دانش امام در کتابهای حدیثی
در کتابهای حدیثی شیعه مقام خاصی برای گفت و گو دانش امام در حیث گرفته گردیده و روایات زیادی دراین باره نقل گردیده است.[۸] صفار قمی محدث قرن سوم شیعه یک سری باب متفاوت از کتاب حدیثی خویش بصائر الدرجات را به نقل روایات مربوط به دانش امامان تخصیص داده میباشد.[۹] صفار کتاب خویش را «بصائر الدرجات فی علم ها آل محمد و ما خَصَّهُمُ الله بِهِ» نامیده بود[۱۰] تا بر مقام دانش امام تأکید ویژه داشته باشد.[۱۱] چنانکه کلینی محدث قرن چهارم نیز در یکسری باب از اصول کافی که از محوریترین کتابهای شیعهها میباشد احادیثی با مورد دانش امام را گرد تشریفات مشهد آورده میباشد.[۱۲]
دانش امام در کتابهای اعتقادی
در کتابهای مربوط به مباحث عقیدتی مثل حق الیقین مجلسی و دانش الیقین سود کاشانی در پایین مشاجره خصوصیتهای امام درباره صفت دانش مشاجره گردیده و متکلمان امامیه برتری علمی امامان شیعه بر دیگرافراد را تبیین کردهاند.[۱۳] در کتابهای عرفانی نیز نویسندگانی زیرا ملاصدرا و امام خمینی اعتنا ویژهای به مشاجره دانش امام کردهاند.[۱۴]
بحرانهای علمی متأخر
در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در کشور ایران تکثیر کتاب شهید جاوید به مداد نعمتالله صالحی نجفآبادی مسئلهساز اظهارکردوگوهای متعددی درباره دانش امام شد.[۱۵] مسئله کتاب شهید جاوید مقصود قیام امام حسین(ع) بود و تالیف کننده محور کتابش را بر انکار دانش تفصیلی امام به فرصت شهادتش قرار داده بود.[۱۶]
از سایر معضلهای علمی پیرامون دانش امام نشر کتاب «مدرسه در مراحل تکامل» نوشته سید حسین مدرسی طباطبایی بود. مبتنی بر ارزیابی طباطبایی دراین کتاب اعتقادوباور به دانش ویژه امامان مال روزگار خاصی از امامت بوده و در شیعه ها اول اینگونه باوری یافت نمی شد.[۱۷] مطابق چک وی بعد از ملازمت نکردن امام راست گو(ع) با قیامهای ضد بنیامیه مقام امام در ذهن شیعهها از رهبری سیاسی به رهبری علمی تغییر تحول پیدا کرد و شیعهها بیشتراز پیش بر دانش خاص امامان تأکید میکردند.[۱۸]
از سایر مباحثی که به مباحثات درباره دانش امام دامن زده میباشد، مطرح شدن عقیده علمای ابرار[۱۹] در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی در کشور ایران میباشد. به ادعای برخی تفحصگران مثلا مدرسی طباطبایی و محسن کدیور[۲۰] عقیده علمای ابرار عقیدهای میباشد در مقابل عقیده غالیانه و تمایل مفوضه.[یادداشت ۲] شالوده عقیده علمای ابرار انکار دانش بزرگ امامان و هماینگونه انکار ولایت تکوینی وی میباشد.
دانش امام در کتابهای حدیثی
در کتابهای حدیثی شیعه مقام خاصی برای گفت و گو دانش امام در حیث گرفته گردیده و روایات زیادی دراین باره نقل گردیده است.[۸] صفار قمی محدث قرن سوم شیعه یک سری باب متفاوت از کتاب حدیثی خویش بصائر الدرجات را به نقل روایات مربوط به دانش امامان تخصیص داده میباشد.[۹] صفار کتاب خویش را «بصائر الدرجات فی علم ها آل محمد و ما خَصَّهُمُ الله بِهِ» نامیده بود[۱۰] تا بر مقام دانش امام تأکید ویژه داشته باشد.[۱۱] چنانکه کلینی محدث قرن چهارم نیز در یکسری باب از اصول کافی که از محوریترین کتابهای شیعهها میباشد احادیثی با مورد دانش امام را گرد تشریفات مشهد آورده میباشد.[۱۲]
دانش امام در کتابهای اعتقادی
در کتابهای مربوط به مباحث عقیدتی مثل حق الیقین مجلسی و دانش الیقین سود کاشانی در پایین مشاجره خصوصیتهای امام درباره صفت دانش مشاجره گردیده و متکلمان امامیه برتری علمی امامان شیعه بر دیگرافراد را تبیین کردهاند.[۱۳] در کتابهای عرفانی نیز نویسندگانی زیرا ملاصدرا و امام خمینی اعتنا ویژهای به مشاجره دانش امام کردهاند.[۱۴]
بحرانهای علمی متأخر
در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در کشور ایران تکثیر کتاب شهید جاوید به مداد نعمتالله صالحی نجفآبادی مسئلهساز اظهارکردوگوهای متعددی درباره دانش امام شد.[۱۵] مسئله کتاب شهید جاوید مقصود قیام امام حسین(ع) بود و تالیف کننده محور کتابش را بر انکار دانش تفصیلی امام به فرصت شهادتش قرار داده بود.[۱۶]
از سایر معضلهای علمی پیرامون دانش امام نشر کتاب «مدرسه در مراحل تکامل» نوشته سید حسین مدرسی طباطبایی بود. مبتنی بر ارزیابی طباطبایی دراین کتاب اعتقادوباور به دانش ویژه امامان مال روزگار خاصی از امامت بوده و در شیعه ها اول اینگونه باوری یافت نمی شد.[۱۷] مطابق چک وی بعد از ملازمت نکردن امام راست گو(ع) با قیامهای ضد بنیامیه مقام امام در ذهن شیعهها از رهبری سیاسی به رهبری علمی تغییر تحول پیدا کرد و شیعهها بیشتراز پیش بر دانش خاص امامان تأکید میکردند.[۱۸]
از سایر مباحثی که به مباحثات درباره دانش امام دامن زده میباشد، مطرح شدن عقیده علمای ابرار[۱۹] در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی در کشور ایران میباشد. به ادعای برخی تفحصگران مثلا مدرسی طباطبایی و محسن کدیور[۲۰] عقیده علمای ابرار عقیدهای میباشد در مقابل عقیده غالیانه و تمایل مفوضه.[یادداشت ۲] شالوده عقیده علمای ابرار انکار دانش بزرگ امامان و هماینگونه انکار ولایت تکوینی وی میباشد.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟