حرف بیان کردن با معبود
نوشتهی علمیهای اساسی: گفتگوی حضرت موسی با خدا و کلیمالله
صفت «کلیمالله» (بهمعنای هر کس خداوند با وی صحبت اظهار کرد) مختص حضرت موسی(ع) دانسته گردیده است؛[۲۰] اما برخی معتقدند خدا، در معراج، با رسول اسلام نیز بیواسطه کلام تشریفات مشهد گفته میباشد.[۲۱]
پروردگار با حضرت موسی(ع)، بهطور بی واسطه کلام اظهار کرد.[۲۲] ناصر مکارم شیرازی بر آن میباشد که آفریدگار امواج صوتی و عبارات را در محیط یا این که اجسام میآفرید و کلام اعلام کردن وی ایناینگونه بود.[۲۳] در مقابل، سید محمدحسین طباطبایی این نظر را دارد آفریدگار کیفیت کلاماعلام کردن را بیان نکرده و ما نیز نمیتوانیم کیفیت این ذکر کردوگو را از تعابیر قرآن به دست آوریم.[۲۴] بهگفته او، صحبتاعلام کردن معبود با موسی، با واسطه[۲۵] و امری حقیقی وواقعی بوده که گرچه اثراتی معمولی داشته، بینیاز از جوارح و اعضا دنیوی مثل دهن بوده میباشد.[۲۶]
معاشطومار
حضرت موسی(ع)، فرزند عِمران، از نسل لاوی بن یعقوب دانسته گردیدهاست.[۲۷] اسم پدرش در تورات، عمرام میباشد که در گویش عرب، بهشکل عِمران درآمده و مسلمانها نیز اورا عِمران خواندند.[۲۸] تولد حضرت موسی(ع) حدود ۲۵۰ سال بعداز وفات حضرت ابراهیم بود.[۲۹] مسعودی در ثابتالوصیة، مسافت فی مابین موسی و ابراهیم(ع) را ۴۶۸ سال گفته میباشد.[۳۰]
موسی(ع) در زمانای چشم به جهان گشود که فرعون امر داده بود فرزندان پسر بنیاسرائیل را بکشند و دختران آنانرا به اسارت بگیرند.[۳۱] براساس تورات، فرعون از خوف توانیافتن بنیاسرائیل و اتحاد آن ها با معاندان، فرمان کشتار فرزندان پسر بنیاسرائیل را صادر کرد.[۳۲] ناصر مکارم شیرازی، از مفسران شیعه این نظر را دارد براساس نشانهها قرآن، فرعون برای تضعیف بنیاسرائیل امرکرد فرزندان پسر بنیاسرائیل را بکشند.[۳۳] بعضا انگیزه این فرمان را خواب فرعون دانستهاند. فرعون در خواب چشم بود آتشی بهسوی مصر آمده، مصریان را می کشد، سوای اینکه آسیبی به بنیاسرائیل بزند.[۳۴] بنابر نقل دیگر، فرعون در خواب چشم بود که پسری از بنیاسرائیل به عالم خواهد آمد که پادشاهی اورا از فی مابین می برد.[۳۵]
میلاد و کودکی تا فراروگریز از مصر
براساس نشانهها قرآن، بعداز ولادت حضرت موسی(ع)، پروردگار به مامان وی ( یوکابَد[۳۶]) وحی کرد که فرزند خویش را شیر بده و هنگامی که هراس از جانش داشتی،[۳۷] اورا در صندوقچهای بگذار[۳۸] و در رود رها کن و نگران نباش و نترس.[۳۹]
مامان موسی بعداز شیردادن به فرزندش (بنابر تورات، در دوران سه ماه[۴۰]) از خوف خطرها احتمالی، موسی را در صندوقچهای گذاشت و در رود انداخت[۴۱] و دخترش را به دنبال صندوقچه ارسال کرد.[۴۲] معبود بهجهت نگرانی مامان موسی، به وی قوتقلب اعطا کرد[۴۳] و نوید اعطا کرد که موسی را به تو برمیگردانیم و همینطور اورا از پیامبران قرار خواهیم اعطا کرد.[۴۴]
شخصی از خانواده فرعون موسی را از آب گرفت.[۴۵] تورات این شخص را دختر فرعون معرفی مینماید.[۴۶] برپایهٔ قرآن، همسر فرعون (آسیه[۴۷]) موسی را فروغ و روشنایی دیده خویش و فرعون خواند و آرزو داشت که برای وی نفعی داشته باشد یا این که حتی اورا به فرزندی قبول نمایند.[۴۸]
بعد از نجات موسی(ع) از رود، وی شیر هیچ زنی را قبول نکرد تا اینکه به سفارش خواهر موسی، مادرش را آوردند و ایناینگونه موسی نزد مادرش رجوع و برگشت.[۴۹] ناصر مکارم شیرازی با استناد به آیهها قرآن اعتقاد دارد که موسی در منزل و در کنار خانواده خویش پروش یافت و گاه نزد همسر فرعون برده میشد.[۵۰] مکارم شیرازی همینطور از گفتار فرعون خطاب به موسی، «آیا تورا در کودکی نزد خودمان رشد ندادیم؟»[۵۱] برداشت کرده که موسی دست کم زمانای در کاخ فرعون معاش نموده است.[۵۰] براساس تورات نیز موسی در کودکی نزد مادرش بود و وقتی که پروش یافت، به کاخ فرعون رفت.[۵۲]
بیان شده موسی را بهاین جهت موسی نامیدهاند که اورا از در بین آب و درخت گرفتند. «گیسو»، در گویش قبطی، بهمعنای آب و «سا» بهمعنای درخت آمده میباشد.[۵۳]
موسی در بزرگسالی در ماجرای زد خورد شخصی از بنیاسرائیل و یک مصری (قِبطی)، با زدن یک مشت، شخص مصری را کشت.[۵۴] بعد از این داستان، مأموران فرعون تمایل به قتل وی گرفت[۵۵] و وی برای فرار و گریز، از مصر بیرون شد.[۵۶]
حرف بیان کردن با معبود
نوشتهی علمیهای اساسی: گفتگوی حضرت موسی با خدا و کلیمالله
صفت «کلیمالله» (بهمعنای هر کس خداوند با وی صحبت اظهار کرد) مختص حضرت موسی(ع) دانسته گردیده است؛[۲۰] اما برخی معتقدند خدا، در معراج، با رسول اسلام نیز بیواسطه کلام تشریفات مشهد گفته میباشد.[۲۱]
پروردگار با حضرت موسی(ع)، بهطور بی واسطه کلام اظهار کرد.[۲۲] ناصر مکارم شیرازی بر آن میباشد که آفریدگار امواج صوتی و عبارات را در محیط یا این که اجسام میآفرید و کلام اعلام کردن وی ایناینگونه بود.[۲۳] در مقابل، سید محمدحسین طباطبایی این نظر را دارد آفریدگار کیفیت کلاماعلام کردن را بیان نکرده و ما نیز نمیتوانیم کیفیت این ذکر کردوگو را از تعابیر قرآن به دست آوریم.[۲۴] بهگفته او، صحبتاعلام کردن معبود با موسی، با واسطه[۲۵] و امری حقیقی وواقعی بوده که گرچه اثراتی معمولی داشته، بینیاز از جوارح و اعضا دنیوی مثل دهن بوده میباشد.[۲۶]
معاشطومار
حضرت موسی(ع)، فرزند عِمران، از نسل لاوی بن یعقوب دانسته گردیدهاست.[۲۷] اسم پدرش در تورات، عمرام میباشد که در گویش عرب، بهشکل عِمران درآمده و مسلمانها نیز اورا عِمران خواندند.[۲۸] تولد حضرت موسی(ع) حدود ۲۵۰ سال بعداز وفات حضرت ابراهیم بود.[۲۹] مسعودی در ثابتالوصیة، مسافت فی مابین موسی و ابراهیم(ع) را ۴۶۸ سال گفته میباشد.[۳۰]
موسی(ع) در زمانای چشم به جهان گشود که فرعون امر داده بود فرزندان پسر بنیاسرائیل را بکشند و دختران آنانرا به اسارت بگیرند.[۳۱] براساس تورات، فرعون از خوف توانیافتن بنیاسرائیل و اتحاد آن ها با معاندان، فرمان کشتار فرزندان پسر بنیاسرائیل را صادر کرد.[۳۲] ناصر مکارم شیرازی، از مفسران شیعه این نظر را دارد براساس نشانهها قرآن، فرعون برای تضعیف بنیاسرائیل امرکرد فرزندان پسر بنیاسرائیل را بکشند.[۳۳] بعضا انگیزه این فرمان را خواب فرعون دانستهاند. فرعون در خواب چشم بود آتشی بهسوی مصر آمده، مصریان را می کشد، سوای اینکه آسیبی به بنیاسرائیل بزند.[۳۴] بنابر نقل دیگر، فرعون در خواب چشم بود که پسری از بنیاسرائیل به عالم خواهد آمد که پادشاهی اورا از فی مابین می برد.[۳۵]
میلاد و کودکی تا فراروگریز از مصر
براساس نشانهها قرآن، بعداز ولادت حضرت موسی(ع)، پروردگار به مامان وی ( یوکابَد[۳۶]) وحی کرد که فرزند خویش را شیر بده و هنگامی که هراس از جانش داشتی،[۳۷] اورا در صندوقچهای بگذار[۳۸] و در رود رها کن و نگران نباش و نترس.[۳۹]
مامان موسی بعداز شیردادن به فرزندش (بنابر تورات، در دوران سه ماه[۴۰]) از خوف خطرها احتمالی، موسی را در صندوقچهای گذاشت و در رود انداخت[۴۱] و دخترش را به دنبال صندوقچه ارسال کرد.[۴۲] معبود بهجهت نگرانی مامان موسی، به وی قوتقلب اعطا کرد[۴۳] و نوید اعطا کرد که موسی را به تو برمیگردانیم و همینطور اورا از پیامبران قرار خواهیم اعطا کرد.[۴۴]
شخصی از خانواده فرعون موسی را از آب گرفت.[۴۵] تورات این شخص را دختر فرعون معرفی مینماید.[۴۶] برپایهٔ قرآن، همسر فرعون (آسیه[۴۷]) موسی را فروغ و روشنایی دیده خویش و فرعون خواند و آرزو داشت که برای وی نفعی داشته باشد یا این که حتی اورا به فرزندی قبول نمایند.[۴۸]
بعد از نجات موسی(ع) از رود، وی شیر هیچ زنی را قبول نکرد تا اینکه به سفارش خواهر موسی، مادرش را آوردند و ایناینگونه موسی نزد مادرش رجوع و برگشت.[۴۹] ناصر مکارم شیرازی با استناد به آیهها قرآن اعتقاد دارد که موسی در منزل و در کنار خانواده خویش پروش یافت و گاه نزد همسر فرعون برده میشد.[۵۰] مکارم شیرازی همینطور از گفتار فرعون خطاب به موسی، «آیا تورا در کودکی نزد خودمان رشد ندادیم؟»[۵۱] برداشت کرده که موسی دست کم زمانای در کاخ فرعون معاش نموده است.[۵۰] براساس تورات نیز موسی در کودکی نزد مادرش بود و وقتی که پروش یافت، به کاخ فرعون رفت.[۵۲]
بیان شده موسی را بهاین جهت موسی نامیدهاند که اورا از در بین آب و درخت گرفتند. «گیسو»، در گویش قبطی، بهمعنای آب و «سا» بهمعنای درخت آمده میباشد.[۵۳]
موسی در بزرگسالی در ماجرای زد خورد شخصی از بنیاسرائیل و یک مصری (قِبطی)، با زدن یک مشت، شخص مصری را کشت.[۵۴] بعد از این داستان، مأموران فرعون تمایل به قتل وی گرفت[۵۵] و وی برای فرار و گریز، از مصر بیرون شد.[۵۶]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟