loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 23
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:55


فرایند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش حرف اسلامی روند مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از پژوهشگران تاریخ دانش سخن، فرآیند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد در‌این مرحله‌بندی همگانی، دربین مذهبها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود داراست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله ترکیب و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با دقت به دادوستد دانش حرف با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه تشریفات مشهد انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را در بر می گیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله می‌گردد: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و طرز‌های فلسفی روی آوردند و به مرمت حرف مطابق این مفاهیم جدید دست زدند و از سوی دیگر طاقت فرسا‌گیرانه به تامین از عقاید کلامی در قبال تفکر‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله مخلوط و استحاله)، حرف اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و تجدید بنا) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، برخی از لزوم تأسیس «سخن تازه» حرف راندند و کوشش‌هایی برای بسط علم حرف و جواب‌گویی به سوال‌های نو شد. برای معرفی این سعی‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای درنگ‌های صدرایی در دانش حرف که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می شود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی میان فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه می شود.[۴۶]

قلمرو صحبت و مهمترین مباحث آن
مسائل دانش سخن اختصاصی در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره گروه تعالیم و احکام فقاهتی مطرح می گردد، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش سخن وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آیین امان نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل گردیده است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که بلاغت آن مطرح می گردد، برعهده سخن میباشد؛ اگرچه انتخاب حکم عفاف و حجاب برعهده دانش فقه و گزینش خواسته و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر میباشد. [۴۸]

اورده شده اولیه قضیه کلامی میان مسلمان‌ها، قضیه جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اصلی در دانش حرف این مورد ها میباشد: مشاجره درباره صفات معبود مخصوصاً توحید و عدل الهی، مورد حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

سخن امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود معبود، پاکی فرستاده و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم دعوا می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش صحبت با فلسفه
در‌صورتی‌که چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح می گردد لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا‌هستند. دراین مورد مطالب زيادى گفته‏ شد‌ه‌است، ولى به عبارت معمولی‏ خیس مى‏ قدرت ذکر کرد در حالتی‌که درباره خداوند و عالم، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه دعوا خواهد شد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه گفت و گو الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا چنانچه متفکر به اين قيد مقيّد و مکلف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه دعوا و پژوهشى دانش كلام خواهد بود.[۵۲] بعضا از اندیشمندان بر این باورند که با توسعه و گسترش و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل مشاجره در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش حرف هم قرار گرفت تا بدان حد که چنانچه کسی کتاب ها سخن - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به آن گاه تألیف شد- رسیدگی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] برخی دیگر بر این باورند که تمایز اصلی در بین فلسفه و حرف در مبادی آنهاست. به‌این مضمون‌ که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی ضمن اینکه مسائلش عقلی میباشد، ولی صحبت حتی درصورتی که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و تلاش می‌کند که آن را ثابت نماید؛ اما فلسفه سازه به تعریف و تمجید، مبادی خویش را از عقل میگیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. ولی اینها بدین مضمون‌ وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در بین فلسفه و صحبت در واقع التزام به وحی میباشد در سخن و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ البته این التزام به معنای یقین وجود ندارد.[۵۴]


فرایند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش حرف اسلامی روند مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از پژوهشگران تاریخ دانش سخن، فرآیند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد در‌این مرحله‌بندی همگانی، دربین مذهبها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود داراست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله ترکیب و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با دقت به دادوستد دانش حرف با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه تشریفات مشهد انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله ابتداْ پنج سده صدر اسلام را در بر می گیرد و خویش دربرگیرنده سه مرحله می‌گردد: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری حرف نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و طرز‌های فلسفی روی آوردند و به مرمت حرف مطابق این مفاهیم جدید دست زدند و از سوی دیگر طاقت فرسا‌گیرانه به تامین از عقاید کلامی در قبال تفکر‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان بر شد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله مخلوط و استحاله)، حرف اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و تجدید بنا) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، برخی از لزوم تأسیس «سخن تازه» حرف راندند و کوشش‌هایی برای بسط علم حرف و جواب‌گویی به سوال‌های نو شد. برای معرفی این سعی‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مصرف شده میباشد. در فقیه تشیع، در کنار احیای درنگ‌های صدرایی در دانش حرف که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می شود، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی میان فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه می شود.[۴۶]

قلمرو صحبت و مهمترین مباحث آن
مسائل دانش سخن اختصاصی در اصول آیین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره گروه تعالیم و احکام فقاهتی مطرح می گردد، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش سخن وظیفه دارااست هم از اصول آئین و هم از فروع آیین امان نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل گردیده است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که بلاغت آن مطرح می گردد، برعهده سخن میباشد؛ اگرچه انتخاب حکم عفاف و حجاب برعهده دانش فقه و گزینش خواسته و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر میباشد. [۴۸]

اورده شده اولیه قضیه کلامی میان مسلمان‌ها، قضیه جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اصلی در دانش حرف این مورد ها میباشد: مشاجره درباره صفات معبود مخصوصاً توحید و عدل الهی، مورد حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، گفت و گو نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

سخن امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود معبود، پاکی فرستاده و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم دعوا می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش صحبت با فلسفه
در‌صورتی‌که چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح می گردد لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا‌هستند. دراین مورد مطالب زيادى گفته‏ شد‌ه‌است، ولى به عبارت معمولی‏ خیس مى‏ قدرت ذکر کرد در حالتی‌که درباره خداوند و عالم، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه دعوا خواهد شد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه گفت و گو الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا چنانچه متفکر به اين قيد مقيّد و مکلف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه دعوا و پژوهشى دانش كلام خواهد بود.[۵۲] بعضا از اندیشمندان بر این باورند که با توسعه و گسترش و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای سخن به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل مشاجره در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش حرف هم قرار گرفت تا بدان حد که چنانچه کسی کتاب ها سخن - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به آن گاه تألیف شد- رسیدگی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] برخی دیگر بر این باورند که تمایز اصلی در بین فلسفه و حرف در مبادی آنهاست. به‌این مضمون‌ که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی ضمن اینکه مسائلش عقلی میباشد، ولی صحبت حتی درصورتی که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و تلاش می‌کند که آن را ثابت نماید؛ اما فلسفه سازه به تعریف و تمجید، مبادی خویش را از عقل میگیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. ولی اینها بدین مضمون‌ وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در بین فلسفه و صحبت در واقع التزام به وحی میباشد در سخن و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ البته این التزام به معنای یقین وجود ندارد.[۵۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 78
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 295
  • بازدید ماه : 295
  • بازدید سال : 1831
  • بازدید کلی : 42972
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی