loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 28
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 14:36


وسوسه شدن حوّا در روایات
هرچند در روایات تفسیری، درباره جزئیات وسوسه شیطان و نقش حوّا در رانده شدن خویش و همسرش از فردوس مطالبی آمده[۲۵] که ظاهراً برگرفته از روایت ذکر شده در هجرت پیدایش در پیمان عتیق میباشد.[۲۶] همینطور در حدیثی با قید اسم حوّا آمده: «در صورتی‌که حوّا خلا، محصول زن به شوهرش تشریفات مشهد حیله نمیکرد»

[۲۷] که خواسته از توطئه، نقش حوّا در اول گناه بشر دانسته شد‌ه‌است.[۲۸] همینطور روایتی بر وسوسه شدن حوّا بعداز اخراج از پردیس دلالت داراست؛ بدین ترتیب ماجرا، حوّا آبستن میشد اما نوباوه‌اش زنده نمی‌ماند. شیطان (که حارث نامیده میشد) نزد او آمد و اورا وسوسه کرد که طفل را عبدالحارث نام گذاری کند تا زنده بماند. آنها نیز اینگونه کردند در حالی که‌این وسوسه‌ای شیطانی بود.[۲۹] به این ترتیب داستان، حوّا مجدد موجب فریب انسان شد. (عالمان شیعه و سنّی انتقادات یا این که تأویلاتی در این مورد دارا هستند)[۳۰] علامه مجلسی صدور این احادیث از امامان شیعه را از روی تقیه دانسته میباشد؛ علامه طباطبائی [۸۷] این ماجرا و نظایر آن را جعلی یا این که از اسرائیلیات دانسته میباشد.[۳۱]

حوا در کتاب ها تاریخی
با این‌که در منابع حدیثی شیعه و سنّی، احادیث معدودی درباره حوا آمده میباشد، در کتاب‌های تاریخ، تراجم و قصص انبیا روایاتی فراوان، متعدد و غالباً از سیرتکامل اسرائیلیات چشم می‌گردد.[۳۲] به این ترتیب احادیث، زمانی که خداوند حضرت بشر را در پردیس بومی کرد، او صرفا بود. آن گاه پروردگار او‌را به خوابی عمیق فرو موفقیت و حوّا را از یکی‌از دنده‌های پهلوی چپش اخلاق کرد. در طی این فعالیت، بشر هیچ دردی شم نکرد، چون در غیر این شکل میلی به زن نمی‌داشت. بعد از آن بر حوّا خرقه‌های بهشتی پوشاندند، او را آراستند و بالای رمز انسان نشاندند. انسان بعداز بیدار شدن او‌را روءیت کرد و او را حوّا نامید.


نمایی دیرین از مرقد حوا در جده (۱۹۱۸م)
در همین منابع آمده میباشد که بشر و حوّا در پردیس در ناز و نعمت بودند، البته ابلیس، که از دهن مار کلام می‌اظهار‌کرد، با امداد طاووس آنان را فریب اعطا کرد و میوه ممنوعه (جاودانگی) را آغاز حوّا و آن گاه بشر خورد. در روایتی آمده میباشد تا‌زمانیکه انسان عقل سلیم داشت از میوه ممنوعه نخورد، ازاینرو، حوّا به وی شراب نوشاند و آن‌گاه اورا نزد درخت موفقیت و وادار به میل کردن از میوه آن نمود.

انسان و حوّا در ادامه قانون شکنی از دستور الهی و میل کردن میوه ممنوعه، محکوم و از فردوس رانده شدند. ضمن جزاهای مشترک، به حوّا و آن‌گاه تمامی زنان بعد از وی جزاهای بسیار دیگری به عنوان مثال عادت ماهانه، حاملگی و درد وضع حمل داده شد. بعد از رانده شدن از فردوس، انسان در هند و حوّا در جده فرود آمد و بعد از توبه، در عرفات با یکدیگر ملاقات کردند. آن ها بعضا از مناسک حج را به مکان آوردند و حوّا برای اول توشه حیض شد. بشر پایش را بر زمین کوبید و آب زمزم سرازیر شد و حوّا با آن غسل کرد. حوّا از بیست توشه زایمان چهل کودک به جهان آورد. وی 1‌سال بعد از انسان درگذشت و در جوارش به خاک امانت شد.[۳۳]

مدفن حوا
درباره مدفن حوا اختلاف می‌باشد. برخی جدّه را محل فرود داخل شدن و مدفن حوّا دانسته‌اند[۳۴] و سازه به قولی به همین سبب ساز جدّه نامیده شد‌ه‌است. ظاهراً اولیه «مقبرة حوّا» را ایرانیان ساخته‌اند.[۳۵] حکومت سعودی این حرم را تخریب کرد. بعضی احادیث و نقل‌های تاریخی هم دلالت بر این دارا‌هستند که حوا در غاری بنا شده در کوه ابوقبیس در مکه و کنار حضرت انسان مدفون میباشد.[۳۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 45
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 17:11


سید نورالله حسینی شوشتری (۹۵۶ -۱۰۱۹ق) یا این که مرعشی مشهور به حکم کننده نورالله شوشتری یا این که شهید ثالث، دانا، اصولی، متکلم، محدث و شعر سرا شیعی در پیمان صفویه میباشد. شوشتری تالیفات اکثری مثلا احقاق الحق و ازهاق الباطل، مجالس المؤمنین، الصوارم المهرقه و مصائب النواصب دارااست. وی حکم دهنده القضاة هند بود و مبنی بر مذهب ها چهارگانه اهل سنت، فتوا می‌اعطا کرد. وی سرنوشت با بدگویی بدخواهان، به امر جهانگیرشاه به مرگ محکوم شد و به قتل رسید. او در آگرای هند مدفون تشریفات مشهد میباشد.

به دنیا آمدن و نسب
سید نورالله حسینی مرعشی در سال ۹۵۶ق در شوشتر از شهرهای خوزستان متولد شد. تبار او به امام سجاد(ع) می رسد. بابا وی سید شریف الدین، از علمای بعد از ظهر خویش بود. سید شریف الدین دارنده اثراتی در علم ها نقلی و عقلی بود. اجداد حکم کننده نورالله به نجم الدین محمود حسینی مرعشی آملی که از آمل به شوشتر مسافرت کرد بازمی‌شود.[۱] حکم دهنده نورالله همواره به لینک خویش بدین سلسله افتخار میکرد و این زمینه در آثارش نمایان میباشد.

فرزندان
حکم کننده نورالله شوشتری ۵ پسر داشت که هر کدام از آنها از نویسندگان، شاعران و علمای بعدازظهر خویش به شمار میروند و دارنده تألیفاتی می باشند:

سید محمد یوسف
شریف الدین (۹۹۲ـ ۱۰۲۰ ق)
علاء الملک
سید ابوالمعالی (۱۰۰۴ـ ۱۰۴۶ق)
سید علاء الدوله (ت۱۰۱۲)[۲]
تحصیلات
سید نورالله، در شوشتر به علم آموزی دانش پرداخت. علم ها نقلی و عقلی را نزد پدرش فراگرفت و طب را نزد حکیم مولانا عماد الدین یادگرفت. میر صفی الدین محمد و میر جلال الدین محمد صدر از معلمان وی بودند. وی در ۲۳ سالگی در سال ۹۷۹ (ه‍.ق) به یاور اخوی کوچکترش سید وجیه الدین محسن برای علم آموزی به مشهد رفت.[۳]

حکم دهنده نورالله در مشهد در درس مولا عبدالواحد شوشتری حاضر شد و بیشترین سود علمی خود را در مسئله‌های فقه، اصول، صحبت و حدیث و تعبیر و تفسیر از وی استحصال کرد. وی از درس مولا محمد ادیب قاری تستری، ادبیات عرب و تجوید قرآن مهربان را یادگرفت و در‌پی علم آموزی از بزرگانی اذن داستان دستیابی کرد. از آن دربین می‌اقتدار به عبدالرشید شوشتری فرزند خواجه نورالدین طبیب (مؤلف کتاب مجالس الامامیه در اعتقادات) و همینطور مولا عبدالوحید تستری اشاره نمود.[۴]

مسافرت به هند
سید نورالله در سال ۹۹۲ یا این که ۹۹۳ق ناچار به شکاف مشهد و مسافرت به هند شد. انگیزه این سفر، مصیبت‌های مداوم و فجایع و کودتا‌های مکرر در مشهد بود؛ به گونه ای که در یک کدام از حمله هاِ ازبک‌ها به مشهد، برادرش کشته شد. در‌این فرصت پاد شاه عباس نخستین هنوز به طور رسمی بر تخت ننشسته بود. بی‌ثباتی سیاسی خراسان، سید نورالله را وادار به مسافرت به محل امن‌تری کرد. هندوستان در آن مجال یکی آهسته‌ترین زمان تاریخ خویش را سپری می کرد.[۵]

شاید این متانت هندوستان، به روحیه اکبر فرمانروا بازمی‌گشت که در آن طولانی آن مرزو بوم حکمرانی می کرد. اکبر فرمان روا، پسر همایون فرمانروا، نوه بابر و از نسل تیمور گورکانی در ۱۴ سالگی به سلطنت رسید و لیاقت و دور اندیشی ازخود علامت بخشید و ممالک گجرات، بنگال و کشمیر و گواهی را به تصرف خویش درآورد و سلطنتی گران قدر ایجاد کرد و شهرها و آبادی‌های بی‌شماری نهاد بنیان.[۶]

اکبر فرمان روا علی‌رغم عشق و علاقه فراوان به عمران و آبادی، و التفات خاصی که به مسائل فلسفی داشت، ولی نظریه چندان محکمی نسبت به آیین خاصی نداشت. همین طریقه اکبر پاد شاه به آیین، او‌را به تفکر ارائه فقاهتی برآمده از ادیان متفاوت انداخت.

حکم کننده نورالله شوشتری به هنگام ورود به آگره، اولیه به دیوان اکبر سلطان در فتح پور سکری نزد ابوالفتح مسیح الدین گیلانی، طبیب توانمند اهل ایران و شعر سرا تبارک رفت. مسیح‌الدین گیلانی پس از یادگرفتن علم ها و فوت‌و‌فن در سال ۹۸۳ وارد هندوستان شد و به خیال و خاطر قابلیت و امکان و شایستگی خود در زمره مقربان اکبرشاه درآمد.[۷] مسیح الدین، شوشتری را به اکبر سلطان معرفی کرد. سید نورالله شوشتری، کتابی که درباره حضرت علی(ع) نوشته بود، به فرمان روا اهدا کرد. اکبر فرمان روا به وی و کتابش بسیار علاقمند شد.

اصحاب تراجم نقل کرده‌اند که حکم دهنده نوروروشنایی الله، اولی عالمی بود که در هند اظهار تشیع کرد و به آن دعوت نمود و با علمای مخالف جلسات مناظره ایجاد کرد.[۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 28
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:44


الغارات کتابی به گویش عربی، تاثیر ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی کوفی (متوفای ۲۸۳ق) میباشد. الغارات از دیرین‌ترین متن‌ها تاریخی شیعه به شمار می رود. این کتاب دربردارنده مطالبی گزیده از زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع)، حیات عملی، خطبه‌ها، طومار‌ها و توصیه‌های حضرت و نیز مبارزه‌ها و کشمکش‌ها در طول خلافت امام علی(ع) و بعداز آن میباشد. از آن‌جهت که درین تاثیر به تجاوزهای معاویه در قلمرو امیرمؤمنان پرداخته گردیده، به الغارات آوازه یافته میباشد. مؤلف درین تاثیر از راویان شیعه و سنی سود کرده و از این‌رو منبعی بی نیاز را پدید آورده و همواره آیتم دقت و به کارگیری عالمان شیعی بوده میباشد. علامه مجلسی و ابن ابی الحدید نقش به‌سزایی در زنده نگه‌داشتن این کتاب داشته‌اند. این کتاب بارها به گویش فارسی ترجمه تشریفات مشهد گردیده‌است.

درباره مؤلف
نوشته ی علمیٔ اساسی: ابراهیم بن محمد ثقفی
ابواسحاق ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال ثقفی اصفهانی دارای اسم و رسم به ابن هلال ثقفی، محدّث، فقید، مورخ و مؤلف شیعه امامی قرن سوم هجری قمری میباشد. وی برای تبلیغ تشیع به اصفهان رفت و در آنجا به یاد ماندنی شد. از پر رنگ‌ترین راویانِ احادیث ثقفی، احمد بن محمد بن خالد برقی و صفّار قمی می باشند. بیشتر علمای رجال شیعه از وی تعریف و تمجید کرده و او‌را برای مثال راویان گزینه پشت گرمی دانسته‌اند. دارای اسم و رسم‌ترین کتاب وی، الغارات میباشد که به تجاوزهای لشکر معاویه به بخشها پایین حکومت حضرت علی(ع) پرداخته میباشد.

اسم کتاب و زمینه آن
این کتاب در برخی منابع به اسم «الاستنفار و الغارات» و در برخی دیگر با اسم «الاَسفار و الغارات» تصویب گردیده‌است البته بین علما و محافل علمی به «الغارات» مشهور میباشد.[۱] به لحاظ میاید که اسم کتاب بر گرفته از یکی‌از سخنان امام میباشد.(شُنَّت عَلیکُمُ الغَاراتُ).[۲]

زیرا مقصود مؤلف درین تألیف، آن بوده تا شبیخون‌های معاویه را که بعداز نزاع نهروان به قلمرو امیرالمؤمنین علی(ع) و کشور‌های ذیل تصرف او‌را خاطر نماید، آن را الغارات نامیده میباشد.
با این درحال حاضر، به جهت درایت‌های فراوان مؤلف، مطالب ارزشمندی سوا تیتر مهم غارات بر این کتاب افزوده شد‌ه‌است. چنانکه مؤلف مختصری از زندگانی امیرالمؤمنین(ع) و طریق اداری، مالی، سیاسی، اخلاقی و خطبه‌های آن حضرت، کارگزارانی زیرا قیس بن سعد، محمد بن ابی دیده نشده، صاحب اشتر، رویدادهای آن ها در مصر را گزارش نموده است.[۳]

در ورژن چاپ انجمن اثر ها ملی، نقطه نهایی این کتاب بخشی به عنوان «التعلیقات و هی سبعون تعلیقة» وجود دارااست که در آن مطالب مختلفی نقل گردیده‌است. این تعلیقات به مانند پیشگفتار، بوسیله سید جلال‌الدین حسینی ارموی مندرج میباشد.[۴]

علت تألیف
مقصود مؤلّف درین تألیف، آن بوده تا غارت‌هایی را که بعداز پیکار نهروان به قلمرو امیرالمؤمنین علی(ع) و مرزوبوم‌های پایین تصرّف وی از طرف معاویه گردیده است خاطر نماید. این نوع تألیف در آن مجال، دربین سیره‌نویسان و مورخان متداول بوده حتّی جماعتی مانند کلبی، أبو مخنف، مداینی و نصر بن مزاحم که تمامی از مشایخ مؤلّف می باشند نیز هر کدام کتابی درین قضیه به همین اسم گرد آورده‌اند.[۵]


الغارات با استیناف و تعلیق سید عبدالزهرا حسینی
التفات و مقام
این کتاب از قدیم آیتم به کارگیری عالمان و مورخان شیعه و سنی بوده میباشد. احمد بن خالد برقی در المحاسن، محمد بن حسن صفار در بصائر الدرجات، کلینی در کافی، صدوق در اینجانب لا یحضر، موثر در امالی، طوسی در التهذیب، سید مرتضی در الشافی، علی بن ابراهیم قمی در تعبیروتفسیر قمی، ابن قولویه در بی نقص الزیارات، ابن شهرآشوب در المناقب، طبرسی در اعلام الوری، سید علی بن طاووس در الیقین و اقبال الاعمال، سید عبدالکریم بن طاووس در فرحة الغری، عمادالدین طبری در بشارة المصطفی، قطب راوندی در الخرائج و الجرائح، حر عاملی در ثابت الهداة و وسائل الشیعة، محدث نوری در مستدرک الوسائل و محدث قمی هم در سفینة البحار به صورت کلان از نوشته‌ها و احادیث او به کارگیری کرده‌اند.[۶] علامه مجلسی هم مطالب این کتاب را در بحارالانوار آورده و ابن ابی الحدید اکثری از گزارش‌های این کتاب را در گستردن نهج البلاغه خویش آورده میباشد.

کتاب حاضر از حیث نوشتن و کتابت و عنوان ها و متد، بسیار عالی تهیه و تنظیم گردیده و از لحاظ محتوا هم بسیار متقن میباشد. در‌این کتاب از ائمه شیعه و راویان امامیه بسیار نادر مستعمل ولی از راویان معروف اهل سنت مانند رجال صحاح سته و مسانید دارای اسم و رسم نقل می‌گردد.[۷]

قصه کتاب الغارات
فهرست کتاب‌های ابواسحاق را عباس بن السری، محمدبن زید الرطاب و احمد بن علویه اصفهانی پر اسم و رسم به ابن اسود کاتب داستان کرده‌اند. روحانی صدوق کتاب‌های ابواسحاق را از پدرش و وی از عبدالله بن حسن موءدب و وی نیز از احمد بن علویه اصفهانی قصه نموده است. البته از کیفیت و چگونگی ماجرا کتاب‌هایی به عنوان مثال الغارات با وجود آنکه عده ای از بزرگان زیرا ابن ابی الحدید و حسن بن سلیمان حلی طلبه شهید اولیه بی واسطه از آن ماجرا کرده‌اند؛ خبری در چنگ وجود ندارد.[۸] به نوشته محدث ارموی، نُسَخ این کتاب از قدیم الایام اعتزاز کبریت احمر و نادر‌خیس از سیمرغ و کم یاب بوده میباشد.[۹]

زنده نگه‌داشتن کتاب الغارات
محدث ارموی مصحح کتاب الغارات در پیشگفتار میگوید:

«در صورتی‌که زحمات دو بدن از بزرگان اسلام و علمای اعلام نمی‌بود اینجانب با کمال تهیدستی و بی‌بضاعتی که دارم هیچ زمان نمی‌توانستم با اینگونه ورژن‌ای در راه و روش تصحیح این کتاب قدمی بردارم تا چه برسد که به تصحیح آن همّت گمارم و حاشیه ها و تعلیقات بر آن بنگارم.
عبد و بنده الحمید بن ابی الحدید معتزلی بغدادی شارح نهج البلاغة؛ چون او بیشتر مطالب و مندرجات کتاب غارات را در گستردن نهج البلاغة نقل کرده و در یک سری گزینه نیز بعضی از لغات ایراد را برداشته و به مکان آن ها لغات سهل و آسان‌تری گذارده میباشد و در پاره‌ای از مورد ها نیز به توضیح و تفصیل آن مطالب پرداخته میباشد.
محمّد باقر مجلسی که تک تک مطالب الغارات را در مجلّدات بحار نقل کرده و هیچ سیرتکامل تغییری در کلمه ها نداده، مگر در مواقعی که تلخیص کرده و تصریح به آن کرده است و در مورد ها مقتضی نیز به گستردن و ذکر آن ها پرداخته میباشد.»[۱۰]

وی در‌پی دو نفر دیگر را از علمای شیعه را نیز به شمار میاورد:

روضه خوان حرّ عاملی مالک وسائل الشیعة.
میرزا حسین نوری مؤلّف مستدرک الوسائل.
چون این دو نفر نیز قسمتی از أحادیث مرتبط با عقائد، أحکام و خلق و خوی ذکر شده در کتاب غارات را در کتاب‌های خویش درج نموده‌اند.[۱۱]


الغارات ترجمه عبدالمحمد آیتی
نسخه ها و چاپ
با وجود آوازه و مداقه این کتاب، ورژن‌های چندانی از آن مو جود وجود ندارد و به عبارتی‌سیرتکامل که متفحص کتاب، محدث ارموی گفته میباشد نسخه ها این کتاب از قدیم بسیار کم یاب بوده میباشد. دیرین‌ترین ورژن شناخته گردیده در چنگ علامه مجلسی بوده که مبنی بر ورژن‌ای دیگر در زمان صفویه استنساخ گردیده‌است.

نسخه ها چاپ گردیده الغارات در دو ورژن میباشد:

چاپ انتشارات انجمن اثر ها ملی در سال ۱۳۹۵ق و مشمول دو جلد یار و همدم با حاشیه ها و تعلیقات مبسوط، تصحیح و پژوهش سید جلال الدین محدث ارموی با پیشگفتار‌ای قریب به صد برگه به چاپ رسید. (شانزده کاغذ فارسی و سایر عربی).
چاپ دار الکتاب الاسلامی به تاریخ ۱۳۷۰ش یاور با پژوهش ها عبدالزهرا الحسینی الخطیب.[۱۲]
ترجمه‌ها
هر تعدادی از ترجمه الغارات به لهجه انگلیسی اطلاعی در چنگ وجود ندارد البته این کتاب به فارسی ترجمه گردیده‌است:

روحانی محمدباقر کمره‌ای اندکی بعداز رسیدگی محدث ارموی آن‌را به فارسی برگرداند و به سال ۱۳۹۷ق به چاپ رساند.
ترجمه‌ای دیگر به فارسی از عبدالمحمد آیتی از روی تصحیح عبدالزهرا خطیب.[۱۳]
[۱۴]

ترجمه‌ای از عزیزالله عطاردی به فارسی.
ترجمه سیم محمود زارعی، نشر دهنده ذکر معنوی (متعلق به موسسه فرهنگی هنری بعد از ظهر ذکر معنوی)، سال ۱۴۰۱ش. [۱۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 33
شنبه 11 مرداد 1404 زمان : 18:21


الرّسالَةُ العَلَویة فی فَضلِ أمیرالمؤمنین(ع) عَلی سائرِ البَرّیة سِاو سیدنا رَسولُ الله(ص) کتابی کلامی به گویش عربی تاثیر ابوالفتح کراجکی (درگذشت ۴۴۹ق) میباشد که به قضیه تفضیل علی بن ابی طالب(ع) پرداخته میباشد. مؤلف درین تاثیر، کتاب را در سه پیمان آورده و به افضلیت علی(ع) از روش قرآن، خصوصیت‌های امام و پاسخ به شبهه ها وارده درباره امام می پردازد. این رساله که از اعتقادات شیعه دعوا می‌نماید با تیتر «‌التفضیل‌» تشریفات مشهد نیز آوازه داراست.

درباره مؤلف
نوشته‌ی علمیٔ مهم: ابوالفتح کراجکی
روضه خوان ابوالفتح، محمد بن علی کراجکی طرابلسی در قرن چهارم هجری قمری متولد شد. وی از براق‏‌ترین رخ‌‏های علمی نصفه نخستین قرن پنجم هجری قمری و معاصر با روضه خوان طوسی و عالم، اصولی، ریاضیدان، ستاره شناس، ادیب و باخبر به علم ها حدیث، فلسفه، حرف، نحو، کردار، تاریخ، رجال، تعبیروتفسیر و پزشکی بود. او از شخصیت‏‌های بزرگی مانند روحانی اثر گذار و سید مرتضی سود کرده و بیشتراز ۸۰ تألیف دارااست.

اسم کتاب
این تاثیر با اسم‌های دیگری نیز آوازه داراست:

التفضیل که در کتاب‌های لؤلؤ البحرین، امل الآمل، ریاض العلماء و روضات الجنات نام برده میباشد.
تفضیل امیر المؤمنین که مجلسی در بحار و آقا بلندمرتبه در الذریعه ذکر شده میباشد.
تفضیل علی علی غیره که در الذریعه ذکر شده شد‌ه‌است. [۱]
الرسالة العلویة فی فضل و ادب أمیر المؤمنین علیه‌السلام علی سائر البریة سوی سیدنا نبی اللّه صلّی اللّه علیه و آله.[۲]
ساختار
نویسنده، مطالب خویش را به طور پیوسته و با کلمه و واژه فصل، مباحث را از همدیگر تفکیک می‌نماید و در هر فصل به ذکر یک کدام از فضائل امام علی(ع) می پردازد که منجر برتری آن حضرت بر دیگر افراد میباشد. این لوازم در واقع احادیثی از نبی خداوند یا این که منقبت و خصوصیت‌ای میباشد که آن حضرت دارا بوده میباشد.

مؤلف با توضیحی کوتاه درباره این فضیلت‌ها، به نقل احادیث آن‌ها پرداخته و با بیان سلسله اوراق، آنان‌را آورده میباشد. آن گاه توضیح می دهد که‌این روایات یا این که گزارش‌ها چه گونه بر فضل و ادب و برتری علی (ع) بر دیگر افراد دلالت می‌نماید.

از آن جا که مؤلف، خویش از عالمان و محدثان قدیمی میباشد نیازی به مطرح شدن مصادر نبوده و در واقع، احادیث وی منبعی برای کتاب ها آتی مثل بحارالانوار علامه مجلسی میباشد.

خویش مؤلف نیز سعی کرده احادیث و روایات را با اَسناد احادیث محدثان غیر شیعه نقل نماید و به احادیث فریقین دقت داشته میباشد؛ چنانکه آغاز از آیه‌ها قرآن عامل آورده و از ادله عقلی نیز سود کرده میباشد.[۳]

محتوا
کتاب با پیشگفتار‌ای از عبدالعزیز کریمی پژوهشگر کتاب آغاز گردیده که با اشاره به اینکه، زمینه امامت یک کدام از مهم ترین اصول آئین به شمار می‌رود، اینگونه بیان می‌نماید که شایسته ترین شخص امت پس از پیامبر پروردگار(ص) و امام علی(ع) میباشد و خصوصیاتی در علی(ع) میباشد که در غیر وی یافت نمیشود و بعضی از این مختصات را اینگونه برمی‌شمرد:

نزول قرآن درباره‌ی منزلت و مقام وی (حدود ۳۰۰ آیه)
چگونگی تولد وی
دانش وی(از قبیل فقه، قرآن، تعبیروتفسیر، فصاحت و شیوایی)
قضاوت حضرت
مکارم و سجایای اخلاقی وی (از قبیل حلم، کرم، سخاوت، شجاعت و فتوت)
سیاست و رهبری جامعه
زهدو تقوا و عبادت وی.
او پیرو ۲۳ تاثیر که در‌ شأن حضرت علی(ع) مندرج را می‌شمرد.[۴]

پژوهشگر در پی به ذکر معاش‌طومار مؤلف، بعد به ذکر اسامی چهارگانه کتاب که نویسنده، آن را به چه نامی اسم‌گذاری نموده است پرداخته و در غایت اسم «الرسالة العلویة» را آیتم تأیید خویش می داند. بعد از آن به اصل کتاب پرداخته که مشتمل سه عهد با پایین گروه‌ای از چندین فصول میباشد:

عهدوپیمان اولیه: فی آلاثار
درین عهدوپیمان به ثابت برتری حضرت علی(ع) از روش نشانه‌ها قرآن میپردازد و با استناد به آیه مباهله و مراد از لفظ «انفسنا» که حضرت علی(ع) میباشد، افضلیت حضرت را اثبات کرده و در پی توسط برخی از احادیث از قبیل حدیث مؤاخات و حدیث طیر و... و بعضا احادیث دیگر، افضلیت حضرت علی بر سائر عموم را ثابت می‌نماید و گاهی در زیر این احادیث روایاتی نیز از اهل سنت که برای ثابت مدعا خویش ذکر می‌نمایند را بیان کرده و آن را رد می‌نماید.

کراجکی همینطور به نقل روایاتی می پردازد که ابن شاذان از شیوه های اهل تسنن در مضمون افضلیت حضرت آورده و به‌این وسیله به ثابت مدعی میپردازد.

عهد و پیمان دوم: فی الاعتبار
در‌این بخش خصوصیت‌هایی از حضرت می‌شمرد که دلالت بر افضلیت وی می‌نماید مانند: سوابق حضرت در اسلام، لیلة المبیت، مقامات حضرت در جهاد، منزلت حضرت در مبارزه‌های احد، خندق و احزاب.

به‌دنبال، اجماع سید مرتضی را مطابق اینکه علی(ع) افضل امت بعداز رسول(ص) میباشد، ذکر می‌نماید.

عهدوپیمان سوم: در پاسخ بعضا از شبهه ها وارد بر افضلیت امام علی(ع) بر تک تک خلق و خوی غیر از نبی خاتم.[۵]
چاپ
کتاب به وسیله انتشارات برهان ما در یک جلد و ۱۶۸ شیت و با بازرسی عبد و بنده العزیز کریمی، در سال ۱۳۸۵ش در قم منتشر شد‌ه‌است. این چاپ در نقطه پايان نیز فهرست آیه ها، روایات، اعلام، طوایف و قبایل، اماکن، اتفاق ها و روزها، کتاب ها وارده در متن، مصادر مطالعه و فهرست محتویات را بیان می‌نماید.[۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
چهارشنبه 8 مرداد 1404 زمان : 12:27

دارای شهرت به حکم دهنده نعمان و ابن‌حیون (۲۸۳-۳۶۳ق)، گران قدر‌ترین عالم اسماعیلیه. او در دستگاه فاطمیان وظایفی زیرا حکم کننده‌القضات را بر ذمه داشته میباشد. حاکم از اولِ دعوت فاطمیان یار و همدم آن ها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس تشریفات مشهد کرد.

از حکم دهنده نعمان اثرها فراوانی به مکان باقی‌مانده میباشد که حاکی از احاطۀ علمی او بر سخن و فقه امامیه میباشد. دعائم الاسلام، پایه التأویل، المجالس و المسایرات به عنوان مثال تألیفات وی می باشند.

بعضی از عالمان اثناعشری همانند علامه مجلسی، او را شیعه دوازده امامی دانسته‌اند، البته شواهد تاریخی و نیز اثر ها به مکان باقیمانده از حکم دهنده نعمان بر اسماعیلی بودن او دلالت دارا‌هستند.

معرفی
نُعْمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حَیّون تَمیمی با لقب ابوحنیفه که ائمه اسماعیلی او‌را صرفا با نامش «نعمان» می‌خواندند. اسم وی بیش تر از لقب‌اش دارای اسم و رسم بوده و این به دلیل اجتناب از غلط دریافت کردن او با ابوحنیفه، دانا مذهب حنفی بوده میباشد.[۱]تهرانی در الذریعه به مناسبت معرفی یکی‌از آثارش از وی با أبي حنيفة الإمامي، حافظه نموده است. [۲] پدرش، ابوعبدالله محمد، در رجب سال ۳۵۱ق در ۱۰۴ سالگی درگذشت و نعمان بر وی نماز گزارد و در ارتباط سلم (یکی‌از ابواب قیروان)(تونس) مدفون گشت.[۳]

تاریخ به دنیاآمدن او نامشخص میباشد. ولی از بین اقوال می‌قدرت میلاد او را در میان سال‌های ۲۸۳ تا ۲۹۰ق دانست.[یادداشت ۱] میلاد و رویش او در قیروان (تونس مدرن) بود.[۴] دربارۀ خانواده‌اش داده ها چندانی در چنگ وجود ندارد. بعضی از نویسندگان اسماعیلی احتمال داده‌اند که پدرش نیز از داعیان اسماعیلی بوده باشد.[۵]

با چهار خلیفۀ فاطمی (مهدی، قائم، منصور و مُعِزّ) هم‌بعد از ظهر بود و بدانها سرویس کرد[۶] و در سال ۳۶۳ق،[۷] در روز ۲۹ جمادی الثانی[۸] یا این که روز یکم رجب[۹]درگذشت.

منزلت
از المعزّ لدین الله (چهار‌مین خلیفهٔ فاطمیان. حکومت۹۵۳-۹۷۵ق.) آورده شده که دربارهٔ حاکم نعمان گفته میباشد: «در‌صورتی‌که کسی به یک‌صدم از توفیق‌های حکم کننده نعمان [که از روش تألیفاتش به دست آورده،] دست یابد، اینجانب از سوی آفریدگار، فردوس را برای وی تضمین می‌‌کنم».[۱۰] ناصر خسرو (شعر سرا و اندیشمند اسماعیلی‌مذهب قرن پنجم قمری) نیز در اشعار خویش، حکم کننده نعمان را ستوده میباشد.[۱۱] اسماعیلیان مُستَعلی طَیّبی (شاخه‌‌ای از اسماعیلیه)، اثر ها حکم کننده نعمان را مهم ترین منابع شرعی بعد از اثر ها امامانشان میدانند.[۱۲] از حکم کننده نعمان اثر ها فراوانی به مکان باقیمانده که حاکی از احاطۀ علمی او بر صحبت و فقه امامیه میباشد. آصف فیضی در پیشگفتار دعائم الاسلام دربارۀ وی نوشته میباشد: «حکم کننده نعمان دارنده مواهبی گوناگون بود؛ دانش زیاد و معرفتی کلان داشت، اهل بازرسی و کاوش و کثیرالتألیف بود».[۱۳] ابن خلکان نیز به گزارش کتاب خبر‌ها قُضاة مصر دربارۀ وی اینگونه نوشته میباشد:

حکم دهنده نعمان بن محمد، در نهایت فضیلت بود، اهل قرآن و دانا به معانی آن بود، از بعد ها فقه و اختلاف فقها دور اندیشی داشت. لغت، شعر قادر و تاریخ عموم را می‌آشنایی. در همۀ اینها با تدبیر و انصاف بود. به شایسته ترین وجه و زیباترین عبارت، هزاران برگه دربارۀ اهل بیت تألیف کرد. کتابی پسندیده درباره‌ی مناقب و مِثالب نگاشت. همینطور ردّیه‌هایی بر معارضان داراست: بر ابوحنیفه، صاحب و مالک، شافعی و ابن سریج ردیه دارااست... [۱۴]
شغل‌های سیاسی اجتماعی
حاکم نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری زیرا حاکم القضاتی را بر ذمه داشته میباشد. حاکم از اولِ دعوت فاطمیان هم پا آن‌ها بود و چهار خلیفه فاطمی را سرویس کرد. تألیفات حاکم نعمان از کارداران اساسی تحکیم مبنا‌های حکومت فاطمی به شمار می روند.[۱۵] دربارۀ سرویس ها حاکم نعمان با به کارگیری از آنچه خودش در المجالس و المسایرات نقل نموده است، اینگونه گفته‌اند:

از سال ۳۱۳ تا ۳۲۲ق مؤلف مسئولیت رساندن خبر‌ها را به عبیدالله و قائم ذمه ‌دار بوده میباشد. احتمال دارااست که‌این مسئولیت صرف سرویس یا این که مراقبتی بوده میباشد.
از سال ۳۲۲ تا ۳۳۴ق در طول خلیفۀ دوم فاطمی، القائم بامرالله، مؤلف به عبارتی مسئولیت رساندن خبر ها را به خلیفه به ذمه داشت و به استنساخ کتاب ها برای اسماعیل فرزند قائم نیز می‌پرداخت.
از سال ۳۳۴ تا ۳۴۱ق وقتی که اسماعیل خلیفۀ سوم فاطمی شد و کنیه ابی طاهر المنصوربالله را بر خویش بنیان، منزلت مؤلف تا قضاوت افزایش یافت. خویش می گوید: «اینجانب او‌لین کسی بودم که منصب قضاوت را به اینجانب بخشید و نامم را بلند گردانید و مقامم را نکو داشت».
از سال ۳۳۴ تا ۳۳۷ق منصور اورا حکم کننده شهر طرابلس کرد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 37
سه شنبه 7 مرداد 1404 زمان : 12:20

ابویحیی (درگذشته شعبان ۲۰ق)، از بزرگان خاندان اوس، یاور رسول(ص) و یکی نقبای دوازده گانه در بیعت دوم عقبه بود. بعد از رحلت رسول(ص)، در واقعۀ سقیفۀ بنی ساعده، جانب مهاجران را گرفته و نقش تأثیرگذاری در خلافت ابوبکر داشت. او در سال ۲۰ق در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون تشریفات مشهد شد.

معاش طومار
لقب اسید را، ابو حضیر و جز آن نیز آورده‌اند.[۱] پدرش حضیر الکتائب به زمانه نادانی، گران قدر خویشاوندان اوس و فرمانده آن‌ها در جنگ بُعاث با خویشان خزرج بود و هم در آن نبرد کشته شد.[۲]

اسید نیز بعداز پدرش در نا آگاهی و اسلام از بزرگان و خردمندان خویشاوندان خویش به شمار میرفت؛ تایپ کردن می‌توانست و در شنا و تیراندازی مهارت داشت. از این رو او را زیرا پدرش «‌بدون نقص‌» می‌خواندند.
اسید دو سال قبل از مهاجرت، به دست مصعب بن عمیر، پیامبر فرستاده(ص) به مدینه، اسلام آورد.[۳] در بیعت دوم عقبه حضور یافت و با نبی خداوند(ص) بیعت کرد و تحت عنوان یک کدام از نقبای دوازده گانه، نقیب خویشان خویش، اوس، شد.[۴] بعداز مسافرت، نبی خداوند(ص) بین وی و زید بن حارثه عقد برادری بست. [۵]

کمپانی در غزوات و سریه‌ها
نوشته‌علمیٔ مهم: غزوات
بعضی آورده‌اند که اسید در غزوه بدر کمپانی نداشت [۶]، ولی در دیگر غزوات و برخی سریه‌ها حضور داشت.

به نوشته واقدی[۷] پیامبر خداوند(ص) پرچم اوس را در غزوه احد بدو سپرد و او برای مثال افرادی بود که در‌این مبارزه رسول(ص) را سوراخ نگفت.

در غزوه حنین و غزوه تبوک نیز پرچم اوس را در مشت داشت [۸]. در غزوه طائف به فرمان فرستاده(ص) به ابراهیم بن جابر، یک کدام از غلامان شهر طائف که به مسلمانها پیوسته، و آزاد گردیده بود، قرآن و احکام آئین را یاد دادن بخشید.[۹]

در سریه اُسامة بن زید نیز مثلا بزرگان صحابی بود که زیر امر او قرار داشت.[۱۰]

حضور در سقیفه و بیعت با ابوبکر
نوشته‌علمیٔ مهم: سقیفه
اسید بعد از رحلت رسول(ص)، در حادثه سقیفه جانب مهاجران را گرفت [۱۱] و به زعم خزرجیان اول کس از انصار بود که با ابوبکر بیعت کرد[۱۲] و اوسیان را برانگیخت تا با ابوبکر بیعت نمایند[۱۳] و این به منجر حسادتی بود که او نسبت به سعد بن عباده مدیر فامیل خزرج داشت. [۱۴] در همین اتفاق بود که یار و همدم قدمت بن خطاب برای دریافت کردن بیعت از علی(ع) به منزل فاطمه(س) رفت.

همگامی او با مهاجران و بیعتش با ابوبکر در گزینش او به خلافت تأثیر بسزایی داشت. [۱۵]

کمپانی در فتوحات
از کمپانی اسید در فتوحات اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد؛ البته به نوشته ابن عساکر[۱۶]، هم پا قدمت در جابیه و نیز فتح بیت المقدس حضور داشته میباشد. نیز گفته‌اند که قدمت او‌را بر محله انصار گماشت. [۱۷]

نقل احادیث از نبی پروردگار(ص)
اسید از پیامبر معبود(ص) روایاتی داراست[۱۸] و گروهی زیرا عبدالرحمان بن ابی لیلی [۱۹]، عایشه و ابن قدمت، [۲۰] أنس بن صاحب، عکرمة بن خالد، زید بن اسلم، [۲۱] ابو سعید خدری، [۲۲] محمد بن ابراهیم بن حارث[۲۳]، کعب ابن صاحب و مالک[۲۴] و سایرافراد از او قصه کرده‌اند.

طریقه اهل سنت و شیعه
مورخان اهل سنت، اسید را به عقل و رأی ستوده و از حسن صوت وی در تلاوت قرآن حافظه کرده [۲۵] و کراماتی یک‌سری بدو نسبت داده‌اند.[۲۶]

البته عالمان شیعه، او را به سبب ساز مخالفتش با علی(ع) در سقیفه و نیز به منجر روایتی حاکی از آنکه او برای مثال افرادی بود که می‌مراد‌اند منزل حضرت فاطمه(س) را بسوزاند، نکوهیده‌اند.[۲۷]

وفات
به نوشته ابن سعد[۲۸]، اسید در شعبان ۲۰ق درگذشت، قدمت بر او نماز گزارد و در بقیع به خاک ودیعت شد، ولی خلیفة بن خیاط سال وفاتش را ۲۱ق دانسته میباشد.[۲۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 12:46

(درگذشت پس از ۳۸ هجری) یکی از صحابه پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، بود که در غسل دادن جنازه حضرت فاطمه زهرا (س) به امام علی (ع) کمک کرد. اسماء همسر جعفر بن ابی‌طالب، برادر امام علی (ع)، بود. پس از شهادت جعفر در جنگ مؤتة، او به ازدواج ابوبکر بن ابی‌قُحافه درآمد و پس از درگذشت ابوبکر نیز با امام علی (ع) ازدواج کرد. از جمله فرزندان او می‌توان به عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زینب (س)) و محمد بن ابی‌بکر (کارگزار امام علی (ع) در مصر) اشاره تشریفات مشهد کرد.

اسماء، طبق وصیت حضرت فاطمه (س)، در غسل دادن بدن ایشان به امام علی (ع) کمک کرد و نخستین تابوت در تاریخ اسلام را برای حضرت فاطمه (س) ساخت تا بدن ایشان از دیدگان مخفی بماند. همچنین، او در لحظات پایانی عمر حضرت فاطمه (س) در کنار ایشان بود و اتفاقات مربوط به آخرین لحظات زندگی حضرت فاطمه (س) و برخورد امام علی (ع) و حسنین (ع) با جنازه ایشان را گزارش کرده است.

اسماء از نخستین مسلمانانی بود که همراه همسرش جعفر بن ابی‌طالب به حبشه مهاجرت کرد و سپس به مدینه آمد. همچنین، او احادیثی از پیامبر اسلام (ص) نقل کرده است.

زندگی‌نامه

اسماء دختر عُمَیس بن مَعَد بود. پدرش از قبیله خثعم و مادرش هند دختر عون بود. خواهران او عبارت بودند از:

  • سلمی بنت عمیس، همسر حمزه بن عبدالمطلب

  • میمونه بنت عمیس، همسر پیامبر اسلام (ص) (خواهر مادری)

اسماء با جعفر بن ابی‌طالب ازدواج کرد. او یکی از نخستین مسلمانانی بود که قبل از هجرت پیامبر (ص) به خانه ارقم اسلام آورد. در سال پنجم بعثت، همراه همسرش جعفر به حبشه مهاجرت کرد و پس از آن در سال هفتم هجری به مدینه آمد. پس از شهادت جعفر در جنگ موته در سال ۸ هجری، اسماء به ازدواج ابوبکر در آمد و پس از درگذشت ابوبکر نیز به همسری امام علی (ع) درآمد.

در روایتی از امام صادق (ع)، اسماء به عنوان یکی از زنان بهشتی معرفی شده است

اسماء بر اساس وصیت حضرت فاطمه(س) و با کمک حضرت علی(ع)، بدن مطهر حضرت فاطمه(س) را غسل داد. طبق روایتی که در منابع شیعی آمده، اسماء اولین تابوت در اسلام را برای حضرت فاطمه(س) ساخت. وقتی حضرت فاطمه(س) در بستر بیماری بود، از اسماء خواست که پس از فوت، بدن او را روی تابوتی که جسدش در معرض دید نباشد، قرار دهد. در نتیجه، اسماء تابوتی مشابه آنچه در حبشه دیده بود، ساخت و حضرت فاطمه(س) با دیدن آن خوشحال شد. علاوه بر این، طبق برخی روایات، اسماء در آخرین ساعات زندگی حضرت فاطمه(س) در کنار بستر وی حضور داشت و چگونگی مواجهه حضرت علی(ع) و حسنین(ع) با جنازه ایشان را گزارش کرده است. در مراسم عزاداری حضرت فاطمه(س)، معمولاً از این گزارش اسماء یاد می‌شود.

بر اساس برخی روایات، اسماء در مراسم ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) نیز حضور داشت و به‌عنوان قابله به دستور پیامبر(ص) در زمان زایمان حضرت فاطمه(س) در کنار ایشان بود. با این حال، علی بن عیسی اربلی، متکلم شیعه قرن هفتم، معتقد است که در برخی از این روایات اشتباهی رخ داده است. وی بر این باور است که میان اسماء بنت یزید انصاری و اسماء بنت عمیس اشتباه شده، چرا که اسماء بنت عمیس تا فتح خیبر (سال ۷ هجری) در حبشه بوده است. همچنین اربلی احتمال داده که ممکن است اشتباهی میان اسماء و سلمی بنت عمیس، همسر حمزه، رخ داده باشد، زیرا اسماء مشهورتر از سلمی بوده و روایات بیشتر از او نقل شده است.

اسماء همچنین در هنگام بیماری پیامبر(ص) که به رحلت ایشان انجامید، در کنار بستر پیامبر(ص) حضور داشت.

در زمینه نقل حدیث، اسماء از پیامبر(ص) احادیثی نقل کرده است. همچنین فرزندش عبدالله، سعید بن مسیب، عروة بن زبیر و دیگران از وی احادیث روایت کرده‌اند. همچنین فاطمه دختر حضرت علی(ع) احادیثی مانند "حدیث منزلت" و "رد الشمس" را از او نقل کرده است. احمد بن ابی‌یعقوب، تاریخ‌نگار قرن سوم، از کتابی که نزد اسماء بود و حاوی سخنان پیامبر(ص) بود، یاد کرده است.

اسماء، مادر عبدالله، محمد و عون بود که برای جعفر بن ابی‌طالب به دنیا آورد. او همچنین محمد بن ابی‌بکر را برای ابوبکر به دنیا آورد که بعدها کارگزار امام علی(ع) در مصر شد. اسماء همچنین یحیی را برای امام علی(ع) به دنیا آورد که در کودکی از دنیا رفت

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 12:18

(۱۴۵-۲۰۸ق) از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و دختر حسن بن زید بن حسن میباشد. منابع تاریخی، اورا از زنان عبادت کننده، بازهد، محدّث، درستکار و حافظ قرآن شمرده‌اند. او همسر اسحاق مؤتمن فرزند امام راستگو(ع) بود. سیده نفیسه که برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به مصر مهاجرت کرده بود، با سماجت عموم در مصر اقامت گزید و تا نقطه نهایی قدمت در آنجا ماند. در برخی منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی به سیده نفیسه منسوب شده تشریفات مشهد میباشد.

سیده نفیسه با تعبیروتفسیر و حدیث آشنا بود به همین ادله بعضی از عالمان حدیث برای مثال محمد بن ادریس شافعی و احمد بن حنبل در مجالس نقل حدیث وی کمپانی و از وی ماجرا می‌کردند. نفیسه‌خاتون در رمضان سال ۲۰۸ق از عالم رفت. اسحاق مؤتمن قصد جابجایی لاشه همسرش را به مدینه داشت؛ البته به درخواست هم محلی مصر اورا در همانجا دفن کرد. بقعه وی در قاهره زیارتگاه‌ مسلمان ها میباشد
نفیسه‌خاتون در مکه دیده به جهان گشود و در مدینه رشد کرد.[۱] گفته‌اند منزل‌ای که نفیسه در مدینه در آن معاش میکرد، در غرب مدینه و مقابل منزل‌ای بود که به امام درستگو(ع) وابستگی داشت.[۲] در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور، از کتاب اسعاف الراغبین اورده شده که نفیسه در سال ۱۴۵ق متولد گردیده‌است.[۳]عزیز الله عطاردی به دنیاآمدن اورا در ۱۱ ربیع‌الاول به عبارتی سال بیان نموده است.[۴]

نسبش از جانب بابا با سه واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد.[۵] پدرش حسن بن زید از جانب منصور عباسی ۵ سال حکم کننده مدینه بود البته اورا برکنار و زندانی کرد.[۶] مقریزی از کتاب الروضة الانیسه بفضل مشهد السیده نفیسه، نقل کرده که مادرش ام ولد بود.[۷]

تزویج
نفیسه‌خاتون با اسحاق بن جعفر معروف به اسحاق مؤتمن، فرزند امام راستگو(ع) وصلت کرد.[۸] بعضا منابع متأخر سن اورا به هنگام وصلت ۱۵ سال دانسته‌اند.[۹] اسحاق مؤتمن، شخصی ثقه در نقل حدیث[۱۰] و از شاهدان وصیت امام هفتم درباره فرزندش امام رضا(ع) بوده میباشد.[۱۱] نفیسه دو فرزند به اسم قاسم و ام‌کلثوم برای اسحاق بن جعفر به جهان آورد
در کتاب الدر المنثور فی طبقات ربات الخدور از کتاب المزارات سخاوی بیان شده که نفیسه خاتون در سال ۱۹۳ق بعداز ایفا مناسک حج با همسرش برای زیارت قبر حضرت ابراهیم(ع) به بیت‌المقدس رفت بعد از آن به مصر آمد عموم مصر از وی استقبال کردند و او‌را آغاز در منزل بازرگان بلندمرتبه مصر به اسم جمال الدین بن عبدالله بن جَصّاص سکونت دادند گفته‌اند عموم متعددی از مصر و دور و بر آن به خیال شفای دختر یهودی توسط او، به قصد تبرک نزد وی می‌آمدند وی قصد کرد که از مصر به حجاز نقل جای نماید، عموم مصر از قاضی مصر خواستند که او را از رفتن به حجاز پشیمان نماید. او به حکم دهنده مصر اذعان کرد اینجانب زنی ضعیف هستم و از عبادت آفریدگار گشوده باقی‌مانده‌ام و محل سکونتم خرد میباشد و ظرفیت این تمامی جمعیت را ندارد حکم کننده مصر منزل‌ای را که در درب السباع داشت به او اعطا کرد و از وی خواست دو روز را در هفته برای عموم تخصیص دهد و روزهای دیگر را به عبادت بپردازد نفیسه روزهای روز شنبه و چهارشنبه را به عموم تخصیص اعطا کرد و برای مدام در مصر سکنی گزید.[۱۳]

مقام معنوی و علمی
زرکلی از سیده نفیسه با اوصافی همانند تقیه، صالحه و عالمة بالتفسیر و الحدیث خاطر نموده است.[۱۴] نفیسةالدارین، نفیسةالطاهره، نفیسةالعابده، نفیسةالمصریه و نفیسةالمصریین[۱۵] از سایر القابی میباشد که با آن تعریف شد‌ه‌است.

منزلت معنوی
بعضا گزارش‌ها از عبادت، زهدوتقوا و سخاوت سیده نفیسه کلام گفته‌اند و آورده‌اند که وی فرآورده متعددی داشت و به عموم به ویژه درماندگان و بیماران یاری میکرد.[۱۶] او ۳۰ مهاجرت حج رفته بود.[۱۷] به نقل از منابع اهل تهجد بود و بسیار روزه می‌گرفت.[۱۸] همینطور آورده شده که او قبری را برای خویش حفر کرده بود که هر روز درون آن می رفت نماز می‌گزارد و قرآن را ختم می کرد.[۱۹]یک‌صد و نود ختم قرآن در آن قبر نمود. و بعضی گفته‌اند: دو هزار ختم؛ و بعضا یک‌هزار و نهصد ختم. [۲۰] به نقل از ناسخ التواریخ، سیده نفیسه نزد هم محلی مصر به منزلت بالایی دست یافت.[۲۱] ابونصر بخاری گفته میباشد که عموم مصر برای ثابت دعاوی خویش به اسم نفیسه‌خاتون قسم حافظه می‌نمایند.[۲۲] بعضی از دانشمندان مصری، علاقمندی اهل یک محل مصر به او را به خیال و خاطر معاش زاهدانه‌اش می دانند.[۲۳]

سیده نفیسه با قرآن انس داشت و حافظ آن بود.[۲۴] وی در درحال حاضر قرائت آیه[۲۵]«قل لمن ما فی السموات و الارض قل لله، کتاب ها علی نفسه الرحمه» [۲۶] یا این که آیه «لهم دارالسلام عند ربهم وهو اماّهم بما کانوا یعملون»[۲۷] از جهان رفته میباشد.[۲۸]

مقام علمی
سیده نفیسه با تعبیروتفسیر و حدیث آشنا بود[۲۹] برخی از عالمان حدیث او‌را نقل می‌کردند.[۳۰] محمد بن ادریس شافعی (یکی فقهای مذهبها چهارگانه اهل سنت) از وی حدیث دریافت میکرد[۳۱] و احمد بن حنبل(پیشوای حنابله) در مجالس نقل حدیث وی کمپانی می کرد.[۳۲] زمانی که محمد بن ادریس شافعی از عالم رفت لاشه او‌را در خانه سیده نفیسه بردند و وی در نماز میت کمپانی کرد.[۳۳]

کرامات
در بعضا منابع کرامت‌هایی مانند شفای مریض[۳۴] و رهانیدن مصر و رود نیل از خشکسالی[۳۵] به سیده نفیسه منسوب شده میباشد. جمال الدین بن تغری بُردی گفته میباشد که کرامت‌های وی در کلیه‌جا دارای اسم و رسم میباشد.[۳۶] احمد ابوکفملقب شدن نفیسه به کریمةالدارین را به‌این برهان میداند که عموم مصر از او در طول زنده بودن و بعداز مرگش کراماتی مشاهده کردند.[۳۷] در بعضی منابع کرامت‌هایی بعد از مرگ او نیز نقل شد‌ه‌است.[۳۸] ذبیح‌الله محلاتی در ریاحین الشریعه بعد از آنکه کراماتی برای نفیسه‌خاتون بیان می‌نماید، منبع آنچه را که در تفصیل‌حالا او بیان کرده کتاب ها اهل‌سنت و قابل خدشه میداند.[۳۹]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 12:54

(یحیای تعمیددهنده) از پیامبران بنی‌اسرائیل بود که در کودکی به نبوت رسید. ماجرای به دنیا آمدن یحیی با وجود پیری بابا و نازایی مامان در قرآن آمده میباشد. حضرت یحیی به زهد و تقوا و فغان زیاد از واهمه خداوند دارای شهرت بود.در احادیث شیعه، شهیدشدن امام حسین(ع) به شهیدشدن یحیی و امامت برخی از امامان شیعه در زمان کودکی به نبوت حضرت یحیی در کودکی تشبیه گردیده است. برای ثابت امامت امام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام فرصت(عج) در کودکی، به نبوت یحیی در کودکی استناد تشریفات مشهد میشود.

صابئین یا این که مندائیان خویش را در پی حضرت یحیی می دانند. مقامی در مسجد اموی دمشق تحت عنوان مزار یحیی معروف میباشد.

معاش‌طومار
یحیی فرزند زکریا بود. زکریا(ع) تا کهنسالی فرزندی نداشت. روزی با دیدن مریم(س) و نعمت‌های بهشتی که برایش آمده بود[۱] از پروردگار درخواست فرزند کرد «و اذعان کرد: خداوندا! از طرف خویش، فرزند پاکیزه‌ای به اینجانب عطا فرما، که تو شنوندۀ کلیه دعا ها هستی».[۲] زکریا در دعای خویش بر نبودن ورثه‌ای برای خویشان یعقوب[۳] و بیم از خاندان پس از خویش تأکید کرد.[۴] خداوند دعای اورا عهده دار شد و با وجود پیر بودن زکریا و نازا بودن همسرش به وی نوید فرزند اعطا کرد. مامان یحیی به اسم ایشاع،[۵] الیصابات[۶] یا این که الیزابت خاله حضرت مریم(س) بود[۷] و به طور همزمان با بارداری مریم مقدس،‌ به واسطه اعجاز الهی آبستن شد[۸] و آفریدگار فرزند او‌را یحیی نامید.[۹]

انگیزه نامگذاری
درباره انگیزه نامگذاری یحیی برهان‌های مختلفی بیان کردند؛ به عنوان مثال اینکه خدا نازایی مادرش را به واسطه وجود وی از در بین موفقیت و اورا اِحجب نمود. برخی نیز گفته‌‎اند آفریدگار اورا با ایمان احیا کرد یااینکه پروردگار قلب او‌را با نبوّت زنده کرد و پیش از وی کسی به‌این اسم نامیده نشده بود.[۱۰]

یحیی(ع) نزد مسیحیان، به یوحنای مُعَمِّدان پر اسم و رسم میباشد. این نامگذاری بدین انگیزه میباشد که حضرت عیسی (ع) بوسیله او غسل تعمید داده شد.[۱۱]

نبوت
یحیی در کودکی به جایگاه نبوت رسید. معبود یکی‌از امتیازهای او‌را تصدیق کننده نبوت عیسی می داند.[۱۲]وی مروج آئین موسی بود، و بعد از اینکه عیسی به رده نبوت رسید، به وی ایمان آورد. در تاریخ آمده میباشد، یحیی شش ماه از عیسی بزرگتر و اول کسی بود که نبوت اورا تصدیق کرد و زیرا یحیی بین عموم به زهد و تقوا و پاکدامنی، آوازه داشت تصدیق و دعوت وی در اعتنا عموم به مسیح اثر اکثری گذاشت[۱۳]محمد حسین طباطبایی در المیزان می گوید خواسته از کتاب یحیی به عبارتی تورات میباشد.[۱۴]

شهید شدن
امام سجاد(ع) از بابا خویش نقل می‌نماید که پاد شاه بنی‌اسرائیل شیفته یک کدام از محارم خویش شد و خواست با وی تزویج نماید. حضرت یحیی با این شغل مخالفت کرد. این معشوقه به وسوسه مامان خویش، راز یحیی را شرط وصلت خویش قرار اعطا کرد و پاد شاه بنی‌اسرائیل رمز حضرت یحیی را در ظرفی از طلا و جواهرات برای وی ارسال کرد.[۱۵] احادیث گزارش کردند زمانی راز یحیی را غیر وابسته کردند و خون وی به زمین سرازیر شد، ‌خون آغاز به جوشیدن کرد. قوم و قبیله بنی‌اسرائیل کوشش کردند که خاک بر روی این خون بریزند و آن را ناپدید نمایند اما برنده نشدند و این خون در حالا جوشش بود تا‌زمانیکه بخت‌النصر بر بنی‌اسرائیل حکم کننده شد و چندین هزار نفر از بنی‌اسرائیل را کشت و انتقام خون یحیی را گرفت و آن خون از جوشش ایستاد
تشابه امام حسین(ع)‌ و یحیی
مطابق روایاتی، عرش و زمین بر امام حسین(ع) و یحیی‌ رسول شیون کرده‌اند[۱۷] و حسین بن علی در مسیر کربلا از یحیی و شهید شدن وی خاطر می‌نموده است.[۱۸] ولی احادیث دیگری نیز وجود دارا هستند که برای زاری عرش و زمین، معنای ملموسی را بیان کرده‌اند که از جمله عرش بعد از شهیدشدن یحیی باران خون بارید و خورشید قرمز‌رنگ شد.[۱۹] از علی(ع) آورده شده عرش و زمین صرفا برای دو نفر گریسته میباشد یحیی بن زکرّیا این که و حسین بن علی(ع)[۲۰]
مختصات اخلاقی
در منابع به پنج صفت از اوصاف یحیی اشاره گردیده‌است؛ ایمان به مسیح، رده سیادت و رهبری در دانش و شغل، پیامبری پارسا، زهد و تقوا و عظمت.[۲۱] درباره زهدو تقوا وی آوردند بسیار فغان می کرد و جامه زبر و خشن میپوشید.[۲۲] رسول اکرم(ص) درباره زهدوتقوا وی فرموده میباشد: «زهد و تقوا یحیی بن زکریا به حدی بود که در زمان کودکی به بیت المقدس رفت؛ بزرگان احبار و راهبان را رویت کرد که پیراهنی از پشم پوشیدند و در حالا عبادت می‌باشند وی نیز جامه زبر و خشن پوشید. به محل پرستش رفت و پروردگار را عبادت کرد[۲۳] بیان شده میباشد زکریا هرگاه سرگرم پند‌ بود و یحیی را در بین جمعیت می‎مشاهده کرد بخاطر روحیه لطیف وی نامی از فردوس و دوزخ وجهنم نمی‌موفقیت؛ چون با شنیدن اوصاف پردیس و دوزخ و جهنم به شدت شیون می کرد.[۲۴] کافی از علی(ع) نقل می‌نماید: یحیی بسیار شیون میکرد و نمی‎خندید، اما عیسی بن مریم هم می خندید و هم می‌گریست و شغل عیسی از یحیی خوب بود.[۲۵] روایتی دیگر درباره تفضیل یحیی نقل گردیده‌است که برای هیچ‌کس شایسته وجود ندارد بگوید اینجانب از یحیی بهترم؛ چون وی هیچ گناهی نکرد و به هیچ زنی دقت ننمود. بعضی این داستان را متعارض با آموزه‌های اسلام دانسته‌اند و آن را قبول نکردند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 12:27

(متوفای ۳۲۶ق)، سومی نایب از نواب اربعه امام مهدی(عج) میباشد که به برهه زمانی ۲۱ سال (۳۰۵ - ۳۲۶ق) نیابت خاصه را بر ذمه داشت. وی از اصحاب امام عسکری(ع) و از یاران مجاورت نایب دوم در بغداد بود. محمد بن عثمان در آخرین روزهای حیات خویش، حسین بن روح را به فرمان امام مجال، جانشین خویش کرد. بعد از مدتی در ۶ شوال ۳۰۵ق، او‌لین توقیع از سوی حضرت مهدی(عج) در تأیید حسین بن روح صادر شد. حسین بن روح در اولِ نیابت خویش در دستگاه حکم کننده عباسی دارنده حالت و احترام ویژه بود، ولی بعد ها در گیر ایراد شد و مدتی معاش مخفیانه داشت و آن‌گاه پنج سال زندانی تشریفات مشهد شد.

از مهمترین اتفاقات زمانه حسین بن روح، ماجرای شلمغانی میباشد که نماینده قانونی آیتم متکی بودن وی بود، البته مبتلا انحراف نظریه شوید و توقیعی از جانب امام مجال(عج) در لعن وی صادر شد. حالت علمی حسین بن روح نوبختی، به جهت تألیف کتاب ها شرعی و احاطه کافی در مناظرات علمی، ممتاز دانسته شد‌ه‌است. در منابع روایی، کراماتی از وی نقل شد‌ه‌است.

معاش‌طومار
سال میلاد حسین بن روح معین وجود ندارد. لقب وی ابوالقاسم میباشد و در منابع، از وی با لقب‌ها نوبختی، روحی[۱] و قمی[۲] خاطر شد‌ه‌است. قمی‌بودن او‌را به جهت حرف‌بیان کردن با لهجهِ فارسی اهل یک محل آبه (مجاورت ساوه) و مناسبات نزدیکش با عموم آن‌جا احتمال داده‌اند،[۳] البته در بیشتر منابع، دارای شهرت به نوبختی میباشد. بیان شده انتساب او به خویشاوندان نوبختی، از سوی مادرش بوده میباشد.[۴] بعضا نیز گفته‌اند وی از شاخه بنونوبخت قم بوده و در حین نایب اولیه به بغداد مسافرت نموده است.[۵]
اینکه حسین بن روح از یاران امام حسن عسکری(ع) بوده، گزینه اختلاف میباشد. ابن شهرآشوب در المناقب او را از اصحاب و همینطور دستیار خاص امام عسکری(ع) می داند،[۶] البته دیگر علمای رجال، سخنی در این زمینه نگفته‌اند. بعضی هم قائلند پذیرفتن این خبر ایراد میباشد، زیرا امام عسکری(ع) در سال ۲۶۰ق رحلت کرد و نوبختی در سال ۳۲۶ق درگذشت.[۷]

خصوصیت‌ها
روحانی طوسی در کتاب الغیبة گفته میباشد حسین بن روح از عاقل‌ترین عموم بعدازظهر خویش بود و در معاشرت با معارضان، تقیه میکرد؛[۸] تا آن‌جا که یکی خدمتکارانش را به انگیزه ناسزا بیان کردن به معاویه عزل کرد.[۹]

به گفته جاسم حسین در کتاب تاریخ سیاسی غایب بودن، آنچه حسین بن روح را بدین منزلت رساند، اوصاف، آمادگی‌ها و کارآیی‌های او بود که اورا مناسب منزلت نیابت ساخته بود.[۱۰] ام کلثوم دختر محمد بن عثمان، درباره رابطه ها حسین با پدرش می گوید حسین از خاصیت و نزدیکان وی بود و پدرش مسائل محرمانه معاش‌اش را به ابن روح نوبختی می‌گفته میباشد.[۱۱]

ابوسهل نوبختی درباره رازداری حسین بن روح گفته میباشد در حالتی که وی امام را ذیل دامن خویش مخفی داراست و بدنش را با قیچی قطعه‌قطعه نمایند تا او‌را نشانه دهد، هیچوقت اینگونه نخواهد کرد.[۱۲]

حسین بن روح نوبختی در ۱۸ شعبان سال ۳۲۶ق از جهان رفت. قبر وی در محله نوبختیه در بازار عطاران یا این که شورجه بغداد قراردارد که هم‌فعلا به منزلت حسین بن روح پر اسم و رسم گردیده و زیارتگاه شیعه‌ها میباشد
بعد از درگذشت نایب دوم امام فرصت در سال ۳۰۵ق، حسین بن روح به جایگاه نیابت منصوب شد. او قبل از آن، از کارگزاران مالی آیتم پشت گرمی و مجاورت محمد بن عثمان بود[۱۴] و محمد بن عثمان او‌را رابط خود با دیگر وکلا در بغداد قرار اعطا کرد.[۱۵]

با اینکه وکلای نائب دوم در بغداد حدود ده نفر بودند، البته محمد بن عثمان در طول بیماری، ابن روح را قائم‌جایگاه خویش و سفیر صاحب و مالک الامر خواند و از شخصیت‌های شیعه خواست بعداز مرگش به وی بازگشت نمایند.[۱۶] چنانکه علامه مجلسی نوشته، روزی که نایب دوم درگذشت، حسین بن روح در خانه وی نشست و خادم محمد بن عثمان صندوقچه‌ای را که ودایع امامت در آن بود، به حسین بن روح تحویل اعطا کرد.[۱۷] بعداز مدتی در ۶ شوال ۳۰۵ق، اولی توقیع از سوی حضرت مهدی در تأیید حسین بن روح صادر شد.[۱۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 16
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 17
  • بازدید ماه : 17
  • بازدید سال : 1553
  • بازدید کلی : 42694
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی