همگرایی عموم با فتوا
حکم تحریم تنباکو با پر نمک و هیجان، سرعت و توجه و انضباط بدون نقص از سوی مجموع طبقات عموم به عمل بسته شد[۷۳] و به نشانه همبستگی ملی تبدیل شوید. اشخاصی که چندان پایبند رعایت احکام فقهی نبودند و «در مرئی و منظر خاص و عام مرتکب هر نوع گناه میشدند»[۷۴] خارجی مآبان[۷۵]، اقلیتهای مذهبی[۷۶]، پرسنل و خدمتکاران دربار و آبدارخانۀ فرمان روا[۷۷]، دربا ریان و رجال دولتی[۷۸] و حتی همسران ناصرالدین پاد شاه[۷۹] نیز با التزام بدون نقص فتوای تحریم را رعایت تشریفات مشهد میکردند.
حکومت به دنبال رفع تحریم
یک هفته بعد از صدور حکم تحریم، به فرمان ناصرالدین فرمانروا مجلسی از علمای گرانقدر طهران و امین السلطان و رجال حکومتی در خانۀ نایب السلطنه تشکیل شد تا خط مش حلی برای نقطه نهایی دادن به داستان پیدا نمایند. علمای حاضر در گرد هم آیی مشقت بار در قبال دولت ایستادند و به امین السلطان و «اشخاصی که از انگلیسیها باج گرفتهاند»، حمله کردند.[۸۰] سرنوشت مقرر شد امین السلطان برای کنسل تفاهم نامه بکوشد و علما نیز بعد از کنسل تفاهم نامه تایید صلاحیت مصرف دخانیات را صادر نمایند.[۸۱]
استارت رفع انحصار
حادثه ها آتی آرم اعطا کرد که خواسته امین السلطان کنسل انحصار داخلی بوده میباشد. ظاهراً دولت کشور ایران و نیز دولت انگلستان پی برده بودند که مراقبت تفاهم نامه ممکن وجود ندارد و سماجت بر ادامۀ عمل، دولت کشورایران را مبتلا مخاطره خواهد کرد.[۸۲] پاد شاه و امین السلطان امیدوار بودند که بعداز کنسل انحصار داخلی اوضاع و احوال آهسته گیرد.[۸۳] در ۱۶ جمادی الاول ۱۳۰۹ق/۲۷ آذر ۱۲۷۰ش؛ مجدد مجلسی از دولتیان و علما و بازرگانان تشکیل شد.[۸۴]
امین السلطان بعداز گزارشی مبسوط از کاراییها و مذاکرات خویش، ذکر کرد که انحصار داخلی تنباکو کنسل گردیده است. بعد از آن برای نگهداری انحصار فرنگی هم توجیهاتی ارائه کرد و از علما خواست در مساجد و منابر صریحاً حکم حلیت تنباکو را اعلام نمایند[۸۵]. آشتیانی در جواب ذکر کرد: «مراد ما کوتاه کردن دست فرنگی از کارها مسلمین میباشد و هنوز پای مداخلۀ خارجی میان میباشد».[۸۶] دولتیان ادله کردند که کنسل انحصار فرنگی نیازمند پرداخت غرامتی هنگفت و سوا عهدۀ دولت میباشد.[۸۷]
علما که کنسل حکم تحریم را در عهدۀ میرزای شیرازی میدانستند[۸۸]، عاقبت با فشار امین السلطان تلگرافی برای وی ارسال، و اعلام داشتند که امتیاز تنباکو «از آحاد ممالک کشورایران برداشته شد»، و از میرزا خواستند از سلطان سپاس نماید.[۸۹] لحاظ به متن پیچیدگی آمیز تلگراف که ممکن بود میرزای شیرازی را به خطااندازد، علما و اعیان طهران طی گزارشی تفصیل مذاکرات آن گرد هم آیی را با تأکید بر اینکه امتیاز فرنگی هنوز پابرجاست و تلگراف قبل هم از گویش علما و در واقع تحمیلی بوده، به اگاهی میرزای شیرازی رساندند و از او حصول تکلیف کردند.[۹۰]
رفع انحصار داخلی
در به عبارتی روز (۱۶ جمادی الاول/ ۲۷ آذر ۱۲۷۰ش) امین السلطان کنسل انحصار داخلی تنباکو را به سراسر ولایات اگاهی بخشید[۹۱]. از طرف دولت نیز اعلامیهای دراین باب منتشر شد[۹۲]؛ البته اعلامیهها با استقبال روبه رو نشد و همگان در انتظار امر میرزای شیرازی بودند.[۹۳]
در ۲۳ جمادی الاول اعلامیهای سوای امضا در طهران منتشر شد دربردارنده این مقاله که به حکم آشتیانی(میرزا حسن) درصورتی که تا ۴۸ ساعت امتیاز تنباکو کنسل نشود (تا روز دو شنبه) عموم آمادۀ جهاد شوند.[۹۴]
این دهانزد موجب پر نمک و هیجان نو در عموم، و اضطراب و نگرانی شدید در فرمان روا و امین السلطان و خارجیان مقیم طهران شد.[۹۵] همین وقت (اواخر جمادی الاول ۱۳۰۹) نوشتهی علمیای به مداد «یکی علما»[۹۶] در طهران منتشر شد که در آن نسبت به هدف ها و آرزوها بیگانگان، به ویژه «اهل یک محل انگلیس که خیانت و حیل آنان نسبت به هم محلی مصر و هندوستان ظواهر و اشکار شده»، و مقایسۀ کمپانی تنباکو با شرکت هند شرقی که «در بدو ضبط هند به نام کسب و کار، رعایای آنجا را تبعۀ خویش ساختند»، به عموم کشور ایران هشدار داده گردیده بود.[۹۷] بخش اعظمی از عموم بعداز نشر شایعۀ جهاد در ادامه تدارک اسلحه و آذوقه برآمدند.[۹۸]
ورود فرمانروا به جریان
فرمان روا شخصاً طومارای تند به آشتیانی نوشت و اورا تبهکار به عوام فریبی و سر کردگی طلبی و «اقتباس به مجتهد تبریز و آقا نجفی اصفهانی» کرد. آشتیانی هم در جواب سلطان طومارای سفت نوشت و «مفاسد» مداخلۀ خارجیان را برشمرد و یادآوری کرد که کنسل حکم تحریم جز به دست میرزای شیرازی ممکن وجود ندارد. پادشاه که انتظار چنان پاسخی را نداشت، مجدد در طومارای دلجویانه و عذرخواهانه از او خواست تا قصه را نقطه پایان یافته تلقی نماید و به عموم هم اعلام نماید که «این فعالیت آحاد گردیده و قبلی میباشد». آشتیانی در جواب به نامۀ اخیر خلال قدردانی از ناصرالدین سلطان افزود که عموم جز با کنسل بدون نقص امتیاز آهسته نخواهند گرفت.[۹۹]
تکذیب دهانزد
بعد از ظهر یکشنبه ۲۶ جمادیالاول، پیرو بالا تصاحب کردن نگرانیها از آنچه که ممکن بود در روز دوشنبه صورت دهد، آشتیانی علما و صاحبان منبر و محراب را فراخواند و از آنها خواست در مساجد و منابر این خبرپراکنی را تکذیب، و عموم را ساکت نمایند.[۱۰۰] در ۳۰ جمادیالاول، بعداز دو هفته انتظار، تلگراف کوتاهی از میرزای شیرازی رسید که در آن علاوه بر قدردانی از فرمان روا اظهار امیدواری کرده بود که «دست خارجه بالمره از کشورایران کوتاه گردد».[۱۰۱] این پاسخ که به کلی برخلاف تمایل دولت بود، موجب خشم ناصرالدین پادشاه شد.[۱۰۲]
همگرایی عموم با فتوا
حکم تحریم تنباکو با پر نمک و هیجان، سرعت و توجه و انضباط بدون نقص از سوی مجموع طبقات عموم به عمل بسته شد[۷۳] و به نشانه همبستگی ملی تبدیل شوید. اشخاصی که چندان پایبند رعایت احکام فقهی نبودند و «در مرئی و منظر خاص و عام مرتکب هر نوع گناه میشدند»[۷۴] خارجی مآبان[۷۵]، اقلیتهای مذهبی[۷۶]، پرسنل و خدمتکاران دربار و آبدارخانۀ فرمان روا[۷۷]، دربا ریان و رجال دولتی[۷۸] و حتی همسران ناصرالدین پاد شاه[۷۹] نیز با التزام بدون نقص فتوای تحریم را رعایت تشریفات مشهد میکردند.
حکومت به دنبال رفع تحریم
یک هفته بعد از صدور حکم تحریم، به فرمان ناصرالدین فرمانروا مجلسی از علمای گرانقدر طهران و امین السلطان و رجال حکومتی در خانۀ نایب السلطنه تشکیل شد تا خط مش حلی برای نقطه نهایی دادن به داستان پیدا نمایند. علمای حاضر در گرد هم آیی مشقت بار در قبال دولت ایستادند و به امین السلطان و «اشخاصی که از انگلیسیها باج گرفتهاند»، حمله کردند.[۸۰] سرنوشت مقرر شد امین السلطان برای کنسل تفاهم نامه بکوشد و علما نیز بعد از کنسل تفاهم نامه تایید صلاحیت مصرف دخانیات را صادر نمایند.[۸۱]
استارت رفع انحصار
حادثه ها آتی آرم اعطا کرد که خواسته امین السلطان کنسل انحصار داخلی بوده میباشد. ظاهراً دولت کشور ایران و نیز دولت انگلستان پی برده بودند که مراقبت تفاهم نامه ممکن وجود ندارد و سماجت بر ادامۀ عمل، دولت کشورایران را مبتلا مخاطره خواهد کرد.[۸۲] پاد شاه و امین السلطان امیدوار بودند که بعداز کنسل انحصار داخلی اوضاع و احوال آهسته گیرد.[۸۳] در ۱۶ جمادی الاول ۱۳۰۹ق/۲۷ آذر ۱۲۷۰ش؛ مجدد مجلسی از دولتیان و علما و بازرگانان تشکیل شد.[۸۴]
امین السلطان بعداز گزارشی مبسوط از کاراییها و مذاکرات خویش، ذکر کرد که انحصار داخلی تنباکو کنسل گردیده است. بعد از آن برای نگهداری انحصار فرنگی هم توجیهاتی ارائه کرد و از علما خواست در مساجد و منابر صریحاً حکم حلیت تنباکو را اعلام نمایند[۸۵]. آشتیانی در جواب ذکر کرد: «مراد ما کوتاه کردن دست فرنگی از کارها مسلمین میباشد و هنوز پای مداخلۀ خارجی میان میباشد».[۸۶] دولتیان ادله کردند که کنسل انحصار فرنگی نیازمند پرداخت غرامتی هنگفت و سوا عهدۀ دولت میباشد.[۸۷]
علما که کنسل حکم تحریم را در عهدۀ میرزای شیرازی میدانستند[۸۸]، عاقبت با فشار امین السلطان تلگرافی برای وی ارسال، و اعلام داشتند که امتیاز تنباکو «از آحاد ممالک کشورایران برداشته شد»، و از میرزا خواستند از سلطان سپاس نماید.[۸۹] لحاظ به متن پیچیدگی آمیز تلگراف که ممکن بود میرزای شیرازی را به خطااندازد، علما و اعیان طهران طی گزارشی تفصیل مذاکرات آن گرد هم آیی را با تأکید بر اینکه امتیاز فرنگی هنوز پابرجاست و تلگراف قبل هم از گویش علما و در واقع تحمیلی بوده، به اگاهی میرزای شیرازی رساندند و از او حصول تکلیف کردند.[۹۰]
رفع انحصار داخلی
در به عبارتی روز (۱۶ جمادی الاول/ ۲۷ آذر ۱۲۷۰ش) امین السلطان کنسل انحصار داخلی تنباکو را به سراسر ولایات اگاهی بخشید[۹۱]. از طرف دولت نیز اعلامیهای دراین باب منتشر شد[۹۲]؛ البته اعلامیهها با استقبال روبه رو نشد و همگان در انتظار امر میرزای شیرازی بودند.[۹۳]
در ۲۳ جمادی الاول اعلامیهای سوای امضا در طهران منتشر شد دربردارنده این مقاله که به حکم آشتیانی(میرزا حسن) درصورتی که تا ۴۸ ساعت امتیاز تنباکو کنسل نشود (تا روز دو شنبه) عموم آمادۀ جهاد شوند.[۹۴]
این دهانزد موجب پر نمک و هیجان نو در عموم، و اضطراب و نگرانی شدید در فرمان روا و امین السلطان و خارجیان مقیم طهران شد.[۹۵] همین وقت (اواخر جمادی الاول ۱۳۰۹) نوشتهی علمیای به مداد «یکی علما»[۹۶] در طهران منتشر شد که در آن نسبت به هدف ها و آرزوها بیگانگان، به ویژه «اهل یک محل انگلیس که خیانت و حیل آنان نسبت به هم محلی مصر و هندوستان ظواهر و اشکار شده»، و مقایسۀ کمپانی تنباکو با شرکت هند شرقی که «در بدو ضبط هند به نام کسب و کار، رعایای آنجا را تبعۀ خویش ساختند»، به عموم کشور ایران هشدار داده گردیده بود.[۹۷] بخش اعظمی از عموم بعداز نشر شایعۀ جهاد در ادامه تدارک اسلحه و آذوقه برآمدند.[۹۸]
ورود فرمانروا به جریان
فرمان روا شخصاً طومارای تند به آشتیانی نوشت و اورا تبهکار به عوام فریبی و سر کردگی طلبی و «اقتباس به مجتهد تبریز و آقا نجفی اصفهانی» کرد. آشتیانی هم در جواب سلطان طومارای سفت نوشت و «مفاسد» مداخلۀ خارجیان را برشمرد و یادآوری کرد که کنسل حکم تحریم جز به دست میرزای شیرازی ممکن وجود ندارد. پادشاه که انتظار چنان پاسخی را نداشت، مجدد در طومارای دلجویانه و عذرخواهانه از او خواست تا قصه را نقطه پایان یافته تلقی نماید و به عموم هم اعلام نماید که «این فعالیت آحاد گردیده و قبلی میباشد». آشتیانی در جواب به نامۀ اخیر خلال قدردانی از ناصرالدین سلطان افزود که عموم جز با کنسل بدون نقص امتیاز آهسته نخواهند گرفت.[۹۹]
تکذیب دهانزد
بعد از ظهر یکشنبه ۲۶ جمادیالاول، پیرو بالا تصاحب کردن نگرانیها از آنچه که ممکن بود در روز دوشنبه صورت دهد، آشتیانی علما و صاحبان منبر و محراب را فراخواند و از آنها خواست در مساجد و منابر این خبرپراکنی را تکذیب، و عموم را ساکت نمایند.[۱۰۰] در ۳۰ جمادیالاول، بعداز دو هفته انتظار، تلگراف کوتاهی از میرزای شیرازی رسید که در آن علاوه بر قدردانی از فرمان روا اظهار امیدواری کرده بود که «دست خارجه بالمره از کشورایران کوتاه گردد».[۱۰۱] این پاسخ که به کلی برخلاف تمایل دولت بود، موجب خشم ناصرالدین پادشاه شد.[۱۰۲]

انتخاب تالار و باغ مناسب برای مراسم در مشهد – نکات و معیارهای حرفهای