loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 22
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 12:45

(۱۲۶۲ ـ ۱۳۴۰ش) با اسم اساسی رجبعلی نکوگویان، معلم خوی در طهران که شاگردانی را تربیت کرده‌ میباشد. وی در زمان قدمت خویش به دوزندگی درگیر بود و در جلسات سری خویش، اشعار عرفانی حافظ شیرازی را تفصیل و تعبیر و تفسیر می‌اعطا کرد. روزگار جوانی رجبعلی خیاط را دیباچه دگرگونی و وصال به کمالات معنوی دانسته‌اند. بعضا محققان، ادعاهایی نظیر دیدار با امام فرصت (عج) و کرامات نسبت‌داده‌گردیده به او را گزینه عیب گیری قرار داده‌اند. وی در تحولات سیاسی بعدازظهر خویش حضور نداشت ولی شاگردان و دوستانش را از همیاری با حکومت پهلوی برحذر تشریفات مشهد می‌داشت.

معاش‌طومار
رجبعلی نکوگویان دارای شهرت به «روحانی رجبعلی خیاط» و «جناب روحانی» در سال ۱۲۶۲ش، مصادف با حکومت قاجاریه و پهلوی در طهران دیده به جهان گشود.[۱] پدرش، مشهدی‌باقر، یک نیروی کار معمولی بود که در دوازده سالگیِ رجبعلی از عالم رفت.[۲] وی در جوانی برای امرار معاش، کار لباس دوزی را پیشه خویش قرار بخشید و تا پایان قدمت به‌این فعالیت اشتغال داشت.[۳]

در باب تحصیلات روحانی بیان شده که وی تحصیلات قانونی حوزوی و کلاسیک نداشت[۴] و مسیر سیر و سلوکی را که به وی نسبت می دهند، بیشتر سوای معلم گذرانده‌ میباشد؛[۵] ولی از جلسات و منابر اشخاصی زیرا دلیل‌الدین خوراسگانی، محمدعلی پادشاه‌آبادی، محمدتقی بافقی و میرزا جمال اصفهانی سود کرده‌ میباشد.[۶] محمداسماعیل دولابی، سید ابوالقاسم شجاعی، عبدالکریم حامد، علی مدرسی، عبدالعلی بیان کننده و ابوالحسن روضه خوان از شاگردان رجبعلی خیاط بوده‌اند.[۷]

رجبعلی خیاط در دیداری که با سید محمدهادی میلانی داشت، مبدأ دگرگونی و نتقطه اوج معاش معنوی خویش را در امتناع و رد دعوت به گناه از سوی دختری خوشگل از بستگانش، بیان کرده‌ میباشد.[۸] روضه خوان رجبعلی در ۲۲ شهریور سال ۱۳۴۰ش در ۷۸ سالگی درگذشت[۹] و در آرامستان ابن‌بابویه شهر ری دفن شد.[۱۰]

خصوصیت‌ها
بنابر نقل محمد محمدی ری‌شهری، رجبعلی خیاط، شخصی بی آلایش‌زیست بشر‌شناس و عارفی بی‌نظیر بوده‌ میباشد که در نشست‌های همگانی و در برخوردهای سری به تربیت اشخاص می‌پرداخت.[۱۱]

در کتاب «عرشیِ خاک‌نشین» برای وی خصوصیت‌هایی مذکور‌ میباشد:

بی آلایش‌گویی و بی‌تکلفی
ولایت‌پذیری و توسل به معصومان(ع)
اخلاص
شب‌زنده‌داری
محبت داشتن به پروردگار
غنیمت شمردن مجال جوانی
حفظ و مداومت در تهذیب نفس
خودداری از دنیاطلبی
خودداری از حب نفس
اجتناب از تضییع دستمزد سایر افراد[۱۲]
رجبعلی خیاط ارادت خاصی به حافظ شیرازی داشت و اورا فقط شعر سرا عارف شیعه می‌دانست و در جلسات محرمانه خویش، اشعار عرفانی‌اش را تفصیل و تعبیر می‌اعطا کرد.[۱۳] همینطور وی عشق متعددی به اشعار «هادی توسعه و گسترش» (۱۲۸۶ش ۱۳۳۹ش) متخلص به «رنجی» داشت.[۱۴] گفته میگردد او به اشعار مثنوی مولوی نقدهایی داشته‌ میباشد.[۱۵] وی در تحولات سیاسی بعد از ظهر خویش، حضور نداشت، ولی پیشنهاد‌ها و پند‌هایش گویای مخالفت وی با حکومت پهلوی و سیاستمداران آن بوده‌ میباشد.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 21
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 14:35

از بانوان راوی حدیث شیعه از مجال امام علی(ع) تا امام رضا(ع) که معجزاتی از ائمه اطهار(ع) درباره او چهره داده میباشد.او یک کدام از سه زنی میباشد که صاحبةالحَصاة (مالک سنگریزه) نامیده‌اند؛ طبق روایتی او از امام علی(ع) علامت امامت خواست. امام سنگ کوچکی از وی طلب کرد و آن را با خاتم خویش مهر زد که مکان مُهر به طور پررنگ بر سنگ حک شد و حضرت توضیح بخشید که کسی که مدعا امامت شد در صورتی‌که بر این فعالیت توانمند باشد امام مفترض الطاعه میباشد. حبابه در طول امام رضا(ع) از جهان رفت و وی خرقه خویش را کفن وی کرد و بر وی نماز تشریفات مشهد گزارد.

نسب، لقب و کنیه
او دختر جعفر و منسوب به والبه، شعبه‌ای از خویشان بنی اسد، بود و از این رو به والبیه اسدیه آوازه یافت.[۱] لقب‌اش امّ الندی میباشد.[۲] اسم او را گاه به غلط حبّابه ضبط کرده‌اند.[۳]

حبابه را صاحبةالحَصاة (مالک سنگریزه) نیز نامیده‌اند. اما دو زن دیگر، به اسم‌های ام غانم و ام اسلم، هم حکایتی شبیه او دارا هستند و از این رو این سه زن، صاحبات الحَصا اسم گرفته‌اند.[۴]

بانوی راوی
ابن ماکولا[۵] او‌را از راویان امام علی(ع) دانسته و ابن بابویه در کتاب اینجانب لایحضره الفقیه[۶] حدیثی فقاهتی به داستان حبابه از امام (ع) آورده میباشد. رجال شناسان شیعه اسم یا این که لقب اورا پایین راویان امام حسن (ع) تا امام باقر(ع) آورده‌اند.[۷]

درخواست نشان از امام علی (ع)
بنابر روایتی در کافی[۸] او از امام علی(ع) آرم امامت خواست. امام سنگ کوچکی از وی طلب کرد و آن را با خاتم خویش مهر زد و مکان مهر به طور پر رنگ بر سنگ حک شد و امیرالمؤمنین توضیح اعطا کرد که کسی که مدعا امامت شد چنانچه بر این شغل کار کشته باشد امام مفترض الطاعه میباشد.

از آن پس حبابه آن سنگ را نزد یکایک ائمه تا امام رضا(ع) میبرد و آن ها، آن را مهر می‌زدند. این مقاله در منابع دیگر با به عبارتی گواهی و متن نقل گردیده است.[۹]

معجزات پیرامون حبابه
در منابع شیعی، غالبا زیر گفت و گو ثابت امامت یا این که بیان معجزات ائمه اطهار، درباره حبابه والبیه مطالبی آمده میباشد، به عنوان مثال:

شفا یافتن مرض بَرَص او به دست امام حسین(ع) [۱۰]
جوان شدن او در ۱۱۳ سالگی با اشاره امام سجاد(ع) [۱۱]
سیاه شدن گیسو سفید سرش با دعای امام باقر(ع)[۱۲]
وفات
حبابه فرصت امام علی(ع) تا امام رضا(ع) را فهم کرده و خیر ماه بعداز دیدار با امام رضا (ع) درگذشته میباشد. بعداز وفات حبابه والبیه، امام رضا (ع) خرقه خویش را کفن وی کرد و بر وی نماز گزارد.[۱۳] روحانی طوسی در کتاب الغیبة، قدمت او‌را حدود دویست و سی سال بیان نموده است.[۱۴]

پانویس
سمعانی، الانساب، ۱۹۶۳م، ج۵، ص۵۶۸.
طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۴۰؛ ابن حمزه، الثاقب فی المناقب، ۱۴۱۲ق، ص۵۶۲؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۲۸.
مامقانی، ج۳، بخش۲، ص۷۴-۷۵.
طوسی، ۱۳۹۸، ص۵۰، ۱۲۲؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۲، ص۱۳۸ ـ ۱۴۰.
ج۲، ص۳۷۲.
ج۴، ص۲۹۸.
برقی، ص۶۲؛ کشی، ص۱۱۴ـ ۱۱۵ ؛ طوسی، ۱۴۱۵، ص۹۴، ۱۵۱؛ ابن داوود حلّی، ص۶۹.
کافی، ج۱، ص۳۴۶ ـ ۳۴۷.
ابن بابویه، ۱۳۶۳ش، ص۵۳۶ـ ۵۳۷ ؛ طبرسی، اعلام الوری، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۴۰۸ ـ ۴۰۹ ؛ ابن حمزه، الثاقب فی المناقب، ۱۴۱۲ق، ص۱۴۰ـ ۱۴۱.
صفار قمی، ص۲۷۱ ؛ کشی، ص۱۱۵.
ابن بابویه، ۱۳۶۳ش، ص۵۳۷؛ ابن حمزه، الثاقب فی المناقب، ۱۴۱۲ق، ص۱۵۱؛ ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۳۵.
صفارقمی، ص۲۷۰ ؛ خصیبی، ص۲۴۰؛ قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۲۷۳.
طوسی، ص۷۵.
ریاحین الشریعه در ترجمه بانوان دانشمند شیعه، ج ۴، ص۱

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 29
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 14:45

(۱۳۱۰-۱۴۰۲ش) امام آدینه موقت طهران و از روحانیان فعال در انقلاب اسلامی کشور‌ایران.امامی کاشانی قبل از انقلاب اسلامی کشور ایران، در مساجد طهران علیه حکومت پهلوی سخنرانی می کرد و به همین استدلال ممنوع‌المنبر گردیده بود. سر کردگی دیوان عدل و داد اداری، نمایندگی مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی، تولیت مکتب خوب شهید مطهری و عضویت در جامعه روحانیت مبارز و جنگجو، شورای پاسبان، هیئت بازنگری قانون اساسی ایران جمهوری اسلامی و مجمع تشخیص مصلحت نظام از مسئولیت‌های او بعد از انقلاب اسلامی کشور ایران بود. کتاب دو جلدی خطّ پشتیبانی در تبیین عامل عقلی و فلسفی ثابت وجود و ظهور امام مجال(عج) و گفت‌و‌گو با اندیشمندان متفاوت مسیحی و یهودی درباره مهدویت از اثر ها تشریفات مشهد اوست.

معاش‌طومار
محمد امامی کاشانی در ۱۰ مهر سال ۱۳۱۰ش در محلّه کلهُر کاشان دیده به جهان گشود. پدرش میرزا ابوترابِ امام آدینه، امام آدینه کاشان بود.[۱] به گفته او اجدادش اقامه نماز آدینه کاشان را بر ذمه داشتند.[۲] امامی کاشانی از سال ۱۳۱۷ش تحصیلات ابتدایی را شروع کرد و در سال ۱۳۲۳ش وارد حوزه علمیه کاشان شد و ادبیات عرب را نزد آیت‌الله حقیقت کاشانی آموخت.[۳]

در سال ۱۳۲۸ش با پیشنهاد سید علی یثربی کاشانی به مکتب سپهسالار طهران رفت اما بیشتر از دوماه در آنجا نماند آن گاه با طومار‌ای که پدرش برای آیت‌الله بروجردی نوشته بود به قم رفت و در مکتب فیضیه با محمدرضا مهدوی کنی هم‌ حُجره شد.[۴]

امامی کاشانی دروس مقدمات و سطح را نزد موسی صدر، مهدی حائری، محمد صدوقی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، مجاهدی تبریزی و علی مشکینی فرا گرفت و در دروس روحانی مرتضی حائری و میرزا جواد تبریزی نیز کمپانی کرد.[۵]

وی در ۲۳ سالگی در درس بیرون فقه و اصول امام خمینی و متفحص داماد کمپانی داشت و دروس فلسفه و عرفان را نزد علامه طباطبایی و سید ابوالحسن رفیعی فرا گرفت.[۶]

در سال ۱۳۴۰ش در حوزه علمیه طهران درگیر درس دادن دروس سطح شد.[۷] در سال ۱۳۴۳ش مهاجرت کوتاهی به نجف داشت و در دروس سید محسن حکیم و آیت‌الله خویی نیز کمپانی کرد.[۸]


نماز آیت‌الله خامنه‌ای بر لاشه محمد امامی کاشانی
درگذشت
محمد امامی کاشانی روز ۱۲ اسفند سال ۱۴۰۲ش در طهران درگذشت.[۹] آیت‌الله خامنه‌ای رهبر کشور‌ایران در ۱۴ اسفند بر تن وی نماز میت خواند[۱۰] و آن‌گاه در طهران تشییع شد.[۱۱] مراسم تشییع در مشهد و خاکسپاری در رواق دارالزهد بقاع امام رضا(ع) هم روز سه شنبه ۱۵ اسفند برگزار شوید.[۱۲]

سخنرانی علیه حکومت پهلوی
امامی کاشانی از سال ۱۳۴۰ش عمل‌های سیاسی خویش را علیه حکومت پهلوی با سخنرانی‌هایش در جلسات هفتگی و مساجد طهران آغاز کرد.[۱۳] در سال‌های ۱۳۴۹ش تا ۱۳۵۰ش در مساجد طهران به عنوان مثال مسجد هدایت علیه حکومت فرمانروا سخنرانی می کرد و به همین خیال و خاطر ممنوع‌المنبر شد.[۱۴]

در سال ۱۳۵۶ش جزو هستهٔ مرکزی جامعه روحانیت اهل پیکار طهران شد و با صدور حکم و بیانیه از جانب امام خمینی آن را منتشر میکرد
مسئولیت‌های بعد از انقلاب
امامی کاشانی در سال ۱۳۵۸ش با همیاری عده ای از جوان ها، انجمن اسلامی علم‌آموزان را تأسیس کرد.[۱۷] در سال ۱۳۵۹ش با تشکیل اولی زمان مجلس شورای اسلامی، به نمایندگی از عموم کاشان وارد مجلس شد.[۱۸] وی همینطور اولی مدیریت دیوان عدل و داد اداری جمهوری اسلامی ایران بود که در سال ۱۳۶۱ش فعالیتش را شروع کرد.[۱۹] امامی کاشانی با حکم امام خمینی از اعضای هیئت بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ش بود.[۲۰]


فقها و حقوقدانان شورای دربان
عضویت در شورای پاسبان و مجلس خبرگان
امام خمینی در سال ۱۳۶۲ش امام کاشانی را تحت عنوان عضو شورای دربان منصوب کرد[۲۱] و تا سال ۱۳۷۸ش در عضویت این شورا بود.[۲۲] همینطور وی از سال ۱۳۶۲ش تا ۱۳۹۷ش تحت عنوان نماینده عموم طهران در مجلس خبرگان حضور داراست.

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 13:43

(۱۲۶۴ش- ۱۳۴۰ش)، فقید و سیاست‌مدار شیعه. وی در عراق علیه انگلیس نبرد می کرد و در سال ۱۲۹۹ش به طهران آمد. کاشانی از فعالان سیاسی دهه ۲۰ بوده و به یاروهمدم محمد مصدق، نفت جمهوری اسلامی ایران را ملی کردند. رسمیت یافتن تعطیلی شهیدشدن امام راست گو(ع) در کشور ایران با درخواست او و فرمان مصدق ایفا تشریفات مشهد شد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید ابوالقاسم کاشانی به ۱۲۶۴ش در طهران دیده به جهان گشود. بابا وی سید مصطفی حسینی کاشانی، فقیه فقاهتی بود که در کاظمین درگذشت و در مقبره کاظمین به خاک ودیعت شد.[۱]

سیدابوالقاسم کاشانی در ۱۵ سالگی به عراق رفت و در حوزه علمیه نجف به علم آموزی پرداخت. وی از اساتیدی مانند ملا محمدکاظم خراسانی، حسین خلیلی تهرانی به کار گرفت. وی از مراجع پیروی بلندمرتبه از قبیل: میرزا محمدتقی شیرازی، شریعت اصفهانی، آقاضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید اسماعیل صدر، اذن اجتهاد اخذ کرد.[۲] او با تشکیل مکتب «نوین علوی» در نجف، خویش اداره کارها آن را برعهده گرفت. درین مکتب خلال معارف اسلامی، دروس دیگری مانند ریاضی ها و حتی فوت‌و‌فن نظامی نیز درس دادن میشد.[۳]

مقام علمی و اجتماعی
بعضا مراجع تبعیت و اساتید حوزه از رده علمی کاشانی تجلیل کرده و از وی تحت عنوان یک مجتهد مسلم خاطر کرده‌اند. آقا ضیاءالدین عراقی به وی اذن نقل ماجرا داده میباشد. شریعت اصفهانی نیز در طومار‌ای به رده علمی کاشانی اشاره کرده و از مؤمنین منظور وجود کاشانی را غنیمت بدانند. سید ابوالحسن اصفهانی در بخشی از نوشته خویش درباره کاشانی تأکید می‌نماید:

«مایحتاج شد تصدیع گردد آن وجود مسعود شریف از هر جهت لایق و به صفات حمیده مرتب و در دیانت و درستکاری قلیل النظیر می‌باشند. احکام شرعیه وی نافذ و مطاع و تسلیم دستمزد شرعیه و سهم امام علیه‌السلام خدمتشان محتاج به استیذان وجود ندارد و تأیید آیین مبین و تقویت شریعت حضرت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و آله‌الطاهرین می باشد.»[۴]

رسمیت یافتن تعطیلی روز شهید شدن امام درستگو(ع) در کشور ایران با درخواست او و فرمان مصدق جاری ساختن شد.[۵]

عمل‌های سیاسی
مبارزات ضد استعماری در عراق
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: انقلاب ۱۹۲۰ عراق
در جریان نزاع جهانی اولیه که بعضا از شهرهای عراق به وسیله نیروهای انگلیس اشغال شد، کاشانی به رویا رویی با نیروهای مهاجم پرداخت[۶] محمدتقی شیرازی و روضه خوان الشریعه اصفهانی از علمای بومی عراق با تایپ کردن طومار‌هایی به امداد او برخاستند و پیرو آن، تعداد متعددی از سران عشایر نیز به تأیید جنبش وی پرداختند. بعد از آن که شیوه های مسالمت‌آمیز برای استقلال عراق به سود نرسید با استارت جنگ در بین انقلابیون و نیروهای انگلیسی، کاشانی از آیت‌الله محمدتقی شیرازی فتوای جهاد گرفت و براین اساس قیام در سرتاسر بخشها اشغالی شاگرد شد و بعضا از شهرها و بخش ها به دست مسلمان ها آزاد شوید.[۷] روحانی الشریعه اصفهانی به سیدابوالقاسم کاشانی مأموریت اعطا کرد تا به کاظمین رفته و «جمعیت اسلامی» را برای جهاد تشکیل دهد

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 19
شنبه 28 تير 1404 زمان : 15:10

از معارضان اسلام و فرستاده(ص) در مکه. وی از احاطه قریش بود و نفوذ و محبوبیت متعددی بین مشرکان داشت. ولید از قاضیان و حکام عرب پیش از اسلام نیز دانسته شد‌ه‌است. او اموال و مستغلات متعددی داشت و از گنج افسانه‌ای وی گزارش‌هایی نقل گردیده است. وی عموی ابوجهل و بابا خالد بن ولید بود.ولید از استهزاءکنندگان و آزاردهندگان پر اسم و رسم فرستاده(ص) بود و حتی بیان شده به یار تعدادی از سران قریش، نقشه قتل رسول(ص) را کشید. وی از مشرکان مکه خواست تا رسول(ص) را ساحر معرفی نمایند. آیاتی درباره بی دینی و تکبر و همینطور خصومت ولید با فرستاده(ص) نازل شد که در آن ولید گزینه شماتت تشریفات مشهد قرار گرفت.

بیان شده ولید بن مغیره به تقلید از نصارای حیره دین زنادقه را برگزید. او خمر را حرام می‌دانست و اولی نفری بود که حکم به جدا دست دزد نمود که بعد ها در اسلام نیز گزینه تأیید قرار گرفت.

معرفی
ولید بن مغیرة بن عبدالله بن عمرو بن مخزوم[۱] از دُهات عرب (زیرکان دارای شهرت عرب)[۲] و احاطه قریش مکه در طی نا‌آگاهی بود.[۳] بیان شده وی از کهنسال‌ترین[۴] و با نفوذترین اشخاص قوم قریش بود و فی مابین کفار و مشرکان محبوبیت و جایگاه بالایی داشت.[۵] لقب اورا ابو عبدالشمس[۶] یا این که ابومغیره[۷] گفته‌اند. وی حکم دهنده[۸] و از حکامِّ عربِ هم‌بعدازظهر با نبی اسلام(ص)[۹] دانسته گردیده به سیرتکامل‌ای که اعراب در اختلافات و محاکمات خویش به او مراجعه می‌کردند.[۱۰]

ولید را شخصی فصیح، بلیغ و از عالمان شعر دانسته[۱۱] و به وی حکیم عرب می‌گفتند و شاعران اشعار خویش را برای او می‌خواندند و هر شعری را می‌پسندید، شعر برگزیده بود.[۱۲] وی از عده ای بود که پایین تأثیر شیوایی و فصاحت قرآن قرار گرفت.[۱۳]

برخی از دانشمندان با استناد به گفتاری از حسان بن اثبات در زمینه ی ولید، اورا شخصی غیر عرب و از بردگان رومی تیتر کرده و معتقدند بعد از مدتی به سرویس مغیره درآمد.[۱۴] بعضا منابع از زنازاده بودن وی نیز کلام به بین آورده‌اند.[۱۵]

عثمان بن مظعون بعد از برگشت از حبشه با پناهندگی به ولید به مکه رجوع.[۱۶] آورده شده عثمان بعداز مدتی به انگیزه کفر ولید و همینطور دیدن شکنجه مسلمان‌ها دیگر، از ولید خواست تا اورا از پناهنده شدن خودش بیرون نماید.[۱۷]

ولید بن مغیره در سال نخستین هجری قمری[۱۸] سه ماه بعد از سفر مسلمان‌ها به مدینه[۱۹] در ۹۵ سالگی در مکه از عالم رفت.[۲۰] طبق پاره‌ای از احادیث اورده شده که وی در مسیر تکان خویش بر روی میخ یکی آهنگران پای گذاشت و زخمی شد و خون‌ریزی زیاد باعث مرگ وی شد.[۲۱] نقل شده وی هنگام مرگ می‌اظهار‌کرد که منرا خدای محمد(ص) به قتل رساند.[۲۲]

از ثروتمندان مکه
ولید بن مغیره مخزومی از ثروتمندان مکه بود.[۲۳] آورده شده وی در صدر قصاب[۲۴] یا این که آهنگری[۲۵] حرفه ای[۲۶] بود؛ البته به گذر زمان مجال از تجار قوی بنی‌مغیره شد و اموال فراوانی به دست آورد به سیرتکامل‌ای که اورده شده وی صاحب و مالک ده بَمنزلت بود که هر کدام از آن‌ها مسئولیت بیزنس بخشی از اموال اورا به ذمه داشتند و حتی او‌را از صاحبان قِنطار (پوست گاو نر مملو‌از طلا و جواهرات) در آن فرصت معرفی کرده‌اند.[۲۷] در بعضی گزارش‌ها از اموال و مستغلات فراوان وی که دربین مکه و طائف قرار داشت حرف به فی مابین آمده میباشد و حتی بیان شده گنج وی بالغ بر هزاران دینار بود و غلامان و کنیزان متعددی مأمور حمل گنج وی بودند.[۲۸]

گنج قارون وی به‌اندازه‌ای بود که به وی عِدل قریش بیان شده میباشد؛[۲۹] چون وی به تنهایی هزینه 1سال پوشش منزل معبود را که تمامی قریشیان می‌توانستند با هم تنظیم نمایند، پرداخت میکرد؛ از همین رو اورا هم سنگ کل قریش نامیدند.[۳۰]

نظریه و اقدامات وی در نادانی
نقل شده وی از زنادقه بود[۳۱] و به پیروی از نصارای حیره، دین زندقه را برگزید.[۳۲] در زمینه ی با عقاید ولید آورده شده وی پیش از اسلام به همپا اشخاصی زیرا ابوذر غفاری، ورقة بن نوفل و حاتم طایی، خمر را حرام می‌دانست[۳۳] و حتی بیان شده وی او‌لین نفری بود که خمر را حرام کرد[۳۴] و فرزند خویش را به خیال شراب‌خواری تنبیه نمود.[۳۵]

ولید را او‌لین نفری دانسته‌اند که حکم به انقطاع دست دزد اعطا کرد که ابعاد به وسیله اسلام نیز تأیید شد؛[۳۶] چنان‌که اولی نفری بود که هنگام ورود به کعبه کفش‌هایش را درآورد که ابعاد مسلمان‌ها نیز اینگونه کردند.[۳۷] آورده شده وی او‌لین نفری بود که حکم به قَسامه کرد و آیتم تأیید اسلام قرار گرفت.[۳۸] اسم وی تحت عنوان او‌لین نفری دانسته گردیده که برای تجدید بنای کعبه مبادرت به تخریب بخشی از آن کرد؛ درحالی‌که کسی نترسی این شغل را نداشت

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 24
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 13:33

الیاس پیامبر از پیامبران بنی‌اسرائیل که اسم او در قرآن آمده میباشد.او در طول پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی‌اسرائیل به پیامبری رسید و مأمور بود که عموم را از بت‌پرستی گشوده دارااست. بعداز اینکه وی از هدایت خویشاوندان خویش ناامید شد، از معبود طلب مرگ کرد؛ البته پروردگار برای وی مرکبی ارسال کرد و وی بوسیله آن به اسمان عروج کرد و الیسع را جانشین خویش قرار تشریفات مشهد بخشید.

شخصیت‌شناسی
الیاس بن یاسین بن فِنْحاص[۱] از پیامبران بنی‌اسرائیل[۲] و از نسل هارون پیامبر میباشد.[۳] اسم او در قرآن دو توشه با اسم الیاس[۴] و یک توشه با اسم ال‌یاسین آمده میباشد.[۵][یادداشت ۱] در بعضا منابع اسلامی، شخصیت الیاس با خضر گره خورده و برخی احادیث این دو را یکی‌از دانسته‌اند.[۶]

الیاس بعداز درگذشت حزقیل پیامبر به پیامبری رسید.[۷] او مأمور بود بستگان خود را که در بعلبک مستقر بودند، به توحید و اطاعت از پروردگار و رخنه‌ گناهان دعوت نماید.[۸] وظیفه مهم‌ وی جنگ با بت‌پرستی بود که فرمان روا وقت بنی‌اسرائیل، آحاب و همسرش ایزابل اشاعه داده بودند.[۹]

در اکثر روایت‌هایی که در کتاب مقدس به تعریف الیاس پرداخته میباشد، با تفاوت‌هایی در احادیث اسلامی نیز آمده میباشد، حوادثی مانند نفرین بنی‌اسرائیل به خشکسالی بوسیله الیاس،[۱۰] شفای الیسع به دست الیاس[۱۱] و پیکار با آحاب.[۱۲]

بنابر بخش اعظمی از منابع اسلامی و همینطور کتاب مقدس مسیحیان، الیاس (ع) زنده میباشد و به اسمان عروج نموده است؛[۱۳] با این اکنون، ابن‌کثیر این احادیث را نپذیرفته‌ و آن‌ها‌را از اسرائیلیات دانسته‌ میباشد.[۱۴] یاقوت حموی نیز در معجم البلدان حرم‌ای در بعلبک برای الیاس نقل نموده است.[۱۵]

پیامبری
الیاس در طی پادشاهی آحاب از پادشاهان بنی‌اسرائیل به پیامبری مبعوث شد.[۱۶] آحاب و همسرش ایزابل، عموم را به بت‌پرستی سوق میداند.[۱۷] الیاس به جنگ با آن ها پرداخت و بنی‌اسرائیل را از بت‌پرستی نهی میکرد. بعداز آنکه او سال‌ها با سماجت قوم و قبیله خویش بر بت‌پرستی مواجه شد، آن ها را به خشکسالی نفرین کرد و بعد از آن عموم در قحطی گرفتار شدند.[۱۸]

با سپری شد فرصت، خشکسالی طلبه شد و جان تعداد متعددی را گرفت. آن ها زمانی خویش را گرفتار دیدند، از ایفا خویش منصرف شدند و به الیاس روی آوردند و دعوت اورا پذیرفتند.[۱۹] بعداز آن با دعای الیاس باران شدیدی بارید و تمامی جا سیراب شد؛ البته بعداز مدتی عموم پیمان خود را باایمان فراموش کردند و به بت‌پرستی بازگشتند. وقتی که الیاس این را روئت کرد، از آفریدگار طلب مرگ کرد؛ ولی معبود مرکبی آتشین به او بخشید و وی به اسمان رفت و الیسع را که دانش آموز او بود، به نیابت خویش برگزید.[۲۰]

جستارهای متعلق
الیسع
بنی‌اسرائیل
ادریس (فرستاده)
پانویس
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۳.
صدیق حسن خان، فتح البیان، ۱۴۲۰ق، ج۵، ص۵۹۴.
سوره انعام، آیه ۸۵؛ سوره صافات، آیه ۱۲۳.
سوره صافات، آیه ۱۳۰.
ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۲۶۱.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
اشعری، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۱۷۳.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۳، ص۹۹؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۷۱۳.
کتاب مقدس، کتاب نخستین پادشاهان، باب ۱۷.
کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲.
کتاب مقدس، کتاب نخستین پادشاهان، باب ۱۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۴؛ قطب الراوندی، قصص الانبیاء، ۱۴۳۰ق، ج۲، ص۱۱۹؛ نهاوندی، العبقری الحسان، ۱۳۸۶ش، ج۴، ص۵۶۳؛ کتاب مقدس، کتاب دوم پادشاهان، باب ۲.
ابن‌کثیر، قصص الانبیاء، ۱۳۸۸ق، ج۲، ص۲۴۳.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ۱۹۹۵م، ج۱، ص۴۵۴.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۴۰۸ق، ج۱، ص۲۷۳.
مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۳، ص۹۹.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۲۳، ص۵۹-۶۰؛ ثعلبی، قصص الانبیاء، المکتبة‌الثقافیّة، ص۲۲۳.
یادداشت
چیره مفسران با توکل بر مشی نشانه‌ها، واژه و کلمه «ال یاسین» را شکل دیگری از اسم حضرت الیاس دانسته‌اند. (نگاه فرمایید به: ابن‌حجر هیتمی، الصواعق المحرقه، ۱۹۶۵ق، ص۱۴۸-۱۴۹؛ روضه خوان طوسی، التبیان، ۱۴۰۹ق، ج۸، ص۵۲۳-۵۳۴.
منابع
قرآن.
کتاب مقدس.
ابن‌حجر عسقلانی، احمد بن علی، الاصابة فی تمییز الصحابة، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ نخستین، ۱۴۱۵ق.
ابن‌حجر هیتمی، احمد بن محمد، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، بازرسی عبدالوهاب عبداللطیف، قاهره، بی‌نا، ۱۹۶۵ق.
ابن‌کثیر، اسماعیل بن قدمت، قصص الانبیاء، رسیدگی مصطفی بنده الواحد، قاهره، مطبعة دار التألیف، چاپ نخستین، ۱۳۸۸ق.
اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، پژوهش محمد جواد مشکور، طهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، ۱۳۶۰ش.
ثعلبی، احمد بن محمد، قصص الانبیاء، بور سعید، المکتبة‌الثقافیّة، بی‌تا.
صدیق حسن‌خان، محمدصدیق، فتح البیان فی هدف های القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اولیه، ۱۴۲۰ق.
طبرسی، ادب بن الحسن، مجمع البیان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، چاپ اولیه، ۱۴۰۶ق.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۰۸ق.
طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تعبیروتفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفة، ۱۴۱۲ق

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 14
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 14:54

(م ۱۹۴ق) از عالمان و زاهدان دارای اسم و رسم خراسان در قرن دوم هجری قمری میباشد. وی فقیه به علم ها گوناگون و کارشناس علم ها اسلامی قلمداد شد‌ه‌است.طبق پاره‌ای از گزارش‌ها وی امام باقر(ع) را فهم کرد و از شاگردان امام درست گو(ع) و امام کاظم(ع) بود و روایاتی را از وی نقل نمود. بیان شده میباشد کتابی از روایات امام درست گو(ع) نیز نگاشت. گفتگوی وی با امام راست گو(ع) پیرامون فتوت و همینطور ملاقات با امام کاظم(ع) در هجرت حج و نقل معجزاتی از امام در منابع رفلکس داشته میباشد. رابطه وی با امام کاظم(ع) منجر شد تا بعضا از سلسله‌های عرفانی، خویش را از روش شقیق به امام کاظم(ع) رسانده و طریقت خویش را به امام هفتم منتسب تشریفات مشهد نمایند.

شقیق از بزرگان تصوف دانسته گردیده و اورا به انگیزه تقوا و ریاضت فراوان، امامِ خداپرست خوانده‌اند. وی اولی شخصی بود که در خراسان به دانش صوفیه پرداخت و باعث توسعه تصوف در آن ناحیه شد. شقیق سخنان جدیدی پیرامون مسئله تکیه مطرح کرد.

درباره انگیزه تمایل وی به تصوف گزارش‌های گوناگونی وجود داراست. مهم ترین آن، رای زنی با سرپرست بت‌منزل‌ای در هجرت تجاری‌اش به میهن‌های سوراخ بود که مرد بت‌پرست بعد از آنکه شقیق او‌را دعوت به خداوندی کرد که دارنده صفات خالقیت و رازقیت میباشد، شقیق را به اسباب کار به گفتار و اعتقاداتش که به عبارتی سوراخ بیزنس بود، پیشنهاد کرد.

مولف کتاب روضات الجنات، تشیع او‌را با دقت به رتبه معرفت و عرفانش، محتمل دانسته میباشد؛ هر یکسری بعضی اورا سنی معتدل قلمداد کرده‌اند. تنی چند از عالمان اهل‌سنت علی‌رغم آنکه او‌را از راویان ضعیف ندانسته‌اند؛ ولی به احادیث وی به خیال وجود روایات ناشناخته در مورد‌های مختلفی زیرا زهد و تقوا، اتکا نکرده‌اند.

شقیق از شاگردان ابراهیم بن ادهم، ابوحنیفه و عباد بن کثیر بود و شاگردان اکثری را تربیت کرد. وی سفرهای فراوانی به مرزو بوم‌های متفاوت داشت و بعضی منابع به تنی چند از ملاقات‌های وی با هارون یا این که مأمون عباسی و پند آنان در سفرهای متفاوت اشاره کرده‌اند. شقیق تعدادی‌توشه در نبرد‌های متعدد علیه کفار در مرزهای اسلامی کمپانی کرد؛ به سیرتکامل‌ای که گردآوری‌ای معتقدند در یکی همین مبارزه‌ها به شهیدشدن رسید.

معرفی
شقیق بن ابراهیم بن علی بلخی یا این که شقیق بلخی[۱] یکی زهاد مشرق زمین[۲] و از بزرگان دارای شهرت خراسان[۳] در قرن دوم هجری قمری میباشد.[۴] اورا خلال تقوا در داشتن دانش بسیار[۵] و وصال به کمال در همگی علم ها[۶] ستوده‌اند. بیان شده میباشد که شقیق کارشناس علم ها اسلامی مثلا تعبیروتفسیر قرآن بود.[۷] از او آورده شده که بیست سال از قدمت خویش را در قرآن به مطالعه پرداخته میباشد.[۸]

کنیه معروف وی بلخی بود[۹] و با لقب‌ها دیگری زیرا ازدی،[۱۰] خداپرست[۱۱] و صوفی[۱۲] نیز از او حافظه شد‌ه‌است. بیشتر مصادر لقب شقیق را ابوعلی دانسته‌اند؛[۱۳] ولی ابواسحاق[۱۴] و ابوموسی[۱۵] مثلا القا‌ب دیگر وی دانسته شد‌ه‌است.

برای شقیق دو کتاب با عنا وین «سراج المعرفه و منهاج الطریقه» و «مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه»[۱۶] برشمرده گردیده است؛ هرچند بعضا او را داری تألیفات گوناگون[۱۷] در تمامی فوت‌و‌فن دانسته[۱۸] و آثارش را اثرگذار قلمداد کرده‌اند.[۱۹]

در منابع تاریخی اشاره‌ای به تاریخ میلاد شقیق نشده میباشد؛ ولی اورا متولد شهر بلخ[۲۰] و از هم محلی همین شهر[۲۱] دانسته‌اند. منابع زیادی سال وفات او را در سال ۱۹۴ق تصویب کرده‌اند؛[۲۲] ولی از سال‌های ۱۵۳،[۲۳] ۱۷۴،[۲۴] ۱۸۴[۲۵] و ۱۹۰ق[۲۶] نیز حرف به دربین آمده میباشد. جای وفات او‌را در مرزوبوم‌های ماوراء النهر،[۲۷] جیلان،[۲۸] و یا این که واشجرد[۲۹] تیتر کرده‌اند.

شقیق بلخی را با وجود تقوا از مجاهدان تبارک شمرده‌اند.[۳۰] وی تعدادی توشه در پیکار با کفار کمپانی کرده بود.[۳۱] نقل شده میباشد وی در مبارزه کوملان[۳۲] و یا این که کولان[۳۳] از بلاد رخنه‌[۳۴] که امروزه با اسم تارتی شناخته میگردد[۳۵] به شهیدشدن رسید. متانت بسیار وی در نبرد‌ها در منابع پرشماری آمده میباشد[۳۶] توده‌ای گفته‌اند که وی در ولایت ختلان مقتول[۳۷] و در به عبارتی‌جا مدفون شد.[۳۸] بر طبق برخی منابع، تا سال‌ها سپس، عموم به زره و خنجر وی تبرک می‌جستند.[۳۹]

راوی حدیث و رابطه با امامان معصوم(ع)
شقیق بلخی در سلسله سندها روایاتی از نبی اکرم(ص)[۴۰] و امام علی(ع)[۴۱] قرار گرفته و روایاتی را به صورت مرسل از حضرت محمد(ص)،[۴۲] امام سجاد(ع)،[۴۳] امام باقر(ع)[۴۴] و همینطور چندین صحابه فرستاده،[۴۵] نقل کرد.

بیان شده میباشد که شقیق امام باقر(ع) را فهم کرد.[۴۶] بعضا منابع نیز از مصاحبت وی با امام درستگو(ع)[۴۷] و شاگردی‌اش از امام خبر داده‌اند.[۴۸] تا جایی که اورده شده وی کتابی از روایات امام راستگو(ع) نگاشته[۴۹] و امام را در کتابش «مفترض‌ الطاعه» خوانده میباشد.[۵۰] شقیق ضمن نقل احادیث با واسطه از امام راستگو(ع)،[۵۱] گفتگویی نیز پیرامون معنای فتوت با امام داشت.[۵۲] [یادداشت ۱]

طبق پاره‌ای از گزارش‌ها شقیق چیره به زیارت[۵۳] و شاگردی امام کاظم(ع)[۵۴] نیز گردیده و روایاتی را از امام نقل نموده است.[۵۵] در منابع ملاقات شقیق با امام کاظم(ع)، هنگام هجرت حج در سال ۱۴۹ق و نقل معجزاتی از وی گزارش گردیده است[۵۶] و حتی بعضی این ماجرا را به نظم درآورده‌اند.[۵۷] ابن تیمیه این ملاقات را به باعث عدم سفر امام کاظم(ع) تا فرصت حیات شقیق به عراق انکار کرده که توده‌ای به‌این انواع جواب داده‌اند.[۵۸]

بعضی از اثرها عرفانی مدعا می باشند که تنی چند از سلسله‌های عرفان اسلامی، خویش را از روش شقیق به امام کاظم(ع) رسانده‌اند[۵۹] و در همین مسئله توده‌ای معتقدند که شقیق علم ها باطنی و تصوف را از امام کاظم(ع) فرا گرفته و مریدان شقیق، لباس و طریقت خویش را به امام هفتم منتسب کرده‌اند.[۶۰]

روش صوفیانه
شقیق از بزرگان صوفیه[۶۱] و یکی‌از دیرین‌ترین صورت‌های شناخته گردیده بلخ[۶۲] در مسئله تصوف قلمداد گردیده‌است.[۶۳] او از طبقه اولیه صوفیان به اکانت آمده میباشد.[۶۴] آوازه وی به تصوف[۶۵] آن هم در بین کل فرقه‌ها[۶۶] باعث گردیده است که اثر ها عرفانی با القابی زیرا عبادت کننده،[۶۷] معلم،[۶۸] روضه خوان فرصت[۶۹] و یگانه زمان[۷۰] از وی خاطر نمایند.

ثبات گام شقیق در زهدو تقوا[۷۱] و کوششی که وی در رویکرد تحمل اشکال ریاضت‌ها[۷۲] به عنوان مثال ریاضت‌های طاقت فرسا بدنی به فعالیت بست،[۷۳] باعث شد که او‌را زاهدی واقعی[۷۴] و از تعالی‌ترین زاهدان[۷۵] دانسته و حتی به وی کنیه امام خداترس بدهند.[۷۶]

او او‌لین شخصی دانسته گردیده که در خطه خراسان به دانش وضع و اوضاع[۷۷] یعنی دانش صوفیه[۷۸] پرداخت و اصول تصوف را در آن نواحی انتشار بخشید.[۷۹] شقیق بلخی مجالسی را برای وعظ و پند برگزار کرد[۸۰] و با سلوک خویش[۸۱] سبب ساز تمایل عموم خراسان به زهد و تقوا و تصوف شد

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 15
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:52


عفاف و عفت
درباره عفاف و عفت حضرت زینب، عبدالله مامقانی گفته میباشد که تا قبل از حادثه کربلا هیچ مردی او‌را ندید.[۵۷] از یحیی مازِنی، از یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا نقل گردیده است با اینکه در مدینه بازه متعددی اهالی منزل امام علی(ع) بود، هیچوقت زینب را ندید و صدای او‌را نشنید. به نقل وی،‌ وقتی که زینب(س) به زیارت مرقد پیامبر الله(ص) می رفت،‌ امام علی و حَسَنین دور و بر وی تکان می‌کردند تا کسی تشریفات مشهد اورا نبیند.[۵۸]

حوصله و استقامت
حضرت زینب را تجسم و نشانه طاقت جمیل[۵۹][یادداشت ۲] و قهرمان طاقت[۶۰] دانسته‌اند. مقاومت در روش پاسداری از حریم آیین،‌ در اختیار گرفتن نفس در قبال ناملایمات و ضعف نماد ندادن در مقابل معاند و عدم شِکوِه در حضور عموم را به عنوان مثال خصوصیت‌های حوصله زینب(س) ذکر شده‌اند.[۶۱] وی در روز عاشورا، هنگام دیدن پیکر خونین برادرش اینگونه بیان کرد: «توشه خدایا، این قربانی و کشته در روش خودت را از ما (خویشاوندان نبی) بپذیر.»[۶۲] همینطور او در جواب ابن‌زیاد که پرسید عمل پروردگار را با اخوی و اهل‌بیتت به چه شکل دیدی، بیان کرد: «مَا رَأَیْتُ إلّا جَمِیلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم».[۶۳]

پاکی
بعضا از عالمان، همانند عبدالله مامَقانی[۶۴] و جعفر نقدی، از فقیهان شیعی در قرن چهاردهم قمری،[۶۵] با اعتنا به فضیلت ها و خصوصیت‌های حضرت زینب، قائل به طهارت وی گردیده‌اند. سید نورالدین جزایری او‌را دارنده عصمت و طهارت صغری می داند.[۶۶]

ملازمت امام حسین(ع) در اتفاق کربلا و روشنگری بعد از آن
مهمترین واقعه در زمان زندگانی زینب(س) را اتفاق کربلا دانسته‌اند.[۶۷] حضرت زینب در حادثه کربلا تا هنگام شهید شدن امام حسین(ع)، یاور وی بود. بعد از شهید شدن امام حسین(ع) نیز به یاروهمدم دیگر جا ماندگان اسیر شد و به کوفه و شام رفت.[۶۸] آورده شده معین وجود ندارد که حضرت زینب از مدینه برادرش را ملازمت و همراهی کرد یا این که ابعاد به وی پیوست. همینطور کیفیت خروج زینب از مدینه تا مکه نیز در منابع بیان نشده میباشد.[۶۹] آنچه پر‌نور میباشد این میباشد که زینب هنگام خروج امام حسین(ع) از مکه به سمت عراق، یاروهمدم برادرش بود.[۷۰]

زینب(س) به دلیل رویا رویی با معاندان و افشاگری‌های خویش و معرفی رده و مظلومیت اهل‌بیت(ع) بعد از شهید شدن برادرش امام حسین، پرچمدار قیام کربلا معرفی شد‌ه‌است.[۷۱] همینطور خطبه‌ها و روشنگری‌های اورا راز بقای حماسه عاشورا و بیداری عموم دانسته‌اند.[۷۲] محمد محمدی اشتهاردی، مولف اثر ها مذهبی، سه رسالت زینب(س) بعد از عاشورا را اینگونه ذکر نموده است: سرپرستیِ جا ماندگان، تامین و پشتیبانی از امام سجاد(ع)، و ابلاغ پیام شهیدان به عموم.[۷۳]

حضرت زینب(س) در جواب عبیدالله بن زیاد که از وی پرسید عمل پروردگار را با اخوی و خاندانت به چه شکل دیدی، فرمود: ما رأيت إلاّ جميلاً؛ جز زیبایی، چیزی ندیدم.[۷۴]

در کربلا
روضه خوان موثر از امام سجاد(ع) نقل کرده که در شب عاشورا، زینب(س) کنار وی نشسته بود که امام حسین(ع) به چادر خویش رفت و اشعاری درباره بی‌وفایی عالم خواند. امام سجاد میگوید عمه‌ام با شنیدن آن اشعار، با بی‌تابی نزد پدرم رفت. پدرم به وی نگاهی کرد و ذکر کرد: «خواهرم، شیطان بردباری را از تو نگیرد.» آن گاه چشمانش آکنده‌از اشک شد و فرمود: «در‌صورتی‌که پرنده قطا (مرغ سنگخوار) را به حالا خویش بگذارند، می‌خوابد». زینب(س) بیان کرد:‌ «ای وای بر اینجانب! آیا جان تورا به تحمیل می گیرند؟...». بعد از آن به طور خویش سیلی زد و یقه چاک کرد و بیهوش به‌زمین‌خورد. حسین(ع) آب بر صورتش جاری شد و اورا به زهد و حوصله پیشنهاد کرد و فرمود: «... بدان که اهل زمین و اهل عرش می‌میرند و کلیه چیز نابود می شود، مگر پروردگار... پدرم، مادرم و برادرم از اینجانب عالی بودند [و کلیه از جهان رفتند]...» حسین(ع) با این سخنان اورا دلداری اعطا کرد و اورا قسم و سوگند بخشید که بعداز شهید شدن برادرش یقه چاک نکند، به صورتش سیلی نزند و بی‌تابی نکند.[۷۵]

بعدازظهر عاشورا، زمانی که به امر شمر، تن امام حسین(ع) را تیرباران کردند، زینب(س) از چادر خارج آمد و قدمت بن سعد (فرمانده لشکر معاند) را این‌سیرتکامل آیتم خطاب قرار بخشید: «فرزند سعد، آیا اباعبدالله (امام حسین) را میکشند و تو تماشا میکنی؟!» ابن‌سعد جوابی نداد. آن‌گاه زینب(س) فریاد زد آیا دربین شما مسلمانی وجود ندارد؟ کسی جواب او‌را نداد.[۷۶] براساس بعضی منابع، زینب(س) بعد از شهیدشدن امام حسین(ع)، بر بالین برادرش رفت و ذکر کرد: «خدایا، این قربانی را از ما بپذیر.»[۷۷] همینطور اورده شده که وی رو به مدینه نمود و خطاب به فرستاده(ص)، از شهیدشدن اخوی و اسیری اهل‌بیتش گلایه کرد. بیان شده سخنان و گریه‌های زینب(س)، دوست و معاند را ذیل تأثیر قرار بخشید و همگان را به زاری واداشت.[۷۸]

به نقل منابع، دو بدن از فرزندان حضرت زینب(س) در روز عاشورا به شهیدشدن رسیدند.[۷۹] سید محمدکاظم قزوینی گفته میباشد که در کتاب‌های مقتل، گزارشی بر طبق گریه یا این که زاری زینب(س) در شهیدشدن فرزندانش نیافتم. به حیث وی، حضرت زینب به خیال برادرش امام حسین، ناراحتی و ناراحتی خویش در شهید شدن فرزندانش را اظهار نمیکرد.[۸۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 15
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:46

در سال ۷۷ق. مُطَرّف ‌بن مُغیرة بن شعبه، کارگزار حجاج در مداین، بر ضد امویان قیام کرد و خلع عبدالملک بن مروان را از حکومت اظهار کرد و قتل حجاج را حلال شمرد. حجاج نیز حمزة، اخوی و پشتیبان مطرّف، را در همدان زندانی کرد و سپاهی به مصاف مطرّف ارسال کرد و وی و یارانش را در نبردی مجاورت اصفهان کشت و قیامش را سرکوب کرد.[۴۸] بدون‌شک والا‌ترین و خطرناک‌ترین شورشی که حجاج با آن روبه‌رو شد کودتا عبدالرحمن بن محمد بن اشعث کندی بود که از سال ۸۱ق. تا ۸۴ق. زمان تشریفات مشهد برد.[۴۹]

بعداز باخت سپاهیان اموی در سال ۷۹ق. در مصاف با رُتبیل (قاضی زابلستان) و قتل هزاران نفر درین جنگ،[۵۰] حجاج در اواخر سال ۷۹ یا این که اوایل ۸۰ سپاهی بیست تا چهل هزار نفری تدارک روئت کرد که به آن «سپاه طواویس» (طاووسان) می‌گفتند و فرماندهی آن را عبدالرحمن بن محمد بن اشعث برای پیکار با رتبیل و سرکوبی او در سیستان برعهده داشت. ابن‌اشعث بعداز موفقیت‌هایی تصمیم گرفت جلو رفتن خویش را در قلمرو رتبیل، تا فصل بهار سال سپس و مساعد شدن هوا، متوقف سازد و مدتی در شهر رُخَّج اردو بزند. ولی حجاج این تصمیم را نپسندید و با طومار‌ای توهین‌آمیز بر ادامه عملیات نظامی تا فتح کابل پافشاری ورزید. همین اختلاف لحاظ یکی دلایل اساسی طغیان و قیام ابن‌اشعث شوید. سپاهیان ابن‌اشعث که بالغ بر هفتاد هزار نفر بودند با او بیعت کردند و وی حجاج را در رُخّج خلع و با رتبیل سازگاری کرد وآنگاه راهی عراق شد.[۵۱]

بعد از وصال نیروهای کمکی عبدالملک بن مروان، حجاج راهی بصره شد و به مصاف ابن‌اشعث رفت. حجاج در اول جنگ، که دُجَیل اسم داشت، برنده شد، اما در دومی جنگ، دارای شهرت به جنگ تستر، که در ۱۰ ذی‌الحجه سال ۸۱ق. صورت بخشید، باخت مشقت خورد و ناگزیر به بصره عقب‌نشینی کرد. ابن‌اشعث آنگاه برای مبارزه با حجاج به زاویه مجاورت بصره رفت، ولی بعداز موفقیت اول، در اواخر محرّم ۸۲ باخت خورد. حجاج بعداز جنگ مشقت با عبدالرحمان بن عباس هاشمی، شهر بصره را پس گرفت و مردمانش را بخشش کرد. زیرا حجاج از تجمع سپاه دویست هزار نفری ابن‌اشعث در دَیرالجماجم، بنا شده در هفت فرسخی شمال کوفه، مطّلع شد، به مبارزه او رفت و بعد از صد روز مصاف و بیش تر از هشتاد نزاع در بین طرفین، که از ۱ ربیع‌الاول تا ۱۴ جمادی‌الثانی ۸۲ زمان برد، ابن‌اشعث را باخت رنج اعطا کرد و بیشتر اسیران این مبارزه‌ها را گردن زد.[۵۲]

در شعبان ۸۳ حجاج توشه دیگر سپاهیان ابن‌اشعث را در نزاع مَسکِن باخت بخشید و ابن‌اشعث به سیستان، نزد رتبیل، گریخت. حجاج بعداز صلح با رتبیل، از او خواست تا ابن‌اشعث را تسلیم نماید. رتبیل نیز اینگونه کرد، اما ابن‌اشعث در روش خویش را کشت.[۵۳]

فتوحات در شبه مجموعه کشور ها هند
حجاج بعد از سرکوبی معارضان داخلی، به قُتَیبةبن مسلم باهلی (قاضی خراسان) دستورداد به فتوحاتش ادامه دهد و وی نیز شهرهای بخش اعظمی را در ماوراء النهر و آسیای مرکزی فتح کرد[۵۴] و از سوی دیگر، محمدبن قاسم ثقفی قسمت‌هایی از گواهی و شبه‌مجموعه کشور ها هند را گشود.[۵۵]

سعی حجاج
اصلاحات عمرانی اجتماعی
حجاج بعضی شغل های اصلاحی و عمرانی در طول حاکمیت خود ایفا اعطا کرد. مثلا اصلاحات عمرانی او، کندن چاهی در مکه به اسم یاقوته، بنای سدهایی در حوالی مکه برای نگهداری و ذخیره آب[۵۶] و اصلاح زمین ها زراعی بر نهرهایی از رود فرات[۵۷] بود. او همینطور شهری به اسم نیل را در کرانه رود فرات در شمال حله سازه کرد که امروزه تنها ویرانه‌ای از آن باقی میباشد.[۵۸] حجاج بین سال‌های ۸۳ تا ۸۶ شهر واسط را تشکیل داد و قوانین خاصی برای محافظت نظافت و زیبایی آن انتخاب کرد و تا فرصت مرگش در آن اقامت گزید.[۵۹]

حجاج در سال‌های ۷۵ و ۷۶ سکه درهم و دینار با نوشته عربی ضرب کرد.[۶۰]

برچسب ها تشریفات مشهد ,
بازدید : 12
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 14:25

اِحسان به پدر و مادر، احترام به والدین، تعظیم آنان و جاری ساختن هرگونه خیر و خوبی به آنهاست. در قرآن، احسان به پدر و مادر هم‌ستونِ دستور به پرستش معبود قرار گرفته میباشد. مفسران این فرمان قرآنی را مشمول هر والدینی؛ اعم از کافر و مسلمان، و درستکار و بدکار دانسته‌اند. در منابع حدیثیِ شیعه و سنّی، احسان به پدر و مادر از برگزیدگان و دوست داستنی‌ترینِ انجام نزد معبود دانسته گردیده و اثرها مختلفی برای آن ذکر گردیده‌است؛ برای مثال: ارتقاء رزق و روزی، ارتفاع قدمت، سهل‌شدنِ سَکرات مرگ، آمرزش گناهان و ورود به فردوس در قیامت. خوش‌رفتاری و نداشتن کوچکترین تُندی با پدر و مادر، نگاه مهربانانه و بلندنکردن صدا در قبال آن ها از مصادیق احسان به پدر و مادر شمرده تشریفات مشهد شد‌ه‌است.

معنی‌شناسی و مقام
احسان به پدر و مادر از دستورهای گزینه تأکید قرآن میباشد[۱] و در نشانه‌ها قرآن، هم‌ستونِ دستور به پرستش خداوند قرار گرفته میباشد.[۲] مفسران قرآن این فرمان را علامت اهمّیت خیر و خوبی به والدین[۳] و مقام رفیع اطاعت از این امر نزد معبود می دانند.[۴] فقیهان نیز آن را بر فرزندان واجب شمرده‌اند.[۵] همینطور در بعضی کتاب‌های اخلاقی، از احسان به پدر و مادر تحت عنوان برگزیدگان چیزی که موجب خوشبختی و قربت به خداست حافظه گردیده است.[۶] در تعبیروتفسیر مثال، در پایین آیه ۲۳ سوره اسراء آمده میباشد قراردادنِ توحید در کنار احسان به والدین، ذکر‌گر تأکید قرآن بر خلق نیک با والدین میباشد.[۷]
احسان به پدر و مادر به‌معنای غایت تعظیم نسبت به والدین دانسته گردیده[۸] و هرگونه خیر که شایسته رده آن دو باشد را مشتمل بر می گردد.[۹] همینطور مطلق بودن «پدر و مادر» را ذکر‌گر شمول آن بر هر بابا و مادری میدانند؛ در‌ستکار باشد یا این که بدکردار،[۱۰] کافر باشد یا این که مسلمان.[۱۱]

انگیزه احسان به پدر و مادر و تناسب آن با توحید
نوشته ی علمیٔ مهم: آیه احسان به پدر و مادر
گردآوری‌ای از مفسران، تناسب دربین توحید و احسان به پدر و مادر را که در قرآن در کنار هم قرار گرفته‌اند، این‌سیرتکامل رسم نموده‌اند که آفریدگار منجر واقعی وجود بشر، و والدین باعث ظاهری و معیشت اویند.[۱۲] همینطور به عبارتی‌طور که شکرِ نعمت‌های پروردگار تحت عنوان مُنعم حقیقی و واقعی واجب میباشد، شکر نعمت‌های بندگان هم واجب میباشد و هیچ‌کس همانند پدر و مادر در حق آدم متحمّل زحمت نشده‌ و مستحق شکرگزاری نیستند.[۱۳]
علامه طباطبایی انگیزه تأکید قرآن دربارهٔ احسان به پدر و مادر را اینگونه تبیین کرده که ارتباط عاطفی در میان پدر و مادر و فرزندان باعث لینک و پیوند سفت نسل تازه با نسل قبل و موجب استحکام خانواده می شود. قِوام خانواده نیز به‌تیتر یکی مهمترین کارها در ارتباط ها اجتماعی، منجر استواری جامعه انسانی میباشد.[۱۴]

احسان به پدر و مادر از نظر روایات
در روایات معصومان بر مقام ویژه پدر و مادر و احسان به آن ها تأکید گردیده است.[۱۵] در منابع حدیثیِ شیعه و سنّی قسمت مستقلی به آن تخصیص یافته میباشد.[۱۶] در احادیث، خوبیِ در خلق با والدین، از برگزیدگان[۱۷] و دوست داستنی‌ترینِ اجرا نزد معبود[۱۸] و از خصوصیت‌های بارز شیعه ها شمرده گردیده است.[۱۹]

همینطور آمده میباشد نگاه [مهربانانه] به پدر و مادر عبادت میباشد[۲۰] و رضایت و غضب الهی در خشنودی و ناخشنودی آن‌ها از فرزندانشان محاسبه میگردد[۲۱] و در کوتاهیِ احسان به آن ها هیچ عذری پذیرفته وجود ندارد.[۲۲]

دربارهٔ سیره فرستاده گزارش گردیده که وی مامان رضاعی خویش را بسیار والا می‌داشت[۲۳] و اشخاصی که با والدین خود خوش‌اخلاق و رفتار بودند را تکریم می‌نمود.[۲۴] در احادیث، مسلمان‌ها به خیر و خوبی در حق پدر و مادر و تحمل رنج‌های محافظت از آن ها فرمان گردیده‌اند،[۲۵] گرچه پدر و مادر مشرک [۲۶] یا این که بدکار باشند.[۲۷] همینطور پیشنهاد گردیده در شرایطی که آنان در قید حیات نیستند، با طلب آمرزش، ادای دیون (دادن بدهی‌ها) و قضای عباداتشان، آیتم احسان قرار گیرند.[۲۸]

برچسب ها تشریفات مشهد ,

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 94
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 215
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 311
  • بازدید ماه : 311
  • بازدید سال : 1847
  • بازدید کلی : 42988
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی