عبدالمطّلب
نوشتهعلمیٔ اساسی: عبدالمطلب
بعد از مرگ هاشم، برادرش مطّلب بن عبدمَناف مناصب اورا گرفت و آنگاه عبدالمطّلب (فرزند هاشم) جانشین مطّلب شد.[۷]
عبدالمطّلب ضمن داشتن مناصب سقایت و رفادت(آبرسانی وپذیرایی از حاجیان)، به سبب ساز خصلتهای والامنشانهاش نزد عموم مکه حرمت یافت. همینطور حفر چاه زمزم نیز بزرگی رده اورا در حیث حج گزاران دوچندان کرد. بنی عبدمناف و از آن پاراگراف بنیهاشم بر بقیه قریش فخر میفروختند و سقایت از این چاه را برای خویش افتخاری بلندمرتبه تلقی تشریفات مشهد میکردند.[۸]
شرایط عبدالمطّلب در ماجرای هجوم سپاه ابرهه به مکه در عام الفیل فزونی یافت؛ چون وی بر تاثیر منزلت ویژهاش در نزد قریش تحت عنوان نماینده مکیان در نزد ابرهه حاضر شوید. واکنش عبدالمطّلب با ابرهه و آن گاه هدایت مکیان به کوههای دور و بر و مراقبت جان آن ها از تعدی سپاه ابرهه موجب شوید که قریش عبدالمطّلب را دراین واقعه، «ابراهیم ثانی» کنیه دهند.[۹][یادداشت ۱]
برخی نسل عبدالمطّلب را فقط نسلِ باقیمانده از فرزندان هاشم دانسته، بنیهاشم را با بنی عبدالمطّلب متساوی میدانند؛[۱۰] در حالی که با وجود فرزندانی از نَضلة بن هاشم و عمرو بن هاشم اینگونه ادعایی درست وجود ندارد.[۱۱]
ارتباط با دیگر تیرههای قریش
با اعتنا به برتری و بزرگی قریش بین عرب شبه جزیره، رقابت در میان تیرههای قریش نیز از اهمیتی خاص منتفع بود؛ از این رو هر کدام از این تیرهها سعی میکردند تا از هر طرز ممکن با پیشی به چنگ آوردن از رقبا، سر گروهی و منزلت ممتازی را در بین قبایل گوناگون قریش به دست آورند.
ریشه دشمنی بنی امیه با بنیهاشم را نیز بایستی در همین رقابتهای فامیلای جست وجو کرد. گرچه برخی گزارشهای تاریخی (که آیتم شک و تردید هم قرار دارا هستند)،[۱۲] ریشه دشمنی فی مابین بنی امیه و بنیهاشم را به مسائلی جزئیخیس منتسب مینمایند. مسائلی مانندِ حسادت امیة بن عبدشمس (برادرزاده هاشم) به وی و مبارزههایی میان آن دو؛[۱۳] یا این که به «مُنافرة» (افتخار به حسب و نسب) حرب بن امیه با عبدالمطّلب.[۱۴] حتی بعضی از احادیثِ تاریخی ماجراهای مرتبط با فرصت به دنیاآمدن هاشم و عبدشمس (نیای امویان) را در توجیه نبردها و رقابتهای آجل امویان با بنیهاشم گزینه دقت قرار دادهاند[۱۵] (نک: هاشم بن عبدمناف).
بعداز مرگ عبدالمطّلب و عمدتاً به منجر ضعف شدید مالی، رده بنیهاشم افول کرد؛ ولی با بعثت نبی(ص)، مجدداً رقابتها و تضاربهای زیادی از سوی رقبای بنیهاشم به سرکردگی بنی مخزوم و آن گاه بنی امیه با آن ها گزارش گردیده است. این دستور به اعتقاد و باور برگرفته از بینش این اشخاص در امر نبوت و رسالت فرستاده(ص) بود؛ چون از منظر این اشخاص بعثت پیامبری از بنیهاشم مقولهای جدای از رقابتهای قومای عدم وجود و آن را عذروبهانهای برای حکومت کردن بنیهاشم و نتایج بازیگری آنها میدانستند؛[۱۶] از این رو کوشش میکردند تا با انکار نبوت و مقابله با رهروان آن حضرت بازدارنده رویش مقام بنیهاشم گردند.
عبدالمطّلب
نوشتهعلمیٔ اساسی: عبدالمطلب
بعد از مرگ هاشم، برادرش مطّلب بن عبدمَناف مناصب اورا گرفت و آنگاه عبدالمطّلب (فرزند هاشم) جانشین مطّلب شد.[۷]
عبدالمطّلب ضمن داشتن مناصب سقایت و رفادت(آبرسانی وپذیرایی از حاجیان)، به سبب ساز خصلتهای والامنشانهاش نزد عموم مکه حرمت یافت. همینطور حفر چاه زمزم نیز بزرگی رده اورا در حیث حج گزاران دوچندان کرد. بنی عبدمناف و از آن پاراگراف بنیهاشم بر بقیه قریش فخر میفروختند و سقایت از این چاه را برای خویش افتخاری بلندمرتبه تلقی تشریفات مشهد میکردند.[۸]
شرایط عبدالمطّلب در ماجرای هجوم سپاه ابرهه به مکه در عام الفیل فزونی یافت؛ چون وی بر تاثیر منزلت ویژهاش در نزد قریش تحت عنوان نماینده مکیان در نزد ابرهه حاضر شوید. واکنش عبدالمطّلب با ابرهه و آن گاه هدایت مکیان به کوههای دور و بر و مراقبت جان آن ها از تعدی سپاه ابرهه موجب شوید که قریش عبدالمطّلب را دراین واقعه، «ابراهیم ثانی» کنیه دهند.[۹][یادداشت ۱]
برخی نسل عبدالمطّلب را فقط نسلِ باقیمانده از فرزندان هاشم دانسته، بنیهاشم را با بنی عبدالمطّلب متساوی میدانند؛[۱۰] در حالی که با وجود فرزندانی از نَضلة بن هاشم و عمرو بن هاشم اینگونه ادعایی درست وجود ندارد.[۱۱]
ارتباط با دیگر تیرههای قریش
با اعتنا به برتری و بزرگی قریش بین عرب شبه جزیره، رقابت در میان تیرههای قریش نیز از اهمیتی خاص منتفع بود؛ از این رو هر کدام از این تیرهها سعی میکردند تا از هر طرز ممکن با پیشی به چنگ آوردن از رقبا، سر گروهی و منزلت ممتازی را در بین قبایل گوناگون قریش به دست آورند.
ریشه دشمنی بنی امیه با بنیهاشم را نیز بایستی در همین رقابتهای فامیلای جست وجو کرد. گرچه برخی گزارشهای تاریخی (که آیتم شک و تردید هم قرار دارا هستند)،[۱۲] ریشه دشمنی فی مابین بنی امیه و بنیهاشم را به مسائلی جزئیخیس منتسب مینمایند. مسائلی مانندِ حسادت امیة بن عبدشمس (برادرزاده هاشم) به وی و مبارزههایی میان آن دو؛[۱۳] یا این که به «مُنافرة» (افتخار به حسب و نسب) حرب بن امیه با عبدالمطّلب.[۱۴] حتی بعضی از احادیثِ تاریخی ماجراهای مرتبط با فرصت به دنیاآمدن هاشم و عبدشمس (نیای امویان) را در توجیه نبردها و رقابتهای آجل امویان با بنیهاشم گزینه دقت قرار دادهاند[۱۵] (نک: هاشم بن عبدمناف).
بعداز مرگ عبدالمطّلب و عمدتاً به منجر ضعف شدید مالی، رده بنیهاشم افول کرد؛ ولی با بعثت نبی(ص)، مجدداً رقابتها و تضاربهای زیادی از سوی رقبای بنیهاشم به سرکردگی بنی مخزوم و آن گاه بنی امیه با آن ها گزارش گردیده است. این دستور به اعتقاد و باور برگرفته از بینش این اشخاص در امر نبوت و رسالت فرستاده(ص) بود؛ چون از منظر این اشخاص بعثت پیامبری از بنیهاشم مقولهای جدای از رقابتهای قومای عدم وجود و آن را عذروبهانهای برای حکومت کردن بنیهاشم و نتایج بازیگری آنها میدانستند؛[۱۶] از این رو کوشش میکردند تا با انکار نبوت و مقابله با رهروان آن حضرت بازدارنده رویش مقام بنیهاشم گردند.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟