند. حجاج بعداز به زانودرآوردن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و صرفا سه روز به آن‌ها مجال اعطا کرد تا کوفه را سوراخ نمایند و امرکرد بعداز سه روز هر که از آل سائب بن صاحب و مالک را یافتند، بکشند.[۲۸]

داستان دیگری درباره انگیزه کوچ اشعریان به جمهوری اسلامی ایران وجود داراست و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان اهل ایران میباشد که در زمین‌های وی فعالیت می‌کردند. مبتنی بر این ماجرا، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق به‌این ادله به زندان افکند و آن‌گاه او‌را به میانجی گری برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم به چنگ آوردن مجدد حجاج بر برادرش میترسید مسافرت از کوفه را راه‌حل فعالیت دانست.

به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن صاحب و مالک نیز به آنها پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا خانه گزیدند،[۲۹] بنابراین تک تک فرزندان صاحب بن عامر به سوی جمهوری اسلامی ایران مسافرت کردند، آنها و عده ای از خدمتگزاران، تکان نموده و در راءس آن ها عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۰] بعداز مدتی اقوام و قبیله اشعریان به قم مسافرت کردند.[۳۱][۳۲]

برهان تعیین قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، آورده شده قم را جدشان صاحب بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه‌ خوی خیر داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن ناحیه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه بازگشت، جریان دیلیمان و همسایه طخرود را با فرزندان خویش بین گذاشت، همین دستور سبب عزیمت آن ها بدین نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۴]

مبتنی بر برخی گزارش‌ها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد مهاجرت به بخشها دیگر برای مثال اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ البته به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (مراد شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی راءس جمهوری اسلامی ایران جنبش کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین مجال دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به یاری تسلط محلی آمده و دیلمیان را ناکامی دادند. بعداز این رخداد بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]

اشعریان در قم
با ارتقا جمعیت اشعریان و در ادامه آن ارتقا نفوذ و اقتدار اشعریان در قم، اختلافاتی در بین آن‌ها و بومیان شهر ساخت شد. مولف تاریخ قم ادله این اختلافات را بدرفتاری و نقض عهدوپیمان بومیان دانسته میباشد. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنان‌را کشتند.[۳۶]

اشعریان در توسعه و گسترش و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای متفرق بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۷] از همین روست که بعضا منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می دهند.[۳۸][۳۹] ولی مسلم میباشد که اشعریان قم را با‌گاز پیشرفت دادند، و آن را از اصفهان غیر وابسته نموده و به طور شهری غیر وابسته در آوردند و بر عنایت آنها اضافه کردند،[۴۰] ورود اشعریان به قم سبب ساز نفوذ و توسعه و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.

توان و سیطره نفوذ
با سعی اشعریان، قم که آغاز از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج می‌گرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۱] قمی‌ها با اعتنا به‌این که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به باطن شهر قم پرهیز می‌کردند،و خویش از بین خویش قاضیانی برای قضاوت برمی‌گزیدند.[۴۲] هنگامی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه تحت عنوان حکم دهنده به سوی آنها آمد، عموم به استقبال وی رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۳] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز ذیل سیطره خویش در آورده بودند.[۴۴] و حتی برخی قزوین را هم جزء ناحیه زیر نفوذ آن ها دانسته‌اند.[۴۵]

اظهار تشیع
در‌صورتی‌که چه اشعریان از فرصت عامر بن صاحب و مالک به اهل بیت رغبت داشتند، البته اولی هر که این نظریه را در قم و در زمانه حاکمیت اهل سنت در دنیا اسلام و کشور ایران، علنی تشکیل داد، موسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۶] از آن به آنگاه اشعریان به راحتی درباره مذهب خویش نظریات می‌کردند و در تبلیغ ائمه شیعه کارایی می‌گماشتند.

آن‌ها آشکارا خمس اموال خویش را به ائمه می‌دادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع می‌کردند. جلوگیری از پرداخت خراج سبب ساز برور زد خورد‌های شدید در بین اشعریان و بعضی خلفا شد. مثلا در طی مأمون و معتصم لشکری از سوی برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم رسول شد.[۴۷]

در مقابل،‌ برخی از خلفا نیز کسانی از اشعریان را به حکمرانی قم برمی‌گزیدند؛ مثلا هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم ارسال کرد و پس از او نیز پسرش عامر حکم کننده قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۴۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 26
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:41


ملا محمد بن مرتضی بن محمود کاشانی (۱۰۰۷-۱۰۹۱ق) دارای شهرت به ملا محسن و ملقب به سود کاشانی، فیلسوف، محدث، مفسر و فقید شیعه در قرن یازدهم قمری میباشد. وی نزد عالمانی همانند ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق)، روحانی بهائی(۹۵۳ق ـ۱۰۳۱ق)، میرفندرسکی(حدود۹۷۰-۱۰۵۰ق) و میرداماد(درگذشت: ۱۰۴۱ق) شاگردی تشریفات مشهد کرد.

نتیجه در موضوعات گوناگون اثر ها اکثری نگاشت که تعبیر صافی، الوافی، مفاتیح الشرایع، المحجة البیضاء و الکلمات المکنونه به ترتیب در تعبیر، حدیث، فقه، خلق و عرفان مهم ترین اثرها وی به شمار می آیند.

سود شیوۀ اخباریان وسط‌رو را در پیش گرفت از این رو ایده ها وی در اکثری مفاد با فقهای قبلی مختلف بود. از مهم ترین آراء خاص وی می‌قدرت به تایید صلاحیت غنا (با شروطی خاص)، مختلف بودن بلوغ نسبت به تکالیف متفاوت و وجوب عینی نماز آدینه اشاره نمود.

اقامۀ نماز آدینه در کاشان و اصفهان از کار‌های سیاسی اجتماعی وی بوده میباشد.

معاش‌طومار
نتیجه در ۱۴ صفر سال ۱۰۰۷ق (مصادف با ۹۷۷ش) در کاشان زاده شد.[۱] قبیله سود از خانواده‌های علمی و معروف شیعه بوده میباشد.[۲] پدرش رضی الدین پادشاه مرتضی (۹۵۰-۱۰۰۹ق)[۳] و مادرش زهرا خاتون (درگذشت: ۱۰۷۱ق)، دختر ضیاء العرفا رازی بود.[۴] جدّ نتیجه، تاج الدین فرمانروا محمود فرزند ملا علی کاشانی، در کاشان مدفون میباشد.

کنیه
اسم سود، محمد بود.[۵] ولی به محسن یا این که محمدمحسن آوازه داشت.[۶] وی داماد ملاصدرا(درگذشت: ۱۰۵۰ق) بود و پدرزنش او‌را سود، و داماد دیگرش لاهیجی(درگذشت: ۱۰۷۲ق) را فیاض کنیه اعطا کرد.[۷]

همسر و فرزندان
نتیجه ها وصلت محمدمحسن با زبیده دختر ملاصدرا[۸] پنج فرزند به اسم‌های ذیل بود:

محمد دانش الهدی، تالیف کننده معادن الحکمة
مشخص و معلوم الدین احمد
عَلیّه بانو، لقب وی اُمّ الخیر بوده میباشد
سکینه لقب‌اش اُمّ البِر
سکینه لقب‌اش اُمّ سلمه[۹]تهرانی در طبقات اعلام الشیعه نام او‌را فاطمه و با القابی زیرا فاضلة شاعرة بالفارسية محدثة(اهل فضل و ادب و علم،سراینده شعر به فارسی، محدث) تعریف نموده است. [۱۰]
شغل در حکومت صفوی
نتیجه در کاشان و قمصر، نماز آدینه اقامه میکرد.[۱۱] وی دعوت فرمانروا صفی را برای اقامت در اصفهان نپذیرفت، البته به دعوت سلطان عباس دوم برای اقامه نماز آدینه در مسجد جامع عتیق به اصفهان رفت.[۱۲]

درگذشت

نمای قبر نتیجه کاشانی در کاشان
نتیجه کاشانی در ۲۲ ربیع‌الثانی در ۱۰۹۱ق (مصادف با ۱۰۵۸ش) در کاشان درگذشت و در قبرستانی که در طی حیاتش، زمین آن را وقف نموده بود، به خاک امانت شد.[۱۳] در آبان ۱۳۸۷ش کنگره‌ای در بزرگداشت وی برگزار شوید.[۱۴] [۱۵]

تحصیلات
سود، تحصیلاتش را در کاشان شروع کرد، وی در ۲۰ سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت. بعداز آن دو سال در شیراز نزد سید ماجد بن هاشم بحرانی(درگذشت: ۱۰۲۸ق‌/۱۶۱۹م‌) شاگردی کرد. نتیجه توشه دیگر به اصفهان رجوع و برگشت و در رینگ درس روحانی بهائی حاضر شد. او در مهاجرت حج از روضه خوان محمد نوادۀ شهید ثانی اذن ماجرا اخذ کرد. و بعد از آن در قم نزد ملاصدرا شاگردی کرد و در مراجعت ملاصدار به شیراز او‌را ملازمت نمود و در حدود دو سال در آنجا ماند. صاحب و مالک روضات و سایر افراد بر این باورند که سود در مسافرت در آغاز به شیراز نزد ملاصدرا شاگردی نموده است البته این گفته، با نوشته‌های خویش نتیجه سازگار وجود ندارد.[۱۶] سود سرنوشت به کاشان برگشت و به دستور درس دادن، یاد دادن و نوشتن پرداخت.[۱۷] درباره ادله نامگذاری مکتب فیضیه، به سکونت نتیجه در آن اشاره گردیده است.


سردر و ورودی آرامگاه سود کاشانی
اندیشمندان بخش اعظمی همانند افندی، حر عاملی، میرزا حسین نوری، روحانی عباس قمی، عبدالحسین امینی و... او‌را با کلماتی همانند فیلسوف، حکیم، متکلم، محدث، دانا، شعر سرا، ادیب، دانا، فاضل ستوده‌اند.[۱۸][۱۹]مطهری سود را با عناوینی زیرا حکیم، عارف، محدث و مفسر معرفی کرده و او‌را از مشاهیر علمای شیعه دانسته که قدمت پربرکتی داشته و به کثرت و جودت(نیک بودن) تألیف مشهور میباشد.[۲۰] به یقین مطهری سود کاشانی یک مرد ذوحیاتین میباشد؛ یعنی هم مرد محدّث و دانا میباشد و گاهی در آن فعالیت محدّثی و فقاهتش خیلی هم قشری(اعتنا داشتن صرفا به ظاهر قرآن وحدیث)می گردد، و هم در ضمن مرد حکیم و فیلسوفی میباشد و یک مرد ذوجَنبتین میباشد.[۲۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 14:51


همگرایی عموم با فتوا
حکم تحریم تنباکو با پر نمک و هیجان، سرعت و توجه و انضباط بدون نقص از سوی مجموع طبقات عموم به عمل بسته شد[۷۳] و به نشانه همبستگی ملی تبدیل شوید. اشخاصی که چندان پایبند رعایت احکام فقهی نبودند و «در مرئی و منظر خاص و عام مرتکب هر نوع گناه می‌شدند»[۷۴] خارجی مآبان[۷۵]، اقلیت‌های مذهبی[۷۶]، پرسنل و خدمتکاران دربار و آبدارخانۀ فرمان روا[۷۷]، دربا ریان و رجال دولتی[۷۸] و حتی همسران ناصرالدین پاد شاه[۷۹] نیز با التزام بدون نقص فتوای تحریم را رعایت تشریفات مشهد می‌کردند.

حکومت به دنبال رفع تحریم
یک هفته بعد از صدور حکم تحریم، به فرمان ناصرالدین فرمانروا مجلسی از علمای گرانقدر طهران و امین السلطان و رجال حکومتی در خانۀ نایب السلطنه تشکیل شد تا خط مش حلی برای نقطه نهایی دادن به داستان پیدا نمایند. علمای حاضر در گرد هم آیی مشقت بار در قبال دولت ایستادند و به امین السلطان و «اشخاصی که از انگلیسی‌ها باج گرفته‌اند»، حمله کردند.[۸۰] سرنوشت مقرر شد امین السلطان برای کنسل تفاهم نامه بکوشد و علما نیز بعد از کنسل تفاهم نامه تایید صلاحیت مصرف دخانیات را صادر نمایند.[۸۱]

استارت رفع انحصار
حادثه ها آتی آرم اعطا کرد که خواسته امین السلطان کنسل انحصار داخلی بوده میباشد. ظاهراً دولت کشور ایران و نیز دولت انگلستان پی برده بودند که مراقبت تفاهم نامه ممکن وجود ندارد و سماجت بر ادامۀ عمل، دولت کشور‌ایران را مبتلا مخاطره خواهد کرد.[۸۲] پاد شاه و امین السلطان امیدوار بودند که بعداز کنسل انحصار داخلی اوضاع و احوال آهسته گیرد.[۸۳] در ۱۶ جمادی الاول ۱۳۰۹ق/۲۷ آذر ۱۲۷۰ش؛ مجدد مجلسی از دولتیان و علما و بازرگانان تشکیل شد.[۸۴]

امین السلطان بعداز گزارشی مبسوط از کارایی‌ها و مذاکرات خویش، ذکر کرد که انحصار داخلی تنباکو کنسل گردیده است. بعد از آن برای نگهداری انحصار فرنگی هم توجیهاتی ارائه کرد و از علما خواست در مساجد و منابر صریحاً حکم حلیت تنباکو را اعلام نمایند[۸۵]. آشتیانی در جواب ذکر کرد: «مراد ما کوتاه کردن دست فرنگی از کارها مسلمین میباشد و هنوز پای مداخلۀ خارجی میان میباشد».[۸۶] دولتیان ادله کردند که کنسل انحصار فرنگی نیازمند پرداخت غرامتی هنگفت و سوا عهدۀ دولت میباشد.[۸۷]

علما که کنسل حکم تحریم را در عهدۀ میرزای شیرازی می‌دانستند[۸۸]، عاقبت با فشار امین السلطان تلگرافی برای وی ارسال، و اعلام داشتند که امتیاز تنباکو «از آحاد ممالک کشور‌ایران برداشته شد»، و از میرزا خواستند از سلطان سپاس نماید.[۸۹] لحاظ به متن پیچیدگی آمیز تلگراف که ممکن بود میرزای شیرازی را به خطا‌اندازد، علما و اعیان طهران طی گزارشی تفصیل مذاکرات آن گرد هم آیی را با تأکید بر اینکه امتیاز فرنگی هنوز پابرجاست و تلگراف قبل هم از گویش علما و در واقع تحمیلی بوده، به اگاهی میرزای شیرازی رساندند و از او حصول تکلیف کردند.[۹۰]

رفع انحصار داخلی

در به عبارتی روز (۱۶ جمادی الاول/ ۲۷ آذر ۱۲۷۰ش) امین السلطان کنسل انحصار داخلی تنباکو را به سراسر ولایات اگاهی بخشید[۹۱]. از طرف دولت نیز اعلامیه‌ای در‌این باب منتشر شد[۹۲]؛ البته اعلامیه‌ها با استقبال روبه رو نشد و همگان در انتظار امر میرزای شیرازی بودند.[۹۳]

در ۲۳ جمادی الاول اعلامیه‌ای سوای امضا در طهران منتشر شد دربردارنده این مقاله که به حکم آشتیانی(میرزا حسن) درصورتی که تا ۴۸ ساعت امتیاز تنباکو کنسل نشود (تا روز دو شنبه) عموم آمادۀ جهاد شوند.[۹۴]

این دهانزد موجب پر نمک و هیجان نو در عموم، و اضطراب و نگرانی شدید در فرمان روا و امین السلطان و خارجیان مقیم طهران شد.[۹۵] همین وقت (اواخر جمادی الاول ۱۳۰۹) نوشته‌ی علمی‌ای به مداد «یکی علما»[۹۶] در طهران منتشر شد که در آن نسبت به هدف ها و آرزوها بیگانگان، به ویژه «اهل یک محل انگلیس که خیانت و حیل آنان نسبت به هم محلی مصر و هندوستان ظواهر و اشکار شده»، و مقایسۀ کمپانی تنباکو با شرکت هند شرقی که «در بدو ضبط هند به نام کسب و کار، رعایای آنجا را تبعۀ خویش ساختند»، به عموم کشور ایران هشدار داده گردیده بود.[۹۷] بخش اعظمی از عموم بعداز نشر شایعۀ جهاد در ادامه تدارک اسلحه و آذوقه برآمدند.[۹۸]

ورود فرمانروا به جریان
فرمان روا شخصاً طومار‌ای تند به آشتیانی نوشت و او‌را تبهکار به عوام فریبی و سر کردگی طلبی و «اقتباس به مجتهد تبریز و آقا نجفی اصفهانی» کرد. آشتیانی هم در جواب سلطان طومار‌ای سفت نوشت و «مفاسد» مداخلۀ خارجیان را برشمرد و یادآوری کرد که کنسل حکم تحریم جز به دست میرزای شیرازی ممکن وجود ندارد. پادشاه که انتظار چنان پاسخی را نداشت، مجدد در طومار‌ای دلجویانه و عذرخواهانه از او خواست تا قصه را نقطه پایان یافته تلقی نماید و به عموم هم اعلام نماید که «این فعالیت آحاد گردیده و قبلی میباشد». آشتیانی در جواب به نامۀ اخیر خلال قدردانی از ناصرالدین سلطان افزود که عموم جز با کنسل بدون نقص امتیاز آهسته نخواهند گرفت.[۹۹]

تکذیب دهانزد
بعد از ظهر یک‌شنبه ۲۶ جمادی‌الاول، پیرو بالا تصاحب کردن نگرانی‌ها از آنچه که ممکن بود در روز دو‌شنبه صورت دهد، آشتیانی علما و صاحبان منبر و محراب را فراخواند و از آن‌ها خواست در مساجد و منابر این خبرپراکنی را تکذیب، و عموم را ساکت نمایند.[۱۰۰] در ۳۰ جمادی‌الاول، بعداز دو هفته انتظار، تلگراف کوتاهی از میرزای شیرازی رسید که در آن علاوه بر قدردانی از فرمان روا اظهار امیدواری کرده بود که «دست خارجه بالمره از کشور‌ایران کوتاه گردد».[۱۰۱] این پاسخ که به کلی برخلاف تمایل دولت بود، موجب خشم ناصرالدین پادشاه شد.[۱۰۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 60
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:46


امامت
امامت امام سجاد(ع) با شهیدشدن امام حسین(ع) در عاشورای سال ۶۱ قمری استارت شد و تا فرصت شهادتش، یعنی سال ۹۴ قمری یا این که سال ۹۵ قمری ادامه داشت. زمان امامت اورا ۳۴ سال گفته‌اند.[۲۶
عبدالله بن زبیر۶۴-۷۳ق تشریفات مشهد (در حجاز)
یزید بن معاویه ۶۰-۶۴ق
حاکمان مجال امامت امام سجاد (ع)
بنابر روایاتی مصرح در منابع شیعی، امام سجاد(ع) جانشین و وصی حسین بن علی(ع) میباشد.[۲۷] در روایات گفته شده از نبی(ص) درباره اسامی امامان شیعه هم اسم امام سجاد(ع) تحت عنوان سید العابدین و تعابیر دیگر دربین امامان آمده میباشد.[۲۸][یادداشت ۱] متکلمان شیعه مانند روحانی اثرگذار، برتری علمی و عملی او بر سایر افراد بعداز پدرش را اول عامل بر امامت او دانسته‌اند.[۳۰]

حاکمان زمان امامت امام سجاد(ع)، عبارتند از: یزید بن معاویه (۶۱- ۶۴ق)، معاویة بن یزید (تعدادی ماه از سال ۶۴ق)، مروان بن حکم (خیر ماه از سال ۶۵ق)، عبدالملک بن مروان (۶۵- ۸۶ق) و ولید بن بنده الملک (۸۶- ۹۶ق).[۳۱]

حادثه کربلا و اسارت
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: رخداد کربلا
مورخان معتقدند امام سجاد(ع) در طی اتفاق کربلا و در روزی که امام حسین(ع) و یارانش به شهید شدن رسیدند، ۲۳ سال داشت.[۳۲] امام در آن روز به شدت مریض بود به سیرتکامل‌ای که در مواقعی که می‌خواستند اورا به قتل برسانند،[۳۳] حمید بن مسلم با بیان کردن این گزاره که وی طفل میباشد و (اورا همین بیماری که دارااست کفایت می‌نماید.) بازدارنده کشتن امام به وسیله سپاهیان شمر بعداز شهیدشدن امام حسین(ع) شد. براساس گزارش حمیدبن مسلم وی پیوسته در چادر از امام سجاد(ع) حفظ کرده تا بازدارنده کشتن وی گردیده‌است.فَلَم أزَل بِهِم حتّى دَفَعْتُهم عنه[۳۴]

کوفه
بعداز اتفاق کربلا، امام سجاد و اهل بیت امام حسین(ع) را به اسیری گرفتند و روانه کوفه و شام کردند. هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه، بر گردن امام سجاد(ع) غُل و جامعه [جامعه، طوق مانندی میباشد که دست‌ها و گردن را با آن به هم می‌بندند] نهادند و زیرا مریض بود و نمی‌توانست خویش را بر پشت شتر نگاهدارد هر دو پای اورا بر شکم شتر بستند.[۳۵]

بنابر بعضی گزارش‌ها، امام سجاد(ع) در کوفه خطبه‌ای نقص‌ نموده است؛ البته اعتنا به وضعیت کوفه و سختگیری و بی‌رحمی مأموران حکومت و بیم کوفیان از آن ها، پذیرفتن اینگونه گزارشی را سخت می‌سازد. سخنان امام سجاد(ع) در خطبه کوفه، به خطبه وی در مسجد اموی دمشق بسیار مشابه میباشد. ازاین‌رو احتمال می‌رود که با سپری شد فرصت راویان واقعه‌ها را با هم آمیخته باشند.[۳۶]

ابن زیاد، امام سجاد(ع) و بقیه اسیران کربلا را در زندان نگهداشت و طومار‌ای به شام نوشت و از یزید دستیابی تکلیف کرد. یزید جواب اعطا کرد، اسیران و سرهای شهیدان کربلا را به شام بفرستد. ابن زیاد، امام سجاد(ع) را غُل بر گردن بنیان و با اسیران همدم مُحَفّر بن ثَعلبه روانه دمشق کرد.[۳۷]

امام سجاد(ع):
«حق هر که به تو بدی نماید اینست که بر وی ببخشی. و در حالتی که دانستی که بخشیدن وی بد میباشد، اعطا کرد خویش را از وی بگیری. خدای -بلندمرتبه و بلندمرتبه- گوید بر هر کس بدو ستم رسیده باشد و دادخواهی نماید گناهی وجود ندارد.»

شهیدی، زندگانی علی بن الحسین، ۱۳۸۵ش، ص۱۸۷.

شام
نوشته ی علمی‌های مهم: خطبه امام سجاد (ع) در شام و خطبه امام سجاد در شام (متن)
امام سجاد(ع) در مسجد شام خطبه‌ای خواند و خویش و بابا و جد خود را به عموم شناساند و به شامیان اذعان کرد که آنچه یزید و کارگزاران وی بر گویش‌ها انداخته‌اند، صحیح وجود ندارد. بابا وی فرنگی وجود ندارد و نمی‌منظور میباشد جمعیت مسلمان ها را بر هم بزند و در بلاد اسلام فتنه برانگیزد. وی برای حق و به دعوت مسلمان‌ها به پاخاست تا آئین را از بدعت‌هایی که در آن پدید آمده، بزداید و به آسانی و عصمت و طهارت بعد از ظهر جدّ خویش برساند.[۳۸]

رجوع به مدینه
به نوشته روضه خوان موءثر، فامیل امام حسین (ع)، به امر یزید، از شام به سوی مدینه جنبش کردند.[۳۹] امام سجاد(ع) هنگام ورود به مدینه به بشیر امر کرد که به مدینه برود و با سرودن اشعاری عموم را مطلع سازد. بشیر مى‌گويد: بر اسبم سوار و با عجله وارد مدينه شدم. هنگامى كه به مسجد النبى(ص) رسيدم صدايم را به گريه بلند كردم و بعد چنين سرودم

يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ بِها
قُتِلَ الْحُسَيْنُ فَأَدْمُعي مِدْرارُ
اَلْجِسْمُ مِنْهُ بِكَرْبَلاءَ مُضَرَّجٌ
وَالرَّأسُ مِنْهُ عَلَى الْقَناةِ يُدارُ}
(اى عموم مدینه، دیگر مدینه جاى ماندن شما وجود ندارد، چون حسین كشته شد که اشک اینجانب این سیرتکامل روان میباشد. پیکر وی در کربلا به خاک و خون غلطیده و رمز مقدسش بالاى نیزه، شهر به شهر گردانده شد).

امام سجاد(ع) هم در کنار دروازه شهر مدینه برای عموم خطبه خواند:

«ستایش و قدردانی منحصربه‌فرد خدایى میباشد که خداوند جهانیان، بخشنده و کریم ومهربان، صاحب و مالک روز جزا و تولید کننده همگی مخلوقات میباشد. به عبارتی خدایى که (از سویى آشنایی واقعیت وی) آن قدر از ما بدور میباشد که بیان کننده در اسمان هاى رفیع جاى گرفته و (از سوى دیگر با دانش و اشراف‌اش) آن قدر به ما مجاورت میباشد که گواه و شنواى سخنان درِ گوشى ما میباشد. او‌را بر رویدادها تبارک، جراحت‌هاى زمان، فجایع دردناک، سختی‌هاى سوزان، بلاهاى هنگفت و مصیبت‌هاى گرانقدر، خشونت توشه، متراکم، آسیب پذیر و ویرانگر حمد مى‌کنم.

اى عموم! خداوندى ـ که ثنا منحصر اوست ـ مارا به مصیبت‌هاى گران قدر و خسارتى جبران ناپذیر در اسلام آزموده میباشد. (آرى) اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و خاندانش به شهید شدن رسیدند و زنان و کودکانش به اسارت در آمدند و راز مطهر آن حضرت را بالاى نیزه‌ها در شهرها به گردش در آوردند و این مصیبتى میباشد که مانند ندارد!

اى عموم! پس از شهیدشدن وی، کدام یک از مردانتان مى تواند شادى نماید؟ یا این که کدام قلبى مى‌تواند براى وی محزون نباشد؟ یا این که کدام چشمى مى‌تواند فغان نکند و اشک نریزد؟ به باور عرش‌هاى هفت گانه با بناهاى محکمش، دریاها با امواجش، اسمان‌ها با ارکانش، زمین با تمامی نواحى و جوانبش، درختان با شاخسارهایش، ماهیان و دریاهاى عمیق، و ملائکه پایگاهّب الهى و همگی آسمانیان، بر شهید شدن وی گریستند.

اى عموم! کدام قلب میباشد که در شهید شدن وی لرزان نشود؟ یا این که کدام جگرى را مى‌اقتدار یافت که براى وی نسوزد؟ یا این که کدام گوشى میباشد که‌این واقعه تعالی و جبران ناپذیر را بشنود و جراحت نبیند؟

اى عموم! ما طرد گردیده، آواره، رانده و بدور از شهرها شدیم; بیان کننده ما فرزندان اقوام غیر مسلمانیم ، سوای آنکه جرمى کرده و یا این که شغل ناپسندى مرتکب گردیده و یا این که ضربه‌اى به اسلام زده باشیم. هیچ وقت این ماجراهاى دردناک را درباره گذشتگانمان نشنیدیم «این صرفا یک فرمان نو و تازه میباشد».

به آفریدگار قسم! در‌صورتی‌که فرستاده(صلى الله علیه وآله) بدین مجموعه پیشنهاد مى‌کرد که با ما بجنگند، آن‌سیرتکامل که درباره ما به آن ها توصیه (به محبت) کرد، هیچ زمان بیشتراز این نمى‌توانستند جنایت نمایند; إنّالله وَ إنّا إلَیه راجِعُون ، از این مصیبتى که بسیار بلندمرتبه، ناراحتی انگیز، دردناک، انباشته، ناهنجار، ناراحت کننده و هنگفت میباشد. در قبال مصائبى که به ما رسیده از معبود محرک مى‌طلبیم. به باور پروردگار ناکامی ناپذیر و صاحب و مالک انتقام میباشد. [۴۰] امام سجاد(ع) که ۳۴ سال بعد از اتفاق کربلا زنده بود،[۴۱] همواره سعی میکرد حافظه و خاطره شهدای کربلا را زنده نگه دارااست. امام هر گاه آب می نوشید به حافظه بابا بود و بر مصایب امام حسین(ع) فغان می کرد و اشک می‌جاری شد.[۴۲]

در روایتی از امام درستگو(ع) آمده میباشد: «امام زین العابدین وقتی که موقع افطار خدمتکار برایشان آب و طعام می برد، می‌فرمود: فرزند نبی خداوند(ص) گرسنه کشته شد! فرزند فرستاده آفریدگار تشنه، کشته شد! و پیوسته این حرف را تکرار میکرد و زاری میکرد به سیرتکامل‌ای که اشک‌های آن حضرت با آب و غذایش ترکیب میشد. پیوسته این سیرتکامل بود تا رحلت کرد.»[۴۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 126
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 214
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 506
  • بازدید ماه : 647
  • بازدید سال : 3522
  • بازدید کلی : 44663
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی