مهاجرت به کشورایران
به نقل کتاب تاریخ قم، درباره انگیزه هجرت اشعریان به کشور ایران سه گزارش تشریفات مشهد وجود داراست:
مبنی بر بعضا احادیث به جهت سوابق همیاری اشعریان با امام علی(ع) و کمپانی آنها در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی استدلال خلیفه بر عراق، بر وی دشوار گرفت. او محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد ولی محمد در کوفه محو شد، حجاج بر وی دست یافت و به قتل رساند.[۲۶] پس از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه بیرون شدند.[۲۷]
برخی احادیث تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به کمپانی آن ها در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانستهاند. حجاج بعداز به زانودرآوردن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و صرفا سه روز به آنها مجال اعطا کرد تا کوفه را سوراخ نمایند و امرکرد بعداز سه روز هر که از آل سائب بن صاحب و مالک را یافتند، بکشند.[۲۸]
داستان دیگری درباره انگیزه کوچ اشعریان به جمهوری اسلامی ایران وجود داراست و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان اهل ایران میباشد که در زمینهای وی فعالیت میکردند. مبتنی بر این ماجرا، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق بهاین ادله به زندان افکند و آنگاه اورا به میانجی گری برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم به چنگ آوردن مجدد حجاج بر برادرش میترسید مسافرت از کوفه را راهحل فعالیت دانست.
به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن صاحب و مالک نیز به آنها پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا خانه گزیدند،[۲۹] بنابراین تک تک فرزندان صاحب بن عامر به سوی جمهوری اسلامی ایران مسافرت کردند، آنها و عده ای از خدمتگزاران، تکان نموده و در راءس آن ها عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۰] بعداز مدتی اقوام و قبیله اشعریان به قم مسافرت کردند.[۳۱][۳۲]
برهان تعیین قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، آورده شده قم را جدشان صاحب بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه خوی خیر داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن ناحیه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه بازگشت، جریان دیلیمان و همسایه طخرود را با فرزندان خویش بین گذاشت، همین دستور سبب عزیمت آن ها بدین نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۴]
مبتنی بر برخی گزارشها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد مهاجرت به بخشها دیگر برای مثال اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ البته به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (مراد شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عربها آن را ماه بصره میخواندند) به سوی راءس جمهوری اسلامی ایران جنبش کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین مجال دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به یاری تسلط محلی آمده و دیلمیان را ناکامی دادند. بعداز این رخداد بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]
اشعریان در قم
با ارتقا جمعیت اشعریان و در ادامه آن ارتقا نفوذ و اقتدار اشعریان در قم، اختلافاتی در بین آنها و بومیان شهر ساخت شد. مولف تاریخ قم ادله این اختلافات را بدرفتاری و نقض عهدوپیمان بومیان دانسته میباشد. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنانرا کشتند.[۳۶]
اشعریان در توسعه و گسترش و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای متفرق بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۷] از همین روست که بعضا منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می دهند.[۳۸][۳۹] ولی مسلم میباشد که اشعریان قم را باگاز پیشرفت دادند، و آن را از اصفهان غیر وابسته نموده و به طور شهری غیر وابسته در آوردند و بر عنایت آنها اضافه کردند،[۴۰] ورود اشعریان به قم سبب ساز نفوذ و توسعه و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.
توان و سیطره نفوذ
با سعی اشعریان، قم که آغاز از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج میگرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۱] قمیها با اعتنا بهاین که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به باطن شهر قم پرهیز میکردند،و خویش از بین خویش قاضیانی برای قضاوت برمیگزیدند.[۴۲] هنگامی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه تحت عنوان حکم دهنده به سوی آنها آمد، عموم به استقبال وی رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۳] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز ذیل سیطره خویش در آورده بودند.[۴۴] و حتی برخی قزوین را هم جزء ناحیه زیر نفوذ آن ها دانستهاند.[۴۵]
اظهار تشیع
درصورتیکه چه اشعریان از فرصت عامر بن صاحب و مالک به اهل بیت رغبت داشتند، البته اولی هر که این نظریه را در قم و در زمانه حاکمیت اهل سنت در دنیا اسلام و کشور ایران، علنی تشکیل داد، موسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۶] از آن به آنگاه اشعریان به راحتی درباره مذهب خویش نظریات میکردند و در تبلیغ ائمه شیعه کارایی میگماشتند.
آنها آشکارا خمس اموال خویش را به ائمه میدادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع میکردند. جلوگیری از پرداخت خراج سبب ساز برور زد خوردهای شدید در بین اشعریان و بعضی خلفا شد. مثلا در طی مأمون و معتصم لشکری از سوی برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم رسول شد.[۴۷]
در مقابل، برخی از خلفا نیز کسانی از اشعریان را به حکمرانی قم برمیگزیدند؛ مثلا هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم ارسال کرد و پس از او نیز پسرش عامر حکم کننده قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۴۸]
مهاجرت به کشورایران
به نقل کتاب تاریخ قم، درباره انگیزه هجرت اشعریان به کشور ایران سه گزارش تشریفات مشهد وجود داراست:
مبنی بر بعضا احادیث به جهت سوابق همیاری اشعریان با امام علی(ع) و کمپانی آنها در قیام مختار، حجاج بن یوسف ثقفی استدلال خلیفه بر عراق، بر وی دشوار گرفت. او محمد بن سائب را به آذربایجان تبعید کرد ولی محمد در کوفه محو شد، حجاج بر وی دست یافت و به قتل رساند.[۲۶] پس از کشته شدن محمد بن سائب، اشعریان از کوفه بیرون شدند.[۲۷]
برخی احادیث تاریخی، خروج اشعریان از کوفه را به کمپانی آن ها در قیام ضد اموی «عبدالرحمن بن محمد بن اشعث» مربوط دانستهاند. حجاج بعداز به زانودرآوردن ابن اشعث، بر اشعریان خشم گرفت و صرفا سه روز به آنها مجال اعطا کرد تا کوفه را سوراخ نمایند و امرکرد بعداز سه روز هر که از آل سائب بن صاحب و مالک را یافتند، بکشند.[۲۸]
داستان دیگری درباره انگیزه کوچ اشعریان به جمهوری اسلامی ایران وجود داراست و آن بدرفتاری احوص اشعری با کشاورزان اهل ایران میباشد که در زمینهای وی فعالیت میکردند. مبتنی بر این ماجرا، حجاج، احوص را در سال ۹۳ق بهاین ادله به زندان افکند و آنگاه اورا به میانجی گری برادرش عبدالله آزاد کرد. عبدالله که از خشم به چنگ آوردن مجدد حجاج بر برادرش میترسید مسافرت از کوفه را راهحل فعالیت دانست.
به هر روی، فرزندان سائب از کوفه کوچ کردند، فرزندان سعد بن صاحب و مالک نیز به آنها پیوستند، اولاد سعد به سوی قم آمده و در آنجا خانه گزیدند،[۲۹] بنابراین تک تک فرزندان صاحب بن عامر به سوی جمهوری اسلامی ایران مسافرت کردند، آنها و عده ای از خدمتگزاران، تکان نموده و در راءس آن ها عبدالله و احوص پسران سعد اشعری بودند،[۳۰] بعداز مدتی اقوام و قبیله اشعریان به قم مسافرت کردند.[۳۱][۳۲]
برهان تعیین قم
در باره چرایی سکونت اشعریان در قم، آورده شده قم را جدشان صاحب بن عامر فتح کرده بود و با عموم این حوزه خوی خیر داشته و حتی اشرار طبرستان و دیلم را از آن ناحیه دفع کرده بود.[۳۳] او زمانی به کوفه بازگشت، جریان دیلیمان و همسایه طخرود را با فرزندان خویش بین گذاشت، همین دستور سبب عزیمت آن ها بدین نواحی شد و گزینه استقبال عموم این شهر نیز قرار گرفتند.[۳۴]
مبتنی بر برخی گزارشها مقصد اشعریان قم عدم وجود و اشعریان قصد مهاجرت به بخشها دیگر برای مثال اصفهان، قزوین و آذربایجان را داشتند؛ البته به جهت تلفاتی که بر تاثیر سرایت وبا در ماه بصره (مراد شهرهای همدان، نهاوند و قم میباشد که عربها آن را ماه بصره میخواندند) به سوی راءس جمهوری اسلامی ایران جنبش کرده و در سال ۹۴ قمری به روستای اَبَرَشّتَجان از نواحی قم رسیده و در آنجا به صورت موقت اقامت کردند. در همین مجال دیلمیان به قم حمله کردند و اشعریان به یاری تسلط محلی آمده و دیلمیان را ناکامی دادند. بعداز این رخداد بومیان خواهان سکونت اشعریان در قم شدند.[۳۵]
اشعریان در قم
با ارتقا جمعیت اشعریان و در ادامه آن ارتقا نفوذ و اقتدار اشعریان در قم، اختلافاتی در بین آنها و بومیان شهر ساخت شد. مولف تاریخ قم ادله این اختلافات را بدرفتاری و نقض عهدوپیمان بومیان دانسته میباشد. اشعریان بر بومیان غلبه کرده و بزرگان آنانرا کشتند.[۳۶]
اشعریان در توسعه و گسترش و آبادانی قم نقش مهمی داشتند و قم را که متشکل از روستاهای متفرق بود به شهری اسلامی تبدیل کردند.[۳۷] از همین روست که بعضا منابع بنای شهر قم را به اینان نسبت می دهند.[۳۸][۳۹] ولی مسلم میباشد که اشعریان قم را باگاز پیشرفت دادند، و آن را از اصفهان غیر وابسته نموده و به طور شهری غیر وابسته در آوردند و بر عنایت آنها اضافه کردند،[۴۰] ورود اشعریان به قم سبب ساز نفوذ و توسعه و گسترش اسلام و عقاید شیعی شد.
توان و سیطره نفوذ
با سعی اشعریان، قم که آغاز از توابع اصفهان بود به جایی رسید که از حاکمان اصفهان خراج میگرفت، و دایره نفوذش تا همدان پیش رفت.[۴۱] قمیها با اعتنا بهاین که مذهب شیعه داشتند، از ورود کارگزاران حکومت بنی عباس به باطن شهر قم پرهیز میکردند،و خویش از بین خویش قاضیانی برای قضاوت برمیگزیدند.[۴۲] هنگامی حسین بن حمدان شیعی مذهب از سوی خلیفه تحت عنوان حکم دهنده به سوی آنها آمد، عموم به استقبال وی رفتند و حکومتش را پذیرفتند.[۴۳] اشعریان افزون بر قم، آوه، ساوه، تفرش و کاشان را نیز ذیل سیطره خویش در آورده بودند.[۴۴] و حتی برخی قزوین را هم جزء ناحیه زیر نفوذ آن ها دانستهاند.[۴۵]
اظهار تشیع
درصورتیکه چه اشعریان از فرصت عامر بن صاحب و مالک به اهل بیت رغبت داشتند، البته اولی هر که این نظریه را در قم و در زمانه حاکمیت اهل سنت در دنیا اسلام و کشور ایران، علنی تشکیل داد، موسی بن عبدالله اشعری بود.[۴۶] از آن به آنگاه اشعریان به راحتی درباره مذهب خویش نظریات میکردند و در تبلیغ ائمه شیعه کارایی میگماشتند.
آنها آشکارا خمس اموال خویش را به ائمه میدادند و از پرداخت خراج به حکومت مرکزی امنتاع میکردند. جلوگیری از پرداخت خراج سبب ساز برور زد خوردهای شدید در بین اشعریان و بعضی خلفا شد. مثلا در طی مأمون و معتصم لشکری از سوی برای سرکوب و کشتار اشعریان به قم رسول شد.[۴۷]
در مقابل، برخی از خلفا نیز کسانی از اشعریان را به حکمرانی قم برمیگزیدند؛ مثلا هاورن الرشید، عامر بن عمران بن عبدالله اشعری را در سال ۱۹۲ق. به ولایت قم ارسال کرد و پس از او نیز پسرش عامر حکم کننده قم شد. علی بن عیسی الطلحی اشعری نیز در سال ۲۱۲ق. از جانب حکومت والی قم شد.[۴۸]

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟