loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 21
يکشنبه 2 دی 1403 زمان : 12:38


سرویس ها اجتماعي به حیث مي برسد واژة جديدي باشد ولي اساسا از مجال خلقت آدم وجود داشته میباشد فطرت آدم از اغاز خلقت وی ، محرك و انگيزة وي در همكاري با ديگران در کارها اجتماعي بوده سات يعني انسان ، درجهت بقاء خویش و در پيروي از سرشت خويش دلیل به تعاون و همكاري هاي اجتماعي بوده میباشد .


در ايران نيز سرویس ها اجتماعي آیتم دقت بوده میباشد . از فرصت نهضت مشروطيت ، سازمان دهي و تدبير در اين زمينه ، به سياستگذاري هاي دولت وارد شد و به تدريج شكل جاری ساختن و سازمان يافته به خویش گرفت .
نرم افزار هاي سرویس ها اجتماعي في حد ذاته ، عملي میباشد انساني و خداپسندانه و لذا با نگرشي تو بايد گزینه دقت قرار گيرد .


فرمان سرویس ها اجتماعي ، يك دستور همگاني میباشد كه آحاد اشخاص آدم در ایفا و اعتنا به آن توصيه گردیده اند .
با دقت به گونه های سايل و مشكلات فردي و اجتماعي ، به ويژه در جامعه اي سنظير جامعه ما با ظرايط خاص خویش ، مي بايست جنبه تخصصي دستور كمك رساني به انسانهاي ديگر مد لحاظ قرار گيرد و ضمن حمايت از سازمانهاي نوين اجتماعي كه بتوانند جلوگيري نيازهاي سمختلف شهروندان باشند ، افرادي با ويژگيها و خصوصيات خاص ، مهارتهاي بيشتري را در ادارة اين قبيل مؤسسات و نيز كمك هاي ويژه به اشخاص و گروههاي نيازمند جامعه را كسب نمايند .


از نخستين اعصار ، انسانها به‌دنبال نگهداری از خویش و وابستگان و تدارك محيطي عالی و سالمتر براي زيست بوده و نياز امنيت داشته اند . در جامعه بشري فقري ، تهيدستي ، سختی ، تشریفات مشهد نا تواني ، نابرابري و بي نظمي اجتماعي از آغاز وجود داشته میباشد ولی اين مائب و گرفتاريها صرفا در شعاعي كه در دسترس و منظره قرار داشت اشخاص را متأثر مسؤول مي‌كرد .


اصطلاح « سرویس ها اجتماعي » از تركيب دو كلمه «سرویس ها» عده «سرویس » و «اجتماعي» تشكيل گردیده‌است و مساوی انگليس آن “Social Services” میباشد . در فرهنگ وتمدن ها معاني گوناگوني براي «سرویس» ليان گردیده است از آن پاراگراف : پرستاري و تعهد و تيمار ، براي كسي كار كردن ، چاكري كردن ، كار ، مأموريت ، هديه ، تعظيم ، عريضه ، حضور . در اينجا به معناي «جاری ساختن براي كسي» بكار مي رود .

الف- معنی معمولی و ابتدائي سرویس ها اجتماعي
نياز به کاوش براي امنيت فردي گروهي همواره وجود داشته میباشد . عموم همواره مي‌كوشيد اند تا خویش و خانواده شان را از پيشامد هاي احتمالي گرسنگي ، بيماريهاي مسري و خطرهاي ديگري كه آن‌ها را تهديد يا اشراف كرده بود ، مراقبت كنند . آن ها در تدارك ضروريات ادامه حيات بعدي يعني سرپناه و طعام و پوشاك نهايت کارایی خویش را اعمال داده‌اند. اين فرآيند نبردي همیشگی بده و امروزه هنوز براي نصیب بزرگي از جمعيت عالم به طور نزاع‌اي پايدار باقي ما‌نده میباشد .


رابطه ها اجتماعي در اين زمان ، بی آلایش و محصور بوده و حمايت ها ، علائق و احساسات داخل گروهي به خوبي مشهود بود . خانواده به معنی کلان ، سکو ويژه اي داشت و بسياري از مسايل و مشكلات د ردرون آن حل مي شد . حمايت و احترام سالمندان يك فرمان بديهي بود . شخص نسبت به آينده خانواده‌اش زياد نگران خلا زيرا يقيت داشت كه در شکل فوت وی ، فرزندانش آیتم حمايت ديگران قرار خواهند گرفت . اين شبكه حمايتي متقابل به وی و اعضاء خانواده‌اش ، نوعي تإمين

اجتماعي اوليه را هديه مي كرد كه رفع كننده نگراني ها و اضطرابهاي وی بود . به دلیل سادكي زندگي و وجود رابطه ها فیس به صورت بين اعضاوجوارح جامعه و محدوديت اين ارتباط ها ، شخص ازطريق دسته‌هاي اجتماعي ، به سهولت گزینه پذيرش قرار مي‌گرفت و زمينه هاي رضامندي و شم ادب و امنيت در وی پديدار مي‌شد . محدوديت توقعات متقابل اعضاء جامعه از همديگر و همچنين رضا و

تسليم در مقابل شرايط نا مساعد زندگي ، ادب دورني او‌را قوت مي بخشيد . ضمن بنیان خانواده اشخاص نيكو كار از طريق نهادهاي مذهبي نظير ، آتشكده ها ، معابد ، كليسا و بالاخر سجد به اشكال گوناگون و به طور داوطلبانه و پراكنده ، ابعادي از سرویس ها اجتماعي را ارايه و حمايت از محرومان و مستمندان و نگهدارياز ايتام و در روش ماندگان و نظاير آن را ذمه دار بوده اند . در صورتیکه مشاهده مي خواهد شد ، در دولت ها سنتي ، سرویس ها اجتماعي ، جنبه هگاني و سازمان يافته نداشت و اشخاص جامعه در تبيعت از سرشت نساني خویش ، ادله به سرویس ها اجتماعي داوطلبانه بودند و به دلیل سادگي مناسبات و محدوديت نيازها و بسياري از علل فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي ديگر ، ضرورتي براي تدبير سازمان يافته در اين خصوص شم نمي شد .

ب- معنا جديد سرویس ها اجتماعي
با ورود ماشين به زندگي انسان ، بسياري از اصطلاحات قديمي ، مفاهيم ابتدائي خویش را از دست دادند و همگام با دگرگوني در شيوه هاي زندگي اجتماعي ، متحول شدند و مضمون‌ جديدي پيدا كردند . «سرویس ها اجتماعي » نيز از اين قاعده مستثني نبوده ¸تحت عنوان يك «ترم»

نوين مرتبه ويژه اي را در سياستگذاريهاي اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي به خویش تخصیص بخشید .
در مكتب بشر ساز اسلام نبی اكرم و ائمه بزرگوار مدافع مظلومان و مستضعفين بوده اند . مولاي متقيان علي عليه السلام در اين خصوص رمز آمد نيكوكاران ميباشد .
در طی سحيات فرستاده الله و ايام خلافت علي السلام فقراء از بيت المال مستمري مي گرفتند .
نشكيل دولت ها شهري و ايجاد اجتماعات تعالی ، زمينه اي در جهت بوجود داخل شدن شرايطي بود كه به «دولتي شدن » و « نهادي شدن » اپ هاي سرویس ها اجتماعي انجاميد .


در سالهاي بهد از انقلاب صنعتي ، صرفا فقر و محروميتنبود كه توازن را از ميان ميبرد و تنش هاي اجتماعي را به وجود مي آورد ، انگیزه ديگر ، كوتاه شدن گروه ها از فن هاي توليد كار بود كه اختراعات و صنايع جديد پيش مي آورد . ابزارهاي كوچك کهن ، هر تیم افرادي را جدا و متكي به سعی و کار خویش مي تشکیل داد و در نتيجه هركسي حس شخصيت و استقلال مي نمود .
انقلاب صنعتي و ظهور كارگاه ها و كارخانجات گران قدر و سوء سياستهاي صاحبان صنعت تكنولوژي اين استقلال را گرفت و همين ،

خویش زينه ساز بسيارياز مسائل اجتماعي ، رواني – عاطفي ، اقتصادي و حتي سياسي شد .
دقت به زمينه هاي متفاوت سرویس ها اجتماعي بصورت قوانين ، مصوبات ، اپلیکیشن ها و سياستهاي اجرائي به وسيلة دولتها اجتناب ناپذير و حتي بسيار ضروري و مورد نیاز بود . «ويليام بوريچ» اقتصاد دان انگليس را بعهده داشت طرحي متكي بر سه اصل (بهداشت عمومي ، اشتغال كامل ، پرداخت كمك هزينه به اولياء كودكان) را ارائه كرد . وی متعقد بود كه از رویه استقرار تعاون ملي و بيمه هاي اجتماعي ، عدل و داد اجتماعي تأمين شود . بر پایه ی مصوبه‌اي در بيست و ششمين اجلاسيه عمومي سازمان بين المللي كار درسال 1944 در فيلادلفيا ، تحولي در زمينه سرویس ها اجتماعي به وجود آمد كه برخي از موردها آن چنين میباشد :


- فقر براي رفاه عمومي خطراناك میباشد .
- حمايت ازمادران و كودكان
- تأمين خوراک و مسكن و وسائل تفريحي و تربيتي براي همگی
- معاضدت و استعانت در رویه ايجاد اشتغال كامل و ارتقا سطح زندگي
منشور سازمان ملل متحد در سال 1945 ميلادي زمينه ساز تحولاتي در ارتباط با سرویس ها اجتماعي اعلامه دستمزد آدم در سال 1947 بيانگر نگاتي مثلا موراد ذيل .
- هر فردي حق دارااست از سطح زندگي كافي براي نگهداری سالم شخصي و خانوادگي از حیث خوارك ، مسكن ، معالجه و ... منتفع گردد .

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
پنجشنبه 29 آذر 1403 زمان : 9:20


فهوم عید

کلمه و واژه عید اجوف واوی میباشد و اصل آن عود به کسر عین و سکون و وی میباشد که واو بومی ماقبل مکسور تبدیل به یاء گردیده است، همانگونه که اصل واحد سنجش، موزان بوده و به به عبارتی استدلال واو آن به یاء تبدیل شد‌ه‌است. واژه خاطر گردیده در لغت به معنای برگشت و رجوع میباشد و در اصطلاح هر حالتی میباشد از (حزن و حزن و فکر) که به آدم گشوده می گرد راغب درباره کلمه و واژه عید اینگونه گفته میباشد:» (عِید:) چیزی میباشد که هر توشه بعد از توشه دیگر برمی شود دو عید در شریعت تخصیص به عید فطر و عید قربان داراست و زیرا روز عید در شریعت برای سرور و شعف قرار داده گردیده، در‌حالتی که فرستاده (ص) خبر اعطا کرد: «روزها اکل و شرب و بعال» (ایّام عید، روز ها تناول کردن و نوشیدن و شوی و همسر گزینی و سرور و جوک با همسران میباشد) لذا اسم عید برای هر روزی که مسرت در آن باشد بکار می رود و به این ترتیب حرف خدای بزرگ میباشد که : (انزل علینا مائدة اینجانب السماء تکون لنا عیدا (114/ مائده)» (ترجمه مفردات راغب/ 667/2)
با دقت به معنای لغوی عید که بازگشتن میباشد یاد‌آوری ایّام و دورانی که ایرادات یک خاندان یا این که مجتمع نمودار میگردد و یاد‌آوری رجوع روزهای توفیق و باخت، عید است، اعیاد اسلامی نیز این سیرتکامل میباشند، به عنوان مثالً بعد از یک ماه اطاعت آفریدگار در ماه خجسته رمضان و نیز بعداز اجرا فرایض تبارک حج، روزهای فطر و قربان عید می‌باشند، چون درین روز ها پاکیزگی و صفای فطری و اولیه بشر گشوده می‌شود و آلودگی از فطرت زدوده میشود (الامثل فی تعبیر کتاب الله المنزل 190/40) انگیزه نامگذاری روزهایی زیرا فطر و قربان به عید آن میباشد که سالانه عود و رجوع و برگشت دارا هستند و تکرار میگردند، برخی زیرا خلیل فراهیدی در العین اشاره نموده اند که انگیزه نامگذاری عید به عیدآن میباشد که عموم درین روز عده میشوند و بیان کننده به آن گشوده می‌شوند. با اعتنا به معنی لغوی و اصطلاحی عید، برخی از مفسرین (تعبیروتفسیر روح البیان 4654/2) یادآور گردیده اند که در قرآن از چهار نوع عید صحبت به بین آمده میباشد که عبارتند از: عید قوم و قبیله ابراهیم در هنگام شکستن بت ها، عید قوم و قبیله موسی (ع) که یوم الزینه باشد و آیه «موعدکم یوم الزینة» در سوره طه به آن اشاره داراست، عید سوم که در قرآن از آن صحبت اورده شده عید خاندان عیسی (ع) میباشد که آیه «ربنا انزل علینا مائدة اینجانب السماء تکون لنا عیدا لأولنا و آخرنا» (مائده/114) به آن اشاره داراست. و عید چهارم که در قرآن گزینه اشاره قرار گرفته، عید امت محمد (ص) میباشد که عبارتند از عید آدینه، عید قربان و عید فطر، عید آدینه در هرهفته تکرار میشود و عید فطر و قربان در هر سال تکرار میگردند. تشریفات مشهد
در احادیث اسلامی نیز واژه و کلمه عید به طور فراوان به شغل رفته میباشد، برای مثال علی (ع) فرموده اند:« انما هو عید اینجانب پیشین الله صیامه و شکر قیامه و تک تک یوم لانعصی الله فیه فهو یوم عید (معیار الحکمه 2196/3) نیز فرموده اند (به عبارتی 219/3): «نیروزنا تمام یوم و تمام یوم لایعصی الله فهو یوم عید.» همینطور در منابع اهل تسنن
(مختصر الاحکام51/3/) در مورد روز آدینه آمده که فرستاده (ص) فرموده اند: «ان هذا یوم عید جعله الله للمسلمین فمن جاء الی الجمعة فلیغتسل فان کان عنده طیب فلمس منه و علیکم بالسواک.»
اعیاد در امم قبل:

اُمت حضرت شعیب (ع) و خویشان ثمود و امت حضرت با تقوا (ع) و امت حضرت ابراهیم
(ع) برای خویش اعیاد و مناسکی داشته اند که تفصیل حالا هر مورد از آن ها کامل بوده و علاقمندان به کتاب ها مرتبط مراجعه کنند. (اطیب البیان، ج5، ص 336و الامثل فی تعبیروتفسیر کتاب الله المنزل، ج10، ص 185، و ترجمه المیزان، ج17، ص 225)
* اعیاد گزینه اشاره قرآن

در حالتی که ذکر شد، در قرآن افزون بر آن که کلمه و واژه (عید) یک توشه به فعالیت رفته، و اشاره گردیده که هر امتی عیدی دارااست، در مفاد زیادی به یه خرده از اعیاد امت های قبل از اسلام و نیز اعیاد اسلامی اشاره شد‌ه‌است که به مطرح شدن مختصر آنان میپردازیم.
* 1) عید ملائکه

مراد از عید ملائکه، عید شب قدر میباشد که در سوره قدر گزینه اشاره قرار گرفته و شب نزول کلیه قرآن میباشد، طبری درباره این عید گفته میباشد: «و به ماه رمضان اندر شبی می باشد که آن را لیلة القدر خوانند و آن عید ملائکه میباشد که پاراگراف از عرش به زمین آیند، و جبریل و میکائیل و اسرافیل و ملائکه بی عدد آن شب به زمین آیند، و هر کجا که می‌روند فروغ و روشنایی وی همی تابد و هر که خدای (عزوجل) از وی خشنود باشد خویشتن را بدو کنند و آن شبی میباشد عالی از هزار ماه، و می بایست که تا روز به تعبّد و طاعت سرگرم باشی. و آن شب نوزدهم ماه رمضان میباشد تا شب بیست و هفتم یا این که بیست و نهم. و نگاه می می بایست داشت که میان ده شب باشد که طاق باشد. خدای عزوجل مارا روزی گر داناد به هر شبی که باشد به ادب و کرم خود، ان شاالله. و السّلم. (ترجمه تعبیروتفسیر طبری 2038/7)
با اعتنا به معنا لغوی و اصطلاحی عید، یعنی برگشت و سرور و اجتماع، شب قدر مخصوصاً با نظر تصریح طبری می‌تواند یکی اعیاد آیتم اشاره قرآن باشد، هر یک‌سری که براساس کمی تفاسیر، برخی از نشانه‌ها سوره قدر، مثل فصل لربک» در حالتی که خواهد آمد به نماز عید اشاره دارا‌هستند.
* 2) عید یهود

در باب یهود از عیدهای زیادی حرف اورده شده که عبارتند از :
1- عید گاو کشان یا این که پایکوبی خون

در صورتی‌که می‌دانیم در سوره البقره از آیه (و اذ قال موسی لقومه إن الله یامرکم أن تذبحوا بقرة قالو أ تتخذنا هزوا قال اعوذ بالله أن اکون اینجانب الجاهلین) (البقره/67) ماجرای گاو کشی و ذبح گاو برای پر‌نور شدن قاتلی در بنی اسرائیل به ظواهر بود اما در داخل برای این بود که پرستش و روحیه تقدیس نسبت به گاو در هم شکسته خواهد شد و بنی اسرائیل با اجتماع همگانی بی سابقه این حکم الهی را اعمال کردند و جشنی برای آن بپا داشتند (طالقانی، محمود، پرتوی از قرآن، ج1، ص193)
2- عید گوسفند کشان

عید گوسفند کشان مثلا اعیادی میباشد که در آن، موسی (ع) با خدا در کوه طور مناجات کرده است، عید حافظه گردیده با عید قربان مسلمانها که دهم ذی حجه میباشد تطابق داراست، قصه مناجات حضرت موسی (ع) در آیه «و واعدنا موسی ثلاثین لیلة و أتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیلة، و قال موسی لأخیه هارون اخلفنی فی قومی و أصلح و لاتتبع سبیل المفسدین» (اعراف / 142) (التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، ج19، 158)
3- خروج بنی اسرائیل از مصر

حضرت موسی (ع) بعد از اقامت وقت گیر در بلاد مصر و اتمام حجت ها و براهین معبود بر فرعون و ملت او از آفریدگار دستوری را اخذ می نماید که بنی اسرائیل را از مصر خارج برنده شود و آنان در جایی دیگر بومی نماید، موسی (ع) امر خدا را ایفا و بنی اسرائیل را از مصر خارج میبرد، و به فرعونیان میگوید ما در‌این شب عید خوا‌هیم داشت. (التفسیر المنیر فی العقیده و الشریعه و المنهج، ج19، 158) از این رو نجات و خروج بنی اسرائیل از مصر و غرق شدن فرعون و فرعونیان که در آیه‌ها «و لقد أوحینا إلی موسی أن أسر بعبادی فاضرب لهم طریقاً فی البحر یبسا لا تخاف درکا و لاتخشی فاتبعهم فرعون بجنوده فغشیهم اینجانب الیم ما غشیهم»
(شعراء 81/79) و ... گفته شده میباشد، برای مثال اعیاد یهود میباشد.
4- عید شنبه

آیه «و سئلهم عن القریة التی کانت حاضرة البحراذ یعدون فی السبت» (اعراف /163) «از خویشان یهود معاصر خود ماجرای شهری را که در ساحل قرار داشت پرسش کن، وقتی را که در شنبه (از ضابطه معبود) تجاوز می کردند از گروهی یهود صحبت میگوید که شنبه تعطیل آنان بوده و وظیفه داشتند، دست از شغل و حصول و صید ماهی بکشند و به مراسم عبادت آن روز بپردازند، ولی آن ها این فرمان را پایین پا گذاردند. و ماهی را در برکه هایی که ساخته بودند در روزهای روز شنبه به دام می انداختند و در روز یک‌شنبه به صید آنان مبادرت می کردند، از همین روی به عذاب خداوند مبتلا گردیده و به خوش یمن تبدیل شدند. طبق احادیث (بحارالانوار 60/14) «قریه» آیتم اشاره آیه، بندری به اسم «ایله» بوده که امروز به اسم بندر ایلات دارای شهرت میباشد. ضمن عیدهای فوق، در قرآن از عید دیگری کلام به دربین آمده در طی حضرت موسی (ع) رایج بوده که در قرآن در آیه ها (فاجعل بیننا و بینک موعداً لا نخلفه نحن و لا أنت مکاناً سوی، قال موعدکم یوم الزینة و أن یحشر الناس ضحی) (طه/60 و 61) به آن اشاره گردیده و از آن به یوم الزینة تعبیر و تفسیر گردیده‌است.
* 3- عید مسیحیت

عید مسیحیت که در قرآن از آن حرف به فی مابین آمده روز نزول خوان آسمانی میباشد که حضرت مسیح (ع) آن را از آفریدگار در خواست نموده و در آیه (قال عیسی ابن مریم اللهم ربنا انزل علینا مائدة اینجانب السماء تکون لنا عیدا لأولنا و آخرنا و آیة منک و ارزقنا و أنت نه الرازقین) (مائده/ 114) از آن کلام به دربین آمده میباشد و اگر اشاره رفت، واژه عید یک توشه در قرآن به عمل رفته که آن هم در آیه آیتم دعوا میباشد.
* 4)- اعیاد اسلامی

در قرآن به چهار نوع عید اسلامی اشاره گردیده که عبارتند از: عید روز آدینه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر، از مورد ها قبلی استعمال می‌گردد که از فی مابین اعیاد چهارگانه، عید روز آدینه و نیز عید قربان از عمر بیشتری برخوردارند، چه آن که روز آدینه به وسیله حضرت موسی (ع) برای تعطیلی و عید یهود سفارش میشود البته یهود آن را نپذیرفته و به مکان آن بر شنبه سماجت می ورزند، همینطور ضمن وقوع جریان ذبح حضرت اسماعیل (ع) در دهم ذی الحجه رای زنی و مناجات موسی (ع) با آفریدگار در کوه طور در روز حافظه گردیده تحقق می‌یابد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
چهارشنبه 28 آذر 1403 زمان : 12:37


دلایل شیعه‌ها برای گردآوری فی مابین دو نماز چیست؟
اهل سنت معتقدند که نمازهای یومیه می بایست در 5 وعده خوانده شوند.(نیشابوری، درست مسلم، 1407ق، ج5، ص135)

شیعه‌ها معتقدند که قرائت نماز در 5 وقت افضل تشریفات مشهد میباشد؛ ولی تلاوت نماز بعدازظهر فورا پس از نماز ظهر و تلاوت نماز عشاء فورا بعداز نماز مغرب را فارغ از انواع میدانند و اصطلاحاً نماز را گردآوری می خوانند. شیعه‌ها برای توده قرائت نماز، دلایل و مستنداتی از قرآن و سنت اقامه می‌نمایند. (نجفی، جواهر الکلام، 1362ق، ج7، ص305)

پروردگار در قرآن کریم ومهربان می‌فرماید:
«أقم الصلاة لِدُلُوکِ الشّمسِ إلَی غَسَقِ اللّیلَ و قرآنَ الفَجر إنّ قرآنَ الفجرِ کانَ مَشهوداً. (اسراء:78) ».

نماز را وقت زوال آفتاب تا نخستین ظلمات شب به مکان آر و نماز صبح را نیز به مکان آر که در واقعیت مشهود حیث (ملائکه شب و ملائکه روز) میباشد.

پروردگار متعال در شبانه روز پنج نماز بر بندگانش واجب کرده البته در‌این آیه سه وقت برای آن ذکر شده میباشد.

شافعی دراین باره می‌گوید:(أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ)، و دلوک الشمس:زوالها (إِلی‏ غَسَقِ اللَّیْلِ):العتمة (وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ):الصبح (أحکام القرآن، ج‏1، ص:56)

ازهری گفته میباشد:عالی آن میباشد که دلوک را به معنای زوال یعنی میانه روز بگیریم در‌این‌صورت‌ معنا آیه اینگونه می‌شود نماز را از وقت زوال تا ظلمات شب ادامه بده. سازه بر این مفهوم نماز ظهر و بعدازظهر و مغرب و عشا باطن حکم میگردد. آن‌گاه پروردگار فرمود:وقرآن الفجر (که به عبارتی نماز صبح میباشد). ( مفاتیح الغیب، ج‏21، ص:383 )

نمازهای یومیه

راههای آشنایی وقت نماز
خویش بشر به وقت باطن گردیده آن اعتقادوباور یا این که اعتقاد و باور نتایج نماید.
دو مرد عادل خبر دهند که وقت باطن گردیده است.
مؤذن گزینه وثوق و وقت شناس اذان بگوید.
اعتنا
تا یکی‌از راههای آشنایی وقت نماز تحقق پیدا نکند ورود در نماز روا وجود ندارد. در حالتی‌که اعتقاد نماید وقت درون گردیده و سرگرم نماز گردد و بین نماز تردید ‏‎ ‎‏نماید که وقت درون گردیده یا این که خیر، نماز وی فسخ میباشد، اما در‌صورتی‌که در میان نماز اعتقادوباور داشته ‏‎‎‏باشد که وقت گردیده، و شک و تردید نماید که آنچه از نماز خوانده در وقت بوده یا این که خیر، نمازش ‏‎ ‎‏درست میباشد.‏( خمینی، توضیح المسائل)

ترتیب فی مابین نمازها
رعایت ترتیب در نمازهای یومیه به تلاوت نماز ظهر پیش از نماز بعد از ظهر و نماز مغرب پیش از نماز عشا واجب میباشد؛ همینطور در افعال نماز مانند تکبیر، تلاوت، رکوع و سجود و تشهّد و نیز در آیه‌ها ستایش و سوره (طباطبائی یزدی، العروة‌الوثقی، ج2، ص282ـ515،و فرازهای تشهّد (طباطبائی یزدی، العروة‌الوثقی، قم، ج2، ص589)

در قضای نمازهای فوت گردیده‌ای که در ادای آنان ترتیب شرط میباشد مانند نماز ظهر و بعد از ظهر یا این که مغرب و عشا، رعایت ترتیب واجب میباشد؛ لیکن وجوب ترتیب به معنای نثار قضای نمازی که ویّل فوت گردیده، محل اختلاف میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
سه شنبه 27 آذر 1403 زمان : 12:00


ایسنا نوشت: با بازشدن داربست‌های سیزده ساله گنبد مسجد جامع عباسی، اعوجاج و تغییر و تحول نقوش کاشی‌ها در نصیب‌هایی از گنبد واضح شده و مورد شک وتردید در حفظ اصالت کاشی‌ها در جریان این نوسازی نیز خبرساز گردیده‌است.

علیرضا ایزدی، مدیرکل میراث فرهنگی صنایع‌دستی و گردشگری استان اصفهان چندین عکس و فیلم مربوط به بعداز نوسازی اخیر گنبد مسجد جامع عباسی، همچنین چند تصویر مربوط به موقعیت این تشریفات مشهد گنبد در سال‌های ۱۳۹۴ و ۹۵ همدم با یکی از جمله ها اعتراضی در پایین تصویری از گنبد مسجد جامع عباسی را در دست خبرنگار ما قرار بخشید.

علیرضا ایزدی با رجوع به تصاویر مربوط به موقعیت گنبد مسجد جامع عباسی در سال‌های ۱۳۹۴ و ۹۵ اذعان کرد:

این عکس‌ها و فاجعه روی گنبد را ببینید. وضعیت بسیار خطرناک بود و در صورتی‌که یک نفر دست روی آن می‌گذاشت و به‌تحت میکشید کلیه‌اش زیر می‌آمد.

این تصاویر مربوط به چه سالی و کدام رخنه‌‌هاست؟

سال ۱۳۹۴ مربوط به شکاف‌های ۱۴ و ۱۵ و ۱۶.

سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ یک سری کارها روی گنبد ایفا می‌شود. سال‌های ۱۳۲۸، ۲۹، ۳۰ و ۳۱ بازهم یک سری کارها ایفا میشود و همان موقع اشتباهاتی در چینش برخی از کاشی‌ها صورت می‌گیرد. سال ۸۰ یک سری کارها آغاز می‌گردد که به دلیل اینکه فعالیت، اصولی نبود موزاییکی شدن و رخنه‌‌ها و شرایط بسیار بدی بر پیکره گنبد اتفاق می‌ افتد.

عمده نقص‌ روی شکاف ۱ و ۲ و ۳ و یا به عبارتی شکاف همسو با قبله می‌باشد.

یکی مشاجره‌هایی که مطرح شده این هست که شما رفتید یک استادکاری آوردید که اهل این شغل نیست! آقای پاکدل اهل کار نباشد علیرضا ایزدی اهل عمل است؟! او که جد اندر جد و خانوادگی کاشی‌کار می‌باشند! خلال اینکه آقای پاکدل در یک فرآیند قانونی برگزاری مناقصه پیروز این پروژه شد.

رخنه‌ تشریفات نبوده؟

خیر نبوده.

همان سال‌های ۸۹ من خودم هم آمدم، اولین داربست‌ها بالا رفت و کار شروع شد. فعالیت مرمت مخصوصاً در این گوشه و کنار کار خیلی رنج می‌باشد، شما یک دیوار هزار متریِ تماماً بی آلایش را در لحاظ بگیرید و ۱۰ تا استادکار بیاورید و بگویید گچ‌کاری کن، بعد از نقطه پايان هزار متر گچ‌کاری آیا همگی‌اش یکسان و درست است؟ عملِ دست هست و در‌حالتی که یک کدام از بخواهد آقای پاکدل را زیر سؤال غالب شود این هم یکی‌از آن مسائل است که من قبول نمی کنم.

داربست‌ها چه سالی زده شد؟

سال ۸۹ در ترک ۱ و ۲

متأسفانه در بازسازی نگاه‌های متفاوتی داریم، بعضا‌ها ابتدایی‌ترین بحثشان این هست که داربست را ببندیم و بالا برود تا کارکنیم، من تماماً با این مخالفم. زیر چهل‌ستون هم با داربست پُر بود، گفتم پول دارید؟ گفتند خیر، گفتم چندسال می‌باشد که داربست زدید؟ گفتند سه سال، گفتم داربست را باز نمایید هرموقع پول داشتید داربست سه‌روزه بالا می‌رود. نباید حافظه بصری را مخدوش کرد. گنبدِ فارغ از داربست از خیال و خاطر ما پاک‌شده، ضمن اینکه فکر کنید چه حجم باری به پیکره گنبد و سقف مسجد وارد می‌گردد! وزن پاره ای نیست. می‌گویند داربست بایستی بماند! ولی برای ۵ نفر بشر که داخل بهتر‌قاپو می‌رود صدایشان درمی‌آید که بار اضافی است! میدانید بار اضافی گنبد چقدر می‌باشد؟! چرا آن را نمی بینید؟!

وقتی به استانبول می‌رفتم آرزوی من این بود که یک روز برای جاذبه‌های گردشگریِ ما هم صف بکشند و زمانی ایام عید نوروز صف بازدیدها تا حوض میدان امام می رفت از خوشحالی بال درمی‌آوردم که مردم به احترام فرهنگ و تمدن سر صف ایستادند. چرا برای مرغ و قندوشکر صف می‌ایستند ولی برای تمدن نایستند؟! درباره همین زمینه از من به وزارتخانه شکایت نوشتند که این بی‌مدیریتی‌ها منجر شده که مردم در صف بایستند!

به من بفرمایید که آیا من می توانم بااین‌همگی شیء مزاحم بر پیکره گنبد مسجد امامِ ۵۲ متری تشخیص دهم که اعوجاج وجود دارد یا نه؟ هیچ‌کس باوجود این داربست‌ها توانمند به تشخیص اعوجاج نیست، اما می‌اقتدار اختلال کاشی‌ها مثل جابه‌جایی، لق شدگی و زیرسازی خطا را تشخیص داد چون از نزدیک می‌رود و می‌بیند، البته اعوجاج به هیچ عنوانً پایین داربست قابل‌تشخیص نیست. از طرف دیگر اولاً در صورتی‌که من آدمی بودم که عشق رئیس داشتم منطقی‌ترین عمل این هست که محرمانه که درد نمی‌کند را دستمال نمی‌بندند یعنی نوسازی این گنبد که هنوز تک تک نشده، برای همین داربست‌ها را باز نمی‌کردم و در صورتی می‌پرسیدید چرا داربست‌ها را باز نمی کنید یک‌صحبت جواب می‌دادم که هنوز مرمت مجموع نشده.
فرمان گشوده شدن داربست را آقای ضرغامی دادند؟

نه اینجانب دادم.

آقای ضرغامی در روز حضورشان در اصفهان گفتند که اعلام کردیم داربست‌ها بگشایند.

اینکه چه موقع بازشوند را اینجانب می بایست بیان‌کنم.

پس فرصتِ بازشدن با شما بوده.

آری آقای ضرغامی که انتخاب مجال نمی‌نماید.

حقیقت این میباشد که اینجانب دوسه توشه از گنبد بالا رفتم، ناظر و خانم خطابخش هم آمدند و به‌این سود رسیدم که یکی‌از دو آیتم نقص‌ دارااست و گفتم بایستی اصلاح شوند.

اصلاح کاشی‌ها؟

آری اصلاح کاشی‌ها.

زمینه دیگر این میباشد که ما بخشی از خطاها مرمتی قبل را هم در‌این نوسازی اصلاح می کنیم. بازسازی سال ۱۳۲۸ را ملاحظه کنید، اشتباهات مهم داراست. آن مجال ‌هم دستور کار مرمتی بدین شکل نبوده.

چه ایراداتی مرتبط با آن فرصت بود؟

بخشی از اعوجاج در گنبدهای آجری دقیقاً وابسته به فرصت پهلوی میباشد و پُر از اعوجاج میباشد و موقتیً نمی‌قدرت برای آنان کاری کرد.

درباره اعوجاج گنبد مسجد جامع عباسی چطور؟

دراین باره، نقوش بازسازی گنبد در آن سال‌ها غلط میباشد، البته دقیقاً بغل‌دست مسجد امام، آن گنبد آجری اعوجاج خیلی بدی دارااست که مرتبط با تجدید بنا زمان پهلوی میباشد. امروز در دعوا مقاوم‌سازی هم در صورتی‌که بخواهیم آن مقاوم‌سازی‌های قبل را ایفا دهیم اعدامان می‌نمایند، به هیچ وجهً مقاوم‌سازی صدق وجود ندارد، ما نمی‌توانیم بتون تزریق کنیم و رغبت‌گرد بگذاریم.

مدرس عزیزی به اینجانب اظهار کرد تو چرا داربست را گشوده کردی؟ گفتم اینجانب نیامدم به اطمینان خودم مکر کنم. می‌توانستم بگذارم بماند هیچ‌کس هم چیزی نمی‌بیان کرد، بازسازی میباشد و شما میتوانید ریلکس بگوید هنوز ادامه داراست؛ البته داربست‌ها به سازه فشار می آورد و بایستی گشوده خواهد شد هرچند که برای اینجانب توشه دارااست اما عیب ندارد. هنگامی آغاز کردیم به مفتوح کردن داربست، یک روز خودم بالا بودم و در رخنه‌ ۱ و ۲ و ۳ اشتباهات را دیدم و جذاب میباشد که خیلی‌ها گفتند نقوش نادرست در بازسازی‌های گذشته ازجمله سال ۱۳۵۱ اصل بوده‌اند درحالی‌که آنها می بایست عوض می‌شدند خیر آنکه اصالت صفوی دارااست.

منظورتان از اصالت صفوی چیست؟

منظورم نقش میباشد. کاشی‌های صفوی همگی ازبین رفته میباشد.

کاشی‌های شکم گنبد هم صفوی نبوده؟

نه نبودند، پهلوی کلیه‌اش را خیلی زیبا ناک اوت کرد.

ادامه بدید لطفا.

به‌هرحال ما تمایل به گشودن داربست‌ها گرفتیم و دقیقاً ۲۱ خرداد ماه به اینجانب گفتند اعوجاجی روی رخنه‌ ۱ و ۲ داریم. اینجانب گاهی در کافه‌ای مسلط به گنبد می‌نشینم و نگاه می کنم، یک سری روز رفتم و مالک کافه پرسید که چرا دوسه‌روزه میای نگاه می کنی، گفتم اینجا یک اعوجاج داریم. بعدهم گفتم سایر داربست‌ها را بگشایند تا اکانت دستمان بیاید زیرا اینجانب نمی‌توانم به خیال و خاطر آن یک‌تکه بیان کنم بایستید و گشوده سیزده سال بگذرد؛ خلال اینکه این کاری که ما اعمال دادیم بایستی در یک دوران ماکزیمم ۴ سال و نیم تک تک میشد. الآن‌هم در حالتی که اینجانب بخواهم سایر داربست را گشوده نکنم بازهم ۱۳ سال ارتفاع می کشد. اینجانب می بایست نگران دیده گردش فرنگی خویش باشم، معدود‌نادر این داربست‌ها به یک سمبل بی‌عرضگی تبدیل می شود و آنگاه به‌پای علیرضا ایزدی نمی‌نویسند، آن شخص فرنگی مرا نمی‌شناسد و به‌پای نظام می‌نویسد و اینجانب از این تعارف‌ها با کسی ندارم. غایت قصه گفتیم داربست‌ها را گشوده نمائید تا ببینیم چه میشود. الآن داریم روی شکاف ۲ و ۳ و ۴ شغل می کنیم که کاشی‌ها فیکس شوند. نسبتاًً حدود ۴ مترمربع به‌طور جدا از هم روی کاشی‌ها مشاجره داریم خیر اینکه ۴ مترمربع یک‌تکه باشد بلکه تکه‌تکه میباشد که روی آن مشاجره داریم و آقای پاکدل دارااست زحمت می کشد درستشان می‌نماید. این‌ها ریزه‌کاری میباشند و به‌قسم‌دارای اسم و رسم فوت پایان کوزه‌گری‌شان میباشد که بایستی صحیح خواهد شد.

که دربرگیرنده تراز نبودن نقش‌ها و رنگ‌ها میشه؟

آری متأسفانه حاشیه برخی از کاشی‌ها هم شکستگی دارااست.

به خیال و خاطر داربست؟

آری کناره داربست فشار آورده و شکسته، البته بیشتر ریزه‌کاری میباشد، فعالیت مهم وجود ندارد که بگوییم در عمق بایستی شغل کرد.

بحثی که با بی‌سلیقگی گفته‌اند دورنگی میباشد هم داراست حل میگردد که اما دورنگی وجود ندارد. ما از کوهان شتر استعمال کردیم. حقیقت این میباشد که دوستان گفتند نانو بزنیم، البته هر مرجعی مراجعه کردیم کسی تأیید نکرد که نانو تأثیرگذار میباشد و در مقابل گرمای ۵۰ رتبه تیر و مرداد اصفهان و سوزوسرما دوام میاورد و اینجانب هم نمی‌توانم امتحان‌وخطا کنم، این گنبد مکان امتحان‌وخطا وجود ندارد، نمی‌توانم ریسک کنم و بیان‌کنم نانو بزنیم و ببینیم چه میشود؟ در حالتی که یک‌نوبت لعاب کاشی را بردارد و بشکند چه‌شغل کنم؟ اینجانب این ریسک را نمیکنم، البته کوهان شتر برای ما مسجل و مستند بود و سنتی میباشد و از روز خلقت این گنبد تا الآن بوده.

یک بدشانسی آوردیم که فاجعه نبودن زاینده‌رود و گردوخاک میباشد و روی پیکره گنبد گردوخاک نشسته. اینجانب به دوستان گفتم موقتاً درانتظار این قضیه نشوند. با دوستان آستان قدس هم کلام کردیم، بالاخره مدام گنبد علی بن موسی‌الرضا را فارغ از داربست منزه می‌نمایند، شغل رنج وجود ندارد و کاری میباشد که ما در گنبد امامزاده‌ها علی‌الخصوص علی بن موسی‌الرضا اجرا میدهیم و نگران پاک کردن این گنبد هم نیستیم.

کاری که در گنبد مسجد امام خیر به‌واسطه علیرضا ایزدی بلکه به‌واسطه همکارانم علی‌الخصوص آقای پاکدل اجرا‌گردیده کاری میباشد که ۹۰ درصد قابل نگهبانی میباشد و آن ۱۰ درصد بایستی حل خواهد شد، البته این را هم موردنظر داشته باشید که‌این یک عهدوپیمان میباشد و در یک عهد و پیمان تا‌هنگامیکه عمل تک تک نشده عهد می‌باشد. بعدازآن به مرحله تحویل موقت میرسد که در‌این مرحله ناظر گنبد بایستی بازدید نماید. ما هنوز به مرحله تحویل موقت هم نرسیده‌ایم و تا تحویل موقت هم نشود عهدوپیمان کل وجود ندارد.

در سال جاری‌ها ناظران گنبد مسجد جامع عباسی چه عده ای بودند؟

دفتر کار فنی بوده، به نام نمی‌دانم.

درباره اعوجاجی که روی بخشی از گنبد ایجادشده آقای پاکدل مرمتگر گنبد فرمودند که تصحیح می‌نمایند و شما هم در مذاکره‌های خویش کلام وی را تأیید کردید و گفتید این اعوجاج تصحیح و نوسازی می گردد. اما خوب میباشد اینجانب کلمه و واژه بازسازی را برای آن به‌عمل نبرم و تجدید بنا را جایگزین کنم.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
دوشنبه 26 آذر 1403 زمان : 11:33


رهبر انقلاب اسلامی در پیام حج سال ۱۳۹۳ فرمودند: «زمینه اساسی و دارنده حق تقدم، نگاه زیرکانه‌ای میباشد که فعالان دلسوز عالم اسلام بایستی به تفاوت در بین اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و نادرست فی مابین این دو، خویش و دیگرافراد را برحذر بدارند.» در‌این مقاله تفاوت‌های این دو براساس سخن ها آیت الله خامنه‌ای آمده میباشد.
امام خمینی اسلام را به اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تقسیم کرد
آیا تضعیف اسلام و مسلمین، ساخت تفرقه، رویا رویی با انقلاب اسلامی و تبرّی از اولیای پروردگار و افترا و افترا به آن‌ها و ذهن ها نشانه‌ها آفریدگار - ولو سیاسی هم باشد اشکالی ندارد؛ البته جانبداری از تشریفات مشهد مظلومان و برائت از مشرکان و همنوایی با محرومان و ستمدیدگان و اعتراض به احاطه امریکا و اسرائیل بر کشورهای اسلامی و مخالفت با غارتگری کمپانیهای فرنگی و محکوم کردن دسیسه رؤسا و سلاطین مسلمانْ‌اسم و پشتیبانی از مبارزات مسلمانها حقیقی وواقعی و امثال آن جرم میباشد؟!
این‌جاست که حرف امام عالم ما، آن داعی الی‌اللَّه و فانی فی‌اللَّه آشکار میگردد که اسلام را به اسلام ناب محمّدی(ص) و اسلام امریکایی تقسیم میکرد. اسلام ناب محمّدی، اسلام عدل و قسط میباشد؛ اسلام عزت و اسلام جانبداری از ضعفا و پابرهنگان و محرومان میباشد؛ اسلام پناه از حقوق و دستمزد مظلومان و مستضعفان میباشد؛ اسلام جهاد با معاندان و سازگاری‌ناپذیری با زورگویان و فتنه‌گران میباشد؛ اسلام رفتار و فضیلت و معنویت میباشد.
اسلام امریکایی، چیزی به اسم اسلام میباشد که در سرویس منافع قدرتهای استکباری و توجیه‌کننده‌ی ایفا آنهاست؛ عذر‌یی برای انزوای اهل آئین و نپرداختن آنها به کارها مسلمین و سرانجام ملتهای مسلمان میباشد؛ وسیله‌یی برای غیروابسته کردن قسمت عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از گروه‌ی آئین و مخصوص کردن آیین به مسجد میباشد (و مسجد خیر تحت عنوان پایگاهی برای رتق و فتق کارها مسلمین - چنان‌که در بالا اسلام بوده میباشد - بلکه تحت عنوان کناره‌یی برای غیروابسته شدن از معاش و غیر وابسته کردن جهان و آخرت).
اسلام امریکایی، اسلام انسانهای بی‌درد و بی‌سوزی میباشد که جز به خویش و به رفاه حیوانی خویش نمی‌اندیشند؛ خداوند و آئین را همانند سرمایه‌ی تاجران، وسیله‌یی برای زراندوزی یا این که اقتدار‌طلبی میدانند و کلیه‌ی آیه‌ها و روایاتی را که برخلاف تمایل و منفعتشان باشد، بی‌محابا به زاویه‌ی آلزامیر می‌افکنند و یا این که وقیحانه تأویل می‌نمایند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی میباشد که منافع ملتهای محروم و مظلوم خویش را در شروع‌ی آلهه‌ی امریکایی و اروپایی قربان می‌نمایند و در مقابل، به مدد آنها برای ادامه‌ی حکومت و اقتدار ننگین خویش دیده میدوزند؛ اسلام سرمایه‌دارانی میباشد که برای تأمین فایده خویش، پا بر همگی‌ی فضیلتها و ارزشها می‌کوبند.
بله، این اسلام امریکایی میباشد که عموم را به هجران از سیاست و درک و دعوا و کار سیاسی می خواند؛ البته اسلام ناب محمّدی، سیاست را بخشی از آئین و غیرقابل طلاق از آن میداند و همگی‌ی مسلمین را به شعور و شغل سیاسی دعوت می‌نماید؛ و این چیزی میباشد که ملتهای مسلمان می بایست همواره از امام دانا خویش و گویش گویای اسلام به حافظه داشته باشند. مهم جذب دلها و مقاومت عموم در انقلاب، اسلام ناب بود
به خیال و خاطر اسلام، پروردگار دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت جمهوری اسلامی ایران کرد. آن چیزی که به پاها و دلهای شما قوّت بخشید، تا بتوانید راههای زمانبر را طی نمایید و به اینجا بیایید، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. این اسلام میباشد که دلها را جذب و گردآوری می‌نماید و نیرویی پهناور و باخت‌ناپذیر به وجود می آورد. رمز اساسی همین نکته میباشد، که ما بایستی آن را صحیح فهم و شعور کنیم و مدام به حافظه داشته باشیم. انقلاب اسلامی تا زمانی‌که در خط درست اسلام ناب- یعنی خط امام- با تمرکز جنبش می‌نماید و شما عموم آیین و اسلام را بر هر چیز دیگر ترجیح می‌دهید و روحیه‌ی مدد از اسلام و ارزشهای اسلامی را زنده نگه می دارید و شعارهای کوبنده و برخاسته از متن اسلام را گزینه اعتنا قرار می‌دهید، خیر امریکا و خیر شرق و غرب و خیر ارتجاع و خیر هیچ اقتدار دیگر، قدرتمند نخواهند بود که شما و مملکت و نظام جمهوری اسلامی را از جنبش به سمت هدفهای خویش بازدارند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 12:19


اسلام آئین الهی از بشر تا خاتم
«اسلام» در لغت به معناى تسلیم و گردن نهادن میباشد و با رعایت آن، آیین اسلام آئینی میباشد که اپ کلى آن تسلیم شدن بشر میباشد به خداى دنیا و جهانیان؛ با این تعریف و تمجید، تمامی پیامبران به آئین اسلام دعوت می نموده اند. این مقاله را قرآن نیز تصدیق می کند:

«وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا[۱]؛ کدام آئین عالی از آن میباشد که فرد خودش را تسلیم حکم خداوند نماید و درستکار هم باشد و از دین تمیز و معتدل ابراهیم پیروى کند».
«قُلْ یا این که أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ تک تکِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَمعدودْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِک بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ به اهل کتاب بگو بیایید در یک کلام مشترک با هم همکارى کنیم. جز معبود را عبادت نکنیم و شریکى برایش قرار ندهیم و بعضى از ما بعض دیگر را ارباب قرار ندهد؛ پس چنانچه از این کلام اعراض کردند به وی بگو: پس گواه باشید ما تسلیم حق هستیم». تشریفات مشهد
«إِنَ‌ الدِّینَ‌ عِنْدَ اللَّهِ‌ الْإِسْلاَمُ‌[۲]؛ به طبعً آئینِ [حقیقی که همگی پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد معبود، اسلام میباشد (که در تاثیر این تسلیم، پرستش نکند جز خداى یگانه را و طاعت نکند جز امر او‌را).
بر پایه ی با قرآن مجید، اولی کسى که‌این آئین را «اسلام» و رهروان آن را «مسلمان» نامید، حضرت ابراهیم علیه‌السلام بود، آنجا که فرمود: «مِلَّةَ أَبِیکمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ[۳]؛ این آئین بابا شما ابراهیم میباشد، اوست که شما‌را مسلمان (تسلیم شونده) نامیده میباشد». و در آیه دیگر آمده میباشد: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک[۴]؛ (ابراهیم و اسماعیل گفتند:) پروردگارا! مارا تسلیم دستور خویش گردان و از فرزندان ما نیز امتى را مسلم قرار ده».

امام علی علیه السلام در خطبه ای که در «نهج البلاغه» آمده میباشد، «اسلام» را این‌سیرتکامل تعریف می کند:

«پروردگار را تشکر که اسلام را تشریع (کرد)، و آبشخوارهاى آن را براى آن‌که بخواهد وارد گردد سهل و آسان نمود، و ارکانش را در قبال آن‌که قصد غلبه بر آن دارااست غیر قابل باخت قرار اعطا کرد، و آن را براى کسى که به آن آویخت پناهگاه امن و براى وارد بر آن حریم تندرست قرار بخشید. آن را ادله تشکیل داد براى کسى که بوسیله آن صحبت اعلام‌کرد، و شاهد براى کسى که توسط آن به نگهبانی برخاست، و فروغ و روشنایی براى آن‌که طلب روشنى کرد، و ادراک براى آن‌که فکر نمود، و مغز براى آن‌که تر و تمیز به آگاهی شد، و نشان براى بافراستى که منش حق جست، و بینایى براى کسى که اراده جزم کرد، و ارشادوراهنمایی براى کسى که ارشادوراهنمایی فراگرفت، و نجات براى آن‌که تصدیق کرد، و توکل ‌گاه براى کسى که به آن متّکى شد، و آسایش براى آن‌که خویش را به آن واگذاشت، و سپر براى آن‌که طاقت پیشه کرد. اسلام پر‌نور‌ترین خط مش، و آشکارترین مسلک‌هاست، علائم راهش بلند، جاده هایش پر‌نور، چراغهایش براق، میدان تمرینش مهیا براى مسابقه، هدفش مرتفع، و جاى ‌دهنده مسابقه گذاران میباشد، مشوق ‌اش گزینه گرایش، و سوارانش شریف. راهش تصدیق، نماد ‌اش ایفا لایق، پایانش مرگ، میدان تمرینش جهان، محل گرد داخل شدن مسابقه گذارانش قیامت، و پاداش مسابقه‌ اش پردیس میباشد.»[۵]

اسلام تحت عنوان شریعت خاتم
«اسلام» در اصطلاح، واپسین شریعت توحیدی میباشد که خداوند به وسیله نبی گرانقدرش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای هدایت عموم رسول میباشد. این شریعت در کتاب آسمانی قرآن تبیین گردیده و این کتاب شریف به یاروهمدم احادیث نبی اسلام (صلی الله علیه و آله)، مرجع مسلمانها برای آشنایی باورها و فرمان العمل های فقاهتی میباشد.

هر شخص با اعلام کردن دو گزاره «أشهد أن لا إله إلا الله» و «أشهد أن محمداً پیامبر الله» وارد آئین اسلام میگردد. بیان این جملا‌ت در واقع شهیدشدن دادن به یگانگی آفریدگار و رسالت فرستاده اسلام (صلی الله علیه و آله) میباشد. همینطور «معاد» به معنای رجوع و برگشت به سوی معبود و مشاهده مشوق یا این که جزای اجرا، بعد از توحید و نبوت، از اصول اعتقادی مسلمان‌ها میباشد.

در آئین اسلام آیین نامه های مرتبط با عبادات و کیفیت اجرا اکثری از کارها معاش به طوری که بر پایه ی با شریعت اسلام باشد، احکام عملی نامیده میگردد که دانشی به اسم فقه مسؤولیت تدوین و تبیین آن مبتنی بر قرآن و گفتار و اخلاق و رفتار رسول (و امامان معصوم بر طبق با اطمینان شیعه) را بر ذمه دارااست.

در اسلام آموزه‌های فراوانی برای رفتارهای اخلاقی نیز وجود داراست. معرفی رفتار نیکو و ناپسند و راههای عملی وصال به کمالات اخلاقی، سفارش به رعایت دستمزد بقیه افراد و دستوراتی برای تهیه ارتباط ها اجتماعی و خانوادگی، جزو تعالیم اخلاقی اسلام میباشد.

البته مسلمان ها در زمینه خلافت و جانشینی رسول اکرم به دو مجموعه اهل سنت و شیعه تقسیم می گردند. اهل سنت معمولا جانشینان فرستاده را افرادی میدانند که بعد از وی، به ترتیب حکومت اسلامی را به دست گرفته اند؛ البته شیعه این نظر را دارد بعد از رحلت نبی، از امر الهی -که جانشینی حضرت علی علیه السلام بوده- تخطی گردیده و امامت، که به دست دریافت کردن حکومت جزئی از آن میباشد، سازه به گزینش الهی ویژۀ امامان معصوم -یعنی امام علی علیه السلام و بقیه امامان معین گردیده از نسل وی- میباشد. مبتنی بر با اعتقادوباور شیعه، احادیث ائمه معصومین نیز در ستون احادیث نبی اسلام جای‌دارد.

جهانى بودن و جاودانى بودن آئین اسلام و عدم تخصیص آن به خاندان یا این که ناحیه خاصى، از ضروریّات این دین الهى میباشد و بى نیاز از دلیلى زائد بر دلایل حقّانیت اسلام میباشد و حتى کسانى هم که ایمان به آن ندارند مى‌دانند که دعوت اسلام، همگانى بوده و محصور به حیطه جغرافیایى خاصّى نبوده میباشد.

افزون بر این، شواهد تاریخى فراوان وجود داراست که نبی اکرم(ص) به سران کشورها مانند قیصر روم و فرمانروا جمهوری اسلامی ایران و فرمانروایان مصر و حبشه و شامات و نیز به رؤساى قبائل گوناگون عرب و... طومار نوشتند و پیک ویژه بسوى آنها گسیل داشتند و همگان را دعوت به پذیرفتن این آئین مقدّس کرده از پیامدهاى حاد شرک و استنکاف از پذیرفتن اسلام، بر حذر داشتند.[۶] و در‌حالتی که آیین اسلام، جهانى خلا اینگونه دعوت عمومى اعمال نمى‌گرفت و بقیه اقوام و امتها هم عذرى براى عدم تایید مى‌داشتند. براین اساس نمى‌اقتدار میان ایمان به حقّانیت اسلام و لزوم فعالیت مبتنی بر این شریعت الهى، تفکیکى قائل شد و در سود، کسانى را از ملزم بودن به پیروى عملى از این دین الهى، مستثنى دانست.

دلایل قرآنى بر جهانى بودن اسلام:

شایسته ترین برهان و معتبرترین گواهی براى ثابت این مقاله، قرآن مهربان میباشد و کسى که یک مرور اجمالى بر این کتاب الهى بکند با کمال روشنى درخواهد یافت که دعوت آن، عمومى و همگانى میباشد و تخصیص به خویشاوندان و اهل نژاد و گویش معیّنى ندارد. برای مثال، در آیه ها زیادى کلیه عموم را بعنوان «یا این که أَیُّهَا النّاس»،[۷] «یا این که بَنِی آدَم»[۸] آیتم خطاب قرار داده و هدایت خویش را مشتمل بر کلیه انسانها «النّاس»[۹] و «العالَمین»[۱۰] دانسته میباشد. و همینطور در نشانه‌ها فراوانى رسالت رسول اکرم(ص) را براى تمامی عموم «النّاس»[۱۱] و «العالَمین»[۱۲] اثبات کرده، و در آیه‌اى شمول دعوت وى را نسبت به هر کسى که از آن، مطّلع خواهد شد آیتم تأکید قرار داده میباشد.[۱۳] و از سوى دیگر، رهروان بقیه ادیان را بعنوان «اهل کتاب» آیتم خطاب و عتاب قرار داده[۱۴] و رسالت نبی اکرم(ص) را راجع به آن‌ها ثبت فرموده، و در اصلً مقصود از نزول قرآن کریم ومهربان بر فرستاده اکرم(ص) را پیروزى اسلام بر بقیه ادیان، شمرده میباشد.[۱۵]

با اعتنا به‌این آیه ها، جاى هیچگونه شک و تردید و شبهه‌اى درباره همگانى بودن دعوت قرآن کریم و مهربان و جهانى بودن آئین مقدّس اسلام، باقى نمى‌ماند.

جاودانى بودن اسلام
آیه ها سابق الذکر همانطور که با بکار دریافت کردن لفظ ها عامّ (مانند بنى انسان و الناس و العالمین) و با متوجه کردن خطاب به اقوام غیرعرب و رهروان بقیه ادیان (مانند «یا این که أَهْلَ الْکتاب») همگانیّت و جهانى بودن اسلام را اثبات مى‌نماید، همینطور با اطلاق زمانى، محدودیّت و مقیّد بودن آنرا به فرصت معینى نفى مى‌نماید و بویژه، تعبیروتفسیر «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ تک تکِّه»[۱۶] جاى هیچگونه شبهه‌اى باقى نمى‌گذارد. همینطور مى‌اقتدار به آیه ۴۲ از سوره فصّلت، عامل کرد که مى‌فرماید: «وَ إِنَّهُ لَکتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَبستنی قیفی حَمِید» و دلالت دارااست بر اینکه هیچگاه قرآن کریم ومهربان، صحّت و اعتبار خویش را از دست نخواهد اعطا کرد. نیز دلایل خاتمیّت فرستاده اسلام(ص) هرگونه توهّمى را نسبت به قابلیت نسخه ها شدن این آیین الهى توسط رسول و شریعت دیگرى، فسخ مى‌سازد. و نیز احادیث فراوانى بدین مضمون، وارداتی میباشد مانند: «حلالُ محمدٍ حلالٌ الى یوم القیامة، و حرامُه حرامٌ الى یوم القیامة».[۱۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 23
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 10:51


حس گناه مخرب‌ترین شم میباشد
جان‌بزرگی توضیح اعطا کرد: در روانشناسی حس گناه مخرب‌ترین شم میباشد و برخلاف خیرخواهی به نهفته شدن تمایل دارااست برای همین میباشد که مجرمان آغاز جرم خویش را تشریفات مشهد مخفی می‌نمایند؛ زمانی شم خویش را نهفته می کنیم موضوع عفونت خل وچل به وجود می آید و رفلکس‌ساز می گردد و عفونت سیستم‌ها را از شغل می‌اندازد هنگامی که گناه جاری ساختن می دهیم زیرا حس گناه میل به نهفته شدن دارااست منجر می شود گناهان آجل به وجود آید به این ترتیب یک بشر گناه کار میل بیشتری به گناه داراست زیرا سیستم تصمیم‌گیری وی ضعیف می شود و خواست و عزم را ضعیف می‌نماید و زمانی سپردن معدود باشد ابتلا بیشتر می‌گردد؛ فرض فرمایید منزل خویش را پاک کرده‌اید و با دیدن خرد‌ترین آشغال بر روی زمین و یا این که خاک بر روی اجسام آن را تمیز می کنید برای همین میباشد که می گویند تمیزی، تمیزی میاورد و احساس مثبت به ما میدهد و کثیفی، کثیفی میاورد و احساس بد به ما می دهد به این ترتیب رفلکس کثیفی، کثیفی بیشتر میباشد و در اکثری از مورد ها درستی می‌نماید به همین خیال میباشد هنگامی که در بین آدم‌ها احترام وجود دارااست احترام موجب تقویت بیشتر احترام میگردد و هنگامی که احترام ریخته خواهد شد از میان می‌رود پس سود میگیریم تمامی چیز متعلق بدین میباشد که ما چه میخواهیم.

او ذکر کرد: هنگامی‌که ما در چاه گناه گرفتار می‌شویم در صورتی‌که به آفریدگار امیدوار باشیم یک دارویی متشکل از سه عنصر می تواند مارا نجات دهد که دربرگیرنده «بخشش» و «کرم» و «عشق و علاقه و محبت» میباشد چنانچه این مثلث تشکیل خواهد شد؛ در پست‌ترین محل هم باشیم معبود مارا نجات می دهد.

این معلم روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانش گاه بیان کرد: امام سجاد(ع) به زیبایی منش معالجه را آموزش می بینند که در‌حالتی که این سه ضلع را با خدا داشته باشیم نگران نخواهیم بود؛ حضرت یوسف در گیر غلط نشده بود البته وقتی که در زندان و چاه بود عشق و محبتش به خدا و کرم پروردگار نجات‌دهنده حضرت یوسف(ع) شد.

او به فراز ۴۷ و ۴۸ دعای ابوحمزه ثمالی اشاره نمود: «اِلهی وَسَیدی وَعِزَّتِک وَجَلالِک لَئِنْ طالَبْتَنی بِذُتازهُبی لاَطالِبَنَّک بِعَفْوِک وَلَئِنْ طالَبْتَنی بِلُؤْمی لاَطالِبَنَّک بِکرَمِک وَلَئِنْ اَدْخَلْتَنِی النّارَ لاَخْبِرَنَّ اَهْلَ النّارِ بِحُبّی لَک اِلهی وَسَیدی اِنْ کنْتَ لا تَغْفِرُ اِلاّ لاِوْلِیآئِک وَاَهْلِ طاعَتِک فَاِلی مَنْ یفْزَعُ الْمُذْنِعطرُنَ وَاِنْ کنْتَ لا تُکرِمُ اِلاّ اَهْلَ الْوَفآءِ بِک فَبِمَنْ یسْتَغیثُ الْمُسْیئوُنَ الهیان اَدْخَلْتَنِی النّارَ فَفی ذلِک سُرُورُ عَدُوِّک وَاِنْ اَدْخَلْتَنِی الْجَنَّةَ فَفی ذلِک سُرُورُ نَبِیک وَاَ نَا وَاللهِ اَعْلَمُ اَنَّ سُرُورَنَبِیک اَحَبُّ اِلَیک مِنْ سُرُورِ عَدُوِّک؛ ای خدای اینجانب و آقای اینجانب، قسم و سوگند به عزت و جلالت در صورتیکه منرا راجع به گناهان بازخواست کنی اینجانب نیز تورا به عفو وبخشش و گذشتت مطالبه می کنم و در صورتی‌که به پستی‌ام من را مؤاخذه کنی اینجانب هم به کرمت تو‌را مطالبه میکنم و در صورتیکه به دوزخم ببری به دوزخیان گزارش میدهم که دوستت دارم ای خدای اینجانب و آقای اینجانب درصورتی که نیامرزی مگر دوستانت و پیروانت را پس به که جانبداری مارک گناهکاران و در حالتی‌که اکرام نکنی مگر نسبت به وفادارانت پس به که استغاثه نمایند بدکرداران خدایا در صورتیکه به دوزخم ببری این فعالیت موجب خوشحالی دشمنت خواهد شد و در حالتی‌که به بهشتم ببری موجب خوشحالی پیامبرت بشود و اینجانب به آفریدگار قسم مطلقاً می دانم که خرسند شدن پیامبرت را بیشتر از ذوق زده شدن دشمنت دوست داری».

جان‌بزرگی ادامه داد: امام سجاد(ع) به ما یاد میگیرند که‌این‌سیرتکامل باایمان سخن بزنیم؛ ای سرور اینجانب در حالتی‌که تو مرا با گناهانم طلب کنی اینجانب هم حافظه گرفتم تورا به عطوفت طلب کنم، در شرایطی‌که مرا پست طلب کنی دست به دامن کرمت می شوم و درصورتی که در غایت منرا در دوزخت بیندازی فریاد میزنم و به اهل حریق میگویم که اینجانب عاشقت بودم و دوستت داشتم و دست به دامن محبتت می شوم.

او به صورت صریح بیان کرد: امام سجاد(ع) در پی می گویند خدایا چنانچه تو تنها بخواهی دوستانت را که اهل طاعت می باشند بیامرزی پس آن ها که گناه کرده‌اند چه می بایست نمایند؟ مگر غیر از تو کس دیگری میباشد؟ به کجا حمایت ببرند.

این معلم روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانش گاه مطرح کرد: امام سجاد(ع) از اعماق دل این‌سیرتکامل باایمان صحبت می گویند که در‌صورتی‌که عده ای که به مهر تو دارای تعهد می‌باشند را اکرام کنی پس چه کسی می بایست به بخشید ما بدها رسد، در حالتی که تو بخواهی مرا وارد دوزخت کنی چه اتفاقی میفتد معاندان تو ذوق زده می شوند ولی چنانچه مرا وارد پردیس کنی پیامبرت شادمان میشود درحال حاضر خودت بگو. در‌این نصیب از دعا امام سجاد(ع) به خدا عهد می خورند و میگویند عهد میخورم و مطمئنم شور پیامبرت برایت خوشایندتر از دشمنانت میباشد.

جان‌بزرگی در نقطه پايان با این دعا که خداوندا نگذار آبروی ما برود و دشمنانت خنده رو شوند خودت برما رحم کن، یادآور شد: دهه پایان ماه رمضان بسیار اصلی میباشد بیان کننده به روزی در آن پخش می‌گردد و از آفریدگار میخواهیم مارا دربرگیرنده دعای امام سجاد(ع) نماید.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
چهارشنبه 21 آذر 1403 زمان : 11:16


«ای افرادی که ایمان آورده اید، صدقه های خویش را با منت آزاردادن فسخ نکنید، مانند هر کس کالا خویش را به دورویی و خود نمایی به عموم انفاق می نماید و به خداوند و روز آخرین ایمان ندارد، تشریفات مشهد که مثل وی مثل سنگ دشوار و صافی میباشد که خاکی (اندک) بر آن نشسته، پس باران سیل‌آسا و درشتی به آن رسد و آن را سنگی صاف (و فارغ از خاک و گیاه) واگذارد (صدقه وی نظیر آن خاک میباشد. و ریاکاران) به چیزی از آنچه استخراج کرده اند دست نمی یابند و معبود عموم کافر را هدایت نمی نماید.»

انفاق عده ای که برای رضای معبود مالشان را می‌بخشند مانند باغی میباشد که در جایی مرتفع سازه گردیده است. در حالتی‌که به اینگونه باغی باران شدیدی رسد محصولش دوبرابر می گردد و در صورتی بارانی هم نرسد گشوده مال خودش را خواهد داشت.

چرا در هنگام انفاق کردن دست و دلمان می لرزد؟

همان طور که گفتیم و میدانید انفاق از مستحبات میباشد و شیطان هم با این کارها مخالف میباشد. حتما در هنگامی که بشر قرار میباشد انفاق نماید شیطان بدون شغل نخواهد گردهمایی و به پندار وسوسه کردن وی میباشد. چه وسوسه ای از این قدرتمند خیس که شخص انفاق کننده را از فقری که ممکن میباشد در آجل به سراغش بیاید بترساند. آیه 268 سوره بقره به‌این نکته اشاره داراست:

«الشَّيْطانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»

«شیطان، شما‌را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستی می‌دهد و به بی عفتی (و زشتیها) دستور می نماید البته معبود وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد و آفریدگار قدرتش کبیر و (به هر چیز) داناست. (به همین عامل، به وعده های خویش وفا می نماید.)»

اجر انفاق, ثواب و اجر انفاق, مشوق انفاق

اجر انفاق چیست ؟

اجر انفاق کردن چیست؟

انفاق برای مثال معامله هایی میباشد که بشر با معبود جاری ساختن می‌دهد و هرگز خسارت نمی نماید. پروردگار واحد سنجش بهره انفاق را از دو موازی تا هفتصد موازی ذکر نموده است که معیار منفعت بستگی به واحد سنجش استعداد شخص دارااست. در آیه 261 سوره بقره آمده میباشد :

«مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في‏ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»

«عده ای که اموال خویش را در روش آفریدگار انفاق می نمایند همچون بذری میباشند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و معبود آن را برای هر که بخواهد (و استعداد داشته باشد) دو یا این که یکسری موازی می نماید و معبود (از لحاظ اقتدار و عفو وبخشش) پهناور و (به تمامی چیز) داناست.»

انفاق در تنگدستی، منجر ورود به فردوس میگردد:

آفریدگار در سوره ی آل عمران، آیه ی 133 و 134 می‌فرماید :

«وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَویَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (133) الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (134)» «و برای نیل به آمرزشی از معبود خویش و بهشتی که پهنایش (به قدر) آسمانها و زمین میباشد (و) برای پرهیزگاران مهیا گردیده است بشتابید همانان که در فراخی و تنگی انفاق می نمایند و خشم خویش را فرو می‌برند و از عموم در می گذرند و آفریدگار نیکوکاران را دوست داراست.»

انفاق، منجر آمرزش میگردد:

معبود در سوره بقره آیه ی 271 می‌فرماید :

«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» در حالتی‌که انفاق هاى خویش را در رویه معبود آشكار سازيد عالی میباشد و در‌حالتی که آن را مخفی داريد و به فقرا بدهيد به فایده شما میباشد و از گناهانتان مى بخشد »

از محرک بزرگی برخوردار‌است:

در سوره ی حدید آیه 7 آفریدگار فرمودند :

«آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَأَنْفِقُوا مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ ۖ فَالَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَأَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ كَبِيرٌ» به معبود و پيامبر وی ايمان آوريد و از آن چه شما‌را در(به کار گیری از) آن جانشين كرده میباشد انفاق كنيد؛ زيرا كسانی از شما كه ايمان آورده و انفاق كنند جایزه بزرگی خواهند داشت». به حقیقت اين چه مشوق عظيم و بزرگی میباشد كه خدای با اين عظمت آن را گران قدر می شمرد؟!

انفاق، معامله ای لبریز منفعت با آفریدگار میباشد:

پروردگار در سوره ی فاطر آیه ی 29 آورده میباشد :

«إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ» كسانى كه كتاب الهى را قرائت مى كنند، و نماز را بر پا مى دارا هستند، و از آنچه به آنان روزى داده ايم در نهفته و آشكار انفاق مى كنند، آن‌ها اميد تجارتى دارا‌هستند كه نابودى و خرابی و كساد در آن نيست»

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 83
سه شنبه 20 آذر 1403 زمان : 11:41


چرا دو تقوای نخستین، البته و البته و در‌حالتی که دارااست؟؟؟؟؟؟؟
زیرا در امتحانات مشقت بار نمیتواند نجات قسمت باشد مثالهایش هم در قرآن و تاریخ فراوان است
او‌لین شیطان لعین که زیرا ریشه زهدو تقوا و عباداتش حب پروردگار عدم وجود در قبال فرمان خداوند قانون شکنی کرد و نتوانست بر افراط قوه ی غضبیه اش غلبه نماید و در قبال حکم آفریدگار استکبار تشریفات مشهد ورزید (ریشه کبر و غرور و استکبار و تعرض و سرکشی و... افراط قویه ی غضبیه می‌باشد!!!!!!!) به این دلیل که در شرایطی‌که ریشه ی تقوایش حب پروردگار بود هیچگاه روی سخن محبوبش حرفی نمیزد!!!!!!!
دومی نمونه قرآنی هم بلعم باعورا بود که گشوده زیرا ریشه تقوایش حب معبود و حب اولیای آفریدگار خلا با اینکه بر تاثیر زهد و تقوا و عباداتی که ریشه در حب نفس و حب در مقامات داشت به نام اعظم هم رسیده بود و به اصطلاح مستجاب الدعوه گردیده بود البته در قبال فرستاده اوالعظم زمانش موسی علیه السلام، هر که می داند دوست داستنی خداست، تمرّد کرد و حتی اورا نفرین کرد و کافر از جهان رفت!!!!!!!! و نتوانست بر افراط قوه شهویه که به طور تمایل به جاه و رده میباشد بایستد.
اکنون پاره ای در خصوص این ریشه و مغز زهدوتقوا مطابق آیه‌ها و احادیث بیشتر سخن می کنیم:
پیامبر اکرم می‌فرمایند: ُ یَا عَلِیُّ حُبُّکَ تَقْوَى وَ إِیمَانٌ وَ بُغْضُکَ کُفْرٌ وَ نِفَاقٌ
ای علی حب و محبت تو، زهد و ایمان میباشد و بغض و دشمنی باتو شرک و نفاق میباشد

این حدیث شریف در منابع بسیار دارای اعتبار مانند أمالی و معانی الأخبار روضه خوان صدوق، روضة الواعظین‏ فتال نیشابوری و... آمده میباشد.
گستردن این معنی که ریشه ایمان به آفریدگار و زهدو تقوا حب مولا علی می‌باشد را می توانید در نوشته‌علمی ی بسیار اصلی ارتباط ی حب اهل بیت و ایمان مشاهده بفرماید.
از حدیث بالا معلوم می گردد که مغز و ریشه زهد و تقوا محبت امیر المومنین میباشد و بغض مولا نشانه و نماد ی بیتقوایی میباشد. یعنی هر چه محبت ما نسبت به امیر المومنین بیشتر گردد در سود ی این محبت خویشتن حفظ ما هم بیشتر می گردد!!!!!!!!!
یعنی در صورتی ما می‌خواهیم جامعه پردازی اسلامی داشته باشیم و زهد و تقوا را در اجتماع رویش دهیم مهم ترین راهکارش پرورش محبت مولا علی و اولیای الهی در جامعه است!!!!
اکنون بایستی رویت کرد چرا محبت به مولا علی و کلاً 14 معصوم منجر ساخت‌و‌ساز زهدوتقوا و خویشتن محافظت می گردد و چرا با پرورش این محبت، زهدوتقوا هم پرورش میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و آن گاه می بایست بفهمیم که چه‌طور میتوان نسبت به مولا محبت پیدا کرد و این محبت را تقویت کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولی چرا محبت به مولا علی و کلا 14 معصوم و اولیای الهی سبب تولید زهد می‌شود:
بسیار بدیهی میباشد،
ملاحظه کنید هنگامی کسی را ما واقعاً دوست بداریم، این حب و عشق و علاقه و محبت ما نسبت به دوست داستنی سبب می شود که آهسته آهسته ما از محبوبمان تاسی کنیم!!!!!!!!!!!!!
یعنی یکی‌از اثرها دوستداشتنی شدن فردی در نزد ما این میباشد که ما آهسته آهسته از آن فرد تقلید پیدا می کنیم و مناسب وی مناسب ما می شود، آنچه گزینه پسند و تأیید دوستداشتنی ما باشد آیتم پسند و دوست داستنی ما هم میگردد.
و شیطان لعین و حزب شیطان هم به خیر و خوبی از این قائده مطلعند و انگیزه اینکه در‌این نظم نوین شیطانی دنیا، در‌این فرهنگ شیطانی، در نظام تبلیغات می‌آیند و چندین محبوبیت کاذب و مصنوعی و توهمی برای شخصیتهایی که از نگاه قیمت حقیقی وواقعی فاقد بها میباشند توسط نظام تبلیغات و در اختیار گرفتن ذهن تولید میکنند و یکسری هنرپیشه و ورزش‌کار که پیشگامان لهو و لعب در دانا می باشند رو دوست داستنی عموم قرار می دهند و پس از آن ها در نظام تبلیغات استعمال میکنند هم همین است.
یعنی هنگامی فلان هنرپیشه که دوستداشتنی شما شد فلان مال را تأیید میکند و آن را گزینه پسندش معرفی میکند، شما هم به عبارتی جنس را می خری و گزینه تأیید خودت می‌دانی
هنگامی فلان هنرپیشه یا این که فلان بازیکن ، فلان مد را برای لباسش بر میگزیند شما هم در شرایطی که آن هنرپیشه یا این که بازیکن، واقعاً دوستداشتنی شما باشد، رو میاوری به به کارگیری از به عبارتی مد!!!!!
و این میباشد سر یک کدام از موادتشکیل دهنده جهانی سازی شیطان و انگیزه دوستداشتنی کردن شخصیتهایی که واقعاً فاقد ارزشهای حقیقی می‌باشند البته به شیوه های گوناگون می‌آید و آن را در لحاظ عوام مردم دوست داستنی میکند البته در جهانی سازی اسلامی و جامعه پردازی مهدوی و الهی بایستی مظاهر حقیقی و واقعی ارزشها به دوست داستنی جامعه تبدیل شوند.
در حالتی‌که کسی واقعاً مولا علی برایش دوست داستنی شد، کمکم تمایل به انفاق و جوانمردی و رعایت عدل و داد و حق خواهی و ایثار و عبادت و مردانگی و مروت و مجموع خصایل نیک و دارنده بها حقیقی و واقعی در وی پرورش پیدا میکند و از گناه و معصیت و پلیدی و ظلم و... کمکم کینه دوزی واقعی پیدا میکند.همان طور که به صورت نمونه هر کس واقعاً شیدا فلان مجموعه میباشد از خرقه زیرش تا رنگ پوست صورتش را به رنگ جامه دسته محبوبش در می‌آورد و....
درحال حاضر به‌دنبال انشالله با این موضوع می پردازیم که چه‌طور میتوان محبوبیت مولا علی و کلاً 14 معصوم و اولیای پروردگار را در خودمان و جامعه رویش بدهیم تا زهدوتقوا و ایمان در تاثیر آن پرورش پیدا نماید
و آن‌گاه اثر ها بسیار شگفت انگیزی که‌این زهد در معاش آدم دارااست را مبنی بر نشانه‌ها و احادیث ذکر می‌کنیم که بسیار بسیار بسیار برای خویش اینجانب جذاب و حیرت انگیز و شیرین و دل انگیز و اشتیاق برانگیز و دوست داشتنی بود.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 18
دوشنبه 19 آذر 1403 زمان : 11:07


رعایت متانت و آداب در هر امری، باعث دست یافتن خوب به هدف ها آن شغل میباشد. هر چیزی هم برای خویش آدابی دارااست؛ مثل آداب بیزنس، آداب معاشرت، آداب استحصال دانش، آداب نبرد و نزاع، آداب نماز و خواندن و ... که آشنایی و ملاحظه آن‌ها، آن فرمان را توفیق آمیز‌خیس می‌سازد و دلیل را به غرض مجاورت‌خیس می‌سازد.
به عنوان مثال برای زیارت هم آدابی نام برده میباشد. ملاحظه آن‌ها هم اجر بیشتر داراست، هم زائر را در دستاورد‌های معنوی زیارت کامیاب‌خیس می‌سازد و هم تربیت کننده میباشد و مایه رابطه روحی خوب . تشریفات مشهد
این آداب، بعضا ظاهری میباشد و برخی باطنی. در کتاب ها حدیث هم تیتر آداب ظاهری و آداب باطنی برای برخی از ایفا و سنن مطرح شد‌ه‌است. بدون‌شک به عبارتی آداب ظاهری هم به استخراج توجّه قلبی و آداب باطنی امداد می‌نماید.
چگونگی زیارت کردن و جزئیات زیارت تلاوت و معدودّ و کیف این تشرّف و دیدار معنوی را نیز بایستی از اولیای آئین یادگرفت. امام راست گو(ع) به محمد بن مسلم ـ که از اصحاب گرانقدر اوست اینگونه آیین نامه می دهد:
«هر گاه به زیارت مرقد امیرالمؤمنین(ع) رفتی، غسل زیارت کن، پاکیزه‌ترین خرقه‌هایت را بپوش، بوی خوش و عطریات به کار گیری کن، با متانت و ادب و آهسته آهسته تکان کن ، زمانی به باب السّلام رسیدی، رو به قبله بایست و سه توشه تکبیر بگو، بعد زیارت را بخوان...».[1]
این نکات، برای مثال آداب ظاهری زیارت میباشد.
مرحوم کلینی در کتاب کافی، مرحوم شهید اولیه در کتاب دروس و همینطور مرحوم روضه خوان عباس قمی در مفاتیح الجنان، آداب فراوانی برای زیارت نقل کرده‌اند.
آنجه در‌این نوشته‌ میخوانید، بعضا از مهم ترین آن آداب، با تبیینی پر‌نور و تفصیل و گسترش آن میباشد.
1. غسل زیارت
برای حضور در مقبره‌ها، زائر بایستی تمیز باشد، هم عصمت ظاهری، هم درونی. غسل زیارت از آن جا که تحت عنوان یک فعالیت عبادی اعمال می گیرد، ضمن تمیزی جسم و جامه، عصمت روح و سرازیر را هم پیرو دارااست. هم پیش از شروع مهاجرت زیارتی و هنگام خارج رفتن از منزل و شهر و بیشتراز استارت مهاجرت مستحب میباشد، هم پیش از تشرف به مقبره‌‌های مطهّر معصومان(ع).
غسل، یک عصمت و طهارت جسمی میباشد، اما صفای روحی و معنوی هم دارااست؛ زیرا هم پا با نیّت، بیان معبود و دعاست و فقط دوش تصاحب کردن و شستن تن وجود ندارد؛ مثل وضو که صرف شستن شکل و دست‌ها وجود ندارد. نورانیت و اثر ها معنوی و روحی آن در سایه اعتنا و قصد نزدیکی و عبادت آماده می‌گردد. وضو تحت عنوان پیشگفتار نماز و غسل تحت عنوان پیشگفتار زیارت میباشد.
در زیارت هفتم امام حسین(ع) که حضرت درست گو(ع)به صفوان جمّال آموخته، حضرت می فرماید: زمانی خواستی به زیارت بروی، از آب فرات غسل کن و هنگام غسل بگو: بسم الله و بالله، اللهم اجعله نوراً و طهوراً و حرزاً و شفاءً مِن کُلِّ داءٍ وَ سُقمٍ و آفةٍ و عاهةٍ، الّلهم طهّر به قلبی و اشْرَح به صَدری و سهّل به اَمری.
با این دعا و امثال آن، هم عمل با اسم و خاطر معبود شروع میشود، هم طلب نورانیت و عصمت و طهارت و شفا و ایمنی میباشد و هم دعا برای پاکی قلب و گستردن صدر و سادگی فعالیت.
غسل زیارت، یک معنای نمادین هم دارااست؛ یعنی شستشوی جسم و تمیزی تن، نمادی از عصمت روح میباشد: «شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام».
هر که برای تشرف به بقاع آلایش جسمی را می‌زداید، آلایش روح را هم می بایست بشوید تا هم با جسم منزه، هم روح تمیز، هم خرقه تازه، هم با روحیّه جدید تشرف یابد؛ چرا‌که توبه و خضوع و خشوع، خرقه روح میباشد. در روایات سفارش گردیده زمانی زائر از غسل سوا شد، لباس تمیز و منزه بپوشد و دو رکعت نماز بخواند و با بیان معبود و «الله اکبر» و «لااله الا الله» و با گام‌های خرد به طرف مزار برود. همگی اینها در تأمین اکنون معنوی مؤثر میباشد. برای غسل زیارت، دعاهای دیگری نیز وارداتی میباشد.
عصمت و طهارت روحی شرط رابطه با پاکدلان و منزه‌جانان و حضور در اماکن مقدس میباشد. رعایت این آرامش در حالا حیات امامان هم آیتم تأکید میباشد. تعدادی نفر در مدینه قصد تشرّف به حضور امام راستگو(ع) داشتند. در رویکرد یک کدام از اصحاب از کوچه‌ای خارج آمد و بدین گردآوری پیوست؛ در حالی که جنب بود و اینان نمی‌دانستند. زمانی سرویس امام رسیدند و درود دادند، حضرت خطاب به آن فرد فرمود: آیا نمی‌دانی که شایسته وجود ندارد فرد جنب به منزل انبیا وارد گردد؟ وی بازگشت و بقیّه به سرویس امام شرفیاب شدند.[2]
امام راستگو(ع) سفارش فرموده میباشد: هر گاه به قصد زیارت قبر امیرمؤمنان(ع) رفتی، وضو بگیر، غسل کن و با وقار رویکرد برو. امام هادی(ع) نیز به موسی بن عبدالله نخعی ـ که از آن حضرت، زیارتی بدون نقص و جامع برای هر کدام از ائمّه درخواست کرد، و حضرت هم زیارت جامعه را به وی فراگرفت ـ پیش از ذکر متن زیارت فرمود: هر گاه به آستانه مرقد آن حضرت رسیدی، بایست در حالی که با غسل هستی، شهادتین را بگو و اجازه دخول بخوان ...، و آداب دیگر. در حدیثی هم که صفوان جمال از حضرت راست گو(ع) میپرسد: امیرالمؤمنین را چه‌طور زیارت کنم؟ می فرماید: هر گاه عزم زیارت کردی، غسل کن، دو لباس منزه و شسته گردیده‌ات را بپوش، بو بزن و با بوی خوش به زیارت برو.[3]
خوش‌بویی و تمیزی از خلق انبیاست و برای زیارت اولیای الهی تأکید بیشتری بر آن گردیده است.
جنبه دیگری غسل زیارت، به آن گاه اجتماعی آن مربوط میشود. معمولاً در تجمع‌ها و هجرت‌ها، ممکن میباشد تن عرق نماید، اطراف از لحاظ بوی تن و عرق پاها و غبار آلودگی زائران و ... ناهنجاری‌هایی داشته باشد که تحمّل آن برای سایرافراد بهتر و خوشایند نباشد. غسل زیارت، گامی برای تولید فضای مناسب‌خیس در اماکن زیارتی و در دسته‌های زائران میباشد. متانت تشرف به محضر یک شخصیت تعالی ایجاب می‌نماید که دیدار کننده با شایسته ترین جامه و پسندیده‌ترین اوضاع و احوال و هیئت و با آراستگی بی نقص برود تا ادای احترام نموده باشد. غسل قبل از زیارت، تا حدّی پشتیبانی کننده این غرض میباشد و فارغ از آن نوعی بی‌احترامی می گردد.
از امام راستگو(ع) درباره آیه )خذوا زینتکم عند تک تکِّ مسجد( پرسیدند، فرمود: «الغُسل عِندَ لقاءِ کُلِّ امامٍ»[4].
آن حضرت غسل هنگام دیدار هر امام را مصداقی از آراستگی هنگام عبادت یا این که حضور در عبادتگاه به شمار می‌آورده میباشد و این برای زائران درس تمیزی و خوش‌بویی و وقار ظاهری میباشد.
2. خرقه منزه و آراستگی و خوش‌بویی
پوشیدن لباس تازه و خرقه منزه و استعمال از بو، آداب دیگر تشرف به بقعه‌های مطهّر میباشد. در احادیث، هم بر «ثوب تازه» تأکید گردیده، هم بر «ثوب نظیف» که میرساند تمیزی و تازگی هر دو آیتم مداقه میباشد. مرحوم سود کاشانی به گزارش روضه خوان صدوق، یک کدام از آداب زیارت قبور ائمه در عراق و خراسان را همین نکته میداند؛ از جملهً در زیارت سید الشهدا(ع) می گوید:
«هر گاه به زیارت آن حضرت رفتی، از کنار فرات غسل کن، خرقه‌های پاکیزه بپوش و پا لخت به سوی مقبره عزیمت کن».
وی در زمینه ی زیارت حضرت کاظم(ع) در بغداد و زیارت امام رضا(ع) در طوس هم غسل و تمیزی و پوشیدن جامه تازه را ذکر می‌نماید، و نیز در زیارت قبر عسکریّین(ع) در سامرا هم همین سفارش را دارااست: «... فاغتسِل و تَنَظَّفْ و البسْ ثوبَیک الطاهِرَینِ».[5]
از‌آنجا‌که شرایط روحی و جسمی و ظواهر و درون در یکدیگر تأثیر متقابل دارا هستند، نوع خرقه و احوال ظاهری زائر در پدید وارد شدن هم اکنون مطلوب روحی و ساخت نشاط معنوی مؤثر میباشد. جامه منزه و تازه هم همین تاثیر روحی را دارااست. به علاوه، حرمت‌گذاری به شخصیتی که به دیدارش می رویم، بخشی هم در آراستگی ظواهر و تروتمیز و معطّر بودن خرقه و رمز و اوضاع جلوه می‌نماید.
3. متانت و طمأنینه
ادب و ادب ظاهری، نشان طمأنینه درونی میباشد. خلق عجله‌زده هم گویای داخل آشفته و نابسامان میباشد. در سفارش‌ای مرتبط با زیارت آمده میباشد که: با ادب و ادب راه و روش بروید، گام‌ها را خرد بردارید، موقعیت طمأنینه داشته باشید، با موقعیت بیان و تسبیح و تکبیر، وارد بقاع و مزار گردید. اینها جهات شکلی و آداب ظاهری میباشد که در داخل و باطن زائر هم تاثیر میگذارد.
پیاده رفتن برخی از ائمه به مسافرت حج را شنیده‌اید؛ مثل امام حسن مجتبی(ع) و امام کاظم(ع) . پیاده روی هم موثر بر روح و داخل میباشد. صفوان جمال نقل می‌نماید که با حضرت درست گو(ع) همسفر بود، به کوفه که رسیدند، امام امر کرد تا مرکب را بخواباند و فرمود: اینجا قبر جدم امیرمؤمنان(ع) میباشد. آن گاه حضرت غسل کرد، خرقه دیگری پوشید، به طرفه تپه‌ای که قبر علی(ع) آنجا بود، خط مش زمین‌خورد و به صفوان فرمود: تو هم مثل اینجانب کن، قدم‌هایت را خرد بردار، نگاهت را به طرف زیر بگیر، متواضعانه خط مش برو... . آن گاه خودش با صفوان به طرف قبر جنبش کردند؛ در حالی که سکینه و ادب بر آن دو حکم دهنده بود و تسبیح و تقدیس و تهلیل می‌گفتند، تا به قبر شریف رسیدند.[6]
در حدیث دیگری، امام هادی(ع) هنگام یاددادن زیارت جامعه کبیره به موسی بن عبدالله نخعی، قبل از ذکر متن زیارتنامه به او فرمود: هر گاه وارد بقاع شدی و قبر را دیدی، بایست و سی توشه، الله اکبر بگو، بعد از آن مقداری جلو برو، در حالی که هم پا با وقار و آرامش باشی، مسافت قدم‌هایت را کوتاه کن، بایست، بازهم سی توشه تکبیر بگو، آن گاه مجاورت قبر برو، چهل توشه تکبیر بگو، بعد از آن بگو: «السلام علیکم یا این که اهل بیت النبّوه..».

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 43
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 294
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 555
  • بازدید ماه : 555
  • بازدید سال : 2091
  • بازدید کلی : 43232
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی