منشأ این کنیه قصهها و افسانهها و کتاب ها متأخر میباشد و در منابع متقدم هیچ اشارهای به آن نشده میباشد.[۱۸] در برخی کتابها آمده میباشد: تا مجال عضدالدوله، کسی از مدفن فرمانروالامپ(ع) استحضار نداشت و جای حاضر، تل گلی بیشتر عدم وجود که در نزدیکی آن منزلهای گوناگون وجود داشت. به عنوان مثال پیرزنی در زیر آن تل، منزلای گلی داشت و در هر شب آدینه، ثلث نیمه شب میروئت کرد چراغی در غایت فروغ در بالای تل خاک میدرخشد و تا طلوع صبح نورش به حیث می رسد. یکسری شب آدینه مراقب بود و نور و روشنایی لامپ به همین چگونگی ادامه تشریفات مشهد داشت.
با خویش اندیشید شاید این جای قبر یکیاز امام زادگان یا این که اولیای آفریدگار باشد و عالی میباشد که امیر عضدالدوله را بر این احوال با خبر کند. هنگام روز به همین تصمیم به سرای عضدالدوله دیلمی رفت و چگونگی آن چه را چشم بود، به پهنا رسانید. امیر و حاضران از بیانش در تعجب شدند. درباریان که اینگونه موضوعی را بر خلاف میدانستند، هریک با ذوق وسلیقه خویش چیزی ذکر کردند. یک کدام از خاطرنشان کرد: پیرزن به انگیزه ضعف قوا، شب خوابش نمیپیروزی.
و هر که سخنی میذکر کرد. عضدالدوله اعلام کرد: «نباید اینگونه باشد که شما میگویید. سخنان این زن در دل اینجانب اثری پسندیده باقی گذاشت؛ چون می گوید کهاین لامپ، تنها در شبهای آدینه، آن هم در ثلث نیمه شب چشم می گردد خیر تمامی شبها و خیر مجموع شب آدینه. با اعتنا بهاین مورد، می بایست اعتنا بیشتری داشت؛ باشد که رازّی از اسرار مکشوف شود.» به هر اکنون قرار شد که اولین شب آدینه آتی، شخصاً داخل منزل پیرزن به ضیافت رود و خویش لامپ را معاینه و مشاهده نماید.
زیرا شب آدینه فرا رسید، فرمان روا به منزل پیرزن آمد. زیرا ثلث نصف شب شد، چشمش را متوجه سمتی نمود که لامپ را به وی نماد میبخشید، او آشکارا نوروروشنایی لامپ را روئت کرد و در شگفتی تعجب آور بماند. گیج و متفکر به سرای خود رجوع و برگشت و با خویش اعلام کرد: «این اثر ها و علایم چهگونه و از کجا میتواند باشد و آیا آن چه را چشمام، خواب بوده میباشد یا این که بیداری؟»
در همین تحیر و درنگ، به خواب رفت. در دانا رؤیا سیدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به وی فرمود: ای امیر از چه در ذهنی؟ درین محل، مدفن اینجانب میباشد و اینجانب احمد بن موسی الکاظم(ع) هستم و برای یقین خیال خویش، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به دلیل تو بفرستم.» و زیرا عضدالدوله اینگونه بدید و بشنید، خرسند از خواب بیدار شوید...[۱۹]
مدفن احمد بن موسی(ع)
درباره محل دفن او دو عقیده وجود دارااست:
خراسان [۲۰]
شیراز (حیث دارای اسم و رسم میان بزرگان و مورخان)[۲۱]
فرزندان
بخش اعظمی از علمای انساب احمد بن موسی را فارغ از فرزند دانستهاند؛[۲۲]البته مغایر آنها بعضا او را دارنده فرزند دانستهاند، ضمانت کننده بن شدقم برای او چهار فرزند به اسمهای محمد، علی، عبدالله و داود نقل نموده است. [۲۳] عباس سود قمی [یادداشت ۲] امامزاده ابراهیم مدفون در قم را فرزند احمد بن موسی می داند. [۲۵]
روز بزرگداشت
در سال ۱۳۸۶ش با تصمیم شورای تمدن همگانی استان عجم، ۶ ذیالقعده در دهه کرامت یعنی حدفاصل میلاد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) بهتیتر روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ انتخاب شد.[۲۶]
منشأ این کنیه قصهها و افسانهها و کتاب ها متأخر میباشد و در منابع متقدم هیچ اشارهای به آن نشده میباشد.[۱۸] در برخی کتابها آمده میباشد: تا مجال عضدالدوله، کسی از مدفن فرمانروالامپ(ع) استحضار نداشت و جای حاضر، تل گلی بیشتر عدم وجود که در نزدیکی آن منزلهای گوناگون وجود داشت. به عنوان مثال پیرزنی در زیر آن تل، منزلای گلی داشت و در هر شب آدینه، ثلث نیمه شب میروئت کرد چراغی در غایت فروغ در بالای تل خاک میدرخشد و تا طلوع صبح نورش به حیث می رسد. یکسری شب آدینه مراقب بود و نور و روشنایی لامپ به همین چگونگی ادامه تشریفات مشهد داشت.
با خویش اندیشید شاید این جای قبر یکیاز امام زادگان یا این که اولیای آفریدگار باشد و عالی میباشد که امیر عضدالدوله را بر این احوال با خبر کند. هنگام روز به همین تصمیم به سرای عضدالدوله دیلمی رفت و چگونگی آن چه را چشم بود، به پهنا رسانید. امیر و حاضران از بیانش در تعجب شدند. درباریان که اینگونه موضوعی را بر خلاف میدانستند، هریک با ذوق وسلیقه خویش چیزی ذکر کردند. یک کدام از خاطرنشان کرد: پیرزن به انگیزه ضعف قوا، شب خوابش نمیپیروزی.
و هر که سخنی میذکر کرد. عضدالدوله اعلام کرد: «نباید اینگونه باشد که شما میگویید. سخنان این زن در دل اینجانب اثری پسندیده باقی گذاشت؛ چون می گوید کهاین لامپ، تنها در شبهای آدینه، آن هم در ثلث نیمه شب چشم می گردد خیر تمامی شبها و خیر مجموع شب آدینه. با اعتنا بهاین مورد، می بایست اعتنا بیشتری داشت؛ باشد که رازّی از اسرار مکشوف شود.» به هر اکنون قرار شد که اولین شب آدینه آتی، شخصاً داخل منزل پیرزن به ضیافت رود و خویش لامپ را معاینه و مشاهده نماید.
زیرا شب آدینه فرا رسید، فرمان روا به منزل پیرزن آمد. زیرا ثلث نصف شب شد، چشمش را متوجه سمتی نمود که لامپ را به وی نماد میبخشید، او آشکارا نوروروشنایی لامپ را روئت کرد و در شگفتی تعجب آور بماند. گیج و متفکر به سرای خود رجوع و برگشت و با خویش اعلام کرد: «این اثر ها و علایم چهگونه و از کجا میتواند باشد و آیا آن چه را چشمام، خواب بوده میباشد یا این که بیداری؟»
در همین تحیر و درنگ، به خواب رفت. در دانا رؤیا سیدی بزرگوار و جلیل القدر را زیارت کرد که به وی فرمود: ای امیر از چه در ذهنی؟ درین محل، مدفن اینجانب میباشد و اینجانب احمد بن موسی الکاظم(ع) هستم و برای یقین خیال خویش، کسی را در همین محل نزد ما بفرست تا انگشتری به دلیل تو بفرستم.» و زیرا عضدالدوله اینگونه بدید و بشنید، خرسند از خواب بیدار شوید...[۱۹]
مدفن احمد بن موسی(ع)
درباره محل دفن او دو عقیده وجود دارااست:
خراسان [۲۰]
شیراز (حیث دارای اسم و رسم میان بزرگان و مورخان)[۲۱]
فرزندان
بخش اعظمی از علمای انساب احمد بن موسی را فارغ از فرزند دانستهاند؛[۲۲]البته مغایر آنها بعضا او را دارنده فرزند دانستهاند، ضمانت کننده بن شدقم برای او چهار فرزند به اسمهای محمد، علی، عبدالله و داود نقل نموده است. [۲۳] عباس سود قمی [یادداشت ۲] امامزاده ابراهیم مدفون در قم را فرزند احمد بن موسی می داند. [۲۵]
روز بزرگداشت
در سال ۱۳۸۶ش با تصمیم شورای تمدن همگانی استان عجم، ۶ ذیالقعده در دهه کرامت یعنی حدفاصل میلاد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) بهتیتر روز بزرگداشت حضرت احمد بن موسی شاهچراغ انتخاب شد.[۲۶]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟