loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 18
دوشنبه 27 مرداد 1404 زمان : 10:30


یونس بن عبدالرحمن (سال ۲۰۸ق) از اصحاب اجماع. او امام باقر(ع) و امام درست گو(ع) را ملاقات کرده و از امام کاظم(ع) و امام رضا(ع) ماجرا نموده است. وی همینطور نماینده قانونی امام رضا(ع) بود. بنابر روایتی امام رضا(ع) سه توشه پردیس را برای وی تضمین نموده است. او ۵۴ حج به مکان آورد که واپسین آنها به نیابت از امام رضا(ع) بود. یونس اثر ها مکتوب بخش اعظمی از خویش برجای گذارده تشریفات مشهد میباشد.

نسب و لقب
یونس بن عبدالرحمن، از آن رو که آزاد گردیده علی بن یقطین بن موسی بود به «مولی آل یقطین» دارای اسم و رسم میباشد.[۱] لقب‌اش ابومحمد[۲] و سازه بر بعضی شواهد از منابع تاریخی نسبتش، قمّی میباشد.[۳]

سال میلاد وی به طور دقیقی بیان نشده میباشد؛ اما عده ای از عالمان رجالی تاریخ ولادتش را زمانه زمامداری هشام بن عبدالملک بیان کرده‌اند[۴] که با این اکانت می‌اقتدار بیان کرد او میان سال‌های ۱۰۵ تا ۱۲۵ق متولد شد‌ه‌است.

منزلت علمی
بنابر گزارش‌های تاریخی، امام رضا(ع) شیعیانی را که از او بدور بوده و دسترسی به وی نداشتند به یونس بن عبدالرحمن ارجاع می‌بخشید[۵] و اورا معتمد خویش و ثقه در کارها فقهی و سؤالات علمی شیعه‌ها معرفی می کرد.[۶]

ابوهاشم جعفری نقل نموده است: کتاب «یوم و لیله» یونس بن مخلوق الرحمن را نزد امام عسکری(ع) بردم. حضرت با نظری ظریف به تک تک کتاب نگاه کرد و تا پایان آن را ورق زد و فرمود: آنچه درین کتاب میباشد، آیین اینجانب و آئین پدرانم میباشد؛ کل این کتاب حقّ و واقعیت میباشد. معبود به ازای هر کلمه و واژه از این کتاب نوری در قیامت به وی عطا نماید. همینطور درباره یونس گفته‌اند: دانش امامان شیعه به چهار نفر منتهی می گردد که یکی‌از آن‌ها یونس بن عبدالرحمان میباشد.[۷][۸]

اصحاب اجماع
یاران امام باقر(ع)
۱ زُرارَة بن اَعین
۲ مَعروفِ بنِ خَرَّبوذ
۳ بُرَید بن معاویه
۴ ابوبصیر اَسَدی یا این که (ابوبصیر مرادی)
۵ فُضَیل بن یسار
۶ محمد بن مُسلِم
یاران امام راست گو(ع)
۱ جَرغبت بن دَرّاج
۲ عبدالله بن مُسکان
۳ عبدالله بن بُکَیر
۴ حَمّاد بن عثمان
۵ حماد بن عیسی جهنی
۶ اَبان بن عثمان
یاران امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)
۱ یونس بن عبدالرحمن
۲ صَفوان بن یحیی
۳ اِبن اَبی عُمَیر
۴ عبدالله بن مُغَیرِه
۵ حسن بن دوست داستنی یا این که (حسن بن علی بن فَضّال، فَضالَة بن ایوب و عثمان بن عیسی)
۶ احمد بن ابی نصر بزنطی
نبو
از منظر امامان شیعه
یونس نزد امامان شیعه و به خصوص امام رضا(ع) رده ویژه‌ای داشت و بارها از او با تیتر بنده با تقوا و مخلوق نیک معبود خاطر گردیده است.[۹] وی نماینده قانونی امام رضا(ع) بود.[۱۰] بر طبق با منابع رجالی، امام رضا(ع) سه توشه فردوس را از طرف خویش و پدرانش برای او تضمین کرده[۱۱] و فرمود: «یونس بن عبدالرحمن در طول خویش مانند سلمان در حین خویش بود.»[۱۲]

در نقل دیگری، زمانی که یونس از بدگویی عموم درباره خویش و نزد امام هشتم شیعه‌ها اندوهگین شوید، امام در دلجویی از وی رضایت بی نقص خویش را از او خاطرنشان کرد و تیتر نمود این قبیل بدگویی‌ها از رضایت امام نسبت به وی نمی‌کاهد.[۱۳]

حج به نیابت از امام
یونس ۵۴ توشه به حج تمتع و ۴۵ توشه به عمره رفت.[۱۴] واپسین حج او به نیابت از امام رضا(ع) بود.[۱۵]

از منظر عالمان شیعه
فضل و ادب بن شاذان (درگذشت:۲۶۰ق) درباره وی گفته: دربین عموم فقید‌خیس از سلمان فارسی وجود نداشت و پس از سلمان نیز فقید‌خیس از یونس بن عبدالرحمن پرورش نیافت.[۱۶] ابن ندیم (درگذشت:۲۶۰ق) در کتاب الفهرست آورده، وی (یونس) علّامه زمانه خود بود.[۱۷] روحانی طوسی یکبار اسم اورا در فهرست اصحاب امام کاظم و یک‌توشه در اصحاب امام رضا(ع) بیان کرده و میگوید: در لحاظ اینجانب محدّثی آیتم یقین میباشد.[۱۸] علّامه حلّی می گوید: وی انسانی تبارک و از پیشگامان مدرسه تشیع میباشد.[۱۹]
روایاتی در مذمت یونس آورده شده که بیشتر عالمان شیعه آنان را از دید مدرک و یا این که دلالت بر عدم وثاقت او، رد کرده‌اند.[۲۰]

یونس و واقفیه
وقتی‌که خبر شهید شدن امام کاظم(ع) به یونس رسید او در جمعی همگانی گفت از این پس امام رضا(ع) امام اینجانب میباشد[۲۱] البته بعضی بنابر مصالح خویش به توقف امامت در امام کاظم(ع) رأی دادند و به واقفیه دارای اسم و رسم شدند. این جماعت قصد تطمیع امثال یونس را نیز داشتند. روایتی از یونس دراین باره نقل گردیده است.[۲۲] و حتی راجع به با امامت امام رضا(ع) ‌به همپا علی بن اسماعیل میثمی با واقفه مناظره کردند.[۲۳]

مشایخ و راویان
اسم یونس بن عبدالرحمن در مدرک بیش تر از ۲۶۳ حدیث مذکور میباشد. او از امام موسی کاظم(ع) و امام رضا(ع) به‌شکل بدون واسطه داستان نموده است. خلال این او از اشخاص دیگری نیز به نقل حدیث پرداخته بعضا از این راویان عبارتند از:
راویانی نیز از یونس قصه نقل کرده‌اند، برخی از آن‌ها عبارتند از:

شاذان بن خلیل نیشابوری
پارسا بن ابی حماد
عبدالله بن صلت
عباس بن دارای اسم و رسم
محمد بن عیسی بن عبید یقطینی
بنده العزیز مهتدی قمی
عباس بن دارای شهرت قمی
محمد بن خالد برقی قمی
احمد بن محمد بن خالد برقی[۲۴]
اثرها
روحانی طوسی تعداد تألیفات یونس را بیشتراز ۳۰ کتاب بیان کرده و از عهد و پیمان ابوجعفر بن بابویه نقل می‌نماید که همه کتاب‌های یونس و احادیث جان دار در آنها درست و آیتم پشت گرمی میباشند به جز آن تیم که صرفا از جانب محمد بن عیسی بن عبید قصه گردیده و کسی دیگر جز وی آن را بیان نکرده باشد.[۲۵]اسم بعضا اثر ها وی عبارتست از:

کتاب السهو
الادب والدلالة علی الخیر
کتاب الزکاة
دولت ها الاثار
الشرائع
کتاب الصلاة
العلل الکبیر
اختلاف الحج
احتجاج فی الطلاق
علل الحدیث
الفرائض
فرائض الصغیر
جامع الکبیر فی الفقه
کتاب التجارات
کتاب تعبیر القران
کتاب الحدود
الاداب
کتاب المثالب
علل النکاح وتحلیل المتعة
البداء
نوادر البیوع
الرد علی الغلاة
اجر الحج
کتاب النکاح
کتاب المتعة
کتاب الطلاق
کتاب المکاسب
کتاب الوضوء
البیوع والمزارعات
یوم ولیلة
اللؤلؤ فی الزهد
الامامة
ادب القرآن[۲۶]
درگذشت
یونس بن عبدالرحمن در سال ۲۰۸ ق در مدینه درگذشت[۲۷] و در کنار نوحه فرستاده کرم(ص) به خاک ودیعه شد. امام رضا(ع) در زمینه ی وفات وی فرمود:

«آخر و عاقبت عمل یونس را بنگرید آفریدگار متعال اورا در کنار پیامبر گرامی‌اش قبض روح کرد.»[۲۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 11
يکشنبه 26 مرداد 1404 زمان : 10:41


شهیدشدن
ابلاغ پیام امام حسین به عموم کوفه
به امر ابن زیاد، قیس به بالای منبر رفت تا طبق قرار با ابن زیاد، علی(ع) و دو فرزندش را لعن نماید. او هنگامی بر فراز منبر رفت آغاز آفریدگار را قدردانی گفته و ثنا کرد. آن‌گاه سلام بر رسول اکرم(ص) ارسال کرد و علی و حسن و حسین(ع) را فراوان مدح نموده و بر آنها عفو و بخشش ارسال کرد. او پیرو عبید الله بن زیاد و پدرش و ستمکاران بنی امیه را از نخستین تا پایان لعن و نفرین کرد بعد از آن تشریفات مشهد اعلام کرد:

ای عموم، اینجانب پیامبر حسین به سوی شمایم و در فلان موضع از وی مستقل شدم، به سوی وی بروید.[۲۶]
طریق شهیدشدن
بعد از افشاگری‌های قیس، ابن زیاد امرکرد او‌را از بالای بام قصر زیر انداخته و به شهید شدن رساندند.[۲۷] آن‌گاه ابن زیاد دستورداد تن او را قطعه قطعه کردند.[۲۸]

در گزارش روحانی موثر آمده: او‌را دست بسته به زمین افکندند استخوانهایش باخت و هنوز رمقی باقی‌مانده بود که مردی به اسم مخلوق الملک بن عمیر لخمی، رمز او را برید. حاضران او را ملامت کردند که چرا اینگونه کردی؟ در پاسخ اظهار‌کرد: می‌خواستم راحتش کنم.[۲۹] ولی در بعضا از منابع همین قصه برای عبدالله بن یقطر نیز مذکور میباشد.[۳۰]

تاریخ شهیدشدن
فرصت ظریف شهیدشدن قیس مشحص وجود ندارد، در برخی از گزارش‌ها آمده خبر شهید شدن او در عذیب الهجانات به امام حسین(ع) رسید، بنابراین پیش از وصال امام به کربلا به شهید شدن رسیده میباشد.[۳۱]ولی طبق گزارشی که او طومار امام را از کربلا به سوی کوفه می‌برده، او در مسافت ۲ محرم تا عاشورا به شهید شدن رسیده میباشد.[مستلزم منبع]

به هر درحال حاضر آنچه قطعی میباشد، قیس بعداز شهید شدن مسلم عازم کوفه شد، لذا شهید شدن او بعداز روز عرفه میباشد.[مستلزم منبع]

واکنش امام حسین(ع)
وقتی‌که خبر شهیدشدن قیس به وسیله طرماح بن عدی به امام رسید[۳۲] اشک در چشمانش سرازیرشد و فرمود:

...فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿٢٣﴾ (ترجمه:...برخى از آن‌ها به شهیدشدن رسيدند و برخى از آنان در [همين‌] انتظارند و [هیچ وقت عقيده خویش را] تبديل نكردند.)[الأحزاب–۲۳]

توشه خدایا، برای ما و آن ها فردوس پایگاهّر فرما و در بین ما و آن ها در قرارگاه رحمتت و ذخیره‌گاه نهان ثوابت آماده آور.[۳۳]

در برخی منابع آمده مجمع بن عبدالله عائذی خبر شهید شدن قیس را به امام رساند.[۳۴]

قیس در زیارت الشهدا
در فرازهایی از زیارت الشهدا به یکایک شهدای کربلا درود داده می شود، درین نصیب اسم قیس هم آمده و بیان شده:
السلام علی قیس بن مسهر الصیداوی[۳۵]

همانندی ماجرای قیس و عبدالله بن یقطر
در بخش اعظمی از منابع شهیدشدن عبدالله بن یقطر و قیس بن مسهر مشابه به هم گزارش گردیده البته با تمرکز در منابع به دست می آید که فرق‌هایی میان جریان طومار رسانی این دو وجود دارااست:

امام آغاز عبدالله بن یقطر را با طومار‌ای به کوفه ارسال کرد و او از مسیری عازم کوفه شد. مجدد طومار‌ای به قیس بن مسهر اعطا کرد ولی او را از مسیر دیگری به کوفه ارسال کرد. اما هر دو گرفتار نیروهای ابن زیاد گردیده و به شهیدشدن رسیدند.[۳۶] اما طرز شهیدشدن آن ها مشابه به هم بوده میباشد.[۳۷]

امام عبدالله بن یقطر را از حیطه‌ای به اسم حاجر اعزام نمود و در حوزه‌‌ای به اسم آشغال خبر شهادتش را شنید.[۳۸]
قیس بن مسهر را از مکانی به اسم بیضه به کوفه ارسال کرد و در ناحیه‌ای به اسم عذیب خبر شهیدشدن او را به امام رساندند.[۳۹]
سفیر
فیلم سینمایی سفیر به کارگردانی فریبرز باتقوا ، ساخت و ساز سال ۱۳۶۱ هجری خورشیدی به دوران ١٤٧ دقیقه نقش قیس ابن مُسهّر صیداوی، نماینده امام حسین (ع) را در درایت دادن به عموم کوفه تا فرصت شهیدشدن به تصویر کشیده میباشد.[۴۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 20
شنبه 25 مرداد 1404 زمان : 17:51


بازداشتن از اعدام آیت‌الله کاشانی
در شرایطی‌که چه در طی ملی شدن صنعت نفت، بین آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی ارتباط حسنه‌ای برقرار خلا، بعداز کودتای ۲۸ مرداد، آیت‌الله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیت‌الله کاشانی تشریفات مشهد شد.[۶۹][۷۰]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیت‌الله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت خموشی کرد؛ ولی از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل گردیده‌است که:

اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و شروع و نقطه نهایی آن را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمی شوم. این مورد ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه گردد و بعدی در مشت چه کسی خواهد بود. ولی روحانیت به هیچ عنوان نباید با این تکان مخالفت نماید که در شرایطی‌که با این جنبش مردمی مخالفت نماید و این جنبش ناکام بماند، در تاریخ جمهوری اسلامی ایران تصویب میشود که روحانیت سبب ساز این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت نکنند.[۷۱]
در چندین قصه مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیت‌الله بروجردی علیه مصدق موضع‌گیری نمایند،[۷۲] ولی آیت‌الله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی مطابق مدد او از دولت مصدق وجود دارااست.[۷۳][۷۴]

رویارویی و تعامل با فداییان اسلام
طریق غیرمداخله جویانه آیت‌الله بروجردی با نحوه نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی همسان خلا.[۷۵]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع می خواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این منزلت را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۶] در مقابل آیت‌الله بروجردی، روی خوش به فداییان علامت نمی‌اعطا کرد. ابتدا با ارشادوراهنمایی سعی بر نهی کردن آن ها داشت. راز درس مکرر می‌خاطرنشان کرد:

«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی می باشند، اندوهگین و عصبانی، می بایست پند بشوند. اینجانب از آن‌ها میخواهم که‌این امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشم‌ایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور چه‌گونه آغاز و به کجا ختم شد.»[۷۷]
طاهری خرم‌آبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیت‌الله کاشانی را از عامل ها اختلاف فدائیان با آیت‌الله بروجردی می دانند.[۷۸][۷۹] ولی در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیت‌الله بروجردی از او مدد و برای آزادی‌اش همت کرد. وی همینطور از عده ای که با فرمان روا ارتباط داشتند، عهد و پیمان گرفته بود که از فرمانروا بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعداز شنیدن خبر اعدام، متأثر و غمگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از حزن اکنون هیچ کاری را ندارم»[۸۰]

جنگ با بهاییت
آیت‌الله بروجردی بهائیت را ضد شیعه و استقلال کشور‌ایران می‌دانست.[۸۱] وی خطر بهائیت را بدون شوخی می‌دانست و نقل شده جنگ با بهائیت به وسیله وی استارت شد. وی برای این خواسته، بعضی از علما همانند آیت الله منتظری، ابراهیم امینی و احمدی شاهرودی را به شهرهای دیگر می‌ارسال کرد.[۸۲] در اتفاق‌ای که مشکلاتی فی مابین بعضا مسلمانها و بهائیان به وجود آمده بود، آیت‌الله بروجردی، امام خمینی را به ملاقات محمدرضا فرمانروا ارسال کرد تا از مبادرت علیه مسلمانها پرهیز نماید.[۸۳] اقدامات سید حسین بروجردی سبب شد به امر پاد شاه حظیرة‌القدس، ساختمان راس اداری بهائیان در طهران، در سال ۱۳۳۴ش بسته گردد،[۸۴] هر یکسری راءس آن‌ها، بعداز آهسته شدن وضع و اوضاع کار خویش را مجدد استارت کرد.[۸۵]

قبل از مرجعیت آیت‌الله بروجردی نیز، در سال ۱۳۴۵ق مدیریت اداره تصویب اوضاع بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان عریان، در سطح شهر به رویه افتاده بود. این خبر ها به گوش آیت‌الله بروجردی رسید و او برای اعتراض؛ بروجرد را به مقصد عتبات عالیات شکاف کرد. فرمان‌دار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره تصویب وضع و اوضاع و معاونش را عزل و تنبیه کردند و آیت‌الله بروجردی را به شهر برگرداندند؛ اما او پس از یک‌سری ماه، بر تاثیر دلتنگی و اجرا مغایر شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف سکونت کرد.

پشتیبانی از فلسطین
موضع آیت‌الله بروجردی در ازای اشغال قدس، بوسیله متجاوزان صهیونیست، موضعی سفت بود.[۸۶] وی در سال ۱۳۲۷ش بیانیه‌ای را در محکومیت صهیونیسم در بین‌الملل و غاصبان فلسطین صادر کرد و در آن از مجاهدان فلسطینی با احترام خاطر کرده و برای موفقیت آن ها دعا کرد.[۸۷]

درخواست گنجاندن درس فقاهتی در زمان ابتدایی
درپی اعلام دولت، برای اجرای لایحه تعلیمات اجباری در عصر ابتدایی، آیت‌الله بروجردی خواهان گنجاندن درس تعلیمات فقاهتی در‌این زمان شد و نماینده خویش، آقای فلسفی را مأمور رای زنی با دولت کرد.[۸۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 34
چهارشنبه 22 مرداد 1404 زمان : 14:10


مسلم بن عبدالله مُجاشِعی (شهیدشدن ۳۶ق) از شهیدان مبارزه جمل میباشد. اورا از خویشان مجاشع یا این که عبدالقیس دانسته‌اند. بر اساس گزارشی، وی با حذیفة بن یمان، صحابی نبی(ص)، گفتگویی داشته و این گفتمان در رغبت مسلم به امام علی(ع) تأثیرگذار بوده میباشد. او قبل از شروع نزاع جمل، اصحاب جمل را به قرآن و اطاعت از امام علی(ع) تشریفات مشهد دعوت کرد.

معاش‌طومار
مسلم فرزند عبدلله،[۱] از سپاهیان امام علی(ع) در مبارزه جمل بود و عِجْلی[۲] و مُجاشِعی[۳] خوانده شد‌ه‌است. محمد بن جریر طبری، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن چهارم قمری، اورا از مُجاشِع،[۴] یک کدام از طایفه‌های تمیم[۵] و روحانی موثر (درگذشت ۴۱۳ق)، اورا از قوم عبدالقیس دانسته میباشد.[۶] از ابومخنف، تاریخ‌نگار قرن دوم قمری اورده شده که مامان مسلم با اسم اُمّ ذَریح عَبدِیَّه، شعر سرا شیعه بوده میباشد.[۷]

مسلم در سال ۳۵ هجری قمری در شهر مدائن می‌زیسته [۸] و در مبارزه جمل (سال ۳۶ قمری)، در سال‌های آغازین جوانی بوده میباشد.[۹]

میل به امام علی(ع)
بر شالوده آنچه حسن بن محمد دیلمی، محدث شیعه، از مسلم بن عبدالله نقل کرده، گفتگوهای وی با حذیفة بن یمان (درگذشت ۳۷ق)، والی شهر مدائن، سبب رغبت وی به امام علی(ع) شد‌ه‌است.[۱۰]

به گفته دیلمی در موعظه القلوب، امام علی(ع) بعد از تایید خلافت، حذیفة بن یمان، از صحابه رسول(ص) را بر حکومت مدائن ابقاء کرد. حذیفه به منبر رفته و درضمن سخنرانی خویش، امام علی(ع) را امیرالمؤمنینِ واقعی دانست. مسلم این کلام را کنایه از این دانست که خلفای سه‌گانه قبل از امام علی(ع)، امیرالمؤمنینِ حقیقی و واقعی نبوده‌اند. حذیفه به درخواست مسلم برخی از رویدادهای قبلی را اذعان کرد. مثلا اینکه ملقب شدن امام علی(ع) به امیرالمؤمنین از مجال فرستاده(ص) و از جانب جبرئیل و قرائت خلفای سه‌گانه بدین کنیه از جانب عموم بوده میباشد.[۱۱] وی همینطور صحیفه ملعونه، ماجرای رَم دادن شتر نبی(ص) در گردنه هَرشا، رخداد غدیر و غصب خلافت به وسیله ابوبکر و قدمت بن خطاب را برای مسلم گزارش کرد.[۱۲]

شهیدشدن در نبرد جمل
مسلم بن عبدالله در نبرد جمل، در ۱۰ جمادی‌الاول سال ۳۶ق به شهید شدن رسید.[۱۳]

امام علی(ع) قبل از استارت پیکار و برای واپسین اتمام حجت، از یارانش پرسید چه کسی با قرآن به نزد لشکر مقابل می‌رود؟ مسلم بن عبدالله اعلام استعداد کرد و روبه‌روی صف معاند قرار گرفت.[۱۴] او امام علی(ع) را دعوت‌کننده به قرآن دانست و از آنان خواست به اطاعت آفریدگار و به فعالیت به کتاب پروردگار بازگردند.[۱۵]

به نقل از ابن اثیر، تاریخ‌نگار اهل سنت در قرن ۷ هجری قمری، دست راست او‌را انقطاع کردند و وی قرآن را با دست چپ گرفت. دست چپش نیز انقطاع شد و وی قرآن را به سینه گرفت.[۱۶] به گفته محمد بن جریر طبری (درگذشت ۳۱۰ق)، وی به منجر اصابت تیر[۱۷] و سازه بر گزارش روحانی موءثر، به امر عایشه و هجوم نیزه‌داران به شهید شدن رسید.[۱۸] امام علی(ع) کیفیت شهیدشدن او‌را از پیش گفته بود[۱۹] و او‌را از عده ای دانسته بود که معبود قلبشان را از نور و روشنایی و ایمان مالامال نموده است.[۲۰]

مامان مسلم هنگام شهادتش حضور داشت.[۲۱] وی در مرثیه‌ای، عایشه را مامانِ قاتلانِ پسرش خواند.[۲۲]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 22
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 14:49


لعن فرشتگان
در روایتی از امام راست گو (ع) آمده زمانی که ابن ملجم ضربت خویش را بر رمز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در افق بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن‌ها فقاهتی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» خاطر گردیده است. [۱۱]در روایتی پیامبر معبود (ص) به امام علی اذعان کرد ای علی چه کسی در خویشاوندان ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب اعطا کرد آن که شتر پارسا را پی‌کرد. فرستاده پرسید شقی ترین فرد در‌این امت چه کسی است؟ امام علی اظهار کرد خداوند و پیامبرش داناترند فرستاده جواب دادکسی که تو را بکشد شقی‌ترین فرد در‌این امت تشریفات مشهد میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

سرانجام
وصیت امام علی(ع) درباره واکنش با ابن ملجم
« پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمان‌ها فرو رفته‌اید -و دست‌ها را بدان آلوده و کثیف- و گویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز مهلک اینجانب نباید کسی به خون اینجانب کشته گردد. بنگرید! در صورتیکه اینجانب از این ضربت وی عموم، او‌را صرفا یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او‌را مبرید که اینجانب از پیامبر آفریدگار(ص) شنیدم می‌فرمود: بپرهیزید از براندن اندام مرده، هرچند سگ روانی باشد. »

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، طومار ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.

گزارش‌های متفاوتی از سرانجام ابن ملجم در منابع تاریخی آمده؛ البته آن‌چه آوازه دارااست این میباشد که امام علی(ع) در واپسین سا‌عتها معاش‌اش، به فرزندانش وصیت کرد که با او به مدارا اخلاق و رفتار نمایند. بعد از شهید شدن امام علی(ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن(ع) آوردند و وی امرکرد با یک ضربۀ چاقو اورا قصاص کردند. این اتفاق در ۲۱ رمضان اتفاق افتاد. معروف میباشد ام الهیثم دختر اسود نخعی لاشه او‌را گرفته و آن را به حریق کشید.[۱۳] براساس بعضا گزارش‌ها امام حسن(ع) به دست خود او‌را قصاص کرد.[۱۴]

در برخی شهرها مانند طهران و زنجان، روز ۲۷ رمضان را به‌تیتر روز کشته‌شدن ابن ملجم دانسته و ترسیم بوده میباشد که شب بیست‌وهفتم، کله‌پاچه و آجیل منظور می‌خوردند.[۱۵]

قبر
ابن بطوطه درباره محل دفن ابن ملجم می‌نویسد:

وقتی که به کوفه مهاجرت کردم، در غربی جَبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سپید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی انگیزه آن را پرسیدم و زیرا به پژوهش سرگرم شدم عموم آن دیار گفتند: این‌جا، قبر ابن ملجم، آدم کش حضرت علی(ع) میباشد و عادت اهل کوفه این میباشد که هر سال هیزم متعددی در رمز قبر ابن ملجم توده می‌نمایند و به بازه ۷ روز آنان را در این جا می‌سوزانند.[۱۶]
پانویس
ابن حجر، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۸۵.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۳، ص۳۵.
بغدادی، اسماء المُغتالین، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۵۰۷.
انساب الاشراف، بلاذری، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م، ج۲، ص۵۰۷؛ عاملی، علی و الخوارج، ۱۴۲۳ق،ج۱، ص۹۶.
ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۹۶۸م، ج۳، ص۳۵و۳۶.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۴، ص۲۷۶-۲۷۸.
ادیب الممالک، کتاب اشعار، قصاید، شماره ۳۴، وبگاه گنجور
اثر گذار، الارشاد، ۱۴۱۴ ق، ج۱، ص۲۰.
مجلسی، بحارالانوار،۱۴۰۳ق، ج۱۸، ص۳۰۴
صدوق، عیون الاخبار، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۲۶۶.
ابن حیون،گستردن الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۴۲۹.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۲۲.
خزاز، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، ۱۴۰۱ق،ص۱۶۲.
رشیدی مهرآبادی، «ماه رمضان در طهران قدیم»، وب سایت تبیان؛ «سنت‌های رايج ماه رمضان در استان زنجان»، تارنما استانداری زنجان.
ابن بطوطه، الرحلة، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۱۶۷.
یادداشت
کمیت شعر سرا این ملجم را در شعرش با تیتر تجوبی معرفی نموده است چون جد این ملجم تجوبی میباشد.
والوصي الذي أمال التجوبي
به افق أمّة الانهدام
[۵]

أَنَّهُ قَالَ: قَالَ لِي رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : يَا عَلِيُّ مَنْ أَشْقَى ثَمُودَ ؟ قُلْتُ: عَاقِرُ اَلنَّاقَةِ. قَالَ: فَمَنْ أَشْقَى هَذِهِ اَلْأُمَّةِ؟ قُلْتُ: اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. قَالَ: قَاتِلُكَ.
منابع
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله، رحلة ابن بطوطة، تحفة النظار فی غرائب الأمصار و عجائب الأسفار، ریاض، اکادیمیة المملکة المغربیة، ۱۴۱۷ق.
ابن حجر، احمد بن علی، الاصابة الی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتاب العلمیة، چاپ نخستین، ۱۴۱۵ق.
ابن حیون، نعمان بن محمد،گستردن الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار،رسیدگی محد حسینی جلالی، الناشر،جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم، ۱۴۰۹ق،
ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر، چاپ نخستین، ۱۹۶۸م.
بغدادی، محمدبن حبیب، أسماء المغتالین اینجانب الأشراف فی الجاهلیة و الإسلام، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اولیه، ۱۴۲۲ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الأشراف، بیروت، مؤسسة الأعلمی، ۱۳۹۴ق.
رشیدی مهرآبادی، طاهره، «ماه رمضان در طهران قدیم»، مقر تبیان، تاریخ لود:۱۳۹۰/۰۵/۲۲، تاریخ بازدید: ۱۳۹۸/۰۱/۰۶.
خزاز، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر، قم تکثیر بیدار، ۱۴۰۱ق.
صدوق، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا(ع)، ۱۴۰۴ق، چاپ نخستین، مؤسسة الاعلمي للمبطوعات بيروت.
کوفی، احمد بن اعثم، کتاب الفتوح، دار الاضواء، ۱۴۱۱ق.
مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
موثر، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ق.
«سنت‌های رايج ماه رمضان در استان زنجان»، مقر استانداری زنجان، تاریخ بازدید: ۱۳۹۸/۰۱/۰۶.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 13:40


قوم سرشناس
نوشته‌علمیٔ اساسی: قبیله برغانی
آل‌برغانی یک کدام از دیرین‌ترین و مشهورترین خانواده‌های علمی اهل ایران دانسته گردیده‌اند.[۴۹] میان آن ها عالمان بخش اعظمی در علم ها متعدد اسلامی وجود داشتند.[۵۰] ملا محمد فرشتگان بابا ملا محمدتقی مسلک اصولی داشت و به انگیزه موضع‌گیری‌های مصرح در قبال اخباریان از طالقان به برغان تبعید شد.[۵۱] وی او‌لین نفر از این خویشان بود که به برغانی آوازه تشریفات مشهد یافت.[۵۲]

محمدتقی به هم پا دو برادرش، محمدصالح و علی برغانی در مجامع علمی-ادبی عراق و کشور‌ایران به آوازه رسیده[۵۳] و از عالمان تبارک عصر قاجار شدند.[۵۴] ملا محمدصالح از علما و فقهای متبحر اصولی بود[۵۵] و ملا علی نیز از عالمان آئین و از شاگردان روحانی احمد احسایی بود و به شیخیه و بابیه رغبت داشت.[۵۶]

اورده شده محمدتقی ده پسر داشت که کلیه آنان از عالمان آئین بوده[۵۷] و بعضی از آن‌ها به فرقه شیخیه رغبت داشتند.[۵۸] محمد الملائکه،[۵۹] میرزا ابوالقاسم[۶۰] از شاگردان سید ابراهیم قزوینی و محمدحسن نجفی[۶۱] و جعفر از علمای فرقه شیخیه[۶۲] مثلا پسران برغانی بودند. ام‌کلثوم دختر ملا محمدتقی نیز از عالمان، نویسندگان و مدرسان علم ها اسلامی بود.[۶۳]

همینطور زرین‌تاج ملقب به قرة‌العین که دختر محمدصالح و عروس محمدتقی بود؛[۶۴] به فرقه بابیه تمایل پیدا کرد[۶۵] و نقش مؤثری در اشاعه و بسط این فرقه اجرا کرد.[۶۶]

اثر ها و فتاوای خاص
شهید ثالث را تالیف کننده کتاب‌های متعددی دانسته‌اند.[۶۷] عیون الاصول،[۶۸] در اصول فقه[۶۹] منهج الاجتهاد[۷۰] در گستردن شرائع الاسلام،[۷۱] ملخص العقاید در دانش صحبت،[۷۲] مجالس المتقین در دانش اخلاق و رفتار[۷۳] منهج الرشاد،[۷۴] و رساله‌هایی در قضیه نماز آدینه،[۷۵] عصمت و طهارت، نماز[۷۶] و روزه، نماز مسافر[۷۷] قضاء نمازها[۷۸] دیات[۷۹] و نماز و روزه قضا برای مرده ها[۸۰] برای مثال اثر ها وی در مسئله‌های متعدد دانسته گردیده‌است.

ملامحمدتقی برغانی فتاوای خاصی داشت که بعضی از آنها‌را تعجب آور و مخالف با اجماع قلمداد کرده‌اند.[۸۱] بیان شده وی معتقد به مجوز غنا در سوگواری‌ها بود[۸۲] و به تمیز بودن آب انگور پس از غلیان و پیش از رفتن دو ثلث اعتقادوباور داشت.[۸۳]

طرح عقیده ولایت عالم
محمدتقی برغانی بعداز فتح ولایات شمال کشور ایران به وسیله ارتش شوروی و دخالت فرانسه و انگلستان در کارها داخلی مرز و بوم، عقیده ولایت فقید را مطرح کرد.[۸۴] آورده شده وی اولی فردی بود که ولایت عالم را مطرح و حکومت پادشاهی را نامشروع گفت.[۸۵] دربار پادشاه، علمای تراز نخستین طهران را دعوت کرد و در حضور سلطان، ایده ها شرعی دراین باره ذکر شد و ملا محمدتقی عقیده رهبری فقیهان در بعد از ظهر غایب بودن کبرا را مطرح کرد و خواهان سلب سپردن پاد شاه و شاهزادگان شد.[۸۶] برادرش ملا محمدصالح نیز با تأیید طریقه اخوی خویش به تبیین آن پرداخت.[۸۷] گروهی از علما سخنان وی را تأیید کردند؛ ولی گردهمایی با مخالفت یکی علمای در حدود دربار، متشنج شد.[۸۸] بیان شده فتحعلی پادشاه برای دوری و رویا رویی با این عقیده، مجتهد برغانی و برادرانش را به عراق تبعید کرد؛[۸۹] ولی بعد از مدتی با میانجی گری جعفر کشف کننده‌الغطاء نزد فتحعلی‌سلطان، با رجوع و برگشت آنان به کشور‌ایران به شرط عدم حضور در طهران موافقت شد. او شهر قزوین را محل معاش خویش قرار بخشید.[۹۰]


صفحه ها آخری کتاب مجالس المتقین برغانی که در آن صحنه شهید شدن وی هم نگارگری گردیده و هم تفصیل داده گردیده است. عکس از شبکه تلگرامی کتابخانه تخصصی اسلام و کشور ایران.
محمدتقی برغانی در سال ۱۲۵۳ق در بعد از ظهر سلطنت محمدشاه قاجار، حکومت بعدازظهر خود را غیرشرعی و از دولت‌های ظالم قلمداد کرد و قائل به غصب زمام کارها سرزمین به وسیله حکومت شد.[۹۱]

عمل‌های اجتماعی
ملا محمدتقی برغانی عمل‌های فراوانی در مورد‌های گوناگون اجتماعی داشت که برخی از آنان عبارتند از:

نبرد با انحرافات مذهبی
یک کدام از دلایل آوازه ملا محمدتقی، عکس العمل تاریخی و قاطع وی با جریان شیخیه و در غایت بابیه بود. این قصه از حادثه ها اساسی تاریخ جمهوری اسلامی ایران و تشیع در بعد از ظهر قاجار محسوب گردیده است.[۹۲]

روضه خوان احمد احسایی مؤسس فرقه شیخیه در مهاجرت خویش به کشور‌ایران در سال ۱۲۴۰ق، گزینه استقبال عموم شهرهای گوناگون قرار گرفت. نقل شده با مطرح شدن ذهن ها و عقاید انحرافی وی در مجامع شرعی و علمی، ملا محمدتقی سازه به درخواست توده‌ای از علما، احسایی را به مناظره دعوت کرد که نتایج آن تکفیر احسایی از جانب برغانی بود.[۹۳] سید محمدمهدی، فرزند سید علی طباطبایی، محمدجعفر استرآبادی، ملا آقای دربندی، سید محمدحسین اصفهانی، سید ابراهیم موسوی قزوینی و محمدحسن نجفی از عالمانی بودند که به تقلید از برغانی، حکم به بی دینی احسایی نمودند.[۹۴]

فتوای مجتهد برغانی با‌گاز در جامعه اسلامی منعکس شدن یافت و منجر طرد و انزوای احسایی و طرفدارانش شد.[۹۵] احسایی ناگزیر جمهوری اسلامی ایران را به اراده مهاجرت حج شکاف کرد و بعد از چندی درگذشت.[۹۶] ملا محمدتقی بعداز مرگ احسایی، جانشین وی سید کاظم رشتی را نیز تکفیر کرد.[۹۷] اورده شده تا بعد از ظهر حاضر شیعه ها امامی در کشور ایران، عراق و بقیه مرکز ها شیعه حتی‌د‌ر محل تولد احسایی از این فتوا تبعیت کرده‌اند.[۹۸]

او با پیدایش فرقه بابیه بر شدت نبرد خویش ادامه داد و با فتوای خویش آن‌ها را گم راه معرفی کرده و حکم به شرک آن‌ها اعطا کرد.[۹۹] آورده شده این فتوا تأثیر قابل توجهی در انزوای فرقه بابیه اجرا کرد.[۱۰۰]

برغانی از صوفیه زمان خویش نیز به شدت نقد می کرد که‌این مسئله باعث آزرده خیال و خاطر شدن حاج میرزا آقاسی،‌ صدر اعظم محمدشاه قاجار شد و در صدد اخراج وی از کشور‌ایران برآمد.[۱۰۱]

کمپانی در پیکار با شوروی
محمدتقی برغانی به یار سید محمد مجاهد و علمای دیگر در مبارزه جمهوری اسلامی ایران و شوروی[۱۰۲] دربین سال‌های ۱۲۴۱ق تا ۱۲۴۳ق کمپانی کرد؛[۱۰۳] همین فرمان منجر شد تا اورا از علمای مجاهد قلمداد نمایند.[۱۰۴] وی در انتهای یک کدام از کتاب‌های خویش برای موفقیت ایرانیان در قبال شوروی که تبریز و نواحی آذربایجان را در چنگ گرفته بود، دعا کرد.[۱۰۵]

رئیس حوزه علمیه قزوین

مسجد شهیدی یا این که شهید ثالث در قزوین
محمدتقی برغانی مدتی رئیس حوزه علمیه قزوین را برعهده داشت. به اعتقادوباور بعضا دانشمندان، حوزه علمیه قزوین با تلاش وی به پرورش و بالندگی رسید[۱۰۶] و تبدیل به یک مدرسه اساسی فکری در دنیا تشیع[۱۰۷] و همینطور جنگ با استبداد و انحرافات مذهبی شد.[۱۰۸] وی نقش عمده‌ای در انتشار فرهنگ وتمدن تشیع و مسلک اصولی داشت.[۱۰۹] سید جمال‌الدین اسدآبادی را از ثمرات حوزه علمیه قزوین و از شاگردان فکری خویشان برغانی برشمرده‌اند.[۱۱۰]

تاسیس مسجد
ملا محمدتقی برغانی در حین حضور در عراق، مسجدی در کربلا ایجاد کرد و به امام جماعت و پند عموم درگیر شد. این مسجد به مسجد برغانی آوازه داشت و بعداز شهادتش به مسجد شهید ثالث جهانی شد.[۱۱۱] برغانی، مسجد دیگری به اسم جامع صغیر نیز در قزوین تاسیس کرد که بعد از شهادتش، به مسجد شهیدی آوازه یافت.[۱۱۲]

پانویس

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:36


عبادت زیاد
باقر شریف قَرشی، تاریخ‌پژوه اهل عراق، جوادالائمه را عابدترین و خالص‌ترین شخص زمان‌اش معرفی کرده و از کثرت نافله‌های او صحبت گفته میباشد. به گفته او، امام جواد(ع) در هر رکعت از نافله‌های خویش، سوره ستایش و توحید را ۷۰ توشه می خواند.[۱۵۴] همینطور بر اساس روایتی که سید بن‌ طاووس نقل کرده، زمانی که ماه قمری فرامی‌رسید، محمد بن علی دو رکعت نماز میگذارد که در رکعت اولیه بعداز سوره ستایش، ۳۰ توشه سوره توحید و در رکعت دوم ۳۰ توشه سوره قدر را می خواند و آن گاه صدقه تشریفات مشهد می‌اعطا کرد.[۱۵۵]

کرامات
در منابع شیعی، کراماتی به امام جواد(ع) منسوب شده میباشد؛ برای مثال کلام اعلام کردن هنگام به دنیا آمدن، طی‌ُالارض از مدینه به خراسان برای تشییع جنازه پدرش امام رضا(ع)، شفا دادن بیماران، استجابت دعا، خبر رساندن از درون اشخاص و رویدادهای بعدی.[۱۵۶]

محدث قمی از قُطب راوندی و وی از محمد بن مبارک نقل نموده است: «هنگامی که امام رضا(ع) به خراسان نرفته بود، سفری به مکه رفت و اینجانب نیز در سرویس آن حضرت بودم. زیرا خواستم برگردم، به آن حضرت گفتم: اینجانب می خواهم به مدینه بروم؛ طومار‌ای برای محمدِ تقی بنویسید تا ببرم. حضرت طومار‌ای نوشت. اینجانب آن را به مدینه آوردم و در آن وقت چشمانم نابینا گردیده بود. موفّق، خادم حضرت، امام جواد(ع) را آورد، در حالی که در مهد مکان داشت. اینجانب طومار را به آن حضرت دادم. حضرت به پیروز فرمود مهر از طومار بردار و برگه را گشوده کن. آن‌گاه فرمود‌: ای محمد اوضاع چشمت چه‌طور میباشد؟ پهنا کردم یابن‌پیامبر‌الله، چشمم بصیرت‌اش از دست رفته میباشد. حضرت دست به چشمان اینجانب کشید و از برکت دست آن حضرت، چشمانم شفا یافت و بینا شدم.»[۱۵۷]

همینطور نقل گردیده‌است که در مهاجرت رجوع جوادالائمه(ع) از بغداد به مدینه، گروهی، او‌را تا خارج شهر بدرقه کردند. هنگام مغرب، امام جواد(ع) در ایوان مسجدی در کنار درخت سدری که تا آن فرصت میوه نداده بود، وضو گرفت و نماز خواند. بعداز نماز، عموم مشاهده کردند که آن درخت، میوه داده میباشد. تعجب کردند و از آن خوردند و یافتند که شیرین و سوای دانه میباشد. از روحانی اثر گذار نقل کرده‌اند که سال‌ها آن گاه این درخت را چشم و از میوه آن خورده میباشد.[۱۵۸]

صلوات منحصربه‌فرد امام جواد(ع):
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَىٰ عَلَمِ التُّقىٰ، وَنُورِ الْهُدَىٰ، وَمَعْدِنِ الْوَفاءِ، وَفَرْعِ الْأَزْكِياءِ، وَخَلِيفَةِ الْأَوْصِياءِ، وَأَمِينِكَ عَلَىٰ وَحْيِكَ . اللّٰهُمَّ فَكَما هَدَيْتَ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَيْرَةِ، وَأَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدىٰ، وَزَكَّيْتَ بِهِ مَنْ تَزَكَّىٰ، فَصَلِّ عَلَيْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيائِكَ، وَبَقِيَّةِ أَوْصِيائِكَ، إِنَّكَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ.
خدایا، سلام فرست بر محمد بن علی بن موسی، نشان زهدوتقوا و فروغ هدایت و معدن وفا و نژاد پاکان و جانشین اوصیا و امین تو بر وحی. خدایا، چنان‌که توسط وی عموم را از گمراهی به عرصه هدایت آوردی و از سرگردانی رهایی بخشیدی و به وجود وی موعظه کردی هرکه را که هدایت یافت و تربیت نمودی هرکه را که تربیت شد، پس بر وی سلام فرست، برگزیدگان درودی که بر یک کدام از اولیایت و مانده اوصیایت فرستادی. به‌صدق که تو قادر و فرزانه‌ای.

مجلسی، بحارالانوار، ج۹۴، ص۷۷

اصحاب
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست اصحاب امام جواد(ع)
روضه خوان طوسی از حدود ۱۱۵ بدن تحت عنوان اصحاب جوادالائمه مذکور میباشد.[۱۵۹] قرشی در کتاب حیاة الامام محمد الجواد(ع) ۱۳۲نفر[۱۶۰]و عبدالحسین شبستری در کتاب «سُبُلُ الرَّبشاش إلی اَصحاب الاِمام الجَواد»، ۱۹۳ نفر[۱۶۱] را تحت عنوان اصحاب پیشوای نهم شیعه‌ها معرفی کرده‌اند. عطاردی در مُگواهی الامام الجواد تعداد راویان او را ۱۲۱ بدن دانسته میباشد.[۱۶۲] بعضا از اصحاب جوادالأئمه با امام رضا(ع)[۱۶۳] و امام هادی(ع) نیز مصاحبت داشته و از آن‌دو ماجرا کرده‌اند.[۱۶۴] میان راویان از محمد تقی(ع)، پیروانی از فرقه‌های دیگر برای مثال اهل‌سنت نیز وجود داشته میباشد.[۱۶۵] تعداد راویان غیرامامی او را ۱۰ بدن گفته‌اند.[۱۶۶]

احمد بن ابی‌نصر بَزَنطی و صفوان بن یحیی، هردو از اصحاب اجماع، عبدالعظیم حسنی، حسن بن سعید اهوازی، زکریا بن انسان، احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن محمد برقی و ابوهاشم جعفری برای مثال اصحاب پیشوای نهم شیعه‌ها بودند.[۱۶۷]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:40


میل به اهل بیت
در اتفاق ها بعداز قتل عثمان، سه مجموعه از اشعریان را می‌اقتدار بازشناخت: گروهی از اشعریان در حین فتوحات به شام رفته بودند و در نبرد معاویه با امام علی(ع) در سپاه معاویه و طرفدار وی بودند. گروهی از اشعریان نیز در کوفه به رهبری ابو موسی اشعری از علی و عثمان گوشه گرفتند و گروهی دیگر به رهبری صاحب بن عامر به تشیع و طرفداری از علی(ع) رغبت پیدا کردند و همین تیم‌ بعد ها به تشریفات مشهد قم آمدند.[۱۹]

درباره سوابق تشیع این تیم از اشعریان گزارش‌های متعددی نیست؛ البته مواقعی نقل گردیده‌است:

یک کدام از گزارش‌ها کمپانی صاحب بن عامر در نزاع صفین در سپاه امام علی(ع) میباشد.[۲۰]

درباره رغبت سائب فرزند صاحب به تشیع نیز روایاتی در منابع گفته شده به عنوان مثال این که هنگام تکان امام علی(ع) برای جنگ با اهل جمل، آن حضرت به ابوموسی اشعری دستور بسیج عموم کوفه را بخشید، ابو موسی که موافق خلا از سائب بن صاحب اشعری مشاوره خواست و سائب اورا به اطاعت از امر امام(ع) سفارش کرد.[۲۱]

دیگر این که: زمانی عبدالله بن فرمان بردار استدلال کوفه از سوی زبیریان، سیره قدمت و عثمان را مبنای حکومت خویش قرار اعطا کرد، سائب بن صاحب اشعری اعتراض کرده و خلال انتقاد سیره عثمان وعمر، اعلام‌کرد ما صرفا به سیره علی(ع) راضی می‌شویم.[۲۲]

کمپانی فعال او در قیام مختار[۲۳] که به اسم خونخواهی از اهل بیت بود، مویدی بر حضور او در کارها سیاسی و اجتماعی به اسم اهل بیت میباشد. هنگامی مختار بر اوضاع و احوال کوفه مسلط شد سائب خطبه‌ای خواند و در اولِ آن اظهار کرد: یا این که شیعة آل نبی الله.[۲۴]

او هنگام کشته شدن به دست سپاه زبیریان این دو بیتی را می خواند:

یا این که سائب ابن صاحب و مالک یا این که اشعری (ای سائب پسر صاحب و مالک اشعری)
اشدد علی الدرع کی لا انثنی (زره را بر خودت سفت کن تا به معاند میل پیدا نکنی)
حسبی اینجانب العتره اولاد النبی (از خویشان نبی(ص) فرزندان وی منرا بس میباشد)
حسبی علی و علی و علی.[۲۵] (من را علی و علی و علی بس میباشد)
فرزندان و فرزندان اخوی او نیز بر همین نظریه بودند.

سفر به کشور‌ایران
به نقل کتاب تاریخ قم، درباره انگیزه سفر اشعریان به جمهوری اسلامی ایران سه گزارش وجود داراست:

مطابق بعضی احادیث به جهت سوابق همیاری اشعریان با امام علی(ع) و کمپانی آنها در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی دلیل خلیفه بر عراق، بر وی دشوار گرفت. او محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد البته محمد در کوفه محو شد، حجاج بر وی دست یافت و به قتل رساند.[۲۶] پس از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه بیرون شدند.[۲۷]

برخی احادیث تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به کمپانی آن ها در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانسته‌اند. حجاج بعداز باختن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و صرفا سه روز به آن ها مجال بخشید تا کوفه را رخنه‌ نمایند و دستورداد پس از سه روز هر که از آل سائب بن صاحب و مالک را یافتند، بکشند.[۲۸]

قصه دیگری درباره انگیزه کوچ اشعریان به جمهوری اسلامی ایران وجود داراست و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان اهل ایران میباشد که در زمین‌های وی شغل می‌کردند. بر طبق این قصه، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق به‌این برهان به زندان افکند و آن گاه او‌را به پادرمیانی برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم تصاحب کردن مجدد حجاج بر برادرش می ترسید سفر از کوفه را راه‌حل فعالیت دانست.

به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن صاحب و مالک نیز به آن ها پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا خانه گزیدند،[۲۹] بنابراین آحاد فرزندان صاحب بن عامر به سوی جمهوری اسلامی ایران مسافرت کردند، آن ها و عده ای از خدمتگزاران، تکان نموده و در راءس آن‌ها عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۰] بعداز مدتی اقوام و خاندان اشعریان به قم سفر کردند.[۳۱][۳۲]

برهان گزینش قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، آورده شده قم را جدشان صاحب و مالک بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه‌ خلق و خوی نیکی داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن حیطه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه رجوع و برگشت، جریان دیلیمان و اهل یک محل طخرود را با فرزندان خویش دربین گذاشت، همین فرمان سبب ساز عزیمت آن ها بدین نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۴]

مبتنی بر بعضا گزارش‌ها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد هجرت به بخش ها دیگر مثلا اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ ولی به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (خواسته شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عرب‌ها آن را ماه بصره می‌خواندند) به سوی راس کشور‌ایران جنبش کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین مجال دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به امداد احاطه محلی آمده و دیلمیان را ناکامی دادند. بعداز این اتفاق بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 16
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:27


قوم آل‌خِرسان خاندانی سادات که یک سری دانا و ادیب شیعی مقیم نجف را مشتمل بر میگردد. آل خرسان هم‌اینگونه ذمه دار پژوهش بر بقعه امام علی(ع) و اداره کارها زائران در تشریفات مشهد نجف بوده‌اند.

نسب
نسب بستگان آل خِرسان از روش محمد عبادت کننده به امام کاظم(ع) میرسد.[۱] این بستگان خلال آوازه در دانش و وقار، ذمه دار رسیدگی بر بقعه امام علی(ع) و اداره کارها زائران در نجف بوده‌اند.[۲]

خاستگاه
فامیل خرسان نخست بومی شهر حلّه بودند، بعد برخی از آن‌ها به کربلا سفر کردند تا اینکه سیدابوالحسن معصوم در قرن ششم در نجف اشرف اقامت گزید،[۳] ازاین رو در قرن پنجم، ششم و اوایل قرن هفتم این خویشاوندان به آل معصوم پر اسم و رسم بودند،[۴]ولی آوازه این قوم و قبیله به اخرس، از مجال ابوالفتح ابن ابی محمدبن ابراهیم بن ابی فتیان غنائم بن عبداللّه بن حسن برکه میباشد که به اخرس آوازه داشته و به فرزندان وی بنواخرس نقل شده میباشد.[۵]

مشهورترین اشخاص
بعضا از مشهورترین اشخاص این قوم و قبیله عبارت‌اند از:

معصوم بن احمدبن حسن حائری
ابوالحسن معصوم بن احمدبن حسن حائری، جد اعلای آل خرسان که در قرن پنجم و ششم می‌زیسته بعضی او‌را بسیار ستوده‌اند.[۶] وی ذمه دار کارها بقاع امام علی علیه‌السلام بود و به این سبب ساز مَقریزی[۷] از او با تیتر «امام مشهد علی» خاطر نموده است. در حین تولیت وی طلائِع بن رُزِّیک، وزیر مقتدر فاطمیان به زیارت بقاع امام علی(ع) رفت و ظاهرآ بین این دو مناسبات خیر و خوبی برقرار شد، چنان که ابن رُزِّیک سالیانه پولی را نزد ابوالحسن معصوم می‌ارسال کرد.[۸]

محمدبن احمدبن علی
شمس الدین محمدبن احمدبن علی، از عالمان و فقیهان که کتابهای زادالسبیل در فقه و المشجَّرالکشّاف لاصول السادة الاشراف در نسب برای مثال تألیفات اوست.[۹]

احمدبن درویش بن محسن
احمدبن درویش بن محسن، دانا و ادیب بود در نجف دیده به جهان گشود و نزد فقیهان و بزرگان آن شهر علم فراگرفت و از خاصیت و همراهان موسی بن جعفر کشف کننده‌الغطاء (متوفی ۱۲۴۳)، فقید والا عراق، و کاتب فردی وی شد و به یار و همدم وی به بخش اعظمی از شهرهای کشور‌ایران مسافرت کرد. وی خطی خوش و در ادبیات مهارت داشت و به دو لهجه عربی و فارسی شعر می‌سرود.[۱۰] او در ربیع الآخر ۱۲۴۶ در نجف از جهان رفت.[۱۱] برای مثال اثرها او می‌اقتدار به تیم ادبی در دو جلد اشاره نمود.[۱۲]

حسن بن علی بن شکر
حسن بن علی بن شکر، فقید امامی قرن سیزدهم نزدیک به ۱۲۰۰ در نجف دیده به جهان گشود. فقه را در محضر محمد حسن نجفی مالک جواهر (متوفی ۱۲۶۶) فراگرفت و در به عبارتی فرصت مجلس درسی برپا کرد که عالمان بخش اعظمی از علم او فایده بردند.[۱۳] به درخواست بعضا از تاجران و اعیان بغداد به آن شهر رفت و تا نقطه پايان قدمت مرجعیت عموم را برعهده گرفت و در ۱۲۶۵ق در همین شهر درگذشت و در نجف اشرف به خاک امانت شد.[۱۴] وی خلال تألیف رساله‌های شرعی، کتابخانه نفیسی داشت که بعد از مرگش در حریق سوخت.[۱۵]

جعفربن احمد بن درویش
جعفربن احمد بن درویش، دانا، ادیب و شعر سرا، در ۱۷ ذی‌الحجه ۱۲۱۶ متولد شد[۱۶] و بعداز یادگرفتن مقدمات علمی در مجلس درس روحانی انصاری حاضر شد. جعفربن احمد شعر معدود می‌سرود،[۱۷] البته مکاتبات بخش اعظمی با شاعران و ادیبان معاصر خویش داشت. امین[۱۸] و خاقانی[۱۹] بخشی از این مراسلات را بیان کرده‌اند. وی در ۲ رجب ۱۳۰۳ در نجف درگذشت.[۲۰] از او دو تیم ادبی برجای باقی مانده میباشد.[۲۱]

محمدحسین بن حسن بن علی
محمدحسین بن حسن بن علی، عالم و ادیب و مومن امامی، در نجف چشم به جهان گشود، زمان مقدماتی را نزد پدرش و آن‌گاه فقه و اصول را نزد فقیهانی زیرا محمدحسین کاظمی، میرزا حسین خلیلی و روضه خوان محمد طه نجف فراگرفت. او مجلس درسی نیز برپا کرد. در سالهای انتها عمرش نابینا شد و در ۱۳۲۲ دیده از عالم فروبست.[۲۲] از او تقریرات درسهای فقه و اصول و منظومه اشعار کوچکی باقیمانده میباشد.[۲۳]

عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن
عبدالرسول بن محمدحسین بن حسن، دانا بازهد و مجاهد امامی، بعداز قرائت دروس مقدمات، مباحث فقه و اصول را نزد محمد طه نجف و سایرافراد فراگرفت. او مثلا عده ای میباشد که در رکاب فقید مجاهد سیدمحمدسعید حبوبی به نزاع با قوای انگلیس پرداخت.[۲۴] وی در ۲۱ محرم ۱۳۶۱ درگذشت و در حرم خانوادگی آل خرسان به خاک ودیعت شد.[۲۵]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 36
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 17:16


رجوع حاج آقا حسین قمی
به عنوان مثال عواملی که نخست فعال‌ساز‌ی مجدد حوزه علمیه مشهد بعد از شهریور ۱۳۲۰، مایه تقویت آن شوید و نفوذ و توان فقهی حیطههای علمیه را نیز به صورت کلی و حوزه علمیه مشهد را به صورت خاص در آنچه با سیاست و اجتماع مرتبط میباشد علامت اعطا کرد، رجوع مقتدرانه حاج آقا حسین قمی در ۱۳۲۲ش از عراق به جمهوری اسلامی ایران بود که در همگی شهرهای بنا شده در مسیر وی تا مشهد با استقبال کبیر علما و عموم تشریفات مشهد مواجه شد.

او در بنا شده در این هجرت یکسری غرض داشت که یک کدام از مهم‌ترین آنان رفع اختلال عفاف و حجاب برای بانوان بود.[۱۳۹] از این رو او در ۱۴ مرداد ۱۳۲۲ طی مکتوبی از در آغاز وزیر وقت تحقق اموری را خواهان شد که مهم ترین آن ها از این قرار میباشد: دولت طی اعلامیه‌ای قانونی ضابطه جلوگیری کردن عفاف را در سراسر مرزوبوم کنسل نماید، تمامی موقوفاتی که دولت تصرف کرده، خصوصآ موقوفات مدرسه ها فقاهتی به موقعیت قبل آن برگردد، مدرسه ها مختلط که در عصر پهلوی نخستین ساخت و ساز گردیده بود منحل شود، یاددادن قرآن و شرعیات جزو اپلیکیشن درسی مدرسه های تازه باشد، و ایرادات مرتبط با ارزاق همگانی به صورت یقین بخشی اصلاح گردد.[۱۴۰] با پیگیری مکرر این درخواستها دولت به اجرای این مورد ها گردن بنیان و قمی بعد از تفکر کوتاه در مشهد، به کربلا برگشت.[۱۴۱]

حضور کوتاه بازه آیت الله بروجردی
مثلا عواملی که نزدیک به نصفه اولیه دهه ۱۳۲۰ش تقویت حوزه علمیه مشهد را موجب شد حضور کوتاه مقطع سید حسین طباطبایی بروجردی در مشهد بود. او بعد از مسافرت به قم در ۱۳۲۳ش و استقرار در‌این شهر در منزلت مرجع پیروی، در تیر ۱۳۲۴عازم مشهد شد و سه ماه رجب، شعبان و رمضان را درین شهر طی کرد. حضور او در مشهد، دیدارهایش با علما و طلاب و هیئت‌های مذهبی و نیز رسیدگیش به کارها مدرسه های علمیه، حوزه علمیه مشهد را جان نو‌ای داد.[۱۴۲]

حالت حوزه علمیه مشهد
در تاثیر مساعی میرزا احمد کفایی و همت دیگر مقامات علمی و استادان، شمار کل طالب علمان این حوزه در سال ۱۳۲۷ش به هفتصد بدن رسید.[۱۴۳] با بهبود یافتن احوال، شمار طلاب علم ها فقاهتی در سالهای آن گاه، هرچند به کندی، رو به انباشته شدن بنیان. در اوایل دهه ۱۳۳۰ش درآمد نتایج از موقوفات که صرف هزینه‌های سرازیر مدرسه ها و طلاب و مدرّسان می شد بدین قرار بود: مکتب نواب ۰۰۰، ۵۰۰ ریال، مکتب میرزا جعفر ۶۰،۰۰۰ ریال، مکتب خیرات خان ۹۶،۰۰۰ ریال، مکتب عباسقلی خان ۰۰۰، ۱۱۷ ریال، مکتب باقریه ۰۰۰، ۲۰۴ ریال، مکتب بالاسر ۰۰۰، ۱۳ ریال، مکتب دودر ۴۸۰۰۰ ریال، مکتب پریزاد ۱۷۰۰۰ریال، مکتب بهزادیه:۰۰۰، ۵ ریال، مکتب سلیمان خان ۰۰۰، ۱۹۵ ریال، مکتب ابدال خان ۰۰۰، ۱۴۲ریال، و مکتب رضوان ۵۰۰، ۱۸ ریال.[۱۴۴]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 18
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 19
  • بازدید ماه : 19
  • بازدید سال : 1555
  • بازدید کلی : 42696
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی