سید کاظم رشتی از علمای تعالی شیخیه و طلبه و مفسر آراء روحانی احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعداز احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دومی رهبر مدرسه شیخیه بود. بعد از او یکسری بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند برای مثال محمد کریم ومهربانخان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علیمحمد باب مؤسس بابیه اشاره تشریفات مشهد نمود.[۱]
معاشطومار
سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت دیده به جهان گشود. بعضی به دنیا آمدن او را ۱۲۱۲ گفتهاند که با دقت به جایگاهش در طی احسائی غلط به لحاظ میرسد.[۳]
جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که پیرو سرایت طاعون به رشت مسافرت کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را استارت کرد. برای کامل شدن درسها قصد هجرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. بهدنبال رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این مهاجرت به روشنی معین وجود ندارد البته در نزدیکی سال ۱۲۲۹ میباشد.[۵]
سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت و همراهی وی با روحانی در مسافرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روحانی احمد بعد از آنکه محمدتقی برغانی در قزوین اورا تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و دراین هجرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا دستور داد.[۸] سید کاظم دراین زمان به رشت مسافرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعداز درگذشت روضه خوان احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت بلاعزل یافت.
تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورتگیری مدرسه شیخیه و ترویج تعالیم آن در عراق و جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. دراین مجال در ادامه تکفیر روحانی احمد، بهتدریج بعضی از علمای شیعه در مقابل اشاعه پارهای از تفکرهای او، که آن را بزرگنمایی و انحراف تلقی میکردند، عکس العمل نشانه دادند.[۱۰] بیان کننده در همین فرصت به درخواست روحانی علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب تشکیل داد و بین عموم پخش کرد و در روزها عرفه و بعد از آن در دفعههای معینی بالای منبر میرفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو میکرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی صاحب و مالک ریاض و عالمانی زیرا شریف العلماء مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روحانی که کفرآمیز مینمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اعلامکرد اگرچه این کلمه ها، به حسب فهم و شعور عوام، شرک میباشد، آن ها را تأویلی میباشد که خواسته روضه خوان به عبارتی تأویل بوده میباشد. آن ها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این لغت ها را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. بهاین سان، سید مهدی حکم به تکفیر روضه خوان و رهروان وی اعطا کرد، اما رشتی گشوده به تامین از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]
از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید بعضا عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز همتهای او برای مصالحه[۱۵] هیاهو بر رمز عقاید وی ارتقا یافت. درین دربین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با صادر کردن ملاحسین بشرویهای نزد علمای دارای اعتبار اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او سبب ساز شد که با وجود امتناع روضه خوان علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح دراین باره، از روحانی محمدحسن نجفی مالک جواهر، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] واکنش با سید کاظم و پیروانش به خشونتهایی سبب شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، تنهاً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعد از این تکفیر طرز خویش را در درس دادن و گفتار تغییر تحول بخشید. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور سری ایجاد کرد.
سید کاظم رشتی از علمای تعالی شیخیه و طلبه و مفسر آراء روحانی احمد احسائی مؤسس طریقۀ شیخیه میباشد. وی بعداز احسائی کرسی درس دادن را به دست گرفت و دومی رهبر مدرسه شیخیه بود. بعد از او یکسری بدن شاگردان و پیروانش ادعای نیابت کردند برای مثال محمد کریم ومهربانخان و ملاحسن میرزای گوهر و نیز علیمحمد باب مؤسس بابیه اشاره تشریفات مشهد نمود.[۱]
معاشطومار
سید کاظم رشتی (رشت ۱۲۰۵-کربلا ۱۲۵۹ق) فرزند سید قاسم رشتی حائری از علمای معرف شیخیه میباشد.[۲] او در رشت دیده به جهان گشود. بعضی به دنیا آمدن او را ۱۲۱۲ گفتهاند که با دقت به جایگاهش در طی احسائی غلط به لحاظ میرسد.[۳]
جد سیدکاظم، سیداحمد از علمای مدینه بود که پیرو سرایت طاعون به رشت مسافرت کرده بود. سید کاظم در محل تولد خویش، رشت، درس را استارت کرد. برای کامل شدن درسها قصد هجرت داشت که با مخالفت خانواده مواجه شد. بهدنبال رؤیایی، نزد احمد احسائی به یزد رفت و در درس او حضور یافت.[۴] تاریخ این مهاجرت به روشنی معین وجود ندارد البته در نزدیکی سال ۱۲۲۹ میباشد.[۵]
سید کاظم رشتی در سفرهای احسائی، همراه او بود. اگرچه ملازمت و همراهی وی با روحانی در مسافرت طهران[۶]، تردیدآمیز میباشد. روحانی احمد بعد از آنکه محمدتقی برغانی در قزوین اورا تکفیر کرد،[۷] به عتبات عالیات رفت و دراین هجرت، سید کاظم را به اقامت در کربلا دستور داد.[۸] سید کاظم دراین زمان به رشت مسافرت کرد و رسالة السلوک را در ۱۲۳۸ در آنجا نوشت.[۹] بعداز درگذشت روضه خوان احمد احسائی، سید کاظم نایب و جانشین او شد و نزد شیخیه مرجعیت بلاعزل یافت.
تکفیر احسائی
اقامت سید کاظم در کربلا، نقطه عطفی در تاریخ صورتگیری مدرسه شیخیه و ترویج تعالیم آن در عراق و جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. دراین مجال در ادامه تکفیر روحانی احمد، بهتدریج بعضی از علمای شیعه در مقابل اشاعه پارهای از تفکرهای او، که آن را بزرگنمایی و انحراف تلقی میکردند، عکس العمل نشانه دادند.[۱۰] بیان کننده در همین فرصت به درخواست روحانی علی کشف کننده الغطاء، سید کاظم اعتقاداتش را مکتوب تشکیل داد و بین عموم پخش کرد و در روزها عرفه و بعد از آن در دفعههای معینی بالای منبر میرفت و عقاید خویش و استادش را به فارسی و عربی بازگو میکرد.[۱۱] به گفته رشتی[۱۲] در مجلسی با حضور سید مهدی طباطبایی فرزند سید علی صاحب و مالک ریاض و عالمانی زیرا شریف العلماء مازندرانی و ملامحمد استرآبادی، طباطبایی از سید کاظم درباره عباراتی از کتاب روحانی که کفرآمیز مینمود، توضیح خواست. سید کاظم در جواب اعلامکرد اگرچه این کلمه ها، به حسب فهم و شعور عوام، شرک میباشد، آن ها را تأویلی میباشد که خواسته روضه خوان به عبارتی تأویل بوده میباشد. آن ها از سید کاظم خواستند که کفرآمیز بودن این لغت ها را مکتوب و تأیید نماید و وی اینگونه کرد. بهاین سان، سید مهدی حکم به تکفیر روضه خوان و رهروان وی اعطا کرد، اما رشتی گشوده به تامین از احسائی و گلایه از مخالفت پرداخت.[۱۳]
از آن پس، به رغم برخورداری رشتی از تأیید بعضا عالمان و فقیهان[۱۴] و نیز همتهای او برای مصالحه[۱۵] هیاهو بر رمز عقاید وی ارتقا یافت. درین دربین، سازه به گزارشی که در منابع بابی و بهائی آمده میباشد. سید کاظم با صادر کردن ملاحسین بشرویهای نزد علمای دارای اعتبار اصفهان و خراسان، کوشید تا حیث مساعد وی را جلب نماید.[۱۶] در نجف نیز فشار معارضان برای تکفیر او سبب ساز شد که با وجود امتناع روضه خوان علی کشف کننده الغطاء از اظهارنظر مصرح دراین باره، از روحانی محمدحسن نجفی مالک جواهر، بر ضد وی حکم بگیرند.[۱۷] واکنش با سید کاظم و پیروانش به خشونتهایی سبب شد.[۱۸] چنانکه زمانی کلیددار کربلا در مواجهه با رشتی قصد کشتن وی کرد، تنهاً دعوت کشف کننده الغطاء به احتیاط بود که او را از خطر رهانید.[۱۹] سید کاظم بعد از این تکفیر طرز خویش را در درس دادن و گفتار تغییر تحول بخشید. او در ضلع شرقی صحن مطهر آستانۀ حسینی سالن و حسینیه بزرگی برای درس دادن خویش سازه کرد. البته حلقۀ دوم درسش را در حسینیۀ خانه خویش برای خاصیت اصحاب خود به طور سری ایجاد کرد.

تشریفات مراسم سازمانی و همایشها در مشهد؛ از برنامهریزی تا پذیرایی حرفهای