loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 19
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 11:41


هنـر اسلامـی ــ چنان‌کـه گفتـه شد ــ هنری معنوی میباشد و حقایق باطنی اسلام را ذکر می‌نماید و از این رو، تعجبی ندارد که پایه آن را اهل مضمون‌ و رمز کشف کرده‌اند.
بعضی از شخصیت‌هایی که به قدر کافی هم با تصوف و هم با هنر تشریفات مشهد اسلامی آشنا بوده‌اند، هنر اسلامی را تبلور تصوف، و پاد شاه‌شغل های معماری اسلامی را پاسخی به سؤال «تصوف چیست؟» دانسته‌اند.
این هنر که ریشه در قرآن و شخصیت فرستاده (ص) داراست، بعد از صورت‌گیری آیتم پسند و تایید جامعۀ مسلمانها واقع شد و در شرایطی‌که چه گاه به‌گاه، و این‌جا و آن‌جا گشوده با آن مخالفت می شد، البته اینگونه مخالفت‌هایی صرفا آن را تعدیل و یا این که فعلاً محصور می کرد، اما به هر روی، بازدارنده استمرار هیچ‌یک از پوسته‌های اصیل و اساسی هنر اسلامی نگردید.

۲.۱.۴ - نگارگری
در ارتباط هنر نگارگری در عالم اسلام بایستی ذکر کرد که هم هنرمندان مسلمان به روایات نبوی در ممانعت تماثیل و تصویر کردن جانداران دقت داشته‌اند و هم مورخان هنر در دورۀ نو به ذکر تأثیر و نقش آن ها پرداخته‌اند.
هنر اسلامی با الهام به دست آوردن از عمق تعالیم قرآنی و جهت‌گیری روایات نبوی، کم کم به معیارهای هنری معنوی و در عین اکنون ممتاز در زمینۀ نگارگری دست یافت.
ولی آنالیزِ بعضی از مورخان هنر از نگارگری اسلامی گوناگون، و به صورت کلی حاکی از نشناختن ماهیت و جوانب گوناگون مرتبط با صورت‌گیری آن بوده میباشد.
برخی از خاورشناسان خلال ثنا چگونگی هنری و زیبایی نگارگری ریزنگار اسلامی، در اصالت این‌سیرتکامل روایات شک وتردید کرده، یا این که صورت‌گیری این هنر را نتیجۀ دیده بستن هنرمندان مسلمان بر روایات نام برده دانسته‌اند، و یا این که آن را فقطً نتیجۀ رقابت هنری مسلمان‌ها با هنرمندان دیگر ادیان به شمار آورده، و در هر شکل، خاست‌گاه اسلامی و ماهیت معنوی آن را نادیده گرفته‌اند.
البته دربارۀ این مسئله اصلی در تاریخ هنر اسلامی، می بایست‌ به‌طور قاطع اظهار کرد که روایات نبوی روح آموزه‌های عام قرآنی را نماد میدهند و کاربردها و لازمات آن را‌ به‌طور خاص درباره ی هنرهای تصویری به سیرتکامل‌ای پر‌نور ذکر می‌نمایند.

۲.۱.۵ - نقاشی
نقاشی اسلامی فضایی را تصویر می‌نماید که در آن مبنی بر با هستی‌شناسی اسلامی، حقایق مراتب متعدد وجود، به ویژه حقایق مرتبط با عوالم میانی آرم داده میگردند.
به هر روی، می بایست بیان کرد که حتی سوای آن روایات نیز هنر اسلامی نمی‌توانست سرنوشتی دیگر داشته باشد و دیر یا این که زود به به عبارتی خصوصیت‌هایی دست می‌یافت که عملاً در حقیقت تاریخی خویش به آن رسید.
به ذکر دیگر، نقاشی اسلامی خیر به رغم نشانه‌ها قرآن و روایات، بلکه در نتیجۀ هدایت و در هماهنگی بدون نقص با محتوا و خواسته آنها صورت گرفت.
بدین ترتیب، هنرهایی در دامن اسلام پدید آمدند که زمینه آن ها‌ به‌طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم، حقایق الاهی، و شالوده ظهور آنان ــ همانند در خداشناسی و عرفان نظری ــ بر طبق عده در بین تشبیه و تنزیه میباشد.
بنابر این اصل، از سویی دربین صفات اخلاق و حق شباهت وجود داراست، و از سوی دیگر حق منزّه از محدودیت موجوداتِ ممکن، و متعالی از آن‌هاست.
نسبت تشبیه و تنزیه در هنرهای اسلامی متعدد میباشد، به‌طوری که در‌صورتی‌که در هنرهای تصویری و تجسمی ــ و به ویژه نقش‌های تزیینـی ــ وجـه تنزیه غلبه داراست، در برخی از مثال‌های شعر ــ به ویژه در غزل فارسی و شعر عرفانیِ دیگر گویش‌های اسلامی ــ وجه تشبیه گاهی تا مرزهای نیستی و استغراق اخلاق و رفتار در حق پیش می‌رود.
در‌این در میان، نقاشی اهل ایران، و نیز شاخۀ ترکی و بعضا از مثال‌ها در شاخۀ هندی آن، درضمن داستان داستانی زمینی، با جلوگیری بدون نقص از طبیعت‌گرایی نگارگری غربی ــ که به جا مانده‌دار هنر یونان و روم باستان بوده میباشد ــ و با رعایت اصل تشبیه در عین تنزیه، به حیات درونی اجزاء هستی اعتنا می‌نماید و بر وجه الاهی و رابطه طولی شی ءها تأکید می‌ورزد.
در نقاشی ریزنگار اسلامی، هر شیء تا حد قابلیت و امکان از مختصات شخصی و جزئی منتزع، و به طور نوعی و کلی آن ظواهر می شود؛ و بدین ترتیب، درجه‌ای از هستی شیء که به مبدأ وجودی آن مجاورت‌خیس میباشد، در قبال دیده قرار میگیرد.

۲.۱.۶ - هنر های ذهنی
در قلمرو هنرهای تصویری و تجسمی، غایت کاربرد انتزاع در نقش‌های دکوریِ گره و اسلیمی چشم می‌گردد.
این نقش‌ها که بر مورد‌های گوناگونی از قالی و کاشی‌کاریِ بناها تا ظروف سفالی و فلزی و اثاثیۀ چوبی منقش شـده‌اند، یار و همدم با صورت ۳ آینده آن در معماری به اسم کاربندی ــ که اشکال مقرنس، یزدی، قانونی و پیاله‌سازی را شامل میشود ــ از ابداعات براق و نتیجه ها نبوغ هنرمندان مسلمان، و مبتنی بر با مابعدالطبیعه و بعدها باطنی اسلام میباشد.
گره و اسلیمی و کاربندی با تمسّک به صور انتزاعی و کاربرد هندسۀ مقدس، نقشۀ دارِ وجود را سازه بر هستی‌شناسی درج شده در تصوف نظری و حکمت الاهی با تمرکز هرچه آحاد‌خیس رسم می‌نمایند، بدان‌سان که هستی واحد را در لینک با مبدأ متعالی آن علامت میدهد.

۲.۱.۷ - مورد
در‌این‌جا می بایست متذکر شد که اطلاق صفت انتزاعی به‌این نقش‌ها، و‌ به‌طور کلی به هنر اسلامی ــ که در کتاب‌های ترجمه گردیده دربارۀ هنرهای اسلامی چشم میگردد ــ فقط به همین مفهوم قابل قبول میباشد و در غیر این شکل، این هنر از لحاظ زمینه و محتوا خرد‌ترین وجه مشترکی با هنر موسوم به آبستره در نگارگری معاصر غربی ــ که بر هیچ‌سیرتکامل معرفت حقیقی وواقعی از هستی در جامعیت آن مبتنی وجود ندارد ــ ندارد.
هنر اسلامی در اشکال تجلیات آن اصولاً هنری عقلانی و معرفتی میباشد. قضیه معرفتی و اصل اصلی هنر اسلامی توحید میباشد.
اشاره به توحید در هنرهای اسلامی در پوسته معنیهایی برگرفته از تصوف نظری همانند صدور کثرت از وحدت، رجوع کثرت به وحدت، تجلی وحدت در کثرت، غنای واحد و فقر کثیر، شباهت کثرت به وحدت، تنزیه وحدت از کثرت، احتیاج کثیر به واحد، و شوق و اشتیاق واحد به کثیر نماد داده گردیده است.
این معنیها با ابزارهای متفاوت و به صورت‌های خاص هر هنر، علاوه بر آن‌چه در شعر و ادبیات صوفیانه هم پا با جزئیات و صراحت ویژۀ هنرهای کلامی آمده میباشد، در معماری و نقش‌های اسلامی‌ به‌طور بدون واسطه و جزئی‌خیس، و در نگارگری، خوش‌نویسی، و موسیقی، به صورت غیرمستقیم و کلی‌خیس اظهار گردیده‌اند.
همینطور، این معناها در شعر، نگارگری و موسیقی، مفاهیمِ مربوط به فقیه صغیر و بشر‌شناسی صوفیانه را در پوسته حمد علاقه، حزن دورافتادگی از اصل، و اشتیاق رجوع و برگشت و وصال به آن نشـان می‌دهنـد.
اندوه و شـوق ــ در مرتبۀ کیهانـی کیفیت خوب‌های گرفتگی و گشادگی ــ و در تصوف نظری و حکمت الاهی با اسماء الاهی قابض و باسط متناظرند، که شکل اخیر آن مربوط به یک کدام از اصول اصلی معماری اسلامی نیز میباشد.
توحید خویش قضیه مهم تصوف نظری میباشد و دربارۀ بعدها متعدد آن صوفیه، به ویژه ابن عربی و رهروان وی، گاهی با تیتر وحدت وجود، به صورت مشروح دعوا کرده، و توضیح داده‌اند.
اشاره به توحید نیز، چنان‌که گفته شد، بنیاد همۀ هنرهای اسلامی میباشد، البته با تأکیدی بیش‌خیس از هر جا در هنرهای قدسی اسلام، مشمول معماری مسجد، تجوید، خوش‌نویسی و تذهیب قرآنی، نقش‌های گره و اسلیمی ــ که ضمن تزیین ورژن‌های قرآن و بنای مساجد در دیگر گونه های هنرهای اسلامی نیز به عمل رفته‌اند ــ چشم می گردد.
شعر عرفانی را نیز می بایست به‌این هنرها خاطر نشان نمود، که از لحاظ مورد و شکل ملهَم از قرآن و سنت فرستاده (ص) بوده، و تأثیر آن یاد‌آوری حقایق الاهی میباشد.
هنرهای قدسی در اسلام‌ به صورت بی واسطه به عبادت، بیان و محتوای وحی قرآنی مربوط میشوند و نـزدیک‌ترین پیـوند هنر اسلامی را با تصوف ــ که خویش به سیرتکامل‌ای شبیه، از نگاه قضیه و طریق عملـی بر حقـایـق الاهـی و یـادآوری آن‌هـا تأکید دارااست ــ نشـان می دهند.
و آخر و عاقبت، توحید خیر تنها مسئله اساسی صور در هنرهای اسلامی میباشد، بلکه اصل ظهور این صور، و ضمانت کننده وحدت اجزاء متکثر هنری در تألیف و پرداخت آن ها نیز می‌باشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 13
شنبه 17 آذر 1403 زمان : 11:36


آداب مسجد رفتن مسجد منزل پیامبران و پرهیزکاران و مومنان میباشد. نشستن در مسجد، عبادت میباشد و منجر متانت و عفو معبود میشود. یادمان باشد که چنانچه خواستیم به مسجد برویم بهتراست. تشریفات مشهد

* خرقه منزه بپوشیم

* وضو داشته باشیم پیش از اذان وارد مسجد شویم که علامت متانت فرمانبری میباشد؛ به این دلیل که اذان، امر حضور میباشد و دستور بردن پیش از صدور امر، هنر بندگی میباشد.

* پیش از فرارسیدن وقت نماز به مسجد وارد شویم تا رزق ما ارتقاء یابد.

* پیش از همگی وارد و بعداز همگی بیرون شویم.

*از تأخیر در ورود بپرهیزیم که ظلم میباشد. در صورتی‌که زود رسیدیم، درمسابقه پیروز ایم و جزء”السابقون السابقون” هستیم.

* دقت کنیم که راز و صورتمان آشفته و ژولیده و نامناسب نباشد.

* بیماری واگیردار نداشته باشیم.

* لباسمان پاک و معطّر باشد.

* شایسته ترین لباسمان را به بدن داشته باشیم.

* در‌حالتی که تن و اندام ما نامتناسب میباشد، آن را نهفته کنیم یا این که بپوشانیم.

* با خصوع و خضوع وارد شویم.

* اذن ورود بخواهیم و اجازه دخول بخوانیم.

* دعاهای ورود به مسجد را بخوانیم.

* به فرستاده و اهل بیت آن حضرت درود کنیم.

* بدانیم زیرا مهمان پروردگار هستیم، مسجد شادمان می‌شود و ما‌را در آغوش میگیرد.

* هنگام ورود به دیگرافراد تعارف نکنیم؛ به دلیل آن که التفات سبقت تصاحب کردن در ورود به مسجد فراتر از مداقه تعارف میباشد.

* در ورود و خروج، حق اولویت با کسی میباشد که بیرون مسجد میباشد.

* با وضعیت کسالت و خستگی وارد نشویم، بلکه بشاش و سرزنده و با نشاط باشیم.

* با شتاب و عجله زدگی وارد نشویم و هنگام ورود وقار و آرامش داشته باشیم.

* سوای غوغا وارد شویم و نظم مسجد را به هم نزنیم.

* کفش و جورابی داشته باشیم که پاهای مارا بدبو نکند و در شرایطی‌که اینگونه گردیده آن را برطرف کنیم.

* کفش‌های بقیه افراد را پایمال و لگدمال نکنیم.

* حتی الامکان سوای کفش وارد مسجد شویم؛ به دلیل آن که مسجد از وادی مقدس، مقدس خیس میباشد.

* کفش‌هایمان را تا جایی که ممکن میباشد درون مسجد نبریم.

* چنانچه سایر افراد درگیر نمازند، به آن ها درود نکنیم، بلکه آرام به فرستاده اکرم و خودمان درود کنیم. در همین راستا و شناخت نوآموزان با آداب مسجد رفتن از کتاب نفیس آداب و متانت نوآموزان عزیز در تاریخ روز شنبه ۱۹ فروددین ماه ماه ۱۴۰۲ هم پا با مربیان خویش به مسجد مشرف شدند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 54
چهارشنبه 14 آذر 1403 زمان : 11:31


گردهمایی امروز درباره‌ی یک قضیه‌ای میباشد که خیلی اصلی میباشد و به آن نادر التفات داده می‌شود و آن موضوع اذان میباشد، درباره ی اذان ما مطالعاتی داشتیم هم اکنون اینجانب آن مطالعات را گم کرده بودم دو سکو امروز پیش از اینکه پشت دوربین بیایم با یک جان کندنی تعدادی چیز عالی گیرم آمده میباشد در زمینه ی اذان درحال حاضر تشریفات مشهد کسی نگوید آقای قرائتی اذان را می خواهی چه کنی، اذان را رادیو برای ما می‌گوید ما در حالتی‌که بگوئیم نفت همین میباشد که توی لامپ میباشد خیلی عوام میباشد نفت این وجود ندارد که توی لامپ میباشد انسان یک خورده می بایست نفت شناسی نماید.
1- اذان از قرآن میباشد
اذان چه ربطی به قرآن داراست؟ تیتر ما درسهائی از قرآن میباشد، اذان هم از قرآن میباشد «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنْ الْمُسْلِمِینَ» (فصلت/33) شایسته ترین اشخاص کسی میباشد که عموم را به آفریدگار دعوت نماید و موذن عموم را اذان دعوت میکند «ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُاینترنتِ» (حج/32) «وَإِذَا نَادَیْتُمْ إِلَى الصَّلَاهِ» (مائده/58) «نُودِی لِلصَّلَاهِ» (آدینه/9) اذان توی قرآن هم مطرح گردیده، قرآن به هر کس اذان می گوید احسن می‌گوید یعنی شایسته ترین شخص آدم هر که عموم را به آفریدگار دعوت نماید در ضمنً چنانچه کسی فرمان به دارای شهرت نماید و نهی از منکر نماید آن هم شایسته ترین شخص میباشد.
2- دلایل بها مؤذن از امام رضا (ع)
امام رضا(ع) می فرماید قدر موذن را داشته باشید و از آن‌ها سپاس نمایید زیرا «وَ یَکُونَ الْمُؤَذِّنُ بِذَلِکَ دَاعِیا این کهً لِعِبَادَهِ الْخَالِقِ» (اینجانب‌لایحضره‌الفقیه، ج 1، ص 299) موذن عموم را به آفریدگار دعوت میکند، «وَ مُرَغِّباً فِیهَا»(اینجانب لایحضره‌الفقیه، ج 1، ص 299) عموم را ترغیب میکند به نماز «وَ مُقِرّاً لَهُ بِالتَّوْحِیدِ»(اینجانب‌لایحضره‌الفقیه، ج 1، ص 299) اقرار به لا اله الا الله می گوید «مُجَاهِراً بِالْإِیمَانِ» ایمان خودش را علنی میکند «مُعْلِناً بِالْإِسْلَامِ»(اینجانب‌لایحضره‌الفقیه، ج 1، ص 299) اسلام را برملا معرفی میکند «مُؤَذِّناً لِمَنْ یَنْسَاهَا»(اینجانب‌لایحضره‌الفقیه، ج 1، ص 299) به آدمهای غافل هشدار می‌دهد.
3- اذان شعار اسلام میباشد
پرمایه ترین سرودی میباشد که ادیان دارا‌هستند، ناقوس شعار کلیسا میباشد، اذان شعار اسلام میباشد، ناقوس صدایش مشابه صدای زنگ ساعت‌های تبارک میباشد، اولیه اذان الله میباشد، آخرش هم الله میباشد، و دربین دو تا الله یک به دور تفکرات اسلامی را مطرح می‌کنیم این هم با فرمول میباشد. آیین الکی وجود ندارد، فرمول داراست. فله‌ای به آئین نگاه نکنید، عبارات قرآن فرمول دارااست، در شرایطی که عالم 115 توشه توی قرآن آمده میباشد آخرت هم 115 توشه توی قرآن آمده میباشد در شرایطی که واژه و کلمه نوروفروغ 55 تا توی قرآن میباشد واژه و کلمه تاریکی هم 55 تا توی قرآن میباشد در شرایطی که عسر 12 تا توی قرآن میباشد یسر 36 تا توی قرآن میباشد یعنی سه موازی میباشد یعنی با هریک ایراد سه عدد سادگی میباشد چیدن اینها کلیه‌اش نقشه مهندسی داراست.
تفسیری از اذان را بیان کنم در‌حد تلویزیون، انتها دعوا تلویزیون می بایست مثل آب جوش باشد که به تمامی معده‌ها بخورد، هسته نداشته باشد، ترشی نداشته باشد، قالب نداشته باشد.
4- تعبیر الله اکبر اذان
الله اکبر یعنی تو بزرگی، در صورتیکه گفتیم تو بزرگی دیگر ایالات متحده والا وجود ندارد، در صورتی‌که تو بزرگی بایستی نماز منزل هم پاک باشد، چرا نمازخانه نهادها توی انبارهای پایین زمینی میباشد؟ و چرا اتاق مدیریت بالاست؟ چرا نماز منزل موکت میباشد و اتاق مدیریت قالی میباشد؟ این پیداست که هنوز الله اکبر توی روح ما جا نگرفته میباشد در‌حالتی که الله تبارک میباشد چرا فیلم میبینی برخیز نماز بخوان چرا در دکان هستی؟ پدر مشتری آمده میباشد پس مشتری اکبر، برای صد تومان لاف گفتی؟ پس هنوز پیش تو الله والا وجود ندارد. امام علی(ع) فرمود هستی را به اینجانب بدهند گناه نمی کنم قربان خودم که یک کیم می‌خورم سی و دو تا لاف می گویم در شرایطی‌که آفریدگار بلندمرتبه میباشد ما نباید اینقدر شل و ول باشیم در شرایطی که پروردگار تبارک میباشد انسان بایستی سفت باشد آمدند گفتند یا این که پیامبر الله علی تمامی چیزش بهتر میباشد صرفا یک بدی دارااست فرمود چی؟ گفتند کم آب میباشد فرمود: «فَإِنَّهُ خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ غَیْرُ مُدَاهِنٍ فِی دِینِه» (بحارالأنوار، ج 21، ص 385) علی برای معبود خشن میباشد حتی معاویه می گوید علی به قدری سخاوت دارااست که اتاق طلا جواهرات و اتاق کاه برای وی فرقی نمیکند، ولی در دعوا خداوند خیلی کم آب میباشد به هیچ کس رحم نمیکند. حتی برادرش عقیل آمد گندم مازاد بگیرد آهن داغ کرد، گویش داشت میتوانست بگوید دوزخ داغ میباشد اما رفت آهن داغ کرد، این یعنی آزمایشی، یعنی یاری آموزشی، یعنی به برادرش هم یک کیلو گندم اضافه نمیدهد.
الله اکبر یعنی «قد حضرک الصلاه» نماز رسید مهیا شو، خدایا تو بزرگی، با الله اکبر فرمانروا در رفت، عمری توی منزل‌ها الله اکبر میگفتیم سلطان نمیرفت البته ریختند توی خیابانها، تظاهر به الله اکبر خیلی اصلی میباشد، اذان یعنی فضای تبلیغات گشوده میباشد، اذان یعنی مفتخرم که مسلمان هستم، بشر زمانی یک متاع عالی داراست با افتخار اعطا کرد می زند وصیت طومار امام را یادتان نرود ما مفتخریم که به دنبال اهل بیت هستیم.
5- تعبیروتفسیر «اشهد ان لا اله الا الله» اذان
اشهد أن لا اله الله، اله یعنی آن چیزی که مرا می کشد، الله یعنی خدا، هر چه شمارا بکشد می‌گردد اله، لا اله یعنی هیچ چیز نمیتواند مرا سمت خودش بکشد، (اشهد ان لا اله الله) امام می‌فرماید خوشا بحال هر که در اکنون اذان جان بدهد و درود و صلوات معبود نواب صفوی که هنگامی گلوله باران شد داشت اذان میگفت و برخی از اصحاب امیرالمومنین(ع) زمانی شهید میشدند اذان میگفتند حدیث داریم در حالتی که بدانید اذان چقدر اصلی میباشد، رمز اذان خنجر کشی می کنید، نمیدانید اذان چیه.
6- تعبیروتفسیر «اشهد اَن مُحمداً پیامبر الله»
«اشهد أن محمداً فرستاده الله» امیرالمومنین سحر میآمد توی مسجد دو رکعت نماز می‌خواند و خودش می رفت و اذان میگفت الان پیش نمازهای ما خودشان اذان نمیگویند، مش عباس خادم اذان می‌گوید، مش عباس هم اذان نمیگوید، رادیو اذان می گوید، رادیو هم اذان نمیگوید، نوار اذان می‌گوید، نوار هم اذان نمیگوید، یک نفر مصری اذان گفته میباشد، کی اذان گفته؟ قدیم اذان گفته میباشد هم اکنون هم نوارش را توی مسجد آیت الله می گذارند، از این خیطتر نمی شود، از این بدتر نمی شود پدر حلقوم داریم موذن داریم. ما اینقدر مسلمان داریم که اذان نگفته میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 64
سه شنبه 13 آذر 1403 زمان : 10:54


به گزارش سرویس مسجدپژوه پایگاه تخصصی مسجد،عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … می‌تواند هم دارای حکم اولیه باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین وضع شد‌ه‌است به لحاظ مکتب تشریفات مشهد اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در صورتی‌که در روایتی امام معصوم (علیه السلام) امر به تلاوت نماز دست بسته کرده‌باشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز شرایط مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب می‌باشد ولی در صورتی برای مریضی ضرروزیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر تحول پیدا می‌کند.

سوال: معنای «فرض» و «واجب» چیست؟ و چه تفاوتی بین این‌دو وجود دارد؟

فرض و واجب در باب ها متعددی، بویژه در صورتی‌که جدا (نه با هم) استفاده و به کار گیری شوند، به معنای غیر وابسته و تعیین می باشد، (قاموس قرآن، ج۵، ص ۱۶۱) و معنای اصطلاحی آن روشن هست که به معنای واجب بودن متعلق‌شان می باشد.

اما بین این دو فرقی در بعضا از کتاب‌های لغت نام برده هست: فرق فرض و واجب این هست که فرض با جعل جاعل است، ولى «واجب» احتمال داراست فارغ از جعل باشد (و یک حکم عقلی باشد) مثل وجوب شکر مُنعم،(یعنی عقل حکم می‌کند: بایستی از هر که به آدم نعمت داده هست سپاس و شکر گزاری کرد.) که از احکام عقلی می باشد، به این ترتیب نسبتشان عموم و خصوص مطلق هست، (قاموس قرآن، ج۲، ص ۱۶۲) به این مضمون‌ که هر فرضی واجب هست ولی هر واجبی، فرض (به معنای جعل شارع) نیست.

سوال: معنای احکام اولیه و ثانویه چیست؟ نماز و روزه جزو کدام‌یک از این احکام می باشند؟

بنابر تقسیمی که بوسیله علمای اصول انجام یافته می باشد، احکام الهی به دو تیم‌ی احکام اولیه و احکام ثانویه قابل تقسیم‌اند.

اگر حکمی برای نفس موضوعی[۱] -بدون در نظر گرفتن برخی از عوارض و عنا وین ثانوی مانند اضطرار و همچنین فارغ از در نظر گرفتن شرایط شک و جهلِ مکلف، نسبت به حکم واقعى- جعل ‏شود، حکم اوّلی گفته می‌گردد. مانند؛ وجوب وضو براى نماز.

حکم او‌لین در مقابل حکم ثانوی است که مراد از حکم ثانوی، احکامی می‌باشد که به لحاظ اضطرار و دیگر عنوان ها ثانویه بر مسئله مترتب می‌گردد، به عبارت دیگر، به احکامى ثانوی مى‏گویند که به خیال عارض شدن حالتى؛ نظیر اکراه، اضطرار، عسر و حرج و یا عناوینى؛ مثل نذر، عهد، یمین، و تقیّه (عناوین ثانوى) برای مکلف، جعل مى‏شود؛ براى مثال، با این‌که حکم روزه ماه رمضان وجوب می باشد، ولى همین حکم نسبت به مضطر، مریض، زنان در بعضى از حالات و پیران تغییر و تحول مى‏کند؛ پس حکم در این حالات را؛ حکم ثانوى مى‏گویند و چون بیشترین کاربرد آن از عنا وین ثانوی، موقعیت اضطرار می‌باشد، به آن حکم اضطرارى نیز گفته شده است.[۲]

با دقت به تعاریف بالا، عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … می‌تواند هم دارای حکم اول باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین احوال شد‌ه‌است به نظر مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در حالتی‌که در روایتی امام معصوم (علیه السلام) فرمان به تلاوت نماز دست بسته کرده‌باشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز وضعیت مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب می‌باشد ولی در صورتی برای مریضی زیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر پیدا می‌کند.


یک یاداوری: عبارت اولی و ثانوی، در بحث احکام واقعی و ظاهری نیز آمده می باشد که درین اصطلاح، به حکم حقیقی و واقعی، حکم اولین و به حکم ظاهری، حکم ثانوی گفته می‌گردد،[۳] ولی احکام اولیه و ثانویه، را زیر گروه احکام واقعی گرفته‌اند،[۴] یعنی حکم واقعی یا اولیه هست یا ثانویه.

پی نوشتها:

[۱]. در مثال «وجوب وضو برای نماز»؛ وجوب حکم و وضو، مورد آن می‌باشد.
[۲]. راس اطلاعات و مدارک اسلامى‏، فرهنگ نامه اصول فقه‏، ص ۱۱۵ و ۱۱۶
[۳]. گاهى حکم شرعى براى امرى- از آن حیث که فى نفسه فعلى از افعال است- ثابت هست مثل حکم وجوب نماز، که در اینجا وجوب براى نماز از آن جهت که نماز می باشد و فعلى از افعال با مستقل لحاظ از هر امر دیگرى محسوب مى‏شود، ثابت است مثل چنین حکمى، حکم واقعى نامیده مى‏گردد و دلیلى که بر این حکم دلالت مى‏کند، برهان اجتهادى است. گاهى حکم شرعى براى امرى از آن نظر که حکم واقعیش مجهول است، ثابت هست، مثل آنجا که فقها در حرمت نگاه به زن نامحرم و یا وجوب اعلام کردن اقامه براى نماز اختلاف دارا‌هستند. در‌این‌صورت‌ وقتى دلیلى براى یکى از نظرات نزد فقیه اقامه نشده، پس در حکم واقعى اولى که مورد اختلاف می باشد، شک مى‏گردد و براى اینکه فقید در موضع عمل متحیر نماند، بایستى در اینجا حکم دیگرى- و لو این که عقلى- باشد مثل وجوب احتیاط یا برائت و یا عدم دقت به تردید، را انجام کند، مثل چنین حکم ثانوى‏ ای، حکم ظاهرى نامیده مى‏شود.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 55
يکشنبه 11 آذر 1403 زمان : 11:26


آیین و دانش فرو رفته میباشد. فیض اتفاق افتاد تعدادی سده اخیر غرب که نتیجه ها تفکر‏های تساهل و تسامح سکولاریستی و مانند آن میباشد، داده های عددی بالای مفاسد اخلاقی و جنسی، ازهم‏پاشیدگی نظام خانواده و تشریفات مشهد تعداد فراوان و رو به پرورش نوجوان ها و جوان ها خیابانی تردشده از کانون خانواده و نظایر آن میباشد.
انحطاط مسلمین
متأسفانه درحالی‏که اسلام تا قلب اروپا پیش رفته بود و سلطه خویش را در عالم اسلام ثبت کرده بود، خودکامگی‏های برخی از امرا و حکام مسلمان، دنیاطلبی و رفاه‏زدگی آنها، همینطور اختلافات و پیکارهای بیهوده بر رمز توان، قضیه انحطاط مسلمانها را در غرب آماده آورد و از نفوذ و نشر اسلام در سراسر اروپا کاست.
مسلمین بر تاثیر بی‏کفایتی زمام‏داران و حاکمان اسلامی و خرابی اخلاقی، به زوال و انحطاط کشیده شدند و ولی دست‏های فرنگی در اشاعه این روحیه و عقب‏رفت و شکاف باورها، قیمت‏ها و سنت‏های فقاهتی در نسل تازه بی‏تأثیر خلا تا جامعه مسلمین را زخم‏پذیر کنند و از پس این غفلت مبتلا ازهم‏پاشیدگی و رکود شدید نمایند، به سیرتکامل‏ای که کفار بر جامعه مسلمین مسلط شدند و زیرا اسلام و اتحاد مسلمانها را سدی بر روش مطامع خود دیدند، در صدد برآمدند تا اتحاد مسلمین را از دربین ببرند و تقسیمات جغرافیایی را پیشرفت دهند. لذا، به اختلافات قومی، نژادی و فرقه‏ای دامن زدند و مملکت‏های اسلامی را به قطعات خرد و خرد‏خیس تقسیم کردند. از سوی دیگر، با اشغال، استعمار و استثمار، استقلال آن‌ها‌را سلب نمایند و بازدارنده توسعه و گسترش آنها شوند، که در غایت مسلمان ها دارنده جوامعی عقب‏افتاده و مستلزم به تکنولوژی آنها شدند؛ تا اینکه آزادی‏خواستار، استقلال‏طلبان و پر‌نور‏فکران دولت ها اسلامی به رویارویی با این استعمار برخاستند و غایت کارایی و کوشش خویش را مصروف یافتن رویکرد‏شغل های نو و اصلی برای توسعه و گسترش و بسط کردند. چون فرهنگ جدیدی که با محوریت گنج و رفاه، کلیه مناسبات نظام سنتی کشورهای محیط خویش را به رویا رویی و در بخش اعظمی از مفاد به عقب‏نشینی واداشت و پندار دنیاگرایی جان دار در آن، منشأ بینش‏های آجل آدم به مقولات اصلی در خصوص باایمان، آدم و طبیعت شوید.(1)
متأسفانه بعضی از به اصطلاح پر‌نور‏فکران یا این که فیلسوفان ولی سطحی‏نگر یا این که دست‏نشاندگان متعلق به غرب، به‏یک‏باره همه علل عقب‏ماندگی مسلمانها را سنت و تکالیف آن دانستند(2) و در صدد پیکار با آن برآمدند. این‏سیرتکامل اندیشه و تلقی وارد شده، اثرات جبران‏ناپذیری در جامعه داشت که خیر صرفا موجب توسعه و مدرنیته شدن نشد، بلکه
______________________________
1. کالین رنان، تاریخ دانش کمبریج، ترجمه حسن افشار، تکثیر راءس، طهران، 1366، ص 374
2. عبدالکریم سروش، «کیفیت مواجهه مسلمانها با مدرنیته»، نشریه فجر، 18/12/1383
______________________________
موجب ساخت‌و‌ساز تنش‏های داخلی و استعمار بیشتر شوید.
در دهه‏های پیشین تاریخ اسلام مواقعی از مواجهه با مذهب و سنت را به عذروبهانه مدرنیسم شدن به خویش چشم میباشد؛ مانند آنچه رضاخان و آتاتورک در جمهوری اسلامی ایران و ترکیه پیش گرفتند و به رویا رویی با آیین و زدودن مظاهر آن از سطح جامعه مبادرت کردند و مدرنیزه شدن را در چیزهایی سطحی و ظاهری مانند خرقه، برداشتن خیمه از راز زنان دانستند.
سود اینکه، مدرنیسم در کشور ایران به عبارتی کالای وارد شده میباشد که بر طبق مبانی امانیستی غرب می‏باشد که خیر صرفا جایگاهی در سنت ندارد، بلکه هیچ تعاملی هم در بین آن‌ها برقرار وجود ندارد و آن، به دنبال انحطاط سنت بوده و در یک معنی، به عبارتی بدعت در آیین می‏باشد. ولی در‌حالتی که از مدرنیته معنای لغوی آن (گسترش و ابتکار) عزم گردد، می‏قدرت برای آن جایگاهی در تفکرات سنتی یافت. در هر شکل، کشور‌ایران از مدرنیته شدن حتی منفعت‏ای ناچیز به دست نیاورد؛ چون نگذاشتند تا خودمان این‌شیوه را گزینش کنیم و ما‌را ناچار به دریافت و تبعیت از غرب کردند و اندوه‏انگیزتر اینکه پر‌نور‏فکران متجددمآب، ادعا‏داران این دستور در کشور‌ایران شدند که خویش، هیچ نسبتی با آن نداشتند.(1) از آن جا که داخل آیین به واسطه اجتهاد، پویا و نوآور میباشد، با هرگونه دگرگونی و ابتکار در چارچوب معرفتی و ارزشی خویش مباینتی ندارد. براین‏پایه، در متن ها سیاسی زمانی که سخن از تجدد و مدرنیسم تحت عنوان یک ایدئولوژی مطرح میباشد، خیر فقط تمامی مخالف آن می‏باشند، بلکه آن را در تعارض با آیین و آیین‏داری قلمداد می‏نمایند و این مورد مرز طلاق پر‌نور‏فکران دگراندیش و عالمان فقهی با خبر و بصیر به مجال میباشد.(2)
برخی در سخنرانی‏ها و نوشته‏های خویش مدعا می باشند که در سنت (آیین) آدم صرفا به تکالیفی می‏اندیشد که فقیهان برای وی تبیین می‏نمایند؛ ولی دنیای امروزی که از دستاوردهای تبارک آن اعلامیه دستمزد انسان میباشد، آدم را حق‏اندیش و حق‏مدار می‏خواهد.(3) به لحاظ می‏برسد این‏سیرتکامل برداشت‏ها از دنیای امروزی و سنت صحیح نمی‏باشد؛ چون در تحقیق فلسفی حق، در مقابل هر حقی یک تکلیف قراردارد، یعنی لازمه هر حقی برای کسی، تکلیفی برای سایرین میباشد، به‌این مفهوم که دیگرافراد حق اورا به رسمیت شناسند و بازدارنده جاری ساختن این حق نشوند. هیچ حقی سوای تکلیف نمی‏خواهد شد؛ هر تکلیفی که بر ذمه دیگرافراد نهاده می‏خواهد شد، حقی هم برای بقیه افراد میباشد و اینکه آدم را صرفا محق بدانیم خیر موظف، از شاخصه‏های دنیا‏بینی اومانیستی میباشد و حتی توازن دربین حقوق و دستمزد و تکالیف اشخاص میباشد؛ چون با جعل هر حقی، تکلیفی نیز بر ذمه طرف مقابل می‏آید. مصالح جامعه اقتضا می‏نماید

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
شنبه 10 آذر 1403 زمان : 11:10


«آدم از محدودیت‌هایی که مخالف فطرت وی باشد استقبال نمی‌نماید البته برخی از محدودیت‌ها تشریفات مشهد را با استقلال خویش می‌پذیرد از جملهً در ماه رمضان ما از میل کردن و آشامیدن محروم هستیم و این نوعی محدودیت میباشد البته ما این فرمان را به طور تحمیل نپذیرفته‌ایم اما در حالتی‌که ماه رمضان عدم وجود و کسی مارا از میل کردن و آشامیدن که حق مشروع و رسمی ما میباشد بازداشتن می کرد در گیر غم می‌شویم پس سود میگیریم هنگامی کسی نمی‌پسندند که بقیه افراد حق آزادی و تعیین او‌را سلب نمایند حق ندارد آزادی و تعیین دیگرافراد را سلب نماید و این خوب‌ترین اصل اخلاقی میباشد که در جامعه ها بشری مشاهده میکنیم.»[۲۰]
سعید رضوی عالم
«هنر در‌حالتی که تجلی مییابد که اطراف، فضای آزاد و اخلاقی باشد به عبارتی‌طور که کلیه آیین ما با هنر توأم میباشد و زیبایی ظاهری و معنوی را می‌اقتدار در همگیٔ آیه ها قرآن، مناسک فقهی نظیر اذان، افطار، مناجات و در کلیهٔ ماه خوش‌یمن رمضان رویت کرد.»[۲۱]
” ماه رمضان برای آن میباشد که با مضمون‌ اجتماعی فقر و مشقت جامعه بیشتر آشنا شویم؛ از خودخواهی به دیگربینی و دیگرخواهی برسیم و خویش را جزئی از تک تکِّ جامعهٔ اسلامی بیابیم و ببینیم. “
—حسن روضه خوان

«روزه صرفا دست کشیدن از تناول کردن و آشامیدن وجود ندارد بلکه در ماه رمضان می بایست تمرینی برای عصمت و طهارت گویش از لاف، بهتان، بهتان، بدگویی‌ها و تحقیر بقیه افراد و اجتناب از دروغی که رسول اسلام (ص) آن را ام المعاصی نامید، باشد.»[۲۲]
«ماه رمضان برای آن میباشد که با معنا اجتماعی فقر و مشقت جامعه بیشتر آشنا شویم؛ از خودخواهی به دیگربینی و دیگرخواهی برسیم و خویش را جزئی از تمام جامعه اسلامی بیابیم و ببینیم.»[۲۲]
«هر رمضانی نسبت به رمضان قبلی برای ایفا و وظایف مان مهیا‌خیس و به غرض پایانی روزه که پایبندی به ضوابط اسلام و زهدوتقوا میباشد مجاورت‌خیس گردیده باشیم.»[۲۲]
حسن روضه خوان
س، ش
«روزه تصاحب کردن به خودی خویش عبادت میباشد البته همچنان که هیچ عمل آدم سوای تأمل و فکر بها ندارد، عبادت کردن آدمی هم سوای ادراک پر‌نور از عبادت بهایی ندارد.»[۲۳]
عبدالکریم سروش
ص، ض
«با فرا وصال ماه خوش یمن رمضان رمانتیک ژرف برگرفته از خاطرات الهام‌نصیب و عبرت‌های با ارزش این ماه و اثر ها و دستاوردهای روزه ­داری، ما‌را فرا می‌­گیرد و فضایی تمیز و هدایت‌گر و پر از درس و عبرت برای شخص مؤمن پدیدمی‌آورد.»[۲۴]
«ماه رمضان هنگامی میباشد برای تفکر کردن. درین ماه مؤمن با قلبی سلامت و عقلی پر‌نور و بدنی تمیز به قبل­‌اش مینگرد و از خویش اکانت‌رسی می­ نماید و بررسی مجدد­‌ای از کارنامهٔ خویش شکل میدهد و، بعد از آن، به آتی نگاه می‌نماید تا برای آن برنام‌ه­ریزی نماید و مجدد آن را بسازد و، به‌این‌ترتیب، ماه رمضان ماهی آخر و عاقبت­‌ساز برای وی خواهد بود.»[۲۴]
«صرفا تأمل، که در آموزه­‌های اسلامی بلندتر از عبادت شمرده گردیده است، قادر است روح عبادت را به آن بازگرداند و آداب و رسوم را به علت­ایی برای سرویس آدم تبدیل نماید و در کالبد شعایر روح بدمد و، به‌این‌ترتیب، در ماه رمضان شبِ قدری رقم زند که خوب از هزار ماه میباشد.»[۲۴]
«دگر توشه، رمضان میمون فرا رسیده میباشد؛ با شب‌های الهام قسمت، روزهای آموزنده و فضای پر از شمیم خاطرات و عبرت‌هایش که مایهٔ جدیت و نظم میباشد. دگر توشه، روزه می‌‏‌گیریم، شب زنده‌داری می‌‏کنیم، شعایر را دو چندان میکنیم و آخر و عاقبت عید را با شادمانی و خشنودی جشن و پای کوبی میگیریم و بعداز آن به معاش معمولی بازمی‌گردیم. به این سان سال‏‌ها تکرار و بر وسعت خاطرات افزوده می شود.»[۲۵]
” روزهٔ ماه رمضان و دیگر عبادات و شعایر فقهی فقط فعالیتی جسمانی نیستند، بلکه حرکاتی سرچشمه گرفته از عقل و دل‌اند که به پوسته احساس در می آیند و با آن در می‌‏آمیزند، از همین رو هرگاه دور از دخالت عقل و دل اعمال گیرند، اعمالی کم آب، معدود رنگ و تقلیدگونه‌اند که مارا به خویش درگیر می‌نمایند، اما تأثیری نمی‌گذارند. “
—موسی صدر

«ولی بیم آن می‌‏رود که روزه به عادتی بی‌‏روح و شعایر آن به سنت‌هایی درگیر‌کننده بدل و ماه رمضان از همگیٔ معانی اصیلی‌اش تهی گردیده باشد. با نگاهی سریع در می‌‏یابیم که‌این خلل، یعنی اختلال و موردٔ روزه و رمضان، موردٔ کلیه عبادات و همگیٔ مناسبت‌‏هاست. این آفت به تمامیٔ عبادات و روزها خط مش یافته و اماکن مقدس و شعایر فقهی و تمامیٔ آموزه‌های آسمانی را دربرگرفته میباشد.»[۲۵]
«روزهٔ ماه رمضان و دیگر عبادات و شعایر شرعی صرفا فعالیتی جسمانی نیستند، بلکه حرکاتی سرچشمه گرفته از عقل و دل‌اند که به پوسته احساس در میایند و با آن در می‌‏آمیزند، از همین رو هرگاه دور از دخالت عقل و دل ایفا گیرند، اعمالی کم آب، نادر رنگ و تقلیدگونه‌اند که ما‌را به خویش سرگرم می‌نمایند، اما تأثیری نمی‌گذارند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
پنجشنبه 8 آذر 1403 زمان : 11:14


ساخت و ساز موضوع شرکت کردن عموم و نهادهای غیر دولتی

افزایش دانایی و آشنایی خانواده و اجتماعی نسبت به نیازهای مراجعان تشریفات مشهد به خواسته تسهیل روند حل مورد در حالت بحرانی

شناسائی بخشها و کانون های زخم زا و اقدامات تخصصی در چالش زدایی

شناسایی زخم های اجتماعی نوپدید و بازپدید

مداخله اثرگذار به مراد کاهش جرایم و پرهیز از تشدید چالش و جراحت های اجتماعی و کاهش صدمات بر قشرها در معرض زخم و مجروح اجتماعی

گروههای مقصود :

اشخاص دربرگیرنده اخذ سرویس ها عبارتند از:

زوجین تقاضاکننده جدایی و اشخاص دارنده اختلاف خانوادگی وخیم

زنان و دختران در معرض زخم اجتماعی یا این که مصدوم اجتماعی

اشخاصی که قصد قتل نفس دارا‌هستند یا این که مبادرت به قتل نفس کرده اند .

کودک ها خیابانی و عمل

همسران آزار چشم

کودک ها آزار چشم

مبتلایان به مشکل نام و نشان جنسی

دختران و پسران فراری از خانه

بقیه افراددر همه سنین که در حالت بحرانی ویژه قرار دارا‌هستند .

اقدامات اجرایی :

اقدامات اجرایی دربرگیرنده تایید ، سرویس ها تخصصی ، ترخیص و پیگیری بعداز ترخیص میباشد :

تایید :


الف- خویش معرف

ب- ارجاعی :

به وسیله خط اورژانس اجتماعی 123

به وسیله سرویس ها سیار اورژانس اجتماعی

بوسیله بقیه مرکز ها بهزیستی

بوسیله مراجع قضایی

بوسیله نیروی انتظامی

معرفی نرم افزار اورژانس اجتماعی

بوسیله بقیه نهادها ( دولتی و غیر دولتی )

سرویس ها تخصصی :

دربرگیرنده :

سرویس ها مددکاری ، سرازیر شناسی ، تربیتی ، حقوقی ، فرهنگی آموزشی

تبصره : ارائه سرویس ها به دو شکل سرپایی و یا این که مراقبت ارائه می‌شود .

ترخیص :

باتوجه به موقعیت مراجعین و سرویس ها ارائه گردیده ترخیص مطلوب شکل می‌گیرد:

رجوع و برگشت به خانواده تحت عنوان مهم‌ترین مقصود این مرکزها است .

ارجاع به مرکزها ذیل تیم کارها جراحت دیدگان اجتماعی با دقت و موقعیت مراجع ( مرکز ها منزل تندرست ، بازپروری زنان مصدوم اجتماعی و...

بقیه مرکزها مرتبط سازمان بهزیستی

ارجاع به بقیه سازمانها ونهادهای حمایتی ذیربط

پیگیری بعداز ترخیص

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
چهارشنبه 7 آذر 1403 زمان : 9:50


با رعایت آن‌چه گفته شد، در حال حاضر با سهولت و اعتنا بیشتری میتوانیم تعریفی تشریفات مشهد از حرف ارائه نماییم. مبتنی بر گردآوری‌بندی تعاریف دانش سخن که از سوی معاصرین جاری ساختن گرفته دانش سخن را می‌قدرت اینگونه تعریف و تمجید کرد:
«دانش سخن دانشی میباشد که به استباط، تهیه و تبیین معارف و مفاهیم فقهی پرداخته و بر طبق روش‌های متعدد دلیل اعم از دلیل، جدل، خطابه و... پاراگراف‌های اعتقادی را ثابت و توجیه می‌نماید و به اعتراض و تردید ها معارضان آئین جواب می دهد». [۴۴]
درین تمجید خیر صرفا به زمینه صحبت اعتنا گردیده که نهایت و نحوه‌شناسی صحبت نیز آیتم اهمیت قرار گرفته میباشد.
با دقت به تعریف‌و‌تمجید فوق، فواید و هدف ها دانش سخن و وظیفه متکلمان عبارت میباشد از:
۱- استنباط
۲- تهیه
۳- تبیین معارف و مفاهیم فقهی
۴- آیین‌پژوهی و آشنایی آئین به طرز‌ تحقیقاتی خیر تقلیدی
۵- ثابت مدعیات اعتقادی و عقلانی کردن آنان
۶- پاسداری از آموزه‌های فقهی و زدودن تردید ها از آن‌ها. [۴۵]

۱۳ - تفاوت صحبت و فلسفه
[دستکاری]

ذکر تفاوت در میان فلسفه و حرف را می بایست مرتبط با صحبت متقدمان دانست، چون از قرن هفتم به بعد از آن، سخن و فلسفه بشدت بهم مجاورت گردیده‌اند به گونه ای که تشخیص متن ها کلامی از فلسفی در قرنها متأخر به سادگی شکل نمی‌گیرد. به هر حالا در ارتباط تفاوت دانش حرف با فلسفه و به تعبیروتفسیر دیگر اختلاف متکلمین و فلاسفه بایستی خاطرنشان کرد:
فلاسفه اهل برهانند و در تامل ملتزم به وحی نیستند. (و این بدان مفهوم وجود ندارد که منکر وحی باشند) آن‌ها می گویند که زیرا فن براهینشان به احکام مبرهن یقینی می رسد، شریعت هم می بایست موافق حکمت باشد و در صورتیکه نباشد آن را تأویل بایستی کرد، اما متکلمان هم فلاسفه را نکوهش کرده‌اند که چرا پا از حدود بالاتر گذارده، عقل فضولی را مدار ملاک دانسته‌اند...
از لحاظ مورد نیز، صحبت و فلسفه با یکدیگر شرکت کردن ندارند چون قضیه فلسفه مو جود اینجانب نظر هو جان دار میباشد درحالی‌که مسئله صحبت- سازه به تعاریفی که سپری شد- اصول و عقاید فقهی میباشد. دلائل فلسفه نیز با دلائل صحبت گوناگون میباشد. چون دلائل فلسفه منتهی به بدیهیات میگردد در صورتی دلائل دانش صحبت منتهی به مسلمات می‌شود.
از نگاه نهایت و غرض نیز در میان فلسفه و حرف اختلاف میباشد چون نهایت فلسفه استحصال معرفت و کمال قوه نظری میباشد و مقصود دانش حرف حفظ شرع و ثابت عقاید فقهی میباشد.
ولی چنانکه گفتیم، این تفاوت‌ها مرتبط با صحبت متقدمان میباشد و صحبت متأخران به‌ فلسفه اسلامی بسیار مجاورت شد‌ه‌است و در مورد و غرض اشتراک دارا هستند و اختلافشان در مقدمات و دلائل میباشد، چون مقدمات دلیل در حکمت، یقینی میباشد و مقدمات دلیل در حرف، مسلمات و مشهورات شرع انور میباشد.
و با تعریفی که متأخرین از دانش سخن کرده‌اند که: «دانش به وضع و اوضاع موجودات میباشد بر نهج ضوابط شرع» و مقایسه آن با این تمجید از فلسفه اسلامی که: «دانش به اوضاع موجودات میباشد به قدر شکیبایی انسان» می‌اقتدار سود گرفت که: در‌صورتی‌که دانش صحبت محصور به مقررات شرع میباشد. حدود فلسفه به عبارتی حدود عقل و حوصله آدم میباشد. [۴۶]

۱۴ - شروع پیدایش دانش حرف
[دستکاری]

درباره استارت دانش صحبت بطور ظریف نمی‌قدرت حیث اعطا کرد. درصورتی که دانش سخن را دانش اصول عقاید فقاهتی بدانیم، می بایست شروع آن را توأم با اعتقادات انسان دانست البته درصورتی که غرض، شروع دانش سخن در اسلام باشد بایستی پیدایش دانش صحبت را بصورت قانونی در نصفه دوم قرن اولیه هجری و اوائل قرن دوم کاوش کرد. در حالتی‌که چه مسائل کلی کلامی را می‌اقتدار در آیه ها شریفه قرآن مهربان و روایات نبوی تعقیب نمود، لکن نمی‌قدرت مجادلات و مباحثات کلامی را به مجال پیامبر پروردگار (صلی الله و علیه و آله) بازگرداند. چون از یک سو آسانی و صفای مسلمانها صدر اسلام و از سوی دیگر حضور شخصیت والای فرستاده اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در بین مسلمین فرصت هرگونه زیرا‌و‌چرا در مسائل اعتقادی را از میان می برد و صحبت فرستاده برای همگی افرادی که احیانا می‌توانستند از لحاظ فکری با یکدیگر اختلافاتی داشته باشند، حجت و فصل‌الخطاب بود.

۱۴.۱ - علل پیدایش
پس از رحلت پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و ساخت‌و‌ساز اختلاف فی مابین مسلمین که عمدتا ناشی از ضعف ایمان و قوت عصبیت‌های قومی و ملی بود، زیرا و چراهای اعتقادی نیز صورت گرفت و مسائلی از قبیل جانشینی رسول اکرم، موقعیت مرتکب گناه کبیره، جبر و تفویض، و... مبنا‌های تأسیس مکاتب اساسی کلامی را نهاد بنیان.
اما برخی از محققین و مورخین لحاظ دارا‌هستند که برهان مؤثر در پیدایش حرف در تاریخ اسلام عکس العمل مسلمین با اذهان و فرهنگ و تمدن ایرانیان و یونانیان و مصریان و... و آشنائی مسلمین با دین‌ها و مذهب ها بزرگی زیرا یهود و مسیحیت و دین زرتشت بوده میباشد که مسلمین را به تلاشی بی‌نگهبانی برای رویارویی با تهاجم ها فکری و فقهی آن ها برانگیخته میباشد.
به این ترتیب حیث، برهان مهم پیدایش دانش حرف را می بایست یک ادله فرنگی دانست در حالی‌که در شرایطی‌که انگیزه مهم پیدایش دانش سخن را اختلافات فکری مسلمان ها در تجزیه و نظارت مسائل اعتقادی، سیاسی، اجتماعی بدانیم، دانش حرف را مولود حوزه پندار اسلامی دانسته‌ایم و این لحاظ به حقیقت نزدیکتر میباشد؛ چون از نگاه تاریخی طرح مسائل کلامی نیز پیش از آشنائی مسلمین با ایرانیان و یونانیان و... معمول بوده میباشد. و ولی تایید این حیث بمعنای نفی تأثیر تمدن ملت‌ها و اعتقادات ادیان و مذهب ها غیر اسلامی در رویش و پویائی صحبت اسلامی وجود ندارد.

۱۴.۱.۱ - امامت
به هر هم اکنون از دربین مسائلی که در پیدایش دانش صحبت و فرق اسلامی تأثیر بسزائی داشته میباشد. یکی از مسأله امامت و جانشینی نبی اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و ماجرای شورای سقیفه بنی ساعده را می‌قدرت اسم موفقیت که بدنبال خویش یک سلسله مباحث کلامی را از قبیل وجوب نصب امام، امامت مفضول یا این که افضل، پاکی امام، کیفیت گزینش امام، مختصات امام، شرائط برکنار امام و... بجای گذاشت و دیگر مسأله جبر و تفویض بشر که در نصفه دوم قرن نخستین بصورت بدون شوخی مطرح شد و اشخاصی مانند ربیعة الرأی صراحتا از جبر و غیلان دمشقی و محل پرستش جهنی از تفویض جانبداری می‌کردند و مناظراتی در بین آن‌ها در همین قضیه انجام شده میباشد که در کتاب ها کلامی نام برده میباشد. طرح مسأله جبر و تفویض تدریجا باعث پیدایش یک سلسله مسائل دیگری در الهیات، طبیعیات و اجتماعیات شد. عدل، حسن و قبح ذاتی (عقلی) معلل بودن افعال باری به اعراض، محال بودن تکلیف ما لا یطاق و... به عنوان مثال مسائلی میباشد که جبر و سپردن بدنبال خویش آورد.
از دست اندرکاران مؤثر دیگر قتل عثمان، خلیفه سوم و حوادثی میباشد که در روزگار خلافت حضرت علی (علیه‌السلام) رویداد، پیدایش مبارزه صفین و ماجرای حکمیت که منجر ظهور گروهی بنام خوارج شد که با اعتقادات خاص خویش زحمات فراوانی را برای علی (علیه‌السلام) مهیا کردند. خوارج بنابر اصل اعتقادی خویش که: مرتکب گناه کبیره کافر میباشد و کافر را بایستی کشت، باور پیدا کردند که علی (علیه‌السلام) با تایید حکمیت در مبارزه صفین کافر گردیده است و بایستی توبه نماید و همین فرمان موجب به شهید شدن وصال علی در محراب مسجد کوفه شد. و این استارت انحراف دور از شوخی از واقعیت اسلام بود که به نوبه خویش منجر مخالفت‌ها و موافقت‌ها و پیدایش فرق و مذهبها دیگر شوید.
عللی که باختصار بر شمردیم، به علاوه سیاستمداران قاضی بر بلاد اسلامی که اسباب و اثاث تضعیف یا این که تقویت فرق کلامی را بدلائل خاص سیاسی و اجتماعی مهیا می‌آوردند، مهم‌ترین عواملی میباشد که در پیدایش و پرورش حرف و فرق کلامی مؤثر بوده‌اند.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
دوشنبه 5 آذر 1403 زمان : 14:18


با بیان اسم رب والا، در اولی بخش از اپلیکیشن "من‌را با اسلام آشنا فرمایید" یار شما بزرگواران هستیم. حضرت حق را قدردانی میگوییم که ما‌را به تایید آئین اسلام مفتخر نموده و علاقه به معبود را از روش این آئین مبین در قلوب ما روان ساخته میباشد.
در اپلیکیشن امروز در ارتباط با معنا کلمه و واژه اسلام با تشریفات مشهد شما مذاکره خوا هیم نمود. در‌این اپ خوا هیم کوشید تا مهم‌ترین ویژگیهای اسلام را آیتم بازرسی در اختیار بگذاریم.
در صورتی از یک مسلمان پرسیده خواهد شد که اسلام چیست؟ در پاسخ احتمالا خواهد اذعان کرد:" اسلام اسم آئین ما میباشد. اسلام اسم واپسین آیین آفریدگار میباشد. اسلام کاملترین شرعی میباشد که به وسیله واپسین رسول خداوند برای انسان نازل شد‌ه‌است." ولی طبعا یک شخص مسلمان بایستی بسیار بیشتر از این تعاریف معمولی را بداند.
در لغت طومار کلمه و واژه اسلام به‌این شکل تعریف و تمجید گردیده‌است: تسلیم شدن، اطاعت کردن و همینطور صلح.
طریقه مسلمان ها، اسلام خاتم ادیان الهی میباشد. خاتمیت بدین معناست که اسلام در بر دارای تک تک آن مطالبی میباشد که می بایست از روش وحی برای آدم ذکر گردد. قرآن نیز آئین اسلام را تحت عنوان خاتم ادیان الهی معرفی میکند. یعنی در صورتی‌که شریعت اسلام را در یکسو و بقیه شرایع آسمانی را که برای سراسر حیات انسان در دورانهای قبل مقدر گردیده است در طرف دیگری بگذاریم، شریعت اسلام از کلیه آن ها استوارتر میباشد که‌این خویش مضمون‌ خاتمیت و شریعت واپسین میباشد.
ادیان عموما براساس اسم بنیانگذار و یا این که اسم قومی که منسوب به ان میباشد نامگذاری می‌شوند. برای مثال یهودیت و هندوئیزم هر دو منسوب به خویشاوندان ویژه ای میباشند. البته بعضا ادیان دیگر نیز می باشند که همانند مسیحیت و بودیزم براساس اسم موسس خویش نامیده می گردند. ولی اسم آئین اسلام از طرف خدا داده گردیده و بر پایه ی اسم حضرت محمد (ص) و یا این که قومیت عرب نامگذاری و یا این که شناخته نمیشود. چراکه اسلام نامی میباشد که از جانب خدا به‌این آئین داده گردیده و محمد بن عبدالله (ص) خیر موسس ان بلکه فقط پیغمبر این آیین از جانب پروردگار به حساب آورده می شود.
همان طور که گفتیم اسلام در معنای تسلیم شدن در قبال عزم آفریدگار میباشد. برای مسلمان شدن اساسی وجود ندارد که شما منسوب به کدام آیین و نژاد و ملت و گویش می‌باشید. هر انسانی می‌تواند به آیین اسلام مشرف گردد و از چشمه لایزال ان بنوشد.
بعبارتی دیگر آیین اسلام، اسم هدایتی میباشد که خدا برای انسانها در حیث گرفته میباشد و این هدایت در قرآن کریم ومهربان، کتابی که حرف محض خدا میباشد تجلی یافته میباشد.
پروردگار در زمان ازمنه گوناگون برای هدایت انسانها در چهار کناره عالم پیامبران زیادی را ارسال نموده است. علمای اسلامی بر این باورند که کلیه هدایتهای انجام شده از سوی پیامبران، زیر اسم اسلام انجام یافته میباشد.
معبود در ایه سیزدهم سوره مبارکه شوری می‌فرماید: آئینى را براى شما تشریع کرد که به نوح پیشنهاد کرده بود; و آنچه را بر تو وحى فرستادیم و به ابراهیم و موسى و عیسى توصیه کردیم این بود که: آئین را بر پا دارید و در آن تفرقه تولید نکنید. بر مشرکان گران میباشد آنچه شما آن را به سویش دعوت مى فرمائید. پروردگار هرکس را بخواهد برمى گزیند و کسى را که به سوى وی گشوده خواهد شد هدایت مى نماید. "
بدین ترتیب از حضرت بشر تا حضرت خاتم تمامی و تمامی، پیامبرانی بوده اند که در پوسته آیین اسلام به هدایت جهانیان پرداخته اند.
احکام و اخلاقی که خاتم الانبیاء از طرف پروردگار به بشریت عرضه کرده، ابدی میباشند. به همین برهان میباشد که آفریدگار در بخشی از ایه سوم سوره مبارکه مائده فرموده میباشد: "امروز دين شما‌را برايتان كامل و نعمت‏ خویش را بر شما تک تک گردانيدم و اسلام را براى شما تحت عنوان آیین برگزيدم."
اسلام شرعی بدون نقص بوده و بطور اعتقاد و باور از هرگونه خرافه و بدعت مبرا میباشد. این آیین در سراسر حیات بشر، از لحظه به دنیا آمدن تا لحظه مرگ او را در خویش اشراف نموده است.
خدا تبارک در آیه ۸۹ سوره مبارکه نحل در‌این خصوص فرموده میباشد: و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تورا [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى میباشد و براى مسلمان‌ها رهنمود و بخشش و بشارتگرى میباشد بر تو نازل كرديم.
مقصود اسلام علم آموزی به روزی عالم و عقبی برای بشر میباشد. این آیین توحیدی بر اساس وحی میباشد و نهایت آن، رضایت حق تبارک میباشد.
فراموش نکنیم که اسلام بر عقل و ادراک بشر تاکید بسیار دارااست. تین آیین از آدم میخواهد که تامل نماید، دور و بر خویش را اصلاح کند، سعی نماید و خویش را بسط دهد.
آئین اسلام فقهی وسط رو میباشد. در آن افراطی گری نیست و به مکان آوردن احکام آن بی آلایش و سهل و آسان میباشد.
مبانی اعتقادی اسلام پر‌نور و منطقی میباشد و فهم و شعور و قبول ان به سهولت قابلیت و امکان پذیر میباشد.
در آئین اسلام در بین معبود و مخلوق پروردگار نیازی به واسطه نیست. این آیین به حیات مادی و اخروی، به سالم جسمانی و روضه خوان و به اقتدار فرضی و عقلی آدم مداقه بسیار قائل میباشد.
به همین ادله میباشد معبود قدرتمند در آیه ۸۵ از سوریه مبارکه آل عمران میفرماید: و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هیچ وقت از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 66
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 10:54


شریعت، طریقت و واقعیت
چنان که تا قبل از اینً اشاره شد، درباره این کلمه و واژه ها و ترتیب خاص آنها تشریفات مشهد که در تصوف و عرفان یک اصل مسلم تلقی میگردد و از حیث اکثری از پژوهشگران اسلام خیر عامل عقلی دارااست و خیر نقلی،(19) اختلاف میباشد.

آنچه برای ما حایز التفات میباشد، در مرحله نخستین ذکر هدف از این اصطلاحات در نگرش بزرگان عرفان میباشد ودر مرحله بعد از آن، جواب به‌این سوال که تایید آن با بقیه معتقدات اسلامی منافات دارااست یا این که خیر؟ وآیا بین نظرها فقیهان عظام واین اطمینان عارفان، نقطه جمعی وجود دارااست یا این که نه؟ بیشتر عارفان و صوفیان در منزلت ریشه یابی این اصطلاحات، به روایتی که از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل گردیده است، استناد می نمایند.

آن حضرت فرمود:

«شریعت، گفتار اینجانب و طریقت، خلق اینجانب و واقعیت حال و روز اینجانب میباشد ... .»(20)

این ماجرا در «کتاب ها اربعه» شیعه نیامده میباشد، بلکه آغاز در غوالی اللئالی آن هم به طور مرسل (حذف ورقه ها) نقل شد ودیگران هم مانند صاحب و مالک مستدرک الوسائل(21) و سید حیدر آملی(22) و مولی عبدالصمد(23) از به عبارتی جا نقل کرده اند.

بیان کننده یک کدام از علل مخالفت «مردم فقیهان با این یقین صوفیه»(24) همین باشد که حدیث از حیث فقاهتی قابل استناد وجود ندارد و نمی اقتدار یک اصل کلی و طلبه از این قبیل را، با استناد به اینگونه روایتی به طور قطعی و مسلّم به اسلام و نبی خداوند صلی الله علیه و آله وسلم نسبت بخشید.

ولی نقل این حدیث شریف در بعضا از نوشته های اخلاقی و عرفانی از باب «تسامح در برهان سُنَن» میباشد؛ به دلیل آنکه علمای اسلام در روایات اخلاقی، به جهت مطابقت و همخوانی محتوای آنها با فطرت بشری، مشقت بار گیری نمی‌کنند و در‌این حدیث هم، نکته های ارزنده اخلاقی که بسیار آموزنده میباشد، به چشم میخورد.

توضیح این کلمه ها با اقتباس از سخنها عارف واصل، سید حیدر آملی این میباشد:

شریعت، طریقت و واقعیت، سه مرحله از یک حقیقت اند و آن حقیقت شرع مقدس میباشد. مانند بادام که قالب، و مغز و مغز مغزی داراست و به همگی این ها «بادام» اطلاق می گردد. شریعت عبارت میباشد از تصدیق فرستاده اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در دسته آنچه از جانب خدا آورده و کار بر اساس مقررات و حدودی که در شرع مقدس گفته شده میباشد.

به عبارت دیگر، تعبد و تسلیم در قبال انبیای الهی و اوصیای آن‌ها در تک تک مسایل اعتقادی، اخلاقی و عملی که از روش کتاب و سنت برای آدم ها توضیح داده گردیده، «شریعت» میباشد.

«طریقت» عبارت میباشد از دست یابی به محتوا و شرایط خاصی که از آن کار انتظار می رود؛ یعنی سالک با سود گیری از داخل و جان دستورهای فقاهتی، به روح خویش والا می‌بخشد، در منازل و مقامات معنوی سیر کرده و با اجرا درست آن از نگاه ظواهر و اخلاص و حضور قلبی حضرت حق به منزلت رفیع «فناء فی اللّه» و «بقاء بِاللّه» افزایش پیدا می نماید.

درین مرحله میباشد که سالک خیر خویش را می بیند و خیر عبادت و بندگی اش را، از فقیه کثرت ها پا را بالاتر نهاده، واقعیت واحده حکم کننده بر آحاد هستی را مشاهده می نماید و در دنیا هستی غیر صفات و اسمای الهی و مظاهر وجودی وی چیزی نمی بیند؛ حتی خویش و فعل خویش را درک نمی نماید. در‌این‌حالت‌ میباشد که مضمون‌ «لا اله الاّ هو تمامّ شی ءٍ هالکٌ الا وَجْهه»(25) را به نیکی می شناسد وسِرِّ «وللّه المشرق و المغرب؛ اینما تولوا فَثَمَّ وجه اللّه»(26) را می‌یابد و آنچه در آیه شریفه «مجموعّ اینجانب علیها فان و یبقی وجه ربّک ذوالجلال و الاکرام»(27) پنهان میباشد را درک می نماید.

از جمله: در نماز آنچه از مقدمات، حالت، واجبات و موادسازنده در رساله های عملیه آمده که مرتبط با عوام مردم میباشد و اجرا آن نیازمند رفع تکلیف و رخنه‌ عمدی آن موجب فسق و چه بسا تحت عنوان بی دینی تلقی می‌شود، شریعت نامیده گردیده است.

در پس این ظاهر، باطنی در عمل میباشد که ذکر چگونگی و یه خردهّت آن از ذمه رساله های عملیه ساخته وجود ندارد. واحد سنجش اخلاص، حضور قلب، حالا و هوای عبادت و بندگی به نحوی که حلاوت و لذت آن را حس نماید و جمعاًً مسایلی که فرد را به معبود مجاورت می نماید و به روح وی عروج می‌بخشد، طریقت نامیده می‌گردد.

گاهی تعدادی نفر در یک صف، نماز میخوانند که تمامی از حیث رعایت حالت ظاهری در یک سطح قرار دارا هستند، اما مسافت بها نماز آنها در نزد پروردگار از زمین تا عرش میباشد.(28)

البته «واقعیت» نماز این میباشد که نمازگزار در معنای حقیقی کلمه و واژه قطع از غیر برای وی نتایج خواهد شد. از امام باقر علیه السلام درباره نماز علی بن الحسین علیه السلام رسیده میباشد که در هنگام نماز رنگش متغیّر میشد، زیرا به نماز می ایستاد مانند ساقه درخت هیچ حرکتی نداشت، جز آنچه باد جامه های او‌را جنبش می بخشید.(29)

طبق داستان دیگری، زمانی که از امام راستگو علیه السلام انگیزه بیهوشی در تاثیر تکرار ذکری را پرسیدند، فرمود: آن قدر آن را تکرار کردم که از گوینده اش آن را می شنیدم و جسمم اقتدار دیدار آن اقتدار را نداشت.(30)

«واقعیت» در اصطلاح عارفان فرآیند پایانی سیر یک عارف میباشد که موقعیت شهود به وی دست میدهد، از خویش «محو» و فانی در معبود می گردد، و مناسبت ترین شرایط برای استخراج این موقعیت، نماز میباشد.(31)

به دیگر عبارت، از این سه مرحله خواهیم توانست تحت عنوان آغاز، میانه و غایت اسم ببریم و یا این که ظواهر، داخل و داخل درون، ومی توانیم به اسلام، ایمان و ایقان حافظه کنیم و یا این که به دانش الیقین، عین الیقین و حق الیقین وتعبیرهایی از این قبیل که در هرمورد از این تشبیهات بُعد خاصی آیتم اعتنا قرار گرفته میباشد.

فلسفه پافشاری بر این سه مرحله، خلال واقعیتی که در شرع مقدس وجود داراست که در پَس ظواهر آن، داخل عمیق بلکه داخل هایی در شغل میباشد، استعدادها و توانگری های گوناگون و متعدد آدم هاست؛ به‌این مضمون‌ که آئین مبین اسلام بلکه همگی ادیان آسمانی برای قشر خاصی از جامعه بشری نیامده میباشد، بلکه منش سعادتی برای مردم آدم هاست، در فیض بایستی غذا متناسب با مزاج های متفاوت را در دست داشته باشد تا هر انسانی به فراخور شایستگی و بضاعت و توان خویش یا این که به معیار شغل و تلاشی که جاری ساختن میدهد از این سفره کَرَم الهی منتفع خواهد شد.

طبیعتا در رده شغل، بیشتر عموم در به عبارتی مرحله ظواهر متوقف میگردند و با ایفا واجبات و شکاف محرمات، از خویش رفع تکلیف کرده و تحت عنوان یک مسلمان از عذاب الهی محفوظ می‌مانند و از فردوس وی سود میبرند.

گردآوری دیگری از این مرحله پا را بالاتر نهاده، با سود گیری از محتوا و داخل مظاهر فقاهتی به طی منازل و مقامات معنوی پرداخته و از لطف ها خاص الهی درین باب برخوردار می گردند. ولی واحد سنجش منفعت گیری آن‌ها از این اقیانوس بی کران به مقدار اخلاص، حضور قلب و تداوم بیان اللّه واستمداد هر چه بیشتر از توفیقات و عنایات الهی، بستگی داراست.

و آخر و عاقبت جمع یه خرده درین مسابقه پهناور و عزیز معنوی از دیگر افراد پیشی گرفته به توفیق هایی در جهت قرب الهی، نایل میشوند که سایر افراد خیر صرفا بدان دسترسی ندارند، که از تصور آن نیز عاجزند و بایستی اعلام‌کرد: «طوبی لهم و حُسْنُ مَآب».

بیانات و سعی ناشایست درباره این اصطلاحات
تایید این سه مرحله به نحوی که توضیح داده شد، چیزی وجود ندارد که مخالف داشته باشد؛ چون هر فقید و دانا اسلام شناس به نیکی میداند که حقایق شرع مقدس در ظاهر آن خلاصه نمی‌شود، بلکه از درون و عُمقی شامل است که هیچ یک از آدم های غیرمعصوم، رویکرد به غایت آن نمی مارک، امّا برای همگی اشخاص به مراد غَوْر در ژرفای آن حقایق و کسب به اسرار بیشتر وقدم نهادن به روند معنوی بهتر خیس، روش گشوده میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 55
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 294
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 567
  • بازدید ماه : 567
  • بازدید سال : 2103
  • بازدید کلی : 43244
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی