گونه های سکولاریسم
طلاق آئین از معاش اجتماعی و کارها سیاسی، سکولاریسم سیاسی نامیده میگردد. سکولاریسم اخلاقی، سکولاریسم اقتصادی، سکولاریسم حقوقی، سکولاریسم علمی و سکولاریسم ادبی و هنری از سایر اقسام سکولاریسم ذکر شده گردیدهاند که در تمامی آن ها، آئین از عرصه رابطه ها اجتماعی شخص با دیگر افراد کنار میرود و محصور تشریفات مشهد میشود.[۲۷]
طلاقناپذیری آیین از عالم از بینش عالمان شیعه
سکولاریسم یا این که طلاق آیین از جهان در اسلام مردود شمرده گردیده است.[۲۸] به گفته محمدحسن سپاسگذار قراملکی، آئینپژوه شیعه، در دنیا اسلام، هیچ عالمی معتقد به تفکر سکولار وجود ندارد.[۲۹] برخی لینک و پیوند اسلام و سیاست و طلاقناپذیری آن دو را اعتقادوباور همگانی مسلمانها در حین تاریخ اسلام دانسته[۳۰] و معتقدند اسلام در لحاظ مسلمانها و غیرمسلمانان به آئین حکومتگر شناخته میشود.[۳۱] پرنورفکرانی همانند جلال آلاحمد، اقبال لاهوری، علی شریعتی، حامد الگار و عبدالعزیز ساچادینا نیز از معارضان سکولاریسم مذکور گردیدهاند که معتقدند پندار سکولاریسم اختصاصی به غرب و دنیا مسیحیت و بیرابطه با اسلام میباشد.[۳۲]
هوا داران ولایت دانا مثلا معارضان سکولاریسم و عقیده ولایت فقید نیز عقیده حداکثری شمرده گردیده که هم لینک و پیوند دربین آئین و سیاست و هم بایستگی قرار به چنگ آوردن فقید در رأس حکومت را میپذیرد.[۳۳]
دلایل
گفته میشود در آیهها قرآن،[۳۴] حکومت و داوری در اختلافات و برپایی عدل و داد در جامعه از هدف ها نبوت و شریعتهای آسمانی اورده شده میباشد. همینطور آموزهها و احکام اسلامی همگی بعدها معاش انسان اعم از شخصی و اجتماعی را دربرمیگیرد. تحقیق فقه اسلامی، گواه جامعیت احکام و ضوابط اسلامی میباشد.[۳۵] از دید جعفر سبحانی، متکلم و از مراجع تاسی شیعه،[۳۶] و محمدتقی مصباح یزدی، فیلسوف و فقید شیعه،[۳۷] سه قوه مقننه (تشریع احکام بوسیله وحی و تبیین جزئیات بوسیله فقیهان)، مجریه و قضائیه (داوری درباره خصومتها و اختلافات) جزو متن اسلام شمرده میگردد و در آیهها و احادیث پیرامون این سه قوه قانون ها و مقرراتی وجود داراست. براین اساس قرآن و سنت منکر سکولاریسم و طلاق آیین از مسائل اجتماعی و سیاسی میباشد.[۳۸] از حیث سبحانی، کتابهای شرعی در طی چهارده قرن مملواز شواهد و دلایل کافی بر وجود این سه قوه در اسلام میباشد.[۳۹]
از نگاه عباسعلی عمید زنجانی، محقق فقه سیاسی، آئین و سیاست تعلق مفهومی به یکدیگر دارا هستند و طلاقناپذیری آن دو از تعریفشان به دست می آید.[۴۰] او طلاقناپذیری آئین و سیاست را تحت عنوان یک اصل و شالوده در فکر اسلامی انکارناپذیر دانسته[۴۱] و اعتقاد دارد اسلام، دستهای از اجزای بههم پیوسته مشتمل بر نظام اعتقادی، سیاست و حکومت، اقتصاد، نظام تربیتی و اخلاقی و... میباشد؛ تفحص و تحقیق هر مورد از این اجزاء سوای دیگری به انحراف در آشنایی اسلام سبب گردد.[۴۲]
آیتالله بروجردی
برای هر که در مقررات و اصول اسلام کاوش نماید، تردید و تردیدی باقی نمیماند که اسلام، آیین سیاسی و اجتماعی میباشد و احکام آن مخصوص در عبادات و تأمین روشن بختی اخروی وجود ندارد؛ بلکه بیشتر احکامش درباره سیاست مملکت، تهیه کارها جامعه و تأمین به روزی مادی میباشد مانند احکام مرتبط با معاملات، حدود و دیات، قصاص، قضاوت و احکام مرتبط با تأمین مالیات برای محافظت دولت اسلامی همانند خمس و زکات.[۴۳]
گستردگی اوامر اسلامی در تک تک شئون بشری خیر به طلاق آئین از سیاست مجالی میدهد و خیر هرگونه خواندن دنیاگرایانه را تجویز مینماید. به این جهت مسلمان سکولار یا این که سکولاریسم اسلامی را متناقض دانستهاند.[۴۴]
گونه های سکولاریسم
طلاق آئین از معاش اجتماعی و کارها سیاسی، سکولاریسم سیاسی نامیده میگردد. سکولاریسم اخلاقی، سکولاریسم اقتصادی، سکولاریسم حقوقی، سکولاریسم علمی و سکولاریسم ادبی و هنری از سایر اقسام سکولاریسم ذکر شده گردیدهاند که در تمامی آن ها، آئین از عرصه رابطه ها اجتماعی شخص با دیگر افراد کنار میرود و محصور تشریفات مشهد میشود.[۲۷]
طلاقناپذیری آیین از عالم از بینش عالمان شیعه
سکولاریسم یا این که طلاق آیین از جهان در اسلام مردود شمرده گردیده است.[۲۸] به گفته محمدحسن سپاسگذار قراملکی، آئینپژوه شیعه، در دنیا اسلام، هیچ عالمی معتقد به تفکر سکولار وجود ندارد.[۲۹] برخی لینک و پیوند اسلام و سیاست و طلاقناپذیری آن دو را اعتقادوباور همگانی مسلمانها در حین تاریخ اسلام دانسته[۳۰] و معتقدند اسلام در لحاظ مسلمانها و غیرمسلمانان به آئین حکومتگر شناخته میشود.[۳۱] پرنورفکرانی همانند جلال آلاحمد، اقبال لاهوری، علی شریعتی، حامد الگار و عبدالعزیز ساچادینا نیز از معارضان سکولاریسم مذکور گردیدهاند که معتقدند پندار سکولاریسم اختصاصی به غرب و دنیا مسیحیت و بیرابطه با اسلام میباشد.[۳۲]
هوا داران ولایت دانا مثلا معارضان سکولاریسم و عقیده ولایت فقید نیز عقیده حداکثری شمرده گردیده که هم لینک و پیوند دربین آئین و سیاست و هم بایستگی قرار به چنگ آوردن فقید در رأس حکومت را میپذیرد.[۳۳]
دلایل
گفته میشود در آیهها قرآن،[۳۴] حکومت و داوری در اختلافات و برپایی عدل و داد در جامعه از هدف ها نبوت و شریعتهای آسمانی اورده شده میباشد. همینطور آموزهها و احکام اسلامی همگی بعدها معاش انسان اعم از شخصی و اجتماعی را دربرمیگیرد. تحقیق فقه اسلامی، گواه جامعیت احکام و ضوابط اسلامی میباشد.[۳۵] از دید جعفر سبحانی، متکلم و از مراجع تاسی شیعه،[۳۶] و محمدتقی مصباح یزدی، فیلسوف و فقید شیعه،[۳۷] سه قوه مقننه (تشریع احکام بوسیله وحی و تبیین جزئیات بوسیله فقیهان)، مجریه و قضائیه (داوری درباره خصومتها و اختلافات) جزو متن اسلام شمرده میگردد و در آیهها و احادیث پیرامون این سه قوه قانون ها و مقرراتی وجود داراست. براین اساس قرآن و سنت منکر سکولاریسم و طلاق آیین از مسائل اجتماعی و سیاسی میباشد.[۳۸] از حیث سبحانی، کتابهای شرعی در طی چهارده قرن مملواز شواهد و دلایل کافی بر وجود این سه قوه در اسلام میباشد.[۳۹]
از نگاه عباسعلی عمید زنجانی، محقق فقه سیاسی، آئین و سیاست تعلق مفهومی به یکدیگر دارا هستند و طلاقناپذیری آن دو از تعریفشان به دست می آید.[۴۰] او طلاقناپذیری آئین و سیاست را تحت عنوان یک اصل و شالوده در فکر اسلامی انکارناپذیر دانسته[۴۱] و اعتقاد دارد اسلام، دستهای از اجزای بههم پیوسته مشتمل بر نظام اعتقادی، سیاست و حکومت، اقتصاد، نظام تربیتی و اخلاقی و... میباشد؛ تفحص و تحقیق هر مورد از این اجزاء سوای دیگری به انحراف در آشنایی اسلام سبب گردد.[۴۲]
آیتالله بروجردی
برای هر که در مقررات و اصول اسلام کاوش نماید، تردید و تردیدی باقی نمیماند که اسلام، آیین سیاسی و اجتماعی میباشد و احکام آن مخصوص در عبادات و تأمین روشن بختی اخروی وجود ندارد؛ بلکه بیشتر احکامش درباره سیاست مملکت، تهیه کارها جامعه و تأمین به روزی مادی میباشد مانند احکام مرتبط با معاملات، حدود و دیات، قصاص، قضاوت و احکام مرتبط با تأمین مالیات برای محافظت دولت اسلامی همانند خمس و زکات.[۴۳]
گستردگی اوامر اسلامی در تک تک شئون بشری خیر به طلاق آئین از سیاست مجالی میدهد و خیر هرگونه خواندن دنیاگرایانه را تجویز مینماید. به این جهت مسلمان سکولار یا این که سکولاریسم اسلامی را متناقض دانستهاند.[۴۴]

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای