و....«محراب»، خویش، نشاني از ركوع و خشوع و فروتني در يك محل پرستش و مسجد میباشد.چرا كه داراي يك خط منحني میباشد و اين انحناء و خميدگي هماهنگ با كل هستي و نظام آفرينش میباشد.مدار حركت منظومه شمسي و حركت زمين برگرد خورشيد و ماه برگرد زمين، و«الكترون»برگرد مركز اتم، بصورت منحني میباشد.و اين علامت فروتنی نظام آفرينش در قبال توان بلندتر الهي میباشد و ركوع هستي را در محل عبادت خلقت ميرساند. تشریفات مشهد
حتي اسمان منحني عرش بالا نيز، آرم دهنده خشوع در قبال«الله»میباشد زيرا دنیا، خویش يك محراب وسيع میباشد كه آدم در قبال آفريدگارش در اين نيايشگاه، به خشوع، عبادتگر اوست.
در شرایطی که سردر و ايوان مساجد منحني میباشد، درحالتی که پيشاني محراب و سقف معابد، خميده میباشد، درصورتیکه گنبد بناهاي ديني، شرایط ركوع داراست، بيان كننده آن روح تعبد و تسليم و انحناء در قبال تولید کننده میباشد.امام جماعت، در محرابي ميايستد كه راكع میباشد.
و گنبد هم محرابي میباشد كه يك اجتماع راكع، در زير آن تجمع كردهاند و اين نشان ايمان عموم میباشد، چرا كه ركوع، آرم ايمان و توحيد میباشد.
آنكس كه در قبال حق مطلق (كه پروردگار میباشد) فروتنی نكند و در پيشگاه پروردگار راكع نباشد، در قبال هر كس ديگري خم گردد.
محراب، در لغت و اصطلاح
محراب، بمعناي غرفه، جاي امام جماعت مسجد و محل عبادت میباشد.
محراب نماز:«محراب از جنگيدن (حرب) گرفته شدهاست، زيرا نمازگزار، با يافتن حضور قلب، در عبادت، با شيطان و با نفس خویش ميجنگد.»
اين نكته كه محراب، رزمگاه میباشد، نكته بسيار عميق و آموزنده میباشد و مسلمان را حتي در حالا نماز و عبادت هم، در اکنون مبارزه با عامل ها گشوده دارای آدم از پرورش معنوي و تكامل روحي ميشمارد.آنكس كه در جهاد اكبر و پیکار با نفس بتواند قواي نفساني خویش را كنترل كرده و با زمام«زهدوتقوا»نفس سركش را مهار زده و بر آن اشراف يابد، ميتواند در كوران حادثه ها و معضلهاي اجتماعي و شدائد و رویدادها هم بر رمز ايمان و عقيده و مكتب و پاكي و فضائل اخلاقي، پایدار و اثبات گام بماند و آدم باایمان، ميتواند در جهاد و نزاع هم گامي بردارد و امت آشنا با مسجد و محراب و منبر، آن آگاهي و صلابت را داراهستند كه با آشنایی دوست و معاند، آينده و تاريخ و نظام متقن اجتماعي را مبنی بر مكتب سازه نهند. پس محراب، خاستگاه جهاد میباشد.
به تعبير حضرت امام خميني:
«محراب بهش ميگويند.آنجائي كه«حرب»از آنجا استارت ميگردد، محل حرب....»
و نير فرمود میباشد:
«مساجد، سنگرهاي اسلام میباشد، محراب، محل حرب میباشد، اينها سنگرند ابر اسلام....»
از اينها قبل، محراب سازه به آن آن گاه معنوي و ملكوتياش و قداستخاصش در يك مسجد، بيش از ديگر جاها گزینه اهتمام هنرمندان مسلمان بوده میباشد.
به نقل شهيد پاك نژاد:
«محلي میباشد كه امام جماعت در آن ميايستد.به اشكال متعدد ساخته ميخواهد شد.و به اقسام و اشکال زينت ميخواهد شد.از كاشي، از عاج، طلا جواهرات، آبنوس و غيره.و صنعتكاران، شاهكار صنعتخویش را در محراب علامت ميدهند.گاه سنگهاي قيمتي در آن بكار ميرود كه سراسر محراب را ميپوشاند.معروفترين محرابها مرتبط با سلاطين عثماني در مدينه و در بقعه مطهر نبي گرامي میباشد...»
محراب، با دقت به نقوش و خطوط و آيات قرآني و رنگهاي زيبا و ترسيمهاي هندسي و تزئينات حفاري گردیده و گچ بري و كاشيكاري و...يك«دسته»را تشكيل ميدهد.«...محراب، در واقع گنجينهاي اصيل و سراسر هنر و نازکیبيادگار باقی مانده در قلب منزلهاي خداست.مدرک گويائي از نهايت آمادگی هنر هنرمندان مسلمان، گروهاي از بسياري هنرها و خلاقيتها، از گچبري تا خط و كاشيكاري و ديگر فنهاي هنر تزئيني.
به يقين، هنرمندان با ايمان و خلوص مسلمان، نيك با خبر بودهاند كه محراب را چونان دري باز گردیده به فردوس، در پيش دیده نماز گزاران بر پا نمايند و تزئين كنند.تا بدان وقت كه تمامي انديشهها به آفریننده، و همگی نگاهها به يكسو جاری ميخواهد شد...
محراب در حین زمانهاي متفاوت، به شيوههاي گوناگوني تزئين گردیدهاست.محرابهاي گچبري گردیده با نقوش پر رنگ، گچ با سطحي هموار و تركيب با مقرنس كاري، به کارگیری از سفال لعاب دار، استعمال از كاشيكاري در تزئين محراب، به کارگیری از طرح آجركاري، و گاه محراب با زمينهاي معمولی از سنگ مرمر و يا گچ....»
ولی كل کلامها نقل نشد.تنها يادي بود از گردآوری شدن هنرهاي متعدد در دستهاي بنام محراب، كه تجليگاه ذوق وسلیقه و اختراع هنر مسلمين میباشد.
تركيب زيباي «خط» و «رنگ» و «كلام»
آنچه كه از ويژگيهاي هنر مسلمين در بناي مساجد و تزئين گنبدها و محرابها و ديوارها و رواقهاست نوع تلفيق و تركيب خطوط هندسي و منحني، با سايه و نور و روشنایی و رنگ در زوايا و سطوحي متناسب میباشد.ظريف كاريهاي بكار رفته در اين تلفيق و مزج هنرمندانه، هم سپس معنوي و جذبه غير مادي به اثر ها معماري اسلامي ميبخشد و هم بشر را در دنيائي ژرف از زيبائيها و حسهاي فوق طبيعي قرار ميدهد.به سیرتکاملاي كه به يك تاثیر هنري معماري، خیر يك بعد از آن، بلكه ابعادي عميق، ميدهد.
در اين زمينه، به اين دو نقل اعتنا كنيد:
«مغایر هنرهاي غربي كه آنگاه سوم يعني عمق را در لحاظ داراهستند، هنرهاي اسلامي كوشش در به دور شدن از آن را دارااست.منتهي عمق ديگري را دنبال ميكند و آن«عمق وجداني میباشد.در داستانهاي«هزار و يكشب»تیماي از روایتهائي را ميبينيم كه هر كدام در دل ديگري میباشد.همچنين در تزئين درها ميبينيم كه يك تزئين، مارا به زينت ديگري در درون آن، رهنمون ميگردد و همچنين آن، مارا به سومي منتقل ميكند...»
نقل ديگر، گشوده از به عبارتی كتاب میباشد، كه علاوه بر بحثي کامل از ويژگيهاي تزئين مساجد و بناهاي اسلامي، با تكيه روي موادسازنده تشكيل دهنده اين سیرتکامل هنر، يعني«خط»و«رنگ»و نقوش ديگر، بيان مفصلي داراست كه چكيده آن باين شکل ميباشد:
«...خط».
از اصلیترين ارکان هنر«شكل گرا»میباشد و نمايشگر نوعي حركت و رونق در بيان هدف.خط در اثر ها هنر اسلامي، «غالبا»به دو شکل بكار رفته میباشد:
يكي:خط منحني كه حالتي دوراني و جولاني دارااست و بيانگر نوعي رهائي و آزادي در محدوده به عبارتی مساحت تزئين گردیده است.در شرایطیکه چه از محدوده بيرون نميرود ولي شم اطلاق و استمرار و بي نهايت را در آدم ايجاد ميكند.
تلاشي دائمی و حركتي مداوم و بي وقفه را القاء ميكند.«و لله المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه الله».
شکل دوم:خطوط هندسي میباشد كه نقش محصور كننده مساحت را داراست و با رویش هنر، رو به توجه ميرود.معمولا به اين نوع خطوط، تزئينهائي از نوع اولیه ضميمه ميشود.
اين شكل از خط، غالبا بصورت شكلهاي ستارهاي و نجومي و یک سری ضلعي میباشد، يا بصورت دائرهها.
خط هندسي شم استقرار و وقار و ثبات را ايجاد ميكند و نوعي حركت قاطع و مؤكد در آن مخفی میباشد، چونكه حیث را به باطن مساحت ميكشد.
شگفتي هنر اسلامي در تركيب اين دو نوع خط، در نهايت مهارت و تناسب میباشد.دو خط میباشد و از دو نوع، و هر كدام نوعي زيبائي را برميانگيزند.«رنگ»:
رنگ، صفتي طبيعي در اشياء میباشد و آنرا در تاريكي نمياقتدار ديد.شديدا با نوروفروغ رابطه داراست و زيبائي بسياري از چيزها از رنگشان امان ميگيرد.زيبائي رنگ شكوفهها، اسمان، طیوران، حشرات و صدف، شاهد آنست.
در هنر اسلامي، رنگهاي كبود، سبز، و طلائي...و سرخ و رنگ زرد، زياد بكار رفته میباشد.رنگهاي سبز و كبود، رنگهاي سرد و رنگهاي گوشه و کنار میباشند كه از اشياء، جسميت آن ها را سلب كرده و حس بي نهايت را ايجاد ميكنند.رنگ طلائي نيز اين تاثير را دارااست.
سايه و نور و روشنایی:
رنگ، غالبا نقش نوروفروغ را ايفاء ميكند، چونكه غالبا رنگها پرنوراند و رنگهاي تيره هم بجاي سايه و تاريكي به كار ميرود و سايهها، نوعي زيبائي و تنوع ميانگيزد...
هنرمندان مسلمان در تزئين اثرها خویش، از هر چه كه به زيبائي و جذابيت تاثیر بيفزايد به کارگیری ميكردند.از جمله گياهان و شاخ و برگها و ميوهها و ساقههاي گياهان، سهم عمدهاي در تزئين اثر ها هنري داشت و عالم گياهان يك منبع الهام به اکانت ميآمد و از هر گلستاني شكوفهاي ميچيدند...
موادسازنده هندسي هم سهم زيادي در اشغال سطح های و مساحتها داشته و يكي از مشغوليات ذهني هنرمند مسلمان، کارایی براي نوآوريها و ابتكارهاي جديد از واکنش زوايا با آميختگي اشكال هندسي بود تا از اين طريق، زيبائي سرشاري را پديد آورد.
از بارزترين اين تزئينات، به عبارتی شكلهاي نجومي و چندین ضلعيهاست كه در قرنهاي متوالي در اثرها هنرمندان مسلمان مشاهده ميخواهد شد...
ارکان خطي و كتابي، يكي از براقترين نوع تزئيني در هنر اسلام بود.با اعتنا به اهميت دادن مسلمين به آيات قرآن، آنها را در مساجد و مراكز بجاي نقوش ديگر بكار بردند كه هم جنبه تزئيني داشته میباشد و هم خواندن قرآن ایفا ميگرفت و عمدتا به دو شکل«خط كوفي»و«خط نسخه ها»گزینه استعمال بود، (اولي بخاطر داشتن زاويههاي قائمه، دومي به خیال و خاطر حالتهاي دوراني و انحناي حروف) خویش اين حروف و خطوط كوفي و نسخه ها هم با نقشهاي گياهي ضميمه ميشد، كه غالبا در امتداد حروف بود...»
اميد میباشد كه هنرمندان مسلمان ما بتوانند در بالاترين و قوي ترين تكنيك و مؤثرترين شيوه و سبك، اسلام و بهاهاي مكتب و پيام قرآن را بيان كنند و رسالتخویش را در ازای تاريخي عظيم، كه سرشار از حماسهها، عظمتها، و شهید شدنهاستبه شايستگي ایفا دهند و دين خویش را به شهداي عزيز و اسلام عزيزتر و انقلاب اسلامي، ادا نمايند.كه توفيق، از سوي خداي تعالی میباشد.
و....«محراب»، خویش، نشاني از ركوع و خشوع و فروتني در يك محل پرستش و مسجد میباشد.چرا كه داراي يك خط منحني میباشد و اين انحناء و خميدگي هماهنگ با كل هستي و نظام آفرينش میباشد.مدار حركت منظومه شمسي و حركت زمين برگرد خورشيد و ماه برگرد زمين، و«الكترون»برگرد مركز اتم، بصورت منحني میباشد.و اين علامت فروتنی نظام آفرينش در قبال توان بلندتر الهي میباشد و ركوع هستي را در محل عبادت خلقت ميرساند. تشریفات مشهد
حتي اسمان منحني عرش بالا نيز، آرم دهنده خشوع در قبال«الله»میباشد زيرا دنیا، خویش يك محراب وسيع میباشد كه آدم در قبال آفريدگارش در اين نيايشگاه، به خشوع، عبادتگر اوست.
در شرایطی که سردر و ايوان مساجد منحني میباشد، درحالتی که پيشاني محراب و سقف معابد، خميده میباشد، درصورتیکه گنبد بناهاي ديني، شرایط ركوع داراست، بيان كننده آن روح تعبد و تسليم و انحناء در قبال تولید کننده میباشد.امام جماعت، در محرابي ميايستد كه راكع میباشد.
و گنبد هم محرابي میباشد كه يك اجتماع راكع، در زير آن تجمع كردهاند و اين نشان ايمان عموم میباشد، چرا كه ركوع، آرم ايمان و توحيد میباشد.
آنكس كه در قبال حق مطلق (كه پروردگار میباشد) فروتنی نكند و در پيشگاه پروردگار راكع نباشد، در قبال هر كس ديگري خم گردد.
محراب، در لغت و اصطلاح
محراب، بمعناي غرفه، جاي امام جماعت مسجد و محل عبادت میباشد.
محراب نماز:«محراب از جنگيدن (حرب) گرفته شدهاست، زيرا نمازگزار، با يافتن حضور قلب، در عبادت، با شيطان و با نفس خویش ميجنگد.»
اين نكته كه محراب، رزمگاه میباشد، نكته بسيار عميق و آموزنده میباشد و مسلمان را حتي در حالا نماز و عبادت هم، در اکنون مبارزه با عامل ها گشوده دارای آدم از پرورش معنوي و تكامل روحي ميشمارد.آنكس كه در جهاد اكبر و پیکار با نفس بتواند قواي نفساني خویش را كنترل كرده و با زمام«زهدوتقوا»نفس سركش را مهار زده و بر آن اشراف يابد، ميتواند در كوران حادثه ها و معضلهاي اجتماعي و شدائد و رویدادها هم بر رمز ايمان و عقيده و مكتب و پاكي و فضائل اخلاقي، پایدار و اثبات گام بماند و آدم باایمان، ميتواند در جهاد و نزاع هم گامي بردارد و امت آشنا با مسجد و محراب و منبر، آن آگاهي و صلابت را داراهستند كه با آشنایی دوست و معاند، آينده و تاريخ و نظام متقن اجتماعي را مبنی بر مكتب سازه نهند. پس محراب، خاستگاه جهاد میباشد.
به تعبير حضرت امام خميني:
«محراب بهش ميگويند.آنجائي كه«حرب»از آنجا استارت ميگردد، محل حرب....»
و نير فرمود میباشد:
«مساجد، سنگرهاي اسلام میباشد، محراب، محل حرب میباشد، اينها سنگرند ابر اسلام....»
از اينها قبل، محراب سازه به آن آن گاه معنوي و ملكوتياش و قداستخاصش در يك مسجد، بيش از ديگر جاها گزینه اهتمام هنرمندان مسلمان بوده میباشد.
به نقل شهيد پاك نژاد:
«محلي میباشد كه امام جماعت در آن ميايستد.به اشكال متعدد ساخته ميخواهد شد.و به اقسام و اشکال زينت ميخواهد شد.از كاشي، از عاج، طلا جواهرات، آبنوس و غيره.و صنعتكاران، شاهكار صنعتخویش را در محراب علامت ميدهند.گاه سنگهاي قيمتي در آن بكار ميرود كه سراسر محراب را ميپوشاند.معروفترين محرابها مرتبط با سلاطين عثماني در مدينه و در بقعه مطهر نبي گرامي میباشد...»
محراب، با دقت به نقوش و خطوط و آيات قرآني و رنگهاي زيبا و ترسيمهاي هندسي و تزئينات حفاري گردیده و گچ بري و كاشيكاري و...يك«دسته»را تشكيل ميدهد.«...محراب، در واقع گنجينهاي اصيل و سراسر هنر و نازکیبيادگار باقی مانده در قلب منزلهاي خداست.مدرک گويائي از نهايت آمادگی هنر هنرمندان مسلمان، گروهاي از بسياري هنرها و خلاقيتها، از گچبري تا خط و كاشيكاري و ديگر فنهاي هنر تزئيني.
به يقين، هنرمندان با ايمان و خلوص مسلمان، نيك با خبر بودهاند كه محراب را چونان دري باز گردیده به فردوس، در پيش دیده نماز گزاران بر پا نمايند و تزئين كنند.تا بدان وقت كه تمامي انديشهها به آفریننده، و همگی نگاهها به يكسو جاری ميخواهد شد...
محراب در حین زمانهاي متفاوت، به شيوههاي گوناگوني تزئين گردیدهاست.محرابهاي گچبري گردیده با نقوش پر رنگ، گچ با سطحي هموار و تركيب با مقرنس كاري، به کارگیری از سفال لعاب دار، استعمال از كاشيكاري در تزئين محراب، به کارگیری از طرح آجركاري، و گاه محراب با زمينهاي معمولی از سنگ مرمر و يا گچ....»
ولی كل کلامها نقل نشد.تنها يادي بود از گردآوری شدن هنرهاي متعدد در دستهاي بنام محراب، كه تجليگاه ذوق وسلیقه و اختراع هنر مسلمين میباشد.
تركيب زيباي «خط» و «رنگ» و «كلام»
آنچه كه از ويژگيهاي هنر مسلمين در بناي مساجد و تزئين گنبدها و محرابها و ديوارها و رواقهاست نوع تلفيق و تركيب خطوط هندسي و منحني، با سايه و نور و روشنایی و رنگ در زوايا و سطوحي متناسب میباشد.ظريف كاريهاي بكار رفته در اين تلفيق و مزج هنرمندانه، هم سپس معنوي و جذبه غير مادي به اثر ها معماري اسلامي ميبخشد و هم بشر را در دنيائي ژرف از زيبائيها و حسهاي فوق طبيعي قرار ميدهد.به سیرتکاملاي كه به يك تاثیر هنري معماري، خیر يك بعد از آن، بلكه ابعادي عميق، ميدهد.
در اين زمينه، به اين دو نقل اعتنا كنيد:
«مغایر هنرهاي غربي كه آنگاه سوم يعني عمق را در لحاظ داراهستند، هنرهاي اسلامي كوشش در به دور شدن از آن را دارااست.منتهي عمق ديگري را دنبال ميكند و آن«عمق وجداني میباشد.در داستانهاي«هزار و يكشب»تیماي از روایتهائي را ميبينيم كه هر كدام در دل ديگري میباشد.همچنين در تزئين درها ميبينيم كه يك تزئين، مارا به زينت ديگري در درون آن، رهنمون ميگردد و همچنين آن، مارا به سومي منتقل ميكند...»
نقل ديگر، گشوده از به عبارتی كتاب میباشد، كه علاوه بر بحثي کامل از ويژگيهاي تزئين مساجد و بناهاي اسلامي، با تكيه روي موادسازنده تشكيل دهنده اين سیرتکامل هنر، يعني«خط»و«رنگ»و نقوش ديگر، بيان مفصلي داراست كه چكيده آن باين شکل ميباشد:
«...خط».
از اصلیترين ارکان هنر«شكل گرا»میباشد و نمايشگر نوعي حركت و رونق در بيان هدف.خط در اثر ها هنر اسلامي، «غالبا»به دو شکل بكار رفته میباشد:
يكي:خط منحني كه حالتي دوراني و جولاني دارااست و بيانگر نوعي رهائي و آزادي در محدوده به عبارتی مساحت تزئين گردیده است.در شرایطیکه چه از محدوده بيرون نميرود ولي شم اطلاق و استمرار و بي نهايت را در آدم ايجاد ميكند.
تلاشي دائمی و حركتي مداوم و بي وقفه را القاء ميكند.«و لله المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه الله».
شکل دوم:خطوط هندسي میباشد كه نقش محصور كننده مساحت را داراست و با رویش هنر، رو به توجه ميرود.معمولا به اين نوع خطوط، تزئينهائي از نوع اولیه ضميمه ميشود.
اين شكل از خط، غالبا بصورت شكلهاي ستارهاي و نجومي و یک سری ضلعي میباشد، يا بصورت دائرهها.
خط هندسي شم استقرار و وقار و ثبات را ايجاد ميكند و نوعي حركت قاطع و مؤكد در آن مخفی میباشد، چونكه حیث را به باطن مساحت ميكشد.
شگفتي هنر اسلامي در تركيب اين دو نوع خط، در نهايت مهارت و تناسب میباشد.دو خط میباشد و از دو نوع، و هر كدام نوعي زيبائي را برميانگيزند.«رنگ»:
رنگ، صفتي طبيعي در اشياء میباشد و آنرا در تاريكي نمياقتدار ديد.شديدا با نوروفروغ رابطه داراست و زيبائي بسياري از چيزها از رنگشان امان ميگيرد.زيبائي رنگ شكوفهها، اسمان، طیوران، حشرات و صدف، شاهد آنست.
در هنر اسلامي، رنگهاي كبود، سبز، و طلائي...و سرخ و رنگ زرد، زياد بكار رفته میباشد.رنگهاي سبز و كبود، رنگهاي سرد و رنگهاي گوشه و کنار میباشند كه از اشياء، جسميت آن ها را سلب كرده و حس بي نهايت را ايجاد ميكنند.رنگ طلائي نيز اين تاثير را دارااست.
سايه و نور و روشنایی:
رنگ، غالبا نقش نوروفروغ را ايفاء ميكند، چونكه غالبا رنگها پرنوراند و رنگهاي تيره هم بجاي سايه و تاريكي به كار ميرود و سايهها، نوعي زيبائي و تنوع ميانگيزد...
هنرمندان مسلمان در تزئين اثرها خویش، از هر چه كه به زيبائي و جذابيت تاثیر بيفزايد به کارگیری ميكردند.از جمله گياهان و شاخ و برگها و ميوهها و ساقههاي گياهان، سهم عمدهاي در تزئين اثر ها هنري داشت و عالم گياهان يك منبع الهام به اکانت ميآمد و از هر گلستاني شكوفهاي ميچيدند...
موادسازنده هندسي هم سهم زيادي در اشغال سطح های و مساحتها داشته و يكي از مشغوليات ذهني هنرمند مسلمان، کارایی براي نوآوريها و ابتكارهاي جديد از واکنش زوايا با آميختگي اشكال هندسي بود تا از اين طريق، زيبائي سرشاري را پديد آورد.
از بارزترين اين تزئينات، به عبارتی شكلهاي نجومي و چندین ضلعيهاست كه در قرنهاي متوالي در اثرها هنرمندان مسلمان مشاهده ميخواهد شد...
ارکان خطي و كتابي، يكي از براقترين نوع تزئيني در هنر اسلام بود.با اعتنا به اهميت دادن مسلمين به آيات قرآن، آنها را در مساجد و مراكز بجاي نقوش ديگر بكار بردند كه هم جنبه تزئيني داشته میباشد و هم خواندن قرآن ایفا ميگرفت و عمدتا به دو شکل«خط كوفي»و«خط نسخه ها»گزینه استعمال بود، (اولي بخاطر داشتن زاويههاي قائمه، دومي به خیال و خاطر حالتهاي دوراني و انحناي حروف) خویش اين حروف و خطوط كوفي و نسخه ها هم با نقشهاي گياهي ضميمه ميشد، كه غالبا در امتداد حروف بود...»
اميد میباشد كه هنرمندان مسلمان ما بتوانند در بالاترين و قوي ترين تكنيك و مؤثرترين شيوه و سبك، اسلام و بهاهاي مكتب و پيام قرآن را بيان كنند و رسالتخویش را در ازای تاريخي عظيم، كه سرشار از حماسهها، عظمتها، و شهید شدنهاستبه شايستگي ایفا دهند و دين خویش را به شهداي عزيز و اسلام عزيزتر و انقلاب اسلامي، ادا نمايند.كه توفيق، از سوي خداي تعالی میباشد.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟