نبی اکرم صلى الله علیه وآله و خبرها غیب
احادیث بسیارى از شیوه های شیعه و سنى رسیده میباشد که نبی تشریفات مشهد اکرم صلى الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام در موردها متعددى از غیب و اتفاق ها آجل خبر داده اند.
ماه رمضان مجاورت مى شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله خطبه مفصلى خوانده و خلال آن از عظمت و معنویت ماه رمضان کلام ذکر کرد قسمتى از فرائض و سنن را توضیح اعطا کرد و عموم را به اداى وظایفشان تشویق کرد.
على علیه السلام مى فرماید: خلال خطبه پیغمبر به پا خاستم و پرسیدم:
یا این که پیامبر الله، چه عملى در ماه رمضان از تمامی رفیعتر و خوب میباشد؟در پاسخ فرمود: اجتناب از گناه، آنگاه نبی اکرم صلى الله علیه وآله ناله کرد، گفتم: یا این که فرستاده الله!چه چیز شیون ات آورد؟ فرمود: ناله اینجانب براى مصیبتى میباشد که درین ماه بر تو وارد مى خواهد شد گویى مى بینم که در پیشگاه معبود نماز مى گزارى و شقى ترین عموم ضربتى به سرت مى زند که ریشت از آن ضربت به خون خضاب مى گردد على علیه السلام بیان کردن یا این که پیامبر الله!این اتفاق در موقع تندرست آئین اینجانب به اینجانب مى برسد؟فرمود: بلى در سالم دینت.
خبر پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از شهیدشدن عمار یاسر
عمار یاسر از اصحاب فرستاده اکرم صلى الله علیه وآله میباشد وی در زمان زندگى خویش از مشرکان صدمات بسیار مشاهده کرد و با حادثه ها سختى رو به رو شد عماى در مبارزه صفین از سربازان امیرالمومنین علیه السلام بود و در به عبارتی مبارزه به شهید شدن رسید پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله دو خبر درباره عمار داده بود که بعداز سپری شد سال های زیاد هر دو خبر خرقه فعالیت پوشید ابتدا آن که خبر داده عمار یاسر به دست جمعیت ستمکار و ظالم کشته مى خواهد شد و این خبر را عموم زیادى بى واسطه از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله حکایت تا جایى که بعضى از اشخاص مى دانستند مجموعه حق و فسخ در نبرد صفین قرار داراهستند.
خزیمه بن اثبات در نبرد جمل حاضر بود، ولى دست به چاقو نزد در مبارزه صفین نیز حاضر بود و نجنگید نکرد و مى اذعان کرد مبارزه نمى کنم تا عمار کشته شد و ببینم کدام دسته اورا مى کشند، چون اینجانب خویش از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله شنیده ام که فرمود: مهلک عمار یاسر جمعیتى ستمکارند.بعداز آن که عمار به دست لشکر معاویه کشته شد خزیمه اظهارکرد: در حال حاضر تیم گم راه را شناختم دست به خنجر موفقیت و به لشکر معاویه حمله کرد تا کشته شد.
خبر غیبى دوم که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله درباره عمار داده بود واپسین سهم وی از جهان بود عمار یاسر در روز صفین آب خواست، برایش شیر آوردند اعلام کرد: پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله به اینجانب فرموده: واپسین نوشیدنى که از عالم مى نوشى شیر میباشد آن گاه به میدان نبرد رفت و کشته شد این دو خبر غیبى در دانش بارى تعالى وجود داشت و خدا پیغمبر اسلام را از آن مطلع کرد.(۷)
تعبیروتفسیر خواب هند جگر از لهجه نبی آفریدگار صلى الله علیه وآله
در مدینه المعاجز آمده میباشد: هند جگر خوار معاویه صبحگاهى به منزل پیامبر خداصلى الله علیه وآله در آمد و به عایشه اظهار کرد: جوابى خیره کننده دیدم، به پهنا نبی خداوند صلى الله علیه وآله برسان و تفسیر آن را بپرس و منرا آگهى ده، در خواب دیدم خورشیدى تابان بر تمامی دنیا مشرف بود و از آن خورشید ماهى ایجاد شد که عالم را در روشنایی خویش فرا گرفت و از آن قمر دو ستاره پرنور زایید که نور و روشنایی آنان از مشرق تا مغرب را فرا گرفت بعد سحابى بدون نور زیرا شبى ظلمانى چشم به جهان گشود از آن ابر ظلمانى، مارى سیاه پدیدآمد که قابل انعطاف قابل انعطاف به سوى آن دو ستاره همى مى رفت تا هر دو را بلعید مردمان در حرمان آن دو ستاره تابان بگریستند و قرین غم و اسف شدند عایشه را به حضرت فرستاده صلى الله علیه وآله معروض داشت رنگ و رخسار آن حضرت دگرگون گشت و دشوار بگریست و فرمود: اى عایشه، آفتاب پرنور منم، و ماه، فاطمه دختر اینجانب میباشد و دو ستاره، حسن و حسین اند و ابر سیاه معاویه میباشد، و مار سیاه یزید میباشد.(۸)
خبرهاى غیبى حضرت على علیه السلام
۱- خبر از سلطنت معاویه بعد از مرگش.
۲- حکومت حجاج بن یوسف ثققى.
۳- روایت خوارج و مبارزه نهروآن
۴- گزینش کسانى از اصحاب خود که کشته، یا این که به دار آویخته مى شوند.
۵- جنگ با قول شکنان و منحرفان و بدعت گذاران: ناکثین، قاسطین، مارقین.
۶- شمار کسانى که از کوفه براى نصرت در پیکار ها اهل بصره مى آیند.
۷- سرگذشت عبدالله بن زبیر و تعبیروتفسیر از وی به مرد فریب فعالیت و توطئه گر و که سوای فهم و شعور مقصد مدام مبادرت مى کد و با چنگ زدن به ریسمان دیانت، دنیاطلبى را دنبال کرده و آخر و عاقبت به دار آویخته مى گردد.
۸- پیدا شدن درفش هاى سیاه از خراسان و تصریح به کسانى که از اهالى خراسان به طرفدارى از حکومت عباسیان به پا مى خیزند و دارای اسم و رسم به بنى رزیق اند.
۹- رهبرانى از نسل وی در طبرستان، زیرا الناصر والداعى و غیر آن دو.
۱۰- کشته شدن نفس زکیه در مدینه و اظهار آن که محل کشته شدن مجاورت احجار زینت میباشد و نیز خبر از کشته شدن اخوی وی درخصوص حمزه بعداز آن ه چیره مى خواهد شد و مجدد باخت مى خورد.
۱۱- تصریح به ماجرا فرزند اسماعیل بن جعفر بن محمد علیهماالسلام و تعبیر و تفسیر از وی به ذوالبداء و المسجى بالرداء.
توضیح آن که در بعضى احادیث آمده میباشد در امامت اسماعیل بدا شد و امامتى که به مشیت حق سازه بود به وى رسید تغییرو تحول کرد نیز در هنگام مرگ اسماعیل، امام جعفر راستگو علیه السلام ردایى روى وی کشید و به شمارى از بزرگان شیعه اورا در بستر مرگ علامت بخشید تا تمامی اطمینان نمایند که اسماعیل مرده میباشد.
۱۲- اشاره به سلطنت بنى بویه با بن گفتار: از دیلیمان بنوصیاد خروج مى نمایند تعبر آن حضرت به بنوصیاد براى آن بود که بابا وی مایه صید مى کرد و با فروش آن زندگى مى کرد و همینطور خبر بخشید که بنى بویه زوارء را تصرف مى نمایند و خلفا را کنار مى زنند و در آن هنگام که درباره على علیه السلام حرف مى خاطرنشان کرد مردى پرسید: حکومت آنها چه دوران ارتفاع مى کشد؟حضرت فرمود: صد سال یا این که کمى بیش.
۱۳- با خبر کردن از این که فرزندان عبدالله بن عباس حکومت را اشغال خواهند کرد.
ابن ابى الحدید گواهى مى دهد که امیرالمومنین على علیه السلام رویدادها تا قیامت را مى دانست و پدیده هایى که در پیش پاى مسلمان ها نمایان گردد شعور مى کرد و آنچه پیش بینى مى نمود به عبارتی بود که وی به صورت صریح بیان کرد بدین ترتیب درست میباشد که فرمود: سلونى پیشین ان تفقدونى.(۹)
غیبگویى امام على علیه السلام
علامه حلى رحمه الله از پدرش نقل مى کمند: انگیزه این که در فتنه مغول، اهل کوفه و حله و کربلا و نجف قتل و عام نشدند، و از هجوم سربازان هلاکو مصون ماندند این بود که وقتى هلاکو به بیرون بغداد رسید و هنوز شهر را فتح نکرده بود
بیشتر اهالى حله از واهمه منزل هاى خویش را سوراخ گفتند و به بطایح گریختند و تعدادى در شهر باقى ماندند برای مثال پدرم و سید بن طاووس و عالم بن ابى العز، این سه نفر تصمیم گرفتند به هلاکو طومار بنویسند و صریحا اطاعت خویش را از وى اعلام نمایند طومار نوشتند و توسط یک شخص غیر عرب فرستادند هلاکو بعداز اخذ طومار فرمانى به اسم وی صادر کرد و اعلامکرد: به کسانى که طومار نوشتند بگویید درصورتی که طومار را دوستانه نوشته اید و دلهاى شما با نوشته تان مبنی بر میباشد نزد ما بیایید.
فرستادگان هلاکو به حله آمدند و پیا هلاکو را ابلاغ کردند اینان از ملاقات هلاکو بیمناک بوند چون نمى دانستند نقطه پایان فعالیت چه شود.
پدرم به آن دو نفر اظهار کرد: درحالتی که اینجانب به تنهایى نزد هلاکو بیایم کافى میباشد؟
گفتند: آرى در معیت فرستادگان هلاکو تکان کرد در آن موقع هنوز بغداد فتح نشده بود و خلیفه عباسى را نکشته بود وقتى پدرم به حضور هلاکو توشه یافت به وی اذعان کرد: چطور عباسى را نکشته بودند وقتى پدرم به حضور هلاکو توشه یافت به وی خاطرنشان کرد: چطور به مکاتبه با اینجانب مبادرت کردید و چه گونه به ملاقات اینجانب آمدى قبل از آن که بدانى شغل اینجانب و خلیفه به کجا مى کشد؟از کجا اعتقاد پیدا کردى که فعالیت اینجانب خلیفه و به صلح نمى انجامد و ما اورا سوراخ نمى گوییم؟
نبی اکرم صلى الله علیه وآله و خبرها غیب
احادیث بسیارى از شیوه های شیعه و سنى رسیده میباشد که نبی تشریفات مشهد اکرم صلى الله علیه وآله و ائمه علیهم السلام در موردها متعددى از غیب و اتفاق ها آجل خبر داده اند.
ماه رمضان مجاورت مى شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله خطبه مفصلى خوانده و خلال آن از عظمت و معنویت ماه رمضان کلام ذکر کرد قسمتى از فرائض و سنن را توضیح اعطا کرد و عموم را به اداى وظایفشان تشویق کرد.
على علیه السلام مى فرماید: خلال خطبه پیغمبر به پا خاستم و پرسیدم:
یا این که پیامبر الله، چه عملى در ماه رمضان از تمامی رفیعتر و خوب میباشد؟در پاسخ فرمود: اجتناب از گناه، آنگاه نبی اکرم صلى الله علیه وآله ناله کرد، گفتم: یا این که فرستاده الله!چه چیز شیون ات آورد؟ فرمود: ناله اینجانب براى مصیبتى میباشد که درین ماه بر تو وارد مى خواهد شد گویى مى بینم که در پیشگاه معبود نماز مى گزارى و شقى ترین عموم ضربتى به سرت مى زند که ریشت از آن ضربت به خون خضاب مى گردد على علیه السلام بیان کردن یا این که پیامبر الله!این اتفاق در موقع تندرست آئین اینجانب به اینجانب مى برسد؟فرمود: بلى در سالم دینت.
خبر پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از شهیدشدن عمار یاسر
عمار یاسر از اصحاب فرستاده اکرم صلى الله علیه وآله میباشد وی در زمان زندگى خویش از مشرکان صدمات بسیار مشاهده کرد و با حادثه ها سختى رو به رو شد عماى در مبارزه صفین از سربازان امیرالمومنین علیه السلام بود و در به عبارتی مبارزه به شهید شدن رسید پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله دو خبر درباره عمار داده بود که بعداز سپری شد سال های زیاد هر دو خبر خرقه فعالیت پوشید ابتدا آن که خبر داده عمار یاسر به دست جمعیت ستمکار و ظالم کشته مى خواهد شد و این خبر را عموم زیادى بى واسطه از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله حکایت تا جایى که بعضى از اشخاص مى دانستند مجموعه حق و فسخ در نبرد صفین قرار داراهستند.
خزیمه بن اثبات در نبرد جمل حاضر بود، ولى دست به چاقو نزد در مبارزه صفین نیز حاضر بود و نجنگید نکرد و مى اذعان کرد مبارزه نمى کنم تا عمار کشته شد و ببینم کدام دسته اورا مى کشند، چون اینجانب خویش از پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله شنیده ام که فرمود: مهلک عمار یاسر جمعیتى ستمکارند.بعداز آن که عمار به دست لشکر معاویه کشته شد خزیمه اظهارکرد: در حال حاضر تیم گم راه را شناختم دست به خنجر موفقیت و به لشکر معاویه حمله کرد تا کشته شد.
خبر غیبى دوم که پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله درباره عمار داده بود واپسین سهم وی از جهان بود عمار یاسر در روز صفین آب خواست، برایش شیر آوردند اعلام کرد: پیغمبر اکرم صلى الله علیه وآله به اینجانب فرموده: واپسین نوشیدنى که از عالم مى نوشى شیر میباشد آن گاه به میدان نبرد رفت و کشته شد این دو خبر غیبى در دانش بارى تعالى وجود داشت و خدا پیغمبر اسلام را از آن مطلع کرد.(۷)
تعبیروتفسیر خواب هند جگر از لهجه نبی آفریدگار صلى الله علیه وآله
در مدینه المعاجز آمده میباشد: هند جگر خوار معاویه صبحگاهى به منزل پیامبر خداصلى الله علیه وآله در آمد و به عایشه اظهار کرد: جوابى خیره کننده دیدم، به پهنا نبی خداوند صلى الله علیه وآله برسان و تفسیر آن را بپرس و منرا آگهى ده، در خواب دیدم خورشیدى تابان بر تمامی دنیا مشرف بود و از آن خورشید ماهى ایجاد شد که عالم را در روشنایی خویش فرا گرفت و از آن قمر دو ستاره پرنور زایید که نور و روشنایی آنان از مشرق تا مغرب را فرا گرفت بعد سحابى بدون نور زیرا شبى ظلمانى چشم به جهان گشود از آن ابر ظلمانى، مارى سیاه پدیدآمد که قابل انعطاف قابل انعطاف به سوى آن دو ستاره همى مى رفت تا هر دو را بلعید مردمان در حرمان آن دو ستاره تابان بگریستند و قرین غم و اسف شدند عایشه را به حضرت فرستاده صلى الله علیه وآله معروض داشت رنگ و رخسار آن حضرت دگرگون گشت و دشوار بگریست و فرمود: اى عایشه، آفتاب پرنور منم، و ماه، فاطمه دختر اینجانب میباشد و دو ستاره، حسن و حسین اند و ابر سیاه معاویه میباشد، و مار سیاه یزید میباشد.(۸)
خبرهاى غیبى حضرت على علیه السلام
۱- خبر از سلطنت معاویه بعد از مرگش.
۲- حکومت حجاج بن یوسف ثققى.
۳- روایت خوارج و مبارزه نهروآن
۴- گزینش کسانى از اصحاب خود که کشته، یا این که به دار آویخته مى شوند.
۵- جنگ با قول شکنان و منحرفان و بدعت گذاران: ناکثین، قاسطین، مارقین.
۶- شمار کسانى که از کوفه براى نصرت در پیکار ها اهل بصره مى آیند.
۷- سرگذشت عبدالله بن زبیر و تعبیروتفسیر از وی به مرد فریب فعالیت و توطئه گر و که سوای فهم و شعور مقصد مدام مبادرت مى کد و با چنگ زدن به ریسمان دیانت، دنیاطلبى را دنبال کرده و آخر و عاقبت به دار آویخته مى گردد.
۸- پیدا شدن درفش هاى سیاه از خراسان و تصریح به کسانى که از اهالى خراسان به طرفدارى از حکومت عباسیان به پا مى خیزند و دارای اسم و رسم به بنى رزیق اند.
۹- رهبرانى از نسل وی در طبرستان، زیرا الناصر والداعى و غیر آن دو.
۱۰- کشته شدن نفس زکیه در مدینه و اظهار آن که محل کشته شدن مجاورت احجار زینت میباشد و نیز خبر از کشته شدن اخوی وی درخصوص حمزه بعداز آن ه چیره مى خواهد شد و مجدد باخت مى خورد.
۱۱- تصریح به ماجرا فرزند اسماعیل بن جعفر بن محمد علیهماالسلام و تعبیر و تفسیر از وی به ذوالبداء و المسجى بالرداء.
توضیح آن که در بعضى احادیث آمده میباشد در امامت اسماعیل بدا شد و امامتى که به مشیت حق سازه بود به وى رسید تغییرو تحول کرد نیز در هنگام مرگ اسماعیل، امام جعفر راستگو علیه السلام ردایى روى وی کشید و به شمارى از بزرگان شیعه اورا در بستر مرگ علامت بخشید تا تمامی اطمینان نمایند که اسماعیل مرده میباشد.
۱۲- اشاره به سلطنت بنى بویه با بن گفتار: از دیلیمان بنوصیاد خروج مى نمایند تعبر آن حضرت به بنوصیاد براى آن بود که بابا وی مایه صید مى کرد و با فروش آن زندگى مى کرد و همینطور خبر بخشید که بنى بویه زوارء را تصرف مى نمایند و خلفا را کنار مى زنند و در آن هنگام که درباره على علیه السلام حرف مى خاطرنشان کرد مردى پرسید: حکومت آنها چه دوران ارتفاع مى کشد؟حضرت فرمود: صد سال یا این که کمى بیش.
۱۳- با خبر کردن از این که فرزندان عبدالله بن عباس حکومت را اشغال خواهند کرد.
ابن ابى الحدید گواهى مى دهد که امیرالمومنین على علیه السلام رویدادها تا قیامت را مى دانست و پدیده هایى که در پیش پاى مسلمان ها نمایان گردد شعور مى کرد و آنچه پیش بینى مى نمود به عبارتی بود که وی به صورت صریح بیان کرد بدین ترتیب درست میباشد که فرمود: سلونى پیشین ان تفقدونى.(۹)
غیبگویى امام على علیه السلام
علامه حلى رحمه الله از پدرش نقل مى کمند: انگیزه این که در فتنه مغول، اهل کوفه و حله و کربلا و نجف قتل و عام نشدند، و از هجوم سربازان هلاکو مصون ماندند این بود که وقتى هلاکو به بیرون بغداد رسید و هنوز شهر را فتح نکرده بود
بیشتر اهالى حله از واهمه منزل هاى خویش را سوراخ گفتند و به بطایح گریختند و تعدادى در شهر باقى ماندند برای مثال پدرم و سید بن طاووس و عالم بن ابى العز، این سه نفر تصمیم گرفتند به هلاکو طومار بنویسند و صریحا اطاعت خویش را از وى اعلام نمایند طومار نوشتند و توسط یک شخص غیر عرب فرستادند هلاکو بعداز اخذ طومار فرمانى به اسم وی صادر کرد و اعلامکرد: به کسانى که طومار نوشتند بگویید درصورتی که طومار را دوستانه نوشته اید و دلهاى شما با نوشته تان مبنی بر میباشد نزد ما بیایید.
فرستادگان هلاکو به حله آمدند و پیا هلاکو را ابلاغ کردند اینان از ملاقات هلاکو بیمناک بوند چون نمى دانستند نقطه پایان فعالیت چه شود.
پدرم به آن دو نفر اظهار کرد: درحالتی که اینجانب به تنهایى نزد هلاکو بیایم کافى میباشد؟
گفتند: آرى در معیت فرستادگان هلاکو تکان کرد در آن موقع هنوز بغداد فتح نشده بود و خلیفه عباسى را نکشته بود وقتى پدرم به حضور هلاکو توشه یافت به وی اذعان کرد: چطور عباسى را نکشته بودند وقتى پدرم به حضور هلاکو توشه یافت به وی خاطرنشان کرد: چطور به مکاتبه با اینجانب مبادرت کردید و چه گونه به ملاقات اینجانب آمدى قبل از آن که بدانى شغل اینجانب و خلیفه به کجا مى کشد؟از کجا اعتقاد پیدا کردى که فعالیت اینجانب خلیفه و به صلح نمى انجامد و ما اورا سوراخ نمى گوییم؟

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای