loading...

مجله خبری تشریفات

بازدید : 25
پنجشنبه 1 آذر 1403 زمان : 10:01


جمع‌ای نیز به منشا بیرونی تشکیل جامعه پرداخته و معتقدند سر اجتماعی زیستن آدم را بایستی در عامل ها دیگر غیر از کارداران درونی جست و جو کرد؛ افلاطون (۴۲۷ ـ ۳۴۸ ق. م.) و ابن سینا (۳۷۰ ـ ۴۲۸ ق.) انگیزه وجود جامعه را رفع نیازمندی بشر از افراد متفاوت دانسته‌اند. [۸۳][۸۴] شهرستانی نیز منشا اجتماعات را در احتیاجات مادی و اخروی معاش بشر جست و جو می‌نماید. [۸۵]
بعضا دیگر که طرف داران منشا بیرونی و درونی‌اند به هر دو ادله درونی تشریفات مشهد و بیرونی پرداخته‌اند؛ علامه طباطبایی اعتقاد دارد بشر به حکم اینکه خویش را دوست دارااست (حب ذات) و همنوع خویش را همچون خویش می‌بیند به طور طبیعی حس انس داخل او پدید میاید و به آن‌ها رغبت می یابد و بر تاثیر این اجتماع، نوعی استخدام و به کار گیری از همنوعان پدید میاید و زیرا این غریزه در کلیه به صورت شبیه است اجتماع را سود می دهد. [۸۶] وی پایین توضیح آیه ۲۱ روم[۸۷]، بعداز اشاره به غریزه جنسی تحت عنوان عاملی طبیعی که به طور آگاهانه در راستای اصل استخدام از آن افتتاح می شود، عاطفه ها اجتماعی را نیز در جهت اجتماعی شدن دارنده نقشی مؤثر میداند،[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲] در فیض در ساحت دنیوی، اولیه ادله پیدایش و استقرار معاش اجتماعی از منظر قرآن را می‌اقتدار در یک کالا بودن دو آدم نخستین و شم نیاز مشترک آن ها به هم تحت عنوان یک غریزه حیوانی و در کنار آن، عاطفه ها خانوادگی و اجتماعی با ولادت فرزندان و ساخت‌و‌ساز پیوندهای سببی و نسبی به یکدیگر که عامل ها طبیعی جامعه انسانی تلقی می شوند، بازیافت. [۹۳]
به این ترتیب اول رینگ‌های رابطه آدم‌ها و تشکیل جامعه انسانی در خانواده صورت میگیرد: «ومِن ءایـتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزوجـًا لِتَسکُموزیک اِلَیها وجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً ورَحمَةً»،[۹۴] در عین هم اکنون این رابطه ها موجب نوعی پیوستگی و پیدایش قبایل متعدد و شعوب متعدد‌اند و بعد از آن معاش اجتماعی از حد قبایل بالاتر رفته، به مرحله تابعیت‌ها و رنگ‌ها و اختلاف در آن ها می رسد و این دو عنصر سبب ساز نوعی وحدت دربین اعضای هر کدام از مجموعه‌ها می شوند: «واختِلـفُ اَلسِنَتِکُم واَلونِکُم». [۹۵]
فواید همیاری و تعاون نیز از کارداران دیگری میباشد که طی معاش اجتماعی از روش تجارب عملی بشری به دست آمده و موجب استحکام و تقویت معاش اجتماعی می گردد. [۹۶]
شهید مطهری آحاد اقوال درباره منشا جامعه را به سه گروه فطری ، اضطراری و از روی اراده نصیب کرده که بنابر لحاظ در آغاز، دلیل مهم، طبیعت درونی بشر هاست. لحاظ دوم از قبیل کارها اتفاقی، عرضی و تحت عنوان نهایت ثانوی میباشد خیر او‌لین و بنابر لحاظ سوم، اجتماعی بودن از قبیل غایات فکری میباشد خیر طبیعی و مطلوب‌ترین برداشتی را که با آیه‌ها فوق مطابقت میباشد در حیث در آغاز دانسته میباشد که اجتماعی بودن در متن آفرینش آدم پی ریزی گردیده است. [۹۷]

۹ - قانونمندی جامعه
[دستکاری]
قانونمندی و کیفیت قانون ها و سنت‌های حکم دهنده بر جامعه، از مباحث بنیادین و از مبادی فلسفی گفت و گو‌های جامعه شناختی در پژوهش پدیده‌های اجتماعی میباشد که بخش اعظمی از مسائل اجتماعی بر اساس آن استوارند.
دوراندیشی از قانونمندی جامعه نقش‌ها و پیامدهای مهمی داراست که عبارت‌اند از اقتدار بر کشف مقررات که شرط مایحتاج پیش گویی پذیری جامعه و تاریخ میباشد، کالبد شکافی و چک ظریف جامعه ها قبل، آشنایی رخدادهای غیر مترقبه و شایستگی برای رویارویی با آن، طرح ریزی ظریف برای رویا رویی با جراحت‌های اجتماعی و راهکار اندیشی برای بهبود حال و روز جانور.
واژه سنت که در ۱۱ آیه از آیه‌ها قرآن با تعابیر «سُنَّتُ الاَوَّلین»؛ [۹۸] «سُنَّةَ اللّهِ فِی الَّذینَ خَلَوا مِن قَبلُ» [۹۹] «لِسُنَّتِنا»،[۱۰۰] «سُنَّتَ اللّهِ الَّتی قَد خَلَت»،[۱۰۱] «سُنَّةَ مَن قَد اَرسَلنا قَبلَکَ مِن رُسُلِنا»،[۱۰۲] «سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبلِکُم»،[۱۰۳] «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَبدیلاً» [۱۰۴] و «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ» [۱۰۵] به شغل رفته، به معنای دیدگاه معمول و رایج میباشد که حتما خویش غالبا یا این که دائما سرازیر باشد[۱۰۶] و مراد از سنت یا این که ضابطه جامعه، دیدگاه‌ای سرازیر و درست میباشد که برای رهنمونی جامعه جعل گردیده[۱۰۷][۱۰۸] که جامعه در آن سیر می‌نماید و مسیری میباشد که بایستی از آن تاسی خواهد شد و ضابطه آفریدگار درباره امت‌های قبل بوده میباشد. [۱۰۹] مقررات گزینه دعوا در اینجا، آن تیم از ارتباط ها انگیزه و علیل‌ها میباشند که به حکم تکوینی معبود در ساختن و ویران کردن اجتماعات حکم دهنده و مؤثرند. [۱۱۰] این سنت‌ها، گاه درمورد برخی اقوام‌اند که با تنقیح مناط امکان سرایت کردن دارا هستند؛ مانند «ولَو اَنَّهُم اَقاموا التَّورةَ تعالیِنجیلَ وما اُنزِلَ اِلَیهِم مِن رَبِّهِم لاََکَلوا مِن فَوقِهِم ومِن تَحتِ اَرجُلِهِم» [۱۱۱] و گاه سوای نیاز به تنقیح مناط عمومیت داشته، دربرگیرنده همگی آدم‌ها می گردند؛ مانند «ومَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَقاطرَجـا» [۱۱۲] و تفاوتشان با سنت‌های به دست آمده با جستجو‌های بشری این میباشد که خطاناپذیرند.
مجموعه‌ها و دولت ها متعدد به رغم اختلافات تکوینیشان، وجوه اشتراکی دارا‌هستند که هم محور ضوابط تکوینی جامعه شناختی مشترک میگردند و هم منشا مقررات تشریعی اخلاقی و حقوق و دستمزد مشترک، به این ترتیب می توانند فرهنگ و تمدن و نظام ارزشی و اخلاق و رفتار و حقوق و دستمزد واحد داشته باشند. قرآن نیز یک حرفه مقررات تکوینی و تشریعی مشترک در بین جامعه ها قائل میباشد[۱۱۳] و از همین رو نقل اکثری از قصص قرآنی برای عبرت دیگر افراد، به دلیل وجود شرایطی میباشد که مختص یک جامعه نیستند، بلکه مشترک دولت ها‌اند و قابلیت و امکان تکرار دارا‌هستند: «لَقَد کانَ فی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لاُِولِی الاَلبـبِ» [۱۱۴]؛ همینطور از آیاتی که عموم را به سیر در زمین ترغیب می‌نمایند تا سرگذشت اقوام و آخر و عاقبت پیشینیان را بنگرند، مقررات مشترک استعمال می‌گردد: «قُل سیروا فِی الاَرضِ فَانظُجایز کَیفَ کانَ عـقِبَةُ المُجرِمین»،[۱۱۵] «اَوَ لَم یَسیروا فِی الاَرضِ فَیَنظُجایز کَیفَ کانَ عـقِبَةُ الَّذینَ مِن قَبلِهِم...». [۱۱۶] از حیث قرآن، امت‌ها و جامعه‌ها از آن جهت که امت و جامعه‌اند ـ خیر فقط اشخاص جامعه‌ها ـ سرانجام مشترک دارا هستند. اشتراک در آخر و عاقبت به معنای سنت و ضابطه داشتن جامعه میباشد؛ مانند آنچه درباره‌ی آخر و عاقبت فامیل بنی اسرائیل آمده میباشد. [۱۱۷][۱۱۸]
خواسته از ضابطه‌های جامعه در قرآن، قانون ها حقیقی و واقعی یا این که تکوینی میباشد که از ارتباطی نفس الامری حکایت می‌نمایند که با اوضاع و اعتبار کاری ندارند[۱۱۹] و در آنان استثنا هیچ راهی نداشته، از سنخ رابطه علّی و معلولی به شمار میروند و از این رو قضایای شخصیه و جزئیه ضابطه محسوب نمی شوند. برای تشخیص این ضوابط که درقرآن به صورت مکرر از آنها حافظه شد‌ه‌است سه ملاک انگیزه داشتن، غرض داشتن، و اجتماعی بودن بایستی در لحاظ باشد. [۱۲۰][۱۲۱]

۹.۱ - سه خصوصیت مقررات اجتماعی در قرآن
شهید صدر، از مقایسه آیه ها قرآنی درباره ضوابط سابق الذکر، سه واقعیت پایدار را به کارگیری نموده است که می‌قدرت آن‌ها‌را خصوصیت‌های مهم سنت‌ها برشمرد:[۱۲۲][۱۲۳]

۹.۱.۱ - کورکورانه و اتفاقی نبودن ضوابط
به این مفهوم که سرپیچی ناپذیرند. قرآن روی این خصوصیت تاکید بسیار داراست تا آدمی گمان نکند آنچه در تاریخ واقع می‌گردد جنس صُدْفه و حادثه میباشد: «لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبدیلا». [۱۲۴]

۹.۱.۲ - لینک داشتن باایمان
از تعابیر متعدد قرآنی، بدین واقعیت پی می بریم که عزم و سنت پروردگار کلیه قاعده و ضابطه الهی و به پروردگار و موفقیت وی متعلق‌اند و آفریدگار توان خویش را از مجاری همین سنن و ضوابط ایفا می‌نماید. ولی خواسته انکار سلسله انگیزه‌ها و عقب افتاده جسمی‌های رخدادهای طبیعی وجود ندارد، بلکه خواسته این میباشد که تک تک قانون ها و سنن و ضوابط تابع عزم الهی‌اند.

۹.۱.۳ - تاکید بر عزم و تفویض بشر
قرآن در میان جبر مقررات و آزادی آدم آشتی و این دو دستور به ظواهر ضد‌و‌نقیض را به هم لینک و پیوند داده میباشد. از نگاه قرآن اصل تفویض با سنن الهی منافاتی ندارد:
«اِنَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّجایز ما بِاَنفُسِهِم». [۱۲۵]
جز مورد ها فوق، با تمرکز در آیه ها قرآن، خصوصیت‌های اجتماعی بودن، این جهانی بودن و اصلاحگری را نیز می‌اقتدار برای سنت‌های الهی اظهار‌کرد. این قانون ها اگرچه جایزه یا این که کیفر اخروی نیز دارا‌هستند، پیشبینی ها و منش‌های پروردگار می‌باشند که در اجتماع این جهانی برای موعظه عالم به سوی مصلحت، پیاده سازی گردیده‌اند. بعضا از این سنت‌ها عبارت‌اند از سپردن و مسئولیت آدم، ارسال رسل، ظهور و سقوط امت‌ها، هدایت و اضلال، برد حق بر فسخ، استدراج، آزمون و ابتلا، عبرت آموزی، همبستگی تحول‌های اجتماعی با تغییر‌و تحول درونی اشخاص و وراثت زمین برای مؤمنان.

۱۰ - اعتلا و انحطاط جامعه
[دستکاری]
مبنی بر نگرش قائل به استقلال و وجود حقیقی و واقعی جامعه، استناد صفات حیات و مرگ به آن، با دقت به آیه ها قرآن پذیرفتنی خواهد بود. ضابطه مرگ و حیات فقط برای اشخاص آدم وجود ندارد، بلکه اقوام و جمعیت‌ها و جامعه‌ها را نیز در برمی گیرد، با این تفاوت که مرگ ملت‌ها غالبا بر تاثیر انحراف از مسیر حق و عدل و داد و روی آوردن به ستم و دنیاپرستی میباشد. [۱۲۶] موردها آیه «ولِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ» [۱۲۷] این میباشد که امم و دولت ها بشری هم مانند اشخاص دارنده قدمت و اجلی محدودند. [۱۲۸]
آشنایی دست اندرکاران رویش و گسست یا این که مرگ یک جامعه نیازمند آشنایی درست بشر و جامعه، و آشنایی این دو متعلق به آشنایی عالم میباشد، به این ترتیب شعور عمیق اسباب و اثاث فروپاشی یا این که گسترش هر جامعه ارتباط مستقیمی با دنیا بینی اشخاص داراست و زیرا عالم بینی‌ها گوناگون‌اند تفسیرها از اعتلا و انحطاط نیز متعدد‌اند؛ در صورتیکه عالم و بشر دنیوی باشند ارتباط آدم و دنیا نیز در همین مدار قرار می گیرد و پرورش یا این که گسیختگی جامعه نیز بر موازین آن تعبیر و تفسیر می‌گردد؛ البته در عالم بینی الهی، زیرا بشر و عالم جاودانه چشم می شوند خیر در مسافت در بین ولادت تا مرگ، نوع طریقه به رویش و انحطاط آن نیز مختلف میباشد.
قرآن اعتلا و انحطاط جامعه را برحسب نوع بینش و دنیا بینی اشخاص تبیین می‌نماید؛ برای مثال از گویش آن ها که نگرشی دنیوی دارا‌هستند و توسعه را فقط از روزنه دنیوی می نگرند میگوید: هرکه اهل استعلا و برتری طلبی بود به فلاح و رستگاری میرسد: «وقَد اَفلَحَ الیَومَ مَنِ میباشدَعلی». [۱۲۹] در منطق قرآن، جامعه دارنده این نوع عالم بینی، محکوم به باخت میباشد و پرورش هر جامعه بر مدار توسعه و گسترش فکری و اعتقادی و علمی میباشد که از حق سرچشمه گرفته باشد و پایه آن را اعتقادات درست تشکیل می دهد.
مکانیزم نابودی یک جامعه، با برداشت از آیه ها متعدد اینگونه میباشد که طبقات مرفه و مترف، به سبب ساز در اختیار داشتن سلطه‌های گوناگون، سبب ساز پیدایش و توسعه فسق و انحراف همگی جانبه بین عده عموم و جامعه می شوند. این موضع خصمانه با دقت به اینکه یک کدام از هدف ها اصلی ارسال رسل اقامه عدل و داد و نبرد با ظلم میباشد، در مقابل حق و عدل و داد شدیدتر می شود و خرابی و تباهی چنان سرایت می یابد که جامعه و روح جمعی، صفت فسق را به خویش می گیرد و از فطرت او‌لین و مسیر خلقت گمراه گردیده، در سود جامعه مستحق عذاب ، هلاک و قهر خدا میشود: «فَقُطِعَ دابِرُ القَومِ الَّذینَ ظَـلَموا». [۱۳۰]
قرآن علاوه بر ذکر قصص اقوام گذشته، هم بشر‌ها را به قانونمندی برخی رخدادهای اجتماعی و عبرت گیری از آنان اعتنا داده و هم علل اصلی انحطاط جامعه را به تلویح یا این که تصریح برشمرده میباشد. از کنار هم نهادن آحاد آیاتی که‌این قصص در آنان اورده شده‌اند، به ۴ انگیزه مهم برمی خوریم که ارتباط مستقیمی با فروپاشی جامعه دارا هستند؛ به این مضمون‌ که به هر واحد سنجش که‌این علل در جامعه‌ای فیس بنمایانند آن جامعه سیر قهقرایی سقوط را سریع خیس خواهد پیمود:


جمع‌ای نیز به منشا بیرونی تشکیل جامعه پرداخته و معتقدند سر اجتماعی زیستن آدم را بایستی در عامل ها دیگر غیر از کارداران درونی جست و جو کرد؛ افلاطون (۴۲۷ ـ ۳۴۸ ق. م.) و ابن سینا (۳۷۰ ـ ۴۲۸ ق.) انگیزه وجود جامعه را رفع نیازمندی بشر از افراد متفاوت دانسته‌اند. [۸۳][۸۴] شهرستانی نیز منشا اجتماعات را در احتیاجات مادی و اخروی معاش بشر جست و جو می‌نماید. [۸۵]
بعضا دیگر که طرف داران منشا بیرونی و درونی‌اند به هر دو ادله درونی تشریفات مشهد و بیرونی پرداخته‌اند؛ علامه طباطبایی اعتقاد دارد بشر به حکم اینکه خویش را دوست دارااست (حب ذات) و همنوع خویش را همچون خویش می‌بیند به طور طبیعی حس انس داخل او پدید میاید و به آن‌ها رغبت می یابد و بر تاثیر این اجتماع، نوعی استخدام و به کار گیری از همنوعان پدید میاید و زیرا این غریزه در کلیه به صورت شبیه است اجتماع را سود می دهد. [۸۶] وی پایین توضیح آیه ۲۱ روم[۸۷]، بعداز اشاره به غریزه جنسی تحت عنوان عاملی طبیعی که به طور آگاهانه در راستای اصل استخدام از آن افتتاح می شود، عاطفه ها اجتماعی را نیز در جهت اجتماعی شدن دارنده نقشی مؤثر میداند،[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱][۹۲] در فیض در ساحت دنیوی، اولیه ادله پیدایش و استقرار معاش اجتماعی از منظر قرآن را می‌اقتدار در یک کالا بودن دو آدم نخستین و شم نیاز مشترک آن ها به هم تحت عنوان یک غریزه حیوانی و در کنار آن، عاطفه ها خانوادگی و اجتماعی با ولادت فرزندان و ساخت‌و‌ساز پیوندهای سببی و نسبی به یکدیگر که عامل ها طبیعی جامعه انسانی تلقی می شوند، بازیافت. [۹۳]
به این ترتیب اول رینگ‌های رابطه آدم‌ها و تشکیل جامعه انسانی در خانواده صورت میگیرد: «ومِن ءایـتِهِ اَن خَلَقَ لَکُم مِن اَنفُسِکُم اَزوجـًا لِتَسکُموزیک اِلَیها وجَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً ورَحمَةً»،[۹۴] در عین هم اکنون این رابطه ها موجب نوعی پیوستگی و پیدایش قبایل متعدد و شعوب متعدد‌اند و بعد از آن معاش اجتماعی از حد قبایل بالاتر رفته، به مرحله تابعیت‌ها و رنگ‌ها و اختلاف در آن ها می رسد و این دو عنصر سبب ساز نوعی وحدت دربین اعضای هر کدام از مجموعه‌ها می شوند: «واختِلـفُ اَلسِنَتِکُم واَلونِکُم». [۹۵]
فواید همیاری و تعاون نیز از کارداران دیگری میباشد که طی معاش اجتماعی از روش تجارب عملی بشری به دست آمده و موجب استحکام و تقویت معاش اجتماعی می گردد. [۹۶]
شهید مطهری آحاد اقوال درباره منشا جامعه را به سه گروه فطری ، اضطراری و از روی اراده نصیب کرده که بنابر لحاظ در آغاز، دلیل مهم، طبیعت درونی بشر هاست. لحاظ دوم از قبیل کارها اتفاقی، عرضی و تحت عنوان نهایت ثانوی میباشد خیر او‌لین و بنابر لحاظ سوم، اجتماعی بودن از قبیل غایات فکری میباشد خیر طبیعی و مطلوب‌ترین برداشتی را که با آیه‌ها فوق مطابقت میباشد در حیث در آغاز دانسته میباشد که اجتماعی بودن در متن آفرینش آدم پی ریزی گردیده است. [۹۷]

۹ - قانونمندی جامعه
[دستکاری]
قانونمندی و کیفیت قانون ها و سنت‌های حکم دهنده بر جامعه، از مباحث بنیادین و از مبادی فلسفی گفت و گو‌های جامعه شناختی در پژوهش پدیده‌های اجتماعی میباشد که بخش اعظمی از مسائل اجتماعی بر اساس آن استوارند.
دوراندیشی از قانونمندی جامعه نقش‌ها و پیامدهای مهمی داراست که عبارت‌اند از اقتدار بر کشف مقررات که شرط مایحتاج پیش گویی پذیری جامعه و تاریخ میباشد، کالبد شکافی و چک ظریف جامعه ها قبل، آشنایی رخدادهای غیر مترقبه و شایستگی برای رویارویی با آن، طرح ریزی ظریف برای رویا رویی با جراحت‌های اجتماعی و راهکار اندیشی برای بهبود حال و روز جانور.
واژه سنت که در ۱۱ آیه از آیه‌ها قرآن با تعابیر «سُنَّتُ الاَوَّلین»؛ [۹۸] «سُنَّةَ اللّهِ فِی الَّذینَ خَلَوا مِن قَبلُ» [۹۹] «لِسُنَّتِنا»،[۱۰۰] «سُنَّتَ اللّهِ الَّتی قَد خَلَت»،[۱۰۱] «سُنَّةَ مَن قَد اَرسَلنا قَبلَکَ مِن رُسُلِنا»،[۱۰۲] «سُنَنَ الَّذِینَ مِن قَبلِکُم»،[۱۰۳] «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّهِ تَبدیلاً» [۱۰۴] و «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ» [۱۰۵] به شغل رفته، به معنای دیدگاه معمول و رایج میباشد که حتما خویش غالبا یا این که دائما سرازیر باشد[۱۰۶] و مراد از سنت یا این که ضابطه جامعه، دیدگاه‌ای سرازیر و درست میباشد که برای رهنمونی جامعه جعل گردیده[۱۰۷][۱۰۸] که جامعه در آن سیر می‌نماید و مسیری میباشد که بایستی از آن تاسی خواهد شد و ضابطه آفریدگار درباره امت‌های قبل بوده میباشد. [۱۰۹] مقررات گزینه دعوا در اینجا، آن تیم از ارتباط ها انگیزه و علیل‌ها میباشند که به حکم تکوینی معبود در ساختن و ویران کردن اجتماعات حکم دهنده و مؤثرند. [۱۱۰] این سنت‌ها، گاه درمورد برخی اقوام‌اند که با تنقیح مناط امکان سرایت کردن دارا هستند؛ مانند «ولَو اَنَّهُم اَقاموا التَّورةَ تعالیِنجیلَ وما اُنزِلَ اِلَیهِم مِن رَبِّهِم لاََکَلوا مِن فَوقِهِم ومِن تَحتِ اَرجُلِهِم» [۱۱۱] و گاه سوای نیاز به تنقیح مناط عمومیت داشته، دربرگیرنده همگی آدم‌ها می گردند؛ مانند «ومَن یَتَّقِ اللّهَ یَجعَل لَهُ مَقاطرَجـا» [۱۱۲] و تفاوتشان با سنت‌های به دست آمده با جستجو‌های بشری این میباشد که خطاناپذیرند.
مجموعه‌ها و دولت ها متعدد به رغم اختلافات تکوینیشان، وجوه اشتراکی دارا‌هستند که هم محور ضوابط تکوینی جامعه شناختی مشترک میگردند و هم منشا مقررات تشریعی اخلاقی و حقوق و دستمزد مشترک، به این ترتیب می توانند فرهنگ و تمدن و نظام ارزشی و اخلاق و رفتار و حقوق و دستمزد واحد داشته باشند. قرآن نیز یک حرفه مقررات تکوینی و تشریعی مشترک در بین جامعه ها قائل میباشد[۱۱۳] و از همین رو نقل اکثری از قصص قرآنی برای عبرت دیگر افراد، به دلیل وجود شرایطی میباشد که مختص یک جامعه نیستند، بلکه مشترک دولت ها‌اند و قابلیت و امکان تکرار دارا‌هستند: «لَقَد کانَ فی قَصَصِهِم عِبرَةٌ لاُِولِی الاَلبـبِ» [۱۱۴]؛ همینطور از آیاتی که عموم را به سیر در زمین ترغیب می‌نمایند تا سرگذشت اقوام و آخر و عاقبت پیشینیان را بنگرند، مقررات مشترک استعمال می‌گردد: «قُل سیروا فِی الاَرضِ فَانظُجایز کَیفَ کانَ عـقِبَةُ المُجرِمین»،[۱۱۵] «اَوَ لَم یَسیروا فِی الاَرضِ فَیَنظُجایز کَیفَ کانَ عـقِبَةُ الَّذینَ مِن قَبلِهِم...». [۱۱۶] از حیث قرآن، امت‌ها و جامعه‌ها از آن جهت که امت و جامعه‌اند ـ خیر فقط اشخاص جامعه‌ها ـ سرانجام مشترک دارا هستند. اشتراک در آخر و عاقبت به معنای سنت و ضابطه داشتن جامعه میباشد؛ مانند آنچه درباره‌ی آخر و عاقبت فامیل بنی اسرائیل آمده میباشد. [۱۱۷][۱۱۸]
خواسته از ضابطه‌های جامعه در قرآن، قانون ها حقیقی و واقعی یا این که تکوینی میباشد که از ارتباطی نفس الامری حکایت می‌نمایند که با اوضاع و اعتبار کاری ندارند[۱۱۹] و در آنان استثنا هیچ راهی نداشته، از سنخ رابطه علّی و معلولی به شمار میروند و از این رو قضایای شخصیه و جزئیه ضابطه محسوب نمی شوند. برای تشخیص این ضوابط که درقرآن به صورت مکرر از آنها حافظه شد‌ه‌است سه ملاک انگیزه داشتن، غرض داشتن، و اجتماعی بودن بایستی در لحاظ باشد. [۱۲۰][۱۲۱]

۹.۱ - سه خصوصیت مقررات اجتماعی در قرآن
شهید صدر، از مقایسه آیه ها قرآنی درباره ضوابط سابق الذکر، سه واقعیت پایدار را به کارگیری نموده است که می‌قدرت آن‌ها‌را خصوصیت‌های مهم سنت‌ها برشمرد:[۱۲۲][۱۲۳]

۹.۱.۱ - کورکورانه و اتفاقی نبودن ضوابط
به این مفهوم که سرپیچی ناپذیرند. قرآن روی این خصوصیت تاکید بسیار داراست تا آدمی گمان نکند آنچه در تاریخ واقع می‌گردد جنس صُدْفه و حادثه میباشد: «لَن تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبدیلا». [۱۲۴]

۹.۱.۲ - لینک داشتن باایمان
از تعابیر متعدد قرآنی، بدین واقعیت پی می بریم که عزم و سنت پروردگار کلیه قاعده و ضابطه الهی و به پروردگار و موفقیت وی متعلق‌اند و آفریدگار توان خویش را از مجاری همین سنن و ضوابط ایفا می‌نماید. ولی خواسته انکار سلسله انگیزه‌ها و عقب افتاده جسمی‌های رخدادهای طبیعی وجود ندارد، بلکه خواسته این میباشد که تک تک قانون ها و سنن و ضوابط تابع عزم الهی‌اند.

۹.۱.۳ - تاکید بر عزم و تفویض بشر
قرآن در میان جبر مقررات و آزادی آدم آشتی و این دو دستور به ظواهر ضد‌و‌نقیض را به هم لینک و پیوند داده میباشد. از نگاه قرآن اصل تفویض با سنن الهی منافاتی ندارد:
«اِنَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّجایز ما بِاَنفُسِهِم». [۱۲۵]
جز مورد ها فوق، با تمرکز در آیه ها قرآن، خصوصیت‌های اجتماعی بودن، این جهانی بودن و اصلاحگری را نیز می‌اقتدار برای سنت‌های الهی اظهار‌کرد. این قانون ها اگرچه جایزه یا این که کیفر اخروی نیز دارا‌هستند، پیشبینی ها و منش‌های پروردگار می‌باشند که در اجتماع این جهانی برای موعظه عالم به سوی مصلحت، پیاده سازی گردیده‌اند. بعضا از این سنت‌ها عبارت‌اند از سپردن و مسئولیت آدم، ارسال رسل، ظهور و سقوط امت‌ها، هدایت و اضلال، برد حق بر فسخ، استدراج، آزمون و ابتلا، عبرت آموزی، همبستگی تحول‌های اجتماعی با تغییر‌و تحول درونی اشخاص و وراثت زمین برای مؤمنان.

۱۰ - اعتلا و انحطاط جامعه
[دستکاری]
مبنی بر نگرش قائل به استقلال و وجود حقیقی و واقعی جامعه، استناد صفات حیات و مرگ به آن، با دقت به آیه ها قرآن پذیرفتنی خواهد بود. ضابطه مرگ و حیات فقط برای اشخاص آدم وجود ندارد، بلکه اقوام و جمعیت‌ها و جامعه‌ها را نیز در برمی گیرد، با این تفاوت که مرگ ملت‌ها غالبا بر تاثیر انحراف از مسیر حق و عدل و داد و روی آوردن به ستم و دنیاپرستی میباشد. [۱۲۶] موردها آیه «ولِکُلِّ اُمَّةٍ اَجَلٌ» [۱۲۷] این میباشد که امم و دولت ها بشری هم مانند اشخاص دارنده قدمت و اجلی محدودند. [۱۲۸]
آشنایی دست اندرکاران رویش و گسست یا این که مرگ یک جامعه نیازمند آشنایی درست بشر و جامعه، و آشنایی این دو متعلق به آشنایی عالم میباشد، به این ترتیب شعور عمیق اسباب و اثاث فروپاشی یا این که گسترش هر جامعه ارتباط مستقیمی با دنیا بینی اشخاص داراست و زیرا عالم بینی‌ها گوناگون‌اند تفسیرها از اعتلا و انحطاط نیز متعدد‌اند؛ در صورتیکه عالم و بشر دنیوی باشند ارتباط آدم و دنیا نیز در همین مدار قرار می گیرد و پرورش یا این که گسیختگی جامعه نیز بر موازین آن تعبیر و تفسیر می‌گردد؛ البته در عالم بینی الهی، زیرا بشر و عالم جاودانه چشم می شوند خیر در مسافت در بین ولادت تا مرگ، نوع طریقه به رویش و انحطاط آن نیز مختلف میباشد.
قرآن اعتلا و انحطاط جامعه را برحسب نوع بینش و دنیا بینی اشخاص تبیین می‌نماید؛ برای مثال از گویش آن ها که نگرشی دنیوی دارا‌هستند و توسعه را فقط از روزنه دنیوی می نگرند میگوید: هرکه اهل استعلا و برتری طلبی بود به فلاح و رستگاری میرسد: «وقَد اَفلَحَ الیَومَ مَنِ میباشدَعلی». [۱۲۹] در منطق قرآن، جامعه دارنده این نوع عالم بینی، محکوم به باخت میباشد و پرورش هر جامعه بر مدار توسعه و گسترش فکری و اعتقادی و علمی میباشد که از حق سرچشمه گرفته باشد و پایه آن را اعتقادات درست تشکیل می دهد.
مکانیزم نابودی یک جامعه، با برداشت از آیه ها متعدد اینگونه میباشد که طبقات مرفه و مترف، به سبب ساز در اختیار داشتن سلطه‌های گوناگون، سبب ساز پیدایش و توسعه فسق و انحراف همگی جانبه بین عده عموم و جامعه می شوند. این موضع خصمانه با دقت به اینکه یک کدام از هدف ها اصلی ارسال رسل اقامه عدل و داد و نبرد با ظلم میباشد، در مقابل حق و عدل و داد شدیدتر می شود و خرابی و تباهی چنان سرایت می یابد که جامعه و روح جمعی، صفت فسق را به خویش می گیرد و از فطرت او‌لین و مسیر خلقت گمراه گردیده، در سود جامعه مستحق عذاب ، هلاک و قهر خدا میشود: «فَقُطِعَ دابِرُ القَومِ الَّذینَ ظَـلَموا». [۱۳۰]
قرآن علاوه بر ذکر قصص اقوام گذشته، هم بشر‌ها را به قانونمندی برخی رخدادهای اجتماعی و عبرت گیری از آنان اعتنا داده و هم علل اصلی انحطاط جامعه را به تلویح یا این که تصریح برشمرده میباشد. از کنار هم نهادن آحاد آیاتی که‌این قصص در آنان اورده شده‌اند، به ۴ انگیزه مهم برمی خوریم که ارتباط مستقیمی با فروپاشی جامعه دارا هستند؛ به این مضمون‌ که به هر واحد سنجش که‌این علل در جامعه‌ای فیس بنمایانند آن جامعه سیر قهقرایی سقوط را سریع خیس خواهد پیمود:

برچسب ها تشریفات مشهد ,
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 498
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 203
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 204
  • بازدید ماه : 204
  • بازدید سال : 1740
  • بازدید کلی : 42881
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی