تمسخر احکام فقاهتی
ابو حامد محمدغزالی(۴۵۰ ـ ۵۰۵ق) در میان استهزا و شوخی فرق گذارده، بدین شکل که در صورتیکه استفاده کننده، خویش به ذکر عیب و نقص خویش، راضی باشد، اینگونه رفتاری جوک میباشد و در غیر اینشکل، استهزا میباشد و آن چه در استهزا حرام میباشد تحقیر و توهین در حق کسی میباشد که آیتم استهزا واقع می گردد و سبب ساز رنجش واذیتش میشود.[۲۵] به گفته صاحب و مالک عروة الوثقی پاسخ درود هر کس از روی استهزا درود مینماید، واجب وجود تشریفات مشهد ندارد[۲۶]
یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَیٰ أَنْ یکونُوا خَیرًا مِنْهُمْ (ترجمه: ای اهل ایمان، هیچ وقت نباید قومی قوم و قبیله دیگر را مضحک و استهزا نمایند، شاید مضحکگردیدهها از مضحککنندگان عالی باشند.)
سوره حجرات، آیه ۱۱.
استهزا به آئین،[۲۷] شرع و آفریدگار، بی دینی و در حکم ارتداد میباشد، اما زیرا موفق اشخاص از روی جهالت این فعالیت را مینمایند، بایستی تأدیب شوند[۲۸] درآمدزایی نیز از منش تمسخر بقیه افراد، از حصولهای حرام دانسته گردیده و در بعضی کتاب ها فقاهتی، از آن حرف به در میان آمده میباشد.[۲۹]
مورد ها تایید صلاحیت
مضحک کردن آغاز زشت و حرام میباشد، البته درحالتی که جنبه مجازات و رویارویی به مثل و منفعتای عقلانی از قبیل «پیشبرد غرض و اتمام حجت» بر آن باشد، زشت و قبیح وجود ندارد[۳۰] امّا هر که خویش را در معرض تمسخر قرار دهد و از آن شادمان خواهد شد، مضحک کردن وی مزاح به حساب می آید و حرام وجود ندارد.[۳۱]
علتها
برای مضحک کردن علل و علتهای مختلفی بیان کردند مثلا:
جهل و ناآگاهی
تکبر[۳۲]
انتقامجویی
مجلسآرایی
شادکردن بقیه افراد
بردن آبرو و حیثیت بقیه افراد
غایب بودن کردن
ضعفِ ایمان
عیبجویی[۳۳]
دشمنی
تحقیر بقیه افراد[۳۴]
اثر ها و اثار
بعضی از پیامدهایی که در قرآن و احادیث برای تمسخرکنندگان اورده شده، عبارتند از:
از عالم نمیرود تا اینکه به به عبارتی چیزی که سایر افراد را تحقیر و تمسخر کردن، در گیر شوند[۳۵]
افسوس پروردگار از مضحک کنندگان که قابل هدایت نیستند[۳۶]
سرنوشت به شرّی استهزاء کننده آیه ها الهی[۳۷]
رویارویی به مثل از جانب آفریدگار[۳۸]
آیه ها ۱۰۴ و ۱۰۶ سوره کهف؛ از دربین رفتن و بیثمر شدن آحاد کوشش و تلاشهایشان در عالم[۳۹]
فراموش شدن بیان و حافظه خداوند با درگیر شدن به تمسخر مؤمنین و خندیدن به آنها.[۴۰]
حریق دوزخ و جهنم جایگاهشان خواهد بود.[۴۱]
در روایتی از نبی(ص) نقل گردیدهاست که دَرِ پردیس، بهروی مضحککنندگان گشوده میشود و به وی گفته میگردد: «بیا». وی با رنج به در فردوس می رسد و زیرا مجاورت میگردد، در به پرورش بسته میگردد. بعد درِ دیگری به رشد گشوده می گردد. این شغل مرتّباً تکرار میشود.[۴۲]بعضا گفتهاند این فعالیت پروردگار درآخرت فیض استهزایی میباشد که آنان در عالم در حق الناس جایز میداشتند تا به طور ملموس و عینی به عبارتی کاری را که در عالم کردهاند بیابند. [۴۳]
راهکارهای معالجه
ملااحمد نراقی این نظر را دارد که برای معالجه صفت تمسخر بایستی مراحلی را ایفا بخشید؛ برای مثال:
اعتنا به آیهها و روایاتی که در مذمت تمسخر وارداتی میباشد[۴۴]
دقت به اثرها اخروی تمسخر مانند: عذاب در آخرت و ذلت و خواری وی در قیامت[۴۵]
درحالتی که استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد می بایست آنانرا از خویش برطرف نماید تا خصلت مضحک کردن وی از در بین برود[۴۶]
در صورتیکه غرض از ایفا استهزا؛ تهیه نمودن کالا دنیاست، بداند که روزیرسان خدای متعال میباشد و در شرایطیکه دست از این فعالیت بردارد و تقوای الهی پیشه نماید، رزق و روزیاش یکسری موازی میگردد.[۴۷]
شکاف همنشینی با مضحککنندگان[۴۸]
تمسخر احکام فقاهتی
ابو حامد محمدغزالی(۴۵۰ ـ ۵۰۵ق) در میان استهزا و شوخی فرق گذارده، بدین شکل که در صورتیکه استفاده کننده، خویش به ذکر عیب و نقص خویش، راضی باشد، اینگونه رفتاری جوک میباشد و در غیر اینشکل، استهزا میباشد و آن چه در استهزا حرام میباشد تحقیر و توهین در حق کسی میباشد که آیتم استهزا واقع می گردد و سبب ساز رنجش واذیتش میشود.[۲۵] به گفته صاحب و مالک عروة الوثقی پاسخ درود هر کس از روی استهزا درود مینماید، واجب وجود تشریفات مشهد ندارد[۲۶]
یا این که أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَیٰ أَنْ یکونُوا خَیرًا مِنْهُمْ (ترجمه: ای اهل ایمان، هیچ وقت نباید قومی قوم و قبیله دیگر را مضحک و استهزا نمایند، شاید مضحکگردیدهها از مضحککنندگان عالی باشند.)
سوره حجرات، آیه ۱۱.
استهزا به آئین،[۲۷] شرع و آفریدگار، بی دینی و در حکم ارتداد میباشد، اما زیرا موفق اشخاص از روی جهالت این فعالیت را مینمایند، بایستی تأدیب شوند[۲۸] درآمدزایی نیز از منش تمسخر بقیه افراد، از حصولهای حرام دانسته گردیده و در بعضی کتاب ها فقاهتی، از آن حرف به در میان آمده میباشد.[۲۹]
مورد ها تایید صلاحیت
مضحک کردن آغاز زشت و حرام میباشد، البته درحالتی که جنبه مجازات و رویارویی به مثل و منفعتای عقلانی از قبیل «پیشبرد غرض و اتمام حجت» بر آن باشد، زشت و قبیح وجود ندارد[۳۰] امّا هر که خویش را در معرض تمسخر قرار دهد و از آن شادمان خواهد شد، مضحک کردن وی مزاح به حساب می آید و حرام وجود ندارد.[۳۱]
علتها
برای مضحک کردن علل و علتهای مختلفی بیان کردند مثلا:
جهل و ناآگاهی
تکبر[۳۲]
انتقامجویی
مجلسآرایی
شادکردن بقیه افراد
بردن آبرو و حیثیت بقیه افراد
غایب بودن کردن
ضعفِ ایمان
عیبجویی[۳۳]
دشمنی
تحقیر بقیه افراد[۳۴]
اثر ها و اثار
بعضی از پیامدهایی که در قرآن و احادیث برای تمسخرکنندگان اورده شده، عبارتند از:
از عالم نمیرود تا اینکه به به عبارتی چیزی که سایر افراد را تحقیر و تمسخر کردن، در گیر شوند[۳۵]
افسوس پروردگار از مضحک کنندگان که قابل هدایت نیستند[۳۶]
سرنوشت به شرّی استهزاء کننده آیه ها الهی[۳۷]
رویارویی به مثل از جانب آفریدگار[۳۸]
آیه ها ۱۰۴ و ۱۰۶ سوره کهف؛ از دربین رفتن و بیثمر شدن آحاد کوشش و تلاشهایشان در عالم[۳۹]
فراموش شدن بیان و حافظه خداوند با درگیر شدن به تمسخر مؤمنین و خندیدن به آنها.[۴۰]
حریق دوزخ و جهنم جایگاهشان خواهد بود.[۴۱]
در روایتی از نبی(ص) نقل گردیدهاست که دَرِ پردیس، بهروی مضحککنندگان گشوده میشود و به وی گفته میگردد: «بیا». وی با رنج به در فردوس می رسد و زیرا مجاورت میگردد، در به پرورش بسته میگردد. بعد درِ دیگری به رشد گشوده می گردد. این شغل مرتّباً تکرار میشود.[۴۲]بعضا گفتهاند این فعالیت پروردگار درآخرت فیض استهزایی میباشد که آنان در عالم در حق الناس جایز میداشتند تا به طور ملموس و عینی به عبارتی کاری را که در عالم کردهاند بیابند. [۴۳]
راهکارهای معالجه
ملااحمد نراقی این نظر را دارد که برای معالجه صفت تمسخر بایستی مراحلی را ایفا بخشید؛ برای مثال:
اعتنا به آیهها و روایاتی که در مذمت تمسخر وارداتی میباشد[۴۴]
دقت به اثرها اخروی تمسخر مانند: عذاب در آخرت و ذلت و خواری وی در قیامت[۴۵]
درحالتی که استهزا ناشی از عدوات و تکبر باشد می بایست آنانرا از خویش برطرف نماید تا خصلت مضحک کردن وی از در بین برود[۴۶]
در صورتیکه غرض از ایفا استهزا؛ تهیه نمودن کالا دنیاست، بداند که روزیرسان خدای متعال میباشد و در شرایطیکه دست از این فعالیت بردارد و تقوای الهی پیشه نماید، رزق و روزیاش یکسری موازی میگردد.[۴۷]
شکاف همنشینی با مضحککنندگان[۴۸]

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای