جابر بن عبدالله انصاری
جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سالهای ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش فرستاده(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات دارای شهرت شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز جای تشریفات مشهد دارد.
جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانستهاند. وی بعد از رخداد عاشورا، اولیه زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر(ع) رساند.
معاشطومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مسافرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با نبی خداوند(ص) عهد و پیمان بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنهارا به نمایندگی قبایلشان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهید شدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقبهای منسوب به جابر میباشد ولی از بین آنها لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درستخیس دانسته گردیدهاست. [۳]
سازه بر بعضا گزارشها، لینک در میان رسول(ص) و جابر محبتآمیز و صمیمانه بود. اورده شده میباشد که رسول(ص) به او بشارت قدمت زمانبر داده و در جواب به سؤال جابر، آیهای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه داراست.[۵][یادداشت ۱]
تزویج و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]
عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر میباشند. از وجود اشخاصی منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارشهایی در چنگ میباشد. در جمهوری اسلامی ایران نیز جمعای از نسل وی می باشند که مشهورترین آنها روحانی مرتضی انصاری، عالم و اصولی شیعه بود.[۱۲]
کمپانی در پیکارها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوهها و سَریّهها حضور داشت. تعداد این غزوهها به اختلاف مذکور میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه نبی(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّهها نیز حضور داشته و درباره آن ها گزارش داده میباشد.[۱۴]
او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضی گزارشها اورا از بَدریّون دانستهاند و از خویش وی گفته شده که درین حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]
در طی خلفای سهگانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه اولیه سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] دراین روزگار، او بیشتر به کارهای علمی و تعلیماتی میپرداخت و از کارها سیاسی و نظامی غربت میجست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمانها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، حرف گفته میباشد.[۱۸]
جابر در حین خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از قوم و قبیله بود که خلیفه او را به سر گروهی خویشان یا این که طایفه منصوب می کرد و وی رابط خلیفه و اشخاص خویشان به شمار میآمد.
از شغلهای جابر در زمانه خلیفه سوم، اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مذاکره نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]
زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش موفقیت و از عموم مدینه، برای مثال خویشاوندان بنی سَلَمه (فامیل جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُراز را گمراهی میدانست، به منزل ام سلمه، همسر نبی پروردگار(ص)، حفاظت پیروزی اما به سفارش امسلمه، برای دوری از خونریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]
مجال حاکمیت امویان
جابر که عصر نبی(ص) را فهم کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعتها و زشتکاریهای امویان آزرده بود و امید میکرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعتها و تغییر تحول بهاهای فقاهتی را نشنود.[۲۳] معاویه بعد از آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده آفریدگار(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از افرادی بود که نزد معاویه رفت و اورا از این عمل پشیمان ایجاد کرد.[۲۴]
حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی در بین سالهای سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن اصحاب پیامبر پروردگار(ص)، به عنوان مثال جابر زد.[۲۵] با این کلیه، جابر واکنشی جز تغییرو تحول خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشهاش نماز نگزارد.[۲۷]
اما در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به منجر سالخوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در حمایت باقی مانده بود
جابر بن عبدالله انصاری
جابر بن عبداللّه انصاری (درگذشت فی مابین سالهای ۶۸ق تا ۷۹ق)، صحابی فرستاده اسلام(ص) و راوی حدیث لوح که حاوی اسم امامان شیعه از گویش فرستاده(ص) میباشد. او همینطور در سلسله راویان روایات دارای شهرت شیعه مانند حدیث جابر، حدیث غدیر، حدیث ثقلین و حدیث شهر دانش نیز جای تشریفات مشهد دارد.
جابر را از اصحاب پنج امام (از امام علی(ع) تا امام باقر(ع)) دانستهاند. وی بعد از رخداد عاشورا، اولیه زائر امام حسین(ع) بود که در روز اربعین به کربلا رسید. همینطور بنابر احادیث، وی درود فرستاده(ص) را به امام باقر(ع) رساند.
معاشطومار
جابِرِ بن عبدالله بن عَمرو بن حرام بن کعب بن غَنْم بن سلمة، نسبش به خَزْرَج می رسد.[۱] پدرش قبل از مسافرت رسول اکرم(ص) به یثرب، مسلمان شد و در بیعت عَقَبة دوم با نبی خداوند(ص) عهد و پیمان بست و جزو دوازده نقیبی شد که نبی(ص) آنهارا به نمایندگی قبایلشان برگزید. بابا جابر در غزوه اُحُد به شهید شدن رسید.[۲] اول گزارش از معاش جابر، حضور وی با پدرش در بیعت عقبه دوم در سال سیزدهم بعثت میباشد.
ابوعبدالرحمن و ابوعبدالله از لقبهای منسوب به جابر میباشد ولی از بین آنها لقب ابوعبداللّه(بوعبدالله) درستخیس دانسته گردیدهاست. [۳]
سازه بر بعضا گزارشها، لینک در میان رسول(ص) و جابر محبتآمیز و صمیمانه بود. اورده شده میباشد که رسول(ص) به او بشارت قدمت زمانبر داده و در جواب به سؤال جابر، آیهای نازل شد که به آیه کَلالَه[۴] آوازه داراست.[۵][یادداشت ۱]
تزویج و فرزندان
در سال سوم هجری و قبل از غزوه ذاتُ الرِقاع، جابر با سُهَیمه، دختر مسعود بن اوس، تزویج کرد.[۶]
عبدالرحمان، محمد[۷] محمود، عبدالله[۸] و عقیل[۹] فرزندان جابر میباشند. از وجود اشخاصی منتسب به جابر در افریقا (در محدوده تونس مدرن) [۱۰] و بخارا [۱۱] گزارشهایی در چنگ میباشد. در جمهوری اسلامی ایران نیز جمعای از نسل وی می باشند که مشهورترین آنها روحانی مرتضی انصاری، عالم و اصولی شیعه بود.[۱۲]
کمپانی در پیکارها
جابر از کسانی میباشد که در بیشتر غزوهها و سَریّهها حضور داشت. تعداد این غزوهها به اختلاف مذکور میباشد. به نقل از خویش وی، از ۲۷ غزوه نبی(ص) در ۱۹ غزوه کمپانی داشته میباشد.[۱۳] جابر در بعضا از سَریّهها نیز حضور داشته و درباره آن ها گزارش داده میباشد.[۱۴]
او در غزوه بدر و غزوه احد غایب بود.[۱۵] بعضی گزارشها اورا از بَدریّون دانستهاند و از خویش وی گفته شده که درین حادثه آبرسان بوده میباشد.[۱۶]
در طی خلفای سهگانه
از موضع ها جابر درباره خلیفه اولیه سخنی در منابع نیامده میباشد.[۱۷] دراین روزگار، او بیشتر به کارهای علمی و تعلیماتی میپرداخت و از کارها سیاسی و نظامی غربت میجست. او صرفا در یک مأموریت جنگی کمپانی کرد و آن نیز نخست فتوحات مسلمانها در زمان خلیفه دوم بود. جابر در گزارشی، از حضور خویش در سپاه خالد بن ولید، که برای محاصره دمشق به یاری سپاه شام رفته بود، حرف گفته میباشد.[۱۸]
جابر در حین خلافت قدمت بن خطّاب، عَریف بود؛[۱۹] عریف شخصی از قوم و قبیله بود که خلیفه او را به سر گروهی خویشان یا این که طایفه منصوب می کرد و وی رابط خلیفه و اشخاص خویشان به شمار میآمد.
از شغلهای جابر در زمانه خلیفه سوم، اگاهی چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه در واپسین روزهای خلافت عثمان، که معترضان مصری راهی مدینه شدند، او به امر خلیفه همپا ۵۰ بدن از انصار مأموریت یافت تا با معترضان مذاکره نماید و آن ها را به دیار خویش بازگرداند.[۲۰]
زمان امام علی(ع)
جابر در مبارزه صفین از لشکریان امام علی(ع) بود.[۲۱] در اواخر خلافت امام علی(ع)، بُرمز بن اَرْطاة بر مدینه یورش موفقیت و از عموم مدینه، برای مثال خویشاوندان بنی سَلَمه (فامیل جابر)، نیز بیعت خواست. جابر که بیعت با بُراز را گمراهی میدانست، به منزل ام سلمه، همسر نبی پروردگار(ص)، حفاظت پیروزی اما به سفارش امسلمه، برای دوری از خونریزی، با بسر بیعت کرد.[۲۲]
مجال حاکمیت امویان
جابر که عصر نبی(ص) را فهم کرده و مطلع به قرآن و سنت بود، از بدعتها و زشتکاریهای امویان آزرده بود و امید میکرد که ناشنوا گردد تا خبرها بدعتها و تغییر تحول بهاهای فقاهتی را نشنود.[۲۳] معاویه بعد از آنکه به حکومت رسید تصمیم داشت منبر فرستاده آفریدگار(ص) را از مدینه به دمشق منتقل سازد (سال ۵۰). جابر از افرادی بود که نزد معاویه رفت و اورا از این عمل پشیمان ایجاد کرد.[۲۴]
حَجّاج بن یوسف که از طرف عبدالملک بن مروان اموی در بین سالهای سال ۷۲ قمری تا سال ۷۵ قمری. والی حجاز شد، در سال ۷۴ قمری. به دوران دو ماه به مدینه رفت و تا توانست عموم مدینه را تحقیر کرد. وی همانند بردگان مهری بر گردن اصحاب پیامبر پروردگار(ص)، به عنوان مثال جابر زد.[۲۵] با این کلیه، جابر واکنشی جز تغییرو تحول خوی خویش با حَجّاج آرم نداد[۲۶] و وصیت کرد که حَجّاج بر لاشهاش نماز نگزارد.[۲۷]
اما در رجال کشی مهیا میباشد که جابر به منجر سالخوردگی از تعقیب حجاج بن یوسف در حمایت باقی مانده بود

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟