عفاف و عفت
درباره عفاف و عفت حضرت زینب، عبدالله مامقانی گفته میباشد که تا قبل از حادثه کربلا هیچ مردی اورا ندید.[۵۷] از یحیی مازِنی، از یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا نقل گردیده است با اینکه در مدینه بازه متعددی اهالی منزل امام علی(ع) بود، هیچوقت زینب را ندید و صدای اورا نشنید. به نقل وی، وقتی که زینب(س) به زیارت مرقد پیامبر الله(ص) می رفت، امام علی و حَسَنین دور و بر وی تکان میکردند تا کسی تشریفات مشهد اورا نبیند.[۵۸]
حوصله و استقامت
حضرت زینب را تجسم و نشانه طاقت جمیل[۵۹][یادداشت ۲] و قهرمان طاقت[۶۰] دانستهاند. مقاومت در روش پاسداری از حریم آیین، در اختیار گرفتن نفس در قبال ناملایمات و ضعف نماد ندادن در مقابل معاند و عدم شِکوِه در حضور عموم را به عنوان مثال خصوصیتهای حوصله زینب(س) ذکر شدهاند.[۶۱] وی در روز عاشورا، هنگام دیدن پیکر خونین برادرش اینگونه بیان کرد: «توشه خدایا، این قربانی و کشته در روش خودت را از ما (خویشاوندان نبی) بپذیر.»[۶۲] همینطور او در جواب ابنزیاد که پرسید عمل پروردگار را با اخوی و اهلبیتت به چه شکل دیدی، بیان کرد: «مَا رَأَیْتُ إلّا جَمِیلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم».[۶۳]
پاکی
بعضا از عالمان، همانند عبدالله مامَقانی[۶۴] و جعفر نقدی، از فقیهان شیعی در قرن چهاردهم قمری،[۶۵] با اعتنا به فضیلت ها و خصوصیتهای حضرت زینب، قائل به طهارت وی گردیدهاند. سید نورالدین جزایری اورا دارنده عصمت و طهارت صغری می داند.[۶۶]
ملازمت امام حسین(ع) در اتفاق کربلا و روشنگری بعد از آن
مهمترین واقعه در زمان زندگانی زینب(س) را اتفاق کربلا دانستهاند.[۶۷] حضرت زینب در حادثه کربلا تا هنگام شهید شدن امام حسین(ع)، یاور وی بود. بعد از شهید شدن امام حسین(ع) نیز به یاروهمدم دیگر جا ماندگان اسیر شد و به کوفه و شام رفت.[۶۸] آورده شده معین وجود ندارد که حضرت زینب از مدینه برادرش را ملازمت و همراهی کرد یا این که ابعاد به وی پیوست. همینطور کیفیت خروج زینب از مدینه تا مکه نیز در منابع بیان نشده میباشد.[۶۹] آنچه پرنور میباشد این میباشد که زینب هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت عراق، یاروهمدم برادرش بود.[۷۰]
زینب(س) به دلیل رویا رویی با معاندان و افشاگریهای خویش و معرفی رده و مظلومیت اهلبیت(ع) بعد از شهید شدن برادرش امام حسین، پرچمدار قیام کربلا معرفی شدهاست.[۷۱] همینطور خطبهها و روشنگریهای اورا راز بقای حماسه عاشورا و بیداری عموم دانستهاند.[۷۲] محمد محمدی اشتهاردی، مولف اثر ها مذهبی، سه رسالت زینب(س) بعد از عاشورا را اینگونه ذکر نموده است: سرپرستیِ جا ماندگان، تامین و پشتیبانی از امام سجاد(ع)، و ابلاغ پیام شهیدان به عموم.[۷۳]
حضرت زینب(س) در جواب عبیدالله بن زیاد که از وی پرسید عمل پروردگار را با اخوی و خاندانت به چه شکل دیدی، فرمود: ما رأيت إلاّ جميلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم.[۷۴]
در کربلا
روضه خوان موثر از امام سجاد(ع) نقل کرده که در شب عاشورا، زینب(س) کنار وی نشسته بود که امام حسین(ع) به چادر خویش رفت و اشعاری درباره بیوفایی عالم خواند. امام سجاد میگوید عمهام با شنیدن آن اشعار، با بیتابی نزد پدرم رفت. پدرم به وی نگاهی کرد و ذکر کرد: «خواهرم، شیطان بردباری را از تو نگیرد.» آن گاه چشمانش آکندهاز اشک شد و فرمود: «درصورتیکه پرنده قطا (مرغ سنگخوار) را به حالا خویش بگذارند، میخوابد». زینب(س) بیان کرد: «ای وای بر اینجانب! آیا جان تورا به تحمیل می گیرند؟...». بعد از آن به طور خویش سیلی زد و یقه چاک کرد و بیهوش بهزمینخورد. حسین(ع) آب بر صورتش جاری شد و اورا به زهد و حوصله پیشنهاد کرد و فرمود: «... بدان که اهل زمین و اهل عرش میمیرند و کلیه چیز نابود می شود، مگر پروردگار... پدرم، مادرم و برادرم از اینجانب عالی بودند [و کلیه از جهان رفتند]...» حسین(ع) با این سخنان اورا دلداری اعطا کرد و اورا قسم و سوگند بخشید که بعداز شهید شدن برادرش یقه چاک نکند، به صورتش سیلی نزند و بیتابی نکند.[۷۵]
بعدازظهر عاشورا، زمانی که به امر شمر، تن امام حسین(ع) را تیرباران کردند، زینب(س) از چادر خارج آمد و قدمت بن سعد (فرمانده لشکر معاند) را اینسیرتکامل آیتم خطاب قرار بخشید: «فرزند سعد، آیا اباعبدالله (امام حسین) را میکشند و تو تماشا میکنی؟!» ابنسعد جوابی نداد. آنگاه زینب(س) فریاد زد آیا دربین شما مسلمانی وجود ندارد؟ کسی جواب اورا نداد.[۷۶] براساس بعضی منابع، زینب(س) بعد از شهیدشدن امام حسین(ع)، بر بالین برادرش رفت و ذکر کرد: «خدایا، این قربانی را از ما بپذیر.»[۷۷] همینطور اورده شده که وی رو به مدینه نمود و خطاب به فرستاده(ص)، از شهیدشدن اخوی و اسیری اهلبیتش گلایه کرد. بیان شده سخنان و گریههای زینب(س)، دوست و معاند را ذیل تأثیر قرار بخشید و همگان را به زاری واداشت.[۷۸]
به نقل منابع، دو بدن از فرزندان حضرت زینب(س) در روز عاشورا به شهیدشدن رسیدند.[۷۹] سید محمدکاظم قزوینی گفته میباشد که در کتابهای مقتل، گزارشی بر طبق گریه یا این که زاری زینب(س) در شهیدشدن فرزندانش نیافتم. به حیث وی، حضرت زینب به خیال برادرش امام حسین، ناراحتی و ناراحتی خویش در شهید شدن فرزندانش را اظهار نمیکرد.[۸۰]
عفاف و عفت
درباره عفاف و عفت حضرت زینب، عبدالله مامقانی گفته میباشد که تا قبل از حادثه کربلا هیچ مردی اورا ندید.[۵۷] از یحیی مازِنی، از یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا نقل گردیده است با اینکه در مدینه بازه متعددی اهالی منزل امام علی(ع) بود، هیچوقت زینب را ندید و صدای اورا نشنید. به نقل وی، وقتی که زینب(س) به زیارت مرقد پیامبر الله(ص) می رفت، امام علی و حَسَنین دور و بر وی تکان میکردند تا کسی تشریفات مشهد اورا نبیند.[۵۸]
حوصله و استقامت
حضرت زینب را تجسم و نشانه طاقت جمیل[۵۹][یادداشت ۲] و قهرمان طاقت[۶۰] دانستهاند. مقاومت در روش پاسداری از حریم آیین، در اختیار گرفتن نفس در قبال ناملایمات و ضعف نماد ندادن در مقابل معاند و عدم شِکوِه در حضور عموم را به عنوان مثال خصوصیتهای حوصله زینب(س) ذکر شدهاند.[۶۱] وی در روز عاشورا، هنگام دیدن پیکر خونین برادرش اینگونه بیان کرد: «توشه خدایا، این قربانی و کشته در روش خودت را از ما (خویشاوندان نبی) بپذیر.»[۶۲] همینطور او در جواب ابنزیاد که پرسید عمل پروردگار را با اخوی و اهلبیتت به چه شکل دیدی، بیان کرد: «مَا رَأَیْتُ إلّا جَمِیلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم».[۶۳]
پاکی
بعضا از عالمان، همانند عبدالله مامَقانی[۶۴] و جعفر نقدی، از فقیهان شیعی در قرن چهاردهم قمری،[۶۵] با اعتنا به فضیلت ها و خصوصیتهای حضرت زینب، قائل به طهارت وی گردیدهاند. سید نورالدین جزایری اورا دارنده عصمت و طهارت صغری می داند.[۶۶]
ملازمت امام حسین(ع) در اتفاق کربلا و روشنگری بعد از آن
مهمترین واقعه در زمان زندگانی زینب(س) را اتفاق کربلا دانستهاند.[۶۷] حضرت زینب در حادثه کربلا تا هنگام شهید شدن امام حسین(ع)، یاور وی بود. بعد از شهید شدن امام حسین(ع) نیز به یاروهمدم دیگر جا ماندگان اسیر شد و به کوفه و شام رفت.[۶۸] آورده شده معین وجود ندارد که حضرت زینب از مدینه برادرش را ملازمت و همراهی کرد یا این که ابعاد به وی پیوست. همینطور کیفیت خروج زینب از مدینه تا مکه نیز در منابع بیان نشده میباشد.[۶۹] آنچه پرنور میباشد این میباشد که زینب هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت عراق، یاروهمدم برادرش بود.[۷۰]
زینب(س) به دلیل رویا رویی با معاندان و افشاگریهای خویش و معرفی رده و مظلومیت اهلبیت(ع) بعد از شهید شدن برادرش امام حسین، پرچمدار قیام کربلا معرفی شدهاست.[۷۱] همینطور خطبهها و روشنگریهای اورا راز بقای حماسه عاشورا و بیداری عموم دانستهاند.[۷۲] محمد محمدی اشتهاردی، مولف اثر ها مذهبی، سه رسالت زینب(س) بعد از عاشورا را اینگونه ذکر نموده است: سرپرستیِ جا ماندگان، تامین و پشتیبانی از امام سجاد(ع)، و ابلاغ پیام شهیدان به عموم.[۷۳]
حضرت زینب(س) در جواب عبیدالله بن زیاد که از وی پرسید عمل پروردگار را با اخوی و خاندانت به چه شکل دیدی، فرمود: ما رأيت إلاّ جميلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم.[۷۴]
در کربلا
روضه خوان موثر از امام سجاد(ع) نقل کرده که در شب عاشورا، زینب(س) کنار وی نشسته بود که امام حسین(ع) به چادر خویش رفت و اشعاری درباره بیوفایی عالم خواند. امام سجاد میگوید عمهام با شنیدن آن اشعار، با بیتابی نزد پدرم رفت. پدرم به وی نگاهی کرد و ذکر کرد: «خواهرم، شیطان بردباری را از تو نگیرد.» آن گاه چشمانش آکندهاز اشک شد و فرمود: «درصورتیکه پرنده قطا (مرغ سنگخوار) را به حالا خویش بگذارند، میخوابد». زینب(س) بیان کرد: «ای وای بر اینجانب! آیا جان تورا به تحمیل می گیرند؟...». بعد از آن به طور خویش سیلی زد و یقه چاک کرد و بیهوش بهزمینخورد. حسین(ع) آب بر صورتش جاری شد و اورا به زهد و حوصله پیشنهاد کرد و فرمود: «... بدان که اهل زمین و اهل عرش میمیرند و کلیه چیز نابود می شود، مگر پروردگار... پدرم، مادرم و برادرم از اینجانب عالی بودند [و کلیه از جهان رفتند]...» حسین(ع) با این سخنان اورا دلداری اعطا کرد و اورا قسم و سوگند بخشید که بعداز شهید شدن برادرش یقه چاک نکند، به صورتش سیلی نزند و بیتابی نکند.[۷۵]
بعدازظهر عاشورا، زمانی که به امر شمر، تن امام حسین(ع) را تیرباران کردند، زینب(س) از چادر خارج آمد و قدمت بن سعد (فرمانده لشکر معاند) را اینسیرتکامل آیتم خطاب قرار بخشید: «فرزند سعد، آیا اباعبدالله (امام حسین) را میکشند و تو تماشا میکنی؟!» ابنسعد جوابی نداد. آنگاه زینب(س) فریاد زد آیا دربین شما مسلمانی وجود ندارد؟ کسی جواب اورا نداد.[۷۶] براساس بعضی منابع، زینب(س) بعد از شهیدشدن امام حسین(ع)، بر بالین برادرش رفت و ذکر کرد: «خدایا، این قربانی را از ما بپذیر.»[۷۷] همینطور اورده شده که وی رو به مدینه نمود و خطاب به فرستاده(ص)، از شهیدشدن اخوی و اسیری اهلبیتش گلایه کرد. بیان شده سخنان و گریههای زینب(س)، دوست و معاند را ذیل تأثیر قرار بخشید و همگان را به زاری واداشت.[۷۸]
به نقل منابع، دو بدن از فرزندان حضرت زینب(س) در روز عاشورا به شهیدشدن رسیدند.[۷۹] سید محمدکاظم قزوینی گفته میباشد که در کتابهای مقتل، گزارشی بر طبق گریه یا این که زاری زینب(س) در شهیدشدن فرزندانش نیافتم. به حیث وی، حضرت زینب به خیال برادرش امام حسین، ناراحتی و ناراحتی خویش در شهید شدن فرزندانش را اظهار نمیکرد.[۸۰]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟