loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 31
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:30


رجوع توان
در سال ۹۹۶ق عباس نخستین به یاری مرشد قلی‌خان استاجلو در قزوین بر تخت سلطنت گردهمایی. درین زمانه غوغا و بی‌ثباتی سرتاپای سلطنت صفوی را از داخل و برون انذار می کرد. در داخل، در طبقه بالایی جامعه ادعا امراء قزلباش و تمایلات فراروگریز از راءس آنها، تجزیه امپراتوری صفوی را وعده می‌اعطا کرد و در طبقه پایینی جامعه تکان‌ها و قیام‌های متفاوت در دور و اطراف کشور موجودیت حکومت فرزندان صفی‌الدین اردبیلی را به معارضه می‌طلبید و عاقبت از خارج، تهاجمات و تهاجم ها معاندان غربی عثمانی و شرقی ازبکان، وحدت و یکپارچگی دولت را انذار تشریفات مشهد میکرد.

[۱۸] سرنوشت فرمان روا عباس اولیه توانست بر ایرادات فایق آید و خیر‌صرفا اغتشاشات داخلی را سرکوب کرد؛ بلکه توانست آغاز با صلح با عثمانی خیال و خاطر خویش را از جناح غربی شل کرد و به خارج راندن ازبکان از خراسان پرداخت و در مرحله آن گاه عثمانیان را نیز از بخشها متصرفی خویش در همدان و آذربایجان عقب راند.[۱۹] وی با تشکیل نیروی سوم از گرجیان و ساخت طبقه جدیدی در پهنا طبقات کهن قزلباش سلطنت را از آن چنان توان و تمرکزی منتفع ایجاد کرد که قبل از آن بی‌سوابق می‌نمود.[۲۰] تبدیل املاک ممالیک به املاک خاصه (شاهی) و محافظت شاهزادگان در حرمسرا به خواسته عدم دخالت‌شان در حکومت، دو مبادرت دیگر پاد شاه عباس بود که همین دو مبادرت در حین سال‌های آن‌گاه نیز ادامه یافت و تبدیل به یکی‌از علل ضعف و سقوط صفویه شد.[۲۱]

زمانه انحطاط و سقوط صفویه
با مرگ فرمان روا عباس نخستین و استارت عصر ۱۴ ساله فرمان روا صفی صفوی استارت انحطاط بود. با مرگ فرمانروا صفی، عباس دوم در ده سالگی به تخت گردهمایی و از این رو در اول سال‌های سلطنت تحت نفوذ حرمسرا و خواجگان و زنان بود؛ البته به‌تدریج شخصیت جداگانه و قوی خویش را بروز بخشید و توانست در طی ۲۵ سال سلطنت، ثبات، تمرکز دولت و اقتدار مطلقه سلطان را در عرصه حکومت و کشورداری به اکران گذارد. او قندهار را از تیموریان پس گرفت.[۲۲]

به سلطنت وصال فرمان روا سلیمان ادامه مجدد انحطاط صفویان بود. وی از صفات و جنبه‌های مثبت شاهان گذشته در کشورداری و استقرار نظم و توان متمرکز و دانایی و کاردانی نیز بی‌فایده بود. پاد شاه سلیمان بعداز هیجده سال معاش در حرمسرا و ذیل تربیت خواجگان، به ناگاه با کاردانی و نفوذ آغا میمون مدیریت خواجگان بقاع به سلطنت برداشته شد. علاقه به شراب، طلا جواهرات و زن با بی‌تدبیری، قساوت، حرص، خشم و شهوت یکجا در خویش گردآوری داشت. وی در سال نخستین سلطنت به بیماری مشقت در گیر گشت و به طور همزمان جامعه با قحطی شدید و طاعون مواجه بودند.[۲۳]

عصر فرمان روا شاه حسین صفوی در واقع ناقوس مرگ حکومت دویست و سی ساله صفویان بود که با حمله خیر چندان هنگفت قبایل افغان سقوط کرد. هرچند که همگی توشه گناه این سقوط را به ذمه فرمانروا حسین پرتاب کردن، واقع‌بینانه و منصفانه وجود ندارد و وی از پاره‌ای خصوصیت‌های مثبت نیز بهره مند بوده میباشد؛ ولی سلطنتی شخصی با ماهیت استبدادی، خصوصیت‌ها و اسباب و اثاث خاصی را می‌طلبد که واپسین پاد شاه صفوی فاقد آن بود..[۲۴]

در زمان نهایی صفویه، تدوین راهنما و امر‌العمل عام برای کلیه دستگاه‌های دولتی در شیوه نامه قرار گرفت و این به خیال این بود که شاهان اواخر صفوی کفایت اداره کارها را نداشتند، تصور می‌کردند که با تبعیت از روش‌های قانونی و دیوانی عصر‌های عظمت قبل، بشود راز و سامانی به حکومت آورد. به عنوان مثال سلطان پاد شاه حسین امر تایپ کردن رساله‌ای در مورد قواعد وضوابط مربوط اعطا کرد.[۲۵]

ضعف نفس پاد شاه، شرابخواری و شهوت‌رانی و عدم در اختیار گرفتن وی بر امرا و عمال رقابت و دو دستگی درباریان و امراء و تضادومغایرت و خرابی دربین آن ها و سپاهی رزم ندیده در صلح صد ساله وضع و اوضاع را چنان آشفته کرده بود که فرمانده سپاهیان کشور‌ایران، فتحعلی خان ترکمن، خویش بقاع امام رضا(ع) در مشهد را گزینه دستبرد قرار می‌بخشید.[۲۶] در حالی که محمود افغان مدیر بستگان غلجایی قندهار، جانشین پدرش میروِیْس در سال ۱۱۳۴ق مهیا تکان به‌سوی اصفهان بود، در پایتخت حکیم‌باشی و ملاباشی درگیر منازعه و جدال با فتعلی خان پشت گرمی الدوله بودند و وقتی که محمود، اصفهان را در محاصره گرفت، هیچ امیدی به نجات تاج و تخت پادشاه نماند و سرنوشت قدمت سلطنت صفویان در سال ۱۱۳۵ق به‌راز رسید.[۲۷]


رجوع توان
در سال ۹۹۶ق عباس نخستین به یاری مرشد قلی‌خان استاجلو در قزوین بر تخت سلطنت گردهمایی. درین زمانه غوغا و بی‌ثباتی سرتاپای سلطنت صفوی را از داخل و برون انذار می کرد. در داخل، در طبقه بالایی جامعه ادعا امراء قزلباش و تمایلات فراروگریز از راءس آنها، تجزیه امپراتوری صفوی را وعده می‌اعطا کرد و در طبقه پایینی جامعه تکان‌ها و قیام‌های متفاوت در دور و اطراف کشور موجودیت حکومت فرزندان صفی‌الدین اردبیلی را به معارضه می‌طلبید و عاقبت از خارج، تهاجمات و تهاجم ها معاندان غربی عثمانی و شرقی ازبکان، وحدت و یکپارچگی دولت را انذار تشریفات مشهد میکرد.

[۱۸] سرنوشت فرمان روا عباس اولیه توانست بر ایرادات فایق آید و خیر‌صرفا اغتشاشات داخلی را سرکوب کرد؛ بلکه توانست آغاز با صلح با عثمانی خیال و خاطر خویش را از جناح غربی شل کرد و به خارج راندن ازبکان از خراسان پرداخت و در مرحله آن گاه عثمانیان را نیز از بخشها متصرفی خویش در همدان و آذربایجان عقب راند.[۱۹] وی با تشکیل نیروی سوم از گرجیان و ساخت طبقه جدیدی در پهنا طبقات کهن قزلباش سلطنت را از آن چنان توان و تمرکزی منتفع ایجاد کرد که قبل از آن بی‌سوابق می‌نمود.[۲۰] تبدیل املاک ممالیک به املاک خاصه (شاهی) و محافظت شاهزادگان در حرمسرا به خواسته عدم دخالت‌شان در حکومت، دو مبادرت دیگر پاد شاه عباس بود که همین دو مبادرت در حین سال‌های آن‌گاه نیز ادامه یافت و تبدیل به یکی‌از علل ضعف و سقوط صفویه شد.[۲۱]

زمانه انحطاط و سقوط صفویه
با مرگ فرمان روا عباس نخستین و استارت عصر ۱۴ ساله فرمان روا صفی صفوی استارت انحطاط بود. با مرگ فرمانروا صفی، عباس دوم در ده سالگی به تخت گردهمایی و از این رو در اول سال‌های سلطنت تحت نفوذ حرمسرا و خواجگان و زنان بود؛ البته به‌تدریج شخصیت جداگانه و قوی خویش را بروز بخشید و توانست در طی ۲۵ سال سلطنت، ثبات، تمرکز دولت و اقتدار مطلقه سلطان را در عرصه حکومت و کشورداری به اکران گذارد. او قندهار را از تیموریان پس گرفت.[۲۲]

به سلطنت وصال فرمان روا سلیمان ادامه مجدد انحطاط صفویان بود. وی از صفات و جنبه‌های مثبت شاهان گذشته در کشورداری و استقرار نظم و توان متمرکز و دانایی و کاردانی نیز بی‌فایده بود. پاد شاه سلیمان بعداز هیجده سال معاش در حرمسرا و ذیل تربیت خواجگان، به ناگاه با کاردانی و نفوذ آغا میمون مدیریت خواجگان بقاع به سلطنت برداشته شد. علاقه به شراب، طلا جواهرات و زن با بی‌تدبیری، قساوت، حرص، خشم و شهوت یکجا در خویش گردآوری داشت. وی در سال نخستین سلطنت به بیماری مشقت در گیر گشت و به طور همزمان جامعه با قحطی شدید و طاعون مواجه بودند.[۲۳]

عصر فرمان روا شاه حسین صفوی در واقع ناقوس مرگ حکومت دویست و سی ساله صفویان بود که با حمله خیر چندان هنگفت قبایل افغان سقوط کرد. هرچند که همگی توشه گناه این سقوط را به ذمه فرمانروا حسین پرتاب کردن، واقع‌بینانه و منصفانه وجود ندارد و وی از پاره‌ای خصوصیت‌های مثبت نیز بهره مند بوده میباشد؛ ولی سلطنتی شخصی با ماهیت استبدادی، خصوصیت‌ها و اسباب و اثاث خاصی را می‌طلبد که واپسین پاد شاه صفوی فاقد آن بود..[۲۴]

در زمان نهایی صفویه، تدوین راهنما و امر‌العمل عام برای کلیه دستگاه‌های دولتی در شیوه نامه قرار گرفت و این به خیال این بود که شاهان اواخر صفوی کفایت اداره کارها را نداشتند، تصور می‌کردند که با تبعیت از روش‌های قانونی و دیوانی عصر‌های عظمت قبل، بشود راز و سامانی به حکومت آورد. به عنوان مثال سلطان پاد شاه حسین امر تایپ کردن رساله‌ای در مورد قواعد وضوابط مربوط اعطا کرد.[۲۵]

ضعف نفس پاد شاه، شرابخواری و شهوت‌رانی و عدم در اختیار گرفتن وی بر امرا و عمال رقابت و دو دستگی درباریان و امراء و تضادومغایرت و خرابی دربین آن ها و سپاهی رزم ندیده در صلح صد ساله وضع و اوضاع را چنان آشفته کرده بود که فرمانده سپاهیان کشور‌ایران، فتحعلی خان ترکمن، خویش بقاع امام رضا(ع) در مشهد را گزینه دستبرد قرار می‌بخشید.[۲۶] در حالی که محمود افغان مدیر بستگان غلجایی قندهار، جانشین پدرش میروِیْس در سال ۱۱۳۴ق مهیا تکان به‌سوی اصفهان بود، در پایتخت حکیم‌باشی و ملاباشی درگیر منازعه و جدال با فتعلی خان پشت گرمی الدوله بودند و وقتی که محمود، اصفهان را در محاصره گرفت، هیچ امیدی به نجات تاج و تخت پادشاه نماند و سرنوشت قدمت سلطنت صفویان در سال ۱۱۳۵ق به‌راز رسید.[۲۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 5
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 222
  • بازدید ماه : 222
  • بازدید سال : 1758
  • بازدید کلی : 42899
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی