loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 72
چهارشنبه 22 اسفند 1403 زمان : 16:15


ابوبکر بن حسن بن علی

احمد بن موسی بن جعفر ملقب به شاهچراغ و دارای اسم و رسم به سید السادات الاعاظم، از فرزندان امام کاظم(ع) میباشد. وی از امامزادگان دارای اسم و رسم در کشور ایران میباشد که در طول خلافت مأمون به کشور‌ایران مسافرت کرد و با شنیدن خبر شهیدشدن امام رضا(ع)، در شیراز ماند و در به عبارتی‌جا به شهید شدن رسید. بقاع او در شیراز، دوران‌ها تشریفات مشهد پنهان بود.

منزلت و منزلت
بیان شده که احمد بن موسی(ع) مهربان بود و امام کاظم(ع) اورا بسیار دوست می‌داشت.[۱]

روحانی موثر نیز از احمد با بزرگی و عظمت خاطر کرده، میگوید: احمد بن موسی(ع) شخصی مهربان النفس، جلیل القدر و پرهیزکار بود که پدرش او‌را دوست داشت و بر دیگر فرزندان مقدم میکرد. امام کاظم(ع) مزرعه خود را که به «‌یَسیره»[یادداشت ۱] دارای اسم و رسم بود به وی اعطا کرد و بیان شده که احمد بن موسی بن جعفر(ع) هزار عبد را آزاد کرد.[۲]

روحانی موءثر همینطور روایتی از اسماعیل بن موسی بن جعفر(ع) نقل می‌نماید: در سفری بیست نفر از خادمان پدرم با احمد بودند و او‌را احترام می‌کردند. هرگاه احمد برمی خاست و می‌گردهمایی آن ها هم به احترامش بلند گردیده و می‌نشستند؛ پدرم همواره به احمد اهمیت داشت و از او غافل نمی‌شوید و دیده از وی بر نمی‌داشت و با کناره دیده نگاه‌های محبت‌آمیز به وی داشت بی آن که وی متوجه بشود.[۳]

کشی، احمد بن موسی را یکی فضلای بعدازظهر خویش ذکر شده، اورا در زمره محدثانی می‌شمارد که روایات متعددی از بابا و اجداد بزرگوارش نقل نموده است و می‌نویسد: احمد بن موسی به دست خجسته خویش قرآن مهربان را نوشته میباشد.[۴]مامت بعداز شهید شدن امام کاظم(ع)
هر چندین بعد از شهید شدن امام هفتم، جمع‌ای به گمان امامت احمد بن موسی(ع) جلوی خانه اُم‌ِّاحمد(مامان احمد بن موسی و یکی همسران امام کاظم) اجتماع کردند، احمد بن موسی با صراحت اظهار‌کرد:

آن چنان که شما در بیعت اینجانب می‌باشید، اینجانب در بیعت برادرم علی بن موسی الرضا هستم و وی البتهِّ معبود، پیشوا و جانشین بعد از پدرم میباشد.
بعد از آن همگان با علی بن موسی(ع) بیعت کردند و امام رضا(ع) در حق برادرش دعا کرد.[۶] با این حالا برخی فرقه‌نویسان و کتاب ها ملل و نحل، از فرقه‌ای با تیتر «‌احمدیه‌» و رهروان احمد بن موسی(ع) مذکور که بعد از شهید شدن امام کاظم(ع) قائل به امامت او شدند.[۷]

قیام احمد بن موسی(ع)
برخی از منابع، به قیام احمد بن موسی(ع) بر ضد خلفای عباسی اشاره کرده، اما نسبت به جزئیات و کیفیت آن نپرداخته‌اند. این گزارش‌های تاریخی، حاکی از حضور احمد در قیام ابن طباطبا بوده میباشد.[۸]

سفر به کشور ایران
احمد بن موسی(ع) هم پا با کاروانی بزرگ که جمعیت آن تا پانزده هزار گزارش گردیده است به کشور ایران مسافرت کرد،[۹] دو برهان برای این مسافرت مذکور میباشد:

خون خواهی برادرش علی بن موسی(ع) که به دست مأمون به شهیدشدن رسید.[۱۰]
برای دیدار علی بن موسی الرضا(ع) که در اواسط رویکرد از شهید شدن اخوی دور اندیشی یافت.[۱۱]

نمایی از بقاع احمد بن موسی شاهچراغ در شیراز
شهید شدن احمد بن موسی(ع) و یاران
قُتلُغ خان، حکم کننده شیراز و دلیل مأمون در خان زینان در هشت فرسخی شیراز با احمد بن موسی(ع) و کاروان یاور او ملاقات کرد و خبر شهید شدن امام رضا(ع) را به آن ها رسانید. این خبر منجر تضعیف روحیه و پراکندگی آنها شوید. احمد به همدم نزدیکان خویش راهی شیراز شد و در آنجا در جریان نبرد به شهیدشدن رسید.[۱۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 74
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:27


حرف بیان کردن با معبود

نوشته‌ی علمی‌های اساسی: گفتگوی حضرت موسی با خدا و کلیم‌الله
صفت «کلیم‌الله» (به‌معنای هر کس خداوند با وی صحبت اظهار کرد) مختص حضرت موسی(ع) دانسته‌ گردیده است؛[۲۰] اما برخی معتقدند خدا، در معراج، با رسول اسلام نیز بی‌واسطه کلام تشریفات مشهد گفته میباشد.[۲۱]

پروردگار با حضرت موسی(ع)، به‌طور بی واسطه کلام اظهار کرد.[۲۲] ناصر مکارم شیرازی بر آن میباشد که آفریدگار امواج صوتی و عبارات را در محیط یا این که اجسام می‌آفرید و کلام اعلام کردن وی این‌اینگونه بود.[۲۳] در مقابل، سید محمدحسین طباطبایی این نظر را دارد آفریدگار کیفیت کلام‌اعلام کردن را بیان نکرده و ما نیز نمی‌توانیم کیفیت این ذکر کرد‌وگو را از تعابیر قرآن به دست آوریم.[۲۴] به‌گفته او، صحبت‌اعلام کردن معبود با موسی، با واسطه[۲۵] و امری حقیقی وواقعی بوده که گرچه اثراتی معمولی داشته، بی‌نیاز از جوارح و اعضا دنیوی مثل دهن بوده میباشد.[۲۶]

معاش‌طومار
حضرت موسی(ع)، فرزند عِمران، از نسل لاوی بن یعقوب دانسته گردیده‌است.[۲۷] اسم پدرش در تورات، عمرام میباشد که در گویش عرب، به‌شکل عِمران درآمده و مسلمانها نیز او‌را عِمران خواندند.[۲۸] تولد حضرت موسی(ع) حدود ۲۵۰ سال بعداز وفات حضرت ابراهیم بود.[۲۹] مسعودی در ثابت‌الوصیة، مسافت فی مابین موسی و ابراهیم(ع) را ۴۶۸ سال گفته میباشد.[۳۰]
موسی(ع) در زمان‌ای چشم به جهان گشود که فرعون امر داده بود فرزندان پسر بنی‌اسرائیل را بکشند و دختران آنان‌را به اسارت بگیرند.[۳۱] براساس تورات، فرعون از خوف توان‌یافتن بنی‌اسرائیل و اتحاد آن ها با معاندان، فرمان کشتار فرزندان پسر بنی‌اسرائیل را صادر کرد.[۳۲] ناصر مکارم شیرازی، از مفسران شیعه این نظر را دارد براساس نشانه‌ها قرآن، فرعون برای تضعیف بنی‌اسرائیل امرکرد فرزندان پسر بنی‌اسرائیل را بکشند.[۳۳] بعضا انگیزه این فرمان را خواب فرعون دانسته‌اند. فرعون در خواب چشم بود آتشی به‌سوی مصر آمده،‌ مصریان را می کشد، سوای اینکه آسیبی به بنی‌اسرائیل بزند.[۳۴] بنابر نقل دیگر، فرعون در خواب چشم بود که پسری از بنی‌اسرائیل به عالم خواهد آمد که پادشاهی او‌را از فی مابین می برد.[۳۵]

میلاد و کودکی تا فراروگریز از مصر
براساس نشانه‌ها قرآن، بعداز ولادت حضرت موسی(ع)، پروردگار به مامان وی ( یوکابَد[۳۶]) وحی کرد که فرزند خویش را شیر بده و هنگامی که هراس از جانش داشتی،[۳۷] او‌را در صندوقچه‌ای بگذار[۳۸] و در رود رها کن و نگران نباش و نترس.[۳۹]

مامان موسی بعداز شیردادن به فرزندش (بنابر تورات، در دوران سه ماه[۴۰]) از خوف خطرها احتمالی، موسی را در صندوقچه‌ای گذاشت و در رود انداخت[۴۱] و دخترش را به دنبال صندوقچه ارسال کرد.[۴۲] معبود به‌جهت نگرانی مامان موسی، به وی قوت‌قلب اعطا کرد[۴۳] و نوید اعطا کرد که موسی را به تو برمی‌گردانیم و همینطور اورا از پیامبران قرار خوا‌هیم اعطا کرد.[۴۴]

شخصی از خانواده فرعون موسی را از آب گرفت.[۴۵] تورات این شخص را دختر فرعون معرفی می‌نماید.[۴۶] برپایهٔ قرآن، همسر فرعون (آسیه[۴۷]) موسی را فروغ و روشنایی دیده خویش و فرعون خواند و آرزو داشت که برای وی نفعی داشته باشد یا این که حتی اورا به فرزندی قبول نمایند.[۴۸]

بعد از نجات موسی(ع) از رود، وی شیر هیچ زنی را قبول نکرد تا اینکه به سفارش خواهر موسی، مادرش را آوردند و این‌اینگونه موسی نزد مادرش رجوع و برگشت.[۴۹] ناصر مکارم شیرازی با استناد به آیه‌ها قرآن اعتقاد دارد که موسی در منزل و در کنار خانواده خویش پروش یافت و گاه نزد همسر فرعون برده میشد.[۵۰] مکارم شیرازی همینطور از گفتار فرعون خطاب به موسی، «آیا تو‌را در کودکی نزد خودمان رشد ندادیم؟»[۵۱] برداشت کرده که موسی دست کم زمان‌ای در کاخ فرعون معاش نموده است.[۵۰] براساس تورات نیز موسی در کودکی نزد مادرش بود و وقتی که پروش یافت، به کاخ فرعون رفت.[۵۲]

بیان شده موسی را به‌این جهت موسی نامیده‌اند که او‌را از در بین آب و درخت گرفتند. «گیسو»، در گویش قبطی، به‌معنای آب و «سا» به‌معنای درخت آمده میباشد.[۵۳]

موسی در بزرگسالی در ماجرای زد خورد شخصی از بنی‌اسرائیل و یک مصری (قِبطی)، با زدن یک مشت، شخص مصری را کشت.[۵۴] بعد از این داستان، مأموران فرعون تمایل به قتل وی گرفت[۵۵] و وی برای فرار و گریز، از مصر بیرون شد.[۵۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 32
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:02


مهاجرت به نجف
سید محمدحسن در سال ۱۳۱۸ق و در سن ۲۳ سالگی بعد از چهار سال توقف در اصفهان با یکی‌از دوستانش که شاگردش نیز بود، پیاده عازم عتبات عالیات شوید.[۹] زیرا به نجف رسید در حجره‌ای‌ بنا شده در یکی مدرسه های شهر سکنی گزید[۱۰] و در درس آخوند ملا محمدکاظم خراسانی کمپانی می کرد.[۱۱] همین دستور موجب شد تصمیم بگیرد برای ادامه علم آموزی در نجف تشریفات مشهد بماند.

وی از علاقه مندان آخوند بود، به سیرتکامل‌ای که در قیام آخوند و بقیه علمای نجف به امان از مشروطیت، او نیز از موافقان مشروطیت شوید. وی حقایقی از نقش روحانیت در حرکت مشروطه را در سیاحت شرق خاطر نموده است. او در ۳۰ سالگی به مرتبه اجتهاد رسید. ضمن آخوند خراسانی و جهانگیرخان قشقایی، شریعت اصفهانی و محمدباقر اصطهباناتی نیز از استادان وی بودند. از شاگردان او می‌قدرت به اسم‌های، روحانی غلامرضا غروی، روحانی علی قدوسی، روحانی محمد رئیسی، روضه خوان عبدالکریم، روضه خوان ذبیح الله اسلامی، روحانی آقا فاضل اسم پیروزی.

وی در یک کدام از تیم‌های کشیکی که در سال ۱۳۴۵ق برای بقاع فرمان روا ابراهیم در شهر کهنه قوچان تشکیل داده بود خویش نیز کمپانی داشت و نوبتی شیفت افتخاری می‌بخشید.[۱۲]

قوچانی در دو دفعه که شهر قوچان در ناامنی بود و گزینه حمله یاغیان قرار گرفت،[۱۳] دخالت کرد و با نفوذ خویش بازدارنده حمله آنها به شهر شوید.


بقاع آقانجفی قوچانی در قوچان
رجوع به قوچان
آقا نجفی در سال ۱۳۳۸ق، بعداز مطلع شدن از فوت پدرش، بعد از ۲۰ سال از نجف به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت. او آغاز برای زیارت به مشهد رفت. بعداز توقفی کوتاه در مشهد، به درخواست عموم قوچان وارد این شهر شد و تا پایان قدمت در آنجا به یادماندنی گشت. او متجاوز از ۲۵ سال از قدمت خویش را در رده فقاهت و حاکمیت شرع در قوچان طی کرد و به اداره حوزه علم ها فقاهتی پرداخت.

آقانجفی در ماه‌های رمضان به قم می رفت و گاه در حجره مدرس مطهری می ماند. [۱۴]

تألیفات
مشهورترین تاثیر آقانجفی سیاحت شرق و سیاحت غرب میباشد.[۱۵] او دارنده تألیفاتی دیگری در مسئله فقه و اصول و عرفان و اخلاق و رفتار و سفرنامه نویسی میباشد.برای مثال اثر ها او می‌اقتدار به تألیفات زیر اشاره نمود:

سیاحت شرق: این تاثیر از تألیفات اساسی آقانجفی میباشد و درباره سوانح قدمت از اولِ معاش، گزارش تحصیلات وی در شهرهای قوچان، مشهد و اصفهان و کیفیت ورودش به نجف اشرف و تحصیلات پایانی تا وصال به جايگاه اجتهاد میباشد. او درین کتاب خلالِ تفصیل ماجرای معاش و مشقّات زمانه علم آموزی که به مناسبت رویدادهای معاش‌اش اتفاق افتاده، مباحث و معارف اسلامی را به استناد نشانه‌ها و احادیث با قلمی بی آلایش تفصیل داده میباشد. در‌این کتاب خواننده با نکات علمی و رویدادهای آن مجال آشنا میشود. زیرا آقانجفی خویش در اوایل مشروطیت در نجف بوده، رویدادهای تاریخی و عکس العمل نهضت مشروطیت را در عراق به‌ویژه در نجف، به شرح تفصیل داده میباشد. مسائل یاددادن و تربیت و تزکیه نفس نیز در‌این کتاب دیده میشود. این کتاب در ۱۳۴۷ق/۱۹۲۸م کتابت یافته و در ۱۳۶۲ش در طهران چاپ شد‌ه‌است.
سیاحت غرب: در چگونگی فقیه برزخ و سیر ارواح پس از مرگ، خطی میباشد و در ۱۳۵۲ق/۱۹۳۳م کتابت یافته میباشد.
تفصیل دعای صباح: او دعای صباح منسوب به امام‌ علی(ع) را به فارسی برگردانده و آن را گستردن نموده است. کتابت این تاثیر در ۱۳۲۷ق/۱۹۰۹م نقطه پایان یافته میباشد.
عذر و بهانه بدتر از گناه: درباره مشروطیت کشور‌ایران، انشای این رساله آمیزه‌ای از نثر عربی و فارسی میباشد، کتابت آن وابسته به ۱۳۲۸ق/۱۹۱۰م میباشد.
تفصیل و ترجمه رساله تفاحیه|رساله تُفّاحیه ارسطو: از باباافضل کاشانی، خطی، کتابت ۱۳۵۴ق/۱۹۳۵م.
سفری کوتاه به آبادی‌های قوچان: که ضمنا آن به وضع اجتماعی و اعتقادی روستاییان نیز پرداخته میباشد.
ثابت رجعت: خطی، عربی و فارسی، کتابت ۱۳۲۱ش.
حیوةالاسلام فی اوضاع و احوال آیة الله‌ الملک‌ العلآم: خطی، در تفصیل اکنون آخوند محمد کاظم خراسانی.
کناره بر کفایه الاصول: در آن کتاب کفایة الاصول را توضیح داده میباشد.
استیناف بیشتر
سیاحت شرق (زندگینامه خودنوشت او که دربرگیرنده تفصیل درحال حاضر او میباشد).
نقباء البشر: آقابزرگ تهرانی.
پیشگفتار مفتاح القرآن: غلامرضا عالم یزدی خراسانی.
پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 11:47


تفصیل قصه طوبی
سید محمدحسین حسینی تهرانی در تفصیل این داستان می گوید: «طوبی» از مادّۀ طابَ به معنای منزه و طَیِّب و پاکیزه میباشد و از آنجاکه پردیس محلّ طهارت و عصمت و طهارت‌، و مکان طیب و پاکیزه‌، و جای ورودِ پاکان و طیبان میباشد‌، شَجَرۀ طوبی در فردوس میباشد‌. واقعیت طوبی‌، به عبارتی نَزاهت و قداست میباشد‌، و زیرا دارنده فروع و شاخه‌هائی میباشد و عصمت و طهارت و قداست به اشکال و اشکالی متحقّق می‌شود، در آخرت نیز بصورت درختی میباشد که دارنده شاخه و فروع پسندیده و با ثمر تشریفات مشهد میباشد‌.[۷]

بر طبق احادیث، اصل درخت عصمت و طهارت و قداست‌، ولایت میباشد که از آن هر نیکی و هر خیری پدید می آید و فارغ از ولایت که ناشی از محبّت میباشد هیچ چیز دارنده بها وجود ندارد‌، پس ریشه و اصل این درخت در خانۀ ولایت میباشد و شاخه‌های آن که پاکی و عفووبخشش و عافیت‌، ایثار و إنفاق‌، عبادت و جهاد، نماز و روزه‌، و سائر افعال و صفات نیکو میباشد‌، تمامی از این تنه و ریشه منشعب می شود، و هر شاخه‌ای از این ریشه نیرو میگیرد و پرورش پیدا می‌نماید.[۸]

به دنیاآمدن حضرت فاطمه(س)
از امام راستگو(ع) ماجرا گردیده است که رسول(ص)، فاطمه(س) را زیاد می‌بوسید. عایشه این شغل را ناپسند شمرد! پس نبی آفریدگار(ص) بیان کرد: ای عایشه! زمانی که منرا به معراج بردند، باطن پردیس شدم. جبرئیل من را به مجاورت «طوبی» پیروزی و از آن درخت، سیبی به اینجانب اعطا کرد و خوردم. از این سیب، نطفه‌ای ساخت شد که بعداز برگشت به زمین با همسرم خدیجه درآمیختم و وی به فاطمه آبستن شد. فعلا هر گاه شوق واشتیاق فردوس پیدا میکنم، دخترم را می‌بوسم و زیرا اورا می‌بوسم، بوی درخت طوبی را استشمام میکنم.[یادداشت ۳]

در ادبیات
ازرقی هروی
[از قصاید]
الا تا هر درختی وجود ندارد طوبی
الا تا هر غدیری وجود ندارد کوثر


عبدالقادر گیلانی
[از غرلیات]
سایه طوبی و جنتّ آبگینه کوثر را کجاست
از حلاوت‌ها که باشد در رسیدن کردگار
سایه طوبی و آبگینه کوثر و گلشن پردیس
خوش مقامی باشد البته با جمال ذوالجلال


پانویس
قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۸۷ق، ج۹، ص۳۱۶.
مجلسی، لوامع صاحبقرانی، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۱۳۲
مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۹۴، ص۶۱
الحر العاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۲۴، ص۳۲۴
مجلسی، بحارالأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۸۸
قمی، تعبیر و تفسیر قمی،۱۴۰۴ ق، ج۱، ص۲۲.
تهرانی، معاد شناسی، ۱۴۲۷ق، ج۱۰، ص۱۴۲
تهرانی، معاد شناسی، ۱۴۲۷ق، ج۱۰، ص۱۴۲

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 27
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 15:48


دلیل باطل عزائم
بُرهان فَسخِ عَزائِم از براهین ثابت خداوند میباشد که گسسته شدن تصمیم‌ها و سست شدن عزم‌های انسانی را ناشی از خواست معبود و دلیلی بر وجود وی تلقی می‌نماید. این ادله از یک کدام از سخنان امام علی(ع) گرفته گردیده و او‌لین هر کس به آن پرداخت، علی بن زید بیهقی، شارح نهج البلاغه میباشد. دلیل باطل عزائم به سه سیرتکامل تقریر گردیده و توضیح داده گردیده است؛ برخی آن را به شیوه داخل‌فقاهتی و برخی دیگر مانند ابن ابی‌الحدید، شارح نهج البلاغه، به امداد استدلال حدوث تقریر نموده‌اند. ابن میثم بحرانی و سید رضی این استدلال را به ادله قابلیت و وجوب تشریفات مشهد ارجاع داده‌اند.

این استدلال در بعضی از کتاب‌های تفسیری، حدیثی و فلسفی گزینه دعوا قرار گرفته میباشد. از منظر بعضی آیاتی از قرآن اشاره به استدلال باطل عزائم دارااست مثلا: آیه ۲۴ سوره انفال، آیه ۳۷ سوره روم، آیه ۵۲ سوره زمر و آیه ۲۵ سوره نجم.

معنا‌شناسی
دلیل باطل عزائم درپی ثابت وجود خدا با پشت گرمی به گسسته شدن تصمیم‌ها، باختِ قول‌ها و تزلزل در مراد‌های انسانی میباشد.[۱] بر این شالوده، بشر‌ها گاه از تصمیمی پشیمان میشوند یا این که از اعتقادی دست می‌شویند و همین تغییرهای درونی نماد وجود پروردگار و عزم وی میباشد.[۲] مولوی نیز در مثنوی معنوی بی‌مرادی و شکست‌های آدم را علامت از وجود مولایی رفیعتر دانسته میباشد:

عاشقان از بی‌مرادی‌های خود
مطلع گشتند از مولای خود[۳]
مراد از باطل عزائم این میباشد که گاهی آدم اراده خویش را بر اعمال کاری جزم می‌نماید؛ البته امری درونی بازدارنده وی گردیده و از تصمیم خویش بازمی‌شود.[۴]

موارد دلیل
دلیل باطل عزائم سه قسمت داراست؛ دالّ،[یادداشت ۱] مدلول،[یادداشت ۲] و دلالت.[یادداشت ۳] عامل باطل عزائم برگرفته از متن ها شرعی[۵] و این سخن امام علی(ع) «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم‏؛ معبود را به شکستن اراده‌ها، باز کردن گره‌ها و نقض کردن کوشش‌ها شناختم»[۶] میباشد.[۷]

دال
دالّ در استدلال، مفهومی میباشد که توسط آن، معنا دیگری ثابت میگردد. مفهومی که در عامل باطل عزائم بر آشنایی پروردگار دلالت می‌نماید، مانعی میباشد که تصمیم آدم را میشکند. (باطل عزائم، حلِّ عقود و نَقضِ هِمَم).[۸] در هر سه آیتم باطل عزائم به معنای شکسته شدن تصمیم‌ها، حل عقود به معنای گشوده شدن گره‌ها و نقض همم به معنای درهم شکستن عزم‌ها، چیز مشترکی وجود داراست: رجوع از تصمیمی که در آدم صورت گرفته و به زودی واقع می شود.[۹]

مدلول
مدلول سود دلیل میباشد. در سیرتکامل‌های متفاوت تقریر این ادله، مدلول‌های زیادی تحت عنوان سود عامل نقل شده میباشد. متکلمان مسلمانی که دلیل باطل عزائم را تبیین کرده‌اند، سود عامل باطل عزائم را ثابت وجود آفریدگار دانسته‌اند. بعضی دیگر نیز آن را استدلال ثابت صفت توان و قاهریت پروردگار و عجز آدم در قبال پروردگار دانسته‌اند. محمدجواد مغنیه (۱۳۲۲-۱۴۰۰ق) از فقها و مفسران شیعه نیز با به کار گیری از این استدلال، پروردگار و یکتایی او‌را سود گرفته میباشد.[۱۰]

دلالت
دلالت ادله به عبارتی سود‌گیری میباشد. در استدلال باطل عزائم، دلالت به عبارتی عنصری میباشد که موجب می گردد از باطل عزائم، وجود معبود فیض گرفته خواهد شد.[۱۱]

منزلت
در تعبیر و تفسیر
مفسران یک سری آیه در قرآن را بر پایه ی موارد استدلال باطل عزائم تعبیر و تفسیر نموده‌اند. بعضا از تفاسیر نظیر تعبیر الصافی،[۱۲] ذکر السعادة،[۱۳] تعبیروتفسیر شریف لاهیجی،[۱۴] کنز الدقائق[۱۵] و نورالثقلین،[۱۶] آیه ۲۰ و ۲۱ سوره ذاریات را با دقت به دلیل باطل عزائم تعبیر و تفسیر نموده‌اند. گردآوری‌ای دیگر از مفسران آیاتی نظیر آیه ۲۴ سوره انفال، آیه ۳۷ سوره روم، آیه ۵۲ سوره زمر و آیه ۲۵ سوره نجم را به سیرتکامل‌ای تعبیر کرده‌اند که باطل عزائم را به ذهن می رساند.[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:18


گنبد الله الله
این گنبد که بر فراز آرامگاه برجی روضه خوان صفی قرار گرفته و در واقع هسته مرکزی تیم به شمار می‌رود، به دست صدرالدین موسی تاسیس شده است.[۳۳] نمای بیرونی آن ساختمان بلند آجری استوانه‌ای شکلی میباشد به طول ۵ر۱۷ یا این که ۱۸ متر و دور و بر ۲۲ متر که بر روی قاعده سنگی هشت ضلعی قرار گرفته و به گنبدی نادر خیز و عرق چینی صورت در صدر ختم می‌گردد. بر روی بدنه ساختمان بلند با کاشی معقلی فیروزه‌ای رنگ واژه و کلمه جلاله الله تکرار گردیده و به‌این منجر آن را گنبد الله الله نامیده‌اند. تزیینات ساقه و خویش گنبد نیز با‌‌ به عبارتی کاشی فیروزه‌ای رنگ در متن خشت و به صورت لوزی‌های کارشکنیّر جاری ساختن گردیده‌است. در محل اتصال ساختمان بلند به ساقه گنبد کتیبه‌ای از آیه‌ها قرآنی به خط ثلث با کاشی معرّق سپید در متن لاجوردی، مشاهده تشریفات مشهد می شود.

این ساختمان بلند دو نمای ورودی در شمال و جنوب داراست؛ نمای شمالی با تاسیس قندیل منزل و اتصال با آن حدوداً گم شد‌ه‌است، البته فریم کاشی به دور آن هنوز از خارج مشاهده می شود؛ نمای جنوبی که به «قبله قاپوسی» (درِ قبله) دارای اسم و رسم میباشد ورو به صحن مقابر دارااست، هنگامی ورودی مهم آرامگاه بوده که بعد از تاسیس قندیل منزل در عصر فرمان روا طهماسب، متروک گردیده‌است. شاید ساختمان بلند آرامگاه روحانی صفی همچون ساختمان بلند‌های آرامگاهی قرن‌های هشتم و نهم فاقد گنبد بوده یا این که گنبدی مخروطی صورت داشته که در عصر صفوی به گنبد فعلی تغییر و تحول صورت داده میباشد.

قبر روحانی در اواسط محوطه هشت ضلعی، داخل آرامگاه، با صندوق چوبی منبّت و خاتم کاری نفیسی پوشیده گردیده که در قبل مرصع به جواهرات بوده میباشد. در کناره بالای سطح های جانبی آن، کتیبه مفصّلی به خط ثلث حکاکی شد‌ه‌است که دربردارنده عباراتی، به عنوان مثال اسم صاحب و مالک آرامگاه، میباشد. بر جناح شمالی بدنه صندوق نیز لوحه‌ای از نقره وجود دارااست که در آن اسم بانی مرقد، العبد موسوی الصفوی، در عباراتی آمده میباشد.

دیوارهای داخل آرامگاه تا محل اتّصال آنان به گنبد همگی گچکاری گردیده و بر روی آن پرده‌هایی از فرآورده کرباس با نقوش اسلیمی و گل و بته به مدل نگارگری های عصر صفوی تزیین و به دیوار‌ها میخکوب گردیده‌است. پایین گنبد یک ترنج تزئینی گرانقدر از گچبری نقاشی کردن گردیده جای‌دارد که با نقوش روی پارچه دیوار‌ها هماهنگ میباشد. بیان کننده قندیل با ارزشی از طلا جواهرات و نقره در سقف آرامگاه نصب بوده که اینک اثری از آن بر جا وجود ندارد. ازاره آرامگاه تا طول ۵۴ر۲ متر اینک تخته کوبی گردیده و معلوم وجود ندارد که‌این پوشش در چه هنگامی انجام شده میباشد، ولی ظاهراً از نوسازی‌های عصر قاجاری میباشد. دو درِ نقره‌ای با کتیبه‌های مذهّب در شمال و جنوب آرامگاه جای‌دارد. در جنوب قبر روحانی، مزار روحانی حیدر بابا سلطان اسماعیل نخستین با صندوقچه‌ای چوبی و منبت کاری گردیده قرار گرفته و دو قبر دیگر در محوطه آرامگاه و جناح شمالی قبر روحانی واقع گردیده‌است. قبری که به در شمالی مجاورت‌خیس میباشد گور روضه خوان ابراهیم، معروف به روضه خوان فرمانروا، نواده روضه خوان و قبر همسایه آرامگاه روضه خوان از آنِ صدرالدّین موسی فرزند و جانشین اوست.

مقبره منزل
در ضلع شرقی سلطان نشین قندیل منزل، یک در نقره‌ای به راهروی با سقف کوتاه گشوده می شود که کف آن با کاشیهای خشتی عصر صفوی فرش گردیده است. در طرفین راهرو دو قبر با سنگ مرمر وجود دارااست. این راهرو از سمت شرقی به اتاقی مربع صورت با طاقی کوتاه می رسد که کاربرد آن معین وجود ندارد و قبری نیز در آنجا به دیده نمی خورد. در ضلع جنوبی این اتاق دری نسبتاً کوتاه از چوب گردو که به طرز لاکی با گل و پیچک و آب طلا و جواهرات تزیین گردیده به راهروی کوتاه گشوده میگردد و خط مش به بقعه منزل می برد.

بقاع منزل فضایی میباشد مربع صورت به اضلاع ده متر که یک گنبد معمولی آجری نیم کره آن را پوشش داده میباشد. این گنبد در ۱۳۳۶ش بر مکان گنبد اساسی و به پیروی از آن تاسیس شده است. عکس‌های زاره در ۱۳۱۵/۱۸۹۷ گنبد مهم را سلامت و پابرجا نماد میدهد. کاشیکاری و اجزای تزئینی گنبد نخستین مرمت نشده و صرفا ذیل گنبد و دیوارهای بقعه منزل با گچ اندود گردیده و حتی کتیبه ساقه داخلی گنبد هم که صرفا قسمت یه خرده از آن پابرجاست، همچنان باقی‌مانده میباشد. اسم مقبره منزل شاید به آن عامل باشد که ابتدا همسر روحانی صفی در آنجا دفن گردیده است؛ گرچه آنگاه‌ها تنی چند از مردان قوم صفوی نیز در جوار او مدفون شده‌اند. اکنون تعداد ده قبر در مقبره منزل جان دار میباشد که به محارم و بزرگان خویشاوندان صفوی وابستگی داراست. به نوشته بعضی منابع، روضه خوان صفی ده سال قبل از وفاتش این سازه را برای دفن همسر و دخترش و نیز همسر روضه خوان مومن گیلانی درنظر گرفت و در ساختمان آن نیز تحقیق داشت.[۳۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 72
شنبه 11 اسفند 1403 زمان : 14:35


صلح آماسیه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: صلح آماسیه
قسم آماسیه اسم پیمانی میباشد که فی مابین فرمان روا طهماسب صفوی و پاد شاه سلیمان نخستین در سال ۸۸۴ خورشیدی (۹۶۲ قمری / ۱۵۵۵م) در شهر آماسیه (شهری در شمال آناتولی و در ترکیه مدرن) بسته شد. این عهدوپیمان با معلوم کردن مرز جمهوری اسلامی ایران و عثمانی نهایی بر مبارزه‌های دراز برهه زمانی دو کشوربود. این قسم ۲۰ سال ادب را در میان دو مرزوبوم به ارمغان آورد. متن نامۀ فرمان روا طهماسب ممهور به مهر او به شمارۀ ۸۹۶۸ در بایگانی کتابخانۀ توپقاپی محافظت تشریفات مشهد می‌گردد.[۸]

به موجب این تفاهم نامه ایالت‌های آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در مشت دولت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و مملکت عراق به دولت عثمانی واگذار شد. همینطور فرمان روا عثمانی موافقت کرد که با رهروان مذهب شیعه با مدارا اخلاق نماید و از زوار اهل ایران که عازم مکه و مدینه می‌باشند، نگهبانی نماید. به ‌علاوه به فرماندهان مرزی نیز تأکید گردد تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی گردد، پرهیز نمایند.

استقرار در پایتخت
با آرامشی که از روش صلح آماسیه در مرزو بوم ساخت و ساز شد، فرمانروا طهماسب به دوران بیست سال از قزوین خارج نرفت و درین دوران مشغول بهره برداری از ثبات و فراغتی که به وجود آمده بود، شوید. طبع کالا‌دوست و زراندوزی او به سیرتکامل‌ای بود که چهارده سال نقطه پايان سلطنت، حقوق و دستمزد لشکریان را نپرداخت و طبیعی بود که سپاهیان از فشار بر عموم ارتزاق می‌کردند که همین دستور سبب نارضایتی عموم و سبب ساز کودتا‌هایی در گیلان به رهبری سید حسین در سال ۹۷۹ ه‍.ق و کودتا تبریز در سال ۹۸۱ ه‍.ش شد که نهایتا هر دو کودتا سرکوب شدند؛ ولی بذرهای چالش و کودتا در عصر‌های پس از سلطنت او خویش را نمایان تشکیل داد و دوازده سال زمان بر شد تا بعداز یک عصر بی‌ثباتی بعداز مرگ طهماسب، سلطنت صفوی استقرار و توان خویش را گشوده یابد.[۹]

جابجایی پایتخت
فرمان روا طهماسب به انگیزه قربت تبریز به مرزهای عثمانی و جراحت‌پذیری این شهر و غربت تبریز از خراسان که همواره آیتم هجوم ازبکان قرار می‌گرفت، در سال ۹۶۵ ه‍.ق پایتخت خویش را به قزوین منتقل کرد. از این تاریخ تا سال ۱۰۰۶ ه‍.ق (که سلطان عباس اولیه، اصفهان را به پایتختی گزینش کرد) شهر قزوین پایتخت صفویه بود.

پناهنده شدن همسایگان به جمهوری اسلامی ایران
از اتفاق ها عمده زمان فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون شاه هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو روی داد تأثیر متعددی در رابطه ها کشور ایران با هند و عثمانی داشت.[۱۰] در سال ۹۵۰ ه‍.ق همایون فرمان روا هند به انگیزه اختلافاتی که دربین وی و شیرخان افغانی صورت داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را سوراخ کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمانروا طهماسب پناهنده شد. فرمان روا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و دستور اعطا کرد او‌را با احترام تا پایتخت ملازمت نمایند. همایون پس از مدتی اقامت در جمهوری اسلامی ایران با نیرویی که شاه صفوی در دست وی گذاشت، به هند رجوع و برگشت و سلطنت از دست رفته خویش را به دست آورد. این اتفاق چنان اثر خیر در ارتباط ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یکسری که اختلافاتی در بین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، ادامه یافت.[۱۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 30
پنجشنبه 9 اسفند 1403 زمان : 13:00


قاعده لا تعاد
قاعده لَاتُعَاد قاعده‌ای فقاهتی مرتبط با نماز که براساس آن نادر و یا این که زیاد کردن اجزاء یا این که وضعیت نماز موجب فسخ شدن آن نمی شود، مگر در یک کدام از این پنج چیز باشد: عصمت و طهارت، وقت نماز، قبله، رکوع و تشریفات مشهد سجده.

براساس این قاعده هر سیرتکامل اِخْلال در پنج آیتم نام برده، چه از روی سهو و آلزامیر باشد و چه از روی عمد، همینطور خواه از روی جهل باشد یا این که با دانش و دانایی باشد، موجب فسخ شدن نماز میگردد؛ البته در‌حالتی که در غیر موادتشکیل دهنده نماز به طور سهوی یا این که آلزامیر خللی وارد گردد مانند از یاد بردن بیان رکوع و سجده، نماز فسخ نمیشود و نیازی به اعاده یا این که قضای آن وجود ندارد. طبق حیث معروف فقیهان، قاعده لاتعاد درباره فرد جاهل روان نمیشود و جاهل در شکل ایراد یا این که نقص به اجزا یا این که موقعیت غیررکنی نماز مانند خواندن سوره، نمازش فسخ میباشد و می بایست آن را اعاده و تکرار نماید.

مستند این قاعده را حدیث لاتعاد دانسته‌اند که زراره آن را از امام باقر(ع)‌ و امام راست گو(ع) نقل نموده است. گواهی و دلالت این حدیث را درست و فارغ از گونه های شمرده‌اند.

به قاعده و حدیث لاتعاد بر رکن بودن آن پنج گزینه نیز استناد شد‌ه‌است. بیان شده این قاعده دیگر عناصر نماز مانند نیت و تکبیرة الاحرام را نیز مشمول می‌گردد.

منزلت و تعریف و تمجید قاعده
قاعده لاتُعاد یکی قواعد فقاهتی درباره نماز میباشد[۱] اورده شده به دلیل اینکه در تمامی اجزاء‌ و موقعیت و سختی ها نماز روان میباشد، قاعده فقاهتی به حساب می‌آید.[۲] وجه نامگذاری این قاعده به دلیل مستند آن، یعنی حدیث لاتعاد میباشد.[۳] قاعده لاتعاد در تمامی نمازهای واجب و مستحبی سرازیر میشود.[۴]

معنای قاعده لاتعاد این میباشد که هر سیرتکامل خِلَلی (معدود و یا این که زیاد کردن) به برخی از اجزا یا این که وضعیت نماز موجب فسخ شدن آن نمی شود مگر در یکی‌از این پنج چیز باشد: پاکی، وقت نماز، قبله، رکوع و سجده. اخلال در یکی این پنج گزینه، هرچند از روی سهو یا این که جهل موجب فسخ شدن نماز و تکرار یا این که قضاء آن می شود.[۵]

با دقت به سند قاعده، یعنی حدیث لاتعاد، این قاعده را مرکب از دو نصیب[۶] یا این که دو قاعده[۷] شمرده‌اند؛ نصیب یا این که قاعده نخستین که به عبارتی قاعده لاتعاد میباشد (نماز اعاده و تکرار نمیشود) و نصیب یا این که قاعده دوم به اسم قاعده تُعاد (نماز اعاده می شود) که در حدیث لاتعاد بعد از واژه و کلمه استثنا (مگر/إلّا) آمده میباشد.[۸]

کاربردها و احکام
براساس قاعده و حدیث لاتعاد هر سیرتکامل اِخْلال در عصمت نماز، وقت نماز، قبله، رکوع و دو سجده نماز،[۹] چه از روی سهو و آلزامیر باشد و چه از روی عمد، همینطور خواه از روی جهل باشد یا این که با دانش و دور اندیشی باشد،[۱۰] موجب فسخ شدن آن می‌گردد. همینطور طبق عهد و پیمان دارای شهرت فقیهان،[۱۱] در شرایطی که به طور عمدی و عالمانه خللی در غیر این پنج آیتم وارد خواهد شد نیز نماز فسخ میباشد؛ البته در صورتی سهوی یا این که از روی آلزامیر باشد، فسخ وجود ندارد و اعاده یا این که قضا ندارد.[۱۲] مجموعاَ بر مبنا این قاعده، چنانچه در غیر عنصرها نماز به طور سهوی خللی وارد گردد مانند از ذهن بردن بیان رکوع و سجده، نماز فسخ نمیشود.[۱۳] بیان شده لحاظ معروف فقها این میباشد قاعده لاتعاد درباره جاهل روان نمیشود؛ یعنی فرد جاهل در شکل مشکل یا این که نقص به اجزا یا این که موقعیت غیررکنی نماز مانند خواندن سوره، نمازش فسخ میباشد و بایستی اعاده و تکرار نماید.[۱۴]

از حدیث و قاعده لاتعاد بر رکن بودن رکوع[۱۵] و دو سجده باهم[۱۶] و نیز سه گزینه دیگر (پاکی، وقت و قبله)[۱۷] استناد گردیده است. همینطور برای بطلان نماز در شکل اخلال در عنصرها نماز به حدیث لاتعاد استناد شد‌ه‌است.[۱۸] به لحاظ آیت‌الله سبحانی، نیت و تکبیرة الاحرام که جزو عنصرها نمازند، به دلیل پر‌نور بودن و مقبول بودن نزد همگان، در‌این قاعده بیان نشده میباشد.[۱۹] به گفته آیت‌الله مشکینی، رکنیت دیگر موادتشکیل دهنده نماز مانند نیت و تکبیرة الاحرام از دلایل دیگر به دست میاید و قاعده لاتعاد با عامل رکن بودن آن ها اختصاص میخورد؛‌ یعنی در اختلال به آن عنصرها نیز نماز فسخ گردیده و می بایست اعاده گردد.[۲۰] بعضا نیز معتقدند که قاعده لاتعاد همگی عنصرها نماز[یادداشت ۱] را دربرگیرنده میشود.[۲۱]

بیان شده منظور از عصمت و طهارت در قاعده و حدیث لاتعاد، عصمت از حَدَث[یادداشت ۲] میباشد و عصمت و طهارت از خَبَث (نجاست) را دربرگیرنده نمیشود.[۲۲] خواسته از مشکل در قبله، پشت به قبله بودن یا این که در میان پشت و سمت چپ و راست بودن میباشد؛ منظور از اختلال در وقت نماز نیز این میباشد که نماز قبل از دخول وقت اقامه گردد.[۲۳] هدف از مشکل در رکوع و سجده،‌ آلزامیر آنان[۲۴] یا این که اضافه یا این که معدود کردن در دو سجده نماز میباشد.[۲۵]

خواسته از اعاده نماز در قاعده نیز به جا آوردن مجددٔ نماز با اجزاء و حالت بی نقص آن میباشد.[۲۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 64
چهارشنبه 8 اسفند 1403 زمان : 16:18


تاریخچه آمدن شهیدشدن ثالثه در اذان و اقامه
روضه خوان صدوق اضافه‌کردن شهیدشدن ثالثه به اجزای اذان و اقامه را به غالیان نسبت داده و گفته میباشد آن ها روایاتی دراین مورد جعل کرده‌اند.[۲۵] به‌گزارش برخی مورخان، بیان کردن آن در اذان و اقامه پنج قرن متروک ماند؛ به‌طوری که عبدالجلیل قزوینی رازی، از عالمان شیعه در قرن ششم هجری، در کتاب اَلنَّقض آورده میباشد که در صورتی کسی میان اجزای اذان، بعداز شهادتین، شهید شدن ثالثه بگوید، نمازش فسخ میباشد و مرتکب بدعت و معصیت شد‌ه‌است.[۲۶] گفته می‌گردد بعداز یک‌سری قرن، در سال ۹۰۷ق، به‌امر فرمان روا اسماعیل صفوی، مجدد به اذان اضافه شد و در بین عموم ترویج یافت؛ به‌سیرتکامل‌ای که در صورتیکه کسی در اذان نمی‌اعلام‌کرد به سنی‌بودن جنایتکار می شد.[۲۷] حتی نقل شد‌ه‌است که بعضا فقیهان، در‌این زمان، آن را از اجزای اذان و اقامه نمی‌دانستند؛ اما به‌خیال واهمه از اتهام تسنن، تقیه می‌کردند و نظرشان را مخفی تشریفات مشهد می‌کردند.[۲۸]

میگویند یک قرن آن گاه، در میانه قرن دوازدهم قمری، مجدداً شیعه‌ها از بیان آن در اذان دوری کردند.[۲۹] میرزا محمد اخباری، در رساله‌ای با تیتر «شهیدشدن بر ولایت» گزارش کرده که روضه خوان جعفر کشف کننده‌الغِطاء در رساله‌ای به فتحعلی سلطان قاجار، از وی درخواست کرده بود امر دهد شهیدشدن ثالثه در اذان را در مرزو بوم ممنوع اعلام نماید.[۳۰] ولی رضا استادی در نوشته‌علمی‌ای گفته میباشد که میرزا محمد اخباری، گزارش صدق از کلام کشف کننده‌الغطاء ارائه نکرده و کشف کننده‌الغطاء مخالف شهید شدن ثالثه در اذان نبوده میباشد؛ بلکه صرفا جزءبودن آن در اذان و اقامه را نفی نموده است.[۳۱] به‌گفتهٔ استادی، در رسالهٔ کشف کننده‌الغطاء آمده میباشد گوینده به‌مکان «اَشهد آن علیاً البته الله»، پاراگرافٔ «اشهد أن علیاً امیرالمؤمنین» را، آن هم به‌قصد تبرک بگوید.[۳۲]

تک‌نگاری
بعضی از کتاب‌هایی که دربارهٔ شهیدشدن ثالثه درج شده عبارتند از:

کتاب موسوعةُ الْاَذانِ بَین الْاَصالةِ و التّرقیب، نوشتهٔ سیدعلی شهرستانی در سه مجلد و به گویش عربی: تالیف کننده در جلد سوم این تاثیر، بخشی را با تیتر «اشهد أن علیاً البته الله، در میانَ الشَّرعیة و الْاِبتداع»، به دعوا دربارهٔ شهید شدن ثالثه در اذان و اقامه در سه فصل تخصیص داده میباشد.[۳۳] این قسمت به‌شکل کتابی منقطع هم درآمده و به مداد سیدهادی حسینی، با تیتر منزلت اشهد أن علیاً البته الله در اذان، به فارسی ترجمه گردیده است.
کتاب اَلشَّهادةُ بِالْولایةِ فی الْاذان، نوشتهٔ سیدعلی حسینی میلانی: در‌این کتاب، برهانٔ مجوز بیان کردن شهید شدن ثالثه در اذان ذکر و نظارت گردیده است.[۳۴]
کتاب اَلشَّهادةُ الثّالثة، نوشته محمد مدرک: مولف، در‌این کتاب، احکام مرتبط با شهید شدن ثالثه در اقامه و اذان و تشهد و درود نماز، در طی تقیه را با پژوهش در احادیث و طریقه فقهای امامیه رسیدگی نموده است.[۳۵]
جستارهای متعلق
علی اما الله
شهادتین
پانویس
«اشهد ان علیا اما الله»، ورقه الخطاط محمد المشرفاوی در پینترس.
حسینی میلانی، الشهادة بالولایة فی الاذان، ۱۴۲۱ق، ص۱۲.
روحانی صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۹۰.
حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۳۸۹ق، ج۵، ص۵۴۵؛ مؤسسه سبطین، العروة الوثقی و التعلیقات علیها، ۱۴۳۰ق، ج۶، ص۴۶۸، پانویس۴.
طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۸؛ بحرانی، الحدائق الناضرة، مؤسسة النشر الاسلامی، ج۷، ص۴۰۴.
طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۱، ص۵۸.
حب‌الله، التعلیقة علی منهاج الصالحین (الاذان و الاقامة)، المو

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
سه شنبه 7 اسفند 1403 زمان : 16:31


بشیر بن سعد
ابونُعمان بَشیرِ بْن‌ِ سَعْد (درگذشت ۱۲ق‌/۶۳۳م‌) از صحابه فرستاده اکرم(ص) و از انصار از تیره بنی صاحبِ خزرج مدینه.

بشیر یاور گروهی از اهل یثرب در عقبه با حضرت پیامبر(ص) بیعت کرد. وی در غزوات بدر و احد و برخی از پیکارهای دیگر نیز حضور تشریفات مشهد داشت‌.

نسب و فرزندان
بَشیرِ بن سعد از انصار از تیره بنی صاحب خزرج مدینه میباشد.[۱] از او فرزندانی بر مکان ماند که مشهورترین آن‌ها نعمان بن بشیر میباشد‌. وی اول مولود از تیم انصار، بعد از مهاجرت رسول(ص) به مدینه میباشد. وی ابعاد به رده و منصب‌هایی دست یافت.‌[۲]

کمپانی در غزوات
بشیر به یار و همدم گروهی از اهل یثرب در عقبه با پیامبر اکرم(ص) بیعت کرد.[۳] وی همینطور در غزوات بدر و احد و برخی از پیکارهای دیگر نیز حضور داشت‌.[۴]

بشیر در ماه‌های شعبان و شوال سال ۷ هجری، از سوی رسول(ص) به دو مأموریت نظامی پیامبر شد.[۵] در اولیه مأموریت‌، فرستاده(ص) او را هم پا ۳۰ بدن به سوی بنی مُرّه در فدک گسیل داشت و اگرچه ملازمان بشیر عاقبت به نتایجی دست یافتند، البته خویش وی در اواسط جنگ چنان مصدوم شد که ملازمان‌، ناامید از زنده بودنش‌، به مدینه بازگشتند، البته او برای درمان خود اندکی در فدک پندار کرد و بعد به مدینه رجوع‌.[۶]

در مأموریت دیگر، فرستاده(ص) بشیر را با ۳۰۰ مرد به حوزه‌ جناب - رده بنی غَطَفان - ارسال کرد و با اینکه نزاع رنج درنگرفت‌، البته بشیر و سپاهیانش به غنایمی دست یافتند.[۷]

بیعت با ابوبکر
بشیر بن سعد از اولیه بیعت کنندگان با ابوبکر در سقیفه بنی ساعده بود[۸] و روایتی آرم می دهد که وی انصار را درین مسئله به هجران از مبارزه و اختلاف می‌خوانده میباشد‌.[۹]

شاید احساس حسادت بشیر به سعد بن عُباده - والا خزرج - که برای امارت خویش بر تمامی انصار در سقیفه بنی ساعده کارایی میکرد، در عجله وی برای بیعت با ابوبکر بی‌تأثیر نبوده میباشد‌.[۱۰] هر یک‌سری، همین مورد اول بیعت کننده نیز ابعاد مایه اختلاف و مبارزه در میان اوس و خزرج شد.[۱۱]

روایتی نیز نشانه می دهد که بشیر بن سعد، به بیعت با امیرالمؤمنین علی(ع) میل داشته میباشد‌.[۱۲]

درگذشت
در خلافت ابوبکر که تصرفات و فتوحات در نصیب‌هایی از بخش ها عراق کنونی‌، به فرماندهی خالد بن ولید جریان داشت‌، بشیر بن سعد از سپاهیان وی بود و در ۱۲ق در حیطه بانقیا در عین التمر - غرب کوفه و مجاورت انبار - بر تاثیر جراحتی درگذشت و در به عبارتی منطقه به خاک امانت شد.[۱۳]

نقل داستان
از روش بشیر بن سعد احادیثی نقل شد‌ه‌است و جابر بن عبدالله انصاری و نعمان بن بشیر از وی داستان کرده‌اند.[۱۴] بشیر بن سعد را جزو نادر افرادی شمرده‌اند که در مدینه، توانمند به تلاوت و تایپ کردن بودند.[۱۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 501
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 77
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 214
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 457
  • بازدید ماه : 598
  • بازدید سال : 3473
  • بازدید کلی : 44614
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی