صلح آماسیه
نوشتهیعلمیٔ مهم: صلح آماسیه
قسم آماسیه اسم پیمانی میباشد که فی مابین فرمان روا طهماسب صفوی و پاد شاه سلیمان نخستین در سال ۸۸۴ خورشیدی (۹۶۲ قمری / ۱۵۵۵م) در شهر آماسیه (شهری در شمال آناتولی و در ترکیه مدرن) بسته شد. این عهدوپیمان با معلوم کردن مرز جمهوری اسلامی ایران و عثمانی نهایی بر مبارزههای دراز برهه زمانی دو کشوربود. این قسم ۲۰ سال ادب را در میان دو مرزوبوم به ارمغان آورد. متن نامۀ فرمان روا طهماسب ممهور به مهر او به شمارۀ ۸۹۶۸ در بایگانی کتابخانۀ توپقاپی محافظت تشریفات مشهد میگردد.[۸]
به موجب این تفاهم نامه ایالتهای آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در مشت دولت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و مملکت عراق به دولت عثمانی واگذار شد. همینطور فرمان روا عثمانی موافقت کرد که با رهروان مذهب شیعه با مدارا اخلاق نماید و از زوار اهل ایران که عازم مکه و مدینه میباشند، نگهبانی نماید. به علاوه به فرماندهان مرزی نیز تأکید گردد تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی گردد، پرهیز نمایند.
استقرار در پایتخت
با آرامشی که از روش صلح آماسیه در مرزو بوم ساخت و ساز شد، فرمانروا طهماسب به دوران بیست سال از قزوین خارج نرفت و درین دوران مشغول بهره برداری از ثبات و فراغتی که به وجود آمده بود، شوید. طبع کالادوست و زراندوزی او به سیرتکاملای بود که چهارده سال نقطه پايان سلطنت، حقوق و دستمزد لشکریان را نپرداخت و طبیعی بود که سپاهیان از فشار بر عموم ارتزاق میکردند که همین دستور سبب نارضایتی عموم و سبب ساز کودتاهایی در گیلان به رهبری سید حسین در سال ۹۷۹ ه.ق و کودتا تبریز در سال ۹۸۱ ه.ش شد که نهایتا هر دو کودتا سرکوب شدند؛ ولی بذرهای چالش و کودتا در عصرهای پس از سلطنت او خویش را نمایان تشکیل داد و دوازده سال زمان بر شد تا بعداز یک عصر بیثباتی بعداز مرگ طهماسب، سلطنت صفوی استقرار و توان خویش را گشوده یابد.[۹]
جابجایی پایتخت
فرمان روا طهماسب به انگیزه قربت تبریز به مرزهای عثمانی و جراحتپذیری این شهر و غربت تبریز از خراسان که همواره آیتم هجوم ازبکان قرار میگرفت، در سال ۹۶۵ ه.ق پایتخت خویش را به قزوین منتقل کرد. از این تاریخ تا سال ۱۰۰۶ ه.ق (که سلطان عباس اولیه، اصفهان را به پایتختی گزینش کرد) شهر قزوین پایتخت صفویه بود.
پناهنده شدن همسایگان به جمهوری اسلامی ایران
از اتفاق ها عمده زمان فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون شاه هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو روی داد تأثیر متعددی در رابطه ها کشور ایران با هند و عثمانی داشت.[۱۰] در سال ۹۵۰ ه.ق همایون فرمان روا هند به انگیزه اختلافاتی که دربین وی و شیرخان افغانی صورت داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را سوراخ کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمانروا طهماسب پناهنده شد. فرمان روا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و دستور اعطا کرد اورا با احترام تا پایتخت ملازمت نمایند. همایون پس از مدتی اقامت در جمهوری اسلامی ایران با نیرویی که شاه صفوی در دست وی گذاشت، به هند رجوع و برگشت و سلطنت از دست رفته خویش را به دست آورد. این اتفاق چنان اثر خیر در ارتباط ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یکسری که اختلافاتی در بین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، ادامه یافت.[۱۱]
صلح آماسیه
نوشتهیعلمیٔ مهم: صلح آماسیه
قسم آماسیه اسم پیمانی میباشد که فی مابین فرمان روا طهماسب صفوی و پاد شاه سلیمان نخستین در سال ۸۸۴ خورشیدی (۹۶۲ قمری / ۱۵۵۵م) در شهر آماسیه (شهری در شمال آناتولی و در ترکیه مدرن) بسته شد. این عهدوپیمان با معلوم کردن مرز جمهوری اسلامی ایران و عثمانی نهایی بر مبارزههای دراز برهه زمانی دو کشوربود. این قسم ۲۰ سال ادب را در میان دو مرزوبوم به ارمغان آورد. متن نامۀ فرمان روا طهماسب ممهور به مهر او به شمارۀ ۸۹۶۸ در بایگانی کتابخانۀ توپقاپی محافظت تشریفات مشهد میگردد.[۸]
به موجب این تفاهم نامه ایالتهای آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در مشت دولت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و مملکت عراق به دولت عثمانی واگذار شد. همینطور فرمان روا عثمانی موافقت کرد که با رهروان مذهب شیعه با مدارا اخلاق نماید و از زوار اهل ایران که عازم مکه و مدینه میباشند، نگهبانی نماید. به علاوه به فرماندهان مرزی نیز تأکید گردد تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی گردد، پرهیز نمایند.
استقرار در پایتخت
با آرامشی که از روش صلح آماسیه در مرزو بوم ساخت و ساز شد، فرمانروا طهماسب به دوران بیست سال از قزوین خارج نرفت و درین دوران مشغول بهره برداری از ثبات و فراغتی که به وجود آمده بود، شوید. طبع کالادوست و زراندوزی او به سیرتکاملای بود که چهارده سال نقطه پايان سلطنت، حقوق و دستمزد لشکریان را نپرداخت و طبیعی بود که سپاهیان از فشار بر عموم ارتزاق میکردند که همین دستور سبب نارضایتی عموم و سبب ساز کودتاهایی در گیلان به رهبری سید حسین در سال ۹۷۹ ه.ق و کودتا تبریز در سال ۹۸۱ ه.ش شد که نهایتا هر دو کودتا سرکوب شدند؛ ولی بذرهای چالش و کودتا در عصرهای پس از سلطنت او خویش را نمایان تشکیل داد و دوازده سال زمان بر شد تا بعداز یک عصر بیثباتی بعداز مرگ طهماسب، سلطنت صفوی استقرار و توان خویش را گشوده یابد.[۹]
جابجایی پایتخت
فرمان روا طهماسب به انگیزه قربت تبریز به مرزهای عثمانی و جراحتپذیری این شهر و غربت تبریز از خراسان که همواره آیتم هجوم ازبکان قرار میگرفت، در سال ۹۶۵ ه.ق پایتخت خویش را به قزوین منتقل کرد. از این تاریخ تا سال ۱۰۰۶ ه.ق (که سلطان عباس اولیه، اصفهان را به پایتختی گزینش کرد) شهر قزوین پایتخت صفویه بود.
پناهنده شدن همسایگان به جمهوری اسلامی ایران
از اتفاق ها عمده زمان فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون شاه هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو روی داد تأثیر متعددی در رابطه ها کشور ایران با هند و عثمانی داشت.[۱۰] در سال ۹۵۰ ه.ق همایون فرمان روا هند به انگیزه اختلافاتی که دربین وی و شیرخان افغانی صورت داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را سوراخ کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمانروا طهماسب پناهنده شد. فرمان روا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و دستور اعطا کرد اورا با احترام تا پایتخت ملازمت نمایند. همایون پس از مدتی اقامت در جمهوری اسلامی ایران با نیرویی که شاه صفوی در دست وی گذاشت، به هند رجوع و برگشت و سلطنت از دست رفته خویش را به دست آورد. این اتفاق چنان اثر خیر در ارتباط ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یکسری که اختلافاتی در بین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، ادامه یافت.[۱۱]

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای