رهبر انقلاب اسلامی در پیام حج سال ۱۳۹۳ فرمودند: «زمینه اساسی و دارنده حق تقدم، نگاه زیرکانهای میباشد که فعالان دلسوز عالم اسلام بایستی به تفاوت در بین اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و نادرست فی مابین این دو، خویش و دیگرافراد را برحذر بدارند.» دراین مقاله تفاوتهای این دو براساس سخن ها آیت الله خامنهای آمده میباشد.
امام خمینی اسلام را به اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تقسیم کرد
آیا تضعیف اسلام و مسلمین، ساخت تفرقه، رویا رویی با انقلاب اسلامی و تبرّی از اولیای پروردگار و افترا و افترا به آنها و ذهن ها نشانهها آفریدگار - ولو سیاسی هم باشد اشکالی ندارد؛ البته جانبداری از تشریفات مشهد مظلومان و برائت از مشرکان و همنوایی با محرومان و ستمدیدگان و اعتراض به احاطه امریکا و اسرائیل بر کشورهای اسلامی و مخالفت با غارتگری کمپانیهای فرنگی و محکوم کردن دسیسه رؤسا و سلاطین مسلمانْاسم و پشتیبانی از مبارزات مسلمانها حقیقی وواقعی و امثال آن جرم میباشد؟!
اینجاست که حرف امام عالم ما، آن داعی الیاللَّه و فانی فیاللَّه آشکار میگردد که اسلام را به اسلام ناب محمّدی(ص) و اسلام امریکایی تقسیم میکرد. اسلام ناب محمّدی، اسلام عدل و قسط میباشد؛ اسلام عزت و اسلام جانبداری از ضعفا و پابرهنگان و محرومان میباشد؛ اسلام پناه از حقوق و دستمزد مظلومان و مستضعفان میباشد؛ اسلام جهاد با معاندان و سازگاریناپذیری با زورگویان و فتنهگران میباشد؛ اسلام رفتار و فضیلت و معنویت میباشد.
اسلام امریکایی، چیزی به اسم اسلام میباشد که در سرویس منافع قدرتهای استکباری و توجیهکنندهی ایفا آنهاست؛ عذریی برای انزوای اهل آئین و نپرداختن آنها به کارها مسلمین و سرانجام ملتهای مسلمان میباشد؛ وسیلهیی برای غیروابسته کردن قسمت عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از گروهی آئین و مخصوص کردن آیین به مسجد میباشد (و مسجد خیر تحت عنوان پایگاهی برای رتق و فتق کارها مسلمین - چنانکه در بالا اسلام بوده میباشد - بلکه تحت عنوان کنارهیی برای غیروابسته شدن از معاش و غیر وابسته کردن جهان و آخرت).
اسلام امریکایی، اسلام انسانهای بیدرد و بیسوزی میباشد که جز به خویش و به رفاه حیوانی خویش نمیاندیشند؛ خداوند و آئین را همانند سرمایهی تاجران، وسیلهیی برای زراندوزی یا این که اقتدارطلبی میدانند و کلیهی آیهها و روایاتی را که برخلاف تمایل و منفعتشان باشد، بیمحابا به زاویهی آلزامیر میافکنند و یا این که وقیحانه تأویل مینمایند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی میباشد که منافع ملتهای محروم و مظلوم خویش را در شروعی آلههی امریکایی و اروپایی قربان مینمایند و در مقابل، به مدد آنها برای ادامهی حکومت و اقتدار ننگین خویش دیده میدوزند؛ اسلام سرمایهدارانی میباشد که برای تأمین فایده خویش، پا بر همگیی فضیلتها و ارزشها میکوبند.
بله، این اسلام امریکایی میباشد که عموم را به هجران از سیاست و درک و دعوا و کار سیاسی می خواند؛ البته اسلام ناب محمّدی، سیاست را بخشی از آئین و غیرقابل طلاق از آن میداند و همگیی مسلمین را به شعور و شغل سیاسی دعوت مینماید؛ و این چیزی میباشد که ملتهای مسلمان می بایست همواره از امام دانا خویش و گویش گویای اسلام به حافظه داشته باشند. مهم جذب دلها و مقاومت عموم در انقلاب، اسلام ناب بود
به خیال و خاطر اسلام، پروردگار دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت جمهوری اسلامی ایران کرد. آن چیزی که به پاها و دلهای شما قوّت بخشید، تا بتوانید راههای زمانبر را طی نمایید و به اینجا بیایید، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. این اسلام میباشد که دلها را جذب و گردآوری مینماید و نیرویی پهناور و باختناپذیر به وجود می آورد. رمز اساسی همین نکته میباشد، که ما بایستی آن را صحیح فهم و شعور کنیم و مدام به حافظه داشته باشیم. انقلاب اسلامی تا زمانیکه در خط درست اسلام ناب- یعنی خط امام- با تمرکز جنبش مینماید و شما عموم آیین و اسلام را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهید و روحیهی مدد از اسلام و ارزشهای اسلامی را زنده نگه می دارید و شعارهای کوبنده و برخاسته از متن اسلام را گزینه اعتنا قرار میدهید، خیر امریکا و خیر شرق و غرب و خیر ارتجاع و خیر هیچ اقتدار دیگر، قدرتمند نخواهند بود که شما و مملکت و نظام جمهوری اسلامی را از جنبش به سمت هدفهای خویش بازدارند.
رهبر انقلاب اسلامی در پیام حج سال ۱۳۹۳ فرمودند: «زمینه اساسی و دارنده حق تقدم، نگاه زیرکانهای میباشد که فعالان دلسوز عالم اسلام بایستی به تفاوت در بین اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی داشته باشند و از خلط و نادرست فی مابین این دو، خویش و دیگرافراد را برحذر بدارند.» دراین مقاله تفاوتهای این دو براساس سخن ها آیت الله خامنهای آمده میباشد.
امام خمینی اسلام را به اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی تقسیم کرد
آیا تضعیف اسلام و مسلمین، ساخت تفرقه، رویا رویی با انقلاب اسلامی و تبرّی از اولیای پروردگار و افترا و افترا به آنها و ذهن ها نشانهها آفریدگار - ولو سیاسی هم باشد اشکالی ندارد؛ البته جانبداری از تشریفات مشهد مظلومان و برائت از مشرکان و همنوایی با محرومان و ستمدیدگان و اعتراض به احاطه امریکا و اسرائیل بر کشورهای اسلامی و مخالفت با غارتگری کمپانیهای فرنگی و محکوم کردن دسیسه رؤسا و سلاطین مسلمانْاسم و پشتیبانی از مبارزات مسلمانها حقیقی وواقعی و امثال آن جرم میباشد؟!
اینجاست که حرف امام عالم ما، آن داعی الیاللَّه و فانی فیاللَّه آشکار میگردد که اسلام را به اسلام ناب محمّدی(ص) و اسلام امریکایی تقسیم میکرد. اسلام ناب محمّدی، اسلام عدل و قسط میباشد؛ اسلام عزت و اسلام جانبداری از ضعفا و پابرهنگان و محرومان میباشد؛ اسلام پناه از حقوق و دستمزد مظلومان و مستضعفان میباشد؛ اسلام جهاد با معاندان و سازگاریناپذیری با زورگویان و فتنهگران میباشد؛ اسلام رفتار و فضیلت و معنویت میباشد.
اسلام امریکایی، چیزی به اسم اسلام میباشد که در سرویس منافع قدرتهای استکباری و توجیهکنندهی ایفا آنهاست؛ عذریی برای انزوای اهل آئین و نپرداختن آنها به کارها مسلمین و سرانجام ملتهای مسلمان میباشد؛ وسیلهیی برای غیروابسته کردن قسمت عظیمی از احکام اجتماعی و سیاسی اسلام از گروهی آئین و مخصوص کردن آیین به مسجد میباشد (و مسجد خیر تحت عنوان پایگاهی برای رتق و فتق کارها مسلمین - چنانکه در بالا اسلام بوده میباشد - بلکه تحت عنوان کنارهیی برای غیروابسته شدن از معاش و غیر وابسته کردن جهان و آخرت).
اسلام امریکایی، اسلام انسانهای بیدرد و بیسوزی میباشد که جز به خویش و به رفاه حیوانی خویش نمیاندیشند؛ خداوند و آئین را همانند سرمایهی تاجران، وسیلهیی برای زراندوزی یا این که اقتدارطلبی میدانند و کلیهی آیهها و روایاتی را که برخلاف تمایل و منفعتشان باشد، بیمحابا به زاویهی آلزامیر میافکنند و یا این که وقیحانه تأویل مینمایند. اسلام امریکایی، اسلام سلاطین و رؤسایی میباشد که منافع ملتهای محروم و مظلوم خویش را در شروعی آلههی امریکایی و اروپایی قربان مینمایند و در مقابل، به مدد آنها برای ادامهی حکومت و اقتدار ننگین خویش دیده میدوزند؛ اسلام سرمایهدارانی میباشد که برای تأمین فایده خویش، پا بر همگیی فضیلتها و ارزشها میکوبند.
بله، این اسلام امریکایی میباشد که عموم را به هجران از سیاست و درک و دعوا و کار سیاسی می خواند؛ البته اسلام ناب محمّدی، سیاست را بخشی از آئین و غیرقابل طلاق از آن میداند و همگیی مسلمین را به شعور و شغل سیاسی دعوت مینماید؛ و این چیزی میباشد که ملتهای مسلمان می بایست همواره از امام دانا خویش و گویش گویای اسلام به حافظه داشته باشند. مهم جذب دلها و مقاومت عموم در انقلاب، اسلام ناب بود
به خیال و خاطر اسلام، پروردگار دلها را متوجه انقلاب و رهبر و ملت جمهوری اسلامی ایران کرد. آن چیزی که به پاها و دلهای شما قوّت بخشید، تا بتوانید راههای زمانبر را طی نمایید و به اینجا بیایید، اسلام ناب و مدافع مظلوم و ناسازگار با ظالم بود. این اسلام میباشد که دلها را جذب و گردآوری مینماید و نیرویی پهناور و باختناپذیر به وجود می آورد. رمز اساسی همین نکته میباشد، که ما بایستی آن را صحیح فهم و شعور کنیم و مدام به حافظه داشته باشیم. انقلاب اسلامی تا زمانیکه در خط درست اسلام ناب- یعنی خط امام- با تمرکز جنبش مینماید و شما عموم آیین و اسلام را بر هر چیز دیگر ترجیح میدهید و روحیهی مدد از اسلام و ارزشهای اسلامی را زنده نگه می دارید و شعارهای کوبنده و برخاسته از متن اسلام را گزینه اعتنا قرار میدهید، خیر امریکا و خیر شرق و غرب و خیر ارتجاع و خیر هیچ اقتدار دیگر، قدرتمند نخواهند بود که شما و مملکت و نظام جمهوری اسلامی را از جنبش به سمت هدفهای خویش بازدارند.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟