loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 19
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 11:41


هنـر اسلامـی ــ چنان‌کـه گفتـه شد ــ هنری معنوی میباشد و حقایق باطنی اسلام را ذکر می‌نماید و از این رو، تعجبی ندارد که پایه آن را اهل مضمون‌ و رمز کشف کرده‌اند.
بعضی از شخصیت‌هایی که به قدر کافی هم با تصوف و هم با هنر تشریفات مشهد اسلامی آشنا بوده‌اند، هنر اسلامی را تبلور تصوف، و پاد شاه‌شغل های معماری اسلامی را پاسخی به سؤال «تصوف چیست؟» دانسته‌اند.
این هنر که ریشه در قرآن و شخصیت فرستاده (ص) داراست، بعد از صورت‌گیری آیتم پسند و تایید جامعۀ مسلمانها واقع شد و در شرایطی‌که چه گاه به‌گاه، و این‌جا و آن‌جا گشوده با آن مخالفت می شد، البته اینگونه مخالفت‌هایی صرفا آن را تعدیل و یا این که فعلاً محصور می کرد، اما به هر روی، بازدارنده استمرار هیچ‌یک از پوسته‌های اصیل و اساسی هنر اسلامی نگردید.

۲.۱.۴ - نگارگری
در ارتباط هنر نگارگری در عالم اسلام بایستی ذکر کرد که هم هنرمندان مسلمان به روایات نبوی در ممانعت تماثیل و تصویر کردن جانداران دقت داشته‌اند و هم مورخان هنر در دورۀ نو به ذکر تأثیر و نقش آن ها پرداخته‌اند.
هنر اسلامی با الهام به دست آوردن از عمق تعالیم قرآنی و جهت‌گیری روایات نبوی، کم کم به معیارهای هنری معنوی و در عین اکنون ممتاز در زمینۀ نگارگری دست یافت.
ولی آنالیزِ بعضی از مورخان هنر از نگارگری اسلامی گوناگون، و به صورت کلی حاکی از نشناختن ماهیت و جوانب گوناگون مرتبط با صورت‌گیری آن بوده میباشد.
برخی از خاورشناسان خلال ثنا چگونگی هنری و زیبایی نگارگری ریزنگار اسلامی، در اصالت این‌سیرتکامل روایات شک وتردید کرده، یا این که صورت‌گیری این هنر را نتیجۀ دیده بستن هنرمندان مسلمان بر روایات نام برده دانسته‌اند، و یا این که آن را فقطً نتیجۀ رقابت هنری مسلمان‌ها با هنرمندان دیگر ادیان به شمار آورده، و در هر شکل، خاست‌گاه اسلامی و ماهیت معنوی آن را نادیده گرفته‌اند.
البته دربارۀ این مسئله اصلی در تاریخ هنر اسلامی، می بایست‌ به‌طور قاطع اظهار کرد که روایات نبوی روح آموزه‌های عام قرآنی را نماد میدهند و کاربردها و لازمات آن را‌ به‌طور خاص درباره ی هنرهای تصویری به سیرتکامل‌ای پر‌نور ذکر می‌نمایند.

۲.۱.۵ - نقاشی
نقاشی اسلامی فضایی را تصویر می‌نماید که در آن مبنی بر با هستی‌شناسی اسلامی، حقایق مراتب متعدد وجود، به ویژه حقایق مرتبط با عوالم میانی آرم داده میگردند.
به هر روی، می بایست بیان کرد که حتی سوای آن روایات نیز هنر اسلامی نمی‌توانست سرنوشتی دیگر داشته باشد و دیر یا این که زود به به عبارتی خصوصیت‌هایی دست می‌یافت که عملاً در حقیقت تاریخی خویش به آن رسید.
به ذکر دیگر، نقاشی اسلامی خیر به رغم نشانه‌ها قرآن و روایات، بلکه در نتیجۀ هدایت و در هماهنگی بدون نقص با محتوا و خواسته آنها صورت گرفت.
بدین ترتیب، هنرهایی در دامن اسلام پدید آمدند که زمینه آن ها‌ به‌طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم، حقایق الاهی، و شالوده ظهور آنان ــ همانند در خداشناسی و عرفان نظری ــ بر طبق عده در بین تشبیه و تنزیه میباشد.
بنابر این اصل، از سویی دربین صفات اخلاق و حق شباهت وجود داراست، و از سوی دیگر حق منزّه از محدودیت موجوداتِ ممکن، و متعالی از آن‌هاست.
نسبت تشبیه و تنزیه در هنرهای اسلامی متعدد میباشد، به‌طوری که در‌صورتی‌که در هنرهای تصویری و تجسمی ــ و به ویژه نقش‌های تزیینـی ــ وجـه تنزیه غلبه داراست، در برخی از مثال‌های شعر ــ به ویژه در غزل فارسی و شعر عرفانیِ دیگر گویش‌های اسلامی ــ وجه تشبیه گاهی تا مرزهای نیستی و استغراق اخلاق و رفتار در حق پیش می‌رود.
در‌این در میان، نقاشی اهل ایران، و نیز شاخۀ ترکی و بعضا از مثال‌ها در شاخۀ هندی آن، درضمن داستان داستانی زمینی، با جلوگیری بدون نقص از طبیعت‌گرایی نگارگری غربی ــ که به جا مانده‌دار هنر یونان و روم باستان بوده میباشد ــ و با رعایت اصل تشبیه در عین تنزیه، به حیات درونی اجزاء هستی اعتنا می‌نماید و بر وجه الاهی و رابطه طولی شی ءها تأکید می‌ورزد.
در نقاشی ریزنگار اسلامی، هر شیء تا حد قابلیت و امکان از مختصات شخصی و جزئی منتزع، و به طور نوعی و کلی آن ظواهر می شود؛ و بدین ترتیب، درجه‌ای از هستی شیء که به مبدأ وجودی آن مجاورت‌خیس میباشد، در قبال دیده قرار میگیرد.

۲.۱.۶ - هنر های ذهنی
در قلمرو هنرهای تصویری و تجسمی، غایت کاربرد انتزاع در نقش‌های دکوریِ گره و اسلیمی چشم می‌گردد.
این نقش‌ها که بر مورد‌های گوناگونی از قالی و کاشی‌کاریِ بناها تا ظروف سفالی و فلزی و اثاثیۀ چوبی منقش شـده‌اند، یار و همدم با صورت ۳ آینده آن در معماری به اسم کاربندی ــ که اشکال مقرنس، یزدی، قانونی و پیاله‌سازی را شامل میشود ــ از ابداعات براق و نتیجه ها نبوغ هنرمندان مسلمان، و مبتنی بر با مابعدالطبیعه و بعدها باطنی اسلام میباشد.
گره و اسلیمی و کاربندی با تمسّک به صور انتزاعی و کاربرد هندسۀ مقدس، نقشۀ دارِ وجود را سازه بر هستی‌شناسی درج شده در تصوف نظری و حکمت الاهی با تمرکز هرچه آحاد‌خیس رسم می‌نمایند، بدان‌سان که هستی واحد را در لینک با مبدأ متعالی آن علامت میدهد.

۲.۱.۷ - مورد
در‌این‌جا می بایست متذکر شد که اطلاق صفت انتزاعی به‌این نقش‌ها، و‌ به‌طور کلی به هنر اسلامی ــ که در کتاب‌های ترجمه گردیده دربارۀ هنرهای اسلامی چشم میگردد ــ فقط به همین مفهوم قابل قبول میباشد و در غیر این شکل، این هنر از لحاظ زمینه و محتوا خرد‌ترین وجه مشترکی با هنر موسوم به آبستره در نگارگری معاصر غربی ــ که بر هیچ‌سیرتکامل معرفت حقیقی وواقعی از هستی در جامعیت آن مبتنی وجود ندارد ــ ندارد.
هنر اسلامی در اشکال تجلیات آن اصولاً هنری عقلانی و معرفتی میباشد. قضیه معرفتی و اصل اصلی هنر اسلامی توحید میباشد.
اشاره به توحید در هنرهای اسلامی در پوسته معنیهایی برگرفته از تصوف نظری همانند صدور کثرت از وحدت، رجوع کثرت به وحدت، تجلی وحدت در کثرت، غنای واحد و فقر کثیر، شباهت کثرت به وحدت، تنزیه وحدت از کثرت، احتیاج کثیر به واحد، و شوق و اشتیاق واحد به کثیر نماد داده گردیده است.
این معنیها با ابزارهای متفاوت و به صورت‌های خاص هر هنر، علاوه بر آن‌چه در شعر و ادبیات صوفیانه هم پا با جزئیات و صراحت ویژۀ هنرهای کلامی آمده میباشد، در معماری و نقش‌های اسلامی‌ به‌طور بدون واسطه و جزئی‌خیس، و در نگارگری، خوش‌نویسی، و موسیقی، به صورت غیرمستقیم و کلی‌خیس اظهار گردیده‌اند.
همینطور، این معناها در شعر، نگارگری و موسیقی، مفاهیمِ مربوط به فقیه صغیر و بشر‌شناسی صوفیانه را در پوسته حمد علاقه، حزن دورافتادگی از اصل، و اشتیاق رجوع و برگشت و وصال به آن نشـان می‌دهنـد.
اندوه و شـوق ــ در مرتبۀ کیهانـی کیفیت خوب‌های گرفتگی و گشادگی ــ و در تصوف نظری و حکمت الاهی با اسماء الاهی قابض و باسط متناظرند، که شکل اخیر آن مربوط به یک کدام از اصول اصلی معماری اسلامی نیز میباشد.
توحید خویش قضیه مهم تصوف نظری میباشد و دربارۀ بعدها متعدد آن صوفیه، به ویژه ابن عربی و رهروان وی، گاهی با تیتر وحدت وجود، به صورت مشروح دعوا کرده، و توضیح داده‌اند.
اشاره به توحید نیز، چنان‌که گفته شد، بنیاد همۀ هنرهای اسلامی میباشد، البته با تأکیدی بیش‌خیس از هر جا در هنرهای قدسی اسلام، مشمول معماری مسجد، تجوید، خوش‌نویسی و تذهیب قرآنی، نقش‌های گره و اسلیمی ــ که ضمن تزیین ورژن‌های قرآن و بنای مساجد در دیگر گونه های هنرهای اسلامی نیز به عمل رفته‌اند ــ چشم می گردد.
شعر عرفانی را نیز می بایست به‌این هنرها خاطر نشان نمود، که از لحاظ مورد و شکل ملهَم از قرآن و سنت فرستاده (ص) بوده، و تأثیر آن یاد‌آوری حقایق الاهی میباشد.
هنرهای قدسی در اسلام‌ به صورت بی واسطه به عبادت، بیان و محتوای وحی قرآنی مربوط میشوند و نـزدیک‌ترین پیـوند هنر اسلامی را با تصوف ــ که خویش به سیرتکامل‌ای شبیه، از نگاه قضیه و طریق عملـی بر حقـایـق الاهـی و یـادآوری آن‌هـا تأکید دارااست ــ نشـان می دهند.
و آخر و عاقبت، توحید خیر تنها مسئله اساسی صور در هنرهای اسلامی میباشد، بلکه اصل ظهور این صور، و ضمانت کننده وحدت اجزاء متکثر هنری در تألیف و پرداخت آن ها نیز می‌باشد.


هنـر اسلامـی ــ چنان‌کـه گفتـه شد ــ هنری معنوی میباشد و حقایق باطنی اسلام را ذکر می‌نماید و از این رو، تعجبی ندارد که پایه آن را اهل مضمون‌ و رمز کشف کرده‌اند.
بعضی از شخصیت‌هایی که به قدر کافی هم با تصوف و هم با هنر تشریفات مشهد اسلامی آشنا بوده‌اند، هنر اسلامی را تبلور تصوف، و پاد شاه‌شغل های معماری اسلامی را پاسخی به سؤال «تصوف چیست؟» دانسته‌اند.
این هنر که ریشه در قرآن و شخصیت فرستاده (ص) داراست، بعد از صورت‌گیری آیتم پسند و تایید جامعۀ مسلمانها واقع شد و در شرایطی‌که چه گاه به‌گاه، و این‌جا و آن‌جا گشوده با آن مخالفت می شد، البته اینگونه مخالفت‌هایی صرفا آن را تعدیل و یا این که فعلاً محصور می کرد، اما به هر روی، بازدارنده استمرار هیچ‌یک از پوسته‌های اصیل و اساسی هنر اسلامی نگردید.

۲.۱.۴ - نگارگری
در ارتباط هنر نگارگری در عالم اسلام بایستی ذکر کرد که هم هنرمندان مسلمان به روایات نبوی در ممانعت تماثیل و تصویر کردن جانداران دقت داشته‌اند و هم مورخان هنر در دورۀ نو به ذکر تأثیر و نقش آن ها پرداخته‌اند.
هنر اسلامی با الهام به دست آوردن از عمق تعالیم قرآنی و جهت‌گیری روایات نبوی، کم کم به معیارهای هنری معنوی و در عین اکنون ممتاز در زمینۀ نگارگری دست یافت.
ولی آنالیزِ بعضی از مورخان هنر از نگارگری اسلامی گوناگون، و به صورت کلی حاکی از نشناختن ماهیت و جوانب گوناگون مرتبط با صورت‌گیری آن بوده میباشد.
برخی از خاورشناسان خلال ثنا چگونگی هنری و زیبایی نگارگری ریزنگار اسلامی، در اصالت این‌سیرتکامل روایات شک وتردید کرده، یا این که صورت‌گیری این هنر را نتیجۀ دیده بستن هنرمندان مسلمان بر روایات نام برده دانسته‌اند، و یا این که آن را فقطً نتیجۀ رقابت هنری مسلمان‌ها با هنرمندان دیگر ادیان به شمار آورده، و در هر شکل، خاست‌گاه اسلامی و ماهیت معنوی آن را نادیده گرفته‌اند.
البته دربارۀ این مسئله اصلی در تاریخ هنر اسلامی، می بایست‌ به‌طور قاطع اظهار کرد که روایات نبوی روح آموزه‌های عام قرآنی را نماد میدهند و کاربردها و لازمات آن را‌ به‌طور خاص درباره ی هنرهای تصویری به سیرتکامل‌ای پر‌نور ذکر می‌نمایند.

۲.۱.۵ - نقاشی
نقاشی اسلامی فضایی را تصویر می‌نماید که در آن مبنی بر با هستی‌شناسی اسلامی، حقایق مراتب متعدد وجود، به ویژه حقایق مرتبط با عوالم میانی آرم داده میگردند.
به هر روی، می بایست بیان کرد که حتی سوای آن روایات نیز هنر اسلامی نمی‌توانست سرنوشتی دیگر داشته باشد و دیر یا این که زود به به عبارتی خصوصیت‌هایی دست می‌یافت که عملاً در حقیقت تاریخی خویش به آن رسید.
به ذکر دیگر، نقاشی اسلامی خیر به رغم نشانه‌ها قرآن و روایات، بلکه در نتیجۀ هدایت و در هماهنگی بدون نقص با محتوا و خواسته آنها صورت گرفت.
بدین ترتیب، هنرهایی در دامن اسلام پدید آمدند که زمینه آن ها‌ به‌طور بی واسطه یا این که غیرمستقیم، حقایق الاهی، و شالوده ظهور آنان ــ همانند در خداشناسی و عرفان نظری ــ بر طبق عده در بین تشبیه و تنزیه میباشد.
بنابر این اصل، از سویی دربین صفات اخلاق و حق شباهت وجود داراست، و از سوی دیگر حق منزّه از محدودیت موجوداتِ ممکن، و متعالی از آن‌هاست.
نسبت تشبیه و تنزیه در هنرهای اسلامی متعدد میباشد، به‌طوری که در‌صورتی‌که در هنرهای تصویری و تجسمی ــ و به ویژه نقش‌های تزیینـی ــ وجـه تنزیه غلبه داراست، در برخی از مثال‌های شعر ــ به ویژه در غزل فارسی و شعر عرفانیِ دیگر گویش‌های اسلامی ــ وجه تشبیه گاهی تا مرزهای نیستی و استغراق اخلاق و رفتار در حق پیش می‌رود.
در‌این در میان، نقاشی اهل ایران، و نیز شاخۀ ترکی و بعضا از مثال‌ها در شاخۀ هندی آن، درضمن داستان داستانی زمینی، با جلوگیری بدون نقص از طبیعت‌گرایی نگارگری غربی ــ که به جا مانده‌دار هنر یونان و روم باستان بوده میباشد ــ و با رعایت اصل تشبیه در عین تنزیه، به حیات درونی اجزاء هستی اعتنا می‌نماید و بر وجه الاهی و رابطه طولی شی ءها تأکید می‌ورزد.
در نقاشی ریزنگار اسلامی، هر شیء تا حد قابلیت و امکان از مختصات شخصی و جزئی منتزع، و به طور نوعی و کلی آن ظواهر می شود؛ و بدین ترتیب، درجه‌ای از هستی شیء که به مبدأ وجودی آن مجاورت‌خیس میباشد، در قبال دیده قرار میگیرد.

۲.۱.۶ - هنر های ذهنی
در قلمرو هنرهای تصویری و تجسمی، غایت کاربرد انتزاع در نقش‌های دکوریِ گره و اسلیمی چشم می‌گردد.
این نقش‌ها که بر مورد‌های گوناگونی از قالی و کاشی‌کاریِ بناها تا ظروف سفالی و فلزی و اثاثیۀ چوبی منقش شـده‌اند، یار و همدم با صورت ۳ آینده آن در معماری به اسم کاربندی ــ که اشکال مقرنس، یزدی، قانونی و پیاله‌سازی را شامل میشود ــ از ابداعات براق و نتیجه ها نبوغ هنرمندان مسلمان، و مبتنی بر با مابعدالطبیعه و بعدها باطنی اسلام میباشد.
گره و اسلیمی و کاربندی با تمسّک به صور انتزاعی و کاربرد هندسۀ مقدس، نقشۀ دارِ وجود را سازه بر هستی‌شناسی درج شده در تصوف نظری و حکمت الاهی با تمرکز هرچه آحاد‌خیس رسم می‌نمایند، بدان‌سان که هستی واحد را در لینک با مبدأ متعالی آن علامت میدهد.

۲.۱.۷ - مورد
در‌این‌جا می بایست متذکر شد که اطلاق صفت انتزاعی به‌این نقش‌ها، و‌ به‌طور کلی به هنر اسلامی ــ که در کتاب‌های ترجمه گردیده دربارۀ هنرهای اسلامی چشم میگردد ــ فقط به همین مفهوم قابل قبول میباشد و در غیر این شکل، این هنر از لحاظ زمینه و محتوا خرد‌ترین وجه مشترکی با هنر موسوم به آبستره در نگارگری معاصر غربی ــ که بر هیچ‌سیرتکامل معرفت حقیقی وواقعی از هستی در جامعیت آن مبتنی وجود ندارد ــ ندارد.
هنر اسلامی در اشکال تجلیات آن اصولاً هنری عقلانی و معرفتی میباشد. قضیه معرفتی و اصل اصلی هنر اسلامی توحید میباشد.
اشاره به توحید در هنرهای اسلامی در پوسته معنیهایی برگرفته از تصوف نظری همانند صدور کثرت از وحدت، رجوع کثرت به وحدت، تجلی وحدت در کثرت، غنای واحد و فقر کثیر، شباهت کثرت به وحدت، تنزیه وحدت از کثرت، احتیاج کثیر به واحد، و شوق و اشتیاق واحد به کثیر نماد داده گردیده است.
این معنیها با ابزارهای متفاوت و به صورت‌های خاص هر هنر، علاوه بر آن‌چه در شعر و ادبیات صوفیانه هم پا با جزئیات و صراحت ویژۀ هنرهای کلامی آمده میباشد، در معماری و نقش‌های اسلامی‌ به‌طور بدون واسطه و جزئی‌خیس، و در نگارگری، خوش‌نویسی، و موسیقی، به صورت غیرمستقیم و کلی‌خیس اظهار گردیده‌اند.
همینطور، این معناها در شعر، نگارگری و موسیقی، مفاهیمِ مربوط به فقیه صغیر و بشر‌شناسی صوفیانه را در پوسته حمد علاقه، حزن دورافتادگی از اصل، و اشتیاق رجوع و برگشت و وصال به آن نشـان می‌دهنـد.
اندوه و شـوق ــ در مرتبۀ کیهانـی کیفیت خوب‌های گرفتگی و گشادگی ــ و در تصوف نظری و حکمت الاهی با اسماء الاهی قابض و باسط متناظرند، که شکل اخیر آن مربوط به یک کدام از اصول اصلی معماری اسلامی نیز میباشد.
توحید خویش قضیه مهم تصوف نظری میباشد و دربارۀ بعدها متعدد آن صوفیه، به ویژه ابن عربی و رهروان وی، گاهی با تیتر وحدت وجود، به صورت مشروح دعوا کرده، و توضیح داده‌اند.
اشاره به توحید نیز، چنان‌که گفته شد، بنیاد همۀ هنرهای اسلامی میباشد، البته با تأکیدی بیش‌خیس از هر جا در هنرهای قدسی اسلام، مشمول معماری مسجد، تجوید، خوش‌نویسی و تذهیب قرآنی، نقش‌های گره و اسلیمی ــ که ضمن تزیین ورژن‌های قرآن و بنای مساجد در دیگر گونه های هنرهای اسلامی نیز به عمل رفته‌اند ــ چشم می گردد.
شعر عرفانی را نیز می بایست به‌این هنرها خاطر نشان نمود، که از لحاظ مورد و شکل ملهَم از قرآن و سنت فرستاده (ص) بوده، و تأثیر آن یاد‌آوری حقایق الاهی میباشد.
هنرهای قدسی در اسلام‌ به صورت بی واسطه به عبادت، بیان و محتوای وحی قرآنی مربوط میشوند و نـزدیک‌ترین پیـوند هنر اسلامی را با تصوف ــ که خویش به سیرتکامل‌ای شبیه، از نگاه قضیه و طریق عملـی بر حقـایـق الاهـی و یـادآوری آن‌هـا تأکید دارااست ــ نشـان می دهند.
و آخر و عاقبت، توحید خیر تنها مسئله اساسی صور در هنرهای اسلامی میباشد، بلکه اصل ظهور این صور، و ضمانت کننده وحدت اجزاء متکثر هنری در تألیف و پرداخت آن ها نیز می‌باشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 148
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 365
  • بازدید ماه : 365
  • بازدید سال : 1901
  • بازدید کلی : 43042
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی