اسلام آئین الهی از بشر تا خاتم
«اسلام» در لغت به معناى تسلیم و گردن نهادن میباشد و با رعایت آن، آیین اسلام آئینی میباشد که اپ کلى آن تسلیم شدن بشر میباشد به خداى دنیا و جهانیان؛ با این تعریف و تمجید، تمامی پیامبران به آئین اسلام دعوت می نموده اند. این مقاله را قرآن نیز تصدیق می کند:
«وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا[۱]؛ کدام آئین عالی از آن میباشد که فرد خودش را تسلیم حکم خداوند نماید و درستکار هم باشد و از دین تمیز و معتدل ابراهیم پیروى کند».
«قُلْ یا این که أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ تک تکِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَمعدودْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِک بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ به اهل کتاب بگو بیایید در یک کلام مشترک با هم همکارى کنیم. جز معبود را عبادت نکنیم و شریکى برایش قرار ندهیم و بعضى از ما بعض دیگر را ارباب قرار ندهد؛ پس چنانچه از این کلام اعراض کردند به وی بگو: پس گواه باشید ما تسلیم حق هستیم». تشریفات مشهد
«إِنَ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلاَمُ[۲]؛ به طبعً آئینِ [حقیقی که همگی پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد معبود، اسلام میباشد (که در تاثیر این تسلیم، پرستش نکند جز خداى یگانه را و طاعت نکند جز امر اورا).
بر پایه ی با قرآن مجید، اولی کسى کهاین آئین را «اسلام» و رهروان آن را «مسلمان» نامید، حضرت ابراهیم علیهالسلام بود، آنجا که فرمود: «مِلَّةَ أَبِیکمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ[۳]؛ این آئین بابا شما ابراهیم میباشد، اوست که شمارا مسلمان (تسلیم شونده) نامیده میباشد». و در آیه دیگر آمده میباشد: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک[۴]؛ (ابراهیم و اسماعیل گفتند:) پروردگارا! مارا تسلیم دستور خویش گردان و از فرزندان ما نیز امتى را مسلم قرار ده».
امام علی علیه السلام در خطبه ای که در «نهج البلاغه» آمده میباشد، «اسلام» را اینسیرتکامل تعریف می کند:
«پروردگار را تشکر که اسلام را تشریع (کرد)، و آبشخوارهاى آن را براى آنکه بخواهد وارد گردد سهل و آسان نمود، و ارکانش را در قبال آنکه قصد غلبه بر آن دارااست غیر قابل باخت قرار اعطا کرد، و آن را براى کسى که به آن آویخت پناهگاه امن و براى وارد بر آن حریم تندرست قرار بخشید. آن را ادله تشکیل داد براى کسى که بوسیله آن صحبت اعلامکرد، و شاهد براى کسى که توسط آن به نگهبانی برخاست، و فروغ و روشنایی براى آنکه طلب روشنى کرد، و ادراک براى آنکه فکر نمود، و مغز براى آنکه تر و تمیز به آگاهی شد، و نشان براى بافراستى که منش حق جست، و بینایى براى کسى که اراده جزم کرد، و ارشادوراهنمایی براى کسى که ارشادوراهنمایی فراگرفت، و نجات براى آنکه تصدیق کرد، و توکل گاه براى کسى که به آن متّکى شد، و آسایش براى آنکه خویش را به آن واگذاشت، و سپر براى آنکه طاقت پیشه کرد. اسلام پرنورترین خط مش، و آشکارترین مسلکهاست، علائم راهش بلند، جاده هایش پرنور، چراغهایش براق، میدان تمرینش مهیا براى مسابقه، هدفش مرتفع، و جاى دهنده مسابقه گذاران میباشد، مشوق اش گزینه گرایش، و سوارانش شریف. راهش تصدیق، نماد اش ایفا لایق، پایانش مرگ، میدان تمرینش جهان، محل گرد داخل شدن مسابقه گذارانش قیامت، و پاداش مسابقه اش پردیس میباشد.»[۵]
اسلام تحت عنوان شریعت خاتم
«اسلام» در اصطلاح، واپسین شریعت توحیدی میباشد که خداوند به وسیله نبی گرانقدرش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای هدایت عموم رسول میباشد. این شریعت در کتاب آسمانی قرآن تبیین گردیده و این کتاب شریف به یاروهمدم احادیث نبی اسلام (صلی الله علیه و آله)، مرجع مسلمانها برای آشنایی باورها و فرمان العمل های فقاهتی میباشد.
هر شخص با اعلام کردن دو گزاره «أشهد أن لا إله إلا الله» و «أشهد أن محمداً پیامبر الله» وارد آئین اسلام میگردد. بیان این جملات در واقع شهیدشدن دادن به یگانگی آفریدگار و رسالت فرستاده اسلام (صلی الله علیه و آله) میباشد. همینطور «معاد» به معنای رجوع و برگشت به سوی معبود و مشاهده مشوق یا این که جزای اجرا، بعد از توحید و نبوت، از اصول اعتقادی مسلمانها میباشد.
در آئین اسلام آیین نامه های مرتبط با عبادات و کیفیت اجرا اکثری از کارها معاش به طوری که بر پایه ی با شریعت اسلام باشد، احکام عملی نامیده میگردد که دانشی به اسم فقه مسؤولیت تدوین و تبیین آن مبتنی بر قرآن و گفتار و اخلاق و رفتار رسول (و امامان معصوم بر طبق با اطمینان شیعه) را بر ذمه دارااست.
در اسلام آموزههای فراوانی برای رفتارهای اخلاقی نیز وجود داراست. معرفی رفتار نیکو و ناپسند و راههای عملی وصال به کمالات اخلاقی، سفارش به رعایت دستمزد بقیه افراد و دستوراتی برای تهیه ارتباط ها اجتماعی و خانوادگی، جزو تعالیم اخلاقی اسلام میباشد.
البته مسلمان ها در زمینه خلافت و جانشینی رسول اکرم به دو مجموعه اهل سنت و شیعه تقسیم می گردند. اهل سنت معمولا جانشینان فرستاده را افرادی میدانند که بعد از وی، به ترتیب حکومت اسلامی را به دست گرفته اند؛ البته شیعه این نظر را دارد بعد از رحلت نبی، از امر الهی -که جانشینی حضرت علی علیه السلام بوده- تخطی گردیده و امامت، که به دست دریافت کردن حکومت جزئی از آن میباشد، سازه به گزینش الهی ویژۀ امامان معصوم -یعنی امام علی علیه السلام و بقیه امامان معین گردیده از نسل وی- میباشد. مبتنی بر با اعتقادوباور شیعه، احادیث ائمه معصومین نیز در ستون احادیث نبی اسلام جایدارد.
جهانى بودن و جاودانى بودن آئین اسلام و عدم تخصیص آن به خاندان یا این که ناحیه خاصى، از ضروریّات این دین الهى میباشد و بى نیاز از دلیلى زائد بر دلایل حقّانیت اسلام میباشد و حتى کسانى هم که ایمان به آن ندارند مىدانند که دعوت اسلام، همگانى بوده و محصور به حیطه جغرافیایى خاصّى نبوده میباشد.
افزون بر این، شواهد تاریخى فراوان وجود داراست که نبی اکرم(ص) به سران کشورها مانند قیصر روم و فرمانروا جمهوری اسلامی ایران و فرمانروایان مصر و حبشه و شامات و نیز به رؤساى قبائل گوناگون عرب و... طومار نوشتند و پیک ویژه بسوى آنها گسیل داشتند و همگان را دعوت به پذیرفتن این آئین مقدّس کرده از پیامدهاى حاد شرک و استنکاف از پذیرفتن اسلام، بر حذر داشتند.[۶] و درحالتی که آیین اسلام، جهانى خلا اینگونه دعوت عمومى اعمال نمىگرفت و بقیه اقوام و امتها هم عذرى براى عدم تایید مىداشتند. براین اساس نمىاقتدار میان ایمان به حقّانیت اسلام و لزوم فعالیت مبتنی بر این شریعت الهى، تفکیکى قائل شد و در سود، کسانى را از ملزم بودن به پیروى عملى از این دین الهى، مستثنى دانست.
دلایل قرآنى بر جهانى بودن اسلام:
شایسته ترین برهان و معتبرترین گواهی براى ثابت این مقاله، قرآن مهربان میباشد و کسى که یک مرور اجمالى بر این کتاب الهى بکند با کمال روشنى درخواهد یافت که دعوت آن، عمومى و همگانى میباشد و تخصیص به خویشاوندان و اهل نژاد و گویش معیّنى ندارد. برای مثال، در آیه ها زیادى کلیه عموم را بعنوان «یا این که أَیُّهَا النّاس»،[۷] «یا این که بَنِی آدَم»[۸] آیتم خطاب قرار داده و هدایت خویش را مشتمل بر کلیه انسانها «النّاس»[۹] و «العالَمین»[۱۰] دانسته میباشد. و همینطور در نشانهها فراوانى رسالت رسول اکرم(ص) را براى تمامی عموم «النّاس»[۱۱] و «العالَمین»[۱۲] اثبات کرده، و در آیهاى شمول دعوت وى را نسبت به هر کسى که از آن، مطّلع خواهد شد آیتم تأکید قرار داده میباشد.[۱۳] و از سوى دیگر، رهروان بقیه ادیان را بعنوان «اهل کتاب» آیتم خطاب و عتاب قرار داده[۱۴] و رسالت نبی اکرم(ص) را راجع به آنها ثبت فرموده، و در اصلً مقصود از نزول قرآن کریم ومهربان بر فرستاده اکرم(ص) را پیروزى اسلام بر بقیه ادیان، شمرده میباشد.[۱۵]
با اعتنا بهاین آیه ها، جاى هیچگونه شک و تردید و شبههاى درباره همگانى بودن دعوت قرآن کریم و مهربان و جهانى بودن آئین مقدّس اسلام، باقى نمىماند.
جاودانى بودن اسلام
آیه ها سابق الذکر همانطور که با بکار دریافت کردن لفظ ها عامّ (مانند بنى انسان و الناس و العالمین) و با متوجه کردن خطاب به اقوام غیرعرب و رهروان بقیه ادیان (مانند «یا این که أَهْلَ الْکتاب») همگانیّت و جهانى بودن اسلام را اثبات مىنماید، همینطور با اطلاق زمانى، محدودیّت و مقیّد بودن آنرا به فرصت معینى نفى مىنماید و بویژه، تعبیروتفسیر «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ تک تکِّه»[۱۶] جاى هیچگونه شبههاى باقى نمىگذارد. همینطور مىاقتدار به آیه ۴۲ از سوره فصّلت، عامل کرد که مىفرماید: «وَ إِنَّهُ لَکتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَبستنی قیفی حَمِید» و دلالت دارااست بر اینکه هیچگاه قرآن کریم ومهربان، صحّت و اعتبار خویش را از دست نخواهد اعطا کرد. نیز دلایل خاتمیّت فرستاده اسلام(ص) هرگونه توهّمى را نسبت به قابلیت نسخه ها شدن این آیین الهى توسط رسول و شریعت دیگرى، فسخ مىسازد. و نیز احادیث فراوانى بدین مضمون، وارداتی میباشد مانند: «حلالُ محمدٍ حلالٌ الى یوم القیامة، و حرامُه حرامٌ الى یوم القیامة».[۱۷]
اسلام آئین الهی از بشر تا خاتم
«اسلام» در لغت به معناى تسلیم و گردن نهادن میباشد و با رعایت آن، آیین اسلام آئینی میباشد که اپ کلى آن تسلیم شدن بشر میباشد به خداى دنیا و جهانیان؛ با این تعریف و تمجید، تمامی پیامبران به آئین اسلام دعوت می نموده اند. این مقاله را قرآن نیز تصدیق می کند:
«وَمَنْ أَحْسَنُ دِینًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا[۱]؛ کدام آئین عالی از آن میباشد که فرد خودش را تسلیم حکم خداوند نماید و درستکار هم باشد و از دین تمیز و معتدل ابراهیم پیروى کند».
«قُلْ یا این که أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ تک تکِمَةٍ سَوَاءٍ بَینَنَا وَبَینَمعدودْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِک بِهِ شَیئًا وَلَا یتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ؛ به اهل کتاب بگو بیایید در یک کلام مشترک با هم همکارى کنیم. جز معبود را عبادت نکنیم و شریکى برایش قرار ندهیم و بعضى از ما بعض دیگر را ارباب قرار ندهد؛ پس چنانچه از این کلام اعراض کردند به وی بگو: پس گواه باشید ما تسلیم حق هستیم». تشریفات مشهد
«إِنَ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلاَمُ[۲]؛ به طبعً آئینِ [حقیقی که همگی پیامبران، مُبلّغ آن بودند] نزد معبود، اسلام میباشد (که در تاثیر این تسلیم، پرستش نکند جز خداى یگانه را و طاعت نکند جز امر اورا).
بر پایه ی با قرآن مجید، اولی کسى کهاین آئین را «اسلام» و رهروان آن را «مسلمان» نامید، حضرت ابراهیم علیهالسلام بود، آنجا که فرمود: «مِلَّةَ أَبِیکمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمِینَ مِنْ قَبْلُ[۳]؛ این آئین بابا شما ابراهیم میباشد، اوست که شمارا مسلمان (تسلیم شونده) نامیده میباشد». و در آیه دیگر آمده میباشد: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَک وَمِنْ ذُرِّیتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَک[۴]؛ (ابراهیم و اسماعیل گفتند:) پروردگارا! مارا تسلیم دستور خویش گردان و از فرزندان ما نیز امتى را مسلم قرار ده».
امام علی علیه السلام در خطبه ای که در «نهج البلاغه» آمده میباشد، «اسلام» را اینسیرتکامل تعریف می کند:
«پروردگار را تشکر که اسلام را تشریع (کرد)، و آبشخوارهاى آن را براى آنکه بخواهد وارد گردد سهل و آسان نمود، و ارکانش را در قبال آنکه قصد غلبه بر آن دارااست غیر قابل باخت قرار اعطا کرد، و آن را براى کسى که به آن آویخت پناهگاه امن و براى وارد بر آن حریم تندرست قرار بخشید. آن را ادله تشکیل داد براى کسى که بوسیله آن صحبت اعلامکرد، و شاهد براى کسى که توسط آن به نگهبانی برخاست، و فروغ و روشنایی براى آنکه طلب روشنى کرد، و ادراک براى آنکه فکر نمود، و مغز براى آنکه تر و تمیز به آگاهی شد، و نشان براى بافراستى که منش حق جست، و بینایى براى کسى که اراده جزم کرد، و ارشادوراهنمایی براى کسى که ارشادوراهنمایی فراگرفت، و نجات براى آنکه تصدیق کرد، و توکل گاه براى کسى که به آن متّکى شد، و آسایش براى آنکه خویش را به آن واگذاشت، و سپر براى آنکه طاقت پیشه کرد. اسلام پرنورترین خط مش، و آشکارترین مسلکهاست، علائم راهش بلند، جاده هایش پرنور، چراغهایش براق، میدان تمرینش مهیا براى مسابقه، هدفش مرتفع، و جاى دهنده مسابقه گذاران میباشد، مشوق اش گزینه گرایش، و سوارانش شریف. راهش تصدیق، نماد اش ایفا لایق، پایانش مرگ، میدان تمرینش جهان، محل گرد داخل شدن مسابقه گذارانش قیامت، و پاداش مسابقه اش پردیس میباشد.»[۵]
اسلام تحت عنوان شریعت خاتم
«اسلام» در اصطلاح، واپسین شریعت توحیدی میباشد که خداوند به وسیله نبی گرانقدرش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای هدایت عموم رسول میباشد. این شریعت در کتاب آسمانی قرآن تبیین گردیده و این کتاب شریف به یاروهمدم احادیث نبی اسلام (صلی الله علیه و آله)، مرجع مسلمانها برای آشنایی باورها و فرمان العمل های فقاهتی میباشد.
هر شخص با اعلام کردن دو گزاره «أشهد أن لا إله إلا الله» و «أشهد أن محمداً پیامبر الله» وارد آئین اسلام میگردد. بیان این جملات در واقع شهیدشدن دادن به یگانگی آفریدگار و رسالت فرستاده اسلام (صلی الله علیه و آله) میباشد. همینطور «معاد» به معنای رجوع و برگشت به سوی معبود و مشاهده مشوق یا این که جزای اجرا، بعد از توحید و نبوت، از اصول اعتقادی مسلمانها میباشد.
در آئین اسلام آیین نامه های مرتبط با عبادات و کیفیت اجرا اکثری از کارها معاش به طوری که بر پایه ی با شریعت اسلام باشد، احکام عملی نامیده میگردد که دانشی به اسم فقه مسؤولیت تدوین و تبیین آن مبتنی بر قرآن و گفتار و اخلاق و رفتار رسول (و امامان معصوم بر طبق با اطمینان شیعه) را بر ذمه دارااست.
در اسلام آموزههای فراوانی برای رفتارهای اخلاقی نیز وجود داراست. معرفی رفتار نیکو و ناپسند و راههای عملی وصال به کمالات اخلاقی، سفارش به رعایت دستمزد بقیه افراد و دستوراتی برای تهیه ارتباط ها اجتماعی و خانوادگی، جزو تعالیم اخلاقی اسلام میباشد.
البته مسلمان ها در زمینه خلافت و جانشینی رسول اکرم به دو مجموعه اهل سنت و شیعه تقسیم می گردند. اهل سنت معمولا جانشینان فرستاده را افرادی میدانند که بعد از وی، به ترتیب حکومت اسلامی را به دست گرفته اند؛ البته شیعه این نظر را دارد بعد از رحلت نبی، از امر الهی -که جانشینی حضرت علی علیه السلام بوده- تخطی گردیده و امامت، که به دست دریافت کردن حکومت جزئی از آن میباشد، سازه به گزینش الهی ویژۀ امامان معصوم -یعنی امام علی علیه السلام و بقیه امامان معین گردیده از نسل وی- میباشد. مبتنی بر با اعتقادوباور شیعه، احادیث ائمه معصومین نیز در ستون احادیث نبی اسلام جایدارد.
جهانى بودن و جاودانى بودن آئین اسلام و عدم تخصیص آن به خاندان یا این که ناحیه خاصى، از ضروریّات این دین الهى میباشد و بى نیاز از دلیلى زائد بر دلایل حقّانیت اسلام میباشد و حتى کسانى هم که ایمان به آن ندارند مىدانند که دعوت اسلام، همگانى بوده و محصور به حیطه جغرافیایى خاصّى نبوده میباشد.
افزون بر این، شواهد تاریخى فراوان وجود داراست که نبی اکرم(ص) به سران کشورها مانند قیصر روم و فرمانروا جمهوری اسلامی ایران و فرمانروایان مصر و حبشه و شامات و نیز به رؤساى قبائل گوناگون عرب و... طومار نوشتند و پیک ویژه بسوى آنها گسیل داشتند و همگان را دعوت به پذیرفتن این آئین مقدّس کرده از پیامدهاى حاد شرک و استنکاف از پذیرفتن اسلام، بر حذر داشتند.[۶] و درحالتی که آیین اسلام، جهانى خلا اینگونه دعوت عمومى اعمال نمىگرفت و بقیه اقوام و امتها هم عذرى براى عدم تایید مىداشتند. براین اساس نمىاقتدار میان ایمان به حقّانیت اسلام و لزوم فعالیت مبتنی بر این شریعت الهى، تفکیکى قائل شد و در سود، کسانى را از ملزم بودن به پیروى عملى از این دین الهى، مستثنى دانست.
دلایل قرآنى بر جهانى بودن اسلام:
شایسته ترین برهان و معتبرترین گواهی براى ثابت این مقاله، قرآن مهربان میباشد و کسى که یک مرور اجمالى بر این کتاب الهى بکند با کمال روشنى درخواهد یافت که دعوت آن، عمومى و همگانى میباشد و تخصیص به خویشاوندان و اهل نژاد و گویش معیّنى ندارد. برای مثال، در آیه ها زیادى کلیه عموم را بعنوان «یا این که أَیُّهَا النّاس»،[۷] «یا این که بَنِی آدَم»[۸] آیتم خطاب قرار داده و هدایت خویش را مشتمل بر کلیه انسانها «النّاس»[۹] و «العالَمین»[۱۰] دانسته میباشد. و همینطور در نشانهها فراوانى رسالت رسول اکرم(ص) را براى تمامی عموم «النّاس»[۱۱] و «العالَمین»[۱۲] اثبات کرده، و در آیهاى شمول دعوت وى را نسبت به هر کسى که از آن، مطّلع خواهد شد آیتم تأکید قرار داده میباشد.[۱۳] و از سوى دیگر، رهروان بقیه ادیان را بعنوان «اهل کتاب» آیتم خطاب و عتاب قرار داده[۱۴] و رسالت نبی اکرم(ص) را راجع به آنها ثبت فرموده، و در اصلً مقصود از نزول قرآن کریم ومهربان بر فرستاده اکرم(ص) را پیروزى اسلام بر بقیه ادیان، شمرده میباشد.[۱۵]
با اعتنا بهاین آیه ها، جاى هیچگونه شک و تردید و شبههاى درباره همگانى بودن دعوت قرآن کریم و مهربان و جهانى بودن آئین مقدّس اسلام، باقى نمىماند.
جاودانى بودن اسلام
آیه ها سابق الذکر همانطور که با بکار دریافت کردن لفظ ها عامّ (مانند بنى انسان و الناس و العالمین) و با متوجه کردن خطاب به اقوام غیرعرب و رهروان بقیه ادیان (مانند «یا این که أَهْلَ الْکتاب») همگانیّت و جهانى بودن اسلام را اثبات مىنماید، همینطور با اطلاق زمانى، محدودیّت و مقیّد بودن آنرا به فرصت معینى نفى مىنماید و بویژه، تعبیروتفسیر «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ تک تکِّه»[۱۶] جاى هیچگونه شبههاى باقى نمىگذارد. همینطور مىاقتدار به آیه ۴۲ از سوره فصّلت، عامل کرد که مىفرماید: «وَ إِنَّهُ لَکتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَبستنی قیفی حَمِید» و دلالت دارااست بر اینکه هیچگاه قرآن کریم ومهربان، صحّت و اعتبار خویش را از دست نخواهد اعطا کرد. نیز دلایل خاتمیّت فرستاده اسلام(ص) هرگونه توهّمى را نسبت به قابلیت نسخه ها شدن این آیین الهى توسط رسول و شریعت دیگرى، فسخ مىسازد. و نیز احادیث فراوانى بدین مضمون، وارداتی میباشد مانند: «حلالُ محمدٍ حلالٌ الى یوم القیامة، و حرامُه حرامٌ الى یوم القیامة».[۱۷]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟