loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 57
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


وصلت پیش از احرام
درباره فرصت تزویج رسول(ص) با میمونه اختلاف حیث وجود دارااست، بعضا این وصلت را در وقتی دانسته‌اند که نبی برای عمرة القضا احرام بسته بود؛ البته گزارش‌های اکثری نیز می باشد که مبنی بر آن، نبی پروردگار(ص) میمونه را در ماه شوال سال عمره قضاء قبل از آنکه برای عمره احرام ببندد برای خویش عقد کرد و در ناحیه سرف با وی عروسی کرد.[۱۹] براین اساس تزویج او و حتی عروسی، پیش از احرام بستن در عمره القضاء بوده میباشد. از صفیه دختر شیبه پرسیدند آیا نبی آفریدگار(ص) در حالی که برای عمره احرام بسته و محرم بود میمونه را عقد کرد؟ اعلام کرد: خیر، به آفریدگار قسم و سوگند فرستاده آفریدگار اورا در حالی عقد کرد که هیچ‌کدام محرم نبودند.[۲۰] این قضیه تا بدان‌جا محل مشاجره بوده که قدمت بن عبدالعزیز به یکی صحابه طومار می‌نویسد و دراین باره از او پرسش می‌نماید. وی در جواب میگوید: رسول(ص) در حالی که محرم عدم وجود از وی خواستگاری نمود و در حالی که محرم خلا با وی زفاف تشریفات مشهد کرد.[۲۱]


ساختمان به دور قبر میمونه در حیطه نواریه، مکه
جانبداری از امام علی(ع)
از احوالات وی بعداز وفات رسول(ص) اگاهی چندانی در مشت وجود ندارد؛ ولی برخی از کم روایاتی که از او اورده شده، حکایت از ارادت خاص به امام علی(ع) دارااست. از یزید بن اصم بیان شده که «شقیر(سفیر) بن شجره عامری از کوفه به مدینه آمد و از خاله‌ام میمونه اذن ورود خواست. بعداز ورود، میمونه از انگیزه داخل شدن وی پرسید. آن مرد اعلام کرد: زیرا فی مابین عموم اختلاف افتاده، ترسیدم که فتنه، منرا در برگیرد از این‌رو از کوفه بیرون شدم. میمونه اعلام کرد: آیا تو با علی(ع) بیعت کرده بودی؟ مرد خاطرنشان کرد: آری. اعلام‌کرد: پس برگرد و از صف وی مستقل نشو، به خداوند عهدوپیمان وی خیر منحرف میباشد و خیر گم راه می‌نماید. مرد اذعان کرد:‌ ای مامان، آیا حدیثی از پیامبر معبود(ص) درباره علی(ع) ماجرا می کنی؟ میمونه اعلام کرد:

فرستاده خداوند(ص) فرمود: علی آرم حق و درفش هدایت میباشد. علی خنجر خداست که بر کافران و منافقان آخته میباشد. هرکه اورا دوست بدارد، به دوستی اینجانب او را دوست داشته و هرکه با او دشمنی نماید به دشمنی اینجانب با او معاند گردیده و هرکه اینجانب یا این که علی را معاند دارااست، در حالی آفریدگار را ملاقات می‌نماید که اورا حجتی نباشد.[۲۲]

بقاع میمونه در میان سال‌های ۱۲۶۴ و ۱۲۶۸ق.[۲۳]
شخصیت روایی
میمونه احادیثی از نبی(ص) قصه نموده است. راوی مهم ماجرا‌های وی خواهرزاده‌اش یزید بن أصمّ میباشد.[۲۴] افزون بر وی، ابن عباس،[۲۵] و دیگر افراد نیز از وی روایاتی نقل کرده‌اند. در کتاب‌های درست مسلم و بخاری از وی حدیث نقل گردیده است.[مستلزم منبع]

درگذشت
در سال وفات میمونه اختلاف میباشد. سازه بر نقل طبری و ابن‌ سعد وی در سال ۶۱ هجری قمری در سن ۸۰ یا این که ۸۱ سالگی از عالم رفت و بر این مبنا، واپسین همسر رسول بود که رحلت کرد.[۲۶] اما بنابر قولی دیگر، میمونه در سال ۵۱ هجری قمری بعد از برگشت از مسافرت حج، در ناحیه سرف از عالم رفت.[۲۷] ابن عباس بر پیکر او نماز خواند[۲۸] و اورا طبق وصیتش به عبارتی‌جا (که محل وصلت وی با نبی پروردگار(ص) بود)، به خاک سپردند.[۲۹]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 16:04


نَفَقه، به هزینه های ضروری مانند طعام، پوشاک و مسکن گفته می شود که برای گذران معاش ما یحتاج میباشد. تزویج، خویشاوندی و ملکیت از اسباب و اثاث وجوب آن تشریفات مشهد می‌باشند.[۱]

نفقه پدر و مادر و فرزندان در شکل نیازمندی و نفقه زنِ دایم، واجب، و نفقه بقیه فامیل مستحب میباشد. نفقه همسر در شکل نشوز یا این که جدایی ساقط می‌گردد.

در لغت و اصطلاح
نفقه در لغت به معنای هزینه، خرج روزانه و خرجی و نفقه دادن نیز به معنای ذمه ‌دار زندگی دیگری شدن و هزینه زندگی او‌را دادن میباشد. در اصطلاح فقه نیز مالی را گویند که برای ادامه معاش بر طِبْقِ اکنون افراد مورد نیاز میباشد و آن عبارت میباشد از خرج غذا، پوشاک و مسکن.[۲] فقها کمتر به معنا نفقه اشاره کرده، بیشتر مصادیق آن را بیان نموده‌اند. از دید آنها تزویج، خویشاوندی و مالکیت( مالکیت نسبت به برده و حیوان‌ها) منجر نفقه میشود.[۳]

در قرآن
در آیاتی از قرآن به نفقه اشاره گردیده است.

«وَ عَلی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ كِسوَتهُنَّ بِالمَعْرُوفِ؛ (تأمین طعام و پوشاک ما‌درها شیردهنده به صورت لایق و متعارف بر ذمه بابا فرزند میباشد.)»[۴]
«اَلرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّـهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...؛ (مردان، سرپرست زنانند، به جهت برتریهایی که خدا (از لحاظ نظام اجتماع) برای برخی نسبت به بعضا دیگر قرار داده میباشد و به جهت انفاقهایی که از اموالشان (درباره ی زنان) می‌نمایند.)[۵]
نفقه همسر
نفقه زن بر ذمه شوهر میباشد و در پرداخت آن نیازمندی شرط وجود ندارد.[۶] نفقه همسر می بایست در رده و شأن وی باشد. تحت عنوان مثال در صورتی همسر پیش از وصلت خادمی داشته میباشد تأمین آن جزو نفقه محسوب می‌شود.[۷]. از نگاه فقاهتی نفقه زن مقدار معینی ندارد و ملاک، رفع نیازهای عرفی وی میباشد، مانند: غذا، پوشاک و مسکن.[۸]

واحد سنجش نفقه
میزان انتخاب ترازو نفقه زن در فقه آیتم اختلاف میباشد. بضاعت و توان و تنگدستی زوج(مرد)، اوضاع و احوال زوجه(زن) و یا این که هر دو، ترازو نفقه دانسته گردیده‌اند. مثلا مستندات میزان بودن بضاعت و توان و تنگدستی زوج در فقه شیعه، آیه ۷ سوره جدایی میباشد.[۹] البته معارضان این حیث برآن‌اند که زوج آنچه از نفقه را که میتواند بایستی (بر پایه ی با شؤون زوجه) بپردازد و سایر آن فقهی بر ذمه وی خواهد بود، آنان به ادامه همین آیه استناد می‌نمایند.[۱۰] به لحاظ صاحب و مالک جواهر می‌قدرت اظهار کرد آیه درباره نفقه غیر زوجه میباشد که با ناتوانی انفاق کننده ساقط میگردد.[۱۱]

برخی فقهای شیعه به حق باطل برای زوجه در شکل ناتوانی زوج از پرداخت نفقه معتقدند. مستند آنها آیه ۲۲۹ سوره بقره میباشد.[۱۲] از حیث آن ها، نگاه داشتن زوجه فارغ از پرداخت نفقه «امساک به دارای شهرت» وجود ندارد و در شکل فقدانِ حکم دهنده، زوجه حق باطل دارااست. بیشتر فقهای شیعه معتقدند زوجه اینگونه حقی ندارد.[۱۳]

احکام
نفقه زن در طی توده بر ذمه شوهر میباشد.
نفقه زوجه همیشگی واجب میباشد.
نفقه زن در شکل نشوز یا این که جدایی ساقط میگردد.
ارتداد سبب ساز سقوط نفقه میشود.[۱۴]
نفقه مملوک، حتی زنبور عسل و کرم ابریشم، بر مالکش واجب میباشد.
بر صاحب حیوان واجب میباشد آنچه حیوان نیاز دارااست برایش تهیه و تنظیم خواهد شد؛ مانند:
تناول کردن، آشامیدن و محل استراحت. صاحب و مالک آن نیز تفویض دارااست که به وی علف بدهد یا این که آن را برای چریدن در چراگاه رهایش نماید.

در حالتی که صاحب از دادن نفقه به حیوان- در حالتی‌که چه به طور آزاد کردن و چریدن در چراگاه به قدر کفایت- دوری ورزد، زور میگردد آن را بفروشد، یا این که هزینه های آن را تأمین نماید و یا این که در شرایطی‌که گوشتش قابل به کارگیری میباشد آن را ذبح نماید.[۱۵].

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 17:03


سید کاظم رشتی از علمای تعالی شیخیه و طلبه و مفسر آراء روحانی احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعداز احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دومی رهبر مدرسه شیخیه بود. بعد از او یکسری بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند برای مثال محمد کریم ومهربان‌خان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علی‌محمد باب مؤسس بابیه اشاره تشریفات مشهد نمود.[۱]

معاش‌طومار
سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت دیده به جهان گشود. بعضی به دنیا آمدن او را ۱۲۱۲ گفته‌اند که با دقت به جایگاهش در طی احسائی غلط به لحاظ میرسد.[۳]

جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که پیرو سرایت طاعون به رشت مسافرت کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را استارت کرد. برای کامل شدن درس‌ها قصد هجرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. به‌دنبال رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این مهاجرت به روشنی معین وجود ندارد البته در نزدیکی سال ۱۲۲۹ میباشد.[۵]

سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت و همراهی وی با روحانی در مسافرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روحانی احمد بعد از آنکه محمدتقی برغانی در قزوین او‌را تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و در‌این هجرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا دستور داد.[۸] سید کاظم در‌این زمان به رشت مسافرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعداز درگذشت روضه خوان احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت بلاعزل یافت.

تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورت‌گیری مدرسه شیخیه و ترویج تعالیم آن در عراق و جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. در‌این مجال در ادامه تکفیر روحانی احمد، به‌تدریج بعضی از علمای شیعه در مقابل اشاعه پاره‌ای از تفکر‌های او، که آن را بزرگنمایی و انحراف تلقی می‌کردند، عکس العمل نشانه دادند.[۱۰] بیان کننده در همین فرصت به درخواست روحانی علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب تشکیل داد و بین عموم پخش کرد و در روزها عرفه و بعد از آن در دفعه‌های معینی بالای منبر میرفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو میکرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی صاحب و مالک ریاض و عالمانی زیرا شریف العلماء مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روحانی که کفرآمیز می‌نمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اعلام‌کرد اگرچه این کلمه ها، به حسب فهم و شعور عوام، شرک میباشد، آن ها را تأویلی میباشد که خواسته روضه خوان به عبارتی تأویل بوده میباشد. آن ها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این لغت ها را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. به‌این سان، سید مهدی حکم به تکفیر روضه خوان و رهروان وی اعطا کرد، اما رشتی گشوده به تامین از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]

از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید بعضا عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز همت‌های او برای مصالحه[۱۵] هیاهو بر رمز عقاید وی ارتقا یافت. درین دربین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با صادر کردن ملاحسین بشرویه‌ای نزد علمای دارای اعتبار اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او سبب ساز شد که با وجود امتناع روضه خوان علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح دراین باره، از روحانی محمدحسن نجفی مالک جواهر، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] واکنش با سید کاظم و پیروانش به خشونت‌هایی سبب شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، تنهاً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعد از این تکفیر طرز خویش را در درس دادن و گفتار تغییر تحول بخشید. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور سری ایجاد کرد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 54
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 11:13


طرز درس دادن
خویی، در درس دادن مباحث علمی، پیروز‌دست و مسلط خوانده گردیده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و سوای آمدن به زواید و حاشیه ها ذکر می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، به کار گیری فراوانی از احادیث می‌کرده و به سندهای احادیث اعتنا ویژه می‌نموده است.[۲۶] درس او، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرها خویش او تعریف تشریفات مشهد گردیده‌است.[۲۷]

اثرها و تقریرات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها سید ابوالقاسم موسوی خویی
سید ابوالقاسم خویی، اثراتی در موضوعات فقه، اصول فقه، رجال، سخن و علم ها قرآنی نگاشته میباشد. اثرها وی در گروه‌ای پنجاه جلدی با تیتر «موسوعة الامام الخوئی» توده گردیده[۲۸] و ورژن دیجیتال این موسسه نیز، بوسیله راس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی نوروروشنایی در دسترس میباشد.[۲۹]

بعضی از شناخته‌گردیده‌ترین اثر ها وی عبارتند از:

اجود التقریرات
معجم رجال الحدیث
البیان فی تعبیر القرآن

خویی و شاگردانش: به ترتیب از سمت راست: سیدجعفر خویی، سید موسی صدر، سید عبدالله شیرازی، ابوالقاسم خوئی، سید نصرالله مستنبط و سیدمرتضی حکمی.
شاگردان
ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و بعضی منابع بیشتراز ۶۰۰ محصل برای او برشمرده‌اند.[۳۰] تنی چند از شاگردان در جلسات استفتاء حضور داشتند.

اعضای هیئت استفتاء اولیه:[۳۱] روضه خوان صدرا بادکوبه‌ای، روضه خوان مجتبی لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، میرزا کاظم تبریزی، روضه خوان حبیب‌الله اراکی، سید جعفر مرعشی.
اعضای هیئت استفتاء دوم:[۳۲] سید علی سیستانی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، روحانی محمداسحاق فیاض، روضه خوان علی‌اصغر احمدی شاهرودی، روضه خوان محمدجعفر نائینی
بعضی دیگر از شاگردان وی عبارتند از:

محمدعلی توحیدی تبریزی [۳۳]
حاج آقا تقی قمی
سید محمدباقر صدر
علی فلسفی تنکابنی
سید موسی صدر
مرتضی بروجردی
ابوالقاسم گرجی[۳۴]
حسین وحید خراسانی
محمدآصف محسنی قندهاری[۳۵]
سید علی هاشمی شاهرودی
سید جواد آل‌علی شاهرودی
محمدتقی جعفری
سید عبدالکریم رضوی کشمیری[۳۶]
سید محمدحسین فضل و ادب الله
باقر شریف قرشی
سید محمدحسین حسینی تهرانی
بشیر حسین نجفی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
حسین حقیقت کاشانی
آرا و نظر ها علمی
سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، نظرها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با ایده ها پر اسم و رسم فقیهان شیعه مختلف بوده و به نقل از برخی، ۳۰۰ فتوا خلاف فتواهای پر اسم و رسم فقیهان شیعه، در بین فتاوای خویی چشم میشود.[۳۷] بعضا از این مفاد عبارت میباشد از:

مخالفت با موظف بودن کافران به فروع آیین: خویی مانند یوسف بحرانی و مغایر لحاظ همگی علمای شیعه که معتقدند کافران ضمن اصول آیین، ملزم به فروع آئین هم گردیده‌اند،[۳۸] بر این یقین میباشد که کافران تا‌زمانی‌که اسلام را نپذیرند، موظف به فروع آیین نمیشوند.[۳۹]
عدم تایید نسبی بودن استارت ماه قمری: به اعتقادوباور خویی، مغایر لحاظ پر اسم و رسم، استارت ماه قمری برای کلیه یکسان میباشد و نمی‌اقتدار آن را چیزی نسبی دانست. به دلیل آن که ترازو شروع ماه قمری، بر طبق آرای خویی، خارج رفتن ماه از محاق میباشد که پدیده‌ای تکوینی میباشد و به احوال قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط میباشد و متعلق به اجزا و بخش ها متفاوت زمین وجود ندارد.[۴۰]
مخالفت با آوازه فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم، دربارهٔ آوازه فتوایی، نظراتی به کلی متعدد با ایده ها دارای اسم و رسم عالمان شیعه داشت. به اعتقاد و باور بیشتر اصولیان شیعه، در شرایطی‌که یک فتوا دربین فقیهان، دارای شهرت باشد، قصه معتبری که با آن ناسازگار میباشد، اعتباری ندارد. خویی ولی با این اصل مخالف میباشد و «آوازه فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه بیان نکرده و اعتقاد دارد، آوازه عملی ضعف گواهی قصه را جبران نمی‌نماید؛ به عبارتی‌طور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث درست، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد.[۴۱] او اعتبار و حجیت اجماع را هم ذیل سؤال برده میباشد؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این حالا خویی در فتاوای خویش احتیاط کرده و به اجماع اعتنا نموده است.[۴۲]
فتاوای مخالف پر اسم و رسم: تایید صلاحیت بیرون شدن زن از منزل فارغ از اذن همسر، تایید صلاحیت سقط جنین برای زن در شکل احتمال مرگ خویش، مجوز وصلت مرد مسلمان با زن اهل کتاب، منوط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای حکم کننده، و همینطور عصمت و طهارت چرم‌های وارداتی از کشورهای غیرمسلمان که ذبح دینی آن‌ها مشکوک میباشد.[۴۳]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 11:11


امام آدینه موقت
در کشور‌ایران، در کنار امام آدینه دایم، عده ای به‌تیتر امام آدینه موقت گزینش میگردند تا در غیاب امام آدینهٔ دایم نماز آدینه را اقامه نمایند. احمد جنتی، محمد امامی کاشانی، اکبر هاشمی رفسنجانی و سید حسن طاهری خرم‌آبادی بعضا از امام آدینه‌های موقت طهران در عصر امامت آدینه آیت‌الله خامنه‌ای تشریفات مشهد بوده‌اند.[۲۶]

امامان آدینه دارای شهرت
در جمهوری اسلامی ایران بعد از استقرار جمهوری اسلامی و پیشرفت برگزاری نماز آدینه، شخصیت‌های شناخته‌گردیده‌ای به اقامه نماز آدینه پرداختند. در کتاب دانشنامه ائمه آدینه مرز و بوم تاثیر سید محمدکاظم مدرسی، میرزامحمد کاظمینی، تنی چند از ائمه آدینه بعد از انقلاب اسلامی معرفی گردیده‌اند؛ بعضا از آنها عبارتند از:

سید محمود طالقانی،[۲۷] طهران
سید علی خامنه‌ای،[۲۸] طهران
علی مشکینی اردبیلی،[۲۹] قم
عبدالله جوادی آملی،[۳۰] قم
احمد جنتی،[۳۱] قم و طهران
محی‌الدین حائری شیرازی،[۳۲] شیراز
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی،[۳۳] طهران
سید جلال‌الدین طاهری اصفهانی،[۳۴] اصفهان
غلامرضا حسنی،[۳۵] ارومیه
سید احمد دانش‌الهدی،[۳۶] مشهد
سید محمدعلی آل‌هاشم.[۳۷] تبریز
سید محمدعلی موسوی جزائری[۳۸] اهواز
در عراق عبدالمهدی الکربلائی و سید احمد الصافی بعداز سقوط نظام بعثی، دو امام آدینه کربلا شدند و نماینده آیت‌الله سید علی سیستانی مرجع پیروی مستقر عراق محسوب می شوند.[۳۹]

امام آدینه‌های شهید
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: شهید محراب
یکسری امام آدینه (حکم دهنده طباطبائی، مدنی، صدوقی، دستغیب و اشرفی اصفهانی) نیز در سال‌های اولیه دهه ۱۳۶۰ش در کشور ایران در تاثیر رویدادها تروریستی به شهیدشدن رسیدند که به شهدای محراب دارای اسم و رسم شدند.[۴۰]

در عراق سید محمدباقر حکیم در سال ۱۳۸۲ش بعداز اقامه نماز آدینه در بقعه امام علی در یک انفجار تروریستی به شهید شدن رسید.[۴۱] قبل از وی سید محمد صدر(درگذشت:۱۳۷۷ش) در روزگار حکومت صدام حسین در شهر کوفه در عراق نماز آدینه برپا میکرد و به فرمان وی در یکسری شهر دیگر عراق نیز نماز آدینه تشکیل شد.[۴۲] وی نیز در یک حمله تروریستی شهید شد.[۴۳]

پانویس
صدر،‌ ماوراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵۰.
صدر،‌ ماوراء الفقه، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۴۵۰.
امام خمینی، تحریرالوسیله، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۲۵۱.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۳۲۳.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۳۲۵.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۲۷۳.
نجفی، جواهرالکلام، ۱۳۶۲ش، ج۱۳، ص۷۵.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 65
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 18:08


نظرها و سیاسی و اجتماعی
علوی گرگانی همواره از حامیان نظام کشور‌ایران و رهبر انقلاب، امام خمینی بود و برای کمپانی در نبرد هشت ساله عراق علیه کشور ایران (۱۳۵۹-۱۳۶۷ش)، چند دفعه گردهمایی درس خویش را تعطیل نمود.[۲۰] او با این حالا درباره برخی تصمیمات دولت‌ها که سبب ساز به فشار اقتصادی بر عموم میشد، مواضعی ارشادی تشریفات مشهد داشت. [۲۱]

او به کارگیری از ماهواره را برای دیدن نرم‌افزار‌های مستند سیاسی، اجتماعی و علمی حلال میداند؛ ولی معتقد بود چنانچه بدانید که ورود آن به منزل به گذر زمان فرصت موجب انحراف اخلاقی و فقهی خویش و یا این که خانواده میگردد و یا این که موجب تغییر تحول در مدل معاش و سست‌شدن نهاد خانواده می شود، به کار گیری از آن حرام میباشد.[۲۲]

کارها عام‌المنفعه
سید محمدعلی علوی گرگانی، مبادرت به ایجاد کرد مسجد، حسینیه، درمان گاه و صندوق قرض‌الحسنه در نقاط متعدد جمهوری اسلامی ایران نموده است. تعمیر بخشی از مسجد جامع گرگان، تأسیس و تعمیر تعدادی مسجد درین شهر و بخش ها محیط آن، ایجاد کرد بیمارستان در روستای اَلَنْگ، تشکیل داد حسینیه مهدی‌شهر سمنان و تأسیس صندوق قرض‌الحسنه هیئت فاطمیه طهران از آن پاراگراف میباشد.[۲۳]


برنامه تیم اثرها آیت‌الله علوی گرگانی، تهیه و تنظیم‌گردیده در راس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی.
اثر ها و تألیفات
علوی گرگانی دارنده تألیفاتی در قضیه فقه، اصول فقه، حدیث و رجال میباشد.[۲۴] تألیفات او بوسیله راس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی جمع و در لوحی فشرده منتشر گردیده است.[۲۵] بعضی از این اثر ها عبارت میباشد از:

توضیح المسائل (به لهجه‌های فارسی و اردو)
منهج الصالحین (رساله توضیح‌المسائل عربی)
اَجوِبة المسائل یا این که جواب به جدیدترین استفتائات
منهج‌النّاسکین (مناسک حج عربی).
المَناظر النّاضرة فی اَحکامِ العترةِ الطاهره (فقه اجتهادی)
نورالهدی (تعلیقه بر عروة الوثقی).
گلچینی از انوار اخلاقی (برگزیده درس رفتار‌های او)
ره‌بار پارسیان (گستردن وصیتهای رسول اکرم(ص) به ابوذر غفاری)
پانویس
زندگینامه، قم، ص۱۱.
زندگینامه، قم، ص۷.
زندگینامه، قم، ص۱۳.
زندگینامه، قم، ص۱۳.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 14:56


حضور سادات علوی و شیعه‌ها
ماوراء النهر از سده دوم قمری جای قابل قبولی برای شیعه ها به شمار می‌آمد. برهان آن را هجران از راس خلافت عربی و عباسی و عدم دسترسی معارضان شیعه بدانجا بیان کرده‌اند.[۲۴] حضور چشمگیر علویان درین حوزه‌ به فرصت حکومت سامانیان در قرن سوم و چهارم هجری گشوده میگردد.[۲۵] عدم تعصب مذهبی سامانیان سبب ساز شد سادات و شیعه ها با امنیت بی نقص در آن ناحیه سکنی گزینند. برخی از دانشمندان دلائل دیگری در مورد مهاجرت شیعه‌ها به خصوص علویان در قرن پنجم و ششم هجری، بدین حیطه نقل کرده‌اند که می‌قدرت به واکنش تعصب‌آمیز سلجوقیان با شیعه ها اشاره تشریفات مشهد نمود.[۲۶]

مذهب عمده عموم ماوراء النهر به خصوص در قرن ششم هجری قمری، سنی حنفی بود. [یادداشت ۱] اما به رده اهل‌بیت رسول(ص) نیز اقرار داشتند.[۲۷] فخر رازی در کتاب انساب خویش از حضور تیم عظیمی از سادات علوی درین ناحیه گزارش می‌نماید[۲۸] برخی دیگر با استناد به نقل حدیث در فضائل اهل‌بیت(ع) در مجالس حدیثی ماوراء النهر و سوگواری در روز عاشورا، معتقدند که می‌قدرت به حضور بزرگ شیعه ها در‌این حیطه پی موفقیت؛ همان طور که می‌اقتدار به اشعاری که در مدح اهل‌‌بیت(ع) که در آن دیار بوسیله شاعران معروفی زیرا سوزنی سمرقندی و صابونی کشی و... سروده گردیده و در متن ها ادبی آن فرصت باقی‌مانده، استناد کرد.[۲۹]

یک کدام از مرکز ها اصلی شیعه‌ها در ماوراء النهر، شهر سمرقند بود. محمد بن مسعود عیاشی از عالمان پر رنگ شیعه حوزه علمیه فعالی را درین شهر تأسیس کرد.[۳۰]

عالمان و محققان
محمد بن مسعود تمیمی مشهور به عیاشی در اواخر قرن سوم می‌زیست و از فی مابین اثرها وی کتاب التفسیر مانده میباشد.[۳۱]
محمد بن قدمت بن عبدالعزیز پر اسم و رسم به کشی یکی رجال شناسان مشهور و مالک کتاب رجالی معرفة الرجال در گستردن درحال حاضر اصحاب ائمه اطهار(ع) میباشد.[۳۲]
عالمان و پژوهشگران مسلمان دیگری نیز از این دیار به دنیا معرفی گردیده‌اند. ابونصر فارابی، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی، رودکی سمرقندی، ابوالفضل بلعمی، نظامی عروضی سمرقندی، سوزنی سمرقندی، کمال الدین عبدالرزاق سمرقندی، عَمعَق بخارایی، عوفی بخارایی، ابوالحسن کسایی مروزی، جاراالله زمخشری، کمال خُجَندی، ظهیری سمرقندی، سدید الدین عوفی بخارایی، نجم الدین کبری.[۳۳]

حکومت‌ها
ماوراء النهر از بخش ها بسیار اساسی به اکانت می‌آمد و از آن جهت که دروازه هجوم اقوام مختلف به مرزوبوم‌های اسلامی به خصوص کشور‌ایران بوده، دارنده آلرژی استراتژیک میباشد.[۳۴] در‌این حیطه پس از ظهور اسلام حکومت‌های جداگانه و نصفه جدا فراوانی صورت گرفت که بعضی از آن ها به ویژه حکومت سامانیان در توسعه و گسترش دانش و فرهنگ اسلامی نقش به سزایی داشتند.[۳۵]

بعداز سامانیان، ترکان ماوراء النهر[۳۶] حکومت را درین حوزه‌ به دست گرفتند.[۳۷] قراخانیان اولیه بستگان سوراخ مسلمان بودند که توانستند پس از سامانیان اقتدار را به دست بگیرند.[۳۸] اقتدار‌یابی قراخانیان به جهت کوچ‌های پی‌به دنبال بخش اعظمی از ترکان به ناحیه ماوراءالنهر بود به صورتی که ساختار جمعیتی حوزه‌ را متحول و اکثریت جامعه را به خویش تخصیص دادند.[۳۹] غزنویان[۴۰] و سلجوقیان[۴۱] از سایر خویشان‌های شکاف بودند که اقتدار را درین حیطه به دست گرفتند.

در سال ۶۱۶ هجری قمری مغولان از روش ماوراء النهر به مرزوبوم‌های اسلامی هجوم آوردند و با ناکامی خوارزمشاهیان[۴۲] و فتح ماوراء النهر وارد مرزو بوم‌های اسلامی شدند. مسلمانها متعددی به وسیله آنها کشته شدند و شهرها یک کدام از بعداز دیگری تخریب و غارت شد.[۴۳] هر تعدادی این حوزه‌ اول کانون جنگ با مغولان بود[۴۴] و عموم ماوراء النهر مبارزات فراوانی با مغولان اجرا دادند؛[۴۵] البته مغولان تا زمان‌ها بر این ناحیه حکم راندند؛[۴۶] به همین جهت سپس هیچگاه نتوانست تحت عنوان یک مقر و راس علمی و فرهنگی سربرافرازد.[۴۷]

بعداز مغولان تیموریان به حکومت رسیدند. درین عصر، ماوراء النهر جان جدید‌ای یافت و مجدد راءس علمی و فرهنگی شد که به آن رنسانس بعد از ظهر تیموری نیز اورده شده میباشد.[۴۸] از سایر حکومت‌هایی که درین حوزه‌ به حکومت رسید حکومت شیبانیان یا این که ازبکان بود که در رویارویی با حکومت صفوی قرار داشت.[۴۹]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 57
دوشنبه 25 فروردين 1404 زمان : 16:42


نشان‌های آخرالزمان و ظهور منجی:

در کتاب مقدس برای ظهور منجی که به عبارتی داخل شدن مسیح میباشد آرم‌هایی مذکور میباشد که عبارتند از:

مسیح وقتی ظهور می‌نماید که عموم تبهکار‌اند و ظلم عالم را فرا گرفته تشریفات مشهد میباشد.[۶۴]
بستگان‌ها و ممالک دنیا با یکدیگر به ستیز برخواهند خاست و در جاهای متعدد، قحطی و ز‌لزله روی خواهد اعطا کرد.[۶۵]
بعد مصیبت‌ها، خورشید تیره و تار گردیده و ماه دیگر نور و روشنایی نخواهد داشت.[۶۶]
مبتنی بر کتاب مقدس، ظهور دجال (ضد مسیح) نیز از وقایعی میباشد که پیش از ظهور عیسی به وقوع می‌انجامد.[۶۷]
در آئین یهود
*معناشناسی آخرالزمان در یهودیت: در آئین یهود هم بارها به «روزهای انتها» یا این که «روز آفریدگار» (یوم یَهَوَه یا این که یَهُوَه) اشاره گردیده که دورانی میباشد که در آن عظمت ملی یهود به آخرین مقدارّ اعتلای خویش خواهد رسید و گناه‌کاران نابود خواهند شد[۶۸] و پادشاهی از نسل یَسَّی (بابا داود) که روح معبود بر وی قرار گرفته و حکیم و مومن میباشد ظهور خواهد کرد و دنیا را از عدل و نه و برکت پُر خواهد نمود؛ چنان که گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید.[۶۹] روز آفریدگار روزی میباشد که سیر تاریخ دنیا به نقطه نهایت و کمال خویش میرسد.[۷۰]


*ماشیح چه کسی است؟

این آتی براق در نزدیکی شخصیت «ماشیح» که از جانب پروردگار مأموریت خواهد داشت تا این روزگار نو و مملو از عجایب را استارت نماید تمرکز خواهد یافت. تلمود صدها توشه به «ماشیح» و مأموریت وی اشاره نموده است.[۷۱] باور مردم بر این میباشد که «ماشیح» از نسل فرمان روا داوود خواهد بود و در ادبیات پژوهشگران یهود ملقب به فرزند داود میباشد.[۷۲] ماشیح به اسم‌های گوناگونی خوانده گردیده و آیاتی از کتاب مقدس که طبق تعبیر و تفسیر علمای یهود به ماشیح اشاره می‌نماید این اسم‌های متعدد را معین ساخته میباشد همانند شیلو،[۷۳] بینون،[۷۴] حنینا[۷۵] و منحم بن حیزقیا.[۷۶]


*اتفاق ها قبل از ظهور ماشیح:

مجال ظهور ماشیح نبرد‌های مشقت در بین دولت‌ها در جریان میباشد: هر وقت ملاحظه کنی که دولت‌ها با هم به نبرد می پردازند در انتظار قدوم «ماشیح» باش، زیرا در عصر حضرت ابراهیم(ع) نیز اینگونه شد و وقتی که دولت‌ها با هم به نبرد پرداختند برای ابراهیم نجات نتایج شوید.»[۷۷] ظهور «ماشیح» با مشقت‌ها و سختی‌های سخت همپا خواهد بود و قبل از ظهور وی جنجال و خرابی در عالم به بالاترین سکو خویش خواهد رسید و ایرادات و مشقت‌های معاش غیرقابل تحمل گردد. این کشمکش‌ها و نبرد‌های دربین دولت‌ها، پیکار‌های گوگ و ماگوگ (یأجوج و مأجوج) اسم داراست.[۷۸]


* اتفاق ها بعداز ظهور ماشیح:

شفای بیماران[۷۹]
لبریز ثمر شدن میوه‌های درختان[۸۰]
آباد شدن ویرانی‌ها[۸۱]
تجدید بنای اورشلیم[۸۲]
برقراری صلح در سراسر طبیعت[۸۳]
محو شدن ناله و ناله و گریه در عالم[۸۴]
عدم وجود مرگ در دنیا[۸۵]
*مقطع پادشاهی ماشیح:

درباره ارتفاع بازه این روزگار نیز بوسیله علمای یهود عقیده‌های گوناگونی اظهار گردیده است و به طور چهل سال، هفتاد سال، یکصد سال، ششصد سال، چهارصد سال، یک هزار سال، دو هزار سال و هفت هزار سال پیش‌بینی گردیده‌است.[۸۶]

در زرتشت
معناشناسی آخرالزمان در زرتشت:
در آئین زرتشت نیز به ظهور مصلح و منجی آخرالزمان تأکید شد‌ه‌است. در‌این آئین، یک توان کیهانی یا این که «روح نه» به اسم «اهورامزدا» و یک اقتدار کیهانی ضد‌و‌نقیض یا این که «روح گرانقدر شر» به اسم «اهریمن» عرض‌اندام می‌نماید. در طی تاریخ، این دو نیرو با هم تا آخرالزمان در ستیز میباشند و در آن فرصت، خیر بر شرّ غلبه می‌نماید و عصر صلح و طهارت و اعتلای «اهورامزدا» فرا می رسد و با ظهور سوشیانس (یا این که سوشیانت)، آخرالزمان استارت می‌گردد.[۸۷]

سوشیانت که می باشد:
در یک سد از گات‌ها یا این که گاهان نیز که سروده‌های زردشت میباشد حرف از مردی میباشد که در آتی میاید و منش نجات را می یابد.[۸۸] همینطور در گات‌ها چند دفعه به کلمه سوشیانت (سودرسان) برمی‌خوریم که به عبارتی منجی زردشت میباشد[۸۹] کلمه و واژه فرشوکرتی (بی نقص سازی عالم) یکی‌از دیگر از اصطلاحاتی میباشد که در گاهان[۹۰] آمده میباشد و اشاره به مسئله آخرالزمان دارااست، وقتی که بعد از ضعف و سرنوشت هلاکت اهریمن و نیروهای اهریمنی، عالم به کمال اولیه خود بازمی‌خواهد شد (گات‌ها یسناوهات). به این ترتیب سوشیانس یا این که سوشیانت به عبارتی کسی میباشد که در نقطه پایان دنیا ظهور خواهد کرد و سوشیانت پیروزگر اسم دارااست و استوت ارت (هر کس از نتیجه زندگانی وی، همۀ آدم‌ها فناناپذیر می شوند[۹۱] ) هم نامیده گردد.[۹۲] در اوستا کلمه و واژه «سوشیانِتْ» (Saoshyant)دستکم هشت توشه و «استوت ارت» دست کم دوبار آمده میباشد.

به عنوان مثال اقدامات این مصلح موعود بعد از ظهور، نوکردن دنیا و از در میان بردن زشتی و ظلمات است.[۹۳] راجع به یاوران این مصلح موعود هم آمده میباشد که آن‌ها نیک اندیش، نیک گفتار، نیک اخلاق و رفتار و نیک آیین‌اند و هیچوقت صحبت لاف بر لهجه نمی‌آورند.[۹۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 25
شنبه 23 فروردين 1404 زمان : 14:47


بَهارْوَنْد از ایلات لر شیعی مذهب، در حوزه‌ بالاگریوۀ لرستان میباشد.

ریشه شناسی
اسم ایل برگرفته از اسم "فصل بهار"، نیای دوازدهم یا این که چهاردهم بهاروند میباشد. از‌آن‌جا‌که نظام خویشاوندی بهاروندها مبتنی برنظام پدرتباری میباشد، خیر صرفا اسم ایل، بلکه اسم اکثر زمان ها تیره‌های آن، زیرا باوَک (بابک)، اَم الله (نگهبانی الله)، جافَر و جز آن نیز از اسم نیای آن‌ها گرفته تشریفات مشهد گردیده است.

تقسیمات ایلی
در متن‌ها تاریخی قبل از دورۀ قاجار، از بهاروندها همانند بیشتر ایلات لرستان، مذکور نشده میباشد. با آنکه راولینسن از دیرکوند- که بهاروند شعبه‌ای از آن به شمار میاید- مذکور، [۱] تقسیمات آن را مشخص و معلوم نکرده میباشد.

براساس تاریخ شفاهی، بنیادگذار ایل بهاروند مردی به اسم "فصل بهار" بوده که در طی فرمانروا عباس (۹۹۶-۱۰۳۸ق) در دهکدۀ رباط، بنا شده در شمال خرم آباد می‌زیسته میباشد. گفته می‌گردد که نیای فصل بهار به اسم سوزوا (سبزوار) از عموم ایل کلهر (در کرمانشاهان)، بعداز زد خورد‌هایی، حدود ۱۵ نسل پیش (به طور تقریبً ۹۶۹ق) به لرستان هجرت نموده است.

پراکندگی
نزدیک به ۱۵۰ سال پیش، قلمرو ایل به نواحی چین زال، هُرندی، کوه چنار، درکی، وَرون ماهور (انتهای شرقی کوه کیالان)، و سَر و گُل (دامنۀ شمالی کوه کیالان) در میانکوه و کرمیر محصور بوده میباشد؛ ولی ابعاد به طرف شمال، یعنی حوزه‌ ییلاقی روی آوردند. آغاز یک سری سالی در طایی ماندند و فصل‌تابستان‌ها را در سِوتَل (سیب تلخ)، هودکَل، بنا شده در دامنه‌های جنوبی کوه هشتادپهلو می‌گذراندند.

بهاروندها در حین تعدادی دهه قبل کوچندگی را رها کرده، و در حوزه‌ سردسیر، به ویژه در حومه خرم آباد اقامت گزیده، و حالا اکثری از آن‌ها شهرنشین گردیده‌اند و در خرم آباد معاش می‌نمایند.

نظام اجتماعی
رابطه ها اجتماعی در جامعه سنتی بهاروند همچون دیگر ایلات مبتنی برخویشاوندی بود که از روش نسب (خون) و یا این که باعث (وصلت) انتخاب می گردید. در جامعه سنتی بهاروند که مرکب از دسته‌های پدرتبار نابرابر بود، نام‌و‌نشان، حقوق و دستمزد و مسئولیت اشخاص از روش نسب معین می شد.

رابطه ها اجتماعی در بین بهاروندها و قلاوندها با مقایسه با دیگر ایلات لرستان، مردمی‌خیس بوده میباشد، چنان که تزویج‌های فراوانی در بین بهاروندها و همساها (حتی فی مابین سران ردۀ بالای ایل با همساها) انجام یافته میباشد.

از ۱۵۰ سال بدین سو شمار خانوارهای ایل بهاروند خیر فقط با زادوولد، بلکه با پیوستن اعضای دیگر ایلات و طوایف به آن‌ها ارتقاء یافته میباشد. داده های عددی صدق از جمعیت بهاروند در مشت نداریم. ویلسن در ۱۳۳۰ق جمعیت این ایل (تنها شعبۀ مرادعلیوند) را بالغ بر هزار خانوار دانسته میباشد.[۲]

براساس گزارش رزم آرا[۳]که در نزاع‌های لرستان کمپانی کرده، و با حیطه شناخت داشته میباشد، جمعیت بهاروندها در ۱۳۱۲ش به صورت کلی ۸۵۰‘۴ خانوار بوده میباشد. این رقم به طور تقریبً مستند میباشد، با این تفاوت که جمعیت طایفۀ رشنو که درآن فرصت متعلق به کردعلیپور بوده، جزو ایل بهاروند قلمداد شده است.

نظام اقتصادی
طرز گذراندن زندگی بهاروندها در دورۀ خودسری مطابق دامداری و کشاورزی محصور بود. از این رو کوچ از سردسیر به گرمسیر و بالعکس از خصوصیات معاش آن ها به شمار می‌آمد.

مالکیت مراتع و زمین ها کشاورزی وابسته به سران و اعضای تیره هایی بود که خویش را از نسل "فصل بهار" می‌دانستند. هرچند «‌هُمسا »‌ها (وابستگان) حق سود گیری از این منابع را داشتند، ولی فاقد مالکیت بودند.[۴]

اینک اقتصاد معیشتی بهاروند عوض شده، و کشاورزی مکان دامداری را گرفته میباشد. درین مجال بهاروندها ده‌نشین و شهرنشین گردیده‌اند و شمار اندکی هنوز کوچ می‌نمایند. بدین ترتیب، کار‌های اقتصادی آن‌ها نیز متنوع گردیده است، به سیرتکامل‌ای که حال آنها به مشاغل مختلف دولتی و غیردولتی اشتغال دارا هستند.

نظام مالکیت سنتی نیز بعداز اصلاحات ارضی تغییر تحول یافته میباشد و در حال حاضر مالکیت بر زمین به یک نسب خاص تخصیص ندارد و اکثر اوقات خانوارهای بهاروند صاحب و مالک زمین میباشند.[۵]

پانویس
ص۸۸.
فیلد، ۱۷۶؛ کیهان، چ۲، ص۶۶؛ مردوخ، چ۱، ص۸۲.
ص۲۳۱.
حفاظت اللهی، نظام، ۱۱۶-۱۲۰.
نگهبانی اللهی، نظام، ص۱۱۹.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
پنجشنبه 21 فروردين 1404 زمان : 11:23


روند دگرگونی و تحول
برای دگرگونی و تحول دانش حرف اسلامی پروسه مختلفی گفته‌اند. محمدتقی سبحانی از پژوهشگران تاریخ دانش صحبت، روند تحول این دانش را چهار مرحله ذکر می‌نماید و می‌نویسد درین مرحله‌بندی همگانی، فی مابین مذهب ها اسلامی تفاوت‌هایی نیز وجود دارااست: ۱. مرحله اصالت و استقلال، ۲. مرحله رقابت و اختلاط، ۳. مرحله ترکیب و استحاله، ۴. مرحله احیا و تجدید.[۴۱] این تقسیم‌بندی با اعتنا به دادوستد دانش حرف با علم‌های بیرونی، به‌ویژه فلسفه تشریفات مشهد انجام یافته میباشد.[۴۲]

به گفته محمدتقی سبحانی، مرحله در آغازْ پنج سده صدر اسلام را دربرمیگیرد و خویش مشتمل بر سه مرحله میشود: الف) پیدایش و صورت‌گیری، ب) شکل گیری سخن نظری، ج) تدوین کتاب‌های جامع کلامی.[۴۳] در مرحله دوم (مرحله رقابت و اختلاط)، متکلمان با گشاده‌دستی به جذب مفاهیم و شیوه‌های فلسفی روی آوردند و به مرمت سخن مطابق این مفاهیم جدید دست زدند و از سوی دیگر مشقت بار‌گیرانه به تامین از عقاید کلامی در قبال فکر‌های فلسفی پرداختند. این مرحله از قرن پنجم هجری تا قرن نهم هجری زمان برد.[۴۴]

در مرحله سوم (مرحله ترکیب و استحاله)، صحبت اهل‌سنت به‌شدت افول کرد و در شیعه به طور کاملً فلسفی شد.[۴۵] مرحله چهارم (مرحله احیا و مرمت) از سده دوازدهم شروع شد. در‌این مرحله، بعضی از بایستگی تأسیس «حرف تازه» صحبت راندند و سعی‌هایی برای گسترش علم حرف و جواب‌گویی به سوال‌های نو شد. برای معرفی این کارایی‌ها، از اصطلاحاتی زیرا «نومعتزلی»، «نواشعری» یا این که «نوسلفی‌گری» مستعمل میباشد. در دانا تشیع، در کنار احیای درنگ‌های صدرایی در دانش صحبت که گاه از آن به فلسفه «نوصدرایی» حافظه می گردد، شاهد احیای مکتب کلامی متأخرین، مثل علامه حلی فی مابین فقیهان و احیای مکتب فکری کوفه و قم هستیم که غالباً با تیتر «مدرسه تفکیک» از آن حافظه میگردد.[۴۶]

قلمرو سخن و مهمترین مباحث آن
مسائل دانش صحبت مخصوص در اصول آئین یا این که اصول عقاید وجود ندارد، بلکه متکلم وظیفه دارااست هرگونه اشکالی را که درباره تیم تعالیم و احکام فقهی مطرح میشود، جواب دهد؛ بدین ترتیب دانش حرف وظیفه دارااست هم از اصول آیین و هم از فروع آیین هواخواهی نماید.[۴۷] برای مثالً جواب به سوال درباره فلسفه عفاف و حجاب یااینکه چرا قرآن به‌شکل تدریجی نازل گردیده است یا این که جواب به اشکالاتی که درباره معجزه قرآن یا این که شیوایی آن مطرح می گردد، برعهده صحبت میباشد؛ اگرچه انتخاب حکم عفاف برعهده دانش فقه و انتخاب خواسته و معانی نشانه‌ها برعهده دانش تعبیر و تفسیر میباشد. [۴۸]

نقل شده اول موضوع کلامی دربین مسلمان‌ها، قضیه جبر و سپردن بوده میباشد.[۴۹] از سایر مباحث اساسی در دانش حرف این مفاد میباشد: دعوا درباره صفات آفریدگار مخصوصاً توحید و عدل الهی، مورد حُسن و قُبح افعال، قضا و قَدَر، مشاجره نبوت، معاد، تکلیف و اعجاز.[۵۰]

حرف امامیه افزون بر مباحث گفته‌گردیده، درباره ثابت وجود پروردگار، عصمت و طهارت فرستاده و امام، امامت، ثابت معاد جسمانی، شفاعت، تقیه، رجعت و بداء هم گفت و گو می‌نماید.[۵۱]

تفاوت و ارتباط دانش حرف با فلسفه
در شرایطی که چه در هر دو از این دانش مباحث عقلی مطرح میشود لیکن تفاوت های مهمی با هم دارا‌هستند. در این مورد مطالب زيادى گفته‏ گردیده‌است، ولى به عبارت بی آلایش‏ خیس مى‏ اقتدار خاطرنشان کرد در صورتی‌که درباره خداوند و دنیا، كه ما نيز جزئى از آن هستيم، آزادانه گفت و گو گردد و اين قيد و شرط در ميان نباشد كه نتيجه مشاجره الزاما با يكى از اديان موافق درآيد، چنين بحثى را فلسفه گويند؛ امّا در‌حالتی که متفکر به اين قيد مقيّد و موظف باشد و از آیین در قبال معارضان حراست كند و در تعقّل از حريم دين بیرون نگردد، اینگونه گفت و گو و پژوهشى دانش كلام خواهد بود.[۵۲] بعضی از اندیشمندان بر این باورند که با توسعه و گسترش و دامنه کشف کردن مباحث کلامی پای حرف به اکثری از مسائل فلسفی کشیده شد از قبیل گفت و گو در جواهر و اعراض و ترکب جسم از اجزاء؛ و در فیض بخش اعظمی از مسائل که در قلمرو فلسفه بود در قلمرو دانش سخن هم قرار گرفت تا بدان حد که در صورتی کسی کتاب ها حرف - خصوصاً کتاب ها کلامی‌ را که از قرن هفتم به آنگاه تألیف شد- بازرسی نماید درمی یابد که اکثر مسائل کلامی اسلامی به عبارتی مسائلی میباشد که فلاسفه- خصوصا فلاسفه اسلامی- در کتاب ها خویش طرح کرده اند.[۵۳] بعضی دیگر بر این باورند که تمایز مهم دربین فلسفه و سخن در مبادی آنهاست. بدین معنا که مبادی «فلسفه» عقلی میباشد، یعنی ضمن اینکه مسائلش عقلی میباشد، البته حرف حتی در صورتی‌که عقلی باشد، مبادی و مبانی خویش را از وحی می گیرد و هدفش ثابت مسائل وحی و اصول اعتقادی میباشد؛ یعنی وحی و متفرعاتش را مسلم فرض می‌نماید و تلاش می‌کند که آن را ثابت نماید؛ البته فلسفه سازه به تعریف‌و‌تمجید، مبادی خویش را از عقل میگیرد و هیچ چیزی را که بداهت عقلی نداشته باشد، مفروض نمی‌داند. اما اینها بدین مفهوم وجود ندارد که فیلسوف معتقد نباشد. فرق در بین فلسفه و حرف در واقع التزام به وحی میباشد در سخن و عدم التزام به وحی میباشد در فلسفه؛ ولی این التزام به معنای اعتقاد و باور وجود ندارد.[۵۴]

فرقه‌ها و مذهب‌های کلامی

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 259
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 476
  • بازدید ماه : 476
  • بازدید سال : 2012
  • بازدید کلی : 43153
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی