قوم سرشناس
نوشتهعلمیٔ اساسی: قبیله برغانی
آلبرغانی یک کدام از دیرینترین و مشهورترین خانوادههای علمی اهل ایران دانسته گردیدهاند.[۴۹] میان آن ها عالمان بخش اعظمی در علم ها متعدد اسلامی وجود داشتند.[۵۰] ملا محمد فرشتگان بابا ملا محمدتقی مسلک اصولی داشت و به انگیزه موضعگیریهای مصرح در قبال اخباریان از طالقان به برغان تبعید شد.[۵۱] وی اولین نفر از این خویشان بود که به برغانی آوازه تشریفات مشهد یافت.[۵۲]
محمدتقی به هم پا دو برادرش، محمدصالح و علی برغانی در مجامع علمی-ادبی عراق و کشورایران به آوازه رسیده[۵۳] و از عالمان تبارک عصر قاجار شدند.[۵۴] ملا محمدصالح از علما و فقهای متبحر اصولی بود[۵۵] و ملا علی نیز از عالمان آئین و از شاگردان روحانی احمد احسایی بود و به شیخیه و بابیه رغبت داشت.[۵۶]
اورده شده محمدتقی ده پسر داشت که کلیه آنان از عالمان آئین بوده[۵۷] و بعضی از آنها به فرقه شیخیه رغبت داشتند.[۵۸] محمد الملائکه،[۵۹] میرزا ابوالقاسم[۶۰] از شاگردان سید ابراهیم قزوینی و محمدحسن نجفی[۶۱] و جعفر از علمای فرقه شیخیه[۶۲] مثلا پسران برغانی بودند. امکلثوم دختر ملا محمدتقی نیز از عالمان، نویسندگان و مدرسان علم ها اسلامی بود.[۶۳]
همینطور زرینتاج ملقب به قرةالعین که دختر محمدصالح و عروس محمدتقی بود؛[۶۴] به فرقه بابیه تمایل پیدا کرد[۶۵] و نقش مؤثری در اشاعه و بسط این فرقه اجرا کرد.[۶۶]
اثر ها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتابهای متعددی دانستهاند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش صحبت،[۷۲] مجالس المتقین در دانش اخلاق و رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رسالههایی در قضیه نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای مرده ها[۸۰] برای مثال اثر ها وی در مسئلههای متعدد دانسته گردیدهاست.
ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که بعضی از آنهارا تعجب آور و مخالف با اجماع قلمداد کردهاند.[۸۱] بیان شده وی معتقد به مجوز غنا در سوگواریها بود[۸۲] و به تمیز بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث اعتقادوباور داشت.[۸۳]
طرح عقیده ولایت عالم
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال کشور ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] آورده شده وی اولی فردی بود که ولایت عالم را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.[۸۵] دربار پادشاه، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور سلطان، ایده ها شرعی دراین باره ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن پاد شاه و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید طریقه اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ ولی گردهمایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی پادشاه برای دوری و رویا رویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] ولی بعد از مدتی با میانجی گری جعفر کشف کنندهالغطاء نزد فتحعلیسلطان، با رجوع و برگشت آنان به کشورایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار بخشید.[۹۰]
صفحه ها آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعدازظهر خود را غیرشرعی و از دولتهای ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها سرزمین به وسیله حکومت شد.[۹۱]
عملهای اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی عملهای فراوانی در موردهای گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آنان عبارتند از:
نبرد با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، عکس العمل تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از حادثه ها اساسی تاریخ جمهوری اسلامی ایران و تشیع در بعد از ظهر قاجار محسوب گردیده است.[۹۲]
روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در مهاجرت خویش به کشورایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. نقل شده با مطرح شدن ذهن ها و عقاید انحرافی وی در مجامع شرعی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست تودهای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تقلید از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]
فتوای مجتهد برغانی باگاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مهاجرت حج شکاف کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] اورده شده تا بعد از ظهر حاضر شیعه ها امامی در کشور ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتیدر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کردهاند.[۹۸]
او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آنها را گم راه معرفی کرده و حکم به شرک آنها اعطا کرد.[۹۹] آورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]
برغانی از صوفیه زمان خویش نیز به شدت نقد می کرد کهاین مسئله باعث آزرده خیال و خاطر شدن حاج میرزا آقاسی، صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از کشورایران برآمد.[۱۰۱]
کمپانی در پیکار با شوروی
محمدتقی برغانی به یار سید محمد مجاهد و علمای دیگر در مبارزه جمهوری اسلامی ایران و شوروی[۱۰۲] دربین سالهای ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین فرمان منجر شد تا اورا از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یک کدام از کتابهای خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]
رئیس حوزه علمیه قزوین
مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی رئیس حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور بعضا دانشمندان، حوزه علمیه قزوین با تلاش وی به پرورش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در دنیا تشیع[۱۰۷] و همینطور جنگ با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمدهای در انتشار فرهنگ وتمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمالالدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری خویشان برغانی برشمردهاند.[۱۱۰]
تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در حین حضور در عراق، مسجدی در کربلا ایجاد کرد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعداز شهادتش به مسجد شهید ثالث جهانی شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]
پانویس
قوم سرشناس
نوشتهعلمیٔ اساسی: قبیله برغانی
آلبرغانی یک کدام از دیرینترین و مشهورترین خانوادههای علمی اهل ایران دانسته گردیدهاند.[۴۹] میان آن ها عالمان بخش اعظمی در علم ها متعدد اسلامی وجود داشتند.[۵۰] ملا محمد فرشتگان بابا ملا محمدتقی مسلک اصولی داشت و به انگیزه موضعگیریهای مصرح در قبال اخباریان از طالقان به برغان تبعید شد.[۵۱] وی اولین نفر از این خویشان بود که به برغانی آوازه تشریفات مشهد یافت.[۵۲]
محمدتقی به هم پا دو برادرش، محمدصالح و علی برغانی در مجامع علمی-ادبی عراق و کشورایران به آوازه رسیده[۵۳] و از عالمان تبارک عصر قاجار شدند.[۵۴] ملا محمدصالح از علما و فقهای متبحر اصولی بود[۵۵] و ملا علی نیز از عالمان آئین و از شاگردان روحانی احمد احسایی بود و به شیخیه و بابیه رغبت داشت.[۵۶]
اورده شده محمدتقی ده پسر داشت که کلیه آنان از عالمان آئین بوده[۵۷] و بعضی از آنها به فرقه شیخیه رغبت داشتند.[۵۸] محمد الملائکه،[۵۹] میرزا ابوالقاسم[۶۰] از شاگردان سید ابراهیم قزوینی و محمدحسن نجفی[۶۱] و جعفر از علمای فرقه شیخیه[۶۲] مثلا پسران برغانی بودند. امکلثوم دختر ملا محمدتقی نیز از عالمان، نویسندگان و مدرسان علم ها اسلامی بود.[۶۳]
همینطور زرینتاج ملقب به قرةالعین که دختر محمدصالح و عروس محمدتقی بود؛[۶۴] به فرقه بابیه تمایل پیدا کرد[۶۵] و نقش مؤثری در اشاعه و بسط این فرقه اجرا کرد.[۶۶]
اثر ها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتابهای متعددی دانستهاند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش صحبت،[۷۲] مجالس المتقین در دانش اخلاق و رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رسالههایی در قضیه نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای مرده ها[۸۰] برای مثال اثر ها وی در مسئلههای متعدد دانسته گردیدهاست.
ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که بعضی از آنهارا تعجب آور و مخالف با اجماع قلمداد کردهاند.[۸۱] بیان شده وی معتقد به مجوز غنا در سوگواریها بود[۸۲] و به تمیز بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث اعتقادوباور داشت.[۸۳]
طرح عقیده ولایت عالم
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال کشور ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] آورده شده وی اولی فردی بود که ولایت عالم را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.[۸۵] دربار پادشاه، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور سلطان، ایده ها شرعی دراین باره ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن پاد شاه و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید طریقه اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ ولی گردهمایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی پادشاه برای دوری و رویا رویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] ولی بعد از مدتی با میانجی گری جعفر کشف کنندهالغطاء نزد فتحعلیسلطان، با رجوع و برگشت آنان به کشورایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار بخشید.[۹۰]
صفحه ها آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعدازظهر خود را غیرشرعی و از دولتهای ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها سرزمین به وسیله حکومت شد.[۹۱]
عملهای اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی عملهای فراوانی در موردهای گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آنان عبارتند از:
نبرد با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، عکس العمل تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از حادثه ها اساسی تاریخ جمهوری اسلامی ایران و تشیع در بعد از ظهر قاجار محسوب گردیده است.[۹۲]
روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در مهاجرت خویش به کشورایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. نقل شده با مطرح شدن ذهن ها و عقاید انحرافی وی در مجامع شرعی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست تودهای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تقلید از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]
فتوای مجتهد برغانی باگاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مهاجرت حج شکاف کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] اورده شده تا بعد از ظهر حاضر شیعه ها امامی در کشور ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتیدر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کردهاند.[۹۸]
او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آنها را گم راه معرفی کرده و حکم به شرک آنها اعطا کرد.[۹۹] آورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]
برغانی از صوفیه زمان خویش نیز به شدت نقد می کرد کهاین مسئله باعث آزرده خیال و خاطر شدن حاج میرزا آقاسی، صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از کشورایران برآمد.[۱۰۱]
کمپانی در پیکار با شوروی
محمدتقی برغانی به یار سید محمد مجاهد و علمای دیگر در مبارزه جمهوری اسلامی ایران و شوروی[۱۰۲] دربین سالهای ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین فرمان منجر شد تا اورا از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یک کدام از کتابهای خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]
رئیس حوزه علمیه قزوین
مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی رئیس حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور بعضا دانشمندان، حوزه علمیه قزوین با تلاش وی به پرورش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در دنیا تشیع[۱۰۷] و همینطور جنگ با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمدهای در انتشار فرهنگ وتمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمالالدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری خویشان برغانی برشمردهاند.[۱۱۰]
تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در حین حضور در عراق، مسجدی در کربلا ایجاد کرد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعداز شهادتش به مسجد شهید ثالث جهانی شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]
پانویس

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟