loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 65
چهارشنبه 17 بهمن 1403 زمان : 10:33


مهم ترین توکل در طول قاجار
توکل دولت مهمترین توکل اجرای تعزیه در حین ناصرالدین فرمانروا بود که به امر او ساخته شد، این توکل در اشاعه تعزیه بسیار مؤثر بود. تعزیه‌خوانانِ آنجا ــ که در واقعیت تعزیه‌خوانِ دولتی بودند ــ زیرنظر «‌مُعین البُکا‌»ی[یادداشت ۱] دربار، در قبال فرمان روا و درباریان تعزیه تشریفات مشهد می‌خواندند.[۱۷]

در روزگار پهلوی

تصویری دیرین از مراسم تعزیه
در عصر رضاخان، به‌ویژه در دهه دوم سلطنتش، عزاداری‌های ماه محرّم محصور شد و ممنوعیت‌های زیادی پدید آمد. [۱۸] در همین راستا کم کم برگزاری قانونی مجالس تعزیه در طهران و شهرها توقیف شد، البته اجرای آن در روستاها کمابیش ادامه یافت.[مستلزم منبع]

در عصر پهلوی دوم، یک‌سری مجلس تعزیه بر روی صحنه اکران آمد.[۱۹] در ۱۳۵۵ش، «‌مجمع میان المللی تعزیه»، با کمپانی و سخنرانی عده ای از مالک‌نظران و تعزیه‌شناسان اهل ایران وخارجی در شیراز برگزار شد و در آن مجمع تعزیه‌هایی نیز به انجام در آمد. گروه سخنرانی‌های این مجمع را چلکوفسکی در نیویورک منتشر کرد.[۲۰]

بعد از پهلوی
پس ازپهلوی آغاز تعزیه در لبه قرار گرفت، اما در سال‌های اخیر گزینه دقت و عشق و علاقه عموم و مسئولان فرهنگی و هنری بوده و کوشش گردیده است با مطالعه در پیشینه این هنر مذهبی و آرایش و پالایش آن، از افول و هلاکت این سنّت دیرینه پرهیز گردد.[مستلزم منبع]

تصویب جهانی
اکران تعزیه در سال ۱۳۸۹ش در فهرست اثرها معنوی کشور ایران در یونسکو تصویب شد.[۲۱]

تعزیه در غرب
اکران تعزیه به جهت بعضا از جاذبه‌ها از مرزهای کشور‌ایران پا بالاتر گذارده و به کشورهای دیگر نیز نفوذ نموده است. از شیفتگان اکران سنتی تعزیه، الکساندر خوجکو، کشور ایران شناس لهستانی کنسول روسیه در کشور‌ایران از ۱۲۴۶ تا ۱۲۵۶ق/۱۸۳۰ تا ۱۸۴۰م بود که در بیشتر مجالس تعزیه‌خوانی درباری و اعیان و تسلط کمپانی میکرد. وی اول کسی بود که به بها تعزیه طومار پی موفقیت و بی نقص‌ترین تیم‌ای دربردارنده ۳۳ مجلس تعزیه از مشخص و معلوم البکای دربار فتحعلی پادشاه، به اسم حسین علی خواجه، معروف به تعزیه گو و سرایندۀ بعضی از مجالس این شرکت را خرید.[۲۲]

خوجکو دو مجلس «‌پیغمبر خداوند‌» و «‌رحلت پیغمبر‌» را از این شرکت با بازنویسی فارسی در ۱۸۵۲م در پاریس چاپ و منتشر کرد و ۵ تعزیه طومار را هم به گویش فرانسه ترجمه و با پیشگفتار‌ای جامع و تحلیلی در کتابی با تیتر «‌تئاتر اهل ایران: منتخب تعزیه ها۱‌» در ۱۸۷۸م منتشر کرد.[۲۳]

خوجکو در پیشگفتار به دو هفته تعزیه‌خوانی در منزل میرزا ابوالحسن خان، اول ایلچی کشور ایران در انگلیس و وزیر کارها خارجۀ وقت (۱۲۳۹-۱۲۵۰ق)، اشاره می‌نماید و می‌نویسد:

«وی نذر کرده بود تا برای شفای پسرش تعزیه‌خوانی بکند؛ از این رو در محرم ۱۲۴۹/ مۀ ۱۸۳۳، نذرش را با برپایی مجلس تعزیه‌خوانی باشکوهی در تراس منزل‌اش ادا کرد.»

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 64
سه شنبه 16 بهمن 1403 زمان : 13:40


تعزیه مسلم بن عقیل
تعزیه مسلم بن عقیل از تعزیه‌های مربوط به حادثه عاشورا که شیعه‌ها غالبا آن را در ماه محرم انجام می‌نمایند. این تعزیه در بخش اعظمی از بخش ها کشور‌ایران در روز اولیه محرم و در برخی بخش ها در سالروز شهید شدن حضرت مسلم(ع) در روز عرفه برگزار تشریفات مشهد می شود.

مسلم بن عقیل
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مسلم بن عقیل
مسلم بن عقیل بن ابی طالب، پسر عموی امام حسین(ع) میباشد. در رخداد کربلا امام قبل از جنبش به سمت کوفه، اورا تحت عنوان نماینده خویش به‌این شهر ارسال کرد تا وضع و اوضاع را به او گزارش نماید. با ترفند ابن زیاد و دور از هم شدن عموم از گرد مسلم، وی بازداشت شد و در روز عرفه به شهیدشدن رسید.

عزاداری محرم
تابلوی بعدازظهر عاشورا
تابلوی بعدازظهر عاشورا یکی‌از اثرها نقاشی محمود فرشچیان
حادثه ها
طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع) • طومار امام حسین(ع) به احاطه بصره • روز عاشورا • اتفاق کربلا • حادثه عاشورا (از دید داده های عددی) • روزشمار اتفاق عاشورا • اسیران کربلا
اشخاص
امام حسین(ع) • علی اکبر • علی‌اصغر • عباس بن علی • حضرت زینب(س) • سکینه بنت حسین • فاطمه دختر امام حسین • مسلم بن عقیل • شهیدان کربلا • اسیران کربلا
مکان‌ها
بقعه امام حسین(ع) • تل زینبیه • بقاع حضرت عباس(ع) • گودی قتلگاه • در بین‌الحرمین • نهر علقمه
مناسبت‌ها
تاسوعا • عاشورا • دهه محرم • اربعین • دهه صفر
مراسم
مرثیه‌خوانی • مدیحه • تعزیه • مدیحه • زنجیرزنی • سینه‌زنی • سقاخانه • سنج و دمام • تیم سوگواری • شام غریبان • تشت‌گذاری • نخل‌گردانی • قمه‌زنی • راهپیمایی اربعین • تابوت‌گردانی • مراسم تابوت
نبو
تفصیل تعزیه
استارت
نخست تعزیه، قاصدی طومار‌های کوفیان را به امام حسین(ع) می رساند. امام حسین(ع) بابیان بی‌وفایی کوفیان در جریان خلافت امام علی(ع) و صلح امام حسن(ع) به او پاسخ رد می دهد البته با پافشاری قاصد، پسرعموی خویش مسلم را تحت عنوان نماینده به سوی کوفه اعزام می‌نماید.[۱]

اعزام مسلم به کوفه
مسلم برای خداحافظی به سوی همسر و فرزندان می‌رود، البته دو بچه او به اسم‌های محمد و ابراهیم با سماجت زیاد و ناله تقاضای ملازمت و همراهی در‌این هجرت را دارا هستند که چیره گردیده و با مسلم به سوی کوفه رهسپار می گردند. صیادی میان خط مش صیدی را به زمین میزند. مسلم با دیدن این جریان شگون بد زده و به نزد امام حسین(ع) گشوده میشود، امام مجدد او را به کوفه اعزام می‌نماید.[۲]

ورود مسلم به کوفه
مسلم بعد از وصال به کوفه بر منبر رفته و مجموعه متعددی مثلا هانی بن عروه، مختار و محمد بن اشعث با وی بیعت می‌نمایند با این تفاوت که هانی و مختار در فرم موافق خوان و محمد بن اشعث در فرم مخالف خوان می باشند.[۳]

ورود ابن زیاد به کوفه
ابن زیاد به لاف خویش را امام حسین معرفی کرده و وارد شهر کوفه می شود، او بعد از استقرار در دار الاماره رخ حقیقی و واقعی خویش را معرفی کرده و عموم را از ملازمت و همراهی کردن مسلم برحذر می دارد، نیز محمد بن اشعث را به منزل هانی پیامبر و هانی را احضار می‌نماید.[۴]

شهید شدن هانی
هانی آغاز از رفتن اکراه داراست که با واسطه گری محمد بن اشعث و هواخواهی او نزد ابن زیاد می‌رود. بعد از مکالمه تندی که در میان هانی و ابن زیاد فیس می دهد، هانی با چاقو به ابن زیاد حمله کرده که محافظان بازدارنده گردیده و به امر ابن زیاد هانی به وسیله محمد بن اشعث به شهیدشدن می رسد.[۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
دوشنبه 15 بهمن 1403 زمان : 15:16


خلفای اموی، عباسی و فاطمی
نوشته‌ی‌علمی‌های اساسی: امویان، خلافت عباسیان، و خلفای فاطمی
با صلح حسن و معاویه، حکومت به معاویه و بنی‌امیه رسید و شروع حکومت بنی‌امیه صورت گرفت.[۱۱۳] معاویه در زمان حکومتش، مخالفانش را اعم از علویان و خوارج، در دست گرفتن میکرد و سعی بر محافظت صلح و متانت در بخش ها زیر حکومتش داشت.[۱۱۴] بعد از مرگ معاویه، برخلاف معاهده حسن و معاویه، یزید به جانشینی وی جلسه. این قضیه منجر شد تا حسین بن علی، برای رویارویی با ارثی شدن حکومت و همینطور پرهیز از فسادهایی که یزید به آن ها آوازه داشت، قیام کرد و نزاع کربلا صورت گرفت.[۱۱۵] بعد از قتل‌عام حسین و خانواده‌اش در ۶۸۰ میلادی، حرکت‌های شیعی در مخالفت حکومت اموی صورت گرفت و شیعه ها غالب شدند مدتی را پایین رهبری مختار ثقفی در کوفه، حکومت نمایند. از سوی دیگر زبیریان در مکه نیز ادعای حکومت کردند و نبرد‌های داخلی اسلامی صورت گرفت. در غایت این امویان بودند که توانستند دوباره اقتدار را به دست تشریفات مشهد بگیرند.[۱۱۶]

یه خرده آن گاه، با بالاگرفتن نزاع‌های داخلی دربین امویان و مخالفانشان، ضعف در حکومت اموی صورت گرفت و مجموعه دیگری که خویش را به عباس، عموی فرستاده اسلام منسوب می‌کردند، توانستند جناح نبردی علیه امویان صورت بدهند و غالب بشوند تا سلسله اموی را سرنگون کرده و خویش زمام اقتدار را به دست بگیرند. این انتقال توان در سال ۷۵۰ صورت گرفت. بنی‌عباس توانستند با شعارهای مذهبی زیرا امان از قبیله محمد، طرف داران اکثری را از در بین معارضان بنی‌امیه برای مثال شیعه‌ها جلب نمایند. عباسیان برخلاف امویان که شام را راس خلافت خویش می‌دانستند، بغداد را راس خلافت قرار دادند. با سقوط امویان، همچنان نبرد مسلمان‌ها بر رمز اقتدار ادامه داشت.[۱۱۷] با این وجود، خلفای اموی و عباسی مدام از جانب شیعه ها و امامان آن ها به غصب رده خلافت تبهکار بودند و این تیم مدام از آن‌ها مسافت می‌گرفت.[۱۱۸] همین فرمان باعث شد تا خلفایی زیرا هارون الرشید عباسی، نسبت به کردار علویان با رویت کرد منفی بنگرند و آنها‌را خطری علیه حاکمیت عباسی قلمداد کرده و بر آن‌ها طاقت فرسا بگیرند. با مرگ هارون الرشید، نبرد‌های داخلی در بین عباسیان نیز بر راز توان استارت شد و امین و مأمون برای حاکمیت جنگیدند.[۱۱۹] عاقبت بنی‌عباس در سال ۶۵۶ ه‍.ق/۱۲۵۸ م به دست مغولان ساقط شد.[۱۲۰][۱۲۱] ولی تا نقطه پايان سقوط مغولان در سال ۱۲۵۸ میلادی، همچنان در نواحی‌ای از عالم اسلام، عباسیان بر راز عمل بودند.[۱۲۲]

شیعه‌ها اسماعیلیه که در حوزه‌‌ای از مصر قاضی شدند، توانستند خلافت فاطمیان را در قبال عباسیان تأسیس نمایند. درین حکومت شرعی، امام رسالتی جهانی داشت و ملزم بود تا اتحاد اسلامی را صورت بدهد و بدین ترتیب نزاع در قبال دیگر اقتدار‌ها در‌این مذهب، یک تکلیف فقاهتی بود.[۱۲۳] فاطمیان در عصر حکومتشان توانستند قاهره را جایگزین بغداد تحت عنوان مهم ترین راس فرهنگی و سیاسی دنیا اسلام کنند.[۱۲۴] در مقابل شیعه‌ها امامیه به دلیل آنکه نظام مشروع را در پوسته امامان دوازده‌گانه می‌دیدند؛ اقدامی برای تأسیس حکومت غیروابسته نداشتند. با این وجود بعضی از عالمان امامیه همیاری‌هایی را با حکومت‌های فقاهتی داشتند.[۱۲۵] صلاح‌الدین ایوبی در مصر توانست به سال ۱۱۷۱ میلادی حکومت فاطمیان را از در میان بردارد و با فتح دوباره فلسطین و سوریه، سلسله ایوبیان را به روی عمل آورد.[۱۲۶] با افول توان عباسیان، اقتدار‌های حوزه‌‌ای و حیطه‌ای ظهور کردند. آل بویه توانستند بغداد را فتح نمایند اولی حکومت خودمختار اسلامی را بعد از عباسیان تأسیس نمایند.[۱۲۷] سلجوقیان نیز تحت عنوان حکومتی سنی در مقابل آل بویه قرار داشتند.[۱۲۸] با زوال حکومت فاطمیان در مصر، مغرب اسلامی و نواحی شمالی آفریقا زیر حکومت دو سلسله المرابطون و الموحدون قرار گرفت.[۱۲۹] در اوایل قرن یازدهم میلادی نیز سوراخ‌ها توانستند تعدادی دولت غیروابسته در نواحی خراسان و افغانستان با اسم غزنویان را تشکیل بدهند.[۱۳۰] در همین زمانه‌ها بود که چنگیزخان مغول به آرزو فتح عالم، در سال ۱۲۱۹ میلادی به مرزهای اسلام رسید. سلجوقیان از مغولان ناکامی خوردند. با فتح نواحی اسلام بوسیله حکومت مغول، این نخسین بار بود که حیطه‌ای عظیم از دنیا اسلام به دست حکومتی غیر مسلمان می‌زمین‌خورد.[۱۳۱]

بعد از صلح حسن و معاویه، حکومت به بنی امیه و بعد به بنی عباس رسید. عبدالرحمان سوم و جانشینانش در آندلس، فاطمیان، حفصیان و مرینیان نیز خویش را جانشین محمد می‌دانستند. سلاطین عثمانی هیچ‌گاه به طور رسمیً خلیفه نبودند. فقط عبدالمجید دوم از ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۴ خویش را خلیفه همگی مسلمانها خواند.[۱۳۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
يکشنبه 14 بهمن 1403 زمان : 11:11


مناظره امام رضا با دانا زرتشتی
مناظره امام رضا با دانا زرتشتی، خاطرنشان کرد‌وگویی علمی در بین امام رضا(ع) و هِربِذ زرتشتی درباره ثابت نبوّت حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد(ص). در‌این مناظره، امام رضا(ع) مبتنی بر عامل هِربِذ بر نبوت زرتشت، پیامبریِ پیامبران یهودیت، مسیحیت و اسلام را برای وی ثابت تشریفات مشهد می‌نماید.

این اظهار کرد‌وگو در نشست‌ای اجرا شد که در آن، به‌خواست مأمون خلیفه عباسی، امام رضا(ع) با عالمان یهودی، مسیحی، زرتشتی و صابئی به‌شکل کامل مشاجره کرد. حدیث مناظره را اول‌توشه روحانی صدوق در توحید و عُیُونُ اَخبارِ الرّضا نقل کرده نموده است.

سازه به ماجرا وی، هِربِذ جواب انواع امام رضا(ع) را نمی‌دهد و خیلی زود، مشاجره را آحاد می‌نماید.

مورد صورت‌گیری مناظره و مسئله آن
مناظره امام رضا(ع) با هِربِذ اکبر، فقیه زرتشتی اظهار‌کرد‌وگوی کوتاهی میباشد که در آن از ثابت نبوت زرتشت و حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت محمد(ص) گفت و گو شد‌ه‌است. این مناظره به‌خواست مأمون خلیفه عباسی برگزار شد. وی زمانی که امام رضا از مدینه به مرو رفت، از عالمان مسیحی، یهودی، زرتشتی و صابئی خواست با او مناظره نمایند.[۱]

درین گردهمایی، جاثَلیق (تعالی مسیحیان)، رأس‌الجالوت (والا یهودیان)، بزرگان صابئان و عِمران صابی هم حضور داشتند و مناظره ‌کردند.[۲] حسن بن محمد نوفلی راویِ مناظره، مقصود مأمون از برگزاری آن را تست امام رضا ذکر نموده است.[۳]

متن مناظره
امام رضا: دلیلت بر نبوت زرتشت ـ‌که او‌را رسول میدانی‌ـ چیست؟
هِربِذ:وی چیزى برایمان آورده میباشد که قبل از وی، کسی نیاورده بود. ولی ما خویش، او‌را ندیده‌ایم، اما اخباری از پیشینیانمان به ما رسید بر اساس اینکه وی چیزهایی را برای ما حلال کرد که کسی جز وی حلال نکرد و چیزهایی را حرام کرد که غیر وی حرام نکرد. ازاین‌رو از او تاسی کردیم.
امام رضا: پس شما به‌جهت اخباری که درباره وی آمده میباشد، از وی تقلید می کنید؟
هربذ: آری.
امام رضا: دیگر امت‌ها نیز همین‌طورند. اخباری درباره آنچه پیامبرانشان، به عنوان مثال موسی و عیسی و محمد(ص) برایشان آورده‌اند، به آن ها رسیده میباشد. در حالتی‌که دلیلتان برای قبول نبوت زرتشت، خبر‌ها پشت سرهم میباشد، چرا به نبوت آن پیامبران اقرار نمیکنید؟
هربذ پاسخی بدین سؤال نداد و ذکر کرد‌وگو را نقطه پايان بخشید.[۴] [یادداشت ۱]

منابع حدیث
اول‌توشه، متن مناظره در کتاب‌های توحید[۵] و عیون خبر‌ها الرضا،[۶] نوشته روحانی صدوق (۳۰۵-۳۸۱ق) گزارش گردیده‌است. بعداز آن، احمد بن علی طَبرسی (زیسته در قرن ششم قمری) در احتجاج آن را نقل نموده است.[۷] در بحارالانوار هم حدیث به‌نقل از دو کتاب روحانی صدوق، داستان گردیده‌است.[۸]

اعتبار گواهی حدیث
رجالیان در مورد سلسلهٔ راویان این حدیث، اختلاف‌لحاظ دارا‌هستند. گروهی کلیه آنها را ثقه دانسته‌اند و اشخاصی دیگر برخی از آنها‌را غیرثقه شمرده‌اند.[۹] افزون بر این، مدرک حدیث، مُرسَل میباشد؛ یعنی بعضی از اشخاص سلسلهٔ راویانش بیان نشده میباشد. براین اساس حدیث را به‌نظر مدرک، ضعیف می دانند.[۱۰] با وجود این، بعضا بر این باورند که‌این حدیث، ضعیفِ مورد قبول میباشد؛ یعنی با این که ضعف در گواهی داراست، بر پایه ی آن فعالیت می‌گردد؛ چون عالمی دارای اعتبار همانند صدوق، آن را ماجرا کرده و وی صرفا روایاتی را نقل می‌کرده که به صدورشان از معصوم یقین داشته میباشد.[۱۱]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 15
شنبه 13 بهمن 1403 زمان : 10:39


دانش امام در کتاب‌های حدیثی
در کتاب‌های حدیثی شیعه مقام خاصی برای گفت و گو دانش امام در حیث گرفته گردیده و روایات زیادی دراین باره نقل گردیده است.[۸] صفار قمی محدث قرن سوم شیعه یک سری باب متفاوت از کتاب حدیثی خویش بصائر الدرجات را به نقل روایات مربوط به دانش امامان تخصیص داده میباشد.[۹] صفار کتاب خویش را «بصائر الدرجات فی علم ها آل محمد و ما خَصَّهُمُ الله بِهِ» نامیده بود[۱۰] تا بر مقام دانش امام تأکید ویژه داشته باشد.[۱۱] چنان‌که کلینی محدث قرن چهارم نیز در یک‌سری باب از اصول کافی که از محوری‌ترین کتاب‌های شیعه‌ها میباشد احادیثی با مورد دانش امام را گرد تشریفات مشهد آورده میباشد.[۱۲]

دانش امام در کتاب‌های اعتقادی
در کتاب‌های مربوط به مباحث عقیدتی مثل حق الیقین مجلسی و دانش الیقین سود کاشانی در پایین مشاجره خصوصیت‌های امام درباره صفت دانش مشاجره گردیده و متکلمان امامیه برتری علمی امامان شیعه بر دیگرافراد را تبیین کرده‌اند.[۱۳] در کتاب‌های عرفانی نیز نویسندگانی زیرا ملاصدرا و امام خمینی اعتنا ویژه‌ای به مشاجره دانش امام کرده‌اند.[۱۴]

بحران‌های علمی متأخر
در اواخر دهه ۱۳۴۰ خورشیدی در کشور ایران تکثیر کتاب شهید جاوید به مداد نعمت‌الله صالحی نجف‌آبادی مسئله‌ساز اظهار‌کرد‌وگوهای متعددی درباره دانش امام شد.[۱۵] مسئله کتاب شهید جاوید مقصود قیام امام حسین(ع) بود و تالیف کننده محور کتابش را بر انکار دانش تفصیلی امام به فرصت شهادتش قرار داده بود.[۱۶]

از سایر معضل‌های علمی پیرامون دانش امام نشر کتاب «مدرسه در مراحل تکامل» نوشته سید حسین مدرسی طباطبایی بود. مبتنی بر ارزیابی طباطبایی در‌این کتاب اعتقادوباور به دانش ویژه امامان مال روزگار خاصی از امامت بوده و در شیعه ها اول اینگونه باوری یافت نمی شد.[۱۷] مطابق چک وی بعد از ملازمت نکردن امام راست گو(ع) با قیام‌های ضد بنی‌امیه مقام امام در ذهن شیعه‌ها از رهبری سیاسی به رهبری علمی تغییر تحول پیدا کرد و شیعه‌ها بیشتراز پیش بر دانش خاص امامان تأکید می‌کردند.[۱۸]

از سایر مباحثی که به مباحثات درباره دانش امام دامن زده میباشد، مطرح شدن عقیده علمای ابرار[۱۹] در دهه ۱۳۸۰ خورشیدی در کشور ایران میباشد. به ادعای برخی تفحص‌گران مثلا مدرسی طباطبایی و محسن کدیور[۲۰] عقیده علمای ابرار عقیده‌ای میباشد در مقابل عقیده غالیانه و تمایل مفوضه.[یادداشت ۲] شالوده عقیده علمای ابرار انکار دانش بزرگ امامان و هم‌اینگونه انکار ولایت تکوینی وی میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 63
پنجشنبه 11 بهمن 1403 زمان : 10:54


اِفطار یا این که بازکردن روزه
نوشته‌علمی‌های اساسی: افطار و افطاری

افطاری در بقاع امام رضا(ع)
شکستن یا این که بازکردن روزه را افطار گویند.[۵۴] طبق بینش فقیهان شیعه، روزه‌دار بایستی تا مغرب فقاهتی (اذان مغرب) افطار نکند.[۵۵] مبتنی بر احادیث، تلاوت دعا و قرائت سوره قدر هنگام افطار[۵۶] و بازکردن روزه با آب، شیر و رطب، مستحب میباشد.[۵۷] برپایه احادیث، افطاری‌دادن به روزه‌دار فضیلت دارااست.[۵۸] بر طبق آنچه در خطبه شعبانیه از رسول(ص) آورده شده، محرک افطاری‌دادن به یک مؤمن در ماه رمضان موازی با اجر رهاکردن یک مخلوق و موجب آمرزش گناهان تشریفات مشهد میباشد.[۵۹]

قضا و کفاره روزه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: کفاره روزه
هر که روزه ماه رمضان بر وی واجب بوده و نگرفته میباشد بایستی آن را قضا نماید.[۶۰] قضای روزه، واجب فوری وجود ندارد، البته می بایست تا پیش از ماه رمضان آن‌گاه صورت بپذیرد.[۶۱]
هر که در ماه رمضان به دلیل بیماری روزه نگرفته و تا رمضان سپس نیز نتواند روزه بگیرد، قضای آن ها بر وی واجب وجود ندارد، البته بایستی برای هر روز، یک مُد خوراک (۷۵۰ گرم گندم) به بینوا بدهد.[۶۲]
هر که عمدا و فارغ از عذر و بهانه فقهی، روزه واجبش را نگرفته، خلال قضا، کفاره نیز بر وی واجب میباشد؛[۶۳] کفاره آن، خوراک دادن به شصت بینوا و یا این که دو ماه روزه میباشد که ۳۱ روز آن می بایست پی در پی باشد.[۶۴]
در شکل تأخیر فارغ از بهانه در ایفا قضای روزه تا ماه رمضان بعد از آن، کفاره تأخیر (به ازای هر روزه یک مُد خوراک) نیز به آن وابستگی میگیرد.[۶۵]
در حالتی که روزه ماه رمضان با عمل حرامی مانند میل کردن شراب یا این که زنا، فسخ خواهد شد، کَفّاره گردآوری دارااست؛ یعنی بایستی برای هر روز، هم شصت روز روزه بگیرد و هم به شصت بینوا خوراک دهد.[۶۶] اما بعضا مراجع، کفاره عده را احتیاط مستحب دانسته‌اند.[۶۷]
حرام بودن روزه‌خواری در ملأعام
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: روزه‌خواری
در فقه اسلامی، تظاهر به روزه‌خواری در ماه رمضان حرام میباشد و تعزیر دارااست.[مستلزم منبع] [۶۸]در ضابطه مجازات اسلامی کشور‌ایران نیز روزه‌خواری در ملأعام ممنوع بوده و برای آن مجازات در لحاظ گرفته گردیده‌است.[مستلزم منبع]

درجات روزه
برای روزه درجاتی مذکور میباشد: روزه عام، روزه خاص و روزه خاص‌الخاص.[۶۹]

روزه عام، امساک و جلوگیری از میل کردن و آشامیدن و هجران کردن از غریزه جنسی و رعایت آداب ظاهری روزه میباشد.[۷۰]
روزه خاص، در اختیار گرفتن گوش، دیده، لهجه، دست و پا و بقیه اعضاوجوارح و اعضای تن از گناهان میباشد.[۷۱]
روزه خاص‌الخاص، به این معناست که آدم از گرفتاری‌ها و هدف ها مادی مسافت گیرد، مگر کارها دنیایی که پیشگفتار آئین باشد.[۷۲] در سخنان امام علی(ع) نیز به روزه تن (دوری از روی میل از خوراکی‌ها) و روزه نفس (در اختیار گرفتن حواس از گناهان و خالی ساختن قلب از بدی‌ها) و روزه قلب اشاره گردیده است.[۷۳]
در روایات، روزه واقعی به رخنه‌ همگی چیزهایی که آفریدگار نمی‌پسندد[۷۴] و روزه‌ای که دیده، گوش، مو سر و پوست هم روزه‌دار باشد، معرفی گردیده است،[۷۵] همینطور روزه قلب خوب از روزه لهجه و روزه گویش عالی از روزه شکم دانسته گردیده‌است.[۷۶]

کتاب‌شناسی

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 58
چهارشنبه 10 بهمن 1403 زمان : 16:22


حیدرقلی سردار کابلی
حیدرقلی سردار کابلی (۱۲۵۴ - ۱۳۳۱ش) فقید، محدث، رجالی، ادیب و ریاضیدان شیعه بود. او‌را حیدرقلی‌خان قزلباش و حیدرقلی خان سردار کابلی خوانده و همینطور جامع علم ها سنجیده و تشریفات مشهد منقول دانسته‌اند.

معاش
حیدرقلی دارای شهرت به سردار کابلی، سه شنبه ۱۸ محرم ۱۲۹۳ق/ ۲۵ بهمن ۱۲۵۴ش در چنداول کابل چشم به جهان گشود. پدرش سردار نورمحمدخان، از سرداران خوب‌جايگاه ارتش بود. حیدرقلی در ۳۱ سالگی و بعداز فوت پدرش کنیه او را به ارث موفقیت و سردار کابلی اسم گرفت.[۱]

سفر به لاهور هندوستان
حیدرقلی در ۴ سالگی به همپا خانواده به لاهور هندوستان رفت و تا ۱۱ سالگی لهجه‌های هندی، سانسکریت، فارسی و انگلیسی، و همینطور ریاضی ها را فراگرفت.[۲] و همینطور علم ها فقاهتی و قرآن را در مدرسه‌منزل آموخت.[۳]

سفر به عراق
سردار کابلی در سال ۱۳۰۴ق به یاور خانواده به عراق سفر کرد و در عتبات عالیات اقامت گزید و اکثر وقت ها وقت ها را در نجف و کاظمین طی کرد و ۶ سال در رینگ درس میرزا حسین نوری و سید صدرالدین حسن بن هادی کاظمی حضور یافت.[۴]

مسافرت به کرمانشاه
حیدرقلی سردار کابلی، در سال ۱۳۱۰ق، به کرمانشاه رفت. او چند توشه به عراق و یک توشه هم به هندوستان مهاجرت کرد و مدتی را در شهرهای نجف، کربلا، بغداد، کاظمین، طهران، مشهد و بمبئی طی کرد و با علما و محققان این شهرها ملاقات کرد.[۵]

درگذشت
سردار کابلی سه شنبه ۴ جمادی‌الاول ۱۳۷۲ق، در ۷۷ سالگی در کرمانشاه درگذشت. لاشه وی بعداز ۵ روز به نجف برده شد و دو‌شنبه ۱۰ جمادی‌الاول ۱۳۷۲ق، با کمپانی علما و مراجع نجف به عنوان مثال سید جمال الدین گلپایگانی و آقابزرگ تهرانی، و همینطور عموم نجف، تشییع و در کنار پدرش، روبروی غسالخانه قدیم نجف در وادی السلام به خاک امانت شد.[۶]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 53
دوشنبه 8 بهمن 1403 زمان : 15:06


ورود قدمت بن سعد به کربلا
قدمت بن سعد روز سوم محرم، به یار و همدم چهار هزار نفر از عموم کوفه وارد کربلا شد.[۹۸] درباره علت رفتن قدمت بن سعد به کربلا آورده شده: عبیدالله بن زیاد، قدمت بن سعد را فرمانده چهار هزار بدن از کوفیان کرده و به وی امر داده بود به ری و دَستَبی رفته با دیلمیانی که بر این ناحیه برنده گردیده بودند، نزاع نماید. عبیدالله، دستور حکومت ری را نیز به اسم ابن سعد نوشته و او‌را به سمت فرمانداری این شهر برگزیده بود. پسر سعد به یاروهمدم یاران خویش در ناحیه‌ای در خارج کوفه به اسم خزینه اعین اردو زد. وی برای رفتن به ری مهیا می شد که زیرا امام حسین(ع) به سوی کوفه تکان کرد، ابن‌زیاد، به قدمت بن سعد امر کرد به نزاع امام حسین(ع) برود و بعد از نقطه پایان آن، به سوی ری جنبش نماید. ابن‌سعد مبارزه با امام حسین(ع) را خوش نمی‌داشت. از این‌ رو از عبیدالله خواست تا اورا از این شغل معاف بدارد؛ البته ابن‌زیاد معافیت اورا مشروط به پس دادن حکومت ری کرد.[۹۹] قدمت بن سعد زیرا سماجت عبیدالله بن زیاد را روءیت کرد، رفتن به کربلا را به عهده گرفت[۱۰۰] و با سپاهش به سمت کربلا جنبش کرد و فردای روزی که امام حسین(ع) در نینوا فرود آمده بود، به آن جا تشریفات مشهد رسید.[۱۰۱]

خاطرنشان کرد‌و‌گوهای امام حسین(ع) و قدمت بن سعد
قدمت بن سعد بعداز استقرار در کربلا، خواست پیکی سوی امام بفرستد تا از وی بپرسد برای چه به‌این مرزوبوم آمده میباشد و چه میخواهد؟ این فعالیت را به عزره بن قیس احمسی و دیگر بزرگانی که طومار دعوت به آن حضرت نوشته بودند، سفارش کرد؛ ولی آنها از جاری ساختن این شغل جلوگیری کردند.[۱۰۲] ولی کثیر بن عبدالله شعیبه عهده دار شد و به سوی اردوگاه امام حسین(ع) جنبش کرد. ابوثمامه صائدی نگذاشت کثیر همپا با سلاح خویش نزد حسین(ع) برود، بی‌فیض پیش قدمت بن سعد رجوع و برگشت.[۱۰۳]

بعد از رجوع کثیر بن عبدالله، قدمت سعد از قرة بن قیس حنظلی[۱۰۴] خواست تا نزد امام حسین(ع) برود و وی به عهده گرفت. حسین(ع) در پاسخ پیام قدمت سعد به قرة فرمود: «عموم شهرتان به اینجانب طومار نوشتند که به این جا بیایم. در حال حاضر در‌حالتی که من‌را نمی خواهند گشوده میگردم». قدمت سعد از این جواب بشاش شد.[۱۰۵] پس طومار‌ای به ابن زیاد نوشت و او‌را از کلام حسین(ع) مطلع کرد.[۱۰۶] عبیدالله بن زیاد در پاسخ طومار قدمت سعد، بیعت حسین(ع) و یارانش با یزید را خواست.[۱۰۷]

عملکرد ابن‌زیاد برای پست کردن سپاه به کربلا
بعداز وصال امام حسین(ع) به کربلا، عبیدالله بن زیاد، عموم را در مسجد کوفه توده کرد و عطایای یزید- تا چهار هزار دینار و دویست هزار درهم- را بین بزرگان‌شان تقسیم کرد و آن‌ها را به امداد قدمت بن سعد در نزاع با امام حسین(ع) فرا خواند. [۱۰۸]

عبیدالله بن زیاد، عَمرو بن حُرَیث را به کارگزاری کوفه گماشت و خویش نیز با یارانش از کوفه خارج آمد و در نُخَیله اردو زد و عموم را وادار به جنبش به نخیله کرد.[۱۰۹] و [جهت خودداری از پیوستن کوفیان به سپاه امام حسین(ع)] پل کوفه را در مشت گرفت و اذن نداد کسی از آن عبور نماید.[۱۱۰]


تصویر سازی نزاع در کربلا
به امر عبیدالله بن زیاد، حصین بن تمیم و چهار هزار سپاهی پایین دستور وی از قادسیه به نخیله فرا خوانده شدند.[۱۱۱] محمد بن اشعث بن قیس کندی، کثیر بن شهاب و قعقاع بن سوید نیز از سوی ابن‌زیاد مأموریت یافتند تا عموم را فراهم پیکار با حسین(ع) نمایند.[۱۱۲] ابن‌زیاد همینطور سوید بن عبدالرحمن منقری را به یار و همدم تعدادی سوار به کوفه ارسال کرد و به وی امرکرد تا در کوفه کاوش نماید و هر که را که از رفتن به مبارزه امام حسین(ع) پرهیز نموده است، پیش وی بیاورد. سوید مردی از شامیان را که برای مطالبه ارثیه خویش به کوفه آمده بود، دستگیر کرده و نزد ابن‌زیاد ارسال کرد. ابن‌زیاد نیز [جهت انذار عموم کوفه] امر قتل او‌را صادر کرد. عموم که اینگونه دیدند کلیه جنبش کردند و به نخیله رفتند.[۱۱۳]

با گردآمدن عموم در نخیله، عبیدالله به حُصَین بن نُمَیر، حَجّار بن اَبجَر، شَبَث بن رِبعی و شمر بن ذی‌الجوشن دستورداد تا جهت کمک ابن‌سعد به لشکرگاه وی بپیوندند.[۱۱۴] شمر اولی نفری بود که امر او‌را اعمال کرد و مهیا جنبش شد[۱۱۵] بعد از شمر، زید (یزید) بن رَکاب تک تکْبی با دو هزار نفر، حُصَین بن نُمَیر سَکونی با چهار هزار نفر، مصاب ماری (مُضایر بن رهینه مازِنی) با سه هزار بدن،[۱۱۶] حصین بن تمیم طهوی با دو هزار سپاهی[۱۱۷] و نصر بن حَربه (حَرَشه) با دو هزار بدن از کوفیان جنبش کردند و به سپاه قدمت بن سعد پیوستند.[۱۱۸] آنگاه ابن‌زیاد، مردی را به سوی شَبَث بن رِبعی ارسال کرد و از وی خواست که به سوی قدمت بن سعد تکان نماید. شبث نیز با هزار سوار، به قدمت بن سعد پیوست.[۱۱۹] بعد از شبث، حجّار بن اَبجَر با هزار سوار[۱۲۰] و بعد از وی محمد بن اشعث بن قیس کندی با هزار سوار[۱۲۱] و حارث بن یزید بن رویم نیز از پی حجار بن ابجر روانه کربلا شدند.[۱۲۲] عبیدالله بن زیاد هر روز صبح و ظهر، گروهی از نظامیان کوفی را در مجموعه‌های بیست، سی، پنجاه تا صد نفری، به کربلا می‌ارسال کرد[۱۲۳] تا این که در ششم محرم تعداد نفرات سپاه قدمت بن سعد به بیشتراز بیست هزار بدن رسید.[۱۲۴] عبیدالله، قدمت بن سعد را فرمانده کلیه آنها نمود.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
يکشنبه 7 بهمن 1403 زمان : 15:31


ارتباط ها مختار با ابن زبیر
مدتی بعداز اخراج ابن فرمانبردار، مختار به ابن زبیر گلایه کرد که گرچه مختار به‌خیر و خوبی به وی سرویس کرده البته ابن زبیر به پیمانش فعالیت نکرده میباشد. با این وجود، مختار شایستگی‌اش برای جانبداری از ابن زیبر را در شکل نیاز اظهار کرد. اگرچه، ابن زبیر، مختار را شخصی با مسئولیت می‌پنداشت البته مختار حاضر نشد تا در اختیار گرفتن کوفه را به فرمان دار منصوب او، یعنی قدمت بن عبدالرحمن، واگذار نماید. فرمان‌دار بعداز آنکه به‌دست مختار تطمیع و انذار شد، تشریفات مشهد کوفه را شکاف کرد.[۵۲]

در سال ۶۸۶، مختار پیشنهادی نظامی به ابن زبیر ارائه کرد تا از وی در قبال حملهٔ قریب‌الوقوع بنی‌امیه به مدینه هواخواهی نماید. مقصود آخری مختار آن بود که بتواند ابن زبیر را از توان خلع نماید. ابن زبیر توصیه او‌را به عهده گرفت و مقصد سربازان مختار را وادی القرای قرار اعطا کرد که دهکده‌ای بنا شده در شمال مدینه میباشد البته مختار به‌مکان آن سه هزار اهل مبارزه را به فرماندهی شرحبیل بن ورس را راهی کرد و به آنها خاطرنشان کرد که وارد مدینه گردند و در انتظار دستورهای آجل بمانند. در همین مجال ابن زبیر پرده‌دارش عباس بن سهل و آسان را یاروهمدم دو هزار جنگجوی کار کشته با فرمان ملازمت سپاه ابن‌ورس تا وادی القرای اعزام کرد. وی به آن ها دستور اعطا کرد که در آنجا به انتظار برای مواجه شدن با سپاه سوریه بمانند و در شکل عدم تایید این امر به‌وسیلهٔ وفاداران به مختار، اذنٔ کشتن آن‌ها‌را نیز به ابن آسوده داده بود. ابن ورس این توصیه را رد کرد و هم پا شمار متعددی از مردانش کشته شد. در فیض، مختار، محمد حنفیه را از ناکامی نقشه‌اش برای تصرف این حوزه‌ به عایدی قبیله علی آگاه کرد و توصیه اعطا کرد که در صورتیکه محمد حنفیه ساکنان شهر را نسبت به قصد مختار برای طرفداری از آنها مطلع نماید، وی سپاه دیگری را به مدینه اعزام نماید. محمد حنفیه با عامل اینکه مخالف خون ریزی میباشد، این توصیه را رد کرد. اگرچه، بعد از آنکه ابن زبیر از هدف ها مختار با خبر شد و از هراس کودتا حامیان خویشان علی در حجاز، ابن حنفیه را دستگیر کرد تا به‌زور از وی بیعت بگیرد و امیدوار بود تا مختار نیز از محمد حنفیه تقلید نماید. محمد حنفیه از مختار تقاضای امداد کرد و مختار با‌گاز چهار هزار جنگجوی قوی را برای آزادسازی وی اعزام کرد و این شروع به تیرگی گراییدن ارتباط ها دربین مکه و کوفه شد

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 17
شنبه 6 بهمن 1403 زمان : 11:26


جابر بن عبدالله انصاری
جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سال‌های ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش فرستاده(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات دارای شهرت شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز جای تشریفات مشهد دارد.

جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانسته‌اند. وی بعد از رخداد عاشورا، اولیه زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر(ع) رساند.

معاش‌طومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مسافرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با نبی خداوند(ص) عهد و پیمان بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنها‌را به نمایندگی قبایل‌شان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهید شدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقب‌های منسوب به جابر میباشد ولی از بین آن‌ها لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درست‌خیس دانسته گردیده‌است. [۳]
سازه بر بعضا گزارش‌ها، لینک در میان رسول(ص) و جابر محبت‌آمیز و صمیمانه بود. اورده شده میباشد که رسول(ص) به او بشارت قدمت زمانبر داده و در جواب به سؤال جابر، آیه‌ای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه داراست.[۵][یادداشت ۱]

تزویج و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]

عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر میباشند. از وجود اشخاصی منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارش‌هایی در چنگ میباشد. در جمهوری اسلامی ایران نیز جمع‌ای از نسل وی می باشند که مشهورترین آنها روحانی مرتضی انصاری، عالم و اصولی شیعه بود.[۱۲]

کمپانی در پیکار‌ها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوه‌ها و سَریّه‌ها حضور داشت. تعداد این غزوه‌ها به اختلاف مذکور میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه نبی(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّه‌ها نیز حضور داشته و درباره آن ها گزارش داده میباشد.[۱۴]

او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضی گزارش‌ها او‌را از بَدریّون دانسته‌اند و از خویش وی گفته شده که درین حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]

در طی خلفای سه‌گانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه اولیه سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] در‌این روزگار، او بیشتر به کار‌های علمی و تعلیماتی می‌پرداخت و از کارها سیاسی و نظامی غربت می‌جست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمان‌ها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، حرف گفته میباشد.[۱۸]

جابر در حین خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از قوم و قبیله بود که خلیفه او را به سر گروهی خویشان یا این که طایفه منصوب می کرد و وی رابط خلیفه و اشخاص خویشان به شمار می‌آمد.

از شغل‌های جابر در زمانه خلیفه سوم، اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مذاکره نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]

زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش موفقیت و از عموم مدینه، برای مثال خویشاوندان بنی سَلَمه (فامیل جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُراز را گمراهی می‌دانست، به منزل ام سلمه، همسر نبی پروردگار(ص)، حفاظت پیروزی اما به سفارش‌ ام‌سلمه، برای دوری از خون‌ریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]

مجال حاکمیت امویان
جابر که عصر نبی(ص) را فهم کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعت‌ها و زشتکاری‌های امویان آزرده بود و امید میکرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعت‌ها و تغییر تحول بها‌های فقاهتی را نشنود.[۲۳] معاویه بعد از آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده آفریدگار(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از افرادی بود که نزد معاویه رفت و اورا از این عمل پشیمان ایجاد کرد.[۲۴]

حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی در بین سال‌های سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن‌ اصحاب پیامبر پروردگار(ص)، به عنوان مثال جابر زد.[۲۵] با این کلیه، جابر واکنشی جز تغییر‌و تحول خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشه‌اش نماز نگزارد.[۲۷]

اما در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به منجر سال‌خوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در حمایت باقی مانده بود

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 24
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 294
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 536
  • بازدید ماه : 536
  • بازدید سال : 2072
  • بازدید کلی : 43213
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی