شاگردان
دربین احادیث تاریخی تأسیس مکتبی را در تعبیر قرآن به ابن عباس نسبت میدهند. اسمآورترین شاگردان مدرسه وی عبارتند از:
مجاهد؛ وی میگوید: قرآن را نزد ابن عباس سی توشه ازبر خواند.[۶۵]
عکرمه بن عبدالله بریری؛ ابن عباس بدو گفته بود: نزد عموم فتوا بده که اینجانب پشتیبان تو هستم.[۶۶]
سعید بن جبیر؛ چیره احادیث تفسیری ابن عباس به گزارش وی میباشند. سعید به جرم دوستی علی و به دست حجاج ثقفی به شهیدشدن رسید.[۶۷]
اوس بن خالد ربعی؛ وی میگوید:آیهای از قرآن نماند که اینجانب تفسیرش را از ابن عباس تشریفات مشهد نپرسم.[۶۸]
طاووس بن کیسان؛[۶۹]
عطیه بن سعد بن جناده عوفی[۷۰]
عطاء بن یسار
بعضی مستشرقان به عنوان مثال گلدتزیهر داعیه کردهاند احادیث منقوله از ابن عباس به جهت مجهول بودن و تردیدی بودن قابل متکی بودن نیستند.[۷۱] کتاب خاورشناسان و ابن عباس به نظارت انتقادی نگرش خاورشناسان درباره وی پرداخته میباشد.[۷۲]
تبعید
هنگامی عبدالله بن زبیر در مکه بساط خلافت گسترد٬ ابنعباس که آن مجال در مکه سکونت داشت از بیعت با وی پرهیز کرد. یزید بن معاویه در طومار ای از وی قدردانی کرد که از خلافت بنی امیه حفاظت نموده است. البته ابن عباس در پاسخ شهیدشدن امام حسین را تذکر کرده بدو نوشت: تو و خاندانت برای خلافت بر مسلمانها لایق نیستید.[مستلزم منبع]
ابن زبیر در غایت اورا به طائف تبعید کرد. وی دراین شهر نیز عموم را از ظلم بنی زبیر و بنی امیه باخبر میکرد.[۷۳] و همواره در حزن علی و حسنین اشک می سرازیرشد.[۷۴] تا این که در اواخر قدمت نابینا شد[۷۵]ابن عباس در طائف درسن هفتاد یا این که (۷۲و۷۴ سالگی) از جهان رفت و محمد بن حنفیه بر وی نماز گزارد. [۷۶]
وصیت
ابن عباس این شعر را میخواند:
إن یأخذ الله اینجانب عَینَیَّ نوروفروغَهما
ففی لسانی و قلبی منهما فروغ
قلبی ذکی و عقلی غیر ذی دخل
و فی فمی صارم کالسیف مأثور
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۰.
ترجمه: درصورتی که معبود فروغ و روشنایی چشمانم را از اینجانب گرفت روشنایی گویش و دلم باقی میباشد، قلبم بیدار، عقلم تندرست و دهانم به ذکر حق مثل چاقو پیروز میباشد.
اورده شده که ابنعباس به فرزندش علی وصیت کرد: بعداز اینجانب حجاز مکان شما وجود ندارد و از قیامهای پسرعموهایت (فرزندان علی) برحذر باش. علی بعداز مرگ بابا، به شراة در جنوب شام رفت.[۷۷]
پانویس
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۶،۱۸۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۹۵.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۸۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۰۹ق،ج۲، ص۸۱۱
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۶،۱۸۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م، ج۴، ص۲۷
شاگردان
دربین احادیث تاریخی تأسیس مکتبی را در تعبیر قرآن به ابن عباس نسبت میدهند. اسمآورترین شاگردان مدرسه وی عبارتند از:
مجاهد؛ وی میگوید: قرآن را نزد ابن عباس سی توشه ازبر خواند.[۶۵]
عکرمه بن عبدالله بریری؛ ابن عباس بدو گفته بود: نزد عموم فتوا بده که اینجانب پشتیبان تو هستم.[۶۶]
سعید بن جبیر؛ چیره احادیث تفسیری ابن عباس به گزارش وی میباشند. سعید به جرم دوستی علی و به دست حجاج ثقفی به شهیدشدن رسید.[۶۷]
اوس بن خالد ربعی؛ وی میگوید:آیهای از قرآن نماند که اینجانب تفسیرش را از ابن عباس تشریفات مشهد نپرسم.[۶۸]
طاووس بن کیسان؛[۶۹]
عطیه بن سعد بن جناده عوفی[۷۰]
عطاء بن یسار
بعضی مستشرقان به عنوان مثال گلدتزیهر داعیه کردهاند احادیث منقوله از ابن عباس به جهت مجهول بودن و تردیدی بودن قابل متکی بودن نیستند.[۷۱] کتاب خاورشناسان و ابن عباس به نظارت انتقادی نگرش خاورشناسان درباره وی پرداخته میباشد.[۷۲]
تبعید
هنگامی عبدالله بن زبیر در مکه بساط خلافت گسترد٬ ابنعباس که آن مجال در مکه سکونت داشت از بیعت با وی پرهیز کرد. یزید بن معاویه در طومار ای از وی قدردانی کرد که از خلافت بنی امیه حفاظت نموده است. البته ابن عباس در پاسخ شهیدشدن امام حسین را تذکر کرده بدو نوشت: تو و خاندانت برای خلافت بر مسلمانها لایق نیستید.[مستلزم منبع]
ابن زبیر در غایت اورا به طائف تبعید کرد. وی دراین شهر نیز عموم را از ظلم بنی زبیر و بنی امیه باخبر میکرد.[۷۳] و همواره در حزن علی و حسنین اشک می سرازیرشد.[۷۴] تا این که در اواخر قدمت نابینا شد[۷۵]ابن عباس در طائف درسن هفتاد یا این که (۷۲و۷۴ سالگی) از جهان رفت و محمد بن حنفیه بر وی نماز گزارد. [۷۶]
وصیت
ابن عباس این شعر را میخواند:
إن یأخذ الله اینجانب عَینَیَّ نوروفروغَهما
ففی لسانی و قلبی منهما فروغ
قلبی ذکی و عقلی غیر ذی دخل
و فی فمی صارم کالسیف مأثور
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۹۰.
ترجمه: درصورتی که معبود فروغ و روشنایی چشمانم را از اینجانب گرفت روشنایی گویش و دلم باقی میباشد، قلبم بیدار، عقلم تندرست و دهانم به ذکر حق مثل چاقو پیروز میباشد.
اورده شده که ابنعباس به فرزندش علی وصیت کرد: بعداز اینجانب حجاز مکان شما وجود ندارد و از قیامهای پسرعموهایت (فرزندان علی) برحذر باش. علی بعداز مرگ بابا، به شراة در جنوب شام رفت.[۷۷]
پانویس
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۶،۱۸۷؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۷ق، ج۸، ص۲۹۵.
بلاذری، جمل اینجانب انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ج۴، ص۸۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۰۹ق،ج۲، ص۸۱۱
ابن اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۸۶،۱۸۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۴۱۷ق، ۱۹۹۶م، ج۴، ص۲۷

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟