(م ۱۹۴ق) از عالمان و زاهدان دارای اسم و رسم خراسان در قرن دوم هجری قمری میباشد. وی فقیه به علم ها گوناگون و کارشناس علم ها اسلامی قلمداد شدهاست.طبق پارهای از گزارشها وی امام باقر(ع) را فهم کرد و از شاگردان امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) بود و روایاتی را از وی نقل نمود. بیان شده میباشد کتابی از روایات امام درست گو(ع) نیز نگاشت. گفتگوی وی با امام راست گو(ع) پیرامون فتوت و همینطور ملاقات با امام کاظم(ع) در هجرت حج و نقل معجزاتی از امام در منابع رفلکس داشته میباشد. رابطه وی با امام کاظم(ع) منجر شد تا بعضا از سلسلههای عرفانی، خویش را از روش شقیق به امام کاظم(ع) رسانده و طریقت خویش را به امام هفتم منتسب تشریفات مشهد نمایند.
شقیق از بزرگان تصوف دانسته گردیده و اورا به انگیزه تقوا و ریاضت فراوان، امامِ خداپرست خواندهاند. وی اولی شخصی بود که در خراسان به دانش صوفیه پرداخت و باعث توسعه تصوف در آن ناحیه شد. شقیق سخنان جدیدی پیرامون مسئله تکیه مطرح کرد.
درباره انگیزه تمایل وی به تصوف گزارشهای گوناگونی وجود داراست. مهم ترین آن، رای زنی با سرپرست بتمنزلای در هجرت تجاریاش به میهنهای سوراخ بود که مرد بتپرست بعد از آنکه شقیق اورا دعوت به خداوندی کرد که دارنده صفات خالقیت و رازقیت میباشد، شقیق را به اسباب کار به گفتار و اعتقاداتش که به عبارتی سوراخ بیزنس بود، پیشنهاد کرد.
مولف کتاب روضات الجنات، تشیع اورا با دقت به رتبه معرفت و عرفانش، محتمل دانسته میباشد؛ هر یکسری بعضی اورا سنی معتدل قلمداد کردهاند. تنی چند از عالمان اهلسنت علیرغم آنکه اورا از راویان ضعیف ندانستهاند؛ ولی به احادیث وی به خیال وجود روایات ناشناخته در موردهای مختلفی زیرا زهد و تقوا، اتکا نکردهاند.
شقیق از شاگردان ابراهیم بن ادهم، ابوحنیفه و عباد بن کثیر بود و شاگردان اکثری را تربیت کرد. وی سفرهای فراوانی به مرزو بومهای متفاوت داشت و بعضی منابع به تنی چند از ملاقاتهای وی با هارون یا این که مأمون عباسی و پند آنان در سفرهای متفاوت اشاره کردهاند. شقیق تعدادیتوشه در نبردهای متعدد علیه کفار در مرزهای اسلامی کمپانی کرد؛ به سیرتکاملای که گردآوریای معتقدند در یکی همین مبارزهها به شهیدشدن رسید.
معرفی
شقیق بن ابراهیم بن علی بلخی یا این که شقیق بلخی[۱] یکی زهاد مشرق زمین[۲] و از بزرگان دارای شهرت خراسان[۳] در قرن دوم هجری قمری میباشد.[۴] اورا خلال تقوا در داشتن دانش بسیار[۵] و وصال به کمال در همگی علم ها[۶] ستودهاند. بیان شده میباشد که شقیق کارشناس علم ها اسلامی مثلا تعبیروتفسیر قرآن بود.[۷] از او آورده شده که بیست سال از قدمت خویش را در قرآن به مطالعه پرداخته میباشد.[۸]
کنیه معروف وی بلخی بود[۹] و با لقبها دیگری زیرا ازدی،[۱۰] خداپرست[۱۱] و صوفی[۱۲] نیز از او حافظه شدهاست. بیشتر مصادر لقب شقیق را ابوعلی دانستهاند؛[۱۳] ولی ابواسحاق[۱۴] و ابوموسی[۱۵] مثلا القاب دیگر وی دانسته شدهاست.
برای شقیق دو کتاب با عنا وین «سراج المعرفه و منهاج الطریقه» و «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه»[۱۶] برشمرده گردیده است؛ هرچند بعضا او را داری تألیفات گوناگون[۱۷] در تمامی فوتوفن دانسته[۱۸] و آثارش را اثرگذار قلمداد کردهاند.[۱۹]
در منابع تاریخی اشارهای به تاریخ میلاد شقیق نشده میباشد؛ ولی اورا متولد شهر بلخ[۲۰] و از هم محلی همین شهر[۲۱] دانستهاند. منابع زیادی سال وفات او را در سال ۱۹۴ق تصویب کردهاند؛[۲۲] ولی از سالهای ۱۵۳،[۲۳] ۱۷۴،[۲۴] ۱۸۴[۲۵] و ۱۹۰ق[۲۶] نیز حرف به دربین آمده میباشد. جای وفات اورا در مرزوبومهای ماوراء النهر،[۲۷] جیلان،[۲۸] و یا این که واشجرد[۲۹] تیتر کردهاند.
شقیق بلخی را با وجود تقوا از مجاهدان تبارک شمردهاند.[۳۰] وی تعدادی توشه در پیکار با کفار کمپانی کرده بود.[۳۱] نقل شده میباشد وی در مبارزه کوملان[۳۲] و یا این که کولان[۳۳] از بلاد رخنه[۳۴] که امروزه با اسم تارتی شناخته میگردد[۳۵] به شهیدشدن رسید. متانت بسیار وی در نبردها در منابع پرشماری آمده میباشد[۳۶] تودهای گفتهاند که وی در ولایت ختلان مقتول[۳۷] و در به عبارتیجا مدفون شد.[۳۸] بر طبق برخی منابع، تا سالها سپس، عموم به زره و خنجر وی تبرک میجستند.[۳۹]
راوی حدیث و رابطه با امامان معصوم(ع)
شقیق بلخی در سلسله سندها روایاتی از نبی اکرم(ص)[۴۰] و امام علی(ع)[۴۱] قرار گرفته و روایاتی را به صورت مرسل از حضرت محمد(ص)،[۴۲] امام سجاد(ع)،[۴۳] امام باقر(ع)[۴۴] و همینطور چندین صحابه فرستاده،[۴۵] نقل کرد.
بیان شده میباشد که شقیق امام باقر(ع) را فهم کرد.[۴۶] بعضا منابع نیز از مصاحبت وی با امام درستگو(ع)[۴۷] و شاگردیاش از امام خبر دادهاند.[۴۸] تا جایی که اورده شده وی کتابی از روایات امام راستگو(ع) نگاشته[۴۹] و امام را در کتابش «مفترض الطاعه» خوانده میباشد.[۵۰] شقیق ضمن نقل احادیث با واسطه از امام راستگو(ع)،[۵۱] گفتگویی نیز پیرامون معنای فتوت با امام داشت.[۵۲] [یادداشت ۱]
طبق پارهای از گزارشها شقیق چیره به زیارت[۵۳] و شاگردی امام کاظم(ع)[۵۴] نیز گردیده و روایاتی را از امام نقل نموده است.[۵۵] در منابع ملاقات شقیق با امام کاظم(ع)، هنگام هجرت حج در سال ۱۴۹ق و نقل معجزاتی از وی گزارش گردیده است[۵۶] و حتی بعضی این ماجرا را به نظم درآوردهاند.[۵۷] ابن تیمیه این ملاقات را به باعث عدم سفر امام کاظم(ع) تا فرصت حیات شقیق به عراق انکار کرده که تودهای بهاین انواع جواب دادهاند.[۵۸]
بعضی از اثرها عرفانی مدعا می باشند که تنی چند از سلسلههای عرفان اسلامی، خویش را از روش شقیق به امام کاظم(ع) رساندهاند[۵۹] و در همین مسئله تودهای معتقدند که شقیق علم ها باطنی و تصوف را از امام کاظم(ع) فرا گرفته و مریدان شقیق، لباس و طریقت خویش را به امام هفتم منتسب کردهاند.[۶۰]
روش صوفیانه
شقیق از بزرگان صوفیه[۶۱] و یکیاز دیرینترین صورتهای شناخته گردیده بلخ[۶۲] در مسئله تصوف قلمداد گردیدهاست.[۶۳] او از طبقه اولیه صوفیان به اکانت آمده میباشد.[۶۴] آوازه وی به تصوف[۶۵] آن هم در بین کل فرقهها[۶۶] باعث گردیده است که اثر ها عرفانی با القابی زیرا عبادت کننده،[۶۷] معلم،[۶۸] روضه خوان فرصت[۶۹] و یگانه زمان[۷۰] از وی خاطر نمایند.
ثبات گام شقیق در زهدو تقوا[۷۱] و کوششی که وی در رویکرد تحمل اشکال ریاضتها[۷۲] به عنوان مثال ریاضتهای طاقت فرسا بدنی به فعالیت بست،[۷۳] باعث شد که اورا زاهدی واقعی[۷۴] و از تعالیترین زاهدان[۷۵] دانسته و حتی به وی کنیه امام خداترس بدهند.[۷۶]
او اولین شخصی دانسته گردیده که در خطه خراسان به دانش وضع و اوضاع[۷۷] یعنی دانش صوفیه[۷۸] پرداخت و اصول تصوف را در آن نواحی انتشار بخشید.[۷۹] شقیق بلخی مجالسی را برای وعظ و پند برگزار کرد[۸۰] و با سلوک خویش[۸۱] سبب ساز تمایل عموم خراسان به زهد و تقوا و تصوف شد