علی بن محمد بن موسی بن فرات (۲۴۱-۳۱۲ق/۸۵۵-۹۲۴م)، وزیر شیعی مقتدر عباسی و اولیه شخص از بستگان فرات که به وزارت رسید. او سه توشه به جایگاه وزارت رسیده میباشد. در هر سکو تغییراتی در کردار و طرز وی پدید میآمد که به کلی با یکدیگر متناقض میکند. وی در اولیه زمان وزارت چندان به خیر و خوبی و عدل و داد خلق کرد که موجب حمد عموم شد. البته در دومی و به ویژه در سومی دورۀ وزارتش که محسن بن فرات بر دیوانها سر گروهی یافت، به خشونت و قتل و ستم و مصادرۀ اموال عموم و دیوانیان درگیر شد، تا آنجا که عموم چنان از وی کینه توزی یافتند که به دستاویز هجوم قرمطیان به حاجیان، اورا قرمطی خواندند و سنگبارانش کردند و سربازان بهرنج توانستند وی و کارگزارانش را از چنگ تشریفات مشهد عموم برهانند.
شروع شغل در دستگاه خلافت
اخوی ابوالحسن علی، احمد در حکومت عباسیان، مدیر دیوان خراج و ضیاع بود و وی شغل دیوانی را ذیل لحاظ برادرش شروع کرد و بعد از مرگ احمد، به سر گروهی دیوان خراج منصوب شد.[۱] به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ق وی در دستگاه عباسیان شخص پرنفوذی بود چنانکه که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با وی دربارهٔ جانشینی مکتفی مشاوره کرد.[مستلزم منبع]
علی بن محمد با ابراز این حیث که نباید کسی را به خلافت نشانید که خویش مالک رأی باشد و فرمان و نهی نماید، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن معتضد خردسال پرداخت، در حالی که خویشاوندان ابنجراح به ابنمعتز رغبت داشتند. عاقبت حیث ابنفرات موفق شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت گردهمایی، البته اندکی آنگاه هوا داران ابنمعتز، مقتدر را از خلافت عزل کردند و ابنفرات و نزدیکان خلیفه مخفی شدند.[مستلزم منبع]
زمانه وزارت
علی بن فرات، ۳ توشه به جایگاه وزارت رسید. آراء متفاوتی از نویسندگان و مورّخان درباره وی ابراز کردهاند. در زمان وزارتش، گروهی از امیران و دیوانیان بغداد و خادمان خلیفه به دشمنی با وی برانگیخته شد؛ اگرچه به حیث می رسد که تشیع وی و میل به به کار گیری از عنصرها شیعی در کارها سیاسی نیز دراین دشمنیها بیتأثیر نبوده میباشد.[مستلزم منبع]
اول زمان وزارت وی از سال ۲۹۶ تا ۲۹۹ قمری زمان برد. بعداز اینکه ابن معتز از فعالیت عزل شد، خلیفه نو، مقتدر، به وی پیغامی ارسال کرد و اورا برای برعهده به چنگ آوردن منصب وزارت فراخواند. وی در اول عصر وزارت چندان به خوبی و بخشید خوی کرد که موجب ثنا عموم شد.[۲] اکثری از هوا داران ابن معتز را از زندان شروع کرد و به عاملان خویش نوشت که از آنها درگذرند؛ علاوه بر آن نزد خلیفه به هواخواهی از حسین بن حمدان و ابراهیم بن کیغلغ که به سال ۲۹۶ق به طرفداری از ابن معتز برخاسته و در خلع مقتدر کوشیده بودند، صحبت اعلامکرد.[۳] درین زمانه او معاندان متعددی در دربار خلافت داشت که در غایت توانستند لحاظ خلیفه را از وی برگردانند و به این ترتیب وی از عمل عزل شد و پس از مصادره شدن بخشی از اموالش به زندان دارالخلافه رسول شد.[۴]
چندی نگذشت که خلیفه اورا در شغل های دیوانی درگیر کرد و گزینه مشورت کردن قرار بخشید. و در سال ۳۰۴ قمری توشه دیگر به وزارت گماشت و به این ترتیب دومین عصر وزارت او به بازه دو سال اغاز شد. دراین زمان ابوالحسن به مصادره و بدرفتاری با کارگزاران وزیر دیرین پرداخت و پس از مدتی کشمکش و رقابت و دشمنی کارداران دربار توشه دیگر موجب شد ابوالحسن گزینه اتهام مکر قرار گرفته و از سوی خلیفه عزل و بازداشت گردد.[مستلزم منبع]
چندین سال پس از سال ۳۱۱ وزارت برای توشه سوم به بازه زمانی 1سال به ابوالحسن علی بن محمد ابن فرات رسید. دراین زمان او به بدرفتاری و سرکوب معارضان خویش پرداخت و دست پسرش محسن را در آزار آنها بازگذاشت. این راه و روش دشمنیها با او را بیشتر کرد تا اینکه به وی اتهام شیعهگری زدند و از رابطه او با ابوطاهر جنابی قرمطی صحبت گفتند و به اینترتیب توشه دیگر حیث خلیفه درباره وی برگشت و ذیل تعقیب قرار گرفت و این توشه وی و پسرش محسن را گردن زدند.[مستلزم منبع]
خصوصیتهای اخلاقی
چنان که گفته شد او در عصرهای متعدد وزارت خویش رفتارهای متعدد و گاه متناقضی از خویش نماد بخشید. در زمانهای دوم و سوم وزارت خویش با عموم و دشمنانش به بدی خلق و خوی کرد و به مصادره اموال آن ها پرداخت و گزینه کینه دوزی عموم بود چنان که یکبار اورا به عذر و بهانه همیاری با قرمطیان سنگباران کردند.[۵] ولی وی در زمان در آغاز وزارت از خویش فیس وزیری کاردان و عادل را به اکران گذاشت. دراین زمان او با معارضان خویش به خیر و خوبی خوی کرد و آنهارا از دستگیر و تعقیب آزاد کرد و عاملان شهرها را به رعایت عدل و داد سفارش کرد.[مستلزم منبع]
در منابع تاریخی از سرویس ها همگانی او مانند اطعام عموم،[۶] امداد به علما،[۷] مقرری برای فقرا و نیامندان خبر دادهاند.[۸] برای مثال نقل کردهاند که وی در عصر در آغاز وزارتش ۵ هزار بدن از اهل یک محل بغداد را مقرری میاعطا کرد.[۹] درباره عفووبخشش و کرم او به دوستان نیز روایتهایی نقل شدهاست.[۱۰] او همینطور در بغداد بیمارستانی ایجاد کرد و اوقافی برای آن مقرر کرد.[۱۱]
ابوالحسن علی بن فرات همینطور مردی فرهیخته به شمار میرفت. قبل از آنکه به علما و طالبان دانش ارج میبنیان خویش داده ها وسیعی در تاریخ و اتفاق ها تاریخی داشت[۱۲] وی شعر نیز میسرود و به شاعران صلههای گران میاعطا کرد و اشخاصی مانند صولی و ابن بسام اورا در اشعار خویش ستودهاند.[۱۳][۱۴] صولی همینطور کتابی به اسم مناقب علی بن فرات نوشت.
علی بن محمد بن موسی بن فرات (۲۴۱-۳۱۲ق/۸۵۵-۹۲۴م)، وزیر شیعی مقتدر عباسی و اولیه شخص از بستگان فرات که به وزارت رسید. او سه توشه به جایگاه وزارت رسیده میباشد. در هر سکو تغییراتی در کردار و طرز وی پدید میآمد که به کلی با یکدیگر متناقض میکند. وی در اولیه زمان وزارت چندان به خیر و خوبی و عدل و داد خلق کرد که موجب حمد عموم شد. البته در دومی و به ویژه در سومی دورۀ وزارتش که محسن بن فرات بر دیوانها سر گروهی یافت، به خشونت و قتل و ستم و مصادرۀ اموال عموم و دیوانیان درگیر شد، تا آنجا که عموم چنان از وی کینه توزی یافتند که به دستاویز هجوم قرمطیان به حاجیان، اورا قرمطی خواندند و سنگبارانش کردند و سربازان بهرنج توانستند وی و کارگزارانش را از چنگ تشریفات مشهد عموم برهانند.
شروع شغل در دستگاه خلافت
اخوی ابوالحسن علی، احمد در حکومت عباسیان، مدیر دیوان خراج و ضیاع بود و وی شغل دیوانی را ذیل لحاظ برادرش شروع کرد و بعد از مرگ احمد، به سر گروهی دیوان خراج منصوب شد.[۱] به هنگام مرگ خلیفه مکتفی در ۲۹۵ق وی در دستگاه عباسیان شخص پرنفوذی بود چنانکه که عباس بن حسن جرجرائی وزیر با وی دربارهٔ جانشینی مکتفی مشاوره کرد.[مستلزم منبع]
علی بن محمد با ابراز این حیث که نباید کسی را به خلافت نشانید که خویش مالک رأی باشد و فرمان و نهی نماید، به طرفداری از خلافت المقتدر جعفر بن معتضد خردسال پرداخت، در حالی که خویشاوندان ابنجراح به ابنمعتز رغبت داشتند. عاقبت حیث ابنفرات موفق شد و مقتدرِ ۱۳ ساله به خلافت گردهمایی، البته اندکی آنگاه هوا داران ابنمعتز، مقتدر را از خلافت عزل کردند و ابنفرات و نزدیکان خلیفه مخفی شدند.[مستلزم منبع]
زمانه وزارت
علی بن فرات، ۳ توشه به جایگاه وزارت رسید. آراء متفاوتی از نویسندگان و مورّخان درباره وی ابراز کردهاند. در زمان وزارتش، گروهی از امیران و دیوانیان بغداد و خادمان خلیفه به دشمنی با وی برانگیخته شد؛ اگرچه به حیث می رسد که تشیع وی و میل به به کار گیری از عنصرها شیعی در کارها سیاسی نیز دراین دشمنیها بیتأثیر نبوده میباشد.[مستلزم منبع]
اول زمان وزارت وی از سال ۲۹۶ تا ۲۹۹ قمری زمان برد. بعداز اینکه ابن معتز از فعالیت عزل شد، خلیفه نو، مقتدر، به وی پیغامی ارسال کرد و اورا برای برعهده به چنگ آوردن منصب وزارت فراخواند. وی در اول عصر وزارت چندان به خوبی و بخشید خوی کرد که موجب ثنا عموم شد.[۲] اکثری از هوا داران ابن معتز را از زندان شروع کرد و به عاملان خویش نوشت که از آنها درگذرند؛ علاوه بر آن نزد خلیفه به هواخواهی از حسین بن حمدان و ابراهیم بن کیغلغ که به سال ۲۹۶ق به طرفداری از ابن معتز برخاسته و در خلع مقتدر کوشیده بودند، صحبت اعلامکرد.[۳] درین زمانه او معاندان متعددی در دربار خلافت داشت که در غایت توانستند لحاظ خلیفه را از وی برگردانند و به این ترتیب وی از عمل عزل شد و پس از مصادره شدن بخشی از اموالش به زندان دارالخلافه رسول شد.[۴]
چندی نگذشت که خلیفه اورا در شغل های دیوانی درگیر کرد و گزینه مشورت کردن قرار بخشید. و در سال ۳۰۴ قمری توشه دیگر به وزارت گماشت و به این ترتیب دومین عصر وزارت او به بازه دو سال اغاز شد. دراین زمان ابوالحسن به مصادره و بدرفتاری با کارگزاران وزیر دیرین پرداخت و پس از مدتی کشمکش و رقابت و دشمنی کارداران دربار توشه دیگر موجب شد ابوالحسن گزینه اتهام مکر قرار گرفته و از سوی خلیفه عزل و بازداشت گردد.[مستلزم منبع]
چندین سال پس از سال ۳۱۱ وزارت برای توشه سوم به بازه زمانی 1سال به ابوالحسن علی بن محمد ابن فرات رسید. دراین زمان او به بدرفتاری و سرکوب معارضان خویش پرداخت و دست پسرش محسن را در آزار آنها بازگذاشت. این راه و روش دشمنیها با او را بیشتر کرد تا اینکه به وی اتهام شیعهگری زدند و از رابطه او با ابوطاهر جنابی قرمطی صحبت گفتند و به اینترتیب توشه دیگر حیث خلیفه درباره وی برگشت و ذیل تعقیب قرار گرفت و این توشه وی و پسرش محسن را گردن زدند.[مستلزم منبع]
خصوصیتهای اخلاقی
چنان که گفته شد او در عصرهای متعدد وزارت خویش رفتارهای متعدد و گاه متناقضی از خویش نماد بخشید. در زمانهای دوم و سوم وزارت خویش با عموم و دشمنانش به بدی خلق و خوی کرد و به مصادره اموال آن ها پرداخت و گزینه کینه دوزی عموم بود چنان که یکبار اورا به عذر و بهانه همیاری با قرمطیان سنگباران کردند.[۵] ولی وی در زمان در آغاز وزارت از خویش فیس وزیری کاردان و عادل را به اکران گذاشت. دراین زمان او با معارضان خویش به خیر و خوبی خوی کرد و آنهارا از دستگیر و تعقیب آزاد کرد و عاملان شهرها را به رعایت عدل و داد سفارش کرد.[مستلزم منبع]
در منابع تاریخی از سرویس ها همگانی او مانند اطعام عموم،[۶] امداد به علما،[۷] مقرری برای فقرا و نیامندان خبر دادهاند.[۸] برای مثال نقل کردهاند که وی در عصر در آغاز وزارتش ۵ هزار بدن از اهل یک محل بغداد را مقرری میاعطا کرد.[۹] درباره عفووبخشش و کرم او به دوستان نیز روایتهایی نقل شدهاست.[۱۰] او همینطور در بغداد بیمارستانی ایجاد کرد و اوقافی برای آن مقرر کرد.[۱۱]
ابوالحسن علی بن فرات همینطور مردی فرهیخته به شمار میرفت. قبل از آنکه به علما و طالبان دانش ارج میبنیان خویش داده ها وسیعی در تاریخ و اتفاق ها تاریخی داشت[۱۲] وی شعر نیز میسرود و به شاعران صلههای گران میاعطا کرد و اشخاصی مانند صولی و ابن بسام اورا در اشعار خویش ستودهاند.[۱۳][۱۴] صولی همینطور کتابی به اسم مناقب علی بن فرات نوشت.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟