loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 32
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:51


موسی بن مهدی بن منصور (۱۴۵-۱۷۰ق)، معروف به هادی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی میباشد که حدود ۱۴ ماه حکومت کرد. هادی عباسی در روزگار حکومت خویش، علویان را ذیل حیث گرفت و مقرری‌های آنان‌را انقطاع کرد. در حین حکومت او، قیام صاحب و مالک فخ در مدینه چهره اعطا کرد که از سوی خلیفه سرکوب شد. هادی عباسی، امام کاظم(ع) را ادله اساسی تحریک علویان در قیام فخ قلمداد میکرد و از این رو، چنانکه برخی از منابع گفته‌اند، پیرو قتل امام هفتم شیعه‌ها بود، ولی پیش از جاری ساختن آن، خویش درگذشت. وی سیاست پدرش مهدی عباسی را در عکس العمل با زنادقه دنبال کرد و بخش اعظمی از آنان‌را از دربین تشریفات مشهد موفقیت.

بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی، به دنبال آن بوده که جعفر، پسر خردسالش را به مکان هارون ولیعهد نماید، البته برنده نشد و بعداز وی برادرش هارون به خلافت رسید.

معاش‌طومار
موسی بن مهدی بن منصور، ملقب به هادی، بعد از سفاح، منصور دوانیقی و مهدی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی بود.[۱] لقب وی ابوجعفر[۲] یا این که ابو محمد[۳] بود. پدرش مهدی عباسی، و مامان وی، کنیزی به اسم خیزران بوده میباشد.[۴] در محرم سال ۱۶۹ق در ۲۵ سالگی به خلافت رسید.[۵] وی در اولِ خلافت، کمترین سن را نسبت به خلفای قبل از خویش داشته میباشد.[۶]

مهدی عباسی، بابا هادی، اعتنا بخش اعظمی به او داشت؛[۷] تا آنجا که در ۱۶ سالگی ولیعهد نخستین شد و به فرماندهی سپاه رسید.[۸] مهدی در اواخر قدمت خویش پیرو آن بود که فرزند دیگرش هارون را به مکان هادی ولیعهد نماید، ولی پیش از توفیق بدین فعالیت از جهان رفت.[۹]

هادی عباسی در حین مرگ پدرش، مهدی عباسی، در جرجان[۱۰] حضور داشت و با اهل طبرستان در پیکار بود[۱۱] و برادرش هارون در به عبارتی روز با وی بیعت کرد[۱۲] و از بزرگان بستگان عباسی و سران سپاه برای او بیعت گرفت.[۱۳]

چهارمی خلیفه عباسی، هادی، در‌پی آن بود که ولایتعهدی را از برادرش هارون به فرزند ۷ ساله‌اش،[۱۴] جعفر، جابجایی دهد.[۱۵] و در این‌شیوه سعی اکثری کرد.[۱۶] هادی کوشید که هارون را متقاعد نماید که خودش را از ولایت‌عهدی خلع نماید، ولی هارون برای واگذار نکردن ولایت‌عهدی گریخت و تا نقطه پایان قدمت برادرش به پایتخت برنگشت.[۱۷]

هادی، از لحاظ جسمانی، نیرومند بوده میباشد.[۱۸] او گرچه در شجاعت و مهارت راجع‌به مرز و بوم‌داری و همینطور عفو و بخشش، دارای شهرت میباشد، ولی در عین درحال حاضر، شخصی خشن، جسور و متعصب دانسته گردیده است.[۱۹] هادی به انگیزه نقصی که در لبان خویش داشت، دارای شهرت به «موسی اطبق» بود.[۲۰] وی به ادبیات عرب و تاریخ عشق و علاقه‌مند بوده و به آواز عشق و علاقه‌ای وافر داشته میباشد.[۲۱]

مرگ
او حدود ۱۴ ماه حکومت کرده و در سال ۱۷۰ق در بغداد[۲۲] در سن ۲۵[۲۳] یا این که ۲۶ سالگی درگذشت.[۲۴] عامل مرگ وی، به اطمینان برخی بیماری، و به حیث بعضا دیگر، کشته‌شدن در خواب به امر مادرش دانسته گردیده است.[۲۵] برادرش هارون بر وی نماز خواند و در حوزه‌ عیسی‌آباد بغداد به خاک ودیعه شد.[۲۶]

عکس العمل با علویان
بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی بر علویان طاقت فرسا می‌گرفت و با بی‌رحمی با آنها واکنش می کرد و مجموع مقرری‌هایی را که در طول مهدی عباسی برای آن‌ها در حیث گرفته گردیده بود، انقطاع کرد.[۲۷] ابوالفرج اصفهانی این اقدامات را به‌ادله هراس از قیام علویان بیان نموده است.[۲۸] هادی عباسی، همینطور به کارگزاران خویش امرکرد تا کل تحرکات علویان را پایین حیث گرفته و جاسوسانی در بین آن ها داشته باشند.[۲۹] در عصر وی، کل علویان وادار شدند تا هر شب به دارالاماره بروند و حضور خویش را تصویب نمایند.[۳۰]


موسی بن مهدی بن منصور (۱۴۵-۱۷۰ق)، معروف به هادی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی میباشد که حدود ۱۴ ماه حکومت کرد. هادی عباسی در روزگار حکومت خویش، علویان را ذیل حیث گرفت و مقرری‌های آنان‌را انقطاع کرد. در حین حکومت او، قیام صاحب و مالک فخ در مدینه چهره اعطا کرد که از سوی خلیفه سرکوب شد. هادی عباسی، امام کاظم(ع) را ادله اساسی تحریک علویان در قیام فخ قلمداد میکرد و از این رو، چنانکه برخی از منابع گفته‌اند، پیرو قتل امام هفتم شیعه‌ها بود، ولی پیش از جاری ساختن آن، خویش درگذشت. وی سیاست پدرش مهدی عباسی را در عکس العمل با زنادقه دنبال کرد و بخش اعظمی از آنان‌را از دربین تشریفات مشهد موفقیت.

بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی، به دنبال آن بوده که جعفر، پسر خردسالش را به مکان هارون ولیعهد نماید، البته برنده نشد و بعداز وی برادرش هارون به خلافت رسید.

معاش‌طومار
موسی بن مهدی بن منصور، ملقب به هادی، بعد از سفاح، منصور دوانیقی و مهدی عباسی، چهار‌مین خلیفه عباسی بود.[۱] لقب وی ابوجعفر[۲] یا این که ابو محمد[۳] بود. پدرش مهدی عباسی، و مامان وی، کنیزی به اسم خیزران بوده میباشد.[۴] در محرم سال ۱۶۹ق در ۲۵ سالگی به خلافت رسید.[۵] وی در اولِ خلافت، کمترین سن را نسبت به خلفای قبل از خویش داشته میباشد.[۶]

مهدی عباسی، بابا هادی، اعتنا بخش اعظمی به او داشت؛[۷] تا آنجا که در ۱۶ سالگی ولیعهد نخستین شد و به فرماندهی سپاه رسید.[۸] مهدی در اواخر قدمت خویش پیرو آن بود که فرزند دیگرش هارون را به مکان هادی ولیعهد نماید، ولی پیش از توفیق بدین فعالیت از جهان رفت.[۹]

هادی عباسی در حین مرگ پدرش، مهدی عباسی، در جرجان[۱۰] حضور داشت و با اهل طبرستان در پیکار بود[۱۱] و برادرش هارون در به عبارتی روز با وی بیعت کرد[۱۲] و از بزرگان بستگان عباسی و سران سپاه برای او بیعت گرفت.[۱۳]

چهارمی خلیفه عباسی، هادی، در‌پی آن بود که ولایتعهدی را از برادرش هارون به فرزند ۷ ساله‌اش،[۱۴] جعفر، جابجایی دهد.[۱۵] و در این‌شیوه سعی اکثری کرد.[۱۶] هادی کوشید که هارون را متقاعد نماید که خودش را از ولایت‌عهدی خلع نماید، ولی هارون برای واگذار نکردن ولایت‌عهدی گریخت و تا نقطه پایان قدمت برادرش به پایتخت برنگشت.[۱۷]

هادی، از لحاظ جسمانی، نیرومند بوده میباشد.[۱۸] او گرچه در شجاعت و مهارت راجع‌به مرز و بوم‌داری و همینطور عفو و بخشش، دارای شهرت میباشد، ولی در عین درحال حاضر، شخصی خشن، جسور و متعصب دانسته گردیده است.[۱۹] هادی به انگیزه نقصی که در لبان خویش داشت، دارای شهرت به «موسی اطبق» بود.[۲۰] وی به ادبیات عرب و تاریخ عشق و علاقه‌مند بوده و به آواز عشق و علاقه‌ای وافر داشته میباشد.[۲۱]

مرگ
او حدود ۱۴ ماه حکومت کرده و در سال ۱۷۰ق در بغداد[۲۲] در سن ۲۵[۲۳] یا این که ۲۶ سالگی درگذشت.[۲۴] عامل مرگ وی، به اطمینان برخی بیماری، و به حیث بعضا دیگر، کشته‌شدن در خواب به امر مادرش دانسته گردیده است.[۲۵] برادرش هارون بر وی نماز خواند و در حوزه‌ عیسی‌آباد بغداد به خاک ودیعه شد.[۲۶]

عکس العمل با علویان
بنابر منابع تاریخی، هادی عباسی بر علویان طاقت فرسا می‌گرفت و با بی‌رحمی با آنها واکنش می کرد و مجموع مقرری‌هایی را که در طول مهدی عباسی برای آن‌ها در حیث گرفته گردیده بود، انقطاع کرد.[۲۷] ابوالفرج اصفهانی این اقدامات را به‌ادله هراس از قیام علویان بیان نموده است.[۲۸] هادی عباسی، همینطور به کارگزاران خویش امرکرد تا کل تحرکات علویان را پایین حیث گرفته و جاسوسانی در بین آن ها داشته باشند.[۲۹] در عصر وی، کل علویان وادار شدند تا هر شب به دارالاماره بروند و حضور خویش را تصویب نمایند.[۳۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 214
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 435
  • بازدید ماه : 576
  • بازدید سال : 3451
  • بازدید کلی : 44592
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی